صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > تاريخ تشيع > معرفی شیعه > اوصاف شیعیان: انفاق و کمک به نیازمندان
تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱۳۹۷


انفاق و کمک به نیازمندان

امام صادق  در تفسیر آیه « … هُدىً لِلمُتَّقین» فرمود:

«اَلمُتَّقونَ شیِعَتُنا الَّذیِنَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ و یُقیِمُونَ الصَّلاهَ و مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ»؛

«متقین شیعیان ما هستند که به غیب ایمان داشته، نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه خدا روزى آنان کرده، انفاق مى‏نمایند».[۱]

آن حضرت در روایتى دیگر فرمود:

«إنَّما الشِّیعَهُ مَن … إن أَتاهُم ذُو حاجَهٍ رَحِمُوهُ»؛ «همانا شیعه کسى است که اگر نیازمندى نزد او بیاید، به او رحم کند».[۲]

و نیز فرمود:

«اِختَبِرُوا شیِعَتَنا فِى خَصلَتَینِ … المُحافَظَهِ عَلَى الصَّلاهِ والمُواساهِ لِلأِخوانِ و إن کانَ شَیئا قَلیلاً»؛

«شیعیان ما را با دو خصلت امتحان کنید: یکى در مراقبت از اوقات نماز و دیگرى کمک به برادران دینى؛ هرچند اندک باشد».[۳]

گستره انفاق

انفاق به معناى اعطا و بخشش چیزى در راه خداست؛ به تعبیر دیگر، انفاق عبارت از بذل رایگان تمام یا بخشى از سرمایه‏هاى انسان در راه خدا و براى کسب رضایت اوست، که این امر گاهى در اموال و سرمایه‏هاى مادى انسان است؛ مانند کمک مالى به فقیر، ساختن مدرسه، بیمارستان و… گاهى نیز در سرمایه‏هاى معنوى است؛ مانند صرف کردن وقت، علم و دانش و امثال این امور در راه کمک به افراد نیازمند و امور خیر. انفاق در راه خدا، همه این امور را شامل مى‏شود.

قرآن کریم در اوصاف متقین مى‏فرماید:

«اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ ویُقیمونَ الصَّلوهَ ومِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون»؛

«متقین کسانى هستند که به غیب ایمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه روزى آنان کرده‏ایم انفاق مى‏نمایند».[۴]

در این آیه، خداوند نگفته است: «و من أموالهم ینفقون»؛ «آنان از اموالشان انفاق مى‏کنند» بلکه مى‏فرماید: «و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون»؛ «از آنچه روزى آنان کرده‏ایم انفاق مى‏نمایند».

چنین تعبیرى شامل تمام مواهب و روزى‏هاى مادى و معنوى، که خداوند نصیب انسان کرده است، مى‏شود.

در روایات نیز دامنه انفاق فراتر از انفاق مادى بیان شده است.

پیامبراکرم فرموده:

«کُلُّ مَعروفٍ صَدَقَهٌ اِلى غَنِىٍّ اَو فَقیرٍ فَتَصَدَّقُوا و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ»؛ «هر کار نیکى صدقه است؛ چه صدقه‏گیرنده فقیر باشد یا ثروتمند. پس صدقه بدهید؛ هرچند نیمى از خرما باشد».[۵]

با توجه به آیه و روایت مذکور، انفاق گستره وسیعى دارد که شامل اعطاى همه سرمایه‏هاى مادى و معنوى انسان به تمام افراد نیازمند مى‏شود. از این رو مؤمنان نه تنها وظیفه دارند از اموال خود در راه خدا انفاق نمایند، بلکه از عقل، دانش، نیروى جسمى، وقت، هنر و هر سرمایه دیگرى که خدا در اختیار آنان قرار داده، به نیازمندان ـ اعم از اینکه از جهت مالى فقیر باشند و یا ثروتمند ـ یا راههاى خیر دیگر کمک نمایند. ازاین‏رو آنان که از سرمایه‏هاى مادى بهره‏اى ندارند نباید احساس نمایند که از انجام این کار خیر و عظیم محروم‏اند. بلکه باید بدانند راه انفاق همیشه براى آنان باز است و آنان مى‏توانند از دیگر سرمایه‏هاى خود به دیگران کمک کرده، از برکات و اجر فراوان این عمل بهره‏مند شوند؛

تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن    بدمى یا درمى یا قلمى یا قدمى

انفاق در راه خدا از جهت حکم تکلیفى نیز بر دو قسم است:

۱٫ انفاق واجب:

اسلام در مواردى، هزینه کردن بخشى از اموال را بر مسلمانان واجب نموده است؛ همچون پرداخت خمس، زکات، کفّارات و نذر که هر مکلّفى وظیفه دارد در صورت واجد شرایط بودن، مقدار معینى از اموال خود را در راههاى مذکور و به شکلى که اسلام فرمان داده پرداخت نماید. افزون بر موارد مذکور، گاه انفاق و هزینه کردن اموال در مواردى خاص نیز بر فرد مسلمان واجب مى‏شود؛ همچون موردى که مسلمان یا انسان محترمى محتاج و مضطر گردد و توان رفع احتیاج خود را نداشته باشد و یا جامعه اسلامى نیازمند هزینه کردن اموالى گردد که از توان حکومت اسلامى خارج باشد؛ همچون تأمین هزینه جنگ و جهاد، ساختن مدرسه، بیمارستان و دیگر نیازهاى ضرورى جامعه که در چنین مواردى نیز ثروتمندان موظف‏اند بخشى از اموال خود را در راههاى مذکور هزینه نمایند تا جان، آبرو و امنیّت برادر مسلمان و یا جامعه اسلامى در معرض تهدید و خطر قرار نگیرد.

۲٫ انفاق مستحب:

عبارت است از بخشش قسمتى از سرمایه ـ به غیر از حقوق واجب ـ در راه خدا و کارهاى خیر که در شرع حدّ و اندازه مشخصى براى آن تعیین نگردیده است و مقدار آن به اختیار انفاق‏کنندگان گذاشته شده است.

از دو قسم انفاق، آنچه در این بحث بیشتر درصدد بیان آن هستیم و اهل‏بیت  آن را از اوصاف شیعیان خود برشمرده‏اند همین قسم از انفاق است؛ زیرا انفاقهاى واجب وظیفه و تکلیف همه مسلمانان است که باید آن را از سرمایه‏هاى خود خارج کرده، به نیازمندان کمک نمایند؛ اما آنچه وظیفه واجب مسلمانان نیست و به واسطه عمل به آن شخص از دیگر انسانها متمایز مى‏گردد همین انفاقهاى مستحبى است؛ هرچند برخى آیات و روایاتى که در این بحث، به آنها اشاره مى‏گردد شامل انفاقهاى واجب نیز مى‏شود.

اهمیت انفاق در نظر اسلام

انفاق در راه خدا و کمک به نیازمندان، یکى از صفات حمیده و پسندیده و نمایانگر حس همدردى انسان با فقیران و محرومان جامعه و حاکى از احساس مسئولیتى است که شخص در مقابل مستمندان و جامعه اسلامى و حتى در مقابل خداوند دارد. این عمل پسندیده و نیک آثار فراوانى براى جامعه به دنبال دارد؛

فاصله طبقاتى میان فقیر و غنى را کاهش مى‏دهد و جامعه از بسیارى از آلودگیها و فسادها و ناهنجاریها پاک مى‏شود و گاه از هلاکت و نابودى نجات پیدا مى‏کند؛ زیرا اگر به واقعیت امور توجه شود این حقیقت آشکار خواهد شد که ریشه بسیارى از مفاسد اخلاقى، فرهنگى، اجتماعى در جامعه فقر و ندارى و نیاز افراد به کمک دیگران است که اگر این نیازها از سوى دیگر افراد جامعه برطرف شود، شخص نیازمند براى تأمین نیاز خود مرتکب گناه و کار خلاف نخواهد شد.

از طرف دیگر، انفاق بسیارى از رذایل اخلاقى، همچون بخل، مال‏اندوزى و دنیاطلبى را از وجود انفاق کننده محو کرده و باعث رشد و نمو صفات اخلاقى و پسندیده در وجود وى مى‏گردد. از این رو اسلام براى انفاق و کمک به دیگران اهمیت فوق‏العاده‏اى قائل شده و جایگاه بسیار رفیعى را براى این صفت حمیده در نظر گرفته است.

دلایل اهمیت و ارزش این عمل به شرح ذیل است:

الف. فرمان‏ها و سفارش‏هاى مؤکد

انفاق، به اندازه‏اى از نظر اسلام ارزش دارد که خداوند متعال و اولیاى الهى با دستورهاى مؤکد و سفارش‏هاى فراوان، مؤمنان را به انفاق در راه خدا ترغیب و تشویق نموده، به آنان توصیه کرده‏اند که قبل از آنکه زمان بگذرد و عمر و سرمایه‏هاى آنان از بین برود از انفاق به نیازمندان غفلت نورزند.

خداوند در قرآن کریم خطاب به مؤمنان مى‏فرماید:

«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِمّا رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِىَ یَومٌ لا بَیعٌ فیهِ ولا خُلَّهٌ ولا شَفـعَهٌ»؛

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از آنچه به شما روزى داده‏ایم انفاق کنید؛ پیش از آنکه روزى فرا رسد که نه خرید و فروشى است و نه دوست و شفاعتى».[۶]

در جاى دیگر مى‏فرماید:

«واَنفِقوا مِن ما رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِىَ اَحَدَکُمُ المَوتُ فَیَقولَ رَبِّ لَولا اَخَّرتَنى اِلى اَجَلٍ قَریبٍ فَاَصَّدَّقَ واَکُن مِنَ الصّــلِحین»؛

«از آنچه به شما روزى داده‏ایم انفاق کنید؛ پیش از آنکه مرگ یکى از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا، چرا مرگ مرا براى مدت کمى به تأخیر نینداختى تا در راه خدا صدقه دهم و از صالحان باشم».[۷]

پیامبر اکرم  نیز مى‏فرماید:

«تَصَدَّقوا و لَو بِصاعٍ مِنَ التَّمرِ، و لَو بِبَعضِ صاعٍ و لو بِقَبضَهٍ و لو بِبَعضٍ قَبضَهٍ و لَو بِتَمرَهٍ و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ! فَاِنَّ اَحَدَکُم لاقى اللّهَ، فَقالَ لَه: اَلَم اَفعَل بِک؟ اَلَم اَجعَلکَ سَمیعا بَصیرا؟ اَلَم اَجعَل لَکَ مالاً و وَلَدا؟ فَیَقُولُ: بَلى، فَیَقُولُ اللّهُ تَبارَکَ و تَعالى: و أُنظُر ما قَدَّمتَ لِنَفسِکَ قال: فَیَنظُرُ قُدّامَهُ و خَلفَهُ و عَن یَمیِنِهِ و عَن شِمالِهِ، فَلا یَجِدُ شَیئا یَقِىَ بِهِ وَجهَهُ مِنَ النّارِ»؛

«صدقه بدهید، هرچند به یک صاع از خرما، حتى نصف صاع، حتى یک مشت خرما، حتى نصف مشت، حتى یک خرما، حتى نصف خرما! همانا برخى از شما خدا را ملاقات مى‏کند. پس به او گفته مى‏شود: آیا تو را قدرت و توان ندادم؟ آیا تو را شنوا و بینا نکردم؟ آیا به تو مال و فرزند ندادم؟ مى‏گوید: چرا. پس خداوند مى‏گوید: پس ببین چه چیز براى خودت فرستاده‏اى. وى به جلو و عقب و سمت راست و چپ خود نگاه مى‏کند و چیزى نمى‏یابد که خود را با آن از آتش جهنم حفظ نماید».[۸]

در قیامت انسان آن‏قدر محتاج و نیازمند است که گاهى ذره‏اى کار خیر یا انفاق در راه خدا مى‏تواند براى انسان مفید باشد و او را از آتش جهنم نجات دهد. در این روایت پیامبراکرم مى‏فرماید: حتى اگر نیم دانه خرما مى‏توانید انفاق کنید، از آن دریغ نکنید؛ زیرا همین نیم دانه ممکن است باعث نجات شما گردد. قریب همین مضمون در روایات دیگرى نیز از آن حضرت نقل شده است؛

«اِتَّقُوا النّارَ و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ، اِتَّقُوا النّارَ و لَو بِشَربَهٍ مِن ماءٍ»؛

«از آتش جهنم پرهیز کنید، هرچند با نصف خرما باشد. از آتش جهنم پرهیز کنید، هرچند با شربتى از آب باشد».[۹]

اى که دستت مى‏رسد کارى بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

تیره روزان جهان را به چراغى دریاب

تا پس از مرگ، تو را شمع مزارى باشد

ب. انفاق، معامله با خداوند

قرآن کریم انفاق و کمک به نیازمندان را معامله با خدا دانسته است که خداوند در این معامله، خود کمک مالى یا غیر مالى را از انفاق‏گران دریافت کرده و در مقابل سودى عظیم و ارزشمند که قابل مقایسه با آنچه انفاق شده نیست، به انفاق‏گران عطا مى‏نماید.

قرآن کریم در این باره مى‏فرماید:

«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکُم عَلى تِجـرَهٍ تُنجیکُم مِن عَذابٍ اَلیم * تُؤمِنونَ بِاللّهِ ورَسولِهِ وتُجـهِدونَ فى سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم…* یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّـتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ ومَسـکِنَ طَیِّبَهً فى جَنّـتِ عَدنٍ ذلِکَ الفَوزُ العَظیم»؛

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آیا نمى‏خواهید شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مى‏بخشد؟ [آن تجارت این است که] به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموالتان در راه خدا جهاد نمایید در مقابل خداوند گناهانتان را مى‏بخشد و شما را در باغى از باغ‏هاى بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است، داخل مى‏کند و در منازل پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مى‏دهد و این پیروزى عظیمى است».[۱۰]

در آیه‏اى دیگر قرآن مى‏فرماید:

«اَلَم یَعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ … یأخُذُ الصَّدَقـتِ»؛ «آیا نمى‏دانستند که فقط خدا … صدقات را مى‏گیرد».[۱۱]

امام صادق  نیز مى‏فرماید:

«ما مِن شَى‏ءٍ إلاّ وُکِّلَ لَهُ مَلَکٌ إلاّ الصَّدَقَهَ فَاِنَّها تَقَعُ فِى یَدِ اللّهِ»؛

«هیچ چیزى نیست مگر اینکه خداوند بر آن فرشته‏اى موکّل نموده است؛ جز صدقه، همانا صدقه در دست خداوند قرار مى‏گیرد».[۱۲]

به همین جهت است که در روایات نقل شده که امام سجاد  گاهى که صدقه‏اى به فقیر مى‏دادند دست سائل را مى‏بوسیدند. وقتى علت این امر را از آن حضرت سؤال مى‏کردند، آن حضرت مى‏فرمود: «صدقه قبل از اینکه به دست فقیر برسد به دست خدا مى‏رسد؛ به این علت من دست فقیر را مى‏بوسم!»[۱۳]

امام صادق  نیز در مورد حالات پدرشان امام باقر  مى‏فرماید: «پدرم وقتى چیزى به سائل مى‏داد، آن را برمى‏گردانید و مى‏بوسید و مى‏بویید. سپس آن را به سائل مى‏داد».[۱۴]

ج. انفاق؛ نعمت بزرگ الهى به بنده

بسیارند افرادى که کمک کردن به دیگران را نوعى غرامت و ضرر براى خود مى‏شمارند و از مراجعه افراد نیازمند به در خانه خود ناراحت مى‏شوند و اگر نیازمندى حاجت خود را از آنان طلب نماید از برآوردن آن امتناع مى‏ورزند و گاه او را به دیگرى حواله مى‏دهند؛ در حالى که این افراد از حقیقت امر غافل‏اند و نمى‏دانند که با آمدن آن حاجتمند به در خانه آنان، خداوند نعمتى را به سوى آنها گسیل داشته است که آنان باید قدر این نعمت الهى را بدانند.

امام حسین  در این باره مى‏فرماید:

«اِعلَمُوا! أَنَّ حَوائجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللّهِ عَلَیکُم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلُ اِلى غَیرِکُم»؛

«بدانید که حاجتهاى مردم به شما از نعمتهاى الهى براى شماست؛ از این نعمتهاى الهى ملول و دلگیر نشوید که خداوند آن را به دیگرى محول خواهد کرد».[۱۵]

بنابراین وقتى حاجتمند و برادر مسلمان یا مؤمنى براى رفع نیازش به انسان مراجعه مى‏کند باید مؤمنان بسیار شادمان شوند و حاجت برادر نیازمند را به گونه‏اى نیکو و حتى بیشتر از آنچه طلب مى‏نماید برآورده سازند و بدانند که او وسیله‏اى است که خداوند به درب خانه انسان فرستاده تا توشه سفر آخرت انسان را بر دوش خود حمل کند و به مقصد برساند لذا مؤمنان باید زیرکى و فراست به خرج داده، سعى کنند بار بیشترى را به وسیله او به خانه آخرت خود بفرستند تا در دنیاى دیگر از این توشه ذخیره شده استفاده کنند. امیرالمؤمنین على در وصیتى خطاب به فرزندش امام حسن مى‏فرماید:

«اِذا وَجَدتَ مِن اَهلِ الفاقَهِ مَن یَحمِلُ لَکَ زادَکَ اِلى یَومِ القِیامَهِ فَیُوافِیکَ بِهِ غَدا حَیثُ تَحتاجُ اِلَیهِ، فَاغتَنِمهُ و حَمِّلهُ اِیّاهُ و اَکبِر مِن تَزوِیدِهِ و اَنتَ قادِرٌ عَلَیهِ، فَلَعَلَّکَ تَطلُبُهُ فَلا تَجِدُهُ»؛

«هرگاه از نیازمندان کسانى را دیدى که توشه‏ات را به سوى آخرت حمل مى‏کند و در آن روز که به آن محتاج هستى به تو پس دهد وجود وى را غنیمت بشمار و توشه‏ات را بر دوش او حمل کن و اگر توان دارى بار بیشترى بر او حمل نما؛ زیرا ممکن است روزى در جستجوى او برآیى، ولى او را نیابى».[۱۶]

توشه بردارى است بهر منزل فرداى تو        مغتنم دان چون به درگاه تو آید سائلى

اما اگر شخص به حاجتمند پاسخ منفى دهد و او را از درب خانه خود براند نه تنها خود را از این نعمت الهى محروم کرده است بلکه خداوند گاه اصل مال و ثروت بنده را نیز از او گرفته و به دیگرى مى‏سپارد.

على  مى‏فرماید:

«إِنَّ لِلّهِ عِبادا یَخصُّهُم اللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِباد، فَیُقِرُّها فِى أَیدِیهِم ما بَذَلُوا، فَاِذا مَنَعُوها نَزَعَها مِنهُم ثُمَّ حَوَّلَها اِلى غَیرِهِم»؛

«خداوند بندگانى دارد که براى تأمین منفعت دیگر بندگانش به آنان نعمتى مى‏دهد و تا زمانى که آنان از این نعمت به دیگران انفاق نمایند آن را در دست اینان نگه مى‏دارد؛ اما هرگاه اینان از بذل به دیگران امتناع ورزند، خداوند آن نعمت را از آنان گرفته و به دیگرى مى‏سپارد».[۱۷]

د. انفاق؛ سرآغاز برکات و پاداش فراوان

انفاق و کمک به دیگران آثار و برکات فراوانى براى انسان، در دنیا و آخرت، دارد و باعث مى‏شود که هم زندگى دنیایى انسان متحول شود و هم در آخرت از پاداشها و برکات آن بهره‏مند گردد. اوّلین اثرى که انفاق در راه خدا دارد، این است که خدا کمبود ظاهرى را که به واسطه برخى انفاقها در مال و سرمایه انسان ایجاد مى‏گردد از راههایى دیگر جبران مى‏نماید.

قرآن در این‏باره مى‏فرماید:

«و ما اَنفَقتُم مِن شَى‏ءٍ فَهُوَ یُخلِفُهُ وهُوَ خَیرُ الرّازِقین»؛ «و هر چیزى را در راه خدا انفاق کنید، خدا جایگزین مى‏کند و او بهترین روزى‏دهندگان است».[۱۸]

امام صادق  نیز در روایتى مى‏فرماید:

«ثَلاثَهٌ اُقسِمُ بِاللّهِ أَنَّها الحَقُّ، ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَهٍ و لا زَکاهٍ»؛

«سه چیز است که سوگند مى‏خورم حقیقت دارد و یکى از آن سه این است که هیچ مالى با انفاق و پرداخت زکات کم نمى‏شود».[۱۹]

یکى از عمده‏ترین عواملى که باعث مى‏شود برخى از انفاق در راه خدا امتناع ورزند این است که گمان مى‏نمایند اگر کمکى به فقیران کنند و یا اموالى در راههاى خیر دیگر مصرف کنند از سرمایه آنها کاسته خواهد شد؛ در حالى که این اندیشه‏اى باطل است؛ زیرا روزى دهنده همه بندگان، خداوند است، اوست که اگر بخواهد به فردى روزى مى‏دهد و روزى برخى را قطع مى‏کند، روزى بعضى را افزایش داده و روزى برخى را کاهش مى‏دهد و چنین خدایى که روزى همگان در دست اوست، خود ضمانت کرده که این کاهش ظاهرى را، جبران نماید. علاوه بر این گاه خداوند چندین برابر آن چه را انسان انفاق کرده از راههایى دیگر به او عطا مى‏کند.

قرآن کریم مى‏فرماید:

«مَن ذَا الَّذى یُقرِضُ اللّهَ قَرضـاً حَسَنـاً فَیُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـاً کَثیرَهً واللّهُ یَقبِضُ ویَبصُـطُ واِلَیهِ تُرجَعون»؛

«کیست که به خدا قرض حسنه‏اى دهد (و از اموالى که خدا به او بخشیده انفاق نماید) تا خداوند آن را براى او چند برابر کند؟ و خداوند است که روزى بندگان را محدود یا گسترده مى‏سازد و به سوى او باز مى‏گردید».[۲۰]

از دیگر برکات دنیایى انفاق؛ شفاى امراض، افزایش عمر و دفع مرگهاى ناگهانى است. پیامبراکرم مى‏فرماید:

«داوُوا مَرضاکُم بِالصَّدَقَهِ»؛ «بیماران خود را با صدقه مداوا کنید».[۲۱]

امام باقر  نیز مى‏فرماید:

«البِرُّ والصَّدَقَهُ… یَزیدانِ فِى العُمرِ و یَدفَعانِ عَن سَبعینَ مَیتَهَ سُوءٍ»؛

«نیکى و صدقه، عمر انسان را افزایش داده، هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دفع مى‏نماید».[۲۲]

بزرگ‏ترین برکت و پیامد انفاق، محو گناهان و پاداش عظیم آخرتى است که خداوند به دلیل کمک به نیازمندان به بنده‏اش عطا مى‏نماید.

قرآن کریم مى‏فرماید:

«تُجـهِدونَ فى سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم… * یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّـتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ ومَسـکِنَ طَیِّبَهً فى جَنّـتِ عَدنٍ ذلِکَ الفَوزُ العَظیم»؛

«در راه خدا با اموال خود جهاد نمایید. خداوند گناهانتان را مى‏بخشاید و شما را در باغهایى از بهشت داخل مى‏کند که نهرهایى از زیر درختانش جارى است و در خانه‏هاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مى‏دهد و این پیروزى عظیم است».[۲۳]

همچنین قرآن در آیات دیگر پاداش هفتصد برابر،[۲۴] اجر بزرگ،[۲۵] اجر و رزق کریم[۲۶] همسران بهشتى[۲۷] و پاداشهاى فراوان دیگرى را به انفاق کنندگان وعده داده و در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید:

«فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِىَ لَهُم مِن قُرَّهِ اَعیُنٍ جَزاءً بِما کانوا یَعمَلون»؛

«هیچ کس نمى‏داند چه پاداشهاى عظیمى که مایه روشنى چشمهاست براى آنان (انقاق‏گران) نهفته است. این پاداش کارهایى است که انجام مى‏دادند».[۲۸]

پاداش انفاق در راه خدا به قدرى عظیم است که خداوند متعال در این آیه مى‏فرماید: هیچ کسى حتى فرشتگان الهى از این پاداش آگاه نیستند و از این تعبیر معلوم مى‏شود که این پاداش، غیر از پاداشهایى است که در آیات دیگر براى انفاق ذکر شده و از همه آنها بالاتر است و تنها در سراى دیگر است که خداوند آن را براى کسانى که انفاق مى‏کنند، آشکار خواهد کرد؛ به‏گونه‏اى که با دیدن این پاداش عظیم، چشم آنان روشن خواهد شد.

امام زین‏العابدین  و انفاق در راه خدا

شیخ صدوق (ره) در کتاب «علل‏الشرایع» مى‏نویسد:

زُهرَى در یکى از شبهاى خیلى سرد با حضرت زین‏العابدین  مصادف شد و دید آن حضرت مقدارى آرد و هیزم بر پشت خود حمل کرده، آن را به جایى مى‏برد. سؤال کرد: یابن رسول اللّه، اینها چیست که بر دوش خود حمل مى‏نمایید؟ امام فرمود: من عزم سفرى دارم و اینها زاد و توشه‏اى است که براى این سفر مهیا کرده و مى‏روم تا آن را در مکان محفوظى ذخیره نمایم. زهرى گوید: به آن حضرت عرض کردم: اجازه بدهید تا غلام من این بار را حمل کند. حضرت فرمود: نه. گفتم: پس اجازه بدهید خودم آنها را بردارم. امام فرمود: نه. من خود سزاوارترم به اینکه مالى که باعث نجات من است و به نیکویى مرا به مقصد مى‏رساند، حمل نمایم. تو را سوگند مى‏دهم که به دنبال کار خود برو و مرا تنها بگذار! زهرى مى‏گوید: با شنیدن این سخن باز گشتم. ولى پس از چند روز آن حضرت را ملاقات کردم و گفتم: یابن رسول‏الله! من اثرى از آن سفرى که گفتید ندیدم؟ حضرت فرمود: آن سفرى که عرض کردم، مرگ و سفر آخرت است که خودم را براى آن آماده مى‏نمایم».[۲۹]

نامه امام رضا  به امام جواد

در کتاب عیون اخبار الرضا از احمدبن محمد بزنطى روایت شده است که وى مى‏گوید:

«من آن نامه‏اى را که حضرت على بن موسى الرضا  به فرزند بزرگوارش امام محمدتقى نوشته بود خواندم. در آن نامه امام رضا  به فرزندش نوشته بود: اى اباجعفر! به من خبر رسیده است موقعى که مى‏خواهى از منزل خارج شوى غلامانت به جهت آن بخلى که دارند تو را از درب کوچک بیرون مى‏برند که خیر تو به کسى نرسد. تو را به آن حقى که بر گردنت دارم سوگند مى‏دهم که از درب بزرگ رفت و آمد نمایى و هر وقت از خانه خارج شده و سوار مرکب مى‏شوى با خود درهم و دینار بردار که هرکس چیزى از تو بخواهد عطا کنى. اگر عموهایت چیزى از تو بخواهند کمتر از پنجاه دینار به آنها ندهى و اگر عمه‏هایت چیزى از تو خواستند کمتر از بیست و پنج دینار به آنان نبخشى و چنانچه بخواهى بیشتر از این مبلغ عطا نمایى مختارى. اگر در راه خدا انفاق کنى خداوند بزرگ تو را برگزیده و مقام تو را بالا خواهد برد، پس در راه خدا انفاق نما و از فقر و تهیدستى باکى نداشته باش».[۳۰]

شرایط و آداب انفاق در راه خدا

انفاق در راه خداوند شرایط و آدابى دارد که در صورت رعایت این شرایط و آداب انسان مستحق اجر و پاداش یا ثواب بیشتر خواهد شد.

برخى از این شرایط و آداب به شرح ذیل است:

  1. اسلام و ایمان:

خداوند صدقه و انفاق را از کسانى مى‏پذیرد که ایمان به رسالت پیامبر اسلام  و آنچه او از طرف خداوند آورده داشته باشند؛ بنابراین کسانى که اساس اسلام را نپذیرفته و یا همه آنچه را پیامبر اسلام  از طرف خداوند آورده، قبول نکرده باشند خداوند انفاق آنان را نپذیرفته و براى آنان اجر و ثواب اخروى در نظر نمى‏گیرد. قرآن در آیات سوره مبارکه توبه در مورد گروهى از منافقان که تنها در ظاهر، اسلام را پذیرفته بودند مى‏فرماید:

«و ما مَنَعَهُم اَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقـتُهُم اِلاّ اَنَّهُم کَفَروا بِاللّهِ وبِرَسولِهِ»؛

«و هیچ چیز مانع قبول انفاقهاى آنان (منافقان) نشد جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند».[۳۱]

در آیه‏اى دیگر آمده است:

«و مَن یَعمَل مِنَ الصّــلِحـتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثى وهُوَ مُؤمِنٌ فاُولکَ یَدخُلونَ الجَنَّهَ ولا یُظلَمونَ نَقیرا»؛

«و کسانى که اعمال صالح انجام دهند ـ چه مرد باشند و چه زن ـ در صورتى که ایمان داشته باشند داخل بهشت مى‏شوند و کمترین ستمى به آنان نخواهد شد».[۳۲]

البته خداوند هیچ عملى را از بنده‏اش، هر چند کافر باشد، بدون مزد و پاداش نمى‏گذارد؛ لذا اگر افرادى که اسلام را نپذیرفته‏اند کار خیر و عمل صالحى انجام دهند خداوند مزدشان را در همین دنیا به آنان یا نسل و فرزندان آنان مى‏دهد؛ مانند اینکه مال فراوانى به آنان عطا مى‏کند یا بدنشان را سالم نگه مى‏دارد یا فرزندان خوبى نصیب آنان مى‏نماید و یا نام نیکى برایشان باقى مى‏گذارد و یا وسایل آسایش فرزندان آنان را فراهم مى‏کند؛ اما اینان در آخرت هیچ حقى بر خداوند ندارند و به واسطه این اعمال خیر وارد بهشت نخواهند شد.

  1. اخلاص و دورى از ریا:

از دیگر شرایط قبولى انفاق از سوى خداوند این است که انفاق کننده، تنها براى خشنودى خداوند مالش را انفاق نماید و هیچ غرض دیگرى نداشته باشد. خداوند در آیه ۲۶۵ سوره بقره مى‏فرماید:

«و مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ وتَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبوَهٍ اَصابَها وابِلٌ فَـئتَت اُکُلَها ضِعفَینِ»؛

«مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و تثبیت روح خود انفاق مى‏کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى قرار دارد و بارانهاى درشت به آن برسد و میوه خود را دو چندان دهد».

اما اگر کسى در انفاق خود ریا نمود و رضاى دیگران را در آن داخل نمود، هیچ سود و منفعتى برایش نخواهد داشت؛ چنان‏که قرآن در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید:

«کَالَّذى یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاس … فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَاَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًا لا یَقدِرونَ عَلى شَى‏ءٍ مِمّا کَسَبوا»؛

«کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‏کند، کار او همچون قطعه سنگى است که بر آن قشر نازکى از خاک باشد و رگبار باران به آن برسد و آن سنگ را از آن خاک صاف نماید، آنها از کارى که انجام داده‏اند چیزى به دست نمى‏آورند».[۳۳]

قرآن در این آیه، انفاقهاى آلوده به ریا و انفاقهایى را که براى چشم مردم به فقرا و مستمندان یا راههایى دیگر داده مى‏شود به کاشتن بذر بر روى سنگ سخت که مقدار اندکى از خاک بر روى آن قرار دارد تشبیه نموده است که با یک باران شدید به کلى از بین رفته و چیزى از آن باقى نمى‏ماند.

بسیارند افرادى که متأسفانه براى خشنودى دیگران مال خود را به مستمندان داده و یا در راه خدا انفاق مى‏نمایند؛ مثلاً اگر در میان جمعى قرار دارد پولى از جیب بیرون مى‏آورد و به فقیر یا در راه خیر مى‏دهد تا دیگران ببینند که او به دیگران کمک مى‏کند و یا اگر براى رضاى خدا داده است در هر مجلسى که مى‏نشیند از پولى که در آن راه خیر صرف کرده سخن به میان مى‏آورد؛ چنین افرادى نه تنها ثواب و اجر انفاق خود را نابود مى‏سازند، بلکه گناه ریا را نیز در نامه عمل خود اضافه مى‏نمایند و پرونده خود را در آخرت سنگین‏تر مى‏نمایند. چنین افرادى را باید «خسر الدنیا والآخره» دانست؛ یعنى هم در دنیا زیان دیده‏اند چون مالشان بیهوده از دستشان خارج شد و هم در آخرت به سبب ریاکارى و به دست آوردن خشنودى دیگران مجازات خواهند شد.

  1. منت نگذاشتن:

شرط دیگر انفاق در راه خدا این است که انسان قبل یا در حین انفاق و یا پس از آن بر کسانى که انفاق مى‏کند منتى نگذارد. اما اگر انفاق خود را با منت همراه نماید اجر و پاداش خود را به طور کلى از دست داده است؛ زیرا منت آتشى را ماند که بر خرمن اعمال خیر زده مى‏شود و تمامى آن را مى‏سوزاند.

قرآن مى‏فرماید:

«یـاَیُّها الَّذینَ ءامَنوا لاتُبطِـلوا صَدَقـتِکُم بِالمَنِّ والاَذى…»؛

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، انفاقهاى خود را با منت نهادن و آزار باطل نکنید».[۳۴]

پیامبراکرم  نیز در روایتى مى‏فرماید:

«مَنِ اصطَنَعَ اِلى اَخیِهِ مَعرُوفا فَامتَنَّ بِهِ اَحَبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ و ثَبَّتَ وِزرَهُ و لَم یَشکُر لَهُ سَعیَهُ»؛

«کسى که به برادر مؤمن خود نیکى کند و بر او منت نهد خداوند عمل او را تباه مى‏نماید و گناه آن منت براى او باقى مى‏ماند و تلاش او را نمى‏پذیرد».[۳۵]

درخت کرم هرکجا بیخ کرد      گذشت از فلک شاخ و بالاى او

گر امید دارى کز او بر خورى      به منت منه ارّه بر پاى او

۴٫ انفاق از مال حلال:

شرط دیگر پذیرش انفاق، صدقه دادن از مال حلال است.

قرآن کریم مى‏فرماید:

«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَیِّبـتِ ما کَسَبتُم ومِمّا اَخرَجنا لَکُم مِنَ الاَرضِ ولا تَیَمَّموا الخَبیثَ مِنهُ تُنفِقونَ…»؛

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از اموال پاکیزه خود که به دست آورده‏اید و از آنچه از زمین براى شما رویاندیم انفاق کنید و به سراغ قسمتهاى ناپاک آن انفاق کنید».[۳۶]

این آیه درباره گروهى نازل شد که در زمان جاهلیت ثروتهایى را از طریق رباخوارى جمع‏آورى کرده بودند و از آن در راه خدا انفاق مى‏کردند که خداوند با نزول این آیه، آنان را از این کار منع نمود و دستور داد که از اموال پاک و حلال خود در راه خدا انفاق نمایند.[۳۷]

داستان مردى که از حرام انفاق مى‏کرد

در زمان امام صادق  مردم از مردى خیلى تعریف مى‏نمودند و به او احترام مى‏گذاشتند. این خبر به گوش امام صادق  رسید. حضرت دوست داشتند تا به طور ناشناس با این مرد ملاقات نمایند. روزى دید که مردم گرداگرد او جمع شده بودند. حضرت از دور او را زیر نظر گرفتند. مرد پس از آنکه از مردم جدا شد به طرف نانوایى رفت و در یک موقع مناسب که صاحب دکان غافل بود دو قرص نان برداشت و از آن‏جا گذشت. سپس به مغازه انارفروشى گذر نمود و دو انار سرقت کرد. حضرت مى‏گوید: از کار این مرد تعجب نمودم و پیش خود گفتم: شاید معامله‏اى انجام داده؛ تا اینکه آن مرد در ادامه راهش به بیمارى رسید. نانها و انارها را در جلوى بیمار گذاشت و عبور کرد. حضرت مى‏گوید: من جلو رفتم و به او گفتم: اى بنده خدا، من آوازه کارهاى نیک تو را شنیده بودم؛ لذا دوست داشتم از نزدیک تو را ملاقات نمایم؛ لیکن امروز اعمال تو را مشاهده کردم که ذهنم را به خود مشغول کرده است. مرد گفت: آن کارها چه بود؟ حضرت فرمود: دیدم که از نانوایى دو قرص نان و از مغازه‏اى دیگر دو انار سرقت نمودى. مرد گفت: قبل از هر چیز بگو ببینم کیستى؟ امام فرمود: مردى از اهل‏بیت رسول‏خدا و از مدینه هستم. مرد گفت: گویا جعفربن محمد هستى. امام فرمود: بلى. مرد گفت: چه سود که از علوم جدّت بى‏بهره‏اى. امام فرمود: آن علوم چیست؟ مرد گفت: کتاب خدا. امام فرمود: آن آیه‏اى که من نسبت به آن جاهل هستم کدام است؟ مرد گفت: این آیه که خداوند متعال مى‏فرماید: «مَن جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها ومَن جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجزى اِلاّ مِثلَها»؛ «هرکس کار نیکى انجام دهد ده برابر پاداش مى‏گیرد و کسى که کار زشتى انجام دهد مطابق همان کیفر مى‏بیند».[۳۸]

من امروز دو نان و دو انار سرقت نمودم و چهار گناه مرتکب شدم؛ اما با انفاق این چهار چیز چهل ثواب نصیب من شد و چهار گناه که از چهل ثواب کم شود سى و شش ثواب دیگر برایم باقى مى‏ماند. امام به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند. تو به کتاب خدا جاهل هستى. آیا نشنیده‏اى که خداوند در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین»؛ «همانا خداوند تنها از پرهیزکاران قبول مى‏کند».[۳۹] تو با سرقت دو نان و دو انار چهار گناه انجام دادى و با دادن آن به غیر و بدون اجازه صاحبان آن چهار گناه دیگر مرتکب شدى و بر گناهان قبلى افزودى. نه اینکه چهل ثواب بر چهار گناه افزوده باشى!».[۴۰]

۵٫ انفاق در حدّ اعتدال:

از دیگر شرایط انفاق این است که انسان در حد اعتدال و توان خود انفاق نماید؛ نه آن‏قدر کم که هیچ درد و نیازى را از حاجتمندان برطرف نسازد و نه آن قدر زیاد که خود محتاج دیگران شود. قرآن در این باره مى‏فرماید:

«و عِبادُ الرَّحمـنِ…والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا ولَم یَقتُروا وکانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا»؛

«بندگان خاص خدا کسانى‏اند که هرگاه انفاق مى‏کنند نه اسراف مى‏نمایند و نه سختگیرى؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدال را رعایت مى‏نمایند».[۴۱]

۶٫ مقدم داشتن نزدیکان:

در انفاق در راه خدا خویشاوندان و نزدیکان انسان مقدم بر دیگران هستند؛ لذا تا هنگامى که انسان، خویشاوند مستمند یا محتاج دارد باید به او کمک نماید و سپس به دیگران.

قرآن کریم در آیه‏اى مى‏فرماید:

«یَسـئلونَکَ ماذا یُنفِقونَ قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیرٍ فَلِلولِدَینِ والاَقرَبینَ والیَتـمى والمَسـکینِ وابنِ السَّبیلِ»؛

«از تو سؤال مى‏کنند که چه چیزى را انفاق نمایند؟ [به آنان] بگو: هر خیر و نیکى که انفاق مى‏کنید باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان باشد».[۴۲]

در پاسخ آن دسته از مسلمانان که از پیامبر اسلام  سؤال نمودند که چه چیزى انفاق نمایند خداوند در این آیه مى‏فرماید: مهم نیست که چه چیزى را انفاق نمایند، هر چیز خیر و نیک ـ چه مال باشد یا عملى نیک ـ را مى‏توانند در راه خدا انفاق نمایند؛ ولى آنچه مهم است مصارف انفاق است که در این مورد، پدر و مادر در درجه اول و سپس دیگر نزدیکان را باید مقدم بدارند و سپس به دیگران کمک کنند.

در روایتى از پیامبر اکرم  آمده است:

پیامبراکرم مى‏فرماید:

«اِبدَأ بِمَن تَعُولُ؛ اُمَّکَ و اَباک و اُختَک و اَخاک ثُمَّ اَدناکَ فَاَدناکَ و قالَ: لا صَدَقَهَ و ذو رَحِمٍ مُحتاجٌ»؛

«صدقه را از کسانى که متکفل امور آنان هستى شروع کن؛ مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت و بعد دیگران. سپس فرمود: صدقه‏اى نیست تا هنگامى که خویشاوند محتاج باشد».[۴۳]

۷٫ انفاق از اموال و سرمایه‏هاى محبوب:

یکى از اهداف تشریع انفاق در اسلام، از بین بردن علاقه‏هاى مادى و وابستگى انسان به دنیاست. افزون بر اینکه کرامت فقرا و نیازمندان نیز در همه حال یکى از اهداف عالیه اسلام به شمار مى‏رود، براى تأمین این دو هدف به مؤمنان دستور داده که از بهترین اموال و از آنچه خود دوست دارند انفاق نمایند. در غیر این صورت عمل آنان بى‏پاداش بوده و یا ثواب و اجر آن بسیار اندک خواهد بود.

قرآن در این باره مى‏فرماید:

«لَن تَنالوا البِرَّ حَتّى تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ وما تُنفِقوا مِن شَى‏ءٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم»؛

«هرگز به نیکى نخواهید رسید، مگر از آنچه دوست دارید انفاق نمایید و آنچه انفاق مى‏کنید خدا از آن با خبر است».[۴۴]

در مورد حالات امام صادق  نیز روایت شده است که آن حضرت گاهى اوقات به فقرا شکر صدقه مى‏دادند. از ایشان سؤال شد: چرا شکر صدقه مى‏دهید؟ فرمودند: چون محبوب‏ترین چیزها در نزد من شکر است و من دوست دارم محبوب‏ترین چیزها را صدقه بدهم».[۴۵]

اما آیا ما این‏گونه هستیم؟ آیا ما که خود را پیرو این خاندان مى‏دانیم همین خصلت را داریم؟ و یا اینکه اگر خواسته باشیم غذایى به فقیر یا همسایه بدهیم آن هنگام دست به این کار مى‏زنیم که شکم خودمان سیر شده باشد و نیم خورده غذا را براى اینکه خراب نشود به در خانه همسایه فقیر مى‏بریم و یا گاه دیده مى‏شود که فردى لباسى خریده، لیکن چون برایش مناسب نیست و یا آن را دوست ندارد به مستمندى مى‏دهد و گاه منت هم بر او مى‏گذارد که من این لباس را مخصوص شما خریده‏ام که این‏گونه انفاقها از سنت و سیره اهل‏بیت  به دور است و همگان به ویژه شیعیان اهل‏بیت باید از این امور به شدت پرهیز نمایند.

۸٫ صدقه دادن پنهانى:

انفاق در آشکار و در پنهان هر دو داراى اجر و پاداش است؛ اما در خفا صدقه دادن پاداش بیشترى دارد؛ زیرا هم عمل انسان از ریا و خود نمایى مصون مى‏ماند و هم حرمت و آبروى شخص نیازمند محفوظ مى‏ماند.

قرآن کریم در این مورد مى‏فرماید:

«اِن تُبدوا الصَّدَقـتِ فَنِعِمّا هِىَ واِن تُخفوها وتُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکُم ویُکَفِّرُ عَنکُم مِن سَیِّـئٰتِکُم واللّهُ بِما تَعمَلونَ خَبیر»؛

«اگر آشکارا انفاق نمایید خوب است؛ امّا اگر آنها را به صورت مخفیانه بدهید براى شما بهتر است و گناهان شما را مى‏پوشاند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است».[۴۶]

امام صادق  نیز فرمود:

«الزَّکاهُ المَفرُوضَهُ تُخرَجُ عَلانِیَّهً و تُدفَعُ عَلانِیَّهً و غَیرُ الزَّکاهِ اِن دَفَعتَهُ سِرّا فَهُوَ أَفضَلُ»؛

«زکات واجب را به طور آشکار از مال جدا کنید و به طور علنى انفاق کنید؛ اما انفاقهاى مستحب – اگر مخفى باشد – بهتر است».[۴۷]

البته در مواردى که انسان از ریا محفوظ است و به آبروى فقیر نیز لطمه‏اى وارد نمى‏شود، انسان مى‏تواند انفاق خود را آشکارا بدهد؛ زیرا دیگران به این عمل تشویق مى‏شوند؛ اما چون انفاق حساس است و کمتر فردى پیدا مى‏شود که از ریا و خودنمایى در امان باشد، بهتر است که صدقات پنهانى باشد؛ افزون بر اینکه اهل‏بیت  ـ که خود از هر گناه و آلودگى معصوم بوده‏اند و هیچ‏گونه شائبه ریا و خودنمایى در آنها وجود نداشت ـ در بسیارى از موارد، انفاقهاى خود را در خفا به فقیر مى‏دادند.

به یک نمونه از انفاقهاى آنان توجه کنید:

امام صادق  و انفاق پنهانى

«معلى ابن خنیس» مى‏گوید: «امام صادق  در شبى بارانى از منزل خارج شد و به طرف «ظُلّه» بنى‏ساعده[۴۸] رفت. من آهسته درپى ایشان روان شدم. در میان راه چیزى از ایشان بر زمین افتاد. حضرت نشسته و با خود مى‏گفت: خداوندا! گمشده ما را به ما برگردان. آنگاه پیش رفتم و سلام کردم. حضرت فرمود: معلى تو هستى؟ عرض کردم: آرى! فدایت شوم! حضرت فرمود: جستجو کن. هرچه پیدا کردى به من بده. من روى زمین دست کشیدم. متوجه شدم نان زیادى پراکند شده است. هر چه پیدا کردم به آن حضرت دادم. دیدم انبان بزرگى پر از نان است و آن قدر سنگین بود که برداشتنش براى من دشوار مى‏نمود. عرض کردم: اجازه بدهید من بردارم. حضرت فرمود: من سزاوارتر به برداشتن آن هستم. ولى بیا با هم تا «ظله بنى‏ساعده» برویم.

وقتى به آنجا رسیدیم عده‏اى را خوابیده دیدم. حضرت کنار هریک از خفتگان یک یا دو قرص نان مى‏گذاشت و مى‏گذشت تا اینکه از ظله خارج شدیم. عرض کردم: آیا اینها حق را مى‏شناسند و شیعه‏اند؟ حضرت فرمود: خیر. اگر عارف به حق بودند در نمک خودمان نیز آنان را شریک مى‏کردیم!».[۴۹]

[۱]. بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۱؛ تفسیر العیاشى، ج ۱، ص ۲۶٫

[۲]. بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۷۹؛ مشکاه الانوار، ص ۱۲۶٫

[۳]. مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۲۰۹٫

[۴]. بقره ۲ ۲٫

[۵]. الامالى، طوسى، ص ۴۵۸؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۸۱٫

[۶]. بقره ۲ ۲۵۴٫

[۷]. منافقون ۶۳ ۱۰٫

[۸]. وسائل‏ الشیعه، ج ۹، ص ۳۷۹٫

[۹]. همان، ج ۱۰، ص ۳۱۴٫

[۱۰]. صف ۶۱ ۱۰ – ۱۲٫

[۱۱]. توبه ۹ ۱۰۴٫

[۱۲]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۳۵٫

[۱۳]. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۴٫

[۱۴]. الکافى، ج ۴، ص ۹؛ ثواب الاعمال، ص ۱۴۴٫

[۱۵]. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۳۶۹٫

[۱۶]. نهج البلاغه، نامه ۳۱٫

[۱۷]. همان، حکمت ۴۲۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۲۵٫

[۱۸]. سبأ ۳۴ ۳۹٫

[۱۹]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۰۹؛ میزان‏الحکمه، ج ۳، ص ۱۹۶۰٫

[۲۰]. بقره ۲ ۲۴۵٫

[۲۱]. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۶؛ الخصال، ص ۴۸؛ وسائل‏الشیعه، ج ۲، ص ۴۳۳٫

[۲۲]. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫

[۲۳]. صف ۶۱ ۱۱ – ۱۲٫

[۲۴]. بقره ۲ ۲۶۱٫

[۲۵]. حدید ۵۷ ۷٫

[۲۶]. همان ۱۱؛ انفال ۸ ۳ – ۴٫

[۲۷]. آل‏عمران ۳ ۱۵ و ۱۷٫

[۲۸]. سجده / ۱۵ – ۱۷٫

[۲۹]. علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳۱٫

[۳۰]. عیون اخبار الرضا علیه‏السلام، ج ۱، ص ۱۱٫

[۳۱]. توبه ۹ ۵۴٫

[۳۲]. نساء ۴ ۱۲۴٫

[۳۳]. بقره ۲ ۲۶۴٫

[۳۴]. بقره ۲ ۲۶۴٫

[۳۵]. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷؛ الامالى، صدوق، ص ۵۱۷٫

[۳۶]. بقره ۲ ۲۶۷٫

[۳۷]. مجمع‏البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۶۵۵٫

[۳۸]. انعام ۶ ۱۶۰٫

[۳۹]. مائده ۵ ۲۷٫

[۴۰]. معانى الاخبار، ص ۳۴ و ۳۵؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۲۳۹٫

[۴۱]. فرقان ۲۵ ۶۳ و ۶۷ .

[۴۲]. بقره ۲ ۲۱۵٫

[۴۳]. الاختصاص، ص ۲۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۶۹٫

[۴۴]. آل‏عمران ۳ ۹۲٫

[۴۵]. وسائل‏الشیعه، ج ۹، ص ۴۷۱٫

[۴۶]. بقره ۲ ۲۷۱٫

[۴۷]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱۱٫

[۴۸]. «ظله بنى‏ساعده»؛ سایبانى بوده که بى‏خانمانها براى محافظت از حرارت و سرما به آن‏جا پناه مى‏بردند.

[۴۹]. الکافى، ج ۴، ص ۸ ؛ ثواب الأعمال، ص ۱۴۴٫

منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها