شاعران و نویسندگان قرن سوم، چهارم و پنجم درباره امام علی

شاعران و نویسندگان قرن سوم، چهارم و پنجم درباره امام علی

شاعران و نویسندگان قرن سوم

یعقوبی- وفات ۲۷۸ هجری – قمری)

احمد ابن ابی یعقوب بن واضح و یا احمد بن ابی یعقوب اسحاق بن جعفر بن و اضح، کاتب معروف به یعقوبی از تاریخ نویسان و جغرافی دانان اسلامی است. در ارمینه و هند و مصر و بلاد مغرب به مسافرت پرداخت. از تالیفات اوست:

۱- اخبار الامم السالفه ۲- الاسماء ۳- البلدان ۴- التاریخ معروف به تاریخ یعقوبی). وفات وی به سال ۲۷۸ یا ۲۸۴ هـ.ق اتفاق افتاده است. او در گوشه‌ای از تاریخ خود این گونه از علی ، سخن به میان میآورد:

«علی حکم‌های شگفت آوری داشت؛ چنانکه قومی را آتش زد و دیگران را به وسیله‌ی دود از میان برد و بعضی انگشتان دست را در دزدی برید و دیواری را بر سر دو نفر، که آن دو را مشغول به فسقی دید، خراب کرد و میگفت: در خانههای خود پنهان شوید و توبه در پیش روی شماست؛ کسی که سینه سپر حق کند، از میان میرود، همانا خدا امین امت را با تازیانه و شمشیر ادب کرده است و هیچ کس را نزد امام مدارا و نرمی نیابد.»[۱]

احمد بن یحیی بن جابربلاذری – متوفی ۲۷۹ هجری قمری/ ۸۹۲ م)

ابوالحسن احمد بن یحیی بلاذری از تاریخ نویسان پرآوازه‌ی ایرانی درعصر عباسی است. مهمترین اثر بلاذری کتاب معروف «فتوح البلدان» است که شامل فتوحات اولیه‌ی اسلامی است. بلاذری علاوه بر این تاریخ ارزشمند، کتاب گرانسنگ دیگری با نام «انساب الاشراف» را از خود به یادگار گذاشته است که از آن دو جلد باقی مانده و آن تاریخ گسترده‌ای براساس انساب است.[۲]

بلاذری میآورد:

«… مغیره گوید: علی میگفت: اگر فرصت یابم به کار بنو تغلب بپردازم، مرا در باب ایشان نظری است: هر آئینه جنگاورانشان را خواهم کشت و کودکانشان را به اسیری خواهم برد، آنان با مسیحی کردن اولاد خویش عهد خود را شکستهاند و ذمه‌ی مسلمانان از ایشان بری شده است.»[۳]

ابو حنیفه‌ی دینوری – وفات ۲۸۲ هجری – قمری)

ابوحنیفه احمد بن داود بن دینوری؛ بروکلمان در مقاله‌ی دائره المعارف اسلام، تولد وی را در دهه‌ی اول قرن سوم هجری مرجح دانسته است.

یاقوت حموی مرگ او را در شب دوشنبه، چهار شب مانده از جمادی الاولی ۲۸۲ هجری نوشته است. او در انواع علوم و فنون متداول عصر خود، صاحب نظر بوده و کتاب نوشته است.

ابن ندیم می‌گوید: ابوحنیفه در نحو، لغت، هندسه، حساب، و نجوم اهل نظر بوده است

آثار:

۱-کتاب النبات؛ ۲- کتاب الفصاحه؛ ۳- کتاب الانواء؛ ۴- کتاب القبله و الزوال؛ ۵- کتاب حساب الدور.

ابوحنیفه میگوید:

در همان حال علی آمد و میفرمود: «ای مردم نماز»! ابن ملجم برخاست و با شمشیر بر سر آن حضرت ضربه زد، قسمتی از شمشیر به دیوار اصابت کرد و در آن رخنه ایجاد کرد. ابن ملجم از وحشت بر روی در افتاد و شمشیر از دست او جدا شد و مردم جمع شدند و او را گرفتند.»[۴]

ترجمه تفسیر طبری، مؤلف :گروهی ازعلمای ماوراءالنهر

این کتاب ترجمه‌ای است از جامع البیان فی تفسیر القرآن از محمد بن جریر الطبری که به فرمان ابو صالح منصور بن نوح مقارن هـمان تاریخی که دستور ترجمه‌ی تاریخ طبری را صادر کرده بود، ترجمه آن به زبان پارسی آغاز شد.

از دلایل اهمیت این کتاب یکی عظمت آن و دیگری اشتمال آن، بر مقدار فراوانی از لغات و مفردات فارسی که در برابر ترجمه‌ی مفردات و ترکیبات قرآن آورده شده است. از این کتاب اجزائی در کتابخانههای سلطنتی تهران و کتابخانه آستان قدس رضوی موجوداست.[۵]

در این تفسیر ارزشمند و تاریخی آمده است:

«پس هرسه به مزگت اندر آمدند و عبدالرحمن و شبیب از پس در بیستادند و چون علی از در مزگت اندر آمد، تارک بود و ایشان، هر سه شمشیر بزدند و آنِ شبیب و آن ِوردان کارگر نیامد و شمشیر عبدالرحمان برسرِ علی آمد و به استخانِ سر بگذشت و به مغز سر برسد و مردمان به گرفتن عبدالرحمان مشغول شدند وسپس وردان و شبیب هر دو بجستند وعبدالرحمان را بگرفتند و اندر بند کردند و تنی چند از پس وردان و شبیب برفتند و ایشان را برگرفتند. و هم بر جای بکشتند.[۶]

شاعران و نویسندگان قرن چهارم هجری:

حکیم کسائی مروزی – ولادت ۳۴۱- هـ.ق)

کسائی در سال ۳۴۱ هـ. ق در مرو متولد شد. ابتدا برای سامانیان و عباسیان و سپس برای سلطان محمود غزنوی عود مجاملت میسوخت. وی نخستین شاعر ایرانی است که در مدح ائمه دوازده گانه شعر سرود. او از استادان مسلم شعر عصر خویش بود و در ابداع مضامین و بیان معانی و توضیحات و نیز ایراد تشبیهات مهارت و قدرت بسیار داشت. مواعظ و حکمت را در شعر فارسی به کمال رساند. سال وفات کسائی بدرستی معلوم نیست آنچه است این است که وی تا سال ۳۹۱ هـ. ق زنده بوده است و پنجاه سال داشته است.

کسائی در وصف درخشانی از حضرت علی  میگوید:

 

مدحت کن بستای کسی را که پیمبر   ستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال که بودست وکه باشد   جز شیر خداوند جهان حیدر کرار
این دین هدا را به مثل دایره‌ای دان   پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر   چون ابربهاری که دهد سیل به گلزار»[۷]

مسعودی – وفات ۳۴۵ هجری – قمری)

وی در بغداد چشم به جهان گشود و بعدها به مسافرت پرداخت و از هندوستان، آفریقای شرقی و خاورمیانه دیدار کرد. او نقش اساسی در تکمیل و ارتقاء تاریخ نگاری در جهان اسلام ایفا کرد و سرانجام در فسطاط واقع در مصر در سال ۳۴۵ هجری – قمری دار فانی را وداع گفت.[۸]

مسعودی در مروج الذهب میآورد:

او علی)  در ایام خوش جامه نو نپوشید و ملک مالی نیندوخت مگر آنچه در ینبع داشت که آن را نیز صدقه و وقف کرده بود و آنچه مردم از خطبههای وی بیاد سپردهاند، چهارصد و هشتاد و چند خطبه است که بالبدیهه یاد میکرد و مردم آن را حفظ و ثبت از هم می‌گرفتند.[۹]

ابو علی محمدبن محمدبن عبدالله بلعمی وفات ۳۶۳ هـ.ق- ۹۹۶ م)

ابو علی محمد بن محمد بن عبدالله وزیر منصور بن نوح سامانی و پسر ابوالفضل محمد بن عبدالله بلعمی است. ابو علی چندی وزیر عبدالملک بن نوح و منصور بن نوح بوده و به امر پادشاه اخیر به ترجمه و تالیف تاریخ بلعمی مبادرت کرده است.[۱۰]

بلعمی در داستان خبر ذونواس به شهر نجران و کشتن و آتش‌زدن آنان مینویسد:

«مردمان از آن عجب داشتند و ندانستند که آن چیست؟ عمر ندانست. از علی بن ابی طالب رضی الله عنه پرسید؛ گفت: آن عبدالله بن تامر است که ملک سمن یوسف ذونواس صاحب الأخدود او را بکشت بدان چوب که بر سر وی زد و سرش شکست و خون آمد از وی. یوسف اندر آن زمین او را به گور کرد و علی بن ابی طالب را پیامبر  او را آگاه کرده بود».[۱۱]

دقیقی ۳۶۷- ۳۶۹ هجری – قمری)

ابو منصور محمد ابن احمد، از شاعران عصر سامانی، حدود ۳۶۷ -۳۶۹ هـ.ق و دومین گویندهای است که به نظم شاهنامه قیام کرده است. وی در اواسط نیمه ی اول قرن چهارم متولد شده است. او بر دین زردشتی بود و در جوانی به دست غلام خود به قتل رسید. دقیقی شاهان سامانی و امرای چغانی را مدح می‌گفته است. مهمترین اثر آن شاعر «گشتاسب‌نامه» است[۱۲]. فردوسی او را به گشادگی زبان و سخن گفتن خوب و روانی طبع وصف میکند.

دقیقی در وصف شاه خیبر میگوید:

«صنوبر دیدم و هرگز ندیدم   درخت سیم کش بر سر صنوبر
چنان کز چشم او ترسم نترسید   جهود خیبری از تیغ حیدر
چنان کان چشم او کردست با من   نکرد آن نامور حیدر به خیبر»[۱۳]

 

 

شاعران و نویسندگان قرن پنجم هجری

۱ – حکیم ابوالقاسم فردوسی- ولادت ۳۲۹ – وفات ۴۱۱ هجری – قمری)

حکیم ابوالقاسم فردوسی درسال ۳۲۹ هـ.ق در قریه‌ی«باژ»، ناحیه‌ای طبران طوس به دنیا آمد. وی مردی وطن پرست و در میهن پرستی استوار بود. فردوسی سی و پنج سال برای سرودن بزرگترین و بینظیرترین شاهکار ادبی و حماسی جهان، یعنی شاهنامه رنج کشید و در این راه تمام دارایی خود را از دست داد.

این شاعر فرزانه در پایان عمر تهیدست شد و در سال ۴۱۱هـ.ق در زادگاه خود «باژ» در گذشت و در باغی که ملک او بود، مدفون گردید.

فردوسی در بزرگترین اثر پارسی که به حق زبان فارسی را با آن احیا نمود، در وصف شاه خیبر، علی مرتضی می‌گوید:

چهارم علی بود جفت رسول   که او را ستاید به خوبی رسول
که من شهر علمم علیم دراست   درست این سخن قول پیغمبر است
گواهی دهم که این سخنها ز اوست   توگویی دو گوشم پر آواز اوست
علی را چنین گفت و دیگر همین   کز ایشان قوی شد بهرگونه دین
منم بنده‌ی اهل بیت نبی   ستاینده‌ی خاک پای ولی
اگرچشم داری به دیگر سرای   بنزد نبی و علی گیر جای
هر آنکس که درجانش بغض علیست   از او زار تر در جهان زار کیست؟[۱۴]

۲ – ابن مسکویه رازی – وفات ۴۲۱ هجری – قمری)

از مشاهیر حکما و نویسندگان، ابو علی الحازن احمد بن محمد بن یعقوب معروف به ابن مسکویه است. بنا بر نقل مورخان وی یا پدر او در آغاز امر زردشتی بودند و سپس اسلام آورد.

ابو علی نخست در خدمت ابو محمد المهلبی وزیر معز الدوله م ۳۵۲) بسر میبرد و بعد از آن نزد ابن العمید رفت و خازن کتب او بود.

ابو علی به علوم اوائل معرفت بسیار داشت و به فلسفه و طب و کیمیا بیش از همه مایل بود. وفاتش در سال ۴۲۱ هجری اتفاق افتاد.

آثار:

۱- الطهاره فی علم الاخلاق؛ ۲- کتاب فی جواب مسائل الثلث؛ ۳- تهذیب الأخلاق؛ ۴- آداب الحرب و الفرس؛ ۵- کتاب العاده؛ ۶- تجارب الامم.[۱۵]

ابن مسکویه رازی مینویسد:

علی گفت: بدانید اگر بپذیرم آن شود که من میدانم لیک اگر مرا واگذارید همچون یکی از شما باشم، بدانید و هر کس را بر این کار نهید من از همه‌تان از او شنواتر و فرمان بردار تر خواهم بود.[۱۶]

۳ – شیخ اسحاق کازرونی وفات ۴۲۶ هجری قمری)

ابراهیم بن شهریار بن زادان فرخ بن خورشید معروف به شیخ ابواسحاق کازرونی، عارف قرن پنجم ف ۴۲۶ هـ. ق) است. مولد او قریه‌ی «نورد» کازرون است. پدرش شهریار زردشتی بود و مسلمان شد و مادرش بانویه نام داشت. گروهی زیادی از زردشتیان و یهودیان بدست او مسلمان شدند و چون با کافران مبارزه میکرد او را شیخ غازی خواندند. مدفن او اکنون در کازرون زیارتگاه است.

وی درباره کرمات امیر المؤمنین علی ‌ میگوید:

«عُمَر بن ذی مر الهمدانی گفت: آن هنگام که زخم بر سر امیر المؤمنین علی زده بودند، من به نزدیک وی شدم. امیر المؤمنین عصابه بر سر بسته بود، گفتم: یا امیر المؤمنین زخم خود به من بنمای تا ببینم. مهابه از سر خود بگشاد تا بدیدم. گفتم: هیچ رنجی نباشد که این خارشی است. امیر المؤمنین دوباره بگفت: بدرستی که من مفارقت خواهم کرد از شما. ام کلثوم دختر وی از پس پرده بگریست. امیر المؤمنین گفت: خاموش باش ای دختر من! که اگر ترا میدیدی آنچه من می‌بینم نگریستی ترا. عُمَر گفت: من گفتم یا امیر المؤمنین ترا چه میبینی؟ گفت: اینک ملایکه و پیغامبران و اینک محمد رسول الله میگوید: یاعلی بشارت باد ترا که به جایی خواهی آمدن نیکوتر خوشتر از آنجا که تو در آنی و حال همچنان بود که وی فرموده بود، رضی الله عنه.»[۱۷]

۴ – فرخی سیستانی وفات ۴۲۹ هجری – قمری)

ابو الحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی، شاعر بزرگ اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم و از سر آمدان سخن در عهد خویش و در همه‌ی ادوار تاریخ ادبی ایران است. فرخی در عنفوان جوانی در شاعری مهارت یافت و بعد از آن و پس از قتل دقیقی، در خدمت ابوالمظفر احمد بن محمد چغانی، امیر فاضل و شاعر و شاعر پرور چغانیان بود. وی شاهان و شاهزادگان غزنوی و نیز عده‌ای از رجال دربار غزنوی را مدح گفته است. فرخی یکی از بهترین شاعران قصیده سرای ایران است. وفات او به سال ۴۲۹ هجری – قمری اتفاق افتاده است. دیوانش در حدود نه هزار بیت دارد.

فرخی در موارد بسیاری ممدوحان خویش را به هنگام وصف به لزوم تحلی به توصیفات و کمالات حضرت علی دعوت میکند، برای مثال میگوید:

همچنان کز آسمان آمد علی را ذوالفقار  
  کردگار از ملک گیتی بی نیاز است ای ملک[۱۸]
     

فرخی در جای دیگری، ضمن توصیف و مدحی در شأن مولا علی، – با اشاره به جنگ خیبر – یکی از علل قرب و منزلت او نزد خالق هستی و جهانیان را این گونه ذکرمی‌کند:

از پی آنکه در از خیبر برکند علی  
  شیر ایزد شد و بگذاشت سر از علیین
     

 

۵ – منوچهری دامغانی وفات ۴۳۲ هجری- قمری)

استاد منوچهری دامغانی از شاعران بزرگ قرن پنجم هجری است. تخلص او به علت انتساب او به فلک المعالی منوچهر بن شمس المعالی، قابوس بن وشمگیر بن زیار دیلمی، منوچهری است. موضوعی که از اشعار او بیش از هر چیز دیگر جلب توجه میکند، تشبیهات تازه و بکر و بسیار عالی اوست که وی را در بین تمام شعرای معاصر خویش ممتاز و مشخص ساخته است.

وی در سال ۴۳۲ هجری- قمری وفات یافت. منوچهری علاوه بر تازی دانی، از دانش‌های زمان خود مانند نحو، طب، نجوم و موسیقی آگاه بود و اصطلاحات و واژههای خاص آن علوم را در شعرخود به کار میبرده است.

منوچهری در مدح علی  میگوید:

آن روز که آسمان بنوردند همچو طی   تا اصل مردم علوی باشد از علی
تا تخم احمد قرشی باشد از قصی   همواره باش مهتر و میباش جاودان

مه باش جاودانه و همواره باش حی[۱۹]

 

۶ – ابو سعید ابوالخیر- ولادت ۳۵۷ – وفات ۴۴۰ هـ. ق

ابو سعید فضل الله بن ابی‌الخیر محمد بن احمد میهنی، از مشاهیرعرفا و محدثین اوایل قرن پنجم هجری و از مروّجان عقیده وحدت وجود در خراسان است. ولادت او به سال ۳۵۷ هـ.ق در میهنه از قراء خاوران ابیورد و وفاتش به سال ۴۴۰ در همان محل اتفاق افتاده است.

ابو سعید در مجالسی که پدر وی ترتیب می‌داد با مبادی عرفان آشنا شد. ابو سعید ابوالخیر از رجال بزرگی است که اطلاعاتی در تفسیر و حدیث و فقه و ادبیات داشت و مواعظ او همواره با استفاده از این گونه مسائل همراه بود. به علت ذوق لطیف وحِدَّت ذهن و حُسن محاوره و لطف بیان خود اطرافیان را چنان مجذوب می‌کرد که سر و جان در راه او میباختند.

گویا او نخستین عارفانی است که اندیشه‌ی خود را به جامه‌ی شعر میپوشیده و از این نظر پیش‌قدم سنائی و عطار بوده است.[۲۰]

ابو سعید ابوالخیر میگوید:

«از جدم شیخ الاسلام ابوسعد روایت کردند که یک روز شیخ ما ابو سعد قدس الله روحه العزیز در مجلسی در میان سخن گفت: «العلماء ورثه الانبیاء» ما به حکم این خبر سخنی بخواهیم گفت. دراین ساعت کسی در میهنه میآید که خدا و رسول او را دوست دارد و او خدا و رسولش را دوست دارد و این سخن مصطفی صلی الله علیه و سلم گفته بود. در حق امیر المؤمنین علی رضی الله عنه ما نیز به حکم میراث داری نبوت این سخن میگوییم.»[۲۱]

شیخ ابوسعید در جای دیگری میآورد:

دانش و بصیرت و منطق و معرفت علی بهترین و عالیترین مبلغ اسلام و منطقی‌ترین جهاد در راه حق و ترویج این دین مبین است.

شیخ گفت: مردی از جهودان به نزدیک امیر المؤمنین علی رضی الله عنه آمد، و گفت: یا امیر المؤمنین خدای ما جل جلا له کی بُوَد و چگونه بود؟ گونه روی علی بگشت و گفت: خدای ما بی صفت بُوَد و بی چگونه بود.

چنانک بود همیشه بُوَد. او را پیش نیست و از پیش همه پیش‌هاست، بی‌غایت و منتهاست و همه غایت‌ها دون او منقطع؛ زیرا که او غایت غایت‌هاست. یهودی گفت: گواهی دهم کی در روی زمین هر که جز چنین بگوید، باطلست و «انا اشهد أن لا أله الا الله و ان محمداً رسول الله»[۲۲].

آنچه که امیر المؤمنین علی  درباره خداوند گفته است: خلاصه و چکیده و عصاره قرنها تلاش و کوشش متکلمان اسلامی است، که کوشیدهاند حیات مسلمانان را از کفر و شرک به خداوند نجات دهند، هر چند در پاره‌ای اوقات نتوانسته باشند حق مطلب را ادا کنند.

 

۷ – ابوالحسن جلابی هجویری وفات ۴۶۵ ه. ق)

ابوالحسن علی بن عثمان بن ابو علی، از عارفان و نویسندگان قرن پنجم ۴۶۵ هـ.ق) است. جلابی از شاگردان شیخ ابوالفضل محمد بن حسن خَتلی و علاوه بر او بسیاری از عرفا را نیز دیدار و از آنان در کتاب خود نقل قول کرده است. کتاب معروف «کشف المحجوب» از اوست. وی در ذکر حضرت علی‌ گفته است:

… عرفان علی، عرفان اتصال است. آن چنانکه میفرماید: «لا اعبد رباً لم أره» و خدایی را نبیند پرستش نمیکند و خدا را به خدا میشناسد. چون امیر المؤمنین علی رض) را پرسیدند، از معرفت گفت: «عرفت الله بالله و عرفت مادون الله بنور الله» خداوند را عز وجل بدو شناختم و جز خداوند را به نور او شناختم[۲۳]

علی در نماز آن چنان خضوع و خشوع داشت که برای امثال ما قابل تصور نیست؛ نمازی با راز و نیاز و اتصال وجود به دریا، نه اتصال ذاتی بلکه کسب و اردات و الهامات معنوی و فیوضات ربانی و چون امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه قصد نماز کردی، مویهای وی از جامه‌ی وی بیرون کردی و لرزه بر وی افتادی و گفتی: «آمد وقت امانتی که آسمانها و زمینها از حمل آن عاجز آمدند».»[۲۴]

 

۸ – ابوالقاسم قشیری ولادت ۳۷۶ – وفات ۴۶۵ هجری قمری)

ابو القاسم عبد الکریم بن هوازن بن عبد الملک، از عارفان بزرگ در قرن چهارم هجری است.

ولادت وی به سال ۳۷۶ هجری و وفاتش در سال ۴۶۵ هـ.ق بوده است.

وی شیخ خراسان بود و در نیشابور اقامت داشت و مورد تکریم آلب ارسلان بود. قشیری صاحب رساله‌ی قشیریه است که از امهات کتب در باب تفسیر قرآن و نیز عرفان است.

قشیری این گونه زبان به ذکر اخبار علی  میگشاید:

علی بن ابی طالب گوید، کرم الله وجهه صبر مرکبی است که هرگز بسر اندر نیاید.[۲۵]

قشیری در جای دیگری میآورد:

روایت کنند از امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه، غلامی را بخواند نیامد، دیگر بار بخواند، هم نیامد، سدیگر را بخواند، هم نیامد، علی برپای خاست، آمد او را دید، پشت باز گذاشته است. گفت: ای غلام، آواز من نشنیدی که چندین بار تو را خواندم. گفت شنیدم، گفت: پس چرا نیامدی؟ گفت: کریمی تو دانستم، ایمن بودم از عقوبت تو، کاهلی کردم نیامدم، گفت: برو که تو را آزاد کردم از بهر خدای عز وجل.[۲۶]

قشیری همچنین درباره جود و سخای علی  مینویسد:

«… روزی امیرالمؤمنین علی مرتضی کرم الله وجهه بگریست، گفتند: چراست این گریستن؟

گفت: هفت روز است تا هیچ میهمان به خانه‌ی من نیامده است، ترسم که خدای عزوجل مرا خوار بکردست» [۲۷]

و در جای دیگری نیز ذکرمی‌کند:

«… و اندر خبر همی آید که بهشت مشتاق است به سه کس، به علی، عمار، و سلمان رضی الله عنهم اجمعین)» [۲۸]

۹ –  ناصر خسرو قبادیانی- ولادت ۳۹۴ هـ.ق- وفات ۴۸۱ هـ.ق)

حکیم ابو معین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی، ملقب به حجت، در سال ۳۹۴ هـ.ق در قبادیان، از نواحی بلخ متولد شد. از شاعران بسیار توانا و بزرگ ایران و از گویندگان طراز اول زبان فارسی است. به دربار سلطان محمود غزنوی و پسرش مسعود راه یافت.

قرآن را حفظ بود و بر تمام علوم متداول زمان خود از معقول و منقول و علی الخصوص حکمت یونان تسلط داشت و علم کلام و حکمت را نیک میدانست. ناصر خسرو در سال ۴۸۱ هـ.ق در یمکان وفات یافت.

آثار:

۱- سفرنامه؛ ۲- وجه دین؛ ۳- خوان اخوان؛ ۴ – روشنایی نامه؛

۵- سعادت‌نامه؛ ۶- دیوان اشعار شامل سی هزار بیت.

ناصر خسرو قبادیانی در مدح مولای متقیان، علی، چنین میگوید:

نبود اختیار علی سیم و زر   که دین بود و علم اختیار علی
شریعت کجا یافت نصرت مگر   ز بازوی خنجر گزار علی
ز کفار مکه نبود هیچکس   بدل نشده سوگوار علی
حسن و حسین یادگار رسول   نبودند جز یادگار علی[۲۹]

وی در جای دیگری میگوید:

بهار دل دوستدار علی   همیشه پر است از نگار علی
دلم زو نگار است و علم اسپرم   چنین واجب آید بهار علی
علی از تبار رسول است و نیست   مگر شیعت حق تبار علی
به صد سال اگر مدح گوید کسی   نگوید یکی از هزار علی
به مردی و علم و زهد و سخا   نبازم بدین هر چهار علی[۳۰]

۱۰ – نظام الملک طوسی ولادت ۴۱۰ – مقتول ۴۸۵ هـ. ق)

وی قوام الدین ابو علی حسن ابن ابی الحسن علی بن اسحاق بن عباس طوسی، ملقب به رضی امیرالمؤمنین ۴۰۸ و۴۱۰ – ۴۸۵)، وزیر دانشمند دوره‌ی سلجوقیان است. در نوغان طوس ولادت یافت. در طوس و نیشابور و مرو فقه و حدیث آموخت. آنگاه در بلخ به خدمت ابو علی بن شاذان در آمد و به دبیری وی اشتغال جست و چون ابو علی بعد از استیلای سلجوقیان در بلخ به وزارت چغری بیک رسید، نظام الملک را به دبیری آلب ارسلان گماشت. چون آلب ارسلان در سال۴۵۱ هـ.ق) به جای پدر حکومت خراسان یافت، نظام الملک را به وزارت برگزید. چون چهار سال بعد پس از مرگ عم خود، طغرل۴۵۵) به سلطنت رسید، عمید الملک کندری را خلع کرد و نظام الملک را به جای او وزارت ممالک سلجوقی داد. از این پس وی در وزارت باقی بود تا در سال ۴۸۵ به سبب اختلاف با ترکان خاتون بر سر جانشینی ملک شاه و ترجیح برکیارق بر محمود و سعایت مخالفان، به قولی از وزارت بر کنار شد و بنا به بعضی اقوال دست او را از کارها کوتاه کردند و اندکی بعد در راه بغداد، در صحنه)، به دست یکی از فداییان حسن صباح به قتل رسید. رمضان ۴۸۵).

مجموع مدت وزارت نظام الملک سی سال بود و در این مدت وی در حل و عقد امور مملکت دخالت کامل داشت و بسیاری از فتوحات سلجوقیان و پیشرفتهای آنان در امور داخلی مملکت مدیون کاردانی و کفایت او بود. نظام الملک به سبب ارادتی که به فقیهان داشت، مدارس بسیار بنا نهاد که پس از وی به مدارس نظامیه معروف شد. خواجه از نویسندگان چیره دست نثر فارسی بشمار میرود و کتاب سیاستنامه‌ی) او از کتب فصیح زبان فارسی است. علاوه بر آن مکتوبی از وی به پسرش در دست است که به نام «وصایای نظام الملک» یا «دستور الوزرا» معروف است.

خواجه نظام الملک در حفظ خشم به نقل از علی  مینویسد:

… امیر المؤمنین علی  را پرسیدند که از مردم کدام مرد مبارزتر است؟ گفت: آن که بوقت خشم خود را نگاه تواند داشت و کاری نکند که چون از خشم بیرون آید، پشیمان شود و سود ندارد و کمال خرد مرد را آن چنان بود که خشم نگیرد، پس اگر گیرد باید که عقل او بر خشم چیره بود نه خشم او بر عقل و هر که را هوای نفس او بر خود چیره بود، چون بشورد خشم چشم خرد بپوشاند و همه آن کند که او فرماید که از دیوانگان بوجود آید و باز هر که را خود بر هوای او غالب باشد، به وقت خشم خِرد او خواست نفس او را قهر کند و همه آن کند و فرماید که نزدیک عقلا پسندیده بود و مردمان دانند او خشم شده است.[۳۱]

۱۱- عنصر المعالی- فوت ۴۹۲ هجری – قمری)

امیر عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر زیار از امرای دانشمند خاندان زیاری بوده است. وی پسری داشت به نام گیلانشاه که قابوس نامه را برای او نوشت. این کتاب که گویا ابتدا نصیحت نامه نام داشت، مقدمات غالب فنون را با بیانی ساده شامل است. کیکاوس به قصد تربیت فرزند خود همه‌ی رسوم را در این کتاب مورد بحث قرار داده است. وی ظاهراً اواخر قرن پنجم هجری ۴۹۲ هجری – قمری) یا اوایل قرن ششم هجری در قید حیات بوده است. [۳۲]

عنصر المعالی مینویسد:

پس در کارزار این اعتقاد باید کردن و کوشا بودن تا نام و نشان حاصل آید و در حدیث مردن خود امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجه میگوید به لفظی موجز: «مُت الیوم الذی ولدت» من آن روز مردم که بزادم.[۳۳]

۱۲- ابو الفضل رشید الدین میبدی- قرن پنجم هجری قمری)

ابوالفضل رشید الدین میبدی نام مؤلف دانشمند و مفسر چیره دست تفسیر کشف الاسرار وعده الابرار است. اصل این کتاب که به نثری عارفانه و شیرین و در عین حال از سر ذوق و نهایت اختصار نوشته شده است، متعلق به خواجه عبدالله انصاری است. در سال ۵۲۰ هـ.ق میبدی به شرح و بسط آن پرداخته و مسائل و مباحث بسیاری درباره آیات و روایات مربوط به هریک برآن افزوده است و کتابی مفصل و پر حجم در تفسیر قرآن پدید آورده و آن را «کشف الاسراروعده الابرار» نامیده است.

نثر کتاب میبدی هموار و شیرین و دلچسب است و بیشتر خواص متون عرفانی را در خود منعکس کرده است.

رشید الدین میبدی در ذکر کرامات حضرت علی می‌نویسد:

و در آثار بیارند که علی- – در بعضی از آن حربهای وی، تیری به وی رسید؛ چنان که پیکان اندر استخوان وی بماند. جهد بسیار کردند؛ جدا نشد گفتند: تا گوشت و پوست برندارند و استخوان نشکنند، این پیکان جدا نشود. بزرگان و فرزندان وی گفتند: اگر چنین است صبر باید کرد تا در نماز شود که ما وی را اندر ورد نماز چنان همی بینیم که گویی وی را از این جهان خبر نیست صبر کردند تا از فرایض و سنن فارغ شد و به نوافل و فضایل نماز ابتدا کرد.

مرد معالج آمد و گوشت برگرفت و استخوان وی بشکست و پیکان بیرون گرفت و علی اندر نماز بر حال خود بود. چون سلام نماز باز داد گفت: « درد من آسانتر است.» گفتند: « چنین حالی بر تو رفت و تو را خبر نبود؟» گفت: «اندر آن ساعت که من به مناجات الله باشم، اگر جهان زیر و زبر شود، یا تیغ و سنان در من میزنند، مرا از لذت مناجات الله از درد تن خبر نبود.»[۳۴

 

[۱] تاریخ یعقوبی، ج ۲، ترجمه‌ی ابراهیم آیتی، صص۱۳۷ و ۱۳۸

[۲] تاریخ ادبیات عرب، رینولد نیکلسون، ص ۳۵۳

[۳] فتوح البلدان، ترجمه‌ی دکترمحمد توکلی، ص ۲۶۴

[۴] اخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه، ص۲۶۱

[۵] تاریخ ادبیات در ایران، دکتر ذبیح الله صفا، ج۱، صص ۶۱۹-۶۲۰

[۶] ترجمهی تفسیر طبری، ص ۳۸۶، مقتل امیرالمؤمنین علی

[۷] اشعار حکیم کسائی مروزی، ص ۴۴- ۴۵

[۸] دایره المعارف مشاهیر جهان، سروش قربانی، ص۱۱۸۵

[۹] مروج الذهب مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۷۷۹

[۱۰] فرهنگ فارسی دکتر معین، ج ۵، ص ۲۷۶

[۱۱] تاریخ‌نامه طبری، گردانیده منسوب به بلعمی، ج ۲، صص ۷۰۴ و ۷۰۳

[۱۲] قسمتی از شاهنامه و در شرح سلطنت گشتاسب و ظهور زردشت و جنگ دینی میان گشتاسب و ارجاسب است.

[۱۳] دیوان دقیقی، ص ۱۰۱

[۱۴] شاهنامه ی فردوسی، ج۱، ص ۵- ۷

[۱۵] تاریخ ادبیات در ایران، دکتر ذبیح الله صفا، ج ۱، صص ۳۰۱ و ۳۰۰

[۱۶] تجارب الامم، ابو علی مسکویه رازی، ج ۱، ص ۴۲۴

[۱۷] به نقل از کتاب خلفاء راشدین در قلمرو نظم و نثر فارسی، ص ۲۱

[۱۸] دیوان حکیم فرخی سیستانی، ص ۲۸۷

[۱۹] دیوان استاد منوچهری دامغانی، ص۹۴-۹۵

[۲۰] تاریخ ادبیات در ایران، دکتر ذبیح الله صفا، ص۶۰۳ -۶۰۴

[۲۱] اسرار التوحید، باب دوم، بخش اول، ص۱۵۱

[۲۲] اسرار التوحید، فصل دوم، ص ۲۶۱

[۲۳] کشف المحجوب، ابو الحسن جلابی هجویری، ص ۳۴۴

[۲۴] همان، ص ۳۸۷

[۲۵] ترجمه ی رساله ی قشیریه، بدیع الزمان فروزانفر، ص ۲۸۱

[۲۶] همان، ص ۳۹۴

[۲۷] رساله ی قشیریه، ص ۴۱۴

[۲۸] همان، ص۵۸۲

[۲۹] دیوان اشعار حکیم ابومعین حمید الدین ناصربن خسرو قبادیانی، ص ۴۷۸- ۴۷۹

[۳۰] همان ، ص۵۱۷- ۵۱۹٫

[۳۱] سیمای علی ازمنظراهل سنت، ص۴۶۲- ۴۶۳، منقول از سیاست نامه، ص ۱۴۶

[۳۲] لغت نامه دهخدا، جلد یازدهم، ص ۱۶۴۰۹

[۳۳] باب بیستم از قابوس نامه، اندر کارزار کردن، ص ۱۰۱

[۳۴] ادبیات فارسی ( ۵) و(۶)، ص ۲۲۹

منبع: برگرفته از کتاب”سیمای امام علی علیه السلام در نظم و نثر فارسی”؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.