صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > تاريخ تشيع > معرفی شیعه > اوصاف شیعیان: مهار و فرو بردن غضب
تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱۳۹۷


مهار و فرو بردن غضب

امیرالمؤمنین على  فرمود: «شیِعَتُنا… اَلَّذینَ إِذا غَضِبُوا لَم یَظلِمُوا»؛ «شیعیان ما کسانى هستند که هر گاه غضب کنند ظلم نمى‏کنند».[۱]

امام صادق  نیز مى‏فرماید: «یا شیِعَهَ آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّهُ لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِک نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ»؛ «اى شیعیان آل محمد، از ما نیست کسى که هنگام غضب نفس خویش را مهار نکند».[۲]

غضب و اقسام آن

غضب؛ حالت نفسانیه‏اى است که باعث حرکت روح حیوانى به قصد غلبه و انتقام از درون انسان به خارج مى‏شود و هرگاه شدت گیرد باعث حرکت شدیدى مى‏شود که از آن حرکت، حرارتى شدید حاصل شده، دود تیره‏اى برمى‏خیزد و مغز و رگها را پر مى‏سازد و نور عقل را پوشانده، یا اثر آن را ضعیف مى‏کند؛ بدین جهت در صاحب غضب شدید، موعظه و نصیحت اثر نمى‏بخشد؛ بلکه پند و موعظه گاه باعث درشتى و خشم بیشتر فرد غضب‏کننده مى‏گردد.[۳]

انسانها در برخورد با تأثیر این قوه سه دسته‏اند:

دسته اول: کسانى هستند که مطلقاً قوه غضبیه در آنها وجود نداشته یا در حد بسیار ضعیفى وجود دارد؛ اینان در مواردى که عقل و شرع، غضب را لازم دانسته به هیچ وجه از جا برنمى‏خیزند و بر کسى یا چیزى خشم نمى‏گیرند.

دسته دوم: کسانى هستند که قوه غضبیه دارند، لیکن از غضب خود به موقع و در جاى خود استفاده کرده، آن را مهار مى‏کنند و از اعتدال و حد عقل و شرع خارج نمى‏شوند.

دسته سوم: کسانى هستند که در این زمینه راه افراط را در پیش گرفته، هر گاه قوه غضبیه آنها به غلیان و جوشش در آید، از حد عقل و شرع خارج مى‏شوند و عقل و هوشى براى آنان باقى نمى‏ماند.

شکى نیست که از میان اقسام سه گانه گفته شده، روش گروه اول، یعنى آنان که در این زمینه تفریط کرده و براى هیچ کس و در هیچ موردى غضبناک نمى‏گردند، قبیح و مورد مذمت عقل و شرع است.

قوه غضبیه یکى از نعمتهاى الهى است که انسان باید در بعضى موارد از آن استفاده کند و براى پیشبرد برخى امور به خشم آید و غضبناک گردد؛ در غیر این صورت باید او را شخصى بى‏غیرت و بى‏تعصب و گاه بى‏دین به شمار آورد.

روش گروه دوم؛ یعنى کسانى که از قوه غضبیه خود در حد اعتدال استفاده کرده و آن را در مهار خود دارند امرى بسیار پسندیده و مورد رضایت عقل و شرع است و غضبى که در روایات ابتداى بحث و دیگر احادیث، یکى از اوصاف شیعیان اهل‏البیت دانسته شده، همین غضب و مقصود از آن نیز همین گروه است.

روش گروه سوم؛ یعنى کسانى که در این امر افراط کرده، از حدود عقل و شرع تجاوز مى‏کنند، روش بسیار ناپسندى است که در آیات قرآن و روایات بسیار مذمت و نکوهش شده است و غضبى که در روایات به طور مطلق، نکوهش شده و معصومان ، مؤمنان را از آن نهى کرده‏اند، همین قسم از غضب است و بیشتر مباحث این موضوع نیز مربوط به همین قسم سوم از اقسام غضب است.

نکوهش غضب و پیامدهاى آن

افراط در غضب و مهار نکردن آن، از صفات رذیله‏اى است که مفاسد فردى و اجتماعى فراوانى را در پى‏دارد. به این دلیل در روایات به شدت مذمت و نکوهش شده  است.

امام صادق مى‏فرماید:

«اِنَّ هذا الغَضَبَ جَمرَهٌ مِنَ الشَّیطانِ تُوقَدُ فِى القَلبِ»؛ «همانا این غضب؛ جرقه آتشى است از شیطان که در قلب انسان افروخته مى‏شود».[۴]

آن حضرت در روایتى دیگر مى‏فرماید:

«الغَضَبُ یُفسِدُ الایِمانَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ»؛ «غضب، ایمان را فاسد مى‏کند؛ همچنان که سرکه عسل را».[۵]

همچنین آن حضرت فرمود:

«الغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ»؛ «غضب، کلید هر بدى است».[۶]

بسیارى از کارهاى شر و پلید، از غضب سرچشمه مى‏گیرد. انسان وقتى خشمگین مى‏شود، مهار خود را از دست مى‏دهد. جنون و آتش غضب یک لحظه بر عقل او سایه مى‏افکند و مهار خود را به این قوه افسار گسیخته مى‏سپارد که در این هنگام مرتکب بسیارى از اعمال زشت و حرام مى‏شود؛

امام باقر  در روایتى دیگر مى‏فرماید:

«اَىُّ شَى‏ءٍ اَشَدُّ مِنَ الغَضَبِ؟ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَغضَبُ فَیَقتُلُ النَّفسَ الَّتِى حَرَّمَ اللّهُ و یَقذِفُ المُحصِنَهَ»؛ «چه چیز شدیدتر است از غضب؟ همانا مردى غضب مى‏کند و در پى آن، نفسى را که خدا حرام کرده، به قتل مى‏رساند و یا به زن محصنه افترا مى‏زند».[۷]

در حدیثى دیگر نیز آمده است:

«بِئسَ القَرینُ الغَضَبُ. یُبدِى المَعایِبَ و یُدنِى الشَّرَّ و یُباعِدُ الخَیرَ»؛ «غضب، بد همدمى است؛ عیوب را آشکار مى‏سازد و شر را نزدیک و خیر را دور مى‏کند».[۸]

انسان در حال غضب، چون اختیارش دست خودش نیست، هر سخنى را بر زبان جارى مى‏کند و از بسیارى اسرار که نباید فاش کند، پرده برمى‏دارد؛ عیوب بسیارى را آشکار مى‏کند و گاه با غضب خود از بسیارى کارهاى خیر که انجام گرفته و یا در حال انجام گرفتن است، جلوگیرى مى‏کند و آنها را از بین مى‏برد و هنگامى به حالت عادى برمى‏گردد که کار از کار گذشته است و چیزى جز پشیمانى براى او باقى نمانده است. امیرالمؤمنین على  در روایتى دیگر مى‏فرماید:

«اَلغَضَبُ نارٌ مُوقَدَهٌ، مَن کَظَمَهُ اَطفَأَها و مَن اَطلَقَهُ کانَ اَوَّلُ مُحتَرِقٍ بِها»؛ «غضب؛ آتشى افروخته است که هر کس آن را فرو برد آن را خاموش کرده است؛ اما اگر آن را رها سازد [خود او]، اوّلین کسى خواهد بود که در این آتش مى‏سوزد».[۹]

کسى که خشم مى‏گیرد و درصدد مهار آن برنمى‏آید، ممکن است در حال خشم، سخنان زشت و قبیحى از دهان او خارج شده یا مرتکب اعمال ناشایستى گردد و به اموال خود یا دیگران صدمه وارد کند و یا حتى انسانى را مضروب سازد یا او را به قتل برساند، لیکن اوّلین کسى که در آتش این خشم مى‏سوزد خود اوست؛ زیرا باید در همین دنیا و یا در سراى آخرت، پاسخ این سخنان و اعمال خود را بدهد.

چون ز خشم آتش تو در دلها زدى ****  مایه نار جهنم آمدى

آتشت اینجا چه آدم سوز بود **** آنچه از وى زاد مرگ‏افروز بود

این سخنهاى چو مار و کژدمت **** مار و کژدم گشت و مى‏گیرد دمت

فضیلت مهار غضب

مهار و فرو بردن خشم، علاوه بر اینکه فواید و برکات دنیایى فراوانى براى فرد و جامعه به دنبال دارد و از بروز مفاسد و گرفتاریهاى فراوانى جلوگیرى مى‏کند، خداوند نیز پاداش و اجر زیادى به او عنایت مى‏کند.

قرآن کریم در سوره آل‏عمران مى‏فرماید:

«اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ والکـظِمینَ الغَیظَ والعافینَ عَنِ النّاسِ… اُولکَ جَزاؤُهُم مَغفِرَهٌ مِن رَبِّهِم و جَنّـتٌ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها ونِعمَ اَجرُ العـمِلین»؛

«همانها که در وسعت و سختى انفاق مى‏کنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از خطاى مردم مى‏گذرند پاداش آنها آمرزش پروردگار و بهشتهایى است که از زیر درختان آنها نهرها جارى است و در آن جاودانه مى‏مانند و این چه پاداش نیکى است براى آنها که اهل عمل هستند».[۱۰]

امام باقر  مى‏فرماید:

«مَکتُوبٌ فِى التَّوراهِ ـ فیِما ناجَى اللّهُ بِهِ مُوسى! یا مُوسى، اَمسِک غَضَبَکَ عَمَّن مَلَکتَ عَلَیهِ اَکُفُّ عَنکَ غَضَبِى»؛

«در تورات نوشته شده است ـ در مناجات موسى  با خداوند ـ اى موسى! غضب خود را از کسانى که بر آنان تسلط دارى نگه دار تا غضب خود را از تو نگه دارم».[۱۱]

در روایتى دیگر آن حضرت فرمود:

«مَن کَظَمَ غَیظا و هُوَ یَقدِرُ عَلى اِمضائِهِ حَشا اللّهُ قَلبَهُ أمنا و اِیمانا یَومَ القِیامَهِ»؛

«کسى که خشم خود را فرو برد، در حالى که قادر بر تخلیه آن است، خداوند در روز قیامت قلب او را از آرامش و ایمان پر خواهد کرد».[۱۲]

راههاى مهار خشم

براى فرونشاندن خشم، راههاى زیادى وجود دارد که انسان مى‏تواند به وسیله آن خشم خود را فرو نشانده، از پیامدهاى خطرناک آن جلوگیرى نماید.

در اینجا به برخى از این روشها ـ که در روایات ذکر گردیده ـ اشاره مى‏کنیم:

امیرالمؤمنین  مى‏فرماید:

«داوُوا الغَضَبَ بِالصَّمتِ»؛ «غضب را با سکوت مداوا کنید».[۱۳]

سکوت و سخن نگفتن در حالت شدت غضب و خشم باعث مى‏گردد، خشم انسان کم کم فروکش کند؛ اما اگر در حالى که خشمناک است به سخن گفتن و نزاع خود ادامه دهد آتش خشم شعله‏ورتر مى‏گردد و هم خود و هم دیگران را مى‏سوزاند.

راه دیگر رفع غضب تغییر حالت است؛ به این معنا که اگر انسان در حالت غضب ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بلند شود یا از خانه و یا از آن صحنه‏اى که در آن غضب نموده خارج شود.

امام باقر  در این باره مى‏فرماید:

«اَیُّما رَجُلٍ غَضِبَ و هُوَ قائِمٌ فَلیَجلِس فَاِنَّهُ سَیَذهَبُ عَنهُ رِجزَ الشَّیطان و إن کانَ جالِسا فَلیَقُم»؛

«هر فردى که غضبناک گردید اگر ایستاده است باید بنشیند؛ زیرا این عمل، پلیدى شیطان را از او برطرف مى‏کند و اگر نشسته است باید بلند شود».[۱۴]

در روایتى دیگر پیامبراکرم مؤمنان را به وضو گرفتن هنگام غضب سفارش کرده، مى‏فرماید: «غضب از شیطان است و شیطان از آتش خلق گردیده و آب، آتش را خاموش مى‏کند؛ لذا هنگام غضب بپاخیزید و با وضو آتش غضب را خاموش کنید».[۱۵]

امام باقر  در حدیثى دیگر در مورد خاموش کردن غضب نسبت به ارحام، مى‏فرماید:

«أَیُّما رَجُلٍ غَضِبَ عَلى ذِى رَحِمٍ فَلیَدنِ مِنهُ فَلیَمُسَّهُ فَإِنَّ الرَّحِمَ اِذا مَسَّت سَکَنَت»؛

«هر شخصى که بر خویشاوندان خود غضب نماید باید نزدیک او رفته و او را مس نماید؛ زیرا که رحم وقتى مس گردید آرام و ساکن مى‏گردد».[۱۶]

راه دیگر خاموش کردن غضب؛ حلم و بردبارى است.

امیرالمؤمنین  مى‏فرماید:

«ضادُّوا الغَضَبَ بِالحِلمِ»؛ «غضب را با حلم و بردبارى برطرف کنید».[۱۷]

بسیارى از اولیاى الهى و بزرگان دین هرگاه بر وجود آنان خشم مستولى مى‏گردید با حلم و بردبارى بى‏نظیر خود، آتش خشم را خاموش مى‏کردند و نمى‏گذاشتند این آتش از درون آنان به بیرون سرایت نماید و به خود یا دیگرى صدمه‏اى وارد کند.

در ذیل به دو نمونه اشاره مى‏نماییم:

حلم امیرالمؤمنین على

«روزى امیرالمؤمنین على  از بازار خرمافروشان مى‏گذشت. ناگاه چشمش به زنى افتاد که در حال گریه کردن بود. امام  به او فرمود: چرا گریه مى‏کنى؟ زن گفت: اربابم چند درهمى به من داده تا خرما بخرم و من آمده‏ام و از این جا مقدارى خرما خریدم و به خانه بردم، اما اربابم این خرما را نپسندید و گفت: برو و این خرما را به صاحبش پس بده. حالا من به این فروشنده مراجعه کرده‏ام تا پولم را بگیرم، اما او قبول نمى‏کند. حالا من نمى‏دانم چگونه به خانه و نزد اربابم باز گردم. حضرت به نزد فروشنده رفت و فرمود: اى بنده خدا! این زن، خدمتکار است و از خود هیچ اختیارى ندارد. درهم او را برگردان و خرماها را پس بگیر. فروشنده که آن حضرت را نمى‏شناخت از جا بلند شد و با دست خود محکم به سینه امام  کوبید و گفت: به تو مربوط نیست. خرماها را پس نمى‏گیرم. مردم که شاهد ماجرا بودند و حضرت را مى‏شناختند، نزدیک شدند و به آن مرد گفتند: واى بر تو! به امیرالمؤمنین جسارت مى‏کنى؟! صاحب مغازه با شنیدن نام امام  به نفس نفس افتاد و از ترس رنگش زرد شد و فورا خرماها را پس گرفت و به نزد حضرت آمد و شروع به عذر خواهى کرد. امام  بدون اینکه در صدد انتقام برآید با حلم و بردبارى فراوان از خطاى او گذشت و تنها به این سخن اکتفا کرد که به شرطى از تو راضى مى‏شوم که کارت را اصلاح کنى».[۱۸]

سائل بى‏ادب و حلم مرحوم کاشف‏الغطاء

«روزى شیخ جعفر کاشف الغطاء مبلغى پول بین فقراى اصفهان تقسیم کرد و پس از اتمام پول به نماز جماعت ایستاد. بین دو نماز که مردم مشغول خواندن تعقیبات نماز بودند فقیرى بى‏ادب آمد و به مرحوم شیخ گفت: اى شیخ! مال جدّم ـ خمس ـ را به من بده. شیخ فرمود: قدرى دیر آمدى. متأسفانه چیزى باقى نمانده است. فقیر بى‏ادب با کمال جسارت آب دهان خود را به ریش شیخ انداخت. شیخ نه تنها هیچ‏گونه عکس‏العمل خشونت‏آمیزى از خود نشان نداد، بلکه برخاست و در حالى که دامن خود را گرفته بود در میان صفوف نمازگزاران گردش کرد و گفت: هرکس ریش شیخ را دوست دارد به این فقیر کمک کند. مردم که ناظر این صحنه بودند کمک نمودند و دامن شیخ را پر از پول کردند. سپس شیخ پولها را آورد و به آن فقیر تقدیم کرد و به نماز عصر ایستاد».[۱۹]

غضب ممدوح

چنان‏که در ابتداى بحث اشاره کردیم؛ غضب یکى از غرایز و قواى مفید انسانى است که اگر انسان در جاى خود و به اندازه از آن استفاده نماید، برکات فراوانى براى دنیا و آخرت او دارد؛ زیرا به وسیله غضب است که بسیارى از کارها اصلاح مى‏شود و جلوى بسیارى از مفاسد و مضرات گرفته مى‏شود. بر این اساس، انسانهایى که قوه غضبیه ندارند و در هیچ جا و براى هیچ امرى غضب نمى‏کنند و یا انسانهایى که قوه غضبیه دارند، ولى در جایگاه خود از آن استفاده نمى‏کنند به شدت مذمت شده‏اند و در مقابل، کسانى که از این نعمت الهى استفاده کرده، در مقابل حرام و کارهاى باطل خشم مى‏گیرند، مدح و ستایش شده‏اند.

امام زین‏العابدین  در این باره مى‏فرماید:

«قالَ موسى بنُ عِمرانَ : یا رَبِّ، مَن اَهلُکَ الَّذیِنَ تُظِلُّهُم فِى ظِلِّ عَرشِکَ یَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّک؟ قال: فَاَوحى اللّهُ اِلَیهِ… وَالَّذیِنَ یَغضِبُونَ لِمحارِمِى اِذا استُحِلَّت مِثلَ النَّمِرِ اِذا حَرِدَ»؛

«موسى بن عمران خطاب به خداوند عرض کرد: پروردگارا! اهل تو، آنان که در سایه عرش خود ـ در آن روزى که هیچ سایه‏اى جز سایه تو نیست، جاى داده‏اى ـ چه کسانى هستند؟ خداوند به موسى وحى کرد: آنان کسانى هستند که همچون پلنگى که غضب مى‏کند، در برابر حرام من آنگاه که حلال مى‏شود، غضب مى‏نمایند».[۲۰]

امام باقر  در روایتى دیگر مى‏فرماید:

«اَوحَى اللّهُ اِلى شُعَیبِ النَّبِى : اِنِّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِکَ مِائَهَ اَلفٍ، اَربَعیِنَ اَلفا مِن شِرارِهِم و سِتّینَ اَلفا مِن خِیارِهِم. فَقالَ: یا رَبِّ، هؤُلاءِ الاَشرارُ، فَما بالُ الاَخیارِ؟ فَاَوحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیه: داهَنُوا اَهلَ المَعاصِى و لَم یَغضَبُوا لِغَضَبى»؛

«خداوند متعال به شعیب پیامبر  وحى کرد که من یکصدهزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد. چهل هزار نفر از بدان امت تو و شصت هزار نفر از خوبان آنان را. شعیب  عرض کرد: پروردگارا! علت عذاب بدان معلوم است، اما خوبان چه گناهى کرده‏اند؟ وحى رسید که آنان با اهل معصیت سازش نمودند و براى من در مقابل گناه آنان خشم نگرفتند».[۲۱]

بنابراین به کار بردن غضب در جاى خود، به ویژه در مقابل حرام و معصیت خداوند، امرى پسندیده و گاه واجب است و عدم وجود این ویژگى در انسان، یک نقص محسوب مى‏شود که هم از نظر عقل و هم از دیدگاه شرع مذموم و ناپسند است.

امام خمینى(ره) در مورد قوه غضبیه و آثار مفید و سودمند آن براى فرد و اجتماع مى‏فرماید:«بدان که قوّه غضبیّه یکى از نعمت‏هاى بزرگ الهى است که به واسطه آن تعمیر دنیا و آخرت شود و با آن حفظ بقاى شخص و نوع و نظام عایله گردد و مدخلیت عظیم در تشکیل مدینه فاضله و نظام جامعه دارد. اگر این قوه شریفه در حیوان نبود از ناملایمات طبیعت دفاع نمى‏کرد و دستخوش زوال و اضمحلال مى‏گردید و اگر در انسان نبود، علاوه بر این، از بسیارى از کمالات و ترقیات باز مى‏ماند، بلکه حدّ تفریط و نقص از حد اعتدال نیز از مذامّ اخلاق و نقایص ملکات شمرده مى‏شود که به آن مفاسدى بسیار و معایبى بى‏شمار مترتب گردد؛ از قبیل ترس و ضعف و سستى و تنبلى و طمع و کم‏صبرى و قلت ثبات و راحت‏طلبى و خمودى و زیر بار رفتن و رضاى به رذایل، فضایح، بى غیرتى و کم‏همّتى.

خداى تعالى در صفت مؤمنان مى‏فرماید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»؛ «بر کافران سخت گیرند و با خود مهربان».[۲۲]

اداره امر به معروف و نهى از منکر و اجراى حدود و تعزیرات و سایر سیاسات دینیه و عقلیه نشود، جز در سایه قوّه شریفه غضبیّه. پس آنها که گمان کردند که کشتن قوه غضب و خاموش کردن آن از کمالات و معارج نفس است، خود خطایى بزرگ و خطییه عظیمه‏اى کردند و از حد کمال و مقام اعتدال غافلند. بیچاره‏ها ندانند که خداى تبارک و تعالى در جمیع سلسله حیوانات این قوه شریفه را عبث خلق نفرموده و در بنى‏آدم این قوه را سرمایه زندگى مُلکى و ملکوتى و مفتاح خیرات و برکات قرار داده».

حضرت امام خمینى (ره) در پایان این بخش مى‏نویسد:

«در هر صورت، در باطن ذات انسان و حیوان، قوه غضبیه موجود و مودوع است؛ الاّ آنکه در بعضى خاموش و افسرده است؛ مثل آتشى که زیر خاکستر باشد. باید اگر انسان در خود حالت خاموشى و سستى و بى‏غیرتى احساس کرد به معالجه به ضد آن حال بیرون آید و نفس را در حال اعتدال درآورد».[۲۳]

 

 

[۱]. الکافى، ج ۲، ص ۲۳۷؛ الخصال، ص ۳۹۷٫

[۲]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۰؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۶۱٫

[۳]. معراج السعاده، ص ۲۳۶٫

[۴]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۶۱٫

[۵]. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۶۶٫

[۶]. الکافى، ج ۲، ص ۳۰۳٫

[۷]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۵۹٫

[۸]. عیون الحکم و المواعظ، ص ۱۹۴٫

[۹]. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۱؛ عیون الحکم و المواعظ، ص ۲۲٫

[۱۰]. آل‏عمران ۳ ۱۳۴ و ۱۳۶٫

[۱۱]. الکافى، ج ۲، ص ۳۰۳٫

[۱۲]. میزان الحکمه، ج ۳، ص ۲۲۶۸٫

[۱۳]. میزان الحکمه، ج ۳، ص ۲۲۶۸٫

[۱۴]. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۵۹٫

[۱۵]. بحارالانوار، ج ۷۰،ص ۲۷۲٫

[۱۶]. الکافى، ج ۲، ص ۳۰۲٫

[۱۷]. عیون الحکم و المواعظ، ص ۸۴٫

[۱۸]. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۴۸٫

[۱۹]. سیماى فرزانگان، ص ۳۳۸٫

[۲۰]. المحاسن، ج ۱، ص ۱۶٫

[۲۱]. الکافى، ج ۵، ص ۵۶٫

[۲۲]. فتح ۴۸ ۲۹٫

[۲۳]. چهل حدیث، امام خمینى، ص ۱۳۴ – ۱۳۵٫

منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

ابراهیمی اصل:  آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

ابراهیمی اصل: آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

حدیث غدیر در نهج البلاغه

حدیث غدیر در نهج البلاغه

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

حدیث سفینه و مساله توسل

حدیث سفینه و مساله توسل

تقویم شیعه پانزدهم شوال

تقویم شیعه پانزدهم شوال

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران