صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) > امام علی (ع) > هدف از ایجاد جامعه آرمانى از دیدگاه امام على
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۷


هدف از ایجاد جامعه آرمانى از دیدگاه امام على

امروزه بشر با دست یافتن به علم و دانش توانسته است مسائل اجتماعى را که در اطراف او به وقوع مى‏پیوندد، مورد تفکر و کاوش قرار دهد. یکى از این مسائل که سالیان دراز ذهن بشر را به خود مشغول کرده است، علل شکست یک تمدن بزرگ به دست یک تمدن کوچک است.

بعد از تحلیل و بررسى مى‏توان گفت، یکى از علل اصلى پیروزى آنان استوارى در عقیده و ایمان به هدف بوده است.

جامعه ما یک جامعه اسلامى و شیعى است که تعهدات و ایمان و آرمان مسلمانان درون این جامعه، در طلب کمال و سعادت و راهیابى به سوى هر چه که برایشان کمال‏آور و سعادت‏آور است، خلاصه مى‏شود.

کمالى که در جامعه اسلامى هدف و خواست آرمانى همگان است، کمال محدود و موهوم و اهداف میانى و در چارچوب خودخواهى و خودپرستى و شخص پرستى و سودجویى‏هاى فردى نیست، چه این نوع کمال جویى، به جاى آنکه موجب وحدت و همبستگى گردد، نیرومندترین عامل تفرقه و جبهه‏گیرى و جنگ و جدال افراد و گروه‏ها مى‏گردد. آرمان‏ها و مقصدها و اهداف در جامعه و ملّت‏هاى مسلمان، در یک مسیر و راه به سوى کمال و کمال‏جویى همگانى کشانده مى‏شود و هدف و آرمان نهایى از کمالات و کمال‏جویى‏ها جز خدا، چیز دیگرى نمى‏تواند باشد. آرى همه از اوست و به سوى او برمیگردد؛ {اِنّا للّه و اِنّا اِلیه راجعون}.

امام على مى‏فرماید:

بار خدایا! ستایش نیک و بى‏شمار، تنها تو را سزد، هر گاه تو را آرزو کنند بهترین آرمانى و آن جا که امیدها به تو پیوندد گرامى‏ترین نقطه امید باشى.([۱])

سعادتمندى و استکمال حقیقى انسان‏ها جز با خداشناسى، خداپرستى، اطاعت کامل و دقیق از اوامر الهى، کسب رضاى خداى متعال و تقرب به درگاه او حاصل شدنى نیست.

پس هدف از آفرینش انسان و  غرض از امور و شئون انسانى و اجتماعى زندگى انسان‏ها، خداپرستى و خداشناسى و ارتباط با خداوند است که این غرض و هدف باید حفظ شود و همه اهداف جامعه به سوى رسیدن به این هدف و غرض سوق داده شود. انسان در صورتى مى‏تواند به این هدف والا دسترسى پیدا کند که در سایه تقواى الهى به رفع نیازهاى خود (مادى و معنوى و اجتماعى و فردى…) بپردازد.

امام على مى‏فرماید:

اى بندگان خدا! من شما را به تقواى الهى توصیه مى‏کنم که راه انسان را هم توشه است و هم دژ! توشه‏اى رسا و دژى کارساز! پرطنین‏ترین دعوت‏گر به سویش فرا خوانده است و پذیراى این دعوت، بهترین قلبهاست، چنین است که دعوت‏گرش، پیام خویش را در گوش‏ها فرو مى‏خواند و شنونده‏ى این پیام به کامیابى مى‏رسد.([۲])

تقوا عبارت است از تعهد درونى به عقیده اسلامى که از فهم و ادراک کامل سرچشمه گرفته و همچنین، سرکوب شهوت‏ها از رهگذر اراده‏اى نیرومند و با صلابت و آگاهى کافى ماست و تنها عمل نیست؛ بلکه عملى است که در پشتوانه آن، تعهد و التزام و تحمل مسئولیت نهفته است؛ تقوا تعهدى است که از ایمان به خداوند متعال و روز واپسین، نشأت گرفته باشد.

حضرت علی می‌فرماید:

«إن لأهل الدین علامات یعرفون بها : صدق الحدیث وأداء الأمانه ووفاء بالعهد وصله الأرحام ورحمه الضعفاء وقله المراقبه للنساء – أو قال : قله المواتاه للنساء وبذل المعروف وحسن الخلق وسعه الخلق واتباع العلم وما یقرب إلى الله عز وجل زلفى، طوبى لهم وحسن مآب»

براى اهل تقوا، نشانه‏هایى است که بدان شناخته مى‏شود: راستگویى در سخن، اداى امانت، وفادارى به پیمان‏ها، نداشتن بخل‏، صله رحم، ارتباط با خویشاوندان، ترحم و شفقت بر ناتوانان و ضعیفان، کمى اختلاط و نزدیکى با زنان، بذل خیر و نیکى، اخلاق خوش، بردبارى زیاد و پیروى از عملى که انسان را به خداوند نزدیک مى‏سازد. پس خوش به حال آنان و چه عاقبت نیکى دارند.([۳])

با توجه به تعریف تقوا و ویژگى‏هاى آن ملاحظه مى‏شود که امام على در بیشتر خطبه‏ها و نامه‏هاى خود مردم را به آن دعوت مى‏کنند.

آثار تقوا:

  1. تقوا پایه و محورى است که مسلمانان براى دستیابى به آن از یکدیگر سبقت مى‏جویند. این موضوع، جامعه را در حالت جست و جوى ترقى و پیشرفت نگه مى‏دارد و بدین ترتیب جوامع بشری به پیشرفت و ترقى دست می‌یابند.
  2. تقوا رهبر حقیقى جامعه اسلامى است.([۴])

امام علىمى‏فرماید:

«بار خدایا! تو نیک مى‏دانى که جنگ و درگیرى ما را در کشمکش قدرت و فزون‏خواهى ثروت انگیزه نبود، که هر آن چه بود، جز براى بازگردان نشانه‏هایى از دین تو و اصلاح سرزمین‏هاى تو نبود تا بندگان ستمدیده‏ات امنیت یابند و حدود به تعطیل کشیده‏ات، به اجرا درآیند».([۵])

از دیدگاه امیرالمؤمنین، حکومت باید مقید به ارزش‏هاى اسلامى و احکام دینى باشد و هدف از اجراى آن ارتقاى معنوى انسان‏ها باشد.

از سخنان حضرت امیرالمؤمنین مى‏فهمیم که توزیع عادلانه امکانات مادى، عدالت اجتماعى و جلوگیرى از ظلم و ستم و تبعیض، آرمان نهایى دولت اسلامى به حساب نمى‏آید.

مبناى روشن این تحلیل آن است که دنیا جایگاه اصلى انسان نیست تا تلاش او بدان محدود شود. بر این اساس هر سیاستى که به آبادانى و بهبودى معیشتى دنیوى بینجامد اما به ارزش‏هاى معنوى صدمه وارد کند، از نگاه حضرت مردود است. البته چنانچه این جدایى صورت گیرد و وسائل معنوى قربانى مادیت شود باز هم مصالح دنیوى با شکست مواجه خواهد شد و حتى دنیاطلبان هم به رفاه مطلوب خود نخواهند رسید؛ زیرا حذف گرایش معنوى، خسارات دنیوى فراوانى را بر جاى مى‏گذارد و زندگى اجتماعى را با بحران‏هاى جدید روبه‏رو مى‏کند.

اسلام بر وجوب نماز و دادن زکات و خمس و اهمیت راستگویى و وفادارى و ضرورت صلاح و خیرخواهى تأکید کرده است؛ زیرا این عوامل باعث به هم پیوستگى مستحکم در درون جامعه از طریق مشروعیت بخشیدن به کیان و موجودیت اجتماعى مى‏شود.([۶])

امام در فرمان تعیین محمد بن ابى بکر به زمامدارى مصر مى‏فرماید:

«بندگان خدا! بدانید، پرهیزگاران نقد دنیا و آینده‏ى آخرت را یک جا بردند؛ با دنیاداران در دنیایشان شرکت جستند، بى‏آن که اهل دنیا در آخرت آنان شرکت جویند؛ از خانه و خوراک دنیا چنان بهره بردند که بهترین است از همانى که رفاه زدگان بهره برند، بهره‏مندانه و به دستاوردهایى همانند دستاورد خودکامگان مستکبر، دست یابند؛ سپس با توشه‏اى رساننده و کالایى پرسود از این جهان رخت بربندند. لذت زهد دنیا را ـ در همین جهان ـ مى‏چشند و به یقین بر این باورند که فردا ـ در حیات آخرت ـ با خدا همسایه‏اند؛ هر دعایى که کنند پذیرفته باشد و سهمشان از هیچ لذتى کم و کاستى ندارد».([۷])

این حدیث، فلسفه مهمى را در حیات اسلامى تبیین مى‏نماید و آن این است که مسلمانان نباید تنها به آخرت بیندیشند و به دنیا و مسائل آن پشت پا زنند. جامعه اسلامى، جامعه قدرت و سلطه و ثروت و پیشرفت در کلیه زمینه‏هاى علمى و فنی است؛ این جامعه در حرکت خود، تمدن جامع الاطراف و کاملى را پى‏ریزى مى‏کند امّا در این روند، جامعه اسلامى بر مبناى اصول و مبادى مشخص با مسائل زندگى و سایر جوامع برخورد مى‏کند که این اصول بر پایه حلال و حرامى که شریعت اسلامى آن را وضع کرده و نیز بر پایه ارزش‏ها و اخلاق فاضله، استوار است.([۸])

اهدافى که حضرت امیرالمؤمنین از ایجاد جامعه آرمانى خود در درون جامعه دارند؛ همان اهدافى است که حضرت مهدی در هنگام ظهور خود در تمام جهان به مرحله اجرا درمى‏آورد:

  1. تحقق بخشیدن به رستگارى بشر و نه رستگارى فرد یا ملّتى خاص؛
  2. گسترش خداپرستى و اعتلاى حق و عدالت؛
  3. رسیدن به کمال از طریق احساس وابستگى به قدرت بى‏نهایت؛
  4. عبادت کردن بهتر خدا تا بدین ترتیب زمینه تکامل همه جانبه فراهم شود.([۹]

[۱]) خورشید بى‏غروب نهج البلاغه، عبدالمجید معادیخواه، چاپ اوّل، تهران: نشر ذره، ۱۳۷۳، خطبه ۹۰، ص ۱۰۲٫

– اللهم أنت أهل الوصف الجمیل والتعداد الکثیر. إن تؤمل فخیر مؤمل وإن ترج فأکرم مرجو. (نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ۹۱، مناجات توحیدیه) (محقق)

[۲]) همان، خطبه ۱۱۳، ص ۱۳۱٫

– أوصیکم عباد الله بتقوى الله التی هی الزاد وبها المعاد : زاد مبلغ ومعاد منجح. دعا إلیها أسمع داع واع. فأسمع داعیها وفاز واعیها. (نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ۱۱۴). (محقق)

[۳]) سید محمد، تقى مدرسی، اهداف و آرمان‏هاى جامعه اسلامى، چاپ اول، تهران: انتشارات امیر، پاییز ۱۳۶۹، ص ۵۸٫

– این روایت در کتاب‌ها حدیثی با تعابیر مشابه ذکر شده است. (کافی، شیخ کلینی، ج ۶، ص ۶۳۹ و …) (محقق)

[۴]) همان، ص ۵۹٫

[۵]) عبدالمجید معادیخواه، پیشین، خطبه ۱۳۱، ص ۱۴۹٫

– اللهم إنک تعلم أنه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان ولا التماس شئ من فضول الحطام، ولکن لنرد المعالم من دینک، ونظهر الإصلاح فی بلادک. فیأمن المظلومون من عبادک، وتقام المعطلهًْ من حدودک. (محقق)

[۶]) محمد سروش، اهداف و آرمان‏هاى حکومت امام على، ص ۶۴، دانشنامه امام على، چاپ اوّل، على اکبر رشاد، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، ۱۳۸۰٫

[۷]) عبدالمجید معادیخواه، پیشین، نامه ۲۷، ص ۳۱۵٫

– واعلموا عباد الله أن المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا وآجل الآخرهًْ فشارکوا أهل الدنیا فی دنیاهم، ولم یشارکهم أهل الدنیا فی آخرتهم. سکنوا الدنیا بأفضل ما سکنت، وأکلوها بأفضل ما أکلت، فحظوا من الدنیا بما حظی به المترفون وأخذوا منها ما أخذه الجبابرهًْ المتکبرون. ثم انقلبوا عنها بالزاد المبلغ والمتجر الرابح. أصابوا لذهًْ زهد الدنیا فی دنیاهم، وتیقنوا أنهم جیران الله غدا فی آخرتهم. لا ترد لهم دعوهًْ، ولا ینقص لهم نصیب من لذهًْ. (محقق)

[۸]) سید محمدتقى مدرسى، پیشین، ص ۲۳٫

[۹]) دکتر على‏رضا قائمى، قیام مهدى از دیدگاه جامعه‏ شناسى، نهضت‏ها، قم: انتشارات هجرت، صص ۹۴ ـ ۹۰٫

منبع: برگرفته از کتاب جامعه آرامانی از دیدگاه امام علی؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها