شاعران و نویسندگان قرن ششم تا دهم درباره امام علی

شاعران و نویسندگان قرن ششم تا دهم درباره امام علی
شاعران و نویسندگان قرن ششم هجری

۱- محمد غزالی (ولادت ۴۵۰ – وفات ۵۰۵ هجری – قمری)

ابو حامد، محمد غزالی طوسی در سال ۴۵۰ هجری – قمری در روستای طابران طوس از مادر بزاد. کودکی و جوانیش صرف دانش اندوزی و جهانگردی شد. تا آنکه در مرز چهل سالگی در انواع رشته‌های علوم انسانی سرآمد دانشوران روزگار خود شد، در زمینه عرفان، فلسفه و کلام، روانشناسی و اخلاق نوآوریها کرد.

وی در سال ۵۰۵ هجری پس از پنجاه و پنج سال زندگی پر ثمر چراغ زندگیش در زادگاهش خاموش شد. [۱]

۱- غزالی در آداب تلاوت میگوید:

علی بن ابی طالب (رض) گوید: هر کس که قرآن در نماز ایستاده خواند، وی را به هر حرفی صد حسنه بنویسند و اگر نشسته خواند، در نماز پنجاه بنویسند و اگر بر طهارت بود نه در نماز، بیست و پنج حسنه و اگر بر طهارت نبود، ده حسنه بیش ننویسند و… »[۲]

۲ – درجای دیگری این چنین میآورد:

فایده سوم – انس باشد به دیدار زنان و راحتی که دل را حاصل آید به سبب مجالست و مزاح با ایشان که آن آسایش سبب آن باشد که رغبت عبادت تازه گردد که مواظبت بر عبادت ملالت آرد و دل در آن گرفته شود و این آسایش آن قوت را باز آورد. و علی رضی الله عنه میگوید که راحت و آسایش به یک راه از دلها باز میگیرند، که دل از آن نابینا شود. [۳]

۳- و در جای دیگر میگوید :

علی رضی الله عنه میگوید: غیرت بر زنان از حد مبرید که آنگاه مردمان بدانند و بدان سبب زبان به ایشان دراز کنند و اصل غیرت آن است که راه چشم ایشان از نا محرم بسته دارد.[۴]

۴- شیخ غزالی نیز میگوید:

«امیر المؤمنین علی را پرسیدند که چرا خلق را پند سود نمیکند؟ گفت: خبری معروف است که رسول بوقت مرگ وصیّت کرد و به سه انگشت اشارت کرد و پس به زبان گفت که از احوال آن سو مرا مپرسید، و پس آن اشارت را سه ماه گفتند و سه سال گفتند و سی سال گفتند.[۵]

۲ – مسعود سعد سلمان (ولادت ۴۳۸ – وفات ۵۱۵ هجری قمری)

مسعود پسر سعد سلمان از شاعران بسیار بزرگ و نامی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری است. اصل او از همدان و منشاش جرجان «گرگان» بود. وی در خدمت سلطان مسعود غزنوی و سلطان ابراهیم غزنوی به مقامات ارجمند رسید. سلطان ابراهیم مسعود را به حصار نای در افکند. مسعود پس از مرگ سلطان از زندان آزاد شد، اما دیگر بار به سعایت حسودان به زندان «نای» در افتاد، که به قولی اول بار۱۲سال و دوم بار ۲۰ سال به طول انجامید. سرانجام به سعی ثقه الملک طاهر خلاصی یافت؛ ولی دست از خدمت ملک کشید و به زهد و عبادت گرائید تا سر انجام در سال ۵۱۵ هجری زندگی را بدرود گفت.

دیوان اشعار پارسی او متجاوز از ده هزار بیت می‌شود. قصیده‌هایی که این شاعر در زندان میسروده «حبسیات» نامیده می‌شود. این قصاید در ادب پارسی از جایگاه ویژهای برخوردار است.

مسعود سعد درباره ی حضرت علی  میگوید:

نشاط کامل کن ملکا برسماع نای علی   نبیند رنگین خور بر کنار آب روان[۶]

درجای دیگری میآورد:

پیش تو سوار سخن امروز پیاده است   نطقت‌چوسرتیغ علی بن عم مختار[۷]

۳ – معزی نیشابوری (وفات ۵۱۸-۵۲۱هـ.ق)

محمد بن عبد الملک معزی نیشابوری از سلاله‌ی ستایشگران و یکی از آخرین افراد خوش اقبالی است که به شیوه‌ی شاعران دربار غزنه شعر میگفت و همانند آنان ثروت و نعمت و برخورداری یافت، تا آنجا که جاه و مقام او رشک شاعران پس از وی را برانگیخته و بر روزگار خوش او حسرت بردهاند.

معزی از نیشابور بود. وی تخلص شعری خود، «معزی» را از لقب سلطان معز الدین اقتباس کرد و تا پایان کار ملکشاه در خدمت سلطان سلجوقی به سربرد. معزی بین سالهای ۵۱۸ تا ۵۲۱ هجری- قمری بدرود حیات گفته است.

او شاعری مقلد و فاقد ابتکار بود و قصاید او عموما بر شیوه‌ی منوچهری است. کار اصلی او قصیده سرایی و مضمون عمده‌ی شعرش مدایح و توصیف است.

امیر معزی در وصف ممدوح خود با صفات برگرفته از ذات علی بن ابی طالب میگوید:

اگر هست نیکو بدست ملوک   بدست خداوند نیکوتر است
امیر اجل، فخر عالم علی   که دل پرور شاه دین پرست
مرا شعرعالی شد از دو علی   مقدم یکی، محتشم دیگراست
علی بن بوطالب اندر بهشت   علی بن شمس الملوک ایدر است[۸]

 

۴- عین القضات همدانی (وفات ۵۲۵ هجری- قمری)

ابو المعالی، عبدالله بن محمد بن علی میانجی همدانی، از عارفان نامدار و دانشمندان ربع اول قرن ششم هجری است. وی شافعی مذهب و در طریقت شاگرد احمد غزالی بود. همچنین از محضر شیخ برکه‌ی همدانی استفاده کرده است. به تحصیل حکمت، عرفان و کلام و ادب عربی پرداخت. بیشتراطلاعات خود را از راه تحقیق و تتبع شخصی فراهم آورده است.

آثار:

۱ – یزدان شناخت؛ ۲- تمهیدات؛ ۳- زبده الحقایق؛ ۴- لوایح؛

۵- شکوی الغریب عن الاوطان.

وی را در شب ۷ جمادی الاخری؛ سال ۵۲۵هـ.ق، بر دار کشیدند.

او اینگونه کلام خود را با ذکر نام علی ؛ مزین میسازد:

… عبارت این باشد: «رأی قلبی ربی»؛ علی بن ابی طالب از این حال چنین بیان میکند:

«ما نظرت فی شئ الّا و رایت الله فیه»: «الم تر الی ربک کیف مد الظل»؛ این باشد و چون او خود را در آیئنه ی دل ما بیند، عبارت این باشد که : «الم یعلم بان الله یریٰ»[۹]

عین القضات در جای دیگری میگوید:

«قومی را هر لحظه در خرابات خانه‌ی » فاَلهَمَها فجورها»، شربت قهر و کفر میدهند و قومی را در کعبه‌ی «انا مدینه العلم و علی بابها»، شربت؛ «ابیت عند ربی» میدهندو «تقویٰها»، این حالت باشد و هر دو شربتها پیوسته به کار است و هر دو طایفه، «هل من مزید» را جویانند.»[۱۰]

۵- شهاب الدین احمد سمعانی (۴۸۷-۵۳۴ هـ.ق)

شهاب الدین ابوالقاسم احمد ابن ابی المظفر منصور السمعانی از فقها و مفتیان واعظان و شاعران قرن چهارم هجری قمری است و کتاب «روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح» اثر این فقیه است.

این دانشمند وارسته این گونه زبان به وصف علی  می‌گشاید:

… شبی مهمانی آمد به خانه ی امیر المؤمنین علی-رضی الله عنه – او را بنواخت و طعامی بداد و جامه‌ی خواب فرو کرد و آن مرد غافل‌وار تا روز با آن ببود و آن مهتر به قدم خدمت ایستاده و به طاعت خداوند مشغول گشته.

چون روز بود آن مرد گفت: ما کانت لی فی عمری لیله مثل لیلتک فی التیقظ و العباده. فقال علی: و ما کانت لی فی عمری لیله مثل لیلتک فی النوم و الغفله.

گفت: مرا هرگز شبی چون شب تو نبوده است در طاعت و عبادت. علی گفت: و مرا هم هرگز شبی چون شب تو نبوده است در غفلت.[۱۱]

۶ – احمد جام (قرن پنجم هجری قمری)

شیخ جام شهرت شهاب الدین ابونصراحمد بن ابو الحسن نامقی جامعی، ملقب به ژنده پیل و شیخ الاسلام جام زاهد مشهور است. در ۲۲ سالگی قدم به سیر و سلوک گذاشت.

در آغاز سلوک از خلق دوری گزید و به ریاضت پرداخت. بعدها در آبادی معبد آباد سکنی گزید و مسجد جمعه‌ای در آنجا بنا نمود و به ارشاد مردم پرداخت و شاگردان بسیار بر وی گرد آمدند. پس از وفات در بیرون از معبد آباد به خاک سپرده شد و بعداً مقبره و مسجدی بر مدفنش ساختند که مرکز شهر کنونی شهر تربت جام گردید. وی از معاصران غزالی، عین القضات همدانی و سنائی غزنوی بود. همه‌ی آثارش به فارسی بود.

آثار:

۱- انس التائبین؛ ۲- سراج السائرین؛ ۳- فتوح القلوب؛ ۴- مفتاح النجاه.

شیخ احمد جام در وصف علی می‌گوید:

گر منظر افلاک شود منزل تو   و ز کوثر اگر سرشته باشد گِل تو
چون مهر علی نباشد اندر دل تو   مسکین تو و همان سعی بی‌حاصل تو[۱۲]

۷- سنائی غزنوی  (ولادت ۴۷۳ – ۵۳۵ هجری قمری)

ابوالمجد مجدود بن آدم ملقب و متخلص به سنائی، در یکی از سالهای آغاز نیمه ی دوم قرن پنجم و احتمالا ۴۷۳ هجری، از خاندانی گرامی و از نژاد بزرگان، همچنان که خود میگوید در غزنین به دنیا آمد:

پدری دارم از نژاد گرام   از بزرگی که هست آدم نام

او بعد از مهارت در شاعری و استادی در این فن به عادت زمان روی به دربار سلاطین نهاد و به دستگاه غزنویان راه جست. وی در آغاز کار به مداحی اشتغال داشت. وی در سال ۵۳۵ هجری درگذشت و در غزنین به خاک سپرده شد. سنائی در آغاز کار از سبک عنصری و فرّخی پیروی میکرده است و بعدها در اثر تغییر حال، روش دیگری – که خاص خود اوست – پیش گرفته است. شاعر سبک و روش مستقلی به جای گذاشته که قصاید زهدی اوست و بعدها مورد تقلید کسانی چون خاقانی و سلمان ساوجی قرارگرفته است.

سنائی در وصف حیدر کرار میگوید:

ای امیر المؤمنین، ای شمع دین، ای بوالحسن  
  ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن
 

ای به تیغ تیز روز رستاخیز که در روز جنگ

 
  وی به نوک نیزه کرده شمع فرعونان لگن
از برای دین حق آباد کردی شرق و غرب  
  کردی از نوک سنانت عالمی را پر سنن
تیغ الا الله زدی بر فرق لا گویان دین  
  هرکه لا می‌گفت وی را میزدی برجان تن[۱۳]
     

۸ – ادیب صابر ترمذی (مقتول بین ۵۳۸ – ۵۴۲ هجری – قمری)

شهاب الدین شرف الادباء بن اسماعیل ترمذی، شاعر مشهور ایرانی نیمه‌ی اول قرن ششم هجری قمری است. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. اما بعدها در نواحی دیگر، مانند مرو و بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مداحی سنجر پرداخت.

اتسز، توطئه‌ای برای قتل سنجر ترتیب داده بود و صابر از آن آگاه شد و بوسیله‌ای سنجر را مطلع کرد و نقشه‌ی اتسز باطل گردید و او ادیب صابر را در جیحون انداخت.

از مختصات شعر او میتوان به سادگی و روانی آن اشاره کرد.

صابر غزلها و تغزلهای لطیفی دارد. ادیب صابر در مدح علی میگوید:

گرتبار مصطفی را آسمان خوانی به قدر   طلعتش را خواند باید آفتاب آن تبار
زانک چون آن آفتاب فضل در صلب علی   هدیه داد از آسمان ایزد علی را ذوالفقار[۱۴]

صابردرجای دیگری میگوید:

حیدر که خاتمی بیکی داد در رکوع   ضایع نماند و آیتش آمد کردگار[۱۵]

۹ – عثمان مختاری (ولادت ۴۶۹ – وفات ۵۴۸ هجری قمری)

حکیم ابو عمرو یا ابو عمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی، از شاعران و قصیده سرایان قرون پنجم و ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۴۶۹ و ۴۵۸ هـ.ق – مقارن با سلطنت ابراهیم بن مسعود غزنوی – ولادت یافته است. او مداح رسمی ارسلان بن مسعود بن ابراهیم غزنوی (۵۰۹-۴۱۲) بود و در دربار او سمت ملک الشعرایی داشت.

مختاری بین سالهای ۵۱۲ و ۵۴۸ و در زمان سلطنت بهرام شاه غزنوی بوده است.

مختاری ممدوحان خویش را به صفات علی وصف میکند:

شاهی که از دلیری و آزادگی دهد   در جنگ چون علی به کف خصم ذوالفقار[۱۶]

درجای دیگری میگوید:

میری که حسام او در دین محمد   اخلاق علی دارد و آئین محمد[۱۷]

۱۰ – رشید الدین وطواط (ولادت ۴۷۶ – وفات ۵۷۳ هجری قمری)

رشید الدین سعد الملک محمد بن محمد بن عبد الجلیل عمری، کاتب و شاعر ایرانی از اعقاب عمر بن خطاب است. وی در بلخ متولد شد و در مدرسه‌ی نظامیه‌ی آن شهر قسمتی از تحصیلات خود را نزد ابو سعید هروی انجام داد و سپس برای ادامه‌ی تحصیل به خوارزم رفت. در اوایل عهد اتسز بن محمد خوارزمشاه به خدمت او در آمد و تا آخر عمر در دستگاه خوارزمشاهیان روزگارگذرانید. رشید الدین سمت صاحب دیوانی رسایل را داشته است.

تخلص او به «وطواط» از بابت کوچکی جثه‌ی او بود.

رشید علاوه بر دیوان اشعار، آثار منثور زیادی داشته است.

آثار:

۱- منشأت فارسی، شامل رسایل سلطانی و اخوانی؛ ۲- حدائق السحر؛
۳- فصل الخطاب من کلام عمر بن خطاب؛ ۴- تحفه الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکرالصدیق۵؛- انس اللهفان من کلام عثمان بن عفان؛ ۶- مطلوب کل طالب من کلام علی بن ابی طالب؛ ۷- نثر اللآلی؛ ۸- مجموعهی رسایل عربی؛
۹- منظومه ای درعروض فارسی.

وی در نظم و نثر فارسی سرآمد زمان خود بود. شعر پارسی او استادانه و در کمال انسجام است.

در انتخاب کلمات و قوت ترکیب و ایراد صنایع مختلف لفظی مهارت داشته است.

وفات رشید به سال ۵۷۳ هجری قمری بوده است.

رشید الدین این گونه کلام خود را با ذکرنام گهربار علی میآراید:

«امیر المؤمنین و امام المتقین علی بن ابی طالب  با آنکه امام اخیار و قدوه‌ی ابرار و سید فتیان و مقدم شجعان بود، فصاحتی داشت که عقود جواهر از انفاس او در غیرتند و نجوم زواهر از الفاظ او در حیرت.

عمرو بن بحر جاحظ &، که در کمال براعت و وفور بلاغت نادره‌ی این امت و اعجوبه‌ی این ملت بود، از مجموع کلام امیر المؤمنین علی  – که جمع بدایع غرر و روایع درر است – صد کلمه اختیار کرده است و هر کلمه از آن برابر هزار داشته و به خط خود نبشته و خلق را یادگار گذاشته، واجب دید آن صد کلمه را به دو عبارت نظم و نثر فارسی تفسیر کردن و در تفسیر هر کلمه دو بیت شعر از منشأت خود، که مناسب آن کلمه بود، آوردن تا فایده‌ی آن عالَم‌تر بود و منفعت آن تمامتر و هر دو فریق، هم ارباب نظم و هم اصحاب نثر، در مطالعه‌ی آن رغبت نمایند.[۱۸]

۱۱ – ابو المعالی نصر الله منشی (وفات ۵۵۵-۵۸۳ هـ. ق)

ابوالمعالی نصر الله بن محمد بن عبد الحمید مکنی به ابی المعالی و در زمان بهرام شاه غزنوی میزیست. او نزد این پادشاه تقرب تام داشت. به خاطر این اختصاص ابوالمعالی پس از اتمام ترجمه کلیله کتاب را به نام بهرام شاه مزین کرد و آن را کلیله و دمنه‌ی بهرام شاهی نامید. مرگ وی بین سالهای ۵۵۵ -۵۸۳ هـ. ق اتفاق افتاده و تاریخ ترجمه کلیله و دمنه در حدود سالهای ۵۳۶ تا ۵۳۹ هـ ق است. وی کلام خود را بافرموده گهر با علی  مزین کرده و میگوید:

… و امیر المؤمنین علی  میفرماید: لا رأی لمن لا یطاع. (رای نیست کسی را که فرمانش نبرند)، این است داستان حذر از مکامن عذر و مکائد دشمن.[۱۹]

۱۲ – انوری ابیوردی (وفات ۵۸۵ هجری- قمری)

اوحد الدین علی پسر وجیه الدین محمد پسر اسحاق، انوری ابیوردی، یکی از معروف‌ترین شاعران قرن ششم هجری است. وی در شهر ابیورد یا باورد، در خاک خاوران – که اکنون جزء کشور ترکمنستان است – در اوائل قرن ششم ولادت یافته است. جوانی خود را در آنجا گذرانده و ازعلوم متداول زمان بهره‌ی کافی یافته است. ممدوح عمده‌ی او مجد الدین ابو الحسن علی پسر محمد عمرانی سرخسی و ناصر الدین ابوالفتح طاهر پسر مظفر وزیر بودهاند.

وی در سال ۵۸۵ هجری در بلخ جهان را بدرود گفته است.[۲۰]

انوری میگوید:

پایه‌ی قدرت نشان میخواست گردون از قضا  
  گفت آنک زآفرینش پاره‌ای آنسو ترک
ملک بخشاینده در حرمان میمون خدمتت  
  چون خلافت بی علی بودست و زهرا بی فدک[۲۱]
     

 

۱۳ – شهاب الدین سهروردی (ولادت ۵۴۹- وفات:۵۸۷)

یحیی بن حبش بن امیر ملقب به شهاب الدین و شیخ اشراق و شیخ مقتول و شهید و مکنی به ابو الفتوح، حکیم معروف به محیی حکمت اشراق. وی حکمت و اصول فقه را نزد مجدالدین جیلی استاد فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و به قوت ذکاء و حِدَّت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از امور علمی اطلاع یافت و چون در بسیاری از امور خلاف قدما گفته و از حکمت ایرانی و اصطلاحات دین زردتشتی استفاده کرده متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حَلَب خون او را مباح شمردند. صلاح الدین ایوبی فرمانروای مصر و شام فرمان داد تا او را به قتل رسانند. و وی در حبس در ۳۸ سالگی خفه شد.

سهروردی آثار متعددی بفارسی و عربی دارد.

۱- منطق؛ ۲- التلویحات؛ ۳- کتاب التلویحات؛ ۴- کتاب المقاومات؛
۵- کتاب المشارع و المطالحات؛ ۶- حکمه الإشراق؛ ۷- رساله فی اعتقاد الحکماء؛ ۸- قصه الغربه الغریبه؛ ۹- آواز پر جبرئیل؛ ۱۰- رساله العشق؛
۱۱- لعنت موران؛ ۱۲- صفیرسیمرغ؛ ۱۳- ترجمه‌ی رساله الطیر ابن سینا؛
۱۴- اللمحات؛ ۱۵ – الهیاکل النوریه؛ ۱۶- الالواح العمادیه؛ ۱۷-المبدأ و المعاد ۱۸- طوارق الانوار؛ ۱۹- البارقات الالهیه؛ ۲۰- لوامح الانوار؛ ۲۱- روزی باجماعت صوفیان؛ ۲۲- عقل سرخ؛ ۲۲- پرتونامه.

از غالب کتب اونسخ متعدد در دست است و بخش مهمی از آنها به طبع رسیده است. سهروردی حکمت اشراق را احیاء کرد و به کمال رسانید. فلسفه ی او التقاطی است. در فلسفه‌ی سهروردی آثاری از اصول عقاید حکمای یونان بخصوص افلاطون و نو افلاطونیان و حکمای قدیم ایران (فهلویین) و اصول دین زردشت به خوبی نمایان است. این فلسفه به «حکمت اشراق »مشهور است و پس از او شارحان وی (شهرزوری و قطب الدین شیرازی و هادی سبزواری) عقاید او را دنبال کردند و به تایید و توضیح آن پرداختند.

شیخ اشراق این گونه از علی  یاد میکند:

…فقیر ضمن اینکه لازم است کوشش کند که خود را از دام تنگدستی برهاند باید اهل صبر باشد و از فقیری شکایت نکند. البته وظیفه ی ثروتمندان و حکومتها نیز در امحای فقر بسیار سنگین است. امام المتقین و سید اولیاء علی مرتضی – کرم الله وجهه – گفته است: فقر یا سبب مثوبت و سعادت، یا سبب عقوبت و شقاوت است. نشان آن که واسطه ی نیل نجات و اعلا درجات باشد آن است که فقیر به حلیت و زینت اخلاق حمیده متحلی باشد و در طاعات باری سبحانه و تعالی مسارعت نماید و از فقر شکایت نکند، بلکه در حل احوال شاکر حضرت عزت باشد.[۲۲]

۱۴ – خاقانی شروانی (ولادت ۵۰۰ – وفات ۵۹۵ هجری قمری)

حسان العجم، افضل الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شروانی یکی از بزرگترین شعرای ایران است. پدرش نجار بود و خاقانی بارها در اشعارش به او و شغلش اشاره کرده است. وی به دربار منوچهر بن فریدون شروانشاه راه یافت و پاداش و صله‌ی بسیار دریافت کرد.

خاقانی از بزرگترین شاعران قصیده‌سرا و از ارکان شعر فارسی است.

شاعر در غالب علوم روزگار خود، همچون صرف و نحو، فلسفه، ریاضی، نجوم و شعر و ادب احاطه‌ی کامل داشت. مشهورترین اثراو «تحفه العراقین» می‌باشد. خاقانی در سال ۵۹۵ هجری در تبریز در گذشت و در مقبره الشعرای محله‌ی سرخاب تبریز مدفون شد.

خاقانی اینچنین ابوالحسن، علی  را میستاید:

علوی دوست باش خاقانی   که از عشیرت علی است فاضل‌تر
هرکه بد بینی از نژاد علی   نیکتر دان ز خلق و عادلتر
بدشان نیکتر زمردم دان   نیکشان از فرشته کاملتر[۲۳]

۱۵ – قاضی حمید الدین بلخی (قرن پنجم هجری- قمری)

قاضی حمید الدین عمرو بن محمود، شاعر و نویسنده مشهور قرن پنجم هـ.ق است. وی از برجستهترین مترسلان و مقامه نویسان عصر خود به شمار می‌رود. کتاب وی مقامات حمیدی، گواه روشنی بر این مدعاست، که آن را به پیروی از مقامات بدیعی و مقامات حریری نوشته و مشتمل بر بیست و چهار مقاله در مطالب ادبی و مباحثات و مناظرات و لغزات است.

وی مقامات خود را این گونه با ذکر یاد علی مزین میسازد:

و معنی آن است که چشمه ی سمع، چشمه طهارت است، تهمت و شبهت در وی نیابد و تو نشنیده‌ای که: «لا تتبع النظره النظره»، بر مخاطب چشم آمد نه بر مخاطب سمع. لا تتبع: نگاه پی نگاه مکن. تمام حدیث در کتاب الترغیب و الترهیب ج ۴، ص۱۰۷ چنین است: و عن علی ابن ابی طالب رضی الله عنه ان النبی صلی الله علیه و سلم قال له: «یا علی ان لک کنزا فی الجنه و انک ذو قرنیها فلا تتبع النظره النظره.»[۲۴]

۱۶ – قطب الدین ابوالمظفر (قرن ششم هجری قمری)

قطب الدین ابوالمظفر منصور ابن اردشیر سنجی عبادی مروزی، از عارفان بلند آوازهی قرن ششم هجری قمری است که کلام خویش را این گونه با ذکر نام مبارک مولی علی  آراسته مینماید:

…امیر المؤمنین علی رضی الله عنه چنین گفته است که برکت صدق مرد را بهتر از مال بسیار است، که مال خرج راست و به خرج نیست شود اما زبان راست‌گوی هر چند راست میگوید، درجه‌ی او در دین زیادت میشود.[۲۵]

 

 

شاعران و نویسندگان قرن هفتم هجری

۱ – عطار نیشابوری (ولادت ۵۳۷ – وفات ۶۲۷ هجری – قمری)

شیخ فرید الدین محمد عطار نیشابوری از بزرگان عرفان ایران در قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. وی در سال ۵۳۷ هجری – قمری در قریه کدکن نیشابور به دنیا آمد و چون در آن شهر به دارو فروشی و عطاری اشتغال داشت، بدین لقب معروف شد.

وی در دکان دارو فروشی به درمان بیماران میپرداخت و به کسب علوم و درک صحبت دانشمندان و بزرگان اهل عرفان مانند شیخ نجم الدین کبری و… روزگار میگذراند. عطار در سال ۶۲۷ هجری – قمری در فتنه‌ی مغولان کشته شد. تأْلیف و تصنیفهای عطار را در نظم و نثر به عدد سورههای قرآن ۱۱۴ دانستهاند.

آثار:

۱ – دیوان قصیده‌ها و غزلهای او حدود ده هزار بیت است؛ ۲ – الهی نامه؛ ۳- پندارنامه؛ ۴ – خسرو نامه؛ ۵ – اسرار نامه ۶ – مصیبت نامه و از آثار مثنوی بسیار مشهور او منطق الطیر است. از تألیفهای بسیار مشهور او تذکره الاولیاء است.[۲۶]

عطار در تذکره الاولیاء میآورد: (ذکر فتح موصلی)

فتح گفت: امیر المؤمنین علی را به خواب دیدم. گفتم: مرا وصیتی کن گفت: ندیدم چیزی نیکوتر از تواضع که توانگر کند مرد درویش را بر امید شراب حق، گفتم بیفزای گفت: نیکوتر از این کبر درویش است بر توانگران از غایت اعتماد که او دارد بر حق[۲۷]

عطار در فضیلت امیر المؤمنین علی رضی الله عنه میگوید:

خواجه حق پیشوای راسـتین   کوه حلم و باب علم و قطب دین
ساقی کوثر، امـــام رهنمای   ابن عم مصطفی، شـیر خــدای
مرتضای مجتبا، جفت بتول   خواجه معصوم، دامــــاد رسول
در بیـــــــــان رهنمــونی آمده   صاحب اسرار «سَلونـی» آمده[۲۸]

 

۲ – سدید الدین محمد عوفی (ولادت ۵۷۲ – وفات۶۴۰ هجری – قمری)

مؤلف جوامع الحکایات، محمد بن محمد عوفی، ملقب به سدید الدین است. وی در بخارا، بین سالهای ۵۶۷ – ۵۷۲ هـ.ق چشم به جهان گشود و پس از شصت سال زندگی در حدود سالهای ۶۳۰- ۶۴۰ هـ.ق درگذشت. عوفی پس از تکمیل تحصیلات خود در بخارا، به سفر علمی پرداخت و غالب شهرهای ماوراء النهر و خراسان و هندوستان را به قدم سیاحت پیمود.

در دربار سلطان نصره الدین عثمان و ناصرالدین قباجه، از امرای غوری رسید و تذکره الالباب را به نام وزیر او، عین الملک فخر الدین حسینی تصنیف کرد و به فرمان همین پادشاه تالیف جوامع الحکایات را آغاز نمود.

عوفی میگوید:

…  در تفسیر آوردهاند که نزول آن آیت که آفریدگار میفرماید در قرآن مجید که: {انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا} تا آنجا که میفرماید: {و یؤتون الزکوه و هم راکعون}، درشان امیر المؤمنین علی، آمد و سبب آن بود که روزی مصطفی صلوات الله علیه، نماز گزارده بود و صحابه به ادای نوافل مشغول بودند، سایلی در میان صف میگشت و سؤالی میکرد، امیرالمؤمنین علی در رکوع بود، اشارت کرد به انگشترین نقره که در انگشت داشت، آن را از انگشت بکشید و بر سایل انداخت تا آخر این آیت آفریدگار، از این حال ذکر فرمود که: {یؤتون الزکوه و هم راکعون}.[۲۹]

۳ – خواجه نصیر الدین طوسی (ولادت ۵۹۷ – فوت ۶۷۲هجری – قمری)

ابو جعفر نصیر الدین محمد بن محمد بن حسن ملقب به استاد البشر یکی از بزرگترین دانشمندان و علما در سال ۵۹۷ در جهرود قم پا به عرصه وجود گذاشت و چون در طوس مقیم شد معروف به طوسی گردید و چندی در خدمت علاء الدین محمد حسن اسمعیلی و ناصر الدین بن ابی منصور از اسماعیلیه قهسان میزیست، از کتب مشهور او اخلاق ناصری است که به اسم ناصرالدین مزبور تألیف کرده است. خواجه نصیر در کلیه علوم قدیم دست داشت ولی اشتهار او در حکمت و ریاضیات است.

وفات وی در سال ۶۷۲ هجری اتفاق افتاد.[۳۰]

خواجه نصیر این چنین از علی یاد میکند:

و لواحق غضب که اعراض این مرض بود، هفت صنف باشد :اوّل ندامت، دوّم، توقع مجازات عاجل و اجل و سیّم، مقت دوستان و چهارم، استهزاء اراذل و پنج، شماتت اعداء و ششم، تغیّر مزاج و هفتم، تالّم بدان هم در حال، چه غضب جنون یک ساعته بود و امیر المؤمنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه گفته است: «الحدّه نوع من الجنون لانّ صاحبها یندم فان لم یندم فجنونه مستحکم» و گاه بود که به اختناق حرارت دل ادا کند و از آن امراضی عظیم که مؤدی باشد به تلف تولّد یابد.[۳۱]

 

۴ – مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی (ولادت ۶۰۴- وفات ۶۷۲ هـ.ق)

مولانا جلال لدین محمد بلخی رومی پسر محمد ابن حسین خطیبی بکری از اولاد ابو بکر خلیفه بود. از طرف مادر به سلطان محمد خوارزمشاه منتسب می‌شود. با طبقه‌ی علما و اهل عرفان میانه‌ای نداشت. بهاء الدین بکری در سال ۶۰۹ هـ.ق. باتفاق پسرش جلال الدین از خراسان عازم بغداد و مکه شد و در آن تاریخ جلال الدین پنج سال داشت. بهاء الدین پس از نه سال که در عراق عرب ماند به اتفاق پسر نامی خود به روم رفت و به خدمت سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی در آمد. جلال الدین بعد از مرگ پدر به تحصیل علوم مختلف نزد برهان الدین ترمذی پرداخت. مثنوی وی که در شش دفتر تدوین شده و به «صیقل الارواح» نیز معروف است، یکی از بزرگترین و شیواترین منظومههای ادبیات فارسی است. مولوی این کتاب را در موقع بسط و وجد گفته است و یکی از شاگردان وی موسوم به حسام الدین چلبی آن را نوشته است. دیوان غزلیات جلال الدین رومی که در آن شمس تخلص میکرد در غایت اشتهار است. تولد این شاعر در ۶۰۴ هـ.ق و وفات وی در ۶۷۲ هـ.ق اتفاق افتاد.[۳۲]

مولانا در فیه ما فیه این چنین از علی یاد می‌نماید:

«اگر همه‌ی عالم نور گیرد تا در چشم نوری نباشد، هرگز آن نور را نبینند اکنون اصل قابلیت است که نقش دیگر است و روح دیگر نمی‌بینی که نفس در خواب کجاها می‌میرد و روح در تن است اما آن نفس می‌گیرد و چیزی دیگری میشود. گفت: پس آنچه علی گفت: «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبه»، این نفس را گفت»[۳۳]

همچنین مولانا در وصف شاه خیبر گفته است:

خدو انداختن خصم بر روی امیرالمؤمنین علی  و انداختن آن حضرت شمشیر از دست:

از علی آموز اخلاص عمـــــل   شیر حق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت   زود شمشیر بر آورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی عـــلی   افتخار هرنبی و هر ولی[۳۴]

۵ – عطا ملک جوینی (ولادت ۶۲۳ – وفات ۶۸۱ هجری – قمری)

علاء الدین عطاملک جوینی پسر بهاء الدین محمّد و برادر خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان است. عطاملک در سال ۶۲۳ متولد شد و در ۶۸۱ وفات یافت. تألیف ذی قیمت تاریخ جهانگشا از این مورخ عظیم الشأن است که یکی از مفصل‌ترین و بهترین تاریخ مغول محسوب میشود.[۳۵]

عطا ملک در جلد سوم از تاریخ خود مینویسد:

«امیر المؤمنین علی بن ابی طالب  در خطبه ذکر قومی از متمردان کرده است که وخامت عاقبت تدبیرهای فاسد دیدهاند دو سه کلمه او در آن باب اینجا حسب حال آن طایفه مذکور و حکایت مسطور شد فرموده است که «زَرَعوا الفُجُور و سقوه الغُرورَ فحَصَدوا النُبُورَ»[۳۶]

۶ – خواجوی کرمانی (ولادت ۶۸۹ – وفات ۷۵۳ هجری قمری)

خواجوی کرمانی، کمال الدین ابوالعطا محمود ابن علی بن محمود شاعر معروف. وی پس از کسب علم و فضایل در کرمان به سفر پرداخت و از محضر شیخ امین الدین محمد کازرونی بهره برد. خواجو معاصر ابو سعید بهادر بود و در غزل از سعدی پیروی میکرد. علاوه بر دیوان، خمسه‌ای به سبک نظامی دارد:
۱- همای و همایون؛ ۲- گل و نوروز؛ ۳- روضه الانوار؛ ۴-کمال نامه؛
۵- گوهرنامه است. آرامگاه وی در «تنگ الله اکبر» شیراز است. بخشی از قصاید او در وصف امرای عصر و قسمت دیگر عرفانی بوده و حاکی از مشرب تصوف شاعر است. خواجو غزلیات شیوایی دارد و در این سبک (غزلیات) مقلد سنایی عطار، مولوی و سعدی است.

خواجو در وصف امیر المؤمنین میگوید:

آن دسته بند بستان هل اتی   و آن قلعه گیر عرصه‌ی میدان لافتی
کرار بی فرار و خداوند ذوالفقار   قتال عمرو و عنتر داماد مصطفی
شیر خدا و مخزن اسرار لوکشف   جفت بتول و نقطه‌ی پرگار اجتبا
سلطان تختگاه سلونی، شه نجف   سبط خلیل و صف شکن خلیل اصفیا
بیرون نهاده از ره کبر و ریا قدم   و آورده رخ به حضرت علیای کبریا
پشت هدی و بازوی ایمان بدو قوی   مقصود دین و حاجت ایمان از او روا
بحر محیط را به دل و دست او قسم   عرش مجید را به سر کویش التجا
چون او نشد پدید، شهی در جهان علم   او کان علم بود و حسن آسمان علم[۳۷]

 

۷ – سعدی شیرازی (ولادت ۶۰۶ – وفات ۶۹۴هجری – قمری)

مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی در اوایل قرن هفتم هجری در حدود سال ۶۰۶ هجری – قمری در شیراز پا به عرصه وجود نهاد و بعدها برای تکمیل معلوماتش به بغداد سفر کرد و در مدرسه نظامیه و سایر محافل علمی کسب علم کرد. او برای مدتی متجاوز از سی سال به نقاط مختلف جهان از جمله عراق و سوریه و عربستان و ممالک شمال آفریقا سفر کرد و با ملل گوناگون و مذاهب و فرق مختلف آشنا شد.

سعدی در گیر و دار حمله مغول‌ها سفر طولانی خود را آغاز کرد و پس از بازگشت به شیراز سروده‌ها و گفتههای خود را گردآوری کرد. او در حدود سال ۶۵۵ هجری – قمری بوستان (سعدی نامه) را به نظم در آورد و یک سال بعد «گلستان» را تصنیف کرد. سعدی علاوه بر اثر ذکر شده قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیع بند و رباعیات و قصاید عربی نیز سروده است.[۳۸]

شیخ الأجل، سعدی شیرازی در «بوستان»، باب چهارم، در باره‌ی تواضع می‌گوید:

کسی مشکلی برد پیش علی   مگر مشکلش را کند منجلی
امیر عدو بند کشور گشای   جوابش بگفت از سر علم و رای
شنیدم که شخصی درآن انجمن   بگفتا چنین نیست یا بالحسن
نرنجید از او حیدر نامجوی   بگفتا ار تو دانی از این به بگوی[۳۹]

۸ – سعد الدین وراوینی (قرن هفتم هجری قمری)

سعد الدین وراوینی نویسنده و فاضل قرن هفتم هـ.ق است. وی کتاب مرزبان نامه را از اصل زبان طبری قدیم به زبان متعارف عراق، معمول عصر خود مزین به اشعار و امثال فارسی و عربی درآورد. سعد از نزدیکان و ملازمان خواجه ابوالقاسم ربیب الدین هارون بن علی بن ظفر دندان وزیر اتابک ازبک بن محمد بن الدیگز، از اتابکان آذربایجان (۶۰۷- ۶۲۲هـ.ق) بود.

سعد الدین وراوینی، در ذکر علی  میگوید:

و چون از دو متحاکم، یکی به خدمت رفع ظلامه‌ای کند، دفع آن بر حضور خصم و جواب او موقوف داری و اقتدا به قدوه‌ی اصحاب رسول الله واجب دانی، چنان که قاضی به حق و خلیفه مطلق، امیر المؤمنین، علی میفرماید: «لاتفض لأحد الخصمین ما لم تسمع کلام الآخر»؛ و باید که زفان را به بد گفتن و خشونت تعود نفرمائی.[۴۰]

 

شاعران و نویسندگان قرن هشتم هجری

۱ – حمد الله مستوفی (ولادت ۶۸۰ – وفات ۷۵۰ هـ. ق)

خواجه حمد الله بن تاج الدین ابی بکر مستوفی قزوینی از خاندان مستوفیان قزوینی بود که در سال ۶۸۰ هـ.ق در آن شهر تولد یافت. حمد الله مستوفی در خدمت خواجه رشید الدین به کتابت اشتغال داشت. و به حکومت بعضی از نقاط ایران رسید. وی در انشاء فارسی از منشیان زبر دست به شمار میآید و سه کتاب ۱- تاریخ گزیده؛ ۲- مظفرنامه؛ ۳- نزهه القلوب از آثار اوست.

وفات وی در حدود ۷۵۰ هـ. ق اتفاق افتاد.[۴۱]

مستوفی میگوید:

در آن حالت مرتضی علی در آمد، پیغمبر  در روی او تبسم فرمود و گفت: خدای تعالی مرا فرمود: فاطمه را با تو نکاح کردن به چهار صد مثقال نقره تو بدین راضی هستی به علی گفت: بلی یا رسول الله. پیغمبر  فرمود: «جمع الله شملکما و اقرّ عینکما و اسعد جدکما و بارک علیکما و اخرج منکما کثیراً طیبا». و در ماه صفر فاطمه  را با امیر المؤمنین علی کرم الله وجه سپرد.[۴۲]

۲ – ضیاء الدین نخشبی (وفات ۷۵۰ هجری- قمری)

سید ضیاء الدین نخشبی یکی از چهرههای مشهور سلسله‌ی چشتیه است که در آن روزگارمهمترین طریق عرفانی هند بوده است. وی از محضر شیخ فرید الدین ناگوری (متوفی ۷۵۲) به سلک عرفان درآمده است. به استناد نوشته‌ها و آثارمحققان، عرفای مسلمان مانند امام هجویری و شیخ معین الدین چشتی در اشاعه ی فرهنگ اسلامی و تبلیغ قرآن مجید و مسلمان کردن هندوها نقش اساسی داشتهاند. ضیاء در نخشب یا نسف یکی از شهرهای تاریخی ایران کهن، در ماوراء النهر، دیده به جهان گشود. در جوانی رهسپار هندوستان شد و در شهر«بدایون» هند سکونت گزید.

آثار:

۱- سلک السلوک؛ ۲- عشره‌ی مبشره؛ ۳- طوطی نامه؛ ۴- کلیات و جزئیات؛

سید ضیاء در ذکر ابو الحسن، علی ، میآورد:

… امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه – که شیر بیشه‌ی دین بود – هر وقت که در مسجد آمدی، سر فرو افکنده و پشت دو تا کرده آمدی، وقتی یکی او را پرسید، تو که بر پشت هیچ بار نداری، پشت دوتا کرده چرا میآیی؟ گفت: کدام بار از آن گرانتر که از حمل آن آسمان و زمین و جبال ابا کردهاند و ما تحمل کرده و قال الله تعالی: {وحملها الانسان}، آری تبختر نشان مخنثان راه دین است نه علامت مردان یقین.[۴۳]

۳ – عبید زاکانی (وفات ۷۷۲ هجری قمری)

نظام الدین عبد الله، شاعر و نویسنده‌ی قرن هشتم هـ.ق است. وی در اصل از مردم قزوین بود. در رسایل خود غالباً اهالی آن شهر را نکوهش کرده است. عبید چندی در شیراز میزیسته (در زمان شیخ ابو الإسحاق اینجو) و بدان شهر علاقه‌مند بود. طبع وی به هزل و مسخره تمایل داشته و این رشته را دنبال کرده تا نوشته‌ها را دنبال کرده و گفتههای او با ذوق بزرگان زمان مناسب افتد. از اشعار او پیداست که غالبا به تهی دستی و دامداری روزگار میگذرانیده است. عبید مدتی تحت حمایت سلطان اویس جلایر در بغداد و تبریز به سر میبرد.

آثار:

۱- دیوان اشعار که در تهران به طبع رسیده است؛ ۲- اخلاق الأشراف (نثر)؛‍‌ ۳- ریش نامه (نظم و نثر)؛ ۴- رساله صد پند (نثر)؛ ‌۵- تعریفات با ده فصل (نثر)؛ ۶- اشعار با انواع مختلف از هزل و تقلید از اساتید دیگر؛ ۷- رساله‌ی دلگشا که قسمتی به عربی و قسمتی به فارسی مشتمل بر نوادر حکایات و لطایف؛
 8- مثنوی فکاهی موش و گربه (که بسیار معروف است )؛ ۹- فالنامه؛
۱۰- عشاق نامه.

وی در وصف علی  آورده است:

سلطان اولیا و شه اصفیا علی است   بگزیده محرم حرم کبریا علی است
مشعل فروز دو دین ذوالفقار است   چابک سوار معروف که لافتی علی است
آن کس که علم و حکم و سخا ختم شد بر او   عم زاده محمد و شیر خدا علی است
وان کو به تیغ فرو شست گرد کفر   از روی دین، مبارز خیبر گشا علی است
مسکین عبید خاک سگ کوی آن کس است   کو از سگان خاک در مرتضی علی است
حاشا که التجا به دیگر کس بود مرا   مهر حسین و حب حسین بس بود مرا[۴۴]

۴ – سلمان ساوجی (وفات ۷۷۸ هجری- قمری)

خواجه ساوجی، جمال الدین بن علاءالدین محمد، شاعر معروف دهه‌ی اول قرن ۸ هجری قمری است. وی از جوانی مداح خواجه غیاث الدین محمد وزیر بود و در تمام مدت وزارتش او را مدح گفته و پس از بر هم‌زده شدن اساس سلطنت ایلخانان واقعی و مرگ ابو سعید بخدمت امرای جلایر پیوست و مداح امیر شیخ حسن بزرگ و زوجه‌ی او دلشاد خاتون گردید. و در بغداد پایتخت ایلخانیان اقامت گزید. سلمان از حدود سال ۷۴۰ هـ.ق تا اواخر عمر خود، امرای ایلخانی یعنی شیخ حسن بزرگ و پسرش سلطان اویس و پسر او سلطان حسین را مدح می‌گفته و در زمان اویس اغلب ایام را در تبریز میگذرانیده است. در سال ۷۷۷ هـ.ق که شاه شجاع بر تبریز مستولی شد وی در آنجا بود و شاه را مدح گفت. وبدین مناسبت دیوان قصاید سلمان برای معرفت تاریخ و اوضاع و احوال درباره عمده ی دوره ی امارت ایلخانیان، دارای اشارات و نکات و دقایق تاریخی بسیار است. خواجه در اواخر عمر منزوی شد و به ساوه زادگاه خود آمد و در ملکی که داشت مقیم گشت و در همان جا درگذشت. سلمان آخرین شاعر قصیده سرای بزرگ پس از حمله ی مغول است و اگر چه قابل مقایسه با قدمای اساتید قصیده سرا نیست، ولی باز در مقام خود دارای اهمیتی بسزا است. وی در قصیده سبک کمال الدین اسماعیل اصفهانی و ظهیر فاریابی و انوری را تتبع کرده است. غزلیات او نیز لطیف است و به واسطه‌ی شباهت بسیار به غزلیات حافظ قسمتی از آنها به غلط در دیوان حافظ گنجانیده شده است. سلمان علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات دارای دو مثنوی است که هیچ کدام شهرت نیافتهاند: یکی «جمشید و خورشید» بر وزن خسرو و شیرین نظامی که به سال ۷۶۳ هـ.ق و در عهد سلطان اویس به انجام رسانیده و دیگر «فراقنامه» به وزن متقارب که سلمان در حدود سال ۷۷۰ هـ.ق و به امر اویس به رشته‌ی نظم کشیده است.

وی اینگونه امیر المؤمنین  را میستاید:

ای زمینت آسمان عالم بالا شده   در هوایت آسمان چون ذره اندر هوا شده
طاق محراب تو رشک قاب قوسین شده   نور ماه قبله ات بر قرب او ادنی شده
در فضای پیشگاهت عقل و دین یافته   در هوای بارگاهت جان و دل والا شده
باد صحنت خاک غیرت بر رخ جنت زده   گرد فرشت آبروی عنبر سارا شده
سده ات هر سالکان را بیت معمور آمده   حلقه‌ات فردوسیان را عروه الوثقی شده
هر کجا درباب فضلت عقل فصلی خوانده است   انس و جن گویای آمنا و صدقنا شده
گر تو دریائی چه داری ابر رحمت در کنار   ور تو کانی، کی بود کان معدن دریا شده
لطف حق و نور رحمت در دلت   جا یافته آفتاب و آسمانی در دلت پیدا شده
آفتاب کبریا، دریای دُر لا فتی   فخر آل مصطفی، منصوص نص هل اتی[۴۵]

۵ – خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

(ولادت اوایل قرن۸ هـ.ق- وفات ۷۹۲هـ.ق)

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، فرزند بها ءالدین، مشهورترین شاعرعارف ایرانی است که در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) میزیسته است. یکی از بزرگترین شاعران ایران زمین میباشد، که در بین بیشتر افراد دنیا شناخته شده است. به سبب تبحر و شایستگی در تمامی علوم روزگار خویش، او را لسان الغیب و ترجمان الاسرار لقب دادهاند.

وی نزد دانشمندان عصر، از جمله قوام الدین عبدالله، به تحصیل علوم پرداخت و در تفسیر و حکمت و ادبیات عرب دست یافته و قرآن را با چهارده روایت از برداشت.

وبه همین مناسبت حافظ تخلص کرد. دوره‌ی زندگانی او با امرای اینجو جلال الدین مسعود شاه، شاه شیخ ابو اسحاق و سلاطین آل مظفر، امیر مبارزالدین محمد شاه شجاع، شاه محمود، شاه یحیی، سلطان زین العابدین، که در فارس حکومت داشتند، و سلطان اویس و سلطان احمد، از ملوک ایلخانی، که در آذربایجان و بغداد حکومت میکردند و در اواخر عمر با امیرتیمور معاصر بود. استادی خواجه در غزل عارفانه است و در این باب تاکنون کسی به پای او، نرسیده است. مدفن خواجه در حافظیه‌ی شیراز است.

دیوان او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است.[۴۶]

خواجه حافظ این گونه اشعار پر نغز خود را با ذکر نام و یاد حضرت علی، مزین میسازد:

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف   گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
طرف کرم زکس نیست این دل پر امید من   گرچه سخن برد قصه‌ی من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد   و به که در این خیال کج عمرعزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دستکش خیال من   کس نزدست ازین کمان تیرمراد برهدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل   یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک   مغبچه‌ای ز هر طرف میزندم به چنگ و دف
بیخبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل   مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف
صوفی شهر بین که چون لقمه‌ی شبه میخورد   پار دمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی درره خاندان بصدق   بدرقه‌ی رهت شود همت شحنه ی نجف»[۴۷]

حافظ همچنین درجای دیگری میآورد:

مردی ز کننده‌ی در خیبر پرس   اسرار کرم ز خواجه‌ی قنبر پرس
گر طالب فیض حق بصدقی حافظ   سرچشمه‌ی آن ز ساقی کوثر پرس[۴۸]

۶ – شمس الدین احمد افلاکی العارفی (قرن هشتم هجری – قمری)

شمس الدین احمد افلاکی العارفی، مؤلف کتاب ارزشمند مناقب العارفین است. وی تالیف این کتاب را در حدود سال ۷۱۸ هـ.ق آغاز و در سال ۷۵۴ هجری قمری به پایان رسانیده است.

افلاکی میگوید:

… و فرمود که روزی اسد الله الغالب علی بن ابی طالب کرم الله وجهه به نماز صبح به مسجد رسول میرفت. درمیانه‌ی راه دید که پیرمردی یهودی پیش می‌رود. امیر المؤمنین از آنجا که فتوت و مروت و حسن اخلاق بود، محافظت ادب پیر کرده پیش نگذشت و آهسته آهسته درپی او میرفت. چون به مسجد رسول رسید، حضرت مصطفی  به رکوع رکعت اول خمیده بود. در حال بامر جلیل جبرئیل در رسید، دست بر پشت مبارک رسول نهاد تا ساعتی توقف کند که علی مرتضی از ثواب رکعت اول نماز صبح محروم نشود که ثواب رکعت اول بهتر ازصد ساله عبادت مقبول است. «والرکعه الاولی خیر من الدنیا و ما فیها»، فرموده‌ی رسول است و بعد از آنکه حضرت مصطفی صلوات الله و سلامه علیه از نماز و اوراد معهود فارغ شد و دعا کرد، از جبرئیل امین سؤال کرد که سرّ حالت امروزینه چه بود؟

جبرئیل گفت: سبب آن بود که علی در وقتی که به مسجد میآمد، با پیری یهودی همراه شد. او را معزز داشته تبجیل نمود و پیشتر از او قدم ننهاد و پادشاه قدیم سبحانه و تعالی روا ندید که علی مکی از نصاب ثواب نماز صبح بی نصیب ماند.[۴۹]

 

۷ – نظام الدین شامی (قرن هشتم هجری – قمری)

نظام الدین شامی از شاعران و فضلای قرن هشتم و اوائل قرن نهم هجری است. وی در تبریز متولد شده است. او را (شنب غازان) نیز میگویند، زیرا که وی برخلاف شهرتی که دارد اهل شام نیست، بلکه اهل«شنب غازان»، تبریز است. نظام الدین در بغداد میزیست. در سال ۷۹۵ هجری – قمری که تیمور این ناحیه را تصرف کرد، نظام الدین را به نزد خود خواند و او را مکلف به تالیف تاریخ زندگی و فتوحات خود ساخت که حاصل آن کتاب ارزشمند «ظفرنامه» است.

آثار:

۱- ریاض الملوک فی ریاضات السلوک ۲- تلخیصی از کتاب بلوهر و بلو ذاسف»[۵۰]

شامی این گونه از علی  یاد میکند:

… و آن امام با حشمت و وقار، صاحب دلدل و ذوالفقار، منشور دار هل اتی و مشهور دیار لافتی، محرم راز درون و بیرون، تشریف یافته أنت منی بمنزله هارون، منصب امامتش به تاکید من کنت مولاه فهذا علی مولاه مقرر و مجلس خلافتش به شمع اللهم ادر الحق مع علی کیف ما دار منور، نامه‌ی نسبش از دیوان حضرت رسالت به لحمک لحمی معنون شده و جامه‌ی حسبش از کارگاه نبوت به ادبت علیا فاحسنت تادیبه، مطرز گشته، کسی که ذات او را ستاید، خورشید را به روشنی صفت کرده باشد و سپهر را به بلندی ستوده[۵۱]

۸ – احمد ابن عبدالله بن محمد ابی المکارم مشکانی

(قرن هشتم هجری قمری)

این دانشمند کتاب مفصل «شرح تعرف» تالیف ابو ابراهیم اسماعیل بن محمد بن عبدالله مستملی بخاری متوفی(۴۳۴هـ.ق) را که ترجمه‌ی فارسی و شرح کتاب «التصرف لمذهب اهل التصوف» ابوبکر ابن ابی اسحاق محمد ابن ابراهیم بن یعقوب کلا باذی (متوفی:۳۸۰هـ.ق) است، در یک کتاب خلاصه کرده و در دسترس سالکان معرفت و رهروان وادی سلوک قرار داده است.

وی این گونه رساله‌ی خود را با ذکر ذات مقدس حضرت علی  مزین نموده است:

«…باز روی به ناصبیان آوردیم و گفتیم اهل بیت را بد میگویید خاصه علی را رضی الله عنه که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود مر علی را: «انت منی بمنزله هارون من موسی الا انّه لا نبی بعدی.»

ونیز فرمود : «من کنت مولاه فعلی مولاه». صاحب ذوالفقار بود و شمشیر دین بود و زوج البتول بود و آن بود که مصطفی فرمود  : «یا علی لا یحبک الا مؤمن تقی و لا یبغضک الا منافق شقی»[۵۲]

شاعران و نویسندگان قرن نهم هجری

 

 

 

 

 

۱ – سید نعمت الله ولی (ولادت ۷۳۰ – وفات ۸۲۷-۸۳۴ هجری -قمری)

سید نعمت الله ولی کرمانی در ۲۲رجب ۷۳۰هـ ق متولد شد. از شعرای عصر تیموری و از اولیاء مشایخ بزرگ متصوفه است. نام او امیر نور الدین نعمت الله فرزند میر عبدالله و نسب او به امام محمد باقر  میرسد. در قصبه‌ی (کوه بنان) کرمان متولد شد. تحصیل مقدمات علوم را نزد شیخ رکن الدین شیرازی فرا گرفت و علم بلاغت را از شیخ شمس الدین مکی و حکمت را از سید جلال خوارزمی و اصول فقه را از قاضی عضد الدین ایجی آموخت. چند سفر به مکه و مدینه مشرف شد و مدتها به ریاضت و تصفیه‌ی باطن پرداخت و در آخر در مکه از دست شیخ عبدالله یافعی – از مشاهیر نویسندگان و مورخین صوفیه و عارف عصر – خرقه پوشید و به مراد خویش نائل آمد و بقیه عمر را در سمرقند، هرات و یزد به سر آورده و عاقبت در قصبه‌ی ماهان کرمان اقامت گزیده و به تربیت و ارشاد پرداخت. شاه نعمت الله سلطان دراویش است. بزرگان اطراف هدایا به درگاهش میفرستادند. شاهرخ میرزای تیموری در سفر سید نعمت الله به هرات او را تعظیم بسیار کرد.

بعضی از اولاد وی بعدها با خاندان سلطنتی صفویه مزاوجت و قرابت حاصل نمودند.

شهرت سید نعمت الله بیشتر از جنبه عرفان است. نه شعر و شاعری. غالب اشعار او در شرح مبادی (وحدت وجود) است و همچنین یک قسمت آن اشاره است به ذکر«نقطه» که محیط جلوه ای از مظاهر اوست.

دیوان اشعارش مشتمل است بر چهارده هزار بیت غزلیات و مثنویات به انضمام مقداری رباعیات که چند بار به طبع رسیده است. علاوه بر دیوان شعر رسالاتی در تصوف و عرفان از وی باقی مانده است. اما دیوان وی بهترین اثر اوست. مزارش در قصبه‌ی ماهان کرمان است.

وی در وصف شاه خیبر می‌گوید:

خانه‌ی دل زغیر خالی کن   ترک این خلوت خیالی کن
از علی ولی ولایت جو   هم ولایت فدای والی کن
بنده خادم علی میباشم   منصب خویش نیک عالی کن
خاک آن را ه و آستان درش   این یکی بالش آن نهالی کن
باش مولای حضرت مولی   فخر بر جمله مولا کن[۵۳]

 

۲ – ابن حسام خوسفی (۷۳۸ -۸۷۵ هجری قمری)

این شاعر شوریده دل درمقام ارادت و وصف علی  می‌گوید:

ما مقتدی به حیدر و اومقتدای ماست   خوشوقت آن کسی که علی مقتدای اوست
پیشی گرفته برهمه عالم به مهتری   هر مهتری که شیر خدا پیشوای اوست
اندر صفوف صفه نشینان کبریا   اصفی الصفوف آنکه علی را صفای اوست[۵۴]
ما مقتدی به حیدر و او مقتدای ما   با دولت آنکه هست و را مقتدی علی
او پیشوای رهبران شریعت   لعنت بر آنکه نیست و را پیشوا علی
کشاف مشکلات بد از بدو کائنات   زیرا که بود کاشف کشف الغطای علی
بیزارم از کسی که علی را مخالف است   ولیت فی الولایت عما سوی علی
خلقی بسوز و درد گرفتار درد و غم   ما بر امید آنکه نماید دوا علی
هستم امید اگر چه سیه شد مرا گلیم   خواند مرا به خدمت آل عبا علی
زیرا گلیم پنج تن الحق مجاورند   الخمسه العبا، دویم مصطفی، علی[۵۵]

 

۳ – جامی (ولادت ۸۱۷ – وفات ۸۹۸ هجری – قمری)

جامی ‌نورالدین عبدالرحمان ابن نظام الدین احمد بن محمد شاعر و نویسنده معروف ایرانی در سال ۸۷ در خرگرد جام (خراسان) به دنیا آمد.

وی به مناسبت مولد خویش (جام) و نیز به سبب ارادات باطنی به شیخ الاسلام احمد جامی (ف ۵۳۶ هـ.ق) جامی تخلص کرد. او همراه پدر به هرات و سمرقند رفت. در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم دینی و ادب و تاریخ کمال یافت و سپس به سیر و سلوک افتاد. وی پیرو سعدالدین محمد کاشغری و خواجه علی سمرقندی و قاضی زاهدی بود و به مرتبه ارشاد رسید. در سلک بزرگان طریقت نقشبندی در آمد. پس از وفات سعد الدین کاشغری که خلیفه نقشبندی بود، خلافت این طریقت بدو تعلق یافت و شهرت وی شایع شد و مورد احترام بزرگان عصر گردید.

جامی سفری به حج رفت و از راه دمشق و تبریز به هرات بازگشت. پادشاه معاصر وی ابولغازی سلطان حسین بایقرا و وزیر عصر امیر علیشیر بود. جامی بزرگترین شاعر و ادیب قرن نهم هجری محسوب میشد.

آثار:

۱- دیوان اشعار (مشتمل بر قصاید و غزلیات و مراثی و ترجیع بند و ترکیب بند و مثنویات و رباعیات)؛ ۲- هفت اورنگ (شامل هفت مثنوی به تقلید خمسه نظامی بنام سلسله الذهب، سلامان و آبسال، تحفه الاحرار، سبحه الأبرار، یوسف زلیخا، لیلی و مجنون، خردنامه اسکندری

تألیفات او بنثر فارسی:

۱- نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص؛ ۲- نفحات الانس؛ ۳- لوایح؛
۴- لوامح؛ ۵ – شواهد النبوه؛ ۶- اشعه اللمعات؛ ۷- بهارستان.

جامی در قصیده‌ای علی را چنین میستاید:

زنده‌ی عشق نمردست و نمیرد هرگز   لا یزالی بود این زندگی ولم یزلی
در جهان نیست متاعی که ندارد بدلی   خاصه‌ی عشق بود منقبت بی بدلی
دعوی عشق و تولا مکن ای سیرت تو   بغض ارباب دل از بی خردی و دغلی
مشک برجامه زدن سود ندارد چندان   چون تو در جامه گرفتار به گند بغلی
چون ترا چاشنی شهد محبت نرسید   از شه نحل چه حاصل ز لباس عسلی
جامی از قافله سالار ره عشق ترا   گر بپرسند که آن کیست؟علی گوی علی[۵۶]

 

۴ – تاج الدین حسین ابن حسن خوارزمی (قرن نهم هجری قمری)

تاج الدین حسین بن حسن خوارزمی کبروی، یکی از شارحان کتاب «فصوص الحکم» محی الدین ابن عربی عارف مشهور قرن ششم هـ.ق است. در این اثر عرفانی – که اصل آن به زبان عربی و ترجمه‌ی آن به زبان فارسی است – این چنین آن را با ذکر روایتی از شاه خیبر متبرک می‌نماید:

… خداوند ذات بی چون و بیمانند و دارای تمام صفات جمالیه و جلالیه است و انسان بر حسب مشیت الهی و قوانین هستی به تناسب معینی از این صفات بهره‌مند میشود. هرچه تعلق به لطف و رحمت دارد، جمالی است و آنچه تعلق به قهر و نقمت دارد، جلالی است، چنانکه امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه میفرماید:

«سبحان من اتسعت رحمته لأولیائه فی شده نقمته و اشتدّت نقمته لأعدائه فی سعه رحمته»[۵۷]

۵ – شجاع – مؤلف کتاب انیس الناس (قرن نهم هجری – قمری)

متاسفانه نه در کتب قدیم و نه در کتب معاصر، ذکری از شجاع، مؤلف کتاب انیس الناس، نیامده است. «ظاهرا اواخر زمان حیات خواجه حافظ شیرازی را درک کرده است. مؤلف این کتاب شعر هم میسروده است»[۵۸]

وی اینچنین کتاب خویش را با ذکر نام گهربار مولای متقیان، علی ، میآراید:

… و باید که استعمال مزاح و اشتغال بر مطایبه بر طریق اعتدال و توسط حال باشد و حضرت علی مرتضی را نیز مطایبه بودی.

روزی سلمان فارسی نشسته بود و خرقه را پاره میزد و حضرت امیر المؤمنین، علی کرم الله وجهه در مقابل او با جمعی نشسته، استخوانی چند خرما در پیش داشت. و هر لحظه یکی از آن بر میداشت و به سلمان میانداخت. چون سلمان نظر میکرد و تفحص مینمود، که فاعل این حرکت کیست، آن حضرت نظر به خود می‌کرد و تجاهل میفرمود، تا یک نوبت در اثنای این حرکت سلمان بدید که فاعل آن کیست. پس به طریق مطایبه و ندیمی گفت: «هذا ما اخرک من الثلاثه»[۵۹]

 

 

 

[۱] کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۹ از مقدمه.

[۲] همان، ص ۲۴۴

[۳] کیمیای سعادت، امام محمد غزالی، آداب نکاح، ص ۲۸۸

[۴] همان، آداب زندگانی کردن با زنان، ص ۳۰۰ – ۲۹۹

[۵] نصیحه الملوک، امام محمد غزالی، ص ۱۴۸

[۶] دیوان مسعود سعد سلمان، ص ۵۳۷

[۷] همان، ص ۷۶۹

[۸] دیوان امیر الشعرا، محمد بن عبد الملک نیشابوری متخلص به معزی، ص۱۲۱

[۹] تمهیدات ؛عین القضات همدانی، ص۲۷۹- ۲۸۰

[۱۰] همان، ص۱۲۰

[۱۱] خلفاء راشدین درقلمرو نظم ونثرفارسی، ص ۷۱

[۱۲] شرح احوال ونقد تحلیل آثار احمد جام، دکتر علی فاضل، ص ۵۱۰

[۱۳] دیوان حکیم ابو المجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی، ص ۴۹۰

[۱۴] دیوان ادیب صابرترمذی، ص ۵۱

[۱۵] همان، ص ۵۸

[۱۶] خلفاء راشدین در نظم و نثر فارسی، ص ۹۷

[۱۷] همان، ص ۹۸٫

[۱۸] خلفای راشدین درقلمرو نظم ونثرفارسی، ص ۹۹- ۱۰۰

[۱۹] متن کامل کلیله ودمنه، ص ۱۶۱

[۲۰] شاعران بزرگ ایران، ص ۲۱۹- ۲۲۱

[۲۱] دیوان انوری، ج۱؛ ص ۲۷۸

[۲۲] خلفاء راشدین در قلمر و نظم و نثر فارسی، ص۱۳۰، منقول از عوارف المعارف، ص۸۴

[۲۳] رخسار صبح، گزارش چامهای از خاقانی شروانی، میرجلال الدین کزازی، ص ۶۳

[۲۴] گزیده‌ی مقامات حمیدی، المقامه فی التصوف، ص۶۳، و ص۷۰ توضیحات

[۲۵] خلفاء راشدین درقلمرونظم ونثرفارسی ص۱۰۴، منقول از مناقب الصوفیه، ص ۱۰۲

[۲۶] شاعران بزرگ ایران، ص ۲۴۴ – ۲۴۰

[۲۷] تذکره الاولیاء عطار نیشابوری، ص۴۰۶ – ۴۰۵

[۲۸] شرح کامل منطق الطیر، اصغر برزی، ص ۲۲

[۲۹] جوامع الحکایات ولوامع الروایات، عوفی، سدید الدین، ص۵۷

[۳۰] تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران، عباس پرویز، جلد دوّم، ص ۳۵۹-۳۶۰

[۳۱] اخلاق ناصری، خواجه نصیر الدین طوسی، ص۱۷۷

[۳۲] تاریخ در هزار و پانصد ساله ایران، عباس پرویز، ج۲، ص ۳۴۱-۳۴۲

[۳۳] فیه ما فیه، مولانا جلال لدین مشهور به مولوی، صفحه ۵۶

[۳۴] مثنوی معنوی مولانا، دفتر اول صفحه ۲۰۵

[۳۵] تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران، عباس پرویز، ج ۲، ص ۳۵۰

[۳۶] تاریخ جهانگشای جوینی، عطا ملک جوینی، ص ۲۴۸

[۳۷] سیمای علی ازمنظراهل سنت، ص۳۰۹، منقول ازدیوان اشعار خواجو، ص ۱۳۰

[۳۸] دایره المعارف مشاهیر جهان، ص ۶۷۱، سروش قربانی

[۳۹] بوستان سعدی، باب چهارم، ص۱۰۴٫

[۴۰] مرزبان نامه، سعد الدین وراوینی، ج۱؛ص۲۶۵

[۴۱] تاریخ در هزارو پانصد ساله ایران، ج ۲، عباس پرویز، ص ۳۵۳

[۴۲] تاریخ گزیده، حمدالله مستوفی، صفحه ۱۴۱

[۴۳] سلک السلوک، ضیاء الدین نخشبی، ص ۱۵۴

[۴۴] سیمای علی ازمنظراهل سنت، ص۳۱۹-۳۲۰، منقول ازکلیات عبید زاکانی، ص ۳-۵

[۴۵] دیوان سلمان ساوجی، ص ۳۲۳

[۴۶] فرهنگ فارسی دکترمحمد معین، ج۵ ( اعلام)، ص ۴۵۰

[۴۷] دیوان حافظ، نسخه ی علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی، ص ۲۰۴

[۴۸] مرجع سابق، ص ۳۶۳

[۴۹] مناقب العارفین، شمس الدین احمد الافلاکی العارفی، ج۱؛ص ۱۱۲

[۵۰] ظفر نامه، نظام الدین شامی، ص۸ از مقدمه.

[۵۱] همان، ص ۶٫

[۵۲] خلفاء راشدین در قلمرو نظم و نثر فارسی، ص ۱۹۰، منقول از خلاصه شرح تعرف، ص ۱۱۴ – ۱۱۵٫

[۵۳] کلیات اشعار شاه نعمت الله ولی، غزل شماره ۱۲۵۷

[۵۴] سیمای علی  ازمنظراهل سنت، ص۳۲۹، منقول از دیوان بن حسام، ص ۱۷۹

[۵۵] همان.

[۵۶] دیوان کامل جامی، ص ۹۲

[۵۷] خلفاء راشدین درقلمرونظم ونثرفارسی، ص۲۰۸، منقول از شرح فصوص الحکم، ص۲۲

[۵۸] انیس الناس، ص ۱۱- ۱۶ از مقدمه.

[۵۹] همان، ص۲۰۷

منبع: برگرفته از کتاب”سیمای امام علی علیه السلام در نظم و نثر فارسی”؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.