چگونگی پیدایش حکم

چگونگی پیدایش حکم

فرایند پدیداری حکم گذر از «مبدأ»، «فعلیت» و «غایت» است؛ نوشتار را از «مبادی» آغاز و با «غایات» به پایان میبریم.

مبادی:

مبادی به چه معنی و بر چه چیزهای اطلاق میگردد؟

مبادی جمع «مبدأ»[۱]؛ به معنی «ابتدا»؛ آغازین چیزهای که در هستی حکم مؤثرند مانند: «ارادت» و «کراهت»؛ بنابراین که ما در فرایند شکلگیری، حکم را عنصر دیگری جز مبادی بدانیم چنانکه در نوشتار شهید صدر «ره» این دو را از لوازمِ مرحلهی ثبوت[۲] تکلیف دانسته و بر آنها مبادی اطلاق کرده و خود حکم را عنصرِ سومی پس از ارادت و کراهت به حساب آورده است.[۳] ولی اگر معنی حکم آگاهی از مصلحت و مفسدت اشیا باشد دیگر سیرِ پیدایش ندارد تا نوبت به رتبه بندی آن برسد، چنانکه به آیت الله آخوند خراسانی «ره» نسبت داده شده که ایشان همین را بیان داشته:

«لو قلنا بانّه لیس الحکم الشرعی الاّ عباره عن العلم باشتمال الافعال علی المصالح و المفاسد من دون ان یکون فی البین جعل یقتضی الاراده و الکراهه – لا فی مبدأ الاعلی و لا فی المبادی العالیه[۴] – کما حکی عن بعض احتماله بل الالتزام به.»[۵]

دو نکتهی حائز اهمیت در این کلام عبارتند از:

  1. برابر این اعتقاد اگر مکلفی به صلاح[۶] و فساد چیزی پی برد چه ارادهی الاهی «جل جلاله» در بارهی آن چیز را بداند یا نه، نباید چشم به راه فرمانی از سوی خدای متعالی بنشیند؛ زیرا حجیتِ علم، ذاتی و به خطاب شرعی نیازی ندارد.
  2. اگر بندهای از ارادهی[۷] مولای خویش آگاهی یافت، نباید به امید دستور ظاهری او بماند. ولی پنهان نیست که آگاهی از شایست و نا شایست اشیا، هرگز ما را از اعتبار مولوی بینیاز نمیکند؛ زیرا اعتبار شرعی برای اثبات دستور مولوی مدخلیت دارد.

به بیان دیگر لزومِ صلاح و فساد اشیا در مرحلهی ثبوت، هستِ حکم در مرحلهی اثبات نیست مانند: تشریع تدریجی چیزی که صلاح و فسادش برای آمر روشن است ولی چون زمینهی ابراز و اجرای آن فراهم نیست به یک باره مقصود خود را اعلان نمیکند، به ویژه که خودِ صاحب کفایه «ره» و دیگر اصولیان «رحمهم الله» رتبهبندی حکم را قبول دارند ؛ بنا براین هر گاه چیزِ دارای مصلحت، نظر مولا را به خود جلب کند، در حقیقت زمینهی میل و حتی شوقش به آن را فراهم کرده و اگر خواستش در بیرون با مانعی روبهرو نباشد آن را طلب میکند، همینطور چیزِ دارای مفسدت نیز زمینهی عدم میل و حتی کراهت و بغض مولا و نهی او را در بیرون به همراه خواهد داشت؛ در این موارد بندگان با تبعیت از امر و ترک نهی، بر طبق ارادهی الاهی «جل و اعلی» به کمال مطلوب میرسند.

یاد سپاری: فرایند مبادی

فرایند مبادی به گونهی زیر است:

۱٫ «مبادی تصوری»؛ تصور موضوع و ملاک آن.

۲٫ «مبادی تصدیقی»؛ مانند: تصدیق به وجود ملاک.

تفکیک مبادی تصوری و تصدیقی در اندیشهی موالی عرفی است، نه شارع که علمش تدریجی نیست.

در فرایند حکم ولایی و حکومتی، مبادی، مرحلهی مقدماتی صدور آن است مانند: موضوع شناسی؛ مشاوره، کارشناسی و مسائلی از این قبیل؛ کاری که اکنون مجمع تشخیص نظام و کمیسیونهای مجلس پیش از تصویب قوانین انجام میدهند.

فعلیت

فعلیت به چه معنی و در فرایند پدیداری حکم در چه جایگاهی قرار دارد؟

فعل یعنی «اثر»[۸]؛ در مراتب حکم، فعلیت نام مرتبهای از مراتب حکم بعد از انشاست؛ آیت الله سید مصطفی خمینی«ره»  فعلیت را به معنی نبود حالت انتظاری برای حکم دانسته مانند: مکلفی که از هر جهت استطاعتِ انجام فریضهی حج واجب را پیدا کرده و دیگر حالت انتظاری ندارد، بنا بر این تکلیف برای او فعلی است در برابر کسی که به انتظار استطاعت نشسته:

«معنی الفعلیه ما هو لایکون له الحاله الانتظاریه، مقابل الاحکام المودعه عنده عجل الله تعالی فرجه و مقابل الحکم المشروط قبل تحقق شرطه، فانهما من الاحکام الانشائیه.» [۹]

این اندیشه در کلام پدر بزرگوارش امام خمینی« قدسسره » به چشم می خورد[۱۰]؛ فعلی به معنی نبودِ حالت انتظاری ،گویشی ویژه از فعلیت در برابر اصطلاح مشهور که آن را حکم اعلان شده میداند اگرچه مشروط باشد، بله بر زبان مشهور چنین حکمِ فعلی، منجز نیست؛ یعنی مکلف بر ترک آن مؤاخذه و تنبیه نمیشود همانند بندهای که حج را به جهت  عدم تمکن ترک کرده نه از روی سرکشی چنانکه محقق خراسانی «ره» در مراحل حکم، فعلی را به دو بخش منجز و غیر منجز تقسیم کرده؛ مراتب حکم در کلام ایشان عبارتند از:

«شأنیت یا همان صلاحیت» ، «انشا یا اعتبار» ، «فعلیت»، فعلیت نیز دو قسم دارد: «تنجیزی» و «غیرتنجیزی»[۱۱]

فرمان ولایی و حکومتی اگر نامی برای فرمانِ فرمانروای دارای ولایت و حکومتِ ظاهری باشد، وجود تشکیلات ولایی و حکومتی به منظور فعلیت یافتن حکمش شرط است ولی اگر حکم یاد شده را ویژگی حق ولایت و حکومت بدانیم، فعلیت حکومت در فعلیت آن نقشی ندارد زیرا حاکم، حقی ثابت دارد گرچه حکومتی نداشته باشد.

این حق در حکومتهای خدا سالار از ناحیهی خدای « عز وجل» و در نظامهای مردم سالار از سوی مردم به حاکم تفویض میگردد.

غایات

غایت چیست و چه اموری غایات نامیده میشوند؟

غایت به معنی «نهایت» پایان هر چیز؛ حسی مثل پایان راه برای روندهای که میخواهد مسافتی را بپیماید، غیرحسی مثل ورزشکاری که راه را به انگیزهی ورزش و در نهایت سلامتی میپیماید؛ سلامتی چیزی نیست که در ظاهر دیده شود، آنچه دیده میشود آثار آن است، در هر حال غایت در اینجا به معنی هدفی که حکم به دنبال یافت آن است مانند: «صلاح» و «فساد» ؛ این دو مقصود از اوامر و نواهیِ مولای حکیم هستند چنانکه بزرگان «رحمهم الله» نیز بر آن تصریح کردند:

«المصالح الافعال الحسنه غایات فی طلب الحکیم العالم بها»[۱۲]

نکات شایستهی تبیین در غایات

  1. آوردِ مصلحت در بیان ایشان از باب مثال بوده، زیرا زشتی کارهای ناپسند نیز با نهی مولا و پرهیز مکلف میشود، به همین جهت ترک مفسدت در کنار کسب مصلحت غایت فرمان شمرده میشوند.
  2. این دو، غایت اقصا برای حکم هستند، یعنی امکان دارد حکم هدفهای پلکانی داشته باشد؛ در مرحلهی آغازین، هدفی و در مرحلهی بعدی هدفی دیگر و همینطور هر چه بالا رود چنانکه آیت الله حکیم «ره» غرض از حکم شرعی را ایجاد انگیزه، در مکلف بر انجام و ترک کار دانسته:

«الغرض فی الاحکام الشرعیه هو احداث الداعی العقلی الی متعلقه بحیث یحدث بسبب الامر و النهی داع فی نفس العبد الی الفعل او الترک.»[۱۳]

در حالی که صاحب جواهر «ره» در عبارت یاد شده مصالح را غرض احکام دانسته و پنهان نیست که غرض بر انجام و ترک در کلام مرحوم حکیم «ره» به مراحل مقدماتی مربوط است نه این که تمام هدف حکم باشد؛ زیرا حتی اصل عمل برای رسیدن به آن مصالح تشریع شده نه برای غرض بر انجام یا ترک.تا چه رسد به صدور حکم.

  1. گفتنی است ایجاد انگیزه هدف نزدیک حکم بوده چنانکه استفادهی شارع از تشویق و تنبیه – وعد به بهشت و وعید به جهنم – میتواند از اهداف میانی باشد. مثلا آیات شریف قرآن نماز را ناهی از فحشا و منکر میدانند: {إِنَّ الصَّلَوهَ تَنهَْى‏ عَنِالْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ}[۱۴] در حالی که روایات آن را معراج دانستند:

{الصلوه معراج المؤمن}[۱۵]

شاید بتوان در جمع میان آیه و حدیث اینگونه گفت که پرهیز از فحشا و منکر در آیهی شریفه از اهداف میانی نماز و زمینهساز عروج و تقرب الاهی «عز اسمه» بوده و آن چه در روایت تبیین گردیده هدف نهایی است.

دو یادسپاری؛ زمینهی حکم و ملاکات آن: «تشریع» و «تسری»

  1. همانگونه که گذشت، «مصلحت» و «مفسدت» در پیدایش حکم، زمینهساز بوده؛ لحاظ ذهنی این دو، نقش مبادی را داشته ولی در اینجا به ملاحظهی تحقق، غایت به حساب آمدند[۱۶]؛ یعنی با صدور اوامر و نواهی و به تبع، پیروی بندگان از دستورات و پرهیز از منهیات بهدنبال حصول بیرونی مصالح و ترک مفاسد هستیم، به همین جهت غایت شمرده میشوند.
  2. مصالح و مفاسد گویشی کلامی، در فقه به مناسبت از آن سخن به میان میآید؛ فقه از این دو به ملاک تعبیر میکند:

«ملاک تشریع»؛ ملاکهای که واقعیت تکوینی داشته و علت ثبوتی تشریع هستند، در این مرحله ملاکِ حکم ذکر نشده و علم و جهل مکلف نسبت به آنها تاثیری ندارد.

«ملاک تسری»؛ همان ملاک تشریع است، ولی شناخت آن سبب می شود بتوان آن را به موارد همانند سرایت داد، این ملاک در رتبهی اثبات گاهی به تصریح در دستور شارع آمده مانند «اسکار» برای حرمت هر نوشیدنی مستیآور؛ این ملاک هرجا یافت شد، سبب سرایت حرمت به آنجا میگردد.

.[۱] راغبِ اصفهانی در مفردات ذیل ماده « بدأ» مینویسد: «مبدأ الشی هو الذی منه یترکّب او منه یکون».

[۲]. ثبوت و اثبات دو مرحلهی کلی حکم هستند؛ ثبوت مالِ واقع احکام که در آن به اموری مثل ازرشیابی مصلحت و مفسدت یا ارادت و کراهت پرداخته و اثبات مربوط به مرحلهی صدور و تحقق خارجی است.

.[۳] «دروس فی علم الاصول»، ج ۱، ص ۱۴۷٫

محقق عراقی «ره» نیز از این امور مقدماتی؛ شوق و اراده به مبادی یاد کرده است.

ر.ک به «مقالات الاصول» ، ج۱، ص۳۰۹٫

[۴]. جعل در مبادی اعلی و عالی؛ تشریع الاهی «جل و اعلی» ونبوی «|» است.

[۵]. «فوائد الاصول»، ج۴، ص۳۷۸٫

.[۶] سید مرتضی «ره» در این باره نگاشت:

«فان الاحکام الشرعیه مبینه علی المصالح المعلومه للّه تعالی، و وجوه هذه المصالح مغیبه عنا، و انما نعلمها علی الجمله دون التفصیل».

ر.ک به «رسائل»، ج ۲، ص ۳۵۰٫

[۷]. بنا بر اینکه اراده حقیقت حکم باشد.

[۸]. راغبِ اصفهانی در مفردات ذیل ماده « فعل»، نوشته: «الفعل التأثیر من جهه موثر»

[۹]. «تحریرات فی الاصول» ، ج ۳، ص ۴۳۶٫

.[۱۰] «تهذیب الاصول»، ج ۱، ص ۲۴۲ – ۲۴۱٫

[۱۱]. « تعلیقه بر فرائد الاصول»، ص ۳۶٫

.[۱۲] «جواهر»، ج٢٩ ، ص ٢۵۸٫

.[۱۳] «حقائق الاصول»، ج٢ ص ١۸۵.

[۱۴]. سورهی عنکبوت، ۲۹، آیهی ۴۵٫

[۱۵]. «مستدرک سفینه البحار»، ج ۶ ، ص۳۴۳٫

[۱۶]. گفته میشود؛ مبادی همان غایاتند زیرا مبادی در لحاظ مقدم و در تحقق مؤخرند.

منبع: برگرفته از کتاب احکام ولایی و حکومتی؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم. چگونگی پیدایش حکم 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.