شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا

شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا

۱٫ انکار حدیث «ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک» درباره حضرت فاطمه
ابن‌تیمیه در بسیاری از موارد، فضائل حضرت زهرا را که مورد اتفاق شیعه و سنّی است، انکار نموده است. وی در «منهاج السنهًْ» می‌نویسد:

و أما قوله و رووا جمیعا أن النبی قال: یا فاطمه! إن الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک، فهذا کذب منه، ما رووا هذا عن النبی، ولایعرف هذا فی شئ من کتب الحدیث المعروفه، ولا له إسناد معروف عن النبی، لا صحیح و لا حسن.([۱])

اما این‌که وی (علامه حلی) گفته است: تمامی محدثان نقل کرده‌اند که پیامبر اسلام فرمود: «ای فاطمه! خداوند عزّوجلّ به خاطر غضب تو، غضب می‌کند و با رضایت تو خشنود می‌گردد» دروغ است، چنین چیزی از پیامبر اسلام نقل نکرده‌اند و نمی‌شناسم کتابی از کتاب‌های معروف حدیثی که آن را آورده باشد، سند معروفی از پیامبر ندارد، نه سند صحیح و نه سند حسن!!

نقد و بررسی:
بسیاری از علمای اهل تسنن، این روایت را با سند صحیح نقل کرده‌اند؛ از جمله حاکم نیشابوری در مسندش می‌نویسد:

عن علی قال: قال رسول‌الله لفاطمه: «إنّ الله یغضب لغضبک، ویرضی لرضاک».

علی نقل کرده است که پیامبر اسلام خطاب به حضرت زهرا فرمودند: قطعاً خداوند عزّوجلّ به خاطر غضب تو، غضب می‌کند و با خشنودی‌ات خشنود می‌گردد.

حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می‌گوید:

هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه.([۲])

این حدیث طبق شرایط بخاری و مسلم صحیح است؛ ولی آنها این حدیث را نقل نکرده‌اند.

هیثمی نیز بعد از نقل حدیث می‌گوید:

وإسناده حسن.([۳])

و سلسله سندش حسن است.

حدیث مزبور، اسناد معروفى نزد حفّاظ و محدثین دارد. برخى اعتراف به صحّت آن کرده و برخی حسن بودن آن را تأیید کرده‌‌اند و آن را به پیغمبر اکرم رسانده‌‌اند. علما و بزرگانی که این روایت را از نبی اکرم نقل کرده‌اند، بیشترشان متقدم بر ابن‌تیمیه (قبل از سال ۷۲۸) هستند و بعضی از ناقلین حدیث، از علمای متأخر بر ابن‌تیمیه هستند که روایت را نقل کرده و آن را صحیح دانسته‌‌اند و ما هر دو گروه را جداگانه معرفی می‌‌کنیم تا حقانیت و صحت روایت مشخص گردد:

الف) نقل حدیث توسط علمای متقدّم بر ابن تیمیه
علمای متقدّم بر ابن‌تیمیه که حدیث مذکور را با لفظ «ان‌الله یغضب لغضبک» روایت کرده‌‌اند به شرح ذیل می‌‌باشند:

ابن‌مثنى بصری، أبوموسى؛ در معجمش همان‌گونه که در «الغدیر» آمده است.
ابن أبی‌عاصم، أبوبکر؛ در کتابش به نام «الاحاد والمثانی»، جلد۵، صفحه۳۶۳، شماره حدیث ۲۹۵۹٫
أبویعلى موصلی؛ در «المعجم»، جلد۱، صفحه۲۳۳، شماره حدیث ۱۴۱٫
طبرانی، أبوالقاسم؛ در «المعجم الکبیر»، جلد۱، صفحه۸۹، شماره ۱۸۰ و جلد ۱۶، صفحه ۲۵۵، شماره حدیث ۱۸۴۳۴٫
دولابی، محمدبن احمد؛ در «الذریهًْ الطاهرهًْ النبویهًْ»، صفحه۱۶۸، شماره ۲۲۶٫
ابن‌عدی، عبدالله؛ در «الکامل»، جلد۲، صفحه۳۵۱٫
حاکم نیشابوری، أبوعبدالله؛ در «المستدرک على الصحیحین»، جلد۶، صفحه ۲۵ (۱۱/۳۸)، شماره ۴۷۳۰ و آن را صحیح دانسته است.
أبوسعید خرگوشی؛ در «شرف المصطفی»، جلد۵، صفحه۳۵۰٫
أبونعیم اصفهانی؛ در «فضائل الصحابهًْ»، جلد۱، صفحه۳۸۱، شماره ۳۳۸٫
أبونعیم اصفهانی؛ در «فضایل الخلفا»، جلد۱، صفحه۲۵۱، شماره ۱۴۱٫
ابن‌عساکر، أبوالقاسم؛ در «تاریخ مدینه دمشق»، جلد۳، صفحه۱۵۶، شماره ۵۹۸٫
حافظ أبوالعبّاس محبّ‌الدین طبری؛ در «الذخائر»، ص ۳۹٫
ابن اثیر جرزی؛ در «اسدالغابهًْ»، جلد۵، صفحه۵۲۳٫
رافعی (یافعی) قزوینی، عبدالکریم؛ در «التدوین فی اخبار القزوین»، جلد۱، صفحه۱۶۸، باب ذال.
ابن غطریف؛ در «الجزء»، جلد۱، صفحه۳۲، شماره ۳۱٫
ابن‌ جوزی، ابوالفرج؛ در «المدهش»، جلد۱، صفحه۳۸٫
ابن نجار بغدادی؛ در «ذیل تاریخ بغداد»، جلد۲، صفحه۱۴۰٫
ابن‌کرامه، محسن؛ در «تنبیه الغافلین عن فضایل الطالبین»، صفحه۴۰٫
حافظ أبومظفّر سبط ابن‌ جوزی؛ در «تذکره الخواص»، صفحه۳۱۰٫
قاضی نعمان مغربی؛ در «شرح الاخبار»، جلد۳، صفحه۲۹ (با عبارت: ان الله لیغضب لغضب فاطمه).
خوارزمی، موفق بن احمد؛ در «مقتل الحسین»، جلد۱، صفحه۵۲٫
گنجی شافعی، محمد؛ در «کفایهًْ الطالب»، صفحه۲۱۹٫
ابن مغازلی، محمدبن محمدالواسطی؛ در «المناقب»، صفحه۳۵۱٫
ب) نقل حدیث توسط علمای متأخر بر ابن تیمیه
علمای بعد از ابن‌تیمیه نیز این حدیث را نقل و برخی بر صحّت آن اذعان کرده‌‌اند که در زیر به مواردی از آنها اشاره می‌‌کنیم:

علما و حدیث‌شناسانی که برصحّت این روایت تصریح کرده‌‌اند:

حاکم نیشابوری در این‌باره می‌‌نویسد:
ابوالعباس محمدبن یعقوب ثناالحسن بن علی بن عفان العامری(واخبرنا) محمدبن علی‌بن دحیم بالکوفه ثنا احمد بن حاتم بن ابی‌غرزه قالا ثنا عبدالله محمدبن سالم ثناحسین بن زیدبن علی عن عمر بن علی عن جعفربن محمد عن ابیه عن علی بن الحسین عن ابیه عن علی قال رسول‌الله لفاطمه «ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک»، «هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه».([۴])

طبق گفته حاکم نیشابوری، این روایت بر اساس شروط بخاری و مسلم برای صحّت یک روایت، صحیح می‌باشد، ولی آن دو درکتب خود نیاورده‌‌اند. (این مطلب جای تأمل دارد که چرا این روایت را با این‌که صحیح می‌دانند، ولی در صحاح خود جای نداده‌‌اند).

هیثمی نیز درباره حدیث مزبور می‌‌نویسد:
عن علی‌بن أبی‌طالب عن النبی قال: یا فاطمه إن‌الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک، رواه الطبرانی واسناده حسن.([۵])

طبرانی آن را نقل نموده و سلسله سندش حسن است.

حدیث مذکور از دیدگاه محدّثین عامه
اهل تسنن غالباً این روایت را با یک سند ذکر کرده‌‌اند که بیشتر راویان آن معصومین می‌باشند:

حافظ طبرانی در «المعجم الکبیر» در این‌باره می‌‌گوید:
قال: حدّثنا محمّدبن عبد‌الله الحضرمی، حدثنا عبدالله‌بن محمّد بن سالم القزّاز، حدثنا أبوالعباس محمّد بن یعقوب، ثنا الحسن‌بن علیّ بن عفّان العامری، (و أخبرنا) محمّد بن علیّ بن دحیم بالکوفه، حدثنا أحمد بن حاتم بن أبی‌غرزه، (قالا) حدثنا عبدالله محمّد بن سالم، حدثنا حسین بن زید بن علیّ، عن عمر بن علی، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن علیّ‌بن الحسین، عن أبیه، عن علیّ قال: قال رسول الله لفاطمه: إنّ الله یغضب لغضبک ویرضى لرضاک.([۶])

ابن أبی‌عاصم در کتاب «الآحاد والمثانی» می‌‌گوید:
قال: حدثنا عبدالله بن سالم المفلوج ـ وکان من خیار الناس ـ حدثنا حسین‌بن زیدبن علی عن عمر بن علی عن جعفربن محمد عن ابیه عن علی بن الحسین عن ابیه عن علی قال رسول‌الله لفاطمه ان‌الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک.([۷])

ابن‌عساکر نیز در این باره می‌نویسد:
أخبرنا أبومحمد هبه الله‌بن سهل‌بن عمر الفقیه، أنبأنا أبوعثمان سعید بن محمد العدل، أنبأنا أبو عمرو محمد بن أحمد الحیری. قالا: أنبأنا أبویعلى الموصلی، أنبأنا عبدالله‌بن محمد بن سالم ـ زاد الحیری: المفلوج کوفی ـ حدثنا حسین‌بن زید، عن علی‌بن عمر بن علی، عن جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده، عن الحسین بن علی، عن علی أن النبی قال لفاطمه: «یا فاطمه إن الله تبارک و تعالى لیغضب ـ و قال الحیری: یغضب ـ لغضبک و یرضى لرضاک».([۸])

راویان حدیث
تمامی راویان حدیث از نظر حدیث‌شناسان اهل تسنن مورد وثوق می‌باشند و در مورد هیچ‌کدام جرحی را وارد نکرده‌‌اند، مخصوصاً که سند روایت به چند امام معصوم ختم می‌شود، فقط ذهبی به دفاع از استادش ابن‌تیمیه بر آمده و این حدیث را با سند حاکم نیشابوری تضعیف کرده و گفته است: «حسین بن زید» منکر الحدیث است و درست نیست که به او احتجاج شود، ولی این جرح و نقد او غریب است چون دلیلی بر جرح خود نیاورده است، و در مقابل او دیگر علما وی را توثیق کرده‌‌اند، مانند:

ابن‌عدی در «الکامل» در این زمینه می‌نویسد:
عموم حدیث او از اهل‌بیت است و امید است که در او باکی نباشد.([۹])

ابن‌حجرى در این‌باره گفته:
او صدوق است و چه بسا در برخی موارد به خطا رفته است.

نیز ضیاء مقدسی این حدیث را در کتاب «الاحادیث المختاره» نقل کرده است، با التزام به این‌که احادیثی که نقل می‌کند همگی موثقند.([۱۰])
از طرفی ذهبی متهم به تشدّد و سخت‌گیری در احادیثی است که در باب فضائل اهل‌بیت وارد شده است و گاهی بدین جهت افراد جلیل‌القدری را تضعیف کرده است و ابن‌حجر گفته است: سزاوار است کسانی که از ناحیه ذهبی تضعیف می‌شوند را خوب بررسی کنیم».([۱۱])

پس راویان روایت نیز مورد وثوقند و حتی با شروط بخاری و مسلم نیز روایت صحیح می‌باشد.

تأیید صحّت حدیث توسط ابوبکر و عمر
بعد از جریان سقیفه و هجوم به خانه وحی، عمر به ابوبکر گفت: نزد فاطمه برویم گویا که از ما غضبناک است، هر دو به منزل فاطمه آمدند و حضرت با آن دو محاجّه کردند و فرمودند: آیا از پیامبر نشنیدید که خدا با غضب من غضب می‌‌کند و با رضای من راضی می‌‌شود؟ گفتند: بلی! شنیدیم، فرمود: خدا و ملائکه را شاهد می‌‌گیرم که شما مرا غضبناک کردید و من از شما راضی نیستم و نزد پیامبر از شما شکایت خواهم کرد.

این واقعه در کتب اهل تسنن نیز نقل شده و نشان می‌دهد بزرگان منکرین هم بر صحّت این روایت شهادت داده‌‌اند:

ابن قتبیه در کتاب «الامامهًْ والسیاسهًْ» می‌نویسد:
قالت فاطمه لهما (ابی‌بکر وعمر): نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول: «رضی فاطمه من رضای و سخط فاطمه من سخطی؛ فمن أحب فاطمه ابنتی فقد أحبّنی و من أرضى فاطمه فقد أرضانی، ومن أسخط فاطمه فقد أسخطنی»؟ قالا: نعم سمعناه من رسول‌الله. قالت: فإنی أشهد‌الله و ملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولان لقیت النبی لأشکونّکما إلیه.([۱۲])

وقتی که ابوبکر و عمر به عیادت فاطمه آمده بودند، حضرت فاطمه به آنها فرمود: «شما را به خدا! آیا از پیامبر نشنیدید که فرمود: خشنودی فاطمه از خشنودی من و غضب او از غضب من است، پس هرکس فاطمه، دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس فاطمه را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است؟ گفتند: بله! از رسول خدا شنیده‌ایم، فرمود: خدا و ملائکه را شاهد می‌گیرم که شما مرا غضبناک کردید و مرا خشنود نکردید و اگر پیامبر را ملاقات کنم از شما شکایت می‌کنم.

استاد عباس محمود عقاد در کتاب «المجموعهًْ الکاملهًْ»، همان جریان را نقل کرده است:
و فی خلال الخلاف علی هذه القضیه قال عمر لأبی‌بکر: انطلق بنا إلى فاطمه فانا قد أغضبناها. فانطلقا فاستأذنا علیها فلم تأذن لهما، فأتیا علیا فکلماه، فأدخلهما. فلما قعدا… فقالت: أرأیتکما ان حدثتکما حدیثا عن رسول‌الله تعرفانه وتفعلان به؟ قالا: «نعم». فقالت: «نشدتکما‌ الله ألم تسمعا رسول الله یقول: رضاء فاطمه من رضائی وسخطها من سخطی؟» قالا: «نعم سمعناه من رسول‌الله» قالت: «فانی أشهدالله وملائکته إنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی، و لئن لقیت النبی لأشکونکما الیه».([۱۳])

پس انکار ابن‌تیمیه در مقابل تأیید رهبرانش (ابوبکر و عمر) هیچ ارزشی ندارد. روایاتی که صحّت این حدیث را تأیید می‌‌کنند:

الف) روایت «فاطمهًْ بضعهًْ منی فمن اغضبها اغضبنی»
از احادیثی که مضمون این روایت را اثبات می‌کند و دلیل بر صحّت آن می‌باشد، روایت متواتر «فاطمه بضعه منى فمن أغضبها أغضبنى» می‌باشد که در آن غضب فاطمه، غضب رسول‌الله معرفی شده است و معلوم است که خدا هم با غضب رسولش غضب می‌کند و با رضایتش راضی می‌شود و به این مطلب (غضب کردن خدا با غضب رسولش)، در احادیث اهل تسنن نیز تصریح شده است، از جمله در «صحیح بخاری» و «مسلم» این روایت در مورد زنان پیامبر وارد شده که:

أفتأمنین أن یغضب‌الله لغضب رسوله فتهلکین.([۱۴])

آیا در امانید (در حالی) که خدا با غضب پیامبرش غضب می‌کند و شما هلاک می‌شوید؟

و این نشان می‌دهد که خدا با غضب رسولش غضب می‌کند.

در اینجا به بعضی از منابع مهم عامه که این روایت را نقل کرده‌‌اند، اشاره می‌کنیم:

بخاری در این زمینه می‌‌نویسد:
حدثنا ابوولید حدثنا ابن‌عیینه عن عمروبن دینار عنابی ملیکه عن المسوربن مخرمه ان رسول الله قال: فاطمه بضعه منّی فمن أغضبها أغضبنی.([۱۵])

جوینی در این باره می‌گوید:
عن نصر بن مزاحم، عن زیاد بن المنذر، عن زاذان، عن سلمان، قال: قال رسول الله: یا سلمان من أحبّ فاطمه ابنتی فهو فی الجنّه معی… حتی قال: فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه، ومن رضیت عنه رضی الله عنه، ومن غضب علیه ابنتی فاطمه غضبت علیه، ومن غضبت علیه غضب الله علیه، یا سلمان ویل لمن یظلمها ویظلم بعلها علیّا، و ویل لمن یظلم ذرّیّتها و شیعتها.([۱۶])

ای سلمان هرکس دخترم فاطمه را دوست بدارد پس جایش در بهشت با من است پس کسی که دخترم فاطمه از او راضی باشد من از او راضی هستم و کسی که من از او راضی باشم خدا نیز از او راضی است و کسی که دخترم فاطمه بر او غضب کند من بر او غضب می‌کنم و کسی که من بر او غضب کنم خدا بر او غضب می‌کند یا سلمان وای بر کسی که به فاطمه و شوهرش حضرت علی و فرزندانش و شیعیانش ظلم کند.

ب) روایت «ان ‌الله یغضب لغضب علی»
روایات دیگری در کتب روایی داریم که مضمون و مفهوم آنها، صحّت روایت مورد بحث را تأیید می‌کنند؛ از جمله آنها روایتی است که در آن غضب حضرت امیرالمؤمنین، علی، را موجب غضب خداوند و رضایت آن حضرت را رضایت الهی می‌داند و دلیل این مطلب این است که هر دو در مقامات معنوی یکسان و مساوی هستند. به نمونه‌‌هایی از آن روایات اشاره می‌کنیم:

روی حدیثا عن أبی‌موسی الحمیدی قال: کنت مع رسول‌الله ومعه ابوبکر وعمر وعثمان ونفر من الصحابه وعلی، فالتفت الی ابی‌بکر فقال: یا ابابکر! هذا الذی تراه وزیری فی السماء ووزیری فی الارض ـ یعنی علی‌بن ابی‌طالب ـ فان احببت ان تلقی‌الله وهو عنک راض فارض علیا فان رضاءه رضی‌الله وغضبه غضب الله.([۱۷])
ابو موسی حمیدی می‌گوید: من و علی و ابوبکر و عمر و عثمان به همراه رسول خدا بودیم که رسول خدا به سوی ابوبکر رو کرده و به او فرمود: ای ابوبکر این شخص که می‌بینی یعنی علی‌بن ابیطالب وزیر من در آسمان است و وزیر من در زمین است پس اگر دوست داری خدا را ملاقات کنی در حالی که از تو راضی باشد علی را راضی کن چون رضایت علی رضایت خداست و غضب علی غضب خداست.

العلامه الزمخشریّ، قال: قال رسول الله لاُم ‌هانی: لاتغضبی علیّا، فان الله یغضب لغضبه الحدیث.([۱۸])
رسول خدا به ام هانی فرمود: حضرت علی را ناراحت نکنید که خداوند از غضب او غضبناک می‌شود.

قال الخرکوشی النیشابوری فی شرف المصطفی، ص۲۷۲ (متن): زیدبن علی عن لبانه عن عبدالله قال بینا أنا عند رسول‌الله وجمیع المهاجرین والانصار الا من کان منهم فی سریه فاقبل علی یمشی وهو مغضب فقال من اغضبه فقد اغضبنى.([۱۹])
در محضر پیامبر خدا به اتفاق جمعی از مهاجرین و انصار حضور داشتیم که در میان جمع مذکور امام علی در بازگشت یکی از غزوات بود و در حالی که اندوهناک بود به حضور پیامبر رسید. حضرت فرمودند: هرکس حضرت علی را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است.

۲٫ نسبت نفاق دادن به حضرت زهرا
ابن‌تیمیه در نسبت دادن نفاق به حضرت زهرا این‌گونه می‌‌نویسد:

این‌که [حضرت] فاطمه[] پیش ابوبکر آمد و فدک را طلب کرد و ابوبکر هم فدک را به او نداد، از مصادیق منافقین است که قرآن درباره آنها می‌گوید:

{وَمِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ اُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ}.([۲۰])

و در میان آنها کسانی هستند که در تقسیم غنایم به تو خرده می‌گیرند اگر سهمی از آن غنایم به آنها داده شود راضی می‌شوند؛ و اگر چیزی به آنها داده نشود خشمگین شوند.

و می‌گوید:

فمن مدح فاطمه، بما فیها اشتبه من هولاء.

کسانی که در مدح [حضرت] فاطمه[] تلاش می‌کنند، در او شباهتی از منافقین است.

او با کمال وقاحت می‌گوید:

وفیها شعبه من النفاق.

در [حضرت] فاطمه [زهرا] یک شعبه‌ای از نفاق است.([۲۱])

نقد و بررسی:
استاد حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّیه والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى‌نویسد:

ابن‌تیمیه یحتجّ کثیر من الناس بکلامه، ویسمّیه بعضهم «شیخ الاسلام»، وهو ناصبی، عدوّ لعلی واتّهم فاطمه بأنّ فیها شعبه من النفاق.([۲۲])

برخى از مردم به کلام ابن‌تیمیه استدلال می‌کنند و به او شیخ الاسلام مى‌گویند؛ با این‌که وى ناصبى و دشمن امیرالمؤمنین است، و به ساحت حضرت صدّیقه طاهره جسارت کرده و مى‌گوید: «در او ـ نستجیر بالله ـ شعبه‌اى از نفاق وجود داشت». در حالی‌که به اتفاق شیعه و سنّی، پیامبر اسلام، حضرت زهرا را «سیدهًْ نساء‌العالمین» معرفی کرده است.

بخاری می‌نویسد که پیامبر اسلام خطاب به حضرت زهرا فرمودند:

أما ترضین ان تکونی سیده نساء أهل الجنه أو نساء المؤمنین.([۲۳])

آیا این تو را خشنود نمی‌‌کند که سرور زنان اهل بهشت یا سرور زنان مؤمنین باشی؟

و در جای دیگر می‌نویسد که رسول خدا فرمودند:

فاطمه سیده نساء أهل‌الجنه.([۲۴])

فاطمه سرور زنان اهل بهشت است.

۳٫ اعتراض به حزن شدید حضرت زهرا در رحلت رسول اکرم
ابن‌تیمیه به حزن حضرت زهرا اعتراض کرده، و این‌گونه هتّاکی می‌‌کند:

ثم إن هؤلاء الشیعه وغیرهم یحکون عن فاطمه من حزنها على‌النبی ما لا یوصف وأنها بنت بیت الأحزان ولا یجعلون ذلک ذما لها مع أنه حزن على أمر فائت لا یعود وأبوبکر إنما حزن علیه فی حیاته خوف أن یقتل وهو حزن یتضمن الاحتراس ولهذا لما مات لم یحزن هذا الحزن لأنه لا فائده فیه فحزن أبی‌بکر بلا ریب أکمل من حزن فاطمه فإن کان مذموما علی حزنه ففاطمه أولى بذلک وإلا فأبوبکر أحق بأن لا یذم على حزنه على‌النبی من حزن غیره علیه بعد موته.

شیعه و دیگران می‌گویند: فاطمه به حدى در سوگ پیامبر حزن داشته که قابل توصیف نیست و این‌که او بیت‏الاحزان ساخته و این کار را براى او مذمت نمی‌دانند، با این‌که او بر امرى حزن داشته که فوت شده و باز نمی‌گردد. ولى ابوبکر در زمان حیات پیامبر، از ترس این‏که حضرت کشته شود خوف داشته و آن حزنى است که متضمن حراست است. لذا وقتى پیامبر فوت کرد، دیگر ابوبکر محزون نبود چون بى‌فایده بود. در نتیجه حزن ابوبکر بدون شک کامل‏تر از حزن فاطمه است.([۲۵])

نقد و بررسی:
حزن ابوبکر ناشى از ضعف ایمان او به نصرت الهى بود. به همین جهت پیامبر اکرم در غار به او فرمودند: «غم مخور خدا با ماست».([۲۶]) و خداوند نیز می‌فرماید: «آگاه باشید [دوستان و] اولیاى خدا نه ترسى دارند و نه غمگین می‌شوند».([۲۷])

به علاوه حزن در فراق محبوب و گریه کردن بر او نه تنها امرى جایز و راجح است، بلکه خود پیامبر نیز چنین عمل می‌کرده‌اند. انس‏بن مالک از آن حضرت نقل کرده که در مرگ فرزندش فرمود:

همانا چشم می‌گرید و قلب محزون می‌شود، ولى غیر از آنچه رضایت پروردگار ماست نمی‌گوییم و به طور حتم اى ابراهیم! در فراق تو محزونیم.([۲۸])

چرا ابن‏تیمیه به پیامبر اعتراض نمی‌کند که به امرى که گذشته و فوت شده محزون است؟ بخارى و مسلم نقل کرده‏اند:

هنگامى که خبر شهادت زیدبن حارثه، جعفربن ابى‏طالب و عبدالله‏بن رواحه در غزوه موته به پیامبر رسید، در حالى‏که آثار حزن بر ایشان هویدا بود، جلوس نمود.([۲۹])

همین‌طور هنگامى که قاریان قرآن در کنار بئر معونه به شهادت رسیدند، حضرت یک ماه با مردم سخن نگفت و هرگز دیده نشده بود ایشان به این شدت ناراحت باشند.([۳۰])

حزن و اندوه حضرت زهرا بعد از وفات پیامبر، تنها در فراق پدر نبوده، بلکه گریه بر ارتداد امت و به فراموشى سپردن زحمات و سفارشات ایشان و خانه‏نشین کردن خلیفه به حق رسول خدا یعنى حضرت على و امور دیگر بوده است. حضرت زهرا به قدرى اندوهناک بود که عبدالله حارث می‌گوید:

فاطمه بعد از پیامبر شش ماه زنده بود و این در حالى بود که بدنش در این مدت آب شد.([۳۱])

چه کسى گفته ابوبکر در سوگ پیامبر محزون نشد و نگریست، بلکه بر پیامبر نوحه‏سرایى نیز کرد و چگونه انسان در فراق رسول خدا محزون نگردد که خود آن حضرت فرمود:

هر کس به مصیبتى گرفتار آید، باید مصیبت مرا به یاد آورد، زیرا که مصیبت من از بزرگ‏ترین مصیبت‏هاست.([۳۲])

حزن در فراق و دورى پیامبر به حدى تأثیرگذار بود که حتى تنه درخت خرمایى هم که در مسجد رسول خدا بود متأثر شد.

۴٫ اعتراض به شکوه حضرت زهرا از ابوبکر و عمر
ابن‏تیمیه در اعتراض به شکوه حضرت زهرا می‌گوید:

علامه حلّى ذکر کرده که حضرت زهرا با ابوبکر و عمر سخن نگفت تا به ملاقات پدرش رفت و به او شکایت کرد؛

ما ذکره من حلفها أنها لا تکلمه ولا صاحبه حتى تلقى أباها وتشتکی إلیه أمر لا یلیق أن یذکر عن فاطمه فإن الشکوی إلیه أمر لایلیق أن یذکر عن فاطمه فإن الشکوی إنما تکون إلى الله تعالى.

این مطلبى است که در شأن فاطمه نیست؛ زیرا شکایت نزد رسول خدا بردن امرى لایق او نیست، شکوه را باید نزد خدا برد… .([۳۳])

نقد و بررسی:
قهر و غضب حضرت زهرا با ابوبکر، امرى ثابت و معروف است. بخارى، مسلم و ابن‌حبان از عایشه نقل کرده‏اند که فاطمه در موضوع اختلاف در ارث رسول خدا، بر ابوبکر غضب کرد و تا هنگام مرگ با او سخن نگفت و چون وفات یافت، شوهرش او را شبانه دفن کرد و هرگز ابوبکر را خبر نکرد و خود بر جنازه حضرت نماز گزارد.([۳۴])

به علاوه شکایت بردن نزد رسول خدا در حقیقت شکایت بردن پیش خداست. به همین خاطر می‌بینیم که صحابه در سختى‏ها و ظلم‏هایى که به آنها روا می‌شد، به رسول خدا پناه برده و شکوه و شکایت می‌کردند که در اینجا به نمونه‏هایى از آنها اشاره می‌کنیم:

شکوه حضرت زهرا از خدمت در منزل.([۳۵])
شکوه یکى از صحابه درباره قحطى.([۳۶])
شکوه صحابه از گرانى قیمت‏ها.([۳۷])
شکوه صحابه از فقر و تنگدستى.([۳۸])
شکوه صحابه از عطش در یکى از غزوات.([۳۹])
شکوه جریر از این‏که نمی‌تواند بر اسب بنشیند.([۴۰])
شکوه حذیفه.([۴۱])
شکوه عبدالرحمن‏بن عوف از خالدبن ولید. ([۴۲])
۵٫ اعتراض به قهر کردن حضرت زهرا با ابوبکر
ابن‏تیمیه می‌نویسد:

قهر فاطمه با صدیق پسندیده نبود و نمی‌توان حاکم را مذّمت نمود، بلکه این عمل به جرح و طعن نزدیک‏تر است تا این‌که مدح باشد.([۴۳]) از قول ابن‏مطهر حلّى که تمام محدثین روایت کرده‏اند پیامبر فرمود:

یا فاطمه! ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک.

نسبت دروغ به پیامبر است؛ زیرا از پیامبر نقل نشده و در کتب معروف حدیث‏ شناخته شده نیست و سند معروف، صحیح و حسنى از پیامبر ندارد. هر کس خدا و رسولش از او راضى است، ضررى ندارد اگر یکى از خلق نسبت به او غضبناک شود، هر کس که می‌خواهد باشد.([۴۴])

نقد و بررسی:
چون حضرت زهرا به نصّ قرآن (در آیه تطهیر) و حدیث معتبر نبوى، معصومه است و با غضب او، خدا و رسول خدا به غضب در می‌آیند و این دلالت بر برتری بر ابوبکر و عمر دارد، زیرا تا کسى کار خلاف و گناهی انجام ندهد، مورد غضب خدا و رسول واقع نمی‌شود. حدیثى که ابن‏تیمیه دروغ دانسته، بسیارى از علماى عامه همچون: ابن‏ابى‌عاصم([۴۵])، حاکم نیشابورى‏([۴۶])، ابوالقاسم طبرانى‏([۴۷])، دولابى([۴۸])، ابن‏عساکر دمشقى‏([۴۹])، محب‏الدین طبرى‏([۵۰]) و ابن‌حجر هیثمی‌([۵۱]) در کتب حدیثى خود نقل کرده‏اند.

حاکم نیشابورى بعد از نقل حدیث، تصریح به صحّت سند آن کرده و حافظ هیثمى نیز تصریح به حسن بودن آن نموده است، از طرف دیگر چه کسى گفته اگر خداوند از کسانى به جهت یک عمل خاص راضى شد، تا ابد از آنان راضى است، اگرچه بعد از آن عمل، کارهاى خلاف بسیارى انجام داده باشند؟!

بنابراین اگرچه پیامبر به سبب بیعت رضوان از عده‏اى از صحابه راضى شد، ولى این رضایت در مورد خاص و مربوط به آن عمل است و شامل اعمال خلاف آنان نمی‌شود و نیز دلیل بر راضى بودن خداوند از آنان تا آخر عمر نیست. می‌دانیم هر کس شخصى را به غضب درآورد، او را آزار داده و در نتیجه پیامبر به جهت غضب دخترش فاطمه اذیت و آزار شده است؛ چنانکه قرآن کریم می‌فرماید:

آنها که خدا و پیامبرش را آزار می‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و براى آنها عذاب خوار‌کننده‏اى آماده کرده است.([۵۲])

۶٫ انکار وصیت حضرت زهرا به دفن شبانه
ابن‏تیمیه در این ارتباط می‌‌نویسد:

وکذلک ما ذکره من إیصائها أن تدفن لیلا ولا یصلی علیها أحد منهم لا یحکیه عن فاطمه ویحتج به إلا رجل جاهل یطرق على فاطمه ما لا یلیق بها وهذا لو صح لکان بالذنب المغفور أولى منه بالسعی المشکور فَاصَّلاه المسلم علی غیره زیاده خیر تصل إلیه ولا یضر أفضل الخلق.

همچنین آنچه را که علامه حلی نقل کرده که حضرت فاطمه وصیت کردند ایشان را شبانه دفن کنند و کسی بر ایشان نماز نگذارد، این مطلب را کسی از فاطمه حکایت نمی‌کند و به جز فرد جاهل بر آن که به حضرت فاطمه مطلبی را نسبت داده که لایق آن نیست احتجاج نمی‌کند.

این مطلب اگر صحیح باشد به گناه بخشیده شده سزاوارتر است تا سعى مشکور، چون نماز مسلمان بر دیگرى خیر زایدى است که به او می‌رسد.([۵۳])

نقد و بررسی:
حضرت زهرا برای مبارزه سیاسى با دستگاه حاکم و آگاه کردن مردم از بى‏عدالتى آنان چنین وصیتى کرد. او می‌خواست مردم سؤال کنند که چرا دختر پیامبر باید شبانه دفن شود؟ و اگر مردم از سرّ این وصیت آگاه شوند به عدم مشروعیت خلافت و بى‏عدالتى آنان پى خواهند برد.

حضرت زهرا نخواست تا آنان با حضور خودشان وانمود کنند ما خلیفه به حق مسلمین هستیم و با اهل‌بیت پیامبر مشکلى نداریم. هر سیاست‌مدارى می‌فهمد این وصیت چه تأثیر سوئى بر دستگاه خلافت تا روز قیامت داشته است. علاوه بر آن؛ نماز هر کس بر جنازه شخصى منشأ خیر زائد نخواهد بود و حضرت زهرا نیز مطابق آیه تطهیر و برخى احادیث، از هر خطا و اشتباهی مصون است. کسى که این‌گونه وصیت کرده، از دستگاه خلافت غضبناک بوده و نتیجه‌اش این است که آنان مورد غضب پیامبر نیز قرار گرفته‏اند؛ زیرا آن حضرت فرمودند:

فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب در آورد به طور حتم مرا به غضب درآورده است.([۵۴])

این حدیث دلالت بر عصمت حضرت زهرا دارد. اگر حضرت در تمام امورش ـ از جمله غضب کردن ـ معصوم نبود، خداوند به طور مطلق در تمام موارد غضب کردن ایشان،‏ غضب نمی‌نمود. نتیجه این‏که حضرت زهرا با این وصیت تا روز قیامت، حجت را براى کسانى که براى حکومت خلیفه اول ارزشى قائلند تمام کرد.

ابن‏تیمیه در اصل وصیت و این‏که حضرت زهرا شبانه توسط على دفن شد شک دارد و بر فرض ثبوت این قضیه، بر حضرت زهرا ایراد و اشکال می‌گیرد، در حالى‏که مطابق نصوص معتبر نزد فریقین، هم وصیت به دفن شبانه و هم دفن حضرت شب هنگام، از مسلّمات است. بخارى([۵۵])، یعقوبى([۵۶])، ابن‏ابى‌الحدید([۵۷])،

توفیق ابوعلم‏([۵۸]) و دیگران این قضیه را نقل کرده‏اند. مسلم در ضمن قضیه غضب حضرت زهرا بر ابوبکر و وفات ایشان می‌گوید:

… على خبر وفات حضرت فاطمه را به ابوبکر نرساند و خودش بر او نماز گزارد.([۵۹])

جمع‌بندی
ابن‌تیمیه شبهاتی را پیرامون مقام حضرت زهرا بیان می‌‌کند که تن هر مسلمانی را به لرزه در می‌‌آورد؛ وی معتقد است که آمدن خلیفه دوم بر درب خانه دختر پیامبر اکرم به علت نفاق حضرت فاطمه بود و می‌‌خواست ببیند که آیا در خانه علی اموالی از پیامبر به جا مانده است یا نه!!

او اعتراض‌‌هایی در مورد حزن و شکوه و قهر حضرت بیان می‌‌کند که قلب هر مؤمنی را به درد می‌‌آورد! با این که پیامبر فرمود: «ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک» و بخاری و حاکم نیشابوری و هیثمی و… این قول را از قول رسول خدا درباره حضرت زهرا نقل کرده‌اند اما ابن تیمیه نمی‌پذیرد همچنین حزن و شکوه و… حضرت زهرا اعتراض می‌کند در حالی‌که بخاری و مسلم و ابن حیان و… نقل کرده‌اند که فاطمه تا لحظه آخر عمر، از ابوبکر ناراضی بود.

خلاصه او به ساحت مقدس پاره تن رسول اکرم نهایت بی‌‌احترامی را روا داشته است. امید است که مسلمانان از این‌گونه عقاید کفرآلود اعلام برائت جویند و طرفداران تندروی او را، مورد مذّمت قرار بدهند.

[۱]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، ص۲۴۸.

[۲]) حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد، المستدرک، ج۳، ص۱۵۳.

[۳]) هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۳.

[۴]) حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۳، رقم۴۷۳۰٫

[۵]) هیثمی، مجمع الزواید، ج۹، ص۲۰۴٫

[۶]) طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۸۹، رقم۱۸۰٫

[۷]) ابن ابی عاصم، الآحاد والمثانی، ج۵، ص۳۶۳، رقم الحدیث ۲۹۵۹٫

[۸]) ابن‌عساکر، تاریخ مدینهًْ دمشق، ج۳، ص۱۵۶٫

[۹]) عبدالله بن عدی، الکامل، ج۲ ص۳۵۱٫

[۱۰]) رضوانی، علی اصغر، ابن‌تیمیه، مؤسس افکار وهابیت.

[۱۱]) ذهبی، لسان المیزان، ج۴، ص۲۳۵٫

[۱۲]) ابن‌قتیبه دینوری، الامامهًْ والسیاسهًْ، ص۲۰٫

[۱۳]) بخاری محمد، صحیح البخارى، باب مناقب المهاجرین، ج۴، ص۲۱۰و ص۲۱۹٫

[۱۴]) عباس محمود العقاد، العبقریات الإسلامیهًْ، ج۲، ص۳۲۸؛ بخاری، محمد، صحیح البخاری، ج۳ ص۱۰۴٫

[۱۵]) بخاری، محمد، صحیح البخارى، باب مناقب المهاجرین، ج۴، ص۲۱۰، ج۴، ص۲۱۹٫

[۱۶]) الجوینی، ابراهیم بن مؤید، فرائد السمطین، ج۲، ص۶۷٫

[۱۷]) ینابیع المودهًْ، ج۲، ص۲۸۹، رقم ۸۲۴ (اگرچه روایت ینابیع المودهًْ نزد عامه اعتباری ندارد، ولی دو روایت دیگر بر مدعای ما کافی است و این روایت می‌تواند به‌عنوان مؤید باشد).

[۱۸]) زمخشری، محمود، ربیع الأبرار، ص۱۶۶٫

[۱۹]) خرکوشی، شرف النبی (ترجمه شرف المصطفی)، ص۲۷۲٫

[۲۰]) توبه / ۵۸٫

[۲۱]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، ص۲۴۵٫

[۲۲]) سقاف، حسن التنبیه والردّ، ص۷.

[۲۳]) بخاری، محمد، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۸۳.

[۲۴]) همان، ص۲۱۹.

[۲۵]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۸، صص ۴۵۹ و ۴۶۰٫

[۲۶]) توبه / ۴۰٫

[۲۷]) یونس / ۶۲٫

[۲۸]) بخاری، محمد، صحیح بخارى، ج۱، ص۴۳۸ و ۴۳۹؛ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۰۷٫

[۲۹]) همان، صص ۴۳۷؛ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۱۴٫

[۳۰]) نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۱۴٫

[۳۱]) ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۲۸٫

[۳۲]) قزوینی، محمد، سنن ابن‌ماجه، ج۱، ص۵۱۰؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الاوسط، بیهقى، ج۴، ص۳۶۵؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الصغیر، ج۱، ص۳۶۶٫

[۳۳]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، صص ۲۴۳ و ۲۴۴٫

[۳۴]) بخارى، محمد، صحیح بخارى، ج۴، ص۱۵۴۹؛ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۳۸۰؛ ابن حبان، محمد، صحیح ابن‏حبان، ج۱۱، ص۱۵۳٫

[۳۵]) بخارى، محمد، صحیح بخارى، ج۳، ص۱۱۳۳؛ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۹۱؛ شیبانی، احمد، مسند احمد، ج۱، ص۱۳۶٫

[۳۶]) محمد، بخارى، صحیح بخارى، ج۱، ص۳۴۵٫

[۳۷]) ابن حبان، محمد، صحیح ابن‏حبان، ج۱۱، ص۳۴۰٫

[۳۸]) هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۶، ص۲۱۲٫

[۳۹]) بخاری، محمد، صحیح بخارى، ج۱، صص ۱۳۰ و ۱۳۱؛ شیبانی، احمد، مسند احمد، ج۴، ص۴۳۴٫

[۴۰]) همان، ج۳، ص۱۱۰۴؛ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۲۵٫

[۴۱]) شیبانی، احمد، مسند احمد، ج۵، ص۴۰۲؛ نسائى، احمد، سنن نسائى، ج۶، ص۱۱۷٫

[۴۲]) ابن حبان، محمد، صحیح ابن‏حبان، ج۱۵، ص۵۶۵؛ هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۳۴۹٫

[۴۳]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، ص۲۴۴٫

[۴۴]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، صص ۲۴۸ ـ۲۴۹٫

[۴۵]) ابن ابی عاصم، الآحاد والمثانى، ج۵، ص۳۶۳٫

[۴۶]) حاکم نیشابوری، المستدرک على الصحیحین، ج۳، ص۱۶۷٫

[۴۷]) دولابی طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، ج۱، ص۱۰۸ و ج۲۲، ص۴۰۱٫

[۴۸]) دولابی، الذریهًْ الطاهرهًْ، ج۱، ص۱۲۰٫

[۴۹]) ابن‌عساکر، علی، تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۵۶٫

[۵۰]) طبری، احمد، ذخائر العقبى، ج۱، ص۳۹٫

[۵۱]) هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۳٫

[۵۲]) احزاب / ۵۷٫

[۵۳]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، صص ۲۴۷ و ۲۴۸٫

[۵۴]) بخاری، محمد، صحیح بخارى، ج۵، باب مناقب فاطمه.

[۵۵]) بخاری، محمد، صحیح بخارى، ج۵، ص۱۷۷، باب مناقب فاطمه.

[۵۶]) یعقوبی، تاریخ یعقوبى، ج۲، ص۱۱۵٫

[۵۷]) ابن ابی الحدید، شرح ابن‏ابى الحدید، ج۶، ص۵۰٫

[۵۸]) توفیق ابوعلم اهل البیت^، ص۱۸۴٫

[۵۹]) نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۳۸۰، ح۱۷۵۹٫

منبع: کتاب اهل بیت(بررسی شبهات ابن تیمیه)؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

 

 

http://shiastudies.com

شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا. شبهات ابن تیمیه در مورد حضرت زهرا

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.