صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > کلام > امامت > شواهد شأن نزول آیه تطهیر ۱
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۷


شواهد شأن نزول آیه تطهیر ۱

شواهد شأن نزول آیه تطهیر ۲

شواهد شأن نزول آیه تطهیر ۳

در مورد شواهد شأن نزول آیه تطهیر با بررسی متن روایت و یافتن شواهد قرآنی، حدیثی، تاریخی و… میتوان به صحت آن پی برد.

شواهد شأن نزول:

۱ – تطبیق رسول خدا  

مسلمانان – با همه فرقه‏ هاى گوناگون و اختلاف سلیقه‏اى که دارند – بر این باورند که قرآن بر رسول‏ خدا  نازل شده است و او اولین فردى است که پیام خداوند را توسط فرشته وحى دریافت کرده و با امانت کامل و بدون هیچ‏گونه دخل و تصرفى، آن را به مردم رسانده است.

او گذشته از وظیفه ابلاغ وحى، وظیفه تفسیر و تبیین وحى را در موارد ابهام نیز برعهده داشته است.

بنابراین سخن او مهمترین سند و بهترین دلیل براى فهم قرآن و تطبیق آیات آن است؛ یعنى اگر براى ما ثابت شود که این سخن که آیه‏اى را تفسیر یا شأن نزول آیه‏اى را بیان مى‏کند، سخن رسول خدا  است، همان براى ما حجت و کافى است و تفسیر و یا توجیه دیگران در برابر سخن رسول خدا  ارزشى ندارد.

رسول خدا  در تطبیق آیه بر اصحاب کساء به دو شیوه زیر عمل کرده است:

الف – تطبیق عملى یا رفتارى:

رسول خدا  براى تبیین جایگاه اهل‏ البیت  در موارد متعددى به معرفى آنان پرداخته است که به بعضى از آنها اشاره مى‏کنیم:

۱- نزول آیه مباهله:

هنگامى که آیه مباهله نازل شد و بنا شد که رسول خدا  جمعى را براى مباهله به آن میدان ببرد([۱])، رسول خدا  از اصحاب کساء دعوت کرد.

روایات در این زمینه فراوان است؛

«عن سعد بن ابى وقاص قال لمّا نزلت هذه الآیه: قل تعالوا… دعا رسول ‏الله  علیّا و فاطمه و حسناً و حسیناً فقال: اللهم هولاء اهلى.»([۲])

«سعد بن ابى وقاص مىگوید: وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا – که درود خدا بر او باد- على و فاطمه و حسن و حسین را گرد آورد و به خداوند عرض کرد: خداوندا اینان اهل‏بیت من هستند».

زمخشرى، پس از آن که امتناع هیأت مسیحیان نجران از مباهله را نقل مى‏کند، نزول آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء را از طریق عایشه نقل و سپس چنین قضاوت مى‏کند:

«و فیه دلیل لا شئ اقوى منه على فضل اصحاب الکساء»([۳])

«در این آیه دلیلى بر برترى اصحاب کساء بر بقیه امت وجود دارد که دلیلی قویتر از آن وجود ندارد».

۲- نزول آیه الصلاه:

در پى نزول آیه: {و أمر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها}([۴])؛

«خانواده‏ات را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شکیبا باش»

پیامبر  مامور شد به این دستور خداوند عمل کند.

نکته قابل توجه در این آیه آن است که کلمه اهل مضاف به کاف خطاب به کار رفته است که با مشخص شدن این اهل، مصداق اهل‏البیت هم که منسوب به بیت رسول‏الله  است، روشن مى‏شود.

با نزول این آیه، رسول خدا  هر روز صبح که براى نماز از خانه خارج مى‏شد، رفتار بخصوصى انجام مى‏داد؛ ابتدا به درِ منزل امام على  مى‏آمد و یک دست را به یک طرف در و دست دیگر را به طرف دیگر مى‏نهاد و مى‏فرمود:

«الصلاه، رحمکم الله، انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل‏البیت و یطهّرکم تطهیرا.»

در این رفتار، رسول خدا  هم به آیه {وَأْمُرْ أَهْلَکَ} عمل ‏کرد و هم مصداق اهل‏البیت را مشخص نمود. در این که این عمل رسول خدا  چه مدت ادامه داشته روایات متفاوت است که به بخشى از آنها اشاره مى‏کنیم:

۱-۲- روایتى که دلالت دارد، رسول خدا  شش ماه به در خانه على مى‏آمد و آنان را با همین لفظ صدا مى‏زد؛

«عن انس بن مالک: انّ رسول الله  کان یمرّ بباب فاطمه ستّه اشهر اذا خرج الى صلاه الفجر یقول: الصلاه یا اهل‏البیت، انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل‏البیت و یطهّرکم تطهیرا.»([۵])

«انس بن مالک مىگوید: شش ماه رسول خدا  را دیدم هنگامى که براى نماز صبح بیرون مى‏آمد، به درِ خانه فاطمه ÷ مى‏آمد و مى‏فرمود: نماز! اى اهل‏البیت. خداوند مى‏خواهد تنها شما اهل‏بیت را از هر پلیدى دور گرداند و چنان که باید و شاید شما را پاک گرداند».

۲-۲- روایتى که دلالت دارد رسول خدا  هشت ماه به درِ خانه على مى‏آمد و آنان را با همین لفظ صدا مى‏زد؛

«عن ابى الحمراء رضى‏الله‏عنه قال حفظت من رسول الله ثمانیه أشهر بالمدینه لیس من مره یخرج الى صلاه الغداه الا اتى الى باب على فوضع یده على جنتى الباب، ثم قال: الصلاه، الصلاه، انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا تطهیراً»([۶])

«ابوحمراء مىگوید: به خاطر دارم که رسول خدا  در مدینه هشت ماه هر وقت براى نماز صبح از منزلش خارج مى‏شد، درِ خانه على  مى‏آمد و دستش را روى دو طرف در مى گذاشت و مى‏فرمود: نماز، نماز، بدون تردید خداوند مى‏خواهد پلیدى را تنها از شما دور کند و شما را پاک سازد».

روایات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد که مدت زمان این کار را متفاوت بیان مى‏کنند که به دلیل کثرت از بیان آنها خوددارى کردیم.

در تفاوت این زمان باید به این نکته توجه داشت که هر یک از این راویان مقدار زمانى را که خود شاهد بوده است بیان مى‏کند؛ از این رو روایات قابل اعتماد هستند.

ب – تطبیق گفتارى:

رسول خدا  گذشته از آن که در عمل در مواردى مصداق اهل‏ البیت را تعیین نموده، در مواردى نیز با گفتار خود مصداق اهل‏ البیت  را مشخص کرده است که به بعضى از آن موارد اشاره مى‏کنیم.

۱- نزول آیه تطهیر:

در شأن نزول آیه تطهیر روایات بسیارى نقل شده است که پیامبر‏  فرمود:

«اللهم هولاء اهلى».

این روایت در منابع بسیارى ذکر شده است.([۷])

۲- نزول آیه مباهله:

در پى نزول آیه مباهله، رسول خدا  اصحاب کساء را در آن میدان گردآورده فرمود: «اللهم هولاء اهلى»([۸]).

پیشتر سخن زمخشرى را نقل کردیم که مى‏گفت: قویتر از این، دلیلى نمى‏توان براى برترى اصحاب کساء یافت.

۳- نزول آیه قُربى:

به دنبال نزول آیه مودت و تکلیف مسلمانان در محبت کردن به نزدیکان رسول خدا ، آن حضرت در پاسخ مسلمانان در تعیین مصداق «قربى» اصحاب کساء را معین فرمود که روایات بسیارى در این زمینه وارد شده است.

به این روایت توجه کنید؛

«عن ابن عباس قال: لما نزلت هذه الآیه {قل لا اسئلکم علیه اجرا الاّ الموده فى القربى}

قالوا یا رسول اللّه مَن قرابتک هولاء الذین وجبت مودّتهم؟ قال: على و فاطمه و ولداها.»([۹])

«ابن عباس مىگوید: چون آیه قُربى نازل شد، از رسول‏خدا  پرسیدند نزدیکان شما که در این آیه محبت آنان واجب شده است، چه کسانى هستند؟ رسول خدا   فرمود: على و فاطمه و دو فرزند او».

۴- حدیث ثقلین:

حدیث ثقلین، حدیث متواتر و مورد پذیرش همه مسلمانان است که به عبارت‏هاى گوناگون آن را روایت کرده‏اند که رسول خدا  آن را در چهار مورد بیان کرده است.

در این حدیث نیز اهل‏بیت به گونه‏اى بیان شده است که جز بر اصحاب کساء تطبیق نمى‏کند. قضاوت در این مسأله را به آلوسى مفسر مشهور اهل سنت مى‏سپاریم.

آلوسى با این که از اندیشه وهابى برخوردار است، در تفسیرش تا آنجا که توانسته علیه شیعه موضع‏گیرى کرده و ذیل آیه تطهیر چندین صفحه علیه استدلال شیعه سخن گفته است. آلوسی به دلیل اینکه در حدیث ثقلین طبق روایتی کلمه «اهل بیتی» در کنار «عترتی» آمده چنین برداشت کرده که چون در عترت نساء داخل نیستند در اهل بیت هم که در بدل یا عطف بیان برای عترت هست، شامل نساء نمیشود. از این ادعا نمیتوان چنین استفاده نمود که در آیه تطهیر که اهل بیت بدون کلمه عترت آمده نساء النبی داخل نیستند و چون به این نکته دوم اعتقادی نداشته از زنان پیامبر به «نساء المطهرات» تعبیر میکند و در نهایت مینویسد:

«و انت تعلم انّ ظاهر ما صحّ من قوله انّى تارک فیکم خلیفتین و فى روایه ثقلین کتاب اللّه حبل ممدود ما بین السماء و الارض و عترتى اهل‏بیتى و انّهما لن یفترقا حتى یردا علّى الحوض یقتضى ان النساء المطهرات غیر داخلات فى اهل‏البیت الذین هم احد الثقلین، لانّ عتره الرجل کما فى الصحاح نسله و رهطه الادنون و اهل‏بیتى فى هذا الحدیث الظاهر انّه بیان له او بدل منه بدل کل من کل و على التقدیرین یکون متحدا معه فحیث لم تدخل النساء فى الاول، لم تدخل فى الثانى.»([۱۰])

«و تو مى‏دانى که براساس روایت صحیحى که پیامبر – که درود خدا بر او باد – فرمود: من بین شما دو جانشین و در روایتى دو چیز گرانبها مى‏گذارم؛ یکى کتاب خداست که ریسمان کشیده شده بین زمین و آسماناند و یکى عترت من اهل‏بیتم و این دو از هم جدا نمى‏شوند تا این که در کنار حوض بر من وارد شوند. این روایت صحیح اقتضا مى‏کند که زنان پاک شده (زنان پیامبر) داخل در اهل‏بیت نباشند، اهل‏بیتى که یکى از ثقلین هستند؛ زیرا چنان که در صحاح اللغه و… گفته‏اند عترت مرد عبارتند از نسل او و اقوام نزدیک او. اهل‏بیتى در این حدیث از نظر ترکیب یا عطف بیان براى عترت است و یا بدل کل از عترت است و هر یک از این دو را درست بدانیم، عترت و اهل‏بیت یکى خواهند بود و چون عترت شامل زنان نمى‏شود، اهل‏بیت هم نباید شامل زنان شود».

براستى باید از آلوسى پرسید: اگر اهل‏بیت شامل زنان نمى‏شود چه دلیلى بر تطهیر نساء وجود دارد که از آنان در همین عبارت به نساء المطهرات یاد مى‏کنید؟

۱ – اعتراف اصحاب رسول خدا  

درباره این شاهد باید گفت: شما که مدعی هستید این اصحابی که میگویید در روایاتی شان نزول آیه تطهیر را درباره اهل کساء ذکر نمودند، دستکم به عنوان نمونه یک حدیث را ذکر نمایید تا شاهدی برای ادعایتان باشد. حدود یک صفحه در مورد این صحابی بحث میکنید اما در مورد اصل ادعا که باید ثابث شود، میگویید در منابعی ذکر شده شاید اصلاً احادیث آنها تصریح نداشته باشد که مصداق اهل بیت تنها خمسه طیبه هستند و شامل همسران نمیشود.

بدون شک اصحاب صالح رسول خدا  بعد از اهل بیت او نزدیکترین افراد براى تشخیص شأن نزول آیات بودند؛ زیرا آنان در آن جامعه زندگى مى‏کردند و زمینه‏هاى اجتماعى، فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و… را که سبب نزول آیات مى‏شدند، از نزدیک مى‏دیدند.

قبل از نقل روایت از طریق اصحاب رسول خدا  لازم است درباره اعتماد به سخن صحابه بحث کوتاه زیر را از دیدگاه اهل سنت مطرح کنیم:

۱- ابن حجر درباره صحابه مینویسد:

«اتفق اهل السنّه على انّ الجمیع عدول و لم یخالف فى ذلک الاّ شذوذ من المبتدعه.»([۱۱])

«اهل سنت اتفاق نظر دارند که همه صحابه رسول‏خدا عادلند و جز عده کمى از بدعت‏گذاران کسى با این نظر مخالف نیست».

۲- آمُدى در این باره مى‏نویسد:

«اتفق الجمهور من الائمّه على عداله الصحابه.»([۱۲])؛

«اکثریت رهبران امت اسلامى بر عدالت صحابه اتفاق نظر دارند».

۳- خطیب بغدادى، پس از آن‏که آیاتى از قرآن را که به نظر او بر عدالت صحابه دلالت مى‏کند، مى‏آورد و مى‏نویسد: با وجود این آیات نیازى به روایات نیست، ولى در همان حال چند روایت را نقل مى‏کند و سپس چنین مینویسد:

«والاخبار فى هذا المعنى تتسع و کلّها مطابقه لماورد فى نص القرآن و جمیع ذلک یقتضى طهاره الصحابه و القطع على تعدیلهم و نزاهتهم، فلا تحتاج احد منهم مع تعدیل اللّه تعالى لهم المطلع على بواطنهم الى تعدیل احد من الخلق له و …. و هذا مذهب کافّه العلماء و من یعتدّ بقوله من الفقهاء.»([۱۳])

«روایات در این زمینه بسیار است و همه آنها با نصّ قرآن مطابق است و آیات و روایات دلالت بر پاکى صحابه مى‏کند و یقین به عدالت و وارستگى آنان مى‏آورد و پس از عادل دانستن خداوندى که از باطن انسانها آگاه است، صحابه نیازى به تایید هیچ کس از خلق ندارند… و این دیدگاه تمام علما و فقهایى است که به نظر آنان توجه مى‏شود».

با توجه به این دیدگاه در مورد صحابه اگر یک نفر از آنان نزول این آیه را درشأن اصحاب کساء نقل کند کافى است، تا چه رسد به اینکه چندین نفر نقل کنند.

اکنون این روایت را از قول اصحابى که ما به آن دست یافته‏ایم، نقل مى‏کنیم:

۱- امام على  

در گذشته بیان کردیم که به لحاظ تقدم در اسلام و فضیلت در علم، تقوا، جهاد و…، در میان صحابه، امام على  شخصیتى برجسته است و اگر ما بخواهیم اعتقاد خود را درباره ارزش و اعتماد به کلام مولى امام على  بیان کنیم، بسیار طولانى خواهد شد.([۱۴]) از این رو از طرح دیدگاه خود درباره کلام امام على  مى‏گذریم و تنها به نقل سخن یکى از علماى مشهور اهل سنت، ابن ابى الحدید، اکتفا مى‏کنیم.

او مى‏نویسد:

«فاما على  فانّه عندنا بمنزله الرسول  فى تصویب قوله و الاحتجاج بفعله و وجوب طاعته و متى صحّ عنه انّه قد برئ احد من الناس برئنا منه کائنا من کان.»([۱۵])

«نظر ما درباره امام على  از این قرار است: همان طور که سخن رسول خدا  را حق مى‏دانیم سخن امام على  را نیز حق مى‏دانیم و همان گونه که به رفتار رسول خدا  استدلال مى‏کنیم به رفتار امام على  نیز استدلال مى‏کنیم و همچنان که اطاعت از رسول خدا  را واجب مى‏دانیم اطاعت از امام على را نیز واجب مى‏دانیم و هرگاه نزد ما ثابت شود که امام على  از کسى بیزارى جسته است ما نیز از او بیزارى مى‏جوییم؛ آن شخص هر که مى‏خواهد باشد».

۲- عبدالله بن عباس

یکى از راویان حدیث نزول آیه تطهیر در شأن امام على  عبدالله بن عباس است.

گرچه شأن ابن عباس برتر از آن است که درباره او سخن بگوییم، ولى از باب نمونه در ابتدای همین جلد درباره وى فضائلی را متذکر شدیم که نیاز به تکرار نیست.

نزول این آیه درشأن اصحاب کساء به نقل از ابن عباس در شمارى از منابع و مصادر آمده است.([۱۶])

۳- جابر بن عبدالله الانصارى

یکى از اصحاب جلیل القدر رسول خدا  جابر بن عبدالله انصارى است.

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء، جابر بن عبدالله انصاری است. برخى از منابع روایت یاد شده را به نقل از وى آورده‏اند.([۱۷])

۴- انس بن مالک

یکى از اصحاب رسول خدا  انس بن مالک است. شخصیت بارز وی در منابع متعددی توصیف شده است. ابن اثیر در وصف وى مى‏نویسد:

«خادم رسول خدا  و کان یتسمّى به و یفتخر بذلک… خدم النبىّ عشر سنین… و هو من المکثرین فى الروایه عن رسول الله.»([۱۸])

«خادم رسول خدا  است و به این نام نامیده مى‏شد و بدان افتخار مى‏کرد… ده سال خدمتگزار رسول خدا  بود و او از کسانى است که از رسول خدا  بسیار روایت مى‏کند».

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء، انس بن مالک است. در شمارى از منابع به نقل از وى، روایت  یاد شده آمده است.([۱۹])

۵- سعد بن ابى وقاص

یکى از اصحاب رسول خدا  سعد بن ابى وقاص است. علمای اهل تسنن او را چنین وصف کرده‏اند:

او هفتمین نفرى است که اسلام آورده([۲۰]) و یکى از ده نفرى است که رسولخدا  آنان را به بهشت بشارت داد.([۲۱])

در تمام جنگ‏هاى رسول خدا  شرکت داشت.([۲۲])

او یکى از شش نفرى است که عمر به عنوان شوراى انتخاب خلیفه آنان را برگزید([۲۳]) و اولین کسى است که در راه خدا تیراندازى کرده است.[۲۴]

فضائل و مناقب او بسیار زیاد است.([۲۵])

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء، سعد بن ابى وقاص است که در شمارى از منابع و مصادر از او نقل کرده‏اند.([۲۶])

۶- ابوسعید الخدرى

یکى دیگر از اصحاب رسول خدا  ابوسعید الخدرى است که او را چنین توصیف کرده‏اند:

او در دوازده جنگ رسول خدا  شرکت داشت.([۲۷]) وى را فقیه‏ترین صحابى جوان شمرده‏اند.([۲۸])

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء، ابوسعید الخدرى است که در شمارى از منابع و مصادر از او نقل کرده‏اند.([۲۹])

۷- عمر بن ابى سلمه

یکى از اصحاب رسول خدا  «عمر بن ابى‏سلمه» است. او را چنین توصیف کرده‏اند:

او «ربیب» رسول خدا  است؛ زیرا فرزند ام‏سلمه همسر رسولخدا است و در خانه آن حضرت بزرگ شده است.([۳۰])

در زمان حکومت امام على  حاکم بحرین شد([۳۱]) و در جنگ جمل در رکاب آن حضرت شرکت داشت.([۳۲])

وى، با توجه به این که مادرش ام‏سلمه است و در خانه رسول‏خدا بزرگ شده است، یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء اوست. که در شمارى از منابع و مصادره از او نقل کرده‏اند.([۳۳])

۸- واثله بن الاسقع

یکى دیگر از اصحاب رسول خدا  «واثله بن الاسقع» است. او را چنین توصیف کرده‏اند:

او قبل از جنگ تبوک مسلمان شد و در جنگ تبوک شرکت داشت. پس از رحلت رسول‏خدا  به شام مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آن جا ماند و آخرین صحابى بود که در شام از دنیا رفت.([۳۴])

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شان اصحاب کساء «واثله بن الاسقع» است که در شمارى از منابع و مصادر از او نقل کرده‏اند.([۳۵])

آنچه بیان شد، تعداد اندکى از راویان نزول آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء بود که همراه با شرح حال مختصرى از آنان آوردیم.

۱- حماد بن سلمه؛

۲- حجاج بن منهال؛

۳- البراء بن عازب؛

۴- بکیر بن سمار؛

۵- عبدالله بن جعفر الطیار؛

۶- ابى الحمراء؛

۷- ابوهریره؛

۸- معقل بن یسار؛

۹- حکیم بن سعد.

روایت این افراد نیز در بسیاری از منابع آمده است.

اینان غیر از راویان حدیث از همسران رسول خدا  هستند که جداگانه مورد بحث قرار مى‏گیرند و جداى از اهل‏بیت  هستند که افزون بر روایت این حدیث، به آن احتجاج هم کرده‏اند.

۲ – اعتراف همسران رسول خدا  

اعتراف همسران رسول خدا  به نزول آیه در شأن اصحاب کساء به دو دلیل زیر اهمیت دارد:

الف – همسران رسول خدا  ، گذشته از آن که همسر آن حضرت بودند و در خانه ایشان زندگى مى‏کردند و این آیه در خانه رسول خدا  نازل شده است و به شأن نزول آیه از بقیه آگاهى بیشترى دارند، از اصحاب رسولخدا نیز به شمار مى‏روند و از این رو با توجه به آنچه پیشتر درباره اصحاب بیان شد، سخن آنان سند خواهد بود.

ب – با توجه به تلاش سؤال برانگیز عده‏اى در انحصار آیه در همسران رسول‏خدا  یا شمول آیه نسبت به همسران آن حضرت، اعتراف آنان به نزول آیه در شأن اصحاب کساء اهمیت فراوانى دارد. که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

الف – ام سلمه

نام او هند و از مهاجران به حبشه است که به دنبال مرگ شوهرش، رسولخدا  از او خواستگارى کرد.([۳۶]) شخصیت اخلاقى و دینى «ام‏سلمه» نیاز به بحث ندارد و براساس روایاتى که در شأن نزول آیه از عاقبت به خیرى او حکایت مى‏کند، جایگاه رفیع او نزد رسول خدا  آشکار مى‏شود. او از کسانى است که به صراحت اعتراف کرده آیه در شأن اصحاب کساء نازل شده است. نزول آیه از قول او در منابع و مصادر زیادى نقل شده است.([۳۷])

ب – زینب

زینب بنت جحش از همسران رسول خدا  است که عقد ازدواج او با رسول خدا  در آسمان خوانده شد و به همین جهت بر بقیه همسران مباهات مى‏کرد که عقد مرا خداوند خوانده است. به همین دلیل دیگر همسران رسولخدا نیز به دیده احترام به او مى‏نگریستند.([۳۸])

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء اوست که از وى حداقل در یک منبع نقل شده است.([۳۹])

ج – عایشه

عایشه از همسران رسول خدا  است که به دلیل شهرت میان مسلمانان نیاز به توصیف ندارد.

یکى از راویان حدیث نزول آیه در شأن اصحاب کساء عایشه است. نقل این حدیث از قول او در منابع و مصادر بى‏شمارى آمده است.([۴۰])

امتناع رسول خدا  از ورود همسران

یکى از راههاى شناخت نظر رسول خدا  درباره اهل‏بیت، موضع‏گیرى رسول خدا  در برابر کسانى است که مدّعى بودند از اهل‏بیت او هستند.

این آیه – همان طور که بیان شد – در خانه امّ‏سلمه همسر رسول‏خدا‏ نازل شد. امّ‏سلمه مى گوید: رفتم که داخل در کساء شوم که پیامبر آن را کشید.

به این جریان توجه کنید:

«عن امّ‏سلمه رضى‏الله عنها انّ رسول‏الله  قال لفاطمه رضى اللّه عنها ائتنى بزوجک و ابنیه، فجائت بهم، فالقى رسول‏الله علیهم کساء فدکیّا ثم وضع یده علیهم، ثم قال: اللهم انّ هولاء اهل محمد و فى لفظ آل محمد، فاجعل صلاتک و برکاتک على آل‏محمد کما جعلتها على آل ‏ابراهیم انّک حمید مجید. قالت ام‏سلمه رضى‏الله عنها فرفعت الکساء لادخل معهم، فجذبه من یدى و قال انّک على خیر.»([۴۱])

امّ‏سلمه مى گوید: رسول خدا  به فاطمه ÷ فرمود: همسرت و فرزندانت را نزد من بیاور. وقتى فاطمه ÷ آنها را آورد، رسولخدا پارچه‏اى فدکى روى آنان انداخت و دستش را روى آنها گذاشت و سپس عرض کرد: خدایا! اینان اهل محمّد هستند و در عبارتى فرمود: اینان آل محمّد هستند، خدایا درودها و برکاتت را بر آنان بفرست، همان‏طور که بر آل ابراهیم فرستادى، بدون تردید تو حمید مجیدى.

امّ‏سلمه مى گوید: پارچه را برداشتم که در جمع آنان وارد شوم. رسول‏خدا آن را از دستم کشید و فرمود: تو عاقبت به خیر هستى».

۳ – اعتراف محدثان و مفسران

دلیل اهمیت اعتراف‌های محدثان و مفسران به نزول آیه در شأن اصحاب کساء این است که آنان کارشناس و متخصص حدیث و تفسیر هستند. از این رو بهتر از بقیه افراد مى‏دانند که آیه درشأن چه کسانى نازل شده است و معناى حدیث چیست؟

به نظریههای چند نفر از دانشمندان تفسیر و حدیث در این زمینه اشاره مى‏کنیم:

۱- حاکم حسکانى از محدثان برجسته اهل‏سنت، نزول این آیه در شأن اصحاب کساء را از ۱۳۷ طریق نقل مى‏کند.([۴۲])

۲- ابن مردویه، از محدثان برجسته اهل‏سنت، در این باره مى‏نویسد:

«من ازید من مائه طریق انّها فى محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین »([۴۳])

از بیش از ۱۰۰ طریق وارد شده است که این آیه درشأن محمد و على ، فاطمه ÷، حسن و حسین  نازل شده است.

۳- ابونعیم اصفهانى از دانشمندان برجسته، از ۱۲ طریق نقل مى‏کند که آیه در شأن اصحاب کساء نازل شده است.([۴۴])

۴- ابن بطریق، نزول این آیه در شأن اصحاب کساء را از ۱۹ طریق([۴۵]) و در کتاب دیگرش از ۲۷ طریق نقل مى‏کند. ([۴۶])

۵- ابن عطیّه، صاحب تفسیر المحررالوجیز، ذیل این آیه مىنویسد:

«و قالت فرقه و هی الجمهور اهل‏البیت على و فاطمه و الحسن و الحسین.»([۴۷])

گروهى که به جمهور مفسران مشهورند گفته‏اند؛ اهل‏البیت، على و فاطمه و حسن و حسین  هستند.

سپس به نقل احادیث در این زمینه مى‏پردازد و از خود آیه نیز براى اثبات این نظر کمک مى‏گیرد.

۶- ملاعلى قارى از دانشمندان اهل‏سنت، پس از نقل ترتیب خلفا در فضل و برترى، بحث برترى فرزندان آنان را مطرح مى‏کند و مى‏نویسد:

«و الاصحّ ان فضل ابنائهم على ترتیب فضل آبائهم الاّ اولاد فاطمه رضى اللّه عنها، فانّهم یفضلون على اولاد ابى‏بکر و عمر و عثمان رضى اللّه عنهم لقربهم من رسول‏الله، فهم العتره الطاهره و الذریّه الطیّبه الذین اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا.»([۴۸])

صحیح‏تر این است که برترى فرزندان خلفا نیز به ترتیب برترى آنان نسبت به هم باشد بجز فرزندان فاطمه ÷؛ زیرا آنان بدون تردید به دلیل نزدیکى به رسول خدا  بر فرزندان ابوبکر و عمر و عثمان برترى دارند؛ آنان عترت پاک و نسل پاک و پسندیده‏اى هستند که خداوند پلیدى را از آنان دور کرده است و آن چنان که باید و شاید آنان را پاک گردانده است.

۷- سمهودى از دانشمندان مشهور اهل‏سنت، پس از نقل آیه مباهله و آوردن اصحاب کساء توسط رسول خدا  مى‏نویسد:

«و هولاء هم اصحاب الکساء فهم المراد من الآیتین المباهله و التطهیر.»([۴۹])

«اینان همان اصحاب کساء و مقصود از هر دو آیه یعنى آیه مباهله و آیه تطهیر هستند».

۸- ابوبکر نقّاش از مفسران اهل سنت، در این‏باره مى‏نویسد:

«اجمع اکثر اهل التفسیر انّها نزلت فى على و فاطمه و الحسن و الحسین صلوات اللّه علیهم.»([۵۰])

«بیشتر مفسران اجماع دارند که این آیه درشأن على، فاطمه، حسن و حسین نازل شده است».

۹- ابن صباغ مالکى از دانشمندان اهل سنت، مىنویسد:

«اهل البیت على ما ذکر المفسرون فى تفسیر آیه المباهله و على ما روى عن امّ‏سلمه هم النبى و على و فاطمه و الحسن و الحسین.»([۵۱])

«براساس آنچه مفسران ذیل آیه مباهله گفته‏اند و بنابر آنچه از ام‏سلمه روایت شده است، مقصود از اهل‏البیت رسول خدا على و فاطمه و حسن و حسین هستند».

۱۰- ابوبکر حضرمى از دانشمندان اهل‏سنت، درشأن نزول آیه مى‏نویسد:

«والذى قال به الجماهیر من العلماء و قطع به اکابر الائمه و قامت به البراهین و تظافرت به الادلّه ان اهل‏البیت المرادین فى الآیه هم سیدنا على و فاطمه و ابناهما… و ما کان تخصیصهم بذلک منه الاّ عن امرالهى و وحى سماوى… و الاحادیث فى هذا الباب کثیره و بما اوردته منها یعلم قطعا على انّ هذه السلاله الطاهره و العناصر الزکیّه هم اهل‏البیت المطهّرون و انّهم المرادون بکل ماورد فى فضل اهل‏البیت من الآیات و الاحادیث و الآثار و انّهم ذریّه النبى و عترته و بنوه و اولاده و انّهم لن یفارقوا الکتاب الى یوم‏القیامه و انّهم احدالثقلین الذین ترکهم فینا رسول اللّه و امر امتّه بالتمسک بهم.»([۵۲])

آنچه جمهور دانشمندان گفته‏اند و رهبران بزرگ به آن یقین پیدا کرده‏اند و برهان بر آن استوار است و دلیلهاى زیادى آن را تایید مى‏کند، این است که مقصود از اهل‏البیت در آیه، آقاى ما على  و فاطمه ÷و دو فرزندان آنها هستند… و این که رسول خدا  این مسأله را اختصاص به آنان داده است جز دستور خداوند و وحى آسمانى نبوده است.

او سپس روایاتی را ذکر مى‏کند و مىنویسد:

روایات در این زمینه بسیار است و از آنچه من آورده‏ام به طور قطع روشن مى‏شود که مقصود از اهل‏بیت در آیه على  و فاطمه ÷ و دو فرزند آنان هستند. غیر ازاینها، روایات دیگرى نیز وجود دارد که به طور قطع دلالت مى‏کند این نسل پاک و تزکیه شده همان اهل‏بیت پاک هستند و مقصود از هر آیه و حدیثى که در فضیلت اهل‏بیت وارد شده است، اینان هستند و اینان همان نسل پاک پیامبر و فرزندان او هستند و اینان کسانى هستند که تا قیامت هرگز از قرآن جدا نمى‏شوند و اینان همان یکى از دو گوهر گرانبهایى هستند که رسول خدا  در بین ما گذاشته و به امت خود دستور داده است که به آنان تمسک جویند.

پیشتر از قول آلوسى نقل کردیم که با توجه به مجموع ادله، مصداق اهل‏بیت در آیه با مصداق اهل‏بیت در حدیث ثقلین یکى هستند و چون حدیث ثقلین شامل همسران نمى‏شود، آیه نیز نباید شامل همسران شود.

۱۱- ابن حجر – از دانشمندان مشهور اهل سنت – مى‏نویسد:

«اکثرالمفسرین على انّها نزلت فی علی و فاطمه و الحسن و الحسین.»([۵۳])

بیشتر مفسران بر این باورند که آیه تطهیر درشأن على و فاطمه و حسن و حسین نازل شده است.

۱۲- حافظ گنجى از دانشمندان اهل‏سنت پس از رد تفسیر زید بن ارقم درباره اهل‏بیت مى‏نویسد:

«الصحیح انّ اهل‏البیت علی و فاطمه و الحسنان.»([۵۴])

«نظریه درست این است که اهل‏بیت عبارتند از على و فاطمه و حسن و حسین ».

۱۳- حافظ شیخ سلیمان قندوزى حنفی از محدثان اهل سنت مى‏نویسد:

«اکثر المفسرین على انّها نزلت فى على و فاطمه و الحسن و الحسین، لتذکیر ضمیر عنکم و یطهرّکم.»([۵۵])

«بیشتر مفسران بر این باورند که آیه تطهیر درشأن على و فاطمه و حسن و حسین نازل شده است؛ زیرا ضمیر «عنکم» و «یطهرّکم» را مذکر آورده است».

۱۴- محب‏الدین طبرى از محدثان اهل سنت، در کتاب خود بابى را به نام «باب فى بیان انّ فاطمه و الحسن و الحسین هم اهل‏البیت المشار الیهم فى قوله تعالى انّما یرید…»([۵۶]) گشوده است؛ این باب در بیان این است که اهل‏بیتى که در آیه تطهیر به آنان اشاره شده است، فاطمه و حسن و حسین هستند.

۱۵- توفیق ابوعلم از دانشمندان معاصر اهل‏سنت مى‏نویسد:

«فالرأى عندى انّ اهل‏البیت هم اهل الکساء علی و فاطمه و الحسن و الحسین و من خرج من سلاله الزهراء و ابى الحسنین رضى‏الله عنهم اجمعین.»([۵۷])

نظریه مورد تایید من این است که اهل‏البیت همان اصحاب کساء هستند که عبارتند از على و فاطمه و حسن و حسین و کسانى که از نسل فاطمه و على  به شمار میروند.

۱۶- شبلنجى از محدثان اهل‏سنت مى‏نویسد:

«و یشهد للقول بانّهم على و فاطمه و الحسن و الحسین ما وقع منه حین اراد المباهله کما ذکره المفسرون.»([۵۸])

براساس آنچه مفسران گفته‏اند؛ دلیل بر این که مقصود از اهل‏البیت على و فاطمه و حسن و حسین هستند، عملکرد رسولخدا در جریان مباهله است.

۱۷- ثعالبى – از مفسران مشهور اهل‏سنت – پس از نقل روایت ام‏سلمه در نزول آیه در شأن اصحاب کساء مىنویسد:

«لجمهور على هذا.»([۵۹]) جمهور دانشمندان با این نظر موافقند.

۱۸- طحاوى از محدثان مشهور اهل سنت پس از ذکر روایات مى‏نویسد:

«انّ المراد بما فیها هم رسول الله  و علی و فاطمه و الحسن و الحسن دون ما سواهم.»([۶۰])

مقصود از اهل‏بیت در این روایات رسول خدا  علی و فاطمه و حسن و حسین هستند نه کس دیگرى.

طحاوى، در جاى دیگر پس از نقل روایاتى که دلالت مى‏کند رسول‏خدا‏ به درِ خانه على  مى‏آمد و آیه تطهیر را تلاوت مى‏کرد، مى‏نویسد:

«و هذا ایضا دلیل على انّ هذه فیهم.»([۶۱])

و این رفتار دلیل دیگرى است بر این که این آیه درشأن آنان نازل شده است.

۱۹- نیشابورى، از مفسران مشهور اهل‏سنت پس از نقل روایت عایشه درباره نزول آیه در شأن اصحاب کساء مى‏نویسد:

«و هذه الروایه کالمتفق على صحتها بین اهل التفسیر والحدیث.»([۶۲])

مفسران و محدثان گویا بر صحت این روایت اتفاق نظر دارند.

۲۰- محمود شحاته از مفسران معاصر در تفسیر مقاتل پس از نقل نظر مقاتل و رد آن مى‏نویسد:

«والصحیح انّ اهل‏البیت على و فاطمه و الحسن و الحسین و یؤیّد هذا قوله عنکم.»([۶۳])

نظریه صحیح این است که مقصود از اهل‏البیت على و فاطمه و حسن و حسین هستند، نظریه ضمیر «عنکم» در آیه است.

۲۱- مجدى فتحى درباره نزول آیه مى‏نویسد:

«والاحتمال الاول هوالراجح بل هو المتعین و من حججهم الخطاب فى الآیه بما یصلح للذکور لا للاناث و هو قوله عنکم و یطهّرکم و لو کان للنساء خاصّه لقال عنکنّ و لیطهرکنّ.»([۶۴])

احتمال اول، برتر بلکه قطعى است و از دلایل طرفداران این نظریه خطاب در آیه است که مخصوص مردان است نه زنان و آن ضمیر عنکم و یطهرکم است، اگر آیه اختصاص به زنان داشت مى‏بایست مى‏گفت عنکن و یطهرکنّ.

۲۲- زین‏العابدین شافعى درباره نزول آیه مى‏نویسد:

«والاظهر من الاقوال مادلّ علیه واضح الاخبار ولائح الآثار من انّ المراد بالقربى ثمه وبآل البیت هنا محمّد و علىّ و فاطمه و الحسنان.»([۶۵])

روشنترین نظریه آن چیزى است که روایات روشن و آثار آشکار بر آن دلالت دارد و آن این است که مقصود از «قربى» در آیه مودت و اهل‏البیت در اینجا محمد و على و فاطمه و حسن و حسین هستند.

آنچه بیان شد، بخشى از آراء مفسران و محدثان اهل‏سنت درباره اهل‏البیت بود. البته این نوع اظهارنظرها محدود به این چند نفر یا به این آیه نیست بلکه مى‏توان این نوع آراء را ذیل آیات مباهله، موده، صلّوا علیه و… به دست آورد که به دلیل اختصار به همین مقدار اکتفا کردیم.

چنان که در ابتداى بحث مطرح کردیم، استدلال شیعه به این آیه متوقف بر مقدماتى است که یکى از آنها نزول آیه در شأن اصحاب کساء است که مشروح آن بیان شد.

یکى دیگر از آنها دلالت کلمه «انّما» بر حصر است که بحث آن گذشت. از مقدمات، بودن اراده در آیه به معناى اراده تکوینى و همچنین شمول رجس نسبت به دروغ و ادعاى خلافت از طرف حضرت امیر  است، براى جلوگیرى از تکرار بحث این سه مقدمه را به پاسخ شبهات ارجاع مى‏دهیم.

 

([۱]) به دلیل شهرت جریان از شرح آن خوددارى کردیم.

([۲]) مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۶۳؛ کفایه‏الطالب، ص ۱۴۲؛ مناقب، ابن مغازلى، ص ۲۶۳؛ صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۴۰۷٫

([۳]) الکشاف، ج ۱، ص ۴۳۴٫

([۴]) طه / ۱۳۲٫

([۵]) مسند، احمد ابن حنبل، ج ۴، ص ۱۵۷ و ۲۰۲؛ مرویات احمد بن حنبل فى التفسیر، ج ۳، ص ۴۲؛ معجم کبیر، طبرانى، ج ۳، ص ۵۶؛ صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۱۴۲؛ اضواء البیان، ج ۶، ۵۷۸؛ فتح القدیر، ج ۴، ص ۲۸۰؛ البحر المحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیر الحدیث، ج ۷، ص ۳۸۰؛ جامع‏التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۲۸؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۲؛ فتح‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۷٫

([۶]) .المطالب العالیه، ج ۳، ص ۳۶۰، تفسیر، طبری، ج ۱۰، ص ۲۹۷؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۲، فتح البیان فی مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۸؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ الدرالمنثور،ج ۵، ص ۱۹۹؛ معجم کبیر، طبرانی، ج ۲۰؛ ص ۲۰۰؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۹؛ اسدالغابه، ص ۸۴؛ الکامل، ابن عدی، ج ۸، ص ۳۲۹؛ معرفه الصحابه، ابونعیم، ج ۵، ص ۲۸۷۰٫

([۷]) صحیح، مسلم، جزء ۷، ص ۱۳۰؛ مسند، احمد بن حنبل، ج ۷، ص ۴۱۵، ۴۳۱ و ۴۲۳؛ صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۱۴۱؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ اضواء البیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ فتح القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ جامع‏التفسیر، من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۲۷؛ البحر المحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیر، الحدیث، ج ۷، ص ۳۷۹؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر، ابن ابى‏حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۲؛ تفسیر، البغوى، ج ۳، ص ۵۲۹؛ تفسیر، ماوردى، ج ۴، ص ۴۰۱؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۳؛ فتح‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۷؛ اللباب فى علوم الکتاب، ج ۱۵، ص ۵۴۸؛ مرویات احمد بن حنبل فى التفسیر، ج ۳، ص ۴۰۲؛ مصنف، ابن ابى شیبه، ج ۶، ص ۳۷۳؛ مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۵۸؛ معجم کبیر، طبرانى، ج ۳، ص ۵۲؛ تفسیر روح المعانى، ج ۲۲، ص ۱۴۰؛ تفسیر، قرطبى، ج ۱۴، ص ۱۸۲؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۵، ص ۲۳۰؛ مختصر تفسیر الخازن، ج ۳، ص ۱۲۴۴؛ تفسیر القرآن، سلطان العلماء، ج ۲، ص ۵۷۵؛ تفسیر مبهمات القرآن، ج ۲، ۳۴۹؛ غرائب القرآن، ج ۲۳، ص ۱۱٫

([۸]) صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۴۰۷؛ مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۶۳؛ کفایه الطالب، ص ۱۴۲؛ مناقب، ‏ابن‏ مغازلى، ص ۲۶۳٫

([۹]) الدرالمنثور، ج ۶، ص ۷؛ الکشاف، ج ۲، ص ۳۳۶؛ کفایه الطالب، ص ۹۱؛ مناقب، ابن مغازلى، ص ۳۰۹؛ ذخائرالعقبى، ص ۲۵؛ مجمع ‏الزوائد، ج ۷، ص ۱۰۳ و ج ۹، ص ۱۶۸؛ نورالابصار، ص ۱۰۱٫

([۱۰]) تفسیر روح المعانى، ج ۲۲، ص ۱۶٫

([۱۱]) الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۶٫

([۱۲]) الاحکام فى اصول الاحکام، ج ۲، ص ۱۰۲٫

([۱۳]) الکفایه فى علم الروایه، ص ۴۹-۴۸٫

([۱۴]) سیماى امام على  در نگاه نبى  ، از همین نگارنده.

([۱۵]) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۲۰، ص ۳۵٫

([۱۶]) مسند، احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۵۴۴؛ فتح ‏القدیر، ج ۴، ص ۲۸۰؛ تفسیر روح‏المعانى، ج ۲۲، ص ۱۶؛ مرویات احمد بن حنبل فى التفسیر، ج ۳، ص ۴۰۰؛ مجمع‏الزوائد، ج ۹، ص ۱۵۷؛ تفسیر المراغى، ج ۲۲، ص ۷؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۸ به بعد؛ الدرّالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۹؛ المعجم‏الکبیر، ج ۳، ص ۵۷؛ فتح ‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۸٫

([۱۷])– اضواءالبیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ شواهدالتنزیل، ج ۲، ص ۱۶؛ اسباب النزول، واحدى، ص۷۶٫

([۱۸]) اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۹۴٫

([۱۹]) صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۱۴۲؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ اضواء البیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۸۰؛ جامع‏التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۲۸؛ البحرالمحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیر الحدیث، ج ۷، ص ۳۸۰؛ فتح‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۷؛ تفسیر طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر، ماوردى، ج ۴، ص ۴۰۱؛ تفسیر، ابن‏کثیر، ج ۳، ص ۴۹۲؛ مرویات احمد بن حنبل‏فى‏التفسیر، ج ۳، ص ۴۰۲؛ مسند، احمد بن حنبل، ج ۴، ص ۱۵۷ و ص ۲۰۲؛ تفسیر هود بن محکم، ج ۳، ص ۳۶۸؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۲۱۵؛ المعجم الکبیر، ج ۱، ص ۱۲۵؛ فضائل، احمدبن حنبل، ص ۱۴۴؛ المصنف، ابن ابى شیبه، ج ۱، ص ۱۸۰٫

([۲۰]) تهذیب الکمال، ج ۱۰، ص ۳۱۱٫

([۲۱]) همان، ص ۳۱۰؛ تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۸۴٫

([۲۲]) همان.

([۲۳]) همان.

([۲۴]) همان.

([۲۵]) همان.

([۲۶]) خصائص، نسایى، ص ۹۰؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۸؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۸؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳۰، ص ۴۹۴؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۹؛ کفایه الطالب، ص ۱۴۴؛ مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۰۸؛ صحیح، مسلم، ج۷، ص ۱۱۹، سنن، ترمذى، ج۵، ص۶۲۸٫

([۲۷]) تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۸۲؛ الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۳، ص ۸۵٫

([۲۸]) همان.

([۲۹]) احکام‏القرآن، جصاص، ج ۵، ص ۲۳۰؛ ینابیع‏الموده، ص ۱۰۸، البحرالمحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیر الحدیث، ج ۷، ص ۳۸۰؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر، ابن ابى حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۱؛ اللباب فى علوم الکتاب، ج ۱۵، ص ۵۴۸؛ تفسیر، البغوى، ج ۳، ص ۵۲۹؛ تفسیر ماوردى، ج ۴، ص ۴۰۱؛ المحرر الوجیز، ج ۱۳، ص ۷۲؛ تفسیر، ابن‏کثیر، ج ۳، ص ۴۹۴؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۲۲؛ مجمع الزوائد، چ ۹، ص ۱۶۷؛ المعجم الکبیر، ج ۱، ص ۱۲۷ و ج ۳، ص ۵۶؛ مختصر مسند بزاز، ج ۲، ص ۳۳۲؛ المصنف الحدیث، ص ۳۱۲٫

([۳۰]) تهذیب التهذیب، ج ۴، ص ۲۸۶٫

([۳۱]) همان.

([۳۲]) همان.

([۳۳]) ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ جامع‏التفسیر عن کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۲۸؛ فتح‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۶؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۸؛ سنن، ترمذى، ج ۵، ص ۱۴۱، ۴۳۴، ۴۴۶٫

([۳۴]) تهذیب التهذیب، ج ۶، ص ۶۶٫

([۳۵]) مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۵۹؛ مرویات احمد بن حنبل فى التفسیر، ج ۳، ص ۴۰۱؛ منصف ابن ابى شیبه، ج ۳، ص ۳۷۳؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۷؛ تفسیر، ابن ابى حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۲؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۲؛ فتح‏البیان فى مقاصدالقرآن، ج ۱۱ ص ۸۷؛ مسند، احمد بن حنبل، ج ۵، ص ۷۹؛ ینابیع‏الموده، ص ۱۰۸؛ اضواءالبیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ جامع‏التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۳۰٫

([۳۶]) الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۸، ص ۲۰۳٫

([۳۷]) مسند، احمد بن حنبل، ج ۷، ص ۴۱۵، و ۴۳۱ و ۴۲۳؛ صحیح، ترمذى، ج ۵، ص ۱۴۱؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر، ابن ابى حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۲؛ اللباب فى علوم‏الکتاب، ج ۱۵، ص ۵۴۸؛ تفسیر، البغوى، ج ۳، ص ۵۲۹؛ تفسیر، ماوردى، ج ۴، ص ۴۰۱؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۳؛ فتح‏البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۶؛ مصنف، ابن ابى شیبه، ج ۶، ص ۳۷۳؛ مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۵۸؛ معجم کبیر، طبرانى، ج ۳، ص ۵۲؛ اضواء البیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ تفسیر روح المعانى، ج ۲۲، ص ۱۴؛ جامع‏التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۲، ص ۱۶۲۶؛ البحرالمحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیرالحدیث، ج ۷، ص ۳۷۹ و دهها منبع دیگر.

([۳۸]) الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۸، ص ۹۳٫

([۳۹]) ینابیع الموده، ص ۱۰۸٫

([۴۰]) صحیح، مسلم، جزء ۷، ص ۱۳۰؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۷؛ اضواءالبیان، ج ۶، ص ۵۷۸؛ فتح‏القدیر، ج ۴، ص ۲۷۹؛ جامع‏التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۲۷؛ البحرالمحیط، ج ۷، ص ۲۳۱؛ التفسیر الحدیث، ج ۷، ص ۳۷۹؛ تفسیر، طبرى، ج ۱۰، ص ۲۹۶؛ تفسیر، ابن ابى حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۲؛ تفسیر، البغوى، ج ۳، ص ۵۲۹؛ تفسیر، ماوردى، ج ۴، ص ۴۰۱؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۳؛ فتح البیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۷؛ مستدرک، حاکم، ج ۳، ص ۱۵۹؛ مصنف، ابن ابى شیبه، ج ۶، ص ۳۷۳ و منابع دیگر.

([۴۱]) الدرّالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۸؛ کنزالعمّال، ج ۱۳، ص ۶۴۵؛ معجم‏کبیر، طبرانى، ج ۳، ص ۵۳، ج ۲۳، ص ۳۳۶؛ الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۸، ص ۱۵۸ و منابع دیگر که پیشتر در قول ام‏سلمه نقل کردیم.

([۴۲]) شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۲، ص ۱۳۸ ۱۸٫

([۴۳]) مناقب على بن ابى‏طالب، ص ۳۰۱٫

([۴۴]) النورالمشتعل، ص ۱۷۵٫

([۴۵]) خصائص الوحى المبین، ص ۶۷٫

([۴۶]) العمده، ص ۸۹٫

([۴۷]) المحررالوجیز، ج ۱۳، ص ۷۲٫

([۴۸]) شرح کتاب الفقه‏الاکبر، لابى حنیفه، ص ۲۱۰٫

([۴۹]) جواهرالعقدین، ص ۲۰۴٫

([۵۰]) همان، ص ۱۹۸٫

([۵۱]) الفصول المهمّه، ص ۲۱٫

([۵۲]) رشفه الصادى من بحر فضائل بنى النبى الهادى، ص ۲۳، ۳۵ و ۴۰، چاپ بیروت.

([۵۳]) الصواعق المحرقه، ص ۱۴۳، چاپ مصر و ص ۲۲۰، چاپ بیروت.

([۵۴]) کفایه‏الطالب، ص ۵۴٫

([۵۵]) ینابیع الموده، ص ۲۹۴، باب ۵۹٫

([۵۶]) ذخائرالعقبى، ص ۲۱٫

([۵۷]) اهل‏البیت، ص ۹۲٫

([۵۸]) نورالابصار، ص ۲۲۳، چاپ قم.

([۵۹]) الجواهر الحسان، ج ۲، ص ۵۷۳٫

([۶۰]) مشکل الآثار، ج ۱، ص ۲۳۰٫

([۶۱]) همان، ص ۲۳۱٫

([۶۲]) غرائب القرآن، ج ۳، ص ۲۱۲٫

([۶۳]) تفسیر مقاتل، ج ۳، ص ۴۸۹٫

([۶۴]) سیره آل ‏البیت النبى الاطهار، ص ۱۷٫

([۶۵]) طرز الوفاء فى فضائل آل المصطفى، ص ۹۱٫

منبع: برگرفته از کتاب آیات ولایت قرآن جلد۴؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
تحلیل انتقادی دیدگاه ابوزَهو درباره اصالت احادیث وصایت امام علی (ع)

تحلیل انتقادی دیدگاه ابوزَهو درباره اصالت احادیث وصایت امام علی (ع)

بررسی و نقد دیدگاه ملا اسماعیل خواجویی درباره افضلیّت قرآن بر امام

بررسی و نقد دیدگاه ملا اسماعیل خواجویی درباره افضلیّت قرآن بر امام

مواجهه امام هادی (ع) با معتزله در مسائل کلامی (مطالعه موردی قرآن و امامت)

مواجهه امام هادی (ع) با معتزله در مسائل کلامی (مطالعه موردی قرآن و امامت)

تعامل روحانیان شیعه با دولت صفوی؛ علل و پیامدها

تعامل روحانیان شیعه با دولت صفوی؛ علل و پیامدها

روایات عاشورایی کامل‌ الزیارات در بوته نقد

روایات عاشورایی کامل‌ الزیارات در بوته نقد

اختلاف نقل و برداشت در روایات رجعت

اختلاف نقل و برداشت در روایات رجعت

واکاوی آثار فردی و اجتماعی اخلاق توحیدی قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

واکاوی آثار فردی و اجتماعی اخلاق توحیدی قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

مطالعه تطبیقی دیدگاه شیخ صدوق و شیخ مفید و دیدگاه سیدمرتضی و شیخ طوسی درباره بداء

مطالعه تطبیقی دیدگاه شیخ صدوق و شیخ مفید و دیدگاه سیدمرتضی و شیخ طوسی درباره بداء

پنجم ربیع الثانی

پنجم ربیع الثانی

واکاوی تاریخی تفاوت‌ مواجهه امام هادی (ع) و معتزله با مسئله خلق قرآن

واکاوی تاریخی تفاوت‌ مواجهه امام هادی (ع) و معتزله با مسئله خلق قرآن

راهبردها و مهندسی فرهنگی امام هادی (ع) در مواجهه با اهل سنت

راهبردها و مهندسی فرهنگی امام هادی (ع) در مواجهه با اهل سنت

راهبردهای مذهبی امام هادی (ع) برای ایجاد همگرایی اسلامی

راهبردهای مذهبی امام هادی (ع) برای ایجاد همگرایی اسلامی

ناهم‌خوانی معنادار بین روایات منقول از امام هادی (ع) در تصحیح‌های مختلف کتاب الهدایه الکبری؛ تحلیل و تبیین علل و پی‌آمدها

ناهم‌خوانی معنادار بین روایات منقول از امام هادی (ع) در تصحیح‌های مختلف کتاب الهدایه الکبری؛ تحلیل و تبیین علل و پی‌آمدها

عنصر هدایت‌گری در تکاپوهای رهبرانه امام هادی (ع)

عنصر هدایت‌گری در تکاپوهای رهبرانه امام هادی (ع)

نقش اصحاب امام هادی (ع) در تاریخ‌نگاری اسلامی «تأسیس، توسعه و استمرار»

نقش اصحاب امام هادی (ع) در تاریخ‌نگاری اسلامی «تأسیس، توسعه و استمرار»