شاعران و نویسندگان قرن دهم تا قرن پانزدهم درباره امام علی

شاعران و نویسندگان قرن دهم تا قرن پانزدهم درباره امام علی

شاعران و نویسندگان قرن دهم هجری

۱ – معین الدین فراهی هروی (وفات ۹۰۸ هجری – قمری)

نامش مولی معین و یا منلا معین الدین فراهی هروی عارف کامل و واعظ شهیر هرات است. وی بقول صاحب روضه الصفا از علما و عرفای زمان سلطان حسین بایقرا بود. وی مردی زاهد و پارسا بوده است. هم خود و هم پدرش مسکین تخلص میکردند. وی بنا بر قولی سال ۹۰۸ هجری – قمری درگذشت و در مقبره خواجه عبدالله انصاری به نزد مقبره برادرش مدفون گردید.

آثار:

۱- معارج النبوه در سیرت حضرت رسول

۲- قصص حضرت موسی ؛

۳- اربعین در چهل حدیث نبوی

۴- حدائق الحقایق در تفسیر سوره یوسف. [۱]

فراهی هروی میآورد:

آوردهاند که عمر در ایام خلافت خویش به زیارت امیر المؤمنین  آمد و گفت: ای علی! سه چیز مشکل افتاده از تو استسفار آن کنم تا جواب شافی بشنوم. اول آنکه: دو کس با یکدیگر دوستی میکنند و اظهار محبت مینمایند و هرگز از ایشان به نسب با یکدیگر سابقه احسانی نبوده و همچنین دو کس با یکدیگر دشمناند و عداوت مینمایند و هرگز از ایشان نسبت به یکدیگر بدی نرسیده، سبب این چه تواند بود؟

امیر فرمود: از حضرت رسول چنین شنیده‌ام که در روز میثاق ذُرّیات آدم را از متن متانت او بیرون گرفتند؛ بعضی پشت به پشت و بعضی در مقام مواجهه روی بر روی، آنها که روی بر روی بودند در دنیا یکدیگر را باز شناختند و با هم علقه محبت استوار کردند و آن طایفه دیگر چون سبقت معرفی نداشتند در مقام نکرت بانکار گرفتار گشتند.

سؤال دویم: این بود کسی سخنی میشنود و بیتکلف به خاطرش میماند و سخنی دیگر به خاطرش پوشیده میگردد، سبب این چیست؟

حضرت امیر فرمود: که هم از رسول  شنیدهام که فرمود: دلها را غاشیههاست؛ گاهی از روی دل برمیدارند و گاهی فرو میگذارند، وقتی پوشش از روی دل برداشته باشند هر چه بشنود یاد گیرد و در وقت پوشش آنچه بشنود بر خاطرش پوشیده گردد.

سؤال سیم: گفت: ای امیر! مردم خوابها میبینند گاهی خواب ایشان موافق است و گاهی مخالف، حکمت در این چیست؟

امیر فرمود: از حضرت رسالت شنیدم که فرمود: هیچ کس نیست مگر آنکه در وقت خواب روح او را به آسمان میبرند و در صعود و هبوط چیزها بوی می‌نمایند و هر چه در تحت آسمان میبیند چون شیطان را او آن دخل ممکن است لاجرم خلاف واقع میافتد و هر چه در فوق آسمان میبیند چون شیطان را در آن مجال تصرف نیست لاجرم آن واقعه موافق واقع میشود. عمر زبان به تحسین علی بگشاده شکر خداوندی جل و علا بتفهیم و به تعلیم این سه مسئله ابتهاج تمام اظهار نمود.[۲]

۲ – واعظ کاشفی (وفات ۹۰۶ هـ. ق)

حسین ابن علی بیهقی سبزواری واعظ ملقب به کمال الدین، دانشمند و واعظ معروف است وی درعلوم دینی و معارف الهی و فنون غریبه و ریضیات و نجوم دست داشت. او در زمان سلطان حسین بایقرا در هرات و نیشابور به وعظ و ارشاد مشغول بود و با صوتی خوش و آهنگی دلکش آیات قرآنی و احادیث نبوی را با عبارات و اشارات مناسب ایراد میکرد.

آثار:

۱- آیینه اسکندری به فارسی در استخراج مطلوب (حاوی ۸ جدول و ۲۰ دا یره) و آن را جام جم نیز میگویند؛ ۲- الاختیارات یا اختیارات نجوم (حاوی یک مقدمه و یک خاتمه و دو مقاله)؛ ۳- اخلاق محسنی؛ ۴- الاربعون حدیثا در مواعظ بنام الرساله العلیه فی الاحادیث النبویه (این کتا ب به فارسی و حاوی ۴۰ حدیث است.)؛ ۵- اسرار قاسمی ۶- بدا ئع الافکار فی صناعه الا شعار، ۷- تحفه الصلوات (بپارسی)؛ ۸- جامع الستین (تفسیر فارسی عرفانی و ادبی و اخلاقی و تاریخی سوره یوسف)؛ ۹- روضه الشهداء؛ ۱۰- سبعه کاشفیه (۷ رساله در علم نجوم؛ ۱۱- شرح مثنوی، ۱۲- جواهر التفسیر لتحفه الامیر با عروس (عروس)، ۱۳- اللباب المعنوی فی انتخاب مثنوی، ۱۴- مختصر الجواهر (مختصر جواهر التفسیر یا عروس مذکور ) ۱۵- مخزن الانشاء بپارسی، ۱۶- المرصاد الأسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ۱۷- مطلع الانور، ۱۸- المواهب العلیه.

کاشفی درباره حضرت امیر المؤمنین علی  می‌نویسد:

«حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم، امیر المؤمنین علی را رضی الله عنه فرمودهاند که راه چون خط مستقیم فرض باید کرد.»[۳]

۳ – هلالی جغتائی (وفات ۹۳۹ هجری – قمری)

مولانا نورالدین هلالی استرآبادی (جغتائی) از شاعران بزرگ قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است. در استرآباد گرگان متولد شد و بعد از پرورش در آن دیار در جوانی به خراسان و سپس به هرات رفت و به دستگاه سلطان حسین بایقرا و وزیر دانش دوست او، امیر علی شیر نوایی راه یافت. وی بدست عبید الله خان[۴] (۹۳۹ هجری) کشته شد. وی در غزل‌های عاشقانه بسیار توانا بود و یکی از بهترین غزل سرایان زبان فارسی به شمار میرود. دیوان قصاید و غزل‌ها و سه مثنوی به نام‌های «لیلی و مجنون»، «صفات العاشقین» و«شاه و درویش» از او به جا مانده است.[۵]

وی در مدح علی میگوید:

دریـــای سرمــد است، علی

جانشین محمد است، عـلی

اسد الله ســـرور غالب است

شاه مردان عـلی ابوطالب

هــر که با شیر حق زند پنجه

پنجه خویشتن کــند رنجه[۶]

۴ – خواند میر (فوت ۹۴۱ هجری – قمری)

غیاث الدین بن همام الدین مورخ معروف، پدرش همام الدین شیرازی سالی چند وزارت سلطان محمود میرزا بن ابو سعید گورکانی را داشت. و مادرش دختر میرخواند صاحب روضه الصفاء است. خواند میر در دوره امیر علی شیرنوائی و تحت حمایت او میزیسته است. از آثار او خلاصه الاخبار، خلاصه روضه الصفاء و جبیب السیر(تاریخ مشهور) است. وی اوایل عهد صفوی را دریافته و احوال شاه اسماعیل را در کتاب اخیر آورده است.[۷]

خواند میر در ذکر علی آورده است:

و جمیع اقوال آن دری برج ولایت اول کسی است که تصدیق رسالت آن حضرت(محمد) کرد و در تقویت امور دین و تمشیت مهام شرع متین لوازم سعی و اهتمام به جای آورد نظم کمر بست در خدمت مصطفی، شد از سالکان طریق وفا باوصاف اشراف موصوف شد، برو سر کونین مکشوف شد در اسلام کارش به جائی رسید که چشم فلک مثل او کس ندید و در تمامی مواقف کامله و معارک فاضله در ملازمت حضرت رسالت شرایط شجاعت و جهاد و مراسم هدایت و اجتهاد مرعی داشت، و بروایتی در نوروز مثنوی قدم بر سریر خلافت نهاد، در عدل بر روی امت گشاد. [۸]

۵ – وحشی بافقی (ولادت ۹۳۹ – وفات ۹۹۱ هجری – قمری)

کمال الدین وحشی بافقی در سال ۹۳۹ هجری قمری در بافق – که آبادی بزرگیست در میان یزد و کرمان – چشم به جهان گشود و در سال ۹۹۱ هجری قمری در یزد زندگی را بدرود گفت.

بیشتر اشعار وحشی حاوی پند و اندرز و تشویق مردم به خوبی و تواضع و عشق است. [۹]

بجز دیوان قصاید، غزلیات، ترجیعات، ترکیبات، مسمطات، مقطعات و رباعیات شامل ۱۵۰۰ بیت، سه مثنوی نیز از او به جای مانده است.

نخست: خلدبرین و بر وزن مخزن الاسرار نظامی در ۵۰۰ بیت؛

دوم: ناظر و منظور بر وزن خسرو و شیرین نظامی شامل ۷۰۰بیت؛

سوم: شیرین و فرهاد در ۸۰۰ بیت به همان وزن. [۱۰]

وحشی بافقی در ستایش امام علی میگوید:

هـوا فسرده بحدی که وام کـــرده مگر

برودت از دم بــد خواه شاه عرش جناب

عــــــلی سپهـــر معــالـی در معـــارج

شأن کنند کسب مـراتب ز نـام او القاب او

بفکر مدح تو وحشی ز شر حادثه است

تــوان ز حادثه رستن بلی بــه فکر صواب

بگاه مدح تو از کثرت ورود سخن

سـزد اگر ز عطار نمایم استـکتاب

مخالف تو چنان تلخ کام بــاد بـه دهر

که طعم زهر دهد در دهان او جلاب[۱۱]

۶ – محتشم کاشانی (وفات ۹۹۶ – هجری قمری )

مولانا کمال الدین محتشم کاشانی، متخلص به محتشم، مشهور به شمس الشعراء، از شاعران بزرگ ایران در قرن دهم هجری است. شاعران معاصر او، وی را ملک الشعرا خطاب میکردند. بهترین و مشهورترین اشعار مراثی محتشم کاشانی، ترکیب بندی است که در رثای شهیدان کربلا، در ۱۲ بند سروده است. مرگش به سال ۹۹۶ هـ.ق در کاشان اتفاق افتاده است.

وی در مدح و منقبت حضرت امیر المؤمنین علی میگوید:

حجت الله علی الخلق، علی متعال

که در آئینه‌ی شک شد به خدایی مدرک

هم ترازوی تو در عدل بود آنکه چو تو

سرنیارد به زر و سیم فرو چون عدلک

محتشم صبح ازل راه به دلت چو برد

لقد استعصم والله به و استمسک

غیرازآن عروه وثقی و از آن حبل متین نیست

چیز دگرش در دو جهان مستمسک[۱۲]

۷ – عرفی شیرازی (وفات ۹۹۹ هجری – قمری)

سید جمال الدین محمد عرفی شیرازی از بزرگترین شاعران قرن دهم هجری است. ولادت عرفی در شیراز اتفاق افتاده و در جوانی به هندوستان رفته است. سپس به دربار جلال الدین اکبر شاه رفت و در سال ۹۹۹ هجری زندگی را بدرود گفت و در لاهور به خاک سپره شد.

وی یکی از مبتکران سبک معروف به سبک هندی است. نزدیک پنج هزار بیت قصیده و غزل دارد. در پایان عمر به تقلید از خمسه نظامی پرداخته است اما مرگ مجالش نداده است. تنها پنج مثنوی ناتمام یکی به تقلید از مخزن الاسرار به نام مجمع الابکار و دیگری فرهاد و شیرین به تقلید از خسرو و شیرین از خود به جای گذارده است.[۱۳]

عرفی درقصیده‌ای در منقبت علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه میگوید:

همان که شوق اطرافش مرا به طوفان داد

بـــه نیم جذبه گشاید ز ورطه ام بکنـار

شه سریر ولایت، علی عالی قدر

محیط عالم دانش جهان علم وقار

لغت نویس صحاح همت او

به معنی لغتی اندک آورد بـسیار[۱۴]

شاعران و نویسندگان قرن یازدهم هجری

۱ – اسکندر بیگ ترکمان (۱۰۵۲ – ۱۰۳۸ – ۹۹۴ هجری – قمری)

اسکندر بیگ ترکمان، نویسنده و مورخ ایرانی است. وی منشی و ندیم شاه عباس بزرگ و مورد اعتماد او بود.

تاریخ عالم آرای عباسی در احوال شاه عباس اول و حوادث پادشاهی و اصل و نسب صفویان به قلم او است. [۱۵]

میرزا در سکه لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله که در یک طرف نقش میشود، تأمل داشت و می‌گفت: درم و دینار در سودا و معاملات به دست یهود و ارامنه و مجوس و هندو و سایر کفار در میآید و عوام در حالت خبابت مس اسم الله که به مقتضای کلام قدسی انجام« لایمسه الا المطهرون» منهی و مذموم است، می‌نمایند، متردد خاطر بود که عوض آن چه عبارت نقش نماید که در نظر خلایق ناپسند نیاید روزی در میان مردم گفت: چون یاران ما را بد نام کردهاند در این قضیه نیز خواهند گفت که غرض از بر طرف کردن این عبارت آن بود که لفظ: «علیاً ولی الله» در سکه نباشد بعد از تامل بسیار در آخر قرار یافت که در یک طرف سکه این بیت نقش نمایند :

زمشرق تا به مغرب گر امام است

علی و آل(آل علی) او ما را تمام اسـت[۱۶]

۲ – نظیری نیشابوری (وفات ۱۰۲۱ هجری – قمری)

حاج ملا محمد حسین نظیری نیشابوری یکی از معروفترین غزل سرایان قرن دهم هجری است. وی به دربار اکبر شاه هندی راه یافت و در آنجا بسیار معزز زیست. وی مردی وارسته و عارف مسلک بود و در اخر عمر در احمد آباد گجرات به حال انزوا و گوشه نشینی سرگرم تفکرات عارفانه بود و سرانجام به سال ۱۰۲۱ هجری قمری در همان شهر زندگی را بدرود گفت.

دیوان وی مشتمل بر شش هزار بیت است که در هندوستان و ایران به چاپ رسیده است. [۱۷]

نظیری در مدح علی چنین آورده است:

نبــی کــه معجزه مــاه دو پیکر آورده

مثل نـــور خــود و نـــور حیدر آورده

فراز منبر یوم الغدیر ایـن رمز است

که سر ز حبیب محمد، علی برآورده است

حدیث لحمک لحمی بیان این معنی

که بر لسان مبارک پیغمبر آورده[۱۸]

۳ – رضی الدین آرتیمانی (وفات ۱۰۳۷ هجری)

سید رضی الدین آرتیمانی متخلص به «رضی» از شاعران توانا و عارف پراحساس قرن یازدهم هجری است. وی از سادات آرتیمان یکی از دهکدههای تابع شهرستان تویسرکان همدان بود. اعتضاد السلطنه مرگ رضی آرتیمانی را ذیل وقایع ۱۰۳۷ هجری ثبت کرده است.

تعداد اشعار او را یک هزار تا یکهزار و پانصد بیت نوشتهاند. ساقی نامه و سوگند نامه این شاعر شور انگیز موحد در ادبیات پارسی نهایت شهرت را دارد.

آرامگاه وی در نزدیکی تویسرکان واقع است. [۱۹]

قصیده ای از او در مدح مولای متقیان علی:

علی عالـی امیر کل امیر

وصی احمـد مـرسل قسیم جنت و نــار

تو همچون من به ثنای علی زبان بگشا

کـه مرحبا شنوی هر دم از در و دیوار

مــن از عقیده خود بـر نمیتوانم گشت

نصیر وار هلاکـم کنند اگـر صد بـــار[۲۰]

۴ – فیاض لاهیجی (وفات ۱۰۵۲ هـ. ق)

عبدالرزاق بن علی متکلم و حکیم ایرانی (۱۰۵۲ ف)، وی داماد و شاگرد صدرالدین شیرازی بود و در ادب و شعر و کلام دست داشت.

آثار:

۱ – شوارق در ۲ جلد؛ ۲- سرمایه ایمان؛ ۳- شرح فصوص الحکم به عربی؛ ۴- شرح فصوص الحکم به فارسی؛ ۵- دیوان شعر اشاره نمود.

وی در وصف حضرت امیر میگوید:

سزای امامت به صورت به معنی

علی ولی آن شاهست و مولی جهان

جهان همچو چشم است و او همچو مردم

جهان همچو لفظ است و او همچو معنی

وفی است و اوفی، ولی است و اولی

علیم است و اعلم، علی است و اعلی

ولی ولایت، وصی وصایت

هدی هدایت، هم اعلی هم ادنی[۲۱]

۵ – کلیم کاشانی «همدانی» (وفات سال ۱۰۶۱ هجری)

ابوطالب کلیم کاشانی از شاعران بسیار نامی قرن یازدهم هجری است. وی در همدان متولد شده ولی به علت اقامت طولانی در کاشان به کاشانی مشهور شده است. مدتی در شیراز به کسب دانش پرداخته و سپس به اقتضای زمان محدود ادبی از ایران به هندوستان سفر کرد و به دربار جهانگیر راه یافت. در هندوستان مقام ملک الشعرائی دربار شهاب الدین شاه جهان (۱۰۳۷ ــ ۱۰۶۸ هجری ) یافت. وی سالهای آخر عمر خویش را در کشمیر به انزوا گذرانده و به سال ۱۰۶۱ هجری زندگی را به درود گفته است. [۲۲]

کلیم در مدح و منقبت حضرت امیر المؤمنین علی گفته است:

با همه آلودگی دارم امید مغفرت

از ولای سرور پاکان علی المرتضی

آنکه او را جز خدا و مصطفی نشناخته و

مدح ما او را نباشد هیچ کم از ناسزا

مصطفی را جز به ارشاد علی نتوان شناخت

گر به سوی خانه میآیی ز راه در درآ

عالم غیب و شهادت را ز رأْی او فروغ

نازم آن شمعی کز و روشن بود هر دو سرا[۲۳]

۶ – صائب تبریزی (ولادت ۱۰۱۰ وفات ۱۰۸۷– هجری قمری)

میرزا محمد علی بن میرزا عبدالرحیم تبریزی، معروف به صائب و صائبا، وی از اعقاب شمس الدین محمد شیرین مغربی تبریزی است. محمد علی در اصفهان متولد شد.

وی پس از معرفی به حضور شاه جهان پادشاه هند، به لقب مستعد خان و به منصب هزاره سرفراز گردید. شاه عباس دوم او را به لقب ملک الشعرایی مفتخر کرد. مجموعه‌ی آثار صائب قریب یکصد و بیست هزار بیت است.

کلیات وی عبارت است از سفینه‌ای مملو از مواعظ و آداب که جُنگی پر از حکمت و امثال است. مهارت وی در غزل است.

صائب در وصف علی میگوید:

هیچ تعریفی تو را زین به نمیدانم که شد

در تو پیدا گوهر پاک امیر المؤمنین

بهترین خلق بعد از بهترین انبیاء

ابن عم مصطفی،دامادخیرالمر سلین(محمد)

تا نگرداند نظر نگردد آسمان

تا نگوید یا علی گردون نخیزد از زمین[۲۴]

۷ – فیض کاشانی (ولادت ۱۰۰۷ – وفات ۱۰۹۱ هجری- قمری)

محمد محسن پسر شاه مرتضی محمود کاشانی مشهور به ملا محسن فیض کاشانی و متخلص به «فیض» از نویسندگان و شاعران مشهور قرن یازدهم هجری است. وی شاگرد و داماد دیگر ملا صدرا بوده است. تولدش به سال ۱۰۰۷ هجری در کاشان اتفاق افتاد. وی در سال ۱۰۹۱ در کاشان بدرود حیات گفت.

فیض میآورد:

چو حشر هر کسی با دوستانش میکنی یا رب

مرا نـزد علی جا ده که او را از محبانم[۲۵]

در جای دیگر میگوید:

عرفان ولی را ز ره وصی گرفتیم

فرمان نبی را به دل و جان گرویدیم

رفتند محبان نخستین ره دوزخ

ما حب علی و ره فردوس گـزیدیم[۲۶]

۸- لامع (قرن یازدهم هجری- قمری)

این شاعر برجسته درمقام وصف علی مرتضی  می‌گوید:

آن شه که از نص جلی شد وصف ذاتش منجلی

خوانده خداوندش ولی، بُد با نبی چون جسم وجان

در وجودش را صدف گه کعبه آمد گه نجف

عارف به سر من بر نص فرقان ترجمان

مهر سپهر هل اتی بدر منیر لافتی

مصداق نص انما، مفتاح کنز قدر و شان

اژدر خیبر گشا بر خصم دین برهان نما

کفش به هنگام دعا بر انس و جان راحت رسان

نطق و خرد را کی رسد کاندر حد وصفش رسد

گر در ره عرفان نهد پا بر سر کف بیان

هارون بزم اصطفا، قانون رسم ارتضا

برهان حق عز و علا، هادی راه انس وجان

ساطع از او نور یقین لامع از او دنیا و دین

ذاتش بود قطب زمین نامش بود حرز امان

سرپنجه اش درروز کین باشد کلید قفل دین

برخاتم دولت نگین نامش بود بی شک روان[۲۷]

شاعران و نویسندگان قرن دوازدهم هجری

۱ – بیدل دهلوی (ولادت ۱۰۵۴ وفات ۱۱۳۳ هجری- قمری)

ابوالمعالی میرزا عبدالقادر بن عبدالخالق شاعر (ف ۱۱۳۳هـ۱۷۲۰م) وی اصلا از ترکان جغتای برتاس بود. در هندوستان متولد و تربیت شد و بیشتر عمر خود را در شاه جهان آباد به عزلت وآزادی میگذراند و سرگرم تفکرات عارفانه و ایجاد آثار فراوان منظوم و منثور خود بود.

آثار:

۱- عرفات؛۲- طلسم حیرت؛ ۳- طور معرفت؛ ۴- محیط اعظم؛ ۵- تنبیه المهوسین و دیوان قصاید و غزلیات و رباعیات و ترجیعات و ترکیبات و مقطعات و مستزاد و تواریخ و مربع و مخمس و هزلیات. وی در نظم و نثر سبک خاص داشت و آثار و افکار عرفانی با مضامین پیچیده و استعارات و کنایات درهم آمیخته. بیدل در خیال بندی و ایراد مضامین باریک مصر بود.

وی این چنین امیر المؤمنین را ستایش میکند:

علی گشت سرشار صهبای علم

که یک جرعه‌ی اوست دریای علم

نبوت بطون و ولایت ظهور

جمال وجلال دو عالم حضور

شرابی که بیرون ز ادراک بود

به جامش عیان در دل تاک بود

جمال حقیقت به چندین نقاب

شهود یقینش چو آب از حباب

ز بس صافی جام اندیشه اش

رگ تاک شد گردن شیشه‌اش

خیالات هنگامه ی هست وبود

به اندازه‌ی علم دارد نمود

به افزونی نشوه ی علم کوش

که این بحر را نیست جز علم جوش

محیطی است بی انتها ذات علم

دو عالم همان نفی واثبات علم

مئی را که شخص نبوت چشید

درآخربه شاه ولایت رسید[۲۸]

۲ – محمد کاظم مروی، وزیر مرو (ولادت ۱۱۳۳هجری قمری)

محمد کاظم از قزلباش‌های مرو است. وی در سال ۱۱۳۳، در مرو از مادری تاتار بدنیا آمده است. در سال ۱۱۴۳ در مشهد در مدرسه ی «دودر» مشغول به تحصیل بود.

در سال ۱۱۴۹، به همراه پدرش به تبریز رفته و به دستگاه ابراهیم خان ظهیر الدوله پیوسته است. کتاب «عالم آرای نادری» نوشته‌ی محمد کاظم مروی – که مفصل‌ترین زندگینامهی نادر شاه افشار و تاریخ حوادث روزگار اوست – از تالیفات وی به شمار می‌رود.

صاحب کتاب عالم آرای نادری در مدح حضرت علی می‌نویسد:

و درود نامحدود بر آزاد سرو ریاض امامت و نقد کامل عیارگنجینه ی شجاعت و شهامت، یکه تازمضمار عرصه ی فصیح الارجای لافتی، خلوت گزین بیت المعمور «انا مدینه العلم وعلی بابها»، جوهر تیغ خصم افکنی و عدو گذاری، مهر سپهر وصایت و نامداری، گوهر قیمتی دریای بی‌منتهای وجود، عالم اسرار خفایای شهود، امیری که حدیث صحیح «من کنت مولاه فعلی مولاه»، از دفتر خلافتش آیتی و خبر صحیح «انت منی بمنزله هرون من موسی»، از داستان قدر و منزلتش حکایتی مضمون صداقت مشحون «ید الله فوق ایدیهم» را تفسیر و پادشاه بی سهم ملک رسالت را مشیر و وزیر، قاتل المشرکین و قامع الجاحدین، اسد الله الغالب، علی بن ابی طالب و بر اولاد اطهارش که پیشوایان طریق معانی عرفان و راهنمایان سبیل هدایت و ایقانند و پادشاهان کشور معنی، خسروان ممالک عقبی، صلوات الله علیهم اجمعین[۲۹]

۳ – حزین لاهیجی اصفهانی (ولادت ۱۱۰۳، وفات ۱۱۸۰ هـ.ق)

شیخ محمد علی حزین لاهیجی اصفهانی به سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان به دنیا آمد. در سال ۱۱۸۰ هجری قمری در ۷۷ سالگی در بنارس زندگی را بدرود میگوید. دوران زندگی حزین لاهیجی دوران پایان حکومت صفوی بود.

وی از شاعران درجه اول سبک هندی است. علاوه بر دیوان اشعار، رسالاتی در فلسفه، علم کلام، احوال رجال و سفرنامه و تاریخ حزین در دست است. [۳۰]

حزین در مدح حیدر کرار علی بن ابی طالب چنین میگوید:

نفس نبی، عـــلی ولی، حجـت جـلیّ

صاحب لوای هر دو سـرا شاه اولیا

تبلیغ بلــــغ اسـت ز شــأن تـــو آیتی

توقیع کبریای تو تنزیل هـل اتی

بیگانه نیست در نظر رهروان عشق

گــر نـام ایــن قصیده نهم منهج الولا[۳۱]

۴ – فتحعلی خان صبا (ولادت ۱۱۷۹- وفات ۱۲۳۸ هجری- قمری)

فتحعلی خان صبا کاشانی متخلص به «صبا» نامی‌ترین شاعر دوره قاجاریه است. فتحعلی خان به سال ۱۱۷۹ در کاشان به دنیا آمد. و در آن جا نشو و نمو یافت. فتحعلی شاه قاجار به او لقب ملک الشعرائی داد و عنوان «خان» و منصب«احتساب الممالکی» به او تفویض شد. در سال ۱۲۳۸ هجری در ۵۷ سالگی در تهران زندگی را بدرود گفت.

مهمترین و بزرگترین اثر فتحعلی خان صبا شاهنامه‌ی او است که در چهل هزار بیت و به سبک شاهنامه فردوسی سروده شده است که مشتمل بر حوادث زندگانی فتحعلی شاه قاجار، جنگ‌ها و فتح‌ها و شکست‌ها و عشرت طلبیهای او است.

آثار:

۱- عبرت نامه؛ ۲- گلشن صبا؛ ۳- خداوند نامه؛ ۴- خلاصه الاحکام؛
۵- تحفه العراقیین.

فتحعلی خان صبا وصف و مدح فتحعلی‌شاه قاجار را با وصف حیدر کرار، علی مرتضی مزین میکند:

پیکـر طاغوت جبار از جلوه‌ی احمـد افتـاد

لشکر بدر و حنین از حمله حیدر شکست

خصم را لشکر شکست از تیغ برق افشان او

همچنان از تیغ حیدر لشکر خیبر شکست[۳۲]

همچنین در نعت اسد الله الغالب علی بن ابی طالب میگوید:

علی اعلا ولی والا

وصّی سید بطحی سمّی خالق اکبر

سزاوار از نشستن بر فراز مسند احمد

کسی باشد که جان کردش فدا وخفت بربستر[۳۳]

۵ – خالد نقشبندی (ولادت ۱۱۹۷ – وفات ۱۲۴۲ هجری – قمری)

خالد نقشبندی شهیر به ذوالجناحین عارفی کامل و از فحول فضلا و اعاظم ادباء قرن سیزدهم به شمار میرود. در سال ۱۱۹۷ قمری متولد و در چهارم ذی القعده سال ۱۲۴۳ هـ.ق دار فانی را وداع گفت.

میجر آدموندس انگلیسی تولد او را در قریه قره داغ نزدیک سلیمانیه عراق به سال ۱۷۷۹ میلادی ثبت نموده است.

او بیشتر اوقاتش به تدریس علوم دینیه می‌گذشت. به یکباره هوای هند کرد و جاذبه شاه عبدالله دهلوی وی را به سوی هند کشانید. نقشبندی در بازگشت از هند به مشهد مقدس وارد و به زیارت حضرت امام علی بن موسی الرضا میشتابد و مقام معنوی آن بزرگوار قلب عاشق و شیفته او را متأثر ساخته و احساسات عارفانهاش را چنین بروز میدهد:

این بارگاه کیست که از عرش برتر است

و زنور گنبدش همه عالم منور اسـت

و ز شرم شمشهای زرش کـعبتین شمس

درتخته نرد چرخ چهارم به ششدر است

این روضه رضاست که فرزند کاظم است

سیراب نوگلـی از گلستان جفعر است

سرو سهی ز گلشن ســلطان انبیاء است

نو باوه خدیجه و زهرا و حیدر است[۳۴]

۶ – حسینعلی بیگ شرر بیگدلی آذری قمی (وفات ۱۲۴۸ هـ.ق)

حسینعلی فرزند حاجی لطفعلی بیگ آذر است. این شاعر برجسته افتخار سکونت در جوار کریمه‌ی اهل بیت، حضرت معصومه در قم مقدسه، را داشته است. وی غزل می‌سرود.

شاعر در هفتاد سالگی و در سال ۱۲۴۸ هجری، دار فانی را وداع گفت.

شرر در وصف علی ، میگوید:

دستی به داد خواهی ما زآستین برآر

در انتقام خون شهیدان تشنه کام

چشم امید ما نبود جز به ذوالفقار

دل را تهی زشکوه چو بو تراب کرد

با جده‌اش خدیجه‌ی کبری خطاب کرد[۳۵]

۷ – وصال شیرازی (ولادت  ۱۱۹۷ – وفات ۱۲۶۲ هجری- قمری)

میرزا محمد شفیع شیرازی، فرزند محمد اسماعیل، متخلص به وصال، معروف به میرزا کوچک از شاعران نامی دوره ی قاجاریه زمان فتحعلی شاه و محمد شاه است.

وصال درزمان سلطنت کریمخان زند به سال ۱۱۹۷ هـ.ق در یک خانواده‌ی محترم شیرازی پا به عرصه‌ی وجود نهاد. علوم متداول زمان خود را نزد دانشمندان آن عصر مانند؛ میرزا ابوالقاسم سکوت از عارفان نامی فرا گرفت. در اواخر عمر نابینا شد و سرانجام در سال ۱۲۶۲ هجری در زمان سلطنت محمد شاه قاجار در سن ۶۹ سالگی زندگی را به درود حیات گفت.

دیوان اشعار او در حدود سی هزار بیت شامل :قصیده، غزل، و… است.

وصال شیرازی در مدح شیر یزدان، علی بن ابی طالب میگوید:

داماد مصطفی و ولی علی

که اسلام شد زنصرت تیغش قوی اساس

در جنگ خندق ار نشد حامل لوا

تا حشر داشت رایت اسلام انتکاس[۳۶]

۱ – مستوره‌ی کردستانی (ولادت ۱۲۲۰ – وفات ۱۲۶۴هجری- قمری)

ماه‌شرف، متخلص به مستوره، شاعر سنندجی، در سال ۱۲۲۰ هـ.ق، در شهر سنندج پا به عرصه‌ی وجود نهاد. وی دختر ابوالحسن بیگ، فرزند محمد آقا ناظر کردستانی و برادرزاده‌ی میرزا عبد الله رونق، مؤلف (تذکره‌ی حدیقه‌ی امان اللهی) و زوجه‌ی خسرو خان ناکام، والی اردلانی است. وی در سال ۱۲۶۳ بر اثر اختلال اوضاع جلای وطن کرده و به همراه عمویش رونق و پسر عمه‌اش حسینقلی خان، حاوی اردلان به سلیمانیه‌ی عراق – که مقر حکمفرمائی بابانی‌ها بود – رفت ویک سال بعد، در سال ۱۲۶۴، پس از ۴۴ سال زندگی درآن شهر دار فانی را وداع گفت.

آثار:

۱- دیوان اشعار؛۲- تاریخ اردلان به فارسی؛ ۳- ومجمع الادباء[۳۷]

مستوره در مدح حضرت علی میگوید:

ابروی تو یا هلال یا قوس

یا در کف شاه ذوالفقار است

شاهی که مدام جبرئیلش

بر درگه عالم پرده‌دار است

ضرغام الحق علی که وصفش

بیرون ز حساب و از شمار است

هر کس که ز صدق بنده‌اش شد

بر جمله شهنشاهش افتخار است

«مستوره» زغم منال زیرا

مولای توشیر کردگار است[۳۸]

مستوره درجای دیگری می‌گوید:

ای سرو خوبان جهان دست تظلم

بر کشور جان چند گشائی به تطاول

اکنون ببرم شکوه‌ی جورت بر شاهی

صهر نبی است و شه دین صاحب دلدل

«مستوره» من از خلق جهان پای کشیدم

در دامن مولا زده‌ام دست توسل[۳۹]

 

۲ – قاآنی شیرازی (ولادت ۱۲۲۳ – وفات ۱۲۷۰ هـ.ق)

میرزا حبیب قاآنی، فرزند میرزا محمد علی گلشن شیرازی، از شاعران نامی و توانای دوره‌ی قاجاریه محسوب میشود.

وی در سال ۱۲۲۳هجری در شیراز تولد یافت و در سال ۱۲۵۱هجری – که محمد شاه بر تخت نشست – به تهران آمد و به حلقه‌ی شاعران دربار پیوست و از شاه لقب حسان العجم یافت.

این شاعر توانا در سال ۱۲۷۰ هجری به بیماری مالیخولیا و پریشان‌گوئی مبتلا شد و در همان سال و در ۴۷ سالگی زندگی را بدرود گفت.

هنر بزرگ قاآنی در پرداختن مسمط‌های روان و زیبا است. وی نخستین شاعر پارسی گوی است که زبان فرانسه را هم میدانست. [۴۰]

وی در منقبت هزالسالب، لیث الغالب، علی بن ابی طالب، می‌گوید:

بجز لب تو کز او گفت شکرین خیزد

که دیده لعل کز وی جوی انگبین خیزد

عجب ز سادگی سرو بوستان دارم

که پیش قامت موزونت از زمین خیزد

قد تو سرو بود، طره‌ی تو مشک اگر

ز سرو ماه بروید، زمشک چین خیزد[۴۱]

۳ – فروغی بسطامی (ولادت ۱۲۱۳ – وفات ۱۲۷۴ هجری قمری)

فروغی بسطامی، در آسمان پر جلوه و جلال ادبیات پارسی جاویدان از نبوغ شاعری و هیجان انگیزغزلسرائی است. تولد وی نزدیک به یکهزار سال بعد از بایزید بسطامی است. فروغی معیر الممالک دولت نادرشاه، در سال ۱۲۱۳هـ.ق در عتبات، بدنیا آمده و در ۲۵ محرم سال ۱۲۷۴ هـ.ق پس از یک کسالت شدید، و در شصت و یک سالگی، در تهران زندگی را بدرود گفت.

ظاهرا فروغی بیست هزار بیت شعر داشته است.

وی در وصف شاه خیبر، علی میگوید:

عید مولود امیر المؤمنین شد

عالم بالا و پائین عنبرین شد

از برای مژده ی این عید حیدر

جبرئیل از آسمان اندر زمین شد

پنج عنصر، حیدر کرار دارد

قدرت حق زانکه با خاکش عجین شد

کس علی را جز خدا نشناخت

آری، قابل این نکته خیر المرسلین شد[۴۲]

۴- خالص کرکوکی (ولادت ۱۲۱۲ – وفات ۱۲۷۵ هجری – قمری)

شیخ عبدالرحمان خالص پسر شیخ احمد پسر شیخ ملا محمود قادری طالبانی کرکوکی – که در عرفان به عبدالقادر گیلانی میرسد – در سال ۱۲۱۲ هجری – قمری در کرکوک به دنیا آمد و در سال ۱۲۷۵ از دنیا رفت. در سال ۱۲۵۰ جمعی از یاران از وی خواستند تا مثنوی معنوی را شرحی کند تا معنی ابیات بیشتر فهم شود، بدین مناسبت «نوای نی مولانا» بوسیله او شرح شده است. شاعر به زبان عربی هم شعر سروده است. [۴۳]

خالص در وصف شاه نجف میگوید:

کی بود یا رب که رو آرم بـه صحرای نجف

و آیه‌ی خود یابم ازدرگاه مولای نجف

سر برون آوردن از ظلمات هستی مشکل است

بی طلوع آفتاب عالم آرای نجف

کی شود محروم از مطلب کسی کو سر نهد

بر تراب خاک درگاه معلای نجف

خرم آن ساعت که خالص با تولای علی

واله و شیدا شود در پای صحرای نجف[۴۴]

۵- سروش اصفهانی (ولادت ۱۲۲۸- وفات ۱۲۸۵ هجری ــ قمری)

میرزا محمد علی فرزند قنبر علی سدهی اصفهانی از شاعران نامی دوره قاجاریه است.

وی در سال ۱۲۲۸ هجری در سده اصفهان به دنیا آمد. پس از مرگ قاآنی، شاعر مقدم دربار ناصرالدین شاه شد و از شاه خطاب «خان» و «لقب شمس الشعراء گرفت. سالها با سمت شاعر رسمی دربار به آسایش گذرانید تا به سال ۱۲۸۵ هجری – قمری در ۵۷ سالگی در تهران زندگی را بدرود گفت.

آثار:

قصاید و فتحنامه‌ها و مثنویهای اردیبهشت‌نامه و ساقی‌نامه، الهی‌نامه و کتابی به نام شمس المناقب حاوی قصاید در مدح و منقبت حضرت محمد و ائمه اطهار و شصت بند مرثیه و نیز مثنوی به نام روضه الانوار در ذکر واقعه کربلا و دیوانی به نام زینه المدیح.[۴۵]

سروش در مدح ومنقبت علی میآورد:

علی و عترتش اسماء دادارند و قائم دان

برایشان عرش و فرش و آنچه در پشتی ودر باد

سـروش مایه آمرزش تـو مدح حیدر بس

با سودا که خواهی کرد فردا از چنین سودا[۴۶]

وی در جای دیکر با همین مضمون میگوید :

دی دیدم آن شکـــر لب زیبـــا را

کز رخ شــکسته قیمت دیبـــــا را

آراستـــه ز خیمه بیــرون آمــــد

خوشبوی کرد که دو خرّم صـحرا را

دست خـدا علــــی، وصی احمد

کـــــافراشت هفت گنبد خضراء را[۴۷]

۶- میرزا محمد تقی لسان الملک (وفات ۱۲۹۷ هجری – قمری)

میرزا محمد تقی بن ملا محمد علی کاشانی ملقب به لسان الملک و متخلص به سپهر، نویسنده و مورخ عهد قاجاری است. وی پس از تحصیل مقدماتی علوم به شعر و عروض پرداخت. او در جوانی از کاشان به تهران آمد و به خدمت صبا ملک الشعرای فتحعلی شاه رسید و به تشویق او به تألیف کتابی در علم قافیه مشغول شد. در عهد محمد شاه مداح خاص شاه و منشی و مستوفی دیوان او شد و به نوشتن کتاب «ناسخ التواریخ (که دوره‌ی تاریخ جهان از زمان آدم تا عهد مؤلف است) پرداخت.[۴۸]

سپهر ناسخ التواریخ را – که مجموعاً پانزده جلد است – تا جلد یازدهم نوشت و بقیه مجلدات این تاریخ را عباس قلی خان سپهر که در دربار ناصرالدین شاه مقرب بود به رشته تحریر در آورد.[۴۹]

لسان الملک میگوید:

مع الحدیث روز دیگر هم در حراء جبرئیل بر رسول خدای آشکار شد، آن حضرت فرمود: کیستی؟ گفتا: من جبرئیلم و تو رسول خدائی، پس جبرئیل پای خود بر زمین کوفت و چشمه‌ی خوشگوار بجوشید و بدان آب وضو ساخت و آن حضرت وضو بساخت. پس نماز را با پیغمبر تعلیم کرد و آن حضرت نماز ظهر را با علی بگذاشت و چون به خانه آمد نماز عصر را خدیجه با ایشان ادا کرد و از پس روزی چند ابوطالب و جفعر در آمدند بدان حضرت وقتی که علی  و خدیجه  نماز میگذاشت.[۵۰]

۷ – ملا احمد نراقی (قرن سیزدهم هجری قمری)

احمد ابن حاج مهدی یا محمد مهدی معروف به نراقی از اکابر دانشمندان و فقهای امامیه قرن سیزدهم هـ.ق است. وی اشعار عرفانی فراوانی سروده است و در شعر صفا تخلص میکرد.

آثار:

۱ – اجتماع الأمر و النهی؛ ۲- اساس الأحکام؛ ۳- اسرار حج؛ ۴-حجیه المظنه؛ ۵- خزائن؛ ۶- دیوان شعر فارسی؛ ۷- سیف الأمه؛ ۸- معراج السعاده.

ملا احمد با این عبارات کمال ارادت خود را نسبت به اسد الله الغالب علی، ابراز میدارد:

جناب مستطاب، امیر المؤمنین، میفرماید: از ملوک و فرمانده‌هان هر کس که به عدل و داد عمل کند، خدای تعالی دولت او را در حصار امن خود نگهدارد و هر که جور و ستم نماید، بزودی او را هلاک گرداند.[۵۱]

۸- طرب بن همای شیرازی (قرن سیزدهم)

اسمش ابوالقاسم و فرزند مرحوم هما است (همای شیرازی). وی از شاعرانی است که از منزلت خاصی برخوردار است. هما علاوه بر تبحر ویژه در سرودن شعر و خصوصاً غزل، در هنرهای دیگر همچون خطاطی، مهارت تام داشت. بویژه که خط نستعلیق را بسیار نیکو مینوشت. او نیز همچون دیگر هم قطاران خویش از فضل ذکر نام پر برکت علی، محروم نمانده است، جایی که آورده است:

کعبه‌ی دین با صفا شد از وجود مرتضی

از وجود مرتضی شد کعبه‌ی دین با صفا

پر بها شد کعبه‌ی دین از ظهور بو الحسن

با صفا شد خان حق از قدوم مرتضی[۵۲]

شاعران و نویسندگان قرن‌چهاردهم‌ هجری

۱- حکیم صبوری (ولادت ۱۲۶۵ – وفات ۱۳۱۳ هجری – قمری)

میرزا باقرخان، حکیم بن سید محمد، متخلص به صبوری و ملقب به مدیر الأطباء، عالم و شاعر، از سادات جلیل و نجبای گیلان بود. وی مقدمات ادبی و عربی را در رشت فرا گرفت و به تهران رفت و به تحصیل حکمت، کلام و طب پرداخت و از آنجا به مصر و بیروت رفت و پس ازچند سال به موطن خود بازگشت. قسمت عمده ی اشعار او غزلیاتی است که به پیروی از سعدی و حافظ سروده است.

حکیم صبوری در وصف علی میگوید:

تو نازی از شه و شه از که نازد؟ از حیدر

محمد عربی را کائنات سرور

علی وصی نبی، ممکنات را سرور

نبی نشانده شهنشاه را بر این اورنگ

نبی نهاده شهنشاه را بر این افسر

علی شهی است که آمد رسول را داماد

نبی کسی است که باشد خدا را مطهر[۵۳]

۲ – ناصر الدین شاه قاجار (ولادت ۱۲۴۷ – وفات ۱۳۱۳ هجری – قمری)

ناصر الدین شاه قاجار، پس از مرگ پدرش، محمد شاه، در سال ۱۲۶۴ هجری – قمری به سلطنت رسید. وی بلا فاصله میرزا تقی خان امیر نظام (امیرکبیر) را به عنوان صدر اعظم خود برگزید. او سرانجام در اثر تحریک مادرش مهدعلیا و درباریان قاجار در سال ۱۲۶۸ هـ.ق امیر کبیر را عزل و در همان سال فرمان قتل آن مرد بزرگ را صادر کرد.

سرانجام ناصر الدین شاه در سال ۱۳۱۳ هجری قمری به ضرب گلوله‌ی میرزا رضا کرمانی در حین زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی به قتل رسید. وی در سرودن شعر و نویسندگی دستی داشته است. علاوه بر دیوان شعر، چندین سفرنامه از وی به یادگار مانده است.

ناصر الدین شاه در آستان مبارک حضرت امیرالمؤمنین گفته است:

اسکندر و من ای شه معبود صفات

بر گرد جهات صرف نموده‌ایم اوقات

برهمت من کجا رسد همت او

من خاک در تو جستم او آب حیات[۵۴]

۳ – حاج میرزا حسن حسینی فسائی (ولادت ۱۲۳۷ – وفات ۱۳۱۶ هجری قمری)

میرزا حسن حسینی فسائی در سال ۱۲۳۷ در شهر فسا متولد شد. تا ده سالگی تحت سر پرستی مادر بزرگ و سپس برادر ارشد خویش بالید و کسب علم و ادب کرد. و از محضر ابو الحسن خان مجتهد – مشهور به فسائی – مقدمات علوم را فرا گرفت. علوم شرعیه و مقاصد کتابهای ریاضیه، مانند: فارسی، هیأت، و شرح چقمینی را از محضر حاج شیخ مهدی مجتهد کجوری آموخت. وی در طب نیز دست داشت. میرزا حسن در سال ۱۳۱۶ هـ.ق، در شیراز و در هفتاد و نه سالگی در گذشت.

آثار:

۱ – فارسنامه؛ ۲- تفسیر حسن ۳- تحفه‌ی احشامی ۴- نقشه‌ی مملکت فارس

وی مینویسد:

…وعید سعید حضرت ولایت مآب، امیر المؤمنین علی بن ابی طالب، که احترام آن از خواص شاهنشاه اسلامیان پناه است و عید مبارک نوروز سلطانی سنه‌ی لوی ئیل مقارنه نموده، در روز سیزدهم ماه رجب سال ۱۲۷۲، اتفاق افتاد.[۵۵]

۴- شیخ رضا طالبانی (ولادت ۱۲۵۳- وفات ۱۳۱۸هجری – قمری)

شیخ رضا فرزند شیخ عبد الرحمن طالبانی در سال ۱۲۵۳ هجری در دهکده قرخ که در نزدیکیهای شهر کرکوک واقع شده، متولد گردید. تحصیلات مقدماتی و صرف و نحو عربی و ادبیات فارسی را نزد پدرش شیخ عبدالرحمان طالبانی فرا گرفت و برای تکمیل علوم متداول زمان به سفر پرداخت. وی در سال ۱۳۱۸ هجری در ۶۵ سالگی چشم از جهان فرو پوشید. تخلص شعریش «لامع» است. وی در فنون سخنوری مقتدر و در زبان فارسی و عربی و ترکی و کردی دست داشته است.

شیخ رضا به اهل بیت رسول اکرم عشق میورزیده و او درباره اهل بیت و مخصوصاً در عشق حضرت حسین و حضرت علی ‘ اشعار زیادی سروده است.

این شاعر دلسوخته در مدح حضرت امیر میگوید:

اگر هوا خواه حسینی ترک سر کن چون حسین

شرط این میدان به خون خویشتن باز کردن است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا

صد شرف دارد بـر آن وادی که گویند ایمن است

ایمن و ای من فدای خاک پاکی کاندران

نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

زهره‌ی زهر انگبین خاتم خیر الـوری

زور و زهره‌ی مرتضی و حیدر خیبر کن است

شیعه و سنی ندانم، دوستم بـا هر که او

دوست باشد دشمنم آنرا که با او دشمن است

در ماتم آل علی خون همچو دریا بالا میرود

تیغ است وبرسرمیزند دست است وبالا میرود

کوتاه کن انکار را بدعت مگو این کار را

این سوگ آل حیدر است این خون نه بی‌جا میرود

من سنّیم نامم رضا کلب امام مرتضی

درویش عبدالقادرم، راهم به مولا میرود[۵۶]

۵- مرحوم حاج شیخ عباس قمی«قدس سره»-

(ولادت۱۲۵۴-وفات ۱۳۱۹هـ.ق)

عباس بن محمد رضا القمی، عالم و دانشمند مشهور، مؤلف اثر سودمند «منتهی الآمال» است. وی به خاطر شدت محبت و علاقه به خاندان نبوت به ویژه حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و نیز علی بن ابی طالب، اقدام به تالیف کتابی در ذکر ولادت و مصائب حضرت سید المرسلین و عترت طیبینش «صلوات الله علیهم اجمعین» و نیز فضایل و مناقب آنان، نموده و آن را «منتهی الآمال» نامید که چهارده باب دارد.

او در ذکر فضایل حضرت علی مینویسد:

… بدانکه فضایل یا نفسانیه است یا بدنیه و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اکمل و افضل تمام مردم بود بعد از رسول خدا  در این دو نوع بوجوه عدیده و ما در اینجا بذکر چهارده وجه از آن اکتفا میکنیم و به این عدد شریف تبرک میجوئیم.

وجه اول: اول آن که آن جناب جهادش در راه خدا زیادتر و بلایش عظیم‌تر بود از تمامی مردم.

وجه دوم: آنکه امیرالمؤمنین  اعلم و داناترین مردم بود؛

وجه سوم: از وجوهیکه دلالت بر فضیلت و برتری آن حضرت میکند؛ چیزی است که از آیه‌ی تطهیر و آیه‌ی وافی هدایه‌ی مباهله استفاده شده است؛

وجه چهارم: کثرت جود و سخاوت آن جناب است؛

وجه پنجم: کثرت زهد امیرالمؤمنین است و شکی نیست که ازهد مردم بعد از رسول خدا آن حضرت بود و تمام زاهدین روی اخلاص به او دارند؛

وجه ششم: آنکه آن حضرت اعبد مردم و سید عابدین و مصباح متهجدین بود؛.

وجه هفتم: آنکه آن حضرت احلم مردم وعفوکننده‌ترین مردمان بود؛

وجه هشتم: حُسن خلق وشکوفه روئی آن حضرت است؛

وجه نهم: آنکه آن حضرت اسبق ناس بود در ایمان به خدا ورسول خدا

وجه دهم: آنکه آن حضرت افصح فصحاء بود؛

وجه یازدهم: معجزات باهرات آن جناب است:

۱ – شجاعت؛ ۲- قوت؛ ۳- کشتن پانصد و به قولی نهصد کس در لیله الهریر؛ ۴- فصاحت؛ ۵- انقیاد حیوانات و جنیان و…

وجه دوازدهم: اخبار آن حضرت از اخبار غیبیه؛

وجه سیزدهم: استجابت دعوات آن حضرت؛

وجه چهاردهم: اختصاص آن حضرت است به فضیلت نصرت و یاری کردن حضرت رسول  چنانچه حق تعالی فرمود: {فانّ الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین}[۵۷]

۶ – صفای اصفهانی (ولادت بین ۱۲۵۲ و ۱۲۶۳، فوت ۱۳۲۲ هجری – قمری)

محمد حسین شاعر و عارف ایرانی است. وی در آغاز جوانی از زادگاه خویش اصفهان به تهران رهسپار گردید و پس از چندی همراه مؤتمن السلطنه وزیر خراسان به مشهد رفت. صفا تا پایان عمر تأهل اختیار نکرد و مجرد میزیست. در اواخر عمر مدتی رنجور بود و به مرض ذات الریه درگذشت. پس از مرگ جنازه او را در مدرسه ملا تاج مشهد به خاک سپردند. وی در حکمت و عرفان دست داشت. غزل‌های او حاکی از افکار عالی فلسفی و عرفانی است. [۵۸]

صفا در وصف شاه خیبر میگوید:

مــــاند به راستی خم ابرویش

تیغ کـــــج مبـــارز صفین را

دست خدا که بـا علی مکان زد

امر و ولایش خیمه تکوین را

جـــز مکب و جز حقیقت مثمر

عرش بـرین و عقل نخستین را[۵۹]

۷ – ملا معروف کوکه‌ای (ولادت ۱۲۵۳ – وفات ۱۳۲۴هجری – قمری)

ملا معروف کوکه ای متخلص به شاعر مکی از علماء و مدرسین و ادیبی فرزانه و شاعری نام آور بوده و به فارسی و کردی و عربی شعر سروده است.

ملا معروف در سال ۱۲۵۳ قمری در یکی از قراء حومه مهاباد متولد شد و در مدرسه ذریه ترجان و سردار آباد به تحصیل مشغول شد و پس از طی هفتاد و یک سال عمر در شهر مهاباد در نوزدهم رمضان ۱۳۲۴ بدرود حیات گفت.[۶۰]

ملا معروف در تعریف عید غدیر و معنی لافتی الا علی میگوید:

رفتم به گلزار ادب وقت سحر دیدم گلی

میخواند با شوق و طرب بر شاخه آن بلبلی

کـر کرده گوش ساکنان گنبد سبع الطباق

آواز من کنت مولاه فمولاه علی

یـا ایها الناس اذکـرو ما قیل فی تعریفهم

لاسیف الا ذوالفقار لافتی الا علی[۶۱]

۸- میرزا حبیب خراسانی (ولادت ۱۲۶۶ – وفات۱۳۲۷هجری – قمری)

حبیب خراسانی بن حاج میرزا هاشم بن میرزا هدایت الله بن میرزا مهدی خراسانی شهید، عالم و شاعر خراسانی است وی پس از طی دوره کودکی در دامان علم و ادب و فضل تربیت یافت و سرآمد اقران گردید و صاحب ملکات فاضله بود و از عرفان وقوفی تام داشت.

دیوان کامل اشعارش به طبع رسیده، و غزلیات وی شور و حالی مخصوص دارد.

میرزا حبیب در ستایش شاه دین امیر المؤمنین علی میگوید:

می از شعاع برآورده چون امیر شجاع

بکین دشمن ناهل دشنه خونخوار

تهمتنی که بیک شعله برق خنجر او

برآرد از دل صد خرمن نفاق شرار

تمهتنی که کشد نوک خنجر دو سرش

چو ذوالفقار دو سر کیفر از دل کفار[۶۲]

۹ – محمد تقی بهار (ولادت ۱۲۶۶ هـ.ق – وفات۱۳۳۰ هجری- شمسی)

محمد تقی بهار، شاعر معاصر، در سال ۱۲۶۶ هـ.ق در مشهد به دنیا آمد. او نزد پدر، شعر و فنون ادب را آموخت و پس از مرگ پدرش محمد کاظم صبوری، به فرمان مظفر الدین شاه، عنوان ملک الشعرائی به او واگذار شد. وی در عین حال شاعر، محقق، نویسنده و استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار و مرد سیاست بود. پس از کودتای ۱۲۹۹، زبان پهلوی آموخت و در کتب نظم و نثر فارسی به تحقیق و تتبع پرداخت. بهار همواره در ستایش آزادی و مبارزه با جهل و فساد قلم زد، تا اینکه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.

آثار:

۱- تاریخ احزاب سیاسی؛ ۲- سبک شناسی یا تاریخ تطور نظم فارسی؛
۳- مقالات و نوشتههای پراکنده‌ی بهار؛ ۴- تصحیح تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان، مجمل و القصص و جوامع التواریخ الحکایات عوفی؛ ۵- دیوان اشعار در دو جلد.

این شاعر علامه در ذکر واقعه‌ی غدیر خم، چنین میگوید:

آن که اندر نیمه شب به جای پیغمبربخفت

تا تن خود را به تیر خصم اسپر کند

جز صفات داوری در وی نیابد یک صفت

آنکه عقل خویش را بر خویشتن داور کند

داورش خوانده ولی واحمدش خوانده وصی

هم وصایت، هم ولایت زاحمد و داورکند

در غدیر خم خطاب آمد زحق بر مصطفی

تا علی را او ولی بر مهتر و کهتر کند

تا رساند بر خلایق مصطفی امر خدای

از جهاز اشتران از بهر خود منبر کند[۶۳]

 

۱۰ – ادیب الممالک فراهانی (ولادت ۱۲۷۷ – وفات ۱۳۳۶هجری قمری)

میرزا محمد صادق امیری مشهور به ادیب الممالک فراهانی، صاحب دیوان و منشآت از شاعران و نویسندگان نامی اواخر دوره قاجاریه یا دوره بیداری و استقرار مشروطیت در ایران است. وی در سال ۱۲۷۷ هجری قمری در قریه کارزان از توابع شهرستان اراک متولد شد. پس از مدتی لقب امیر الشعرائی گرفت و در اواخر سال ۱۳۱۳ هجری از طرف مظفرالدین شاه قاجار لقب ادیب الممالک گرفت. در سال ۱۳۳۶ هجری در پنجاه و هشت سالگی در تهران زندگی را بدرود گفت.[۶۴]

ادیب الممالک در یکی از اشعار خود آورده است:

علی نمود مصفا جمال علم یقین را افکند

پرده ز رخسار ناز شاهد دین را

علی ز تیغ شرر بار و منطق گهرآگین

گسست عروه کفر و بیت و حبل متین را

نمود نصرت پیشینیان ز غیب و لیکن

رفیق شد بعلن پیشوای باز پسین را

اگر نه ساقی کوثر علی شدی نچشیدی

خیش از دم شمشیر خصم ماء معین را[۶۵]

۱۱ – ایرج میرزا (ولادت ۱۲۹۱- وفات ۱۳۴۲ هجری قمری)

ایرج میرزا، جلال الممالک، فرزند غلامحسین میرزا، در سال ۱۲۹۱ هـ.ق در تبریز بدنیا آمد.

در همان شهر ادبیات فارسی و عربی را آموخت و به مقدمات زبان فرانسه آشنا شده و مورد تشویق حسن علیخان امیر نظام گروسی قرار گرفت. وی در آغاز جوانی ملقب به صدر الشعرا گردید و چندی در خدمت حاج میرزا علی خان امین الدوله به شغل ترسل اشتغال داشت.

وی در سال ۱۳۴۲هـ.ق چشم از جهان فرو بست. طبع این شاعر موفق متمایل به هزل بود.

ایرج میرزا در مدح حضرت علی می‌گوید:

خوش آنکه او را در دل بود، ولای علی

که هست باعث رحمت به دنیی و عقبی

پناه شاه وگدا، ملجا وضیع وشریف

ملاذ پیرو جوان، مهرب فقیر وغنی[۶۶]

۱۲ – عارف قزوینی (ولادت ۱۳۰۰- وفات ۱۳۵۲ هـ.ق)

عارف، شهرت و تخلص ابوالقاسم قزوینی شاعرآزادیخواه ایرانی است که به دلیل غزلیات و تصنیف‌های سیاسی حوادث زمان خود معروف است. وی در قزوین متولد شده و در همانجا نشو و نمو یافت. اواخر عمر را در تنگدستی در همدان گذرانید و در همان جا درگذشت و در جوار مقبره‌‌ی ابو علی سینا مدفون شده است. آواز خوشی داشت و خط نیکو مینوشت. [۶۷]

عارف در مدح علی میگوید:

سلام اول ما به رسول خالق اکبر

دوم به ساقی کوثر[۶۸]سوم شفیعه‌ی محشر

سلام چارم و پنجم به مجتبی و شه دین

یکی شهید به زهر دگر زنیزه و خنجر[۶۹]

۱۳ – علامه اقبال لاهوری (ولادت ۱۲۸۹ – وفات ۱۳۵۷ هجری قمری)

محمد اقبال لاهوری، شاعر متفکر و سیاستمدار معاصر پاکستانی، آخرین شاعر بزرگ فارسی‌گوی در شبه قاره‌ی هندوستان است.

وی بر همه‌ی استادان مقدم بر خود در آن سامان سبقت گرفته است. تحصیلات وی در آلمان و انگلستان انجام گرفت و بعد با سرمایه‌ی علمی که از غرب بدست آورده، سرمایه‌ی فرهنگ اسلامی خود را به میزان بسیار افزود و به این سبب از آثارش نشانههای ایمان خالص به وضوح آشکار است. اقبال از پیشروان و اصلاح طلبان بزرگ مسلمان هند و از بانیان کشور پاکستان شمرده می‌شود. علاوه بر این وی از منادیان بزرگ وحدت امت اسلامی در روزگار معاصر ما به شمار میآید.عمق اندیشههای او بسیار و قدرتش برای بیان افکارعمیق، شایسته‌ی تحسین است.آثار او در مجموعه‌هایی به نام‌های «پیام مشرق»، «زبور عجم»، «اسرار و رموز بیخودی»، «ارمغان حجاز» و «جاوید نامه» و… مکرر به چاپ رسیده است.

وی در وصف شاه ولایت میگوید:

مسلم اول شه مردان علی

عشق را سرمایه‌ی ایمان علی

از ولای دودمانش زنده‌ام

در جهان مثل گهر تابنده‌ام

نرگسم وارفته‌ی نظاره‌ام

خیابانش چو بوم آواره‌ام

زمزم جوشیده زخاک من از اوست

می اگر ریزد زتاک من از اوست

خاکم و از مهر او آئینه‌ام

میتوان دیدن نوا در سینه‌ام

از رخ او فال پیغمبر گرفت

ملت حق از شکوهش فر گرفت

قوت دین مبین فرموده‌اش

کائنات آئین پذیر از دوده‌اش

مرسل حق کرد نامش بو تراب

حق یدالله خواند در ام الکتاب

هر که دانای رموز زندگیست

سر اسمای علی داند که چیست[۷۰]

۱۴ – علامه سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۵ هجری- قمری )

استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی نیز همچون دیگر همقطاران نویسنده و شاعر خود کلام با ارزش خویش را با آوردن نام و صفات بی‌همتای حضرت علی مزین نموده و میآورد:

مشهور و معروف است که امام علی روز جمعه سیزدهم رجب در درون خانهی کعبه بدنیا آمد و خداوند متعال این فضیلت را به او اختصاص داد، نه پیش از او کسی در داخل کعبه بدنیا آمد و نه پس از او. شمار انبوهی از دانشمندان، راویان، ومحدثان بر این نکته تاکید کرده‌اند، ادیبان و شاعران درباره‌ی آن شعر سرودهاند. این مطلب در کتابهای شیعه و سنی به صورت مستفیض آمده است. چنان که حاکم نیشابوری و گروهی دیگر گفتهاند: اخبار متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیر المؤمنین علی بن ابی طالب – کرم الله وجهه- را در درون خانه‌ی کعبه بدنیا آورد.[۷۱]

۱۵ – ملا محمود متخلص به بیخود (ولادت ۱۲۹۶ – وفات ۱۳۷۶ هـ.ق)

شاعر عاشق ودلسوخته‌ی رسول اکرم و خاندان مطهر او، ملا محمود فرزند مفتی حاج ملا امین از عارفان مشهور کرد است، وی در سال ۱۲۹۶ هـ.ق در شهر سلیمانیه عراق متولد شد. در سال ۱۹۰۰ میلادی حاکم شهر حلبچه سپس درکسوت مفتی سلیمانیه سالها مشغول انجام خدمت به مسلمانان بوده است. وی دارای اشعاری به زبانهای فارسی، عربی و کردی است.

ماموستا بیخود در سال ۱۳۷۶ هـ.ق دعوت حق را لبیک گفته است.[۷۲]

بیخود در مدح و منقبت علی میگوید:

هان برآمد نائب چارم مه پرتوفشان

از افق یعنی ز برج خاطر خضرای من

افسر آرای خلافت آنکه تخم مهراو

کاشت دهقان ازل در سینه‌ی بیداری من

شیر یزدان فاتح خیبرهژبر صف شکن

یکه تاز عرصه‌ی دین عترت طاهای من

ذوالفقار شیر او نازم که در روز وغی

مینگردد سیر ازخون خوردن اعدای من

نام سبطین شهیدانت چوآرم برزبان

میچکد خون خموشی از لب گویای من[۷۳]

۱۶ – مهدی الهی قمشه‌ای (ولادت ۱۳۲۰- وفات۱۳۹۲ هجری قمری)

مهدی الهی قمشه‌ای متخلص به الهی فرزند ابوالحسن، در قمشه‌ی شهرضا پا به عرصه‌ی وجود نهاد. علوم مقدماتی را در آن شهر فرا گرفت.

الهی برای تکمیل تحصیل به اصفهان رفت و علوم متداوله از فقه و اصول و منطق و کلام را نزد اساتید آن سامان آموخت، آنگاه برای تکمیل فلسفه و حکمت به خراسان شتافت. و از محضر آقا بزرگ مشهدی و آقا شیخ اسد الله کسب فیض کرد. الهی سالها در تهران به سمت استاد عربی در دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران و نیز استاد فلسفه در دانشکده‌ی معقول و منقول به تدریس اشتغال ورزید و در دوازدهم ربیع الثانی سال ۱۳۹۲ برابر با بیست و پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۲ هـ.ش بدرود حیات گفت.

آثار او:

۱- رساله‌ای درفلسفه‌ی کلی؛ ۲- شرح رساله‌ی حکیم فارابی؛ ۳- رساله‌ای در سیروسلوک؛ ۴- حاشیه‌ای بر مبدأ و معاد؛ ۵- ترجمه‌ی قرآن مجید؛
۶- حکمت الهی در ۲ جلد؛ ۷- تصحیح و تحشیه‌ ی تفسیر ابوالفتح رازی؛
۸- دیوان اشعار؛ ۹- نغمهی عشاق؛ ۱۰- نغمه‌ی حسینی؛ ۱۱- نغمه‌ی الهی

حکیم الهی قمشه‌ای در وصف علی چنین میسراید:

صبحدم به طرف باغ ای صبا چو بگذری

بگذر از دیار دل سوی زلف چنبری

حال مرغ دل بگو در کمند آرزو

تا گشاید آن نکو چین ز زلف چنبری

شیرحق، امیر دین، شاه بی نظیردین

خسرو وسریردین، ماه مهرومهتری[۷۴]

۱۷ – عالم آرای صفوی

صاحب عالم آرای صفوی مشخص نیست، اما آنچه بر ما معلوم است، این است که این کتاب ارزشمند درباره‌ی عهد صفویه و احوال آن دوران و تنی چند از پادشاهان و حکمرانان عصر صفویه بوده و مؤلف آن در آن عصر روزگار میگذرانیده است.

مصنف عالم آرای صفوی میآورد:

… شاهزاده گفت: با حضرت امیر المؤمنین علی در سخن بودم و آنچه شنیده بود بگفت. او گفت: قربانت شوم حضرت در نزد من بود در عالم روحانی و سفارش شما را به من کرد. و آمدم پای شما را بوسه دهم تا مرا حلال کنی.[۷۵]

۱۸ – مختاری همدانی

مختاری همدانی در وصف علی میگوید:

علی گویم، علی جویم ز جانم

سرایم داستانها با توانم

علی دین نبی را ره ز ایمان

یگانه مسلم و اول بیانم

علی سردار نامی پیمبر

دلاور با خرد، یاور گمانم

علی مرد سخن، بحر حقیقت

زدل مستانه گویم که دانم

علی سلطان و با درایت

جوانمرد وسخی جان کلامم

علی صاحب کمال وعقل و منطق

ثنای او بود ورد زبانم

علی اعلا، علی صاحب کلام است

که مختار از علی شیرین زبانم[۷۶]

۱۹ – مسیح کاشانی – عصر صفویه

رکن الدین، مسعود ابن نظام الدین علی، از شاعران بنام دوران صفویه است.

از تاریخ ولادت و وفات این شاعر اطلاعات زیادی در دست نیست، امّا از قرار معلوم اجدادش شیرازی الاصل بوده و سپس از آنجا به کاشان رفتهاند.[۷۷]

مسیح کاشانی در مدح حضرت علی می‌گوید:

کجا خیال رخ یار در نظر گنجد

کجا به دید ه ی خفاش مهر در گنجد

شه سریر ولایت، علی که نور رخش

عجب که در نظرآفتاب در گنجد[۷۸]

۲۰ – «جیمز داون »

جیمز داون محقق و مستشرق برجسته و مؤلف کتاب «عارف دیهیم دار» کتاب گرانسنگ خود را با ذکر نام ابولحسن، علی آراسته کرده و میگوید:

یک روز بعد از این که شاه اسماعیل وارد تبریز گردید واقعه‌ای در آن شهر اتفاق افتاد که امروز شاید بدون اهمیت جلوه کند ولی در آن تاریخ با توجه به طرز فکر و روحیه مردم خیلی اهمیت داشت. واقعه مذکور این بود که در آن روز چند مؤذن هنگام نماز ظهر در مساجد اذان میگفتند و نام علی بن ابیطالب  امام اول شیعیان را بر زبان میآوردند. از پانصد و بیست و هشت سال قبل از آن تاریخ تا آن روز هیچ کس در تبریز نام علی را در اذان نشنیده بود.[۷۹]

۲۱ – رینولد نیکلسون-Reynold-Nicholson (ولادت ۱۸۶۸– وفات ۱۹۴۵میلادی)

رینولد نیکلسون، دانشمند و مستشرق انگلیسی است. پدر و اجدادش از علماء بودند. وی بیشتر زبان‌های شرقی را نزد جدش فرا گرفت. تحصیلات خود را در ادبیات یونانی تکمیل کرد و از ابتدای کار نظرش این بود که در مورد ادبیات و تمدن اسلامی تحقیق نماید. وی در این باره از ادوارد براون اطلاعات جامعی بدست آورد و او را به افکار و نوشتههای عارفان آشنا ساخت و دیری نپائید که نیکلسون نخستین اثر خود را به نام «منتخب اشعارشمس تبریزی» منتشر ساخت. نیکلسون ابتدا در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. وی درسال ۱۰۹۳ به استادی زبان در کمبریج انتخاب و مشغول تدریس گردید.

پس از مرگ ادوارد براون کرسی وی را بدست آورد. بزرگترین شاهکار و خدمت این دانشمند به ادبیات ایران زمین، تصحیح و ترجمه‌ی مثنوی مولانا جلال الدین رومی است که متعاقب آن کتاب دیگری به نام «شرح مثنوی» انتشار داد.

آثار:

۱- تذکره الاولیاء شیخ عطار؛ ۲- تحقیقات درباره‌ی تصوف اسلامی؛
۳- تحقیقات درباره‌ی شعر اسلامی؛ ۴- معنی شخصیت درتصوف؛۵ – عرفای اسلام؛ ۶- تاریخ ادبیات عرب؛ ۷- شعر و نثر شرقی که حاوی ترجمه‌ی اشعار ابوسعید ابوالخیر، انوری، عطار، فردوسی، جلال الدین رومی، سعدی، عنصری، حافظ، دقیقی و رودکی.

رینولد نیکلسون در کتاب خود تاریخ ادبیات عرب این گونه از علی یاد می‌کند:

علی  تمام فضایل را داشت: با انرژی بودن، قدرت تصمیم‌گیری و آینده‌نگری و سلحشوری دلاور، مشاوری دانا، دشمنی کریم، ودوستی حقیقی بود. او در شعر و فصاحت مهارت داشت. روح لطیف و عالی او با «مونتروز»[۸۰] و «بایارد»[۸۱] قابل مقایسه است.[۸۲]

۲۲ – الهامی کرمانشاهی (ولادت ۱۲۶۴ – وفات ۱۳۲۵هـ. ش)

مرحوم میرزا احمد کرمانشاهی فرزند آقا رستم در سال ۱۲۶۴ هـ.ش در خانواده معتقد و مذهبی در تویسرکان (همدان) چشم به جهان میگشود. در پنج سالگی به همراه خانواده خود به کرمانشاه مهاجرت کرد.

ابتدا ملول تخلص میکرده سپس به سفارش استادش حسین قلی خان سلطانی کلهر مبدل به «الهام» میشود.

الهام سرودن مثنوی عظیم و با شکوه «باغ فردوس» را در سال ۱۲۹۵ هـ.ش آغاز و به مدت هفت سال مثنوی را از آغاز حرکت ابا عبدالله  تا شهادت مختار در قالب سی هزار بیت و به سال ۱۳۰۲ هـ.. ق به پایان میبرد و پس از آن خود مثنوی را به شانزده هزار بیت تقلیل میدهد.

فردوسی شاه کربلا یعنی الهامی کرمانشاهی در سال ۱۳۲۵ هـ. ش جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۸۳]

کرمانشاهی در منقبت شاه ولایت امیرالمؤمنین میگوید:

مرا داد یزدان از آن رو شرف

که گردم ثنا سنج شاه نجف

علی آن شهنشاه یزدان پرست

که باشد پرستنده‌اش هرچه هست

قوی دست حق پاک نفس رسول

شه دین و فرخنده شوی بتول

همین بس خدای جهان را سپاس

که او را علی بنده‌ی حق شناس

همین بس رسول خدا را درود

که حیدرش فرخنده داماد بود [۸۴]

[۱] تفسیر حدائق الحقایق، ص ۱۳ از مقدمه

[۲] تفسیر حدائق الحقایق، ص ۱۲۶ – ۱۲۵

[۳] رشحات عین الحیاه، ج۱، ص ۱۲

[۴] عبید الله ازبک هرات را محاصره کرده بود. هلالی اشعاری توهین آمیز درباره او سرود. در سال ۹۳۹ هجری وقتی که عبیدالله خان هرات را تسخیر کرد، هلالی قصیده‌ای در مدح او سرود اما چون عبیدالله خان مرد بدکینه‌ای بود، هلالی را نبخشید و در اثر آزار و اذیت و شکنجه، هلالی به دستور عبیدالله خان کشته شد.

[۵] شاعران بزرگ ایران، ص ۳۸۰ ـ ۳۷۹

[۶] دیوان هلالی جغتائی، ص ۲۲۲

[۷] فرهنگ فارسی دکتر معین، جلد پنجم، ص ۴۹۰

[۸] تاریخ حبیب السیر، خواند میر، ص ۵۲۱

[۹] زندگی نامه شاعران ایران، ص ۱۸۳ – ۱۸۱

[۱۰] شاعران بزرگ ایران، ص ۳۸۵ – ۳۸۳

[۱۱] دیوان وحشی بافقی، ص ۱۷۲ – ۱۷۱

[۱۲] دیوان محتشم کاشانی، ص ۳۵۴ – ۳۵۶

[۱۳] شاعران بزرگ ایران، ص ۳۸۷ – ۳۸۶

[۱۴] کلیات عرفی، ص ۱۴۶ – ۱۱۹

[۱۵] فرهنگ فارسی دکتر معین، جلد پنجم، ص ۱۴۵

[۱۶] تاریخ عالم آرای عباسی، اسکندر بیگ ترکمان، جلد اول ص ۲۱۷

[۱۷] شاعران بزرگ ایران، ص ۳۹۳

[۱۸] دیوان نظیری نیشابوری، صص ۴۹۳ – ۴۹۱

[۱۹] شاعران بزرگ ایران، ص ۴۱۵ – ۴۱۴

[۲۰] دیوان رضی الدین آرتیمانی، ص ۱۱۵ – ۱۱۰

[۲۱] دیوان فیاض لاهیجی، ص ۲۳

[۲۲] شاعران بزرگ ایران، ص ۴۲۰ ــ ۴۱۸

[۲۳] دیوان ابوطالب کلیم کاشانی، ص ۳ ــ ۱

[۲۴] کلیات صائب تبریزی، ص۸۰۴- ۸۰۵

[۲۵] دیوان علامه محمد محسن فیض کاشانی، ج ۳، صص ۹۰۶ – ۹۰۵

[۲۶] همان، ص ۹۱۹

[۲۷] سیمای علی ازمنظراهل سنت، ص۳۵۴، منقول از دیوان لامع، ص ۴۶

[۲۸] سیمای علی از منظر اهل سنت، ص۳۵۹، منقول از مثنوی محیط اعظم، ص ۵۲

[۲۹] عالم آرای نادری، محمد کاظم مروی وزیر مرو، ج ۱، ص۲

[۳۰] زندگی نامه شاعران ایران، ص ۱۹۶ – ۱۹۵

[۳۱] دیوان حزین لاهیجی، ص ۱۳۵ – ۱۳۰

[۳۲] شاعران بزرگ ایران، ص ۴۷۱ – ۴۶۵

[۳۳] دیوان ملک الشعرا فتحعلی‌خان صبا، ص ۱۳۳ – ۱۲۹

[۳۴] پارسی گویان کرد، بخش دوم، ص ۱۰۶ و ۱۰۵

[۳۵] فغان دل، حسینعلی بیگ شرر بیگدلی آذری قمی، ص۳۵۸

[۳۶] مناقب علوی، ص۶۷ – ۶۸

[۳۷] تاریخ مشاهیر کرد، بابا مردوخ روحانی، ج۱، ص ۳۷۹- ۳۸۴

[۳۸] تولای علی در ادب وفرهنگ شعراء وعرفای کرد اهل سنت، هادی درویشی،ص۱۰۷

[۳۹] همان، ص ۱۰۹

[۴۰] شاعران بزرگ ایران، ص ۴۹۰- ۴۹۵

[۴۱] دیوان کامل حکیم قا آنی شیرازی، ص ۱۶۳ – ۱۶۲

[۴۲] دیوان کامل فروغی بسطامی، ص۷۷- ۷۸

[۴۳] پارسی گویان کرد، بخش دوم، ص ۱۱۰

[۴۴] همان، ص ۱۱۱

[۴۵] شاعران بزرگ ایران، ص ۵۲۶ – ۵۲۵

[۴۶] دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ص ۶ – ۵

[۴۷] همان، ص ۱۷

[۴۸] فرهنگ فارسی دکتر معین، ج ۵، ص ۷۳۱

[۴۹] تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران، عباس پرویزی، ج۳، ص ۳۳۶

[۵۰] ناسخ التواریخ، ج ۲، میرزا محمد تقی لسان الملک، ص ۴۶۹

[۵۱] معراج السعاده، ملا احمد نراقی، ص۳۷۳

[۵۲] دیوان طرب بن همای شیرازی، ص۱۱ – ۱۹

[۵۳] دیوان حکیم صبوری، ص ۶۴٫

[۵۴] دیوان ناصر الدین شاه قا جار، ص ۷۵

[۵۵] فارسنامه‌ی ناصری، جلد اول، ص ۸۰۵٫

[۵۶] پارسی گویان کرد، بخش اوّل، ص ۷۶ – ۶۹

[۵۷] منتهی الآمال، ثقه المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۲۷۸- ۳۱۹

[۵۸] فرهنگ فارسی دکتر معین، ج ۵، ص ۱۰۰۰٫

[۵۹] دیوان اشعار حکیم صفای اصفهانی، ص ۱۲ ــ ۹٫

[۶۰] پارسی گویان کرد، گلزار شاعران کردستان، ص ۲۴۸

[۶۱] پارسی گویان کرد، بخش سوم، ص ۳۷ و ۳۶

[۶۲] دیوان حاج میرزا حبیب خراسانی، ص ۲۷۱ – ۲۶۴

[۶۳] دیوان اشعار محمد تقی بهار، ج۱؛ ص۹۲- ۹۳

[۶۴] شاعران بزرگ ایران، ص ۵۳۶ – ۵۳۱

[۶۵] دیوان کامل ادیب الممالک فراهانی قائم مقامی، ص ۲۹ – ۲۸

[۶۶] رایحهی لطف، ص ۲۰ – ۲۱٫

[۶۷] آثار منتشر نشده عارف قزوینی، دکتر عبد الحسین زرین کوب، ص۲۶

[۶۸] ساقی کوثر علی  است.

[۶۹] همان، ص ۲۶٫

[۷۰] کلیات اقبال لاهوری، ص ۱۱۴- ۱۱۷

[۷۱] الصحیح من سیره النبی الاعظم، ترجمه دکترمهدی سپهری، ج۱، ص۲۳۵

[۷۲] تولای علی درادب وفرهنگ شعراء وعرفای کرد اهل سنت، هادی درویشی، ص ۱۸۲- ۱۸۳

[۷۳] همان، ص ۱۸۴ – ۱۸۵

[۷۴] دیوان حکیم الهی قمشه ای، ص ۳۴۹

[۷۵] عالم آرای صفوی، ص ۴۳

[۷۶] کلیات دیوان مختاری همدانی، ص ۹۳

[۷۷] لغت نامه‌ی دهخدا، ج ۱۲، ص ۱۸۴۶۸

[۷۸] شرح احوال، بررسی آثار و گزیده‌ی اشعار مسیح کاشانی، ص ۴۸

[۷۹] عارف دیهیم دار، جیمز داون، ج۱، ص ۱۶۶

[۸۰] مونتروز از پهلوانان و شجاعان اسکاتلندی است.

[۸۱] بایارد از قهرمانان و پهلوانان فرانسوی است.

[۸۲] تاریخ ادبیات عرب، رینولد نیکلسون، ترجمه‌ی؛ کیوان دخت کیوانی، ص۲۰۴

[۸۳] شاهد نامه در وزن شاهنامه، الهام کرمانشاهی صفحه ۷-۸

[۸۴] همان، صفحه ۱۳

منبع: برگرفته از کتاب”سیمای امام علی علیه السلام در نظم و نثر فارسی”؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.