تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۷


مناطق شیعه ‏نشین عربستان۱

مناطق شیعه ‏نشین عربستان۲

مناطق شیعه ‏نشین عربستان۳

شیعه در حجاز (عربستان)

پیش از بررسى مناطق سکونت شیعیان در عربستان، ابتدا چند خاطره تاریخى و سپس وضعیت سکونت آنها را بررسى مى‏کنیم.

در قرن چهارم هجرى، بیشتر ساکنان جزیره العرب، شیعه بودند.([۱]) «مقدسى»، جغرافى‏دان و مورخ معروف قرن چهارم مى‏گوید که تمام قاضیان حجاز، شیعه بودند.([۲]) دو سلسله قدرتمند شیعى به نام «آل‏بویه» و «فاطمیان» نیز مدت‏ها بر حجاز حکومت داشتند.([۳])

شیعیان در عصر سلجوقیان، مقدارى در فشار و سختى قرار گرفتند؛ اما قبه مطهر ائمه بقیع را «مجد الملک»، «ابوالفضل اسعدبن‏محمدبن‏موسى اردستانى» بنا کرد این بقعه متبرکه، در سال ۵۶۰ هـ . ق تکمیل شد. بقعه و بارگاه بسیار باشکوه و به آیینه‏کارى و گچ‏برى مزین بود. این مکان، قندیل‏هاى طلا و نقره و فولاد مکلل، فرش‏هاى گرانبها و عتیقه‏جات فراوان داشت که اکثر آنان، هدایاى شیعیان ایران و هندوستان بود. در و دیوار آن روضه باصفا، اثرى از صنعت و هنر سرپنجه ایرانیان عاشق اهل‏بیت بوده است.([۴])

مناطق زیادى از مکه و مدینه در دست شیعیان بود و آنان عزت و حیثیت اجتماعى والایى داشتند.

«مقدسى» مى‏نویسد:

«ینبع»؛ بزرگ، پر آب و داراى بارویى استوار است. این شهر آباد و پرآب‏تر از یثرب است. دژى استوار و بازارى گرم دارد؛ مانند آن در شهرهاى حجاز نیست. بیشتر بازاریان مدینه در موسم از آنجایند. دو دروازه دارد که جامع، نزدیک یکى از آنهاست. اکثر مردمش از بنى الحسن «علیه السلام» هستند.([۵])

«ابوالقاسم‏بن‏احمد جیهانى» مى‏نویسد:

ینبع، حصارى است در آنجا خرماستان و آب و زراعت، و آنجا وقفیاتى است که امیر مؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب راست و تولیت همچنان فرزندان او دارند.([۶])

«اصطخرى» در این باره مى‏گوید:

ینبع حصتى است با نخیل و کشاورزى و آب و آنجا وقفى هست بر علویان. یادآورى این امر لازم است که بندر ینبع هم اکنون از مهم‏ترین مراکز تدارکاتى و مواصلاتى عربستان به شمار مى‏آید و روزانه حدود دو میلیون بشکه نفت به ساحل بحر احمر مى‏رساند. در حوالى ینبع، معدن طلا نیز وجود دارد.([۷])

پراکندگى شیعیان

شیعیان نیز همانند پیروان دیگر مذاهب اسلامى در سراسر جهان، از جمله عربستان پراکنده‏اند. این پراکندگى به صورت ذیل است:

  1. بخش عمده شیعیان عربستان در منطقه «الشرقیه» زندگى مى‏کنند. استقرار شیعه در این منطقه، قدمت تاریخى دارد و بیشتر تاریخ‏نویسان، قدمت این استقرار را از زمان خلافت امام على مى‏دانند. استقرار شیعیان در این منطقه، بیشتر در شهرهاى قطیف، احساء و دمام بوده و هست.([۸])
  2. بیش از ۴۰ هزار نفر از شیعیان در مدینه زندگى مى‏کنند که تاریخ سکونت آن، به دوران خلافت امام على برمى‏گردد. شیعیان مدینه به «نخاوله» معروف‏اند. علت این لقب آن است که شغل اصلى شیعیان در مدینه «نخل‏دارى» است. منبع درآمد آنها نیز از راه فروش محصولات به دست آمده از نخلستان‏ها است. البته این شغل از دیرباز متعلق به آنها بوده و اکنون هم جمعیت زیادى از آنها در نخلستان‏هاى خرما کار مى‏کنند.([۹])
  3. عده‏اى از شیعیان عربستان نیز در شهرهاى «ریاض»، «جده» و «مکه» سکونت دارند. بیشتر این افراد به تجارت و بازرگانى مشغول هستند. این افراد در واقع ساکنان شرقیه و مدینه بودند که براى بازرگانى به این شهرها مهاجرت کردند و جمعیت قابل توجهى را تشکیل مى‏دهند.
  4. شیعیان اسماعیلى، عموما در منطقه جنوبى «حجاز» در جوار مرزهاى عربستان با یمن زندگى مى‏کنند.
  5. شیعیان زیدیه و گروهى از اثنا عشریه در منطقه غربى سکونت دارند.
  6. افراد و گروه‏هاى شیعى متفرقى که با تقیه در نقاط مختلف عربستان، از آشکار کردن مذهب و عقاید خویش خوددارى مى‏کنند.

تاریخچه منطقه شرقیه (قطیف، دمام، احساء و…)

این منطقه به سبب موقعیت جغرافیایى و اقتصادى، توجه ادیان و ملل گوناگون را به خود جلب کرده است. آثار کشف شده، حکایت از بت‏پرستى مردمانش در دوران باستان دارد، مثل: مجسمه‏اى سنگى که نزدیکى‏هاى قلعه «تاروت» یافت شد و شبیه مجسمه‏هاى سومرى است یا مجسمه طلایى «عشتاروت» که در یکى از بستان‏هاى «تاروت» کشف شده است. برخى از اسامى بت‏ها در برخى از اماکن عبادى بت‏پرستان پیش از اسلام، هنوز باقى است، مثل: اسم «وال» که بت «بکربن‏وائل» بوده، یا «محرق» که بت «بکربن‏تغلب عبد قیس، عبدود و…» بوده است.

آتش‏پرستى نیز از طریق امپراتور ساسانى ایران به این منطقه وارد شده بود و در این مناطق ـ هر چند به طور غیرگسترده ـ رایج بوده است.

آتش‏پرستى قبل از اسلام با نفوذ ایرانیان در منطقه، تسلط آنها بر آن و هجرت برخى از ایرانیان به این منطقه گسترده‏تر شده‏است.

برخى از حفارى‏ها در قبرستان‏ها و معبدها نشان مى‏دهد که برخى از افراد قبایل این منطقه نیز زرتشتى بوده‏اند؛ مثل عده‏اى از قبیله «تیم»؛ مانند: زراره‏بن‏عدسى تیمى، حاجب‏بن‏زراره، اقرع‏بن‏حابس و ابوالاسود.

یهودیت نیز وارد این منطقه شده است؛ گویا یهودیت از یمن یا عراق به این منطقه آمده است. «دکتر جواد على» معتقد است که یهودیان از عراق به این منطقه آمده، در سواحل خلیج ساکن شده و با ساکنان آنجا تجارت کرده‏اند. آنان، سعى در یهودى کردن مردم این منطقه داشته و در این کار هم موفق بوده‏اند تا اینکه پرچم اسلام بر این منطقه بر افراشته شد.

پیامبر اکرم دستور داد با آنان کارى نداشته باشند و تنها از آنها جزیه بگیرند. یهودیان بحرین و بقیه یهودیان این منطقه، جزیه مى‏دادند و به این ترتیب بر دین خود باقى ماندند.

مسیحیت نیز وارد این منطقه شده است؛ برخى مى‏گویند که از «حیره» یا «یمن» از طریق «مبشرین» و تجار مسیحى که از امپراتورى روم و فارس به این منطقه آمده‏اند، وارد شده است. مذهب «نسطورى» بین مسیحیان این منطقه رواج داشت و تاریخ کلیساها از وجود اسقف‏هایى در حوالى سال‏هاى ۲۲۴م خبر مى‏دهد، مانند: اسقف «عبدیوع» که مردم منطقه را به مسیحیت دعوت مى‏کرد و دیرهایى نیز در این منطقه بنا کرد.

بیت قطرایا (قطر)، درین (دارین) در جزیره «تاروت» از توابع این کلیسا بود.

بیشترین پیروان در این منطقه به مسیحیت اختصاص داشت و عده‏اى از قبایل تغلب، ایاد بکر، تمیم، عبد قیس و… به این دین گرویدند. مشهورترین آنها بحیرا راهب، متالمس، جریربن‏عبدالمسیح و جارودبن‏بشربن‏عمرو است. جارود با عده‏اى نزد پیامبر آمدند و مسلمان شدند.

«مسعودى» مى‏نویسد:

رباس ثنى و بحیراى راهب ـ که از قبیله عبد قیس بودند ـ پیش از بعثت پیامبر، معتقد به خداوند، توحید و معاد بودند.

«ابن حجر عسقلانى» در کتاب «الاصابه» مى‏نویسد:

منذربن‏عائد ملقب به اشبح با راهبى دوست بود و در «دارین» منزل داشت و هر سال او را مى‏دید. یک‏بار او را در «زاره» دید. وى به منذر خبر داد که پیامبرى از مکه ظهور خواهد کرد. او هدیه را مى‏پذپرد؛ اما صدقه را نمى‏پذیرد و بین دو کتفش علامتى است که نشان مى‏دهد، وى بر تمام ادیان پیروز خواهد شد.

پس از مرگ راهب، وقتى اشبح، خبر بعثت رسول اکرم را شنید، پسر خواهر و داماد خود، عمروبن‏عبدالقیس را با مقدارى خرما و هدایا به همراه «اریقط» که راهنما بود، نزد او فرستاد. عمرو در سال هجرت به مکه رسید و پیامبر را ملاقات کرد و نشانه‏ها را دید و اسلام آورد. سپس برگشت و به دایى خود خبر داد. او نیز اسلام آورد. این دو نفر تا مدتى اسلام خود را کتمان مى‏کردند.

مردم این منطقه در سال ششم هجرى اسلام آوردند. مورّخان مى‏نویسند، مسلمانان این منطقه با صحت مبانى اسلام قانع شدند و جنگى در نگرفت. اکثریت قاطع ساکنان این منطقه مسلمان شدند و نشانه‏هاى اسلام اصیل در جان و دل ساکنان این منطقه باقى ماند و همین امر باعث شد تا اهالى این منطقه شیعه بمانند. این افراد در اکثر مبادى و مبانى دینى، اختلافى با برادران اهل سنت ندارند و انحراف‏ها و اختلاف‏هایى نیز که «قرامطه» به وجود آورده بودند، با زوال حکومت‏شان از بین رفت. اکنون در منطقه «قطیف» و شهرها و روستاهایش، اسلام ناب شیعى، مدال افتخار این منطقه است. راستى که بزرگ مرد تاریخ بشر، پیامبر اکرم چه زیبا فرموده است:

یا علیّ ما مثلک فی النّاس الّا کمثل سوره قل هو اللّه‏ احد فی القرآن. من قرأها مرّه فکانّما قرأ ثلث القرآن و من قرأها مرّتین فکانّما قرأ ثلثى القرآن و من قرأها ثلاث مرّات فکانّما قراء القرآن کلّه و کذا انت یا علىّ من احبّک بقلبه فقد اخذ ثلث الایمان و من احبّک بقلبه و لسانه فقد اخذ ثلثی الایمان و من احبّک بقلبه و لسانه و یده فقد جمع الایمان کلّه و الّذى بعثنى بالحقّ نبیّا لو احبّک اهل الارض کما یحبّک اهل السّماء لما عذّب اللّه‏ احدا منهم بالنّار؛([۱۰])

اى على! نیست مثل تو در میان مردم؛ مگر مانند سوره قل هو اللّه‏ احد در قرآن که اگر کسى آن را یک‏بار بخواند، مانند آن است که ثلث قرآن را خوانده است. اگر کسى دوبار بخواند، مانند آن است که دو سوم قرآن را خوانده است. هرگاه کسى آن را سه مرتبه بخواند، مانند آن است که تمام قرآن را خوانده است و تو، اى على! چنین هستى، اگر کسى تو را در قلب خود دوست بدارد به درستى که یک سوم ایمان را داراست و هرگاه تو را با قلب و اظهار زبان دوست بدارد، پس دو سوم ایمان را دارد و هرگاه دوستدار قلبى تو باشد و به زبان نیز اقرار کند و با وجودش از تو حمایت کند، تمام ایمان را داراست. قسم به خدایى که مرا به راستى و حق، پیامبر قرار داده است؛ هرگاه اهل زمین تو را مانند اهل آسمان دوست بدارند، خداوند هرگز یکى از آنان را با آتش جهنم معذب نخواهد کرد.

سکونت شیعیان عربستان

کتاب «الشیعیه فى المملکه العربیه السعودیه»، اثر آقاى «حمزه حسن»، بهترین کتابى است که درباره اوضاع و احوال شیعیان عربستان، وضعیت جغرافیایى انسانى، پراکندگى در سکونت، تعداد و قبایل، سخن به میان آورده است.

این کتاب بهترین تحقیقى است که به طور کامل و مستند ارائه شده است.

مؤلف از هر طایفه، افرادى را ذکر کرده و از مشاهیر آنها نیز، سخن به میان آورده است. این کتاب در دو جلد و با اسلوبى مناسب، به زیور طبع آراسته شده است.

ما در این اثر، پراکندگى، تعداد جمعیت و انواع قبایل را از کتاب ایشان، اقتباس کردیم. سپس با افزودن مطالبى، کوشیدیم تا پژوهشى قابل اطمینان و قریب به واقع ارائه کنیم.

به دلیل خفقان، سرکوب شدید و کافر دانستن این مسلمانان اولیه و به سبب ترس از خطرات جانى، مالى و ناموسى، هرگز همه این مسلمانان، دین خود رابه صورت علنى اعلام نکرده و نمى‏کنند؛ اما با تلاش در شناسایى مناطق شیعه‏نشین و نسبت جمعیتى آنها و با توجه به جوانب مختلف قضایاى مربوطه، توانستیم تا حدودى به اصل مسئله پى ببریم. سپس سعى کردیم با تکمیل نقاط ضعف آن در تحقیق‏هاى گذشته و افزودن مطالب مربوطه و درست، آمار و ارقام صحیحى ارائه کنیم.

شیعه امامیه، به غیر از مکه و مدینه، در شهرها و روستاهاى شرقى عربستان نیز ساکن است. دکتر «عبدالله حامد» مى‏نویسد:

در هیچ نقطه‏اى از عربستان، دینى غیر از اسلام وجود ندارد و شیعیان در مکه و مدینه ساکن‏اند و اکثر آنها در احساء و قطیف زندگى مى‏کنند؛ به ویژه قطیف که همه ساکنان آن شیعه هستند.

اسماعیلیه نیز در شهرهاى جنوبى عربستان، همچون «نجران» و روستاهاى آن متمرکزند. در شهرهاى دیگر نیز اقلیت شیعى (امامیه و زیدیه) به چشم مى‏خورد.

شیعه در احساء

منطقه احساء داراى وسعت زیادى است و پهنه آن، تا مرز قطر ادامه دارد. بافت کلى ساکنان این منطقه شیعى است و قدمت آن به ابتداى قرن اول هـ . ق بر مى‏گردد. در زمان حکمرانى سلسله قدرتمند و شیعى آل‏بویه، دیگر مردم این منطقه نیز به مذهب تشیع گرویدند. در آن زمان، این منطقه جزء خاک عربستان نبوده است. در قرن گذشته و پس از اینکه وهابیت، این ناحیه را به طور کامل اشغال کرد، این منطقه ضمیمه عربستان سعودى شد.

در شمال منطقه احساء، کشور کویت قرار دارد که حدود یک سوم آن را شهروندان شیعه تشکیل مى‏دهند. همچنین در جنوب منطقه «احساء»، قطر قرار دارد که حدود ۲۵ درصد از جمعیت آن را شیعیان تشکیل مى‏دهند. در کنار قطر، منطقه «بحرین» با هفتاد درصد جمعیت شیعه قرار دارد که در صورت بیدارى اسلامى، مکملى براى یکدیگر خواهند بود.

«ابراهیم پاشا» پس از دیدار از احساء، در توصیف آن مى‏گوید: «روستاهاى پنجاه‏گانه‏اش، پوشیده از بوستان‏ها و مزارع سرسبزند و برنج و خرما بیشترین سهم را در محصولات کشاورزى این منطقه دارد.»

او سپس گندم را نیز اضافه کرده و مى‏گوید، گندم بخش زیادى از زمین‏هاى کشاورزى این منطقه را به خود اختصاص داده است.

انگور، انجیر، هلو، نارنج، لیمو، پرتقال، سیب، توت، سدر، زردآلو و سبزیجاتى، مانند: بامیه، گوجه فرنگى، لوبیا، کنجد و سیب زمینى از دیگر محصولات کشاورزى این منطقه‏اند.

شیعیان هفوف

هفوف، مرکز استان است و یک سوم ساکنان استان، در این شهر ساکن‏اند. نود درصد ساکنان آن را شیعیان تشکیل مى‏دهند، که در تمام مناطق آن، با اکثریت قاطع زندگى مى‏کنند ؛ مانند: رفعه شمالى، رفعه جنوبى، کوت، فریق شمالى، فاضلیه تعاون، مزرع، سدره، حدادید، سویج، نعاثل، رقیات، یحیى، اندلس و زقیقان.

طوایف شیعى هفوف

  1. آل‏ابوخمسین: محمد «ابوخمسین»، «موسى ابوخمسین»، «باقر ابوخمسین»- که قاضى شیعیان احساء در دادگاه اوقاف و ارث است – پسرش «حسن‏بن‏باقر ابوخمسین»، «موسى عبدالهادى ابوخمسین»، «حسین عبدالهادى ابوخمسین»، «حسن عبدالهادى ابوخمسین»، «یاسین ابوخمسین» (متوفاى ۱۴۰۰ هـ . ق) و روزنامه‏نگار «على‏بن‏احمد ابوخمسین» از بزرگان این طایفه به شمار مى‏روند. طوایفى از آل‏ابوخمسین در کویت و بصره نیز ساکن شده‏اند که از احساء به این مناطق مهاجرت کرده‏اند؛
  2. عامر: «توفیق العامر» از این طایفه است. تعدادى از خویشاوندان این طایفه در منطقه زبیر ساکن هستند؛
  3. شوّاف: «حسین شوّاف» ـ که از شاگردان موسى ابوخمسین به شمار مى‏رود ـ و پسرش «عبدالله شوّاف» و شهید «محمد نور الشوّاف» ـ متوفاى ۱۴۰۶ هـ . ق ـ از این طایفه به شمار مى‏روند. تعدادى از نزدیکان این طایفه در کویت زندگى مى‏کنند؛
  4. ابوحلیقه: «احمدبن‏عبدالله ابوحلیقه» ـ که پدرش چندین حسینیه و… را تأسیس کرده بود ـ و پسرش «جوادبن‏احمد ابوحلیقه» جزء این طایفه هستند. تعدادى از خویشاوندان این طایفه در کویت سکونت دارند؛
  5. رمضان: «احمد رمضان» – از شاگردان «موسى‏ابوخمسین‏احمدراضى‏بن عبدالرضابن‏عبدالله رمضان»، شاعر شهید «على رمضان» ـ که در ۱۳۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ ، شاعر معاصر «محمد حسین رمضان» و برادرش «جواد رمضان» از این طایفه هستند. تعدادى از نزدیکان این طایفه در کویت ساکن‏اند؛
  6. الامیر: خطیب جوان، «عادل‏بن‏على‏محمد الامیر» از این طایفه است. تعدادى از خویشاوندان این طایفه در کویت زندگى مى‏کنند؛

. قطان: «على‏بن‏طاهر قطان» ـ که از شخصیت‏هاى بارز و مؤسس حسینیه‏هاى بسیارى است ـ از این طایفه محسوب مى‏شود. تعدادى از نزدیکان این طایفه نیز در کویت هستند؛

۸ . آل‏ابوعلى: «احمدبن‏ابراهیم ابوعلى» و «توفیق‏بن‏ناصر ابوعلى»، از این طایفه‏اند؛

. بقشى: «محمد بقشى» ـ از شاگردان «موسى ابوخمسین» ـ ، «محمدامین‏بن ‏على‏حسن بقشى» و «مجیدبن‏عبدالله‏بن‏عبدالوهاب بقشى» از این طایفه هستند؛

  1. الخرس: «ابراهیم الخرس»، «احمد الخرس» و «عبدالامیربن‏على‏بن‏محمد ابراهیم الخرس» از این طایفه به شمار مى‏روند؛
  2. شبیث: «على‏بن‏یوسف شبیث» و پسرش «حسین شبیث» از این طایفه‏اند؛
  3. سادات آل‏صالح: «عمده الفوارس»، «سید حسین صالح» از این طایفه است؛
  4. وصیبعى: «عبدالله وصیبعى» از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  5. هلال: «حسین هلال»، «قطیب عبدالحمید هلالى»، «جعفر هلالى» و برادرش «باقر هلالى» و… از این طایفه هستند. تعدادى از افراد این طایفه ابتدا در زیبر ساکن شدند و سپس به نجف اشرف هجرت کردند؛
  6. طویل: «احمد طویل» و شاعر معاصر مردمى «عبدالله طویل» از این طایفه هستند؛
  7. غریرى: «عبدالوهاب غریرى» و «سلمان غریرى» ـ از شاگردان «موسى ابوخمسین» ـ از این طایفه به شمار مى‏روند؛
  8. سادات حداد: اکثر اهالى «فریق شمالى» و «سید جواد» و «سید کاظم آل‏حداد» از این طایفه‏اند؛
  9. ابومره: «عبدالله ابومره» از این طایفه است؛
  10. آل‏حمد: «حبیب احمد آل‏حمد» از این طایفه به حساب مى‏آید؛
  11. آل‏سلیمان ناصر: «آل‏ابوخضر» از این طایفه‏اند. «ناصر ابوخضر»، «حبیب ابوخضر» و «یوسف ابوخضر» از این طایفه به شمار مى‏روند؛
  12. عوض: خطیب «احمد العوض» از این طایفه است.

دیگر طوایف هفوف

آل‏ابراهیم، معیلى ـ عادل معیلى از این طایفه است ـ ، آل‏حماده، آل‏معیوف، آل‏عبدالسلام، غدیر ـ خطیب عبدالله غدیر از این طایفه است ـ ، مبارک، حلیلى، جاسم، تمار، قضیب، سلیمان ـ سلمان سلیمان از این طایفه است ـ ، حمضه ـ محمد الحمضه از این طایفه است ـ ، حداد، ابوناصر، آل‏سعد، عبدالنبى، محمد صالح، غراش، عبدالرضا، عبدالباقى، حسن، عمر، عمران، حمیدى، آل‏ابن‏سلیمان، شبعان، غانم، آل‏بن‏شیخ، سادات‏سویج ـ سید على سویج از این طایفه است و در بصره نیز تعدادى از این طایفه با همین اسم زندگى مى‏کنند ـ. وائل ـ عبدالله وائل و احمدبن‏حسن وائل از این طایفه هستند ـ ، هاجرى ـ مجتهد بزرگ محمد هاجرى از این طایفه است ـ ، خلیفه ـ احمدبن‏حسین آل‏خلیفه از این طایفه است ـ، مهنّا ـ على المهنّا از این طایفه است ـ ، بغلى ـ احمدبن‏محمد الاحمد بغلى و برادرش حسن و شاعر محمدبن‏على املیخان بغلى از این طایفه هستند ـ ، قرقوش ـ عبدالرئوف قرقوش از این طایفه است ـ ، ابن‏دهنین ـ خطیب على‏بن‏دهنین از این طایفه است ـ ، صحّاف ـ احمدبن‏على صحاف ـ متوفاى ۱۳۱ هـ . ق ـ و برادرانش، کاظم صحّاف، شاعر، حسین صحّاف و على صحّاف از این طایفه هستند ـ .

شیعه در مبرز

مبرز، شهر دوم احساء به شمار مى‏رود، که حدود ۵۵% ساکنان آن شیعه‏اند. شیعیان مبرز در مناطق شعبه قدیمى، شعبه جدید، سیاسب، مجابل (مقابل)، عیونى، عتبان، نزهه، یحیى، خرس، راشدیه، محاسن، حمادیه و قوع (قوع العتبان) زندگى مى‏کنند.

طوایف شیعى مبرز

  1. سادات (على، هاشم، صالح، یوسف، محسن، احمد، سلمان و حسن): سیدهاشم سلمان، سید ناصر سلمان، سید حسین سلمان، سید محمد سید حسین سلمان، سید على سید ناصر ـ که از شخصیت‏هاى بارز دمام به شمار مى‏رود ـ پسرش سید هادى سید محمد ناصر، پسرش سید عدنان و سید محمد على‏بن‏سید ناصر سلمان از این سادات هستند؛
  2. جبران: به نظر مى‏رسد این طایفه، جزء قبیله «بنى هاجر» باشند که در روستاى «بطالیه» زندگى مى‏کردند و سپس به «مبرز» هجرت کردند. طایفه جبران، طایفه‏اى علمى است که علماى بسیارى در آن ظاهر شده‏اند که محمد جبران، محمد على جبران و صادق جبران از این طایفه‏اند؛
  3. آل‏ماجد: این طایفه، جزء قیبله «عنزه» هستند. طایفه آل‏ماجد به دو گروه شیعه و سنى تقسیم مى‏شوند. على آل‏ماجد از شیعیان این طایفه است؛
  4. خلیفه: محمد خلیفه، عبدالمحسن خلیفه، حسین خلیفه، صادق خلیفه، عبدالله خلیفه، احمد خلیفه، جواد خلیفه و صادق خلیفه از این طایفه به شمار مى‏روند؛
  5. بشر: اکثر ساکنان منطقه شعبه از این طایفه‏اند. احمد آل‏بشر و عیسى آل‏بشر ـ به این سبب که جرأت پیدا کرده بودند و از پادشاه حقوق طوایف شیعى را درخواست کنند، به دستور پادشاه فیصل به زندان افتادند ـ از این طایفه هستند.

دیگر طوایف شیعى مبرز

قبیله‌های بحرانى، کویتى، قطیفى، مهنّا، ناصر، آل‏شمس، جزء قبیله سبیع به شمار مى‏روند، الملا ابوصالح، حداد، مرهون، اسماعیل، ابراهیم، علوان، عمران (شیعه و سنى و جزء قبیله عنزه)، ابوخضره، حمید خمیس ـ احمد بن ‏حبیب ‏بن ‏خمیس ـ متوفاى ۱۳۱۱ هـ . ق و از شاگردان سید هاشم سید سلمان است ـ ، از این طایفه به شمار مى‏رود؛ عشام، مجحد، زین، حمّود، مبارک، عیسى (شیعه و سنى)، علیون، عوض، عویض حواج، نجیدى، صایغ، وایل، نمر، دجانى، نجار، تمّار وصیبعى، آل‏ثانى و آل‏ابن‏سعد، همه قبایل متعددی از طایفه مبرز هستند.

روستاهاى شیعه‏نشین احساء

  1. جبیل: این روستا در شرق هفوف قرار گرفته است. على آل‏عبدالقادر درباره این روستا مى‏نویسد: «اهل این روستا شیعه و شغل آنها کشاورزى است.»([۱۱])

سادات ـ آل‏حسین، آل‏هاشم، آل‏حسن، آل‏ابن‏محسن ـ ، آل‏شایب ـ که مهندس عبدالله عبدالمحسن الشایب از این خانواده است ـ ، آل‏عبدالرضا، آل‏ابن‏نصر، عیسى، آل‏عبدالله، آل‏حیا، آل‏عبود و آل‏ممتّن از شیعیان این روستا به شمار مى‏روند. سید ابراهیم سلمان ـ که بزرگ روستاست ـ، شاعر معروف عبدالکریم ممتّن و عبدالرحیم ممتّن از شخصیت‏هاى بارز این روستا هستند؛

  1. شهارین: این روستا در شرق روستاى «فضول» قرار گرفته و تمام ساکنان آن شیعه‏اند. على آل‏عبدالقادر درباره این روستا مى‏نویسد:

رودى از چشمه برابر از روستاى شهارین مى‏گذرد…اهل این روستا شیعه و شغل آنها کشاورزى است.([۱۲])

طوایف آل‏بدیوى، آل‏صقر، آل‏عباد، آل‏حسین، عقیلى و دالوى از طوایف این روستا هستند؛

  1. بطّالیه: این روستا منسوب به مالک‏بن‏بطال است. او یکى از اعضاى دولت «عیونیه» بود که بر منطقه حکومت کرد. ابن‏مقرب عیونى او را این چنین ستایش مى‏کند:

 

و مالک حین ندعوه فأى فتى

 

  حرب اذا ماالتقى الرجاف فالتمطا

 

 

بطّالیه، روستایى نزدیک شهر «هجر» است که طبق نقل که علامه الجزیره حمد الجاسر در عصر اسلام شهرى مشهور بوده است. «حمد الجاسر» در سال ۱۳۵۸ هـ . ق از این روستا دیدن کرد و آن را این چنین توصیف کرد:

این منطقه، منطقه‏اى آباد در حدّ شهر «احساء» است که قرامطه، آن را مبدأ حرکت خود قرار دادند. بطالیه از چهار منطقه تشکیل مى‏شود و از دو چشمه «حاره» و «جوهریه» سیراب مى‏شود.

«جاسر» منطقه وسیعى مشهور به «قصر قریمط» و آثار باستانى دیگرى همچون مسجد جامع ـ که مردم به آن «مسجد قریمط» مى‏گویند ـ و حمامى را دیده است که پادشاه آخر قرامطه در آن کشته شد؛ اما اکنون وهابیان، این اماکن را از بین برده و بناهاى جدیدى جاى آنها ساخته‏اند.([۱۳])

«لوریمر» درباره اهالى «بطالیه»، در اوایل قرن بیستم چنین مى‏نویسد که در این روستا ۳۲۵ خانوار وجود دارند که همه شیعه‏اند.

«على آل‏عبدالقادر» درباره این روستا مى‏نویسد: «تمام اهالى این روستا، شیعه و شغلشان کشاورزى است.»([۱۴])

مسبّح ـ على مسبح از این طایفه است ـ ، مسلم ـ عبدالله ناصر مسلم ـ متوفاى ۱۸۸ م که در زندان‏هاى صدام به شهادت رسید و حکومت عربستان براى آزادى وى هیچ اقدامى نکرد، از این طایفه است ـ ، طایفه شیخ، عبدالرضا، کرىّ، حجّى، مسلّمى، آل‏رزق و آل‏عمار ـ باقر آل‏عمار از این طایفه است ـ جزء طوایف این روستا به شمار مى‏روند؛

  1. مطیرفى: تمام اهالى این روستا شیعه‏اند. چشمه‏هاى آب گرم، نخلستان‏ها و مزارع فراوانى در این روستا وجود دارد. طایفه آل‏خویتم (از قبیله زعب) در این روستا ساکن هستند. در گذشته، این طایفه، جزء رهبران و بزرگان روستا به‏شمار مى‏رفتند. طوایف بندر،عبیدون و بختیان ـ که هم اکنون اکثر اهالى روستا را تشکیل مى‏دهند ـ در این روستا ساکن‏اند.

طوایف آل‏حجى، سادات آل‏على و جزیرى نیز از ساکنان این روستا هستند. آیت الله احمدبن‏زیدالدین احسائى، متوفاى ۱۲۴۱ هـ . ق، یکى از مشهورترین علماى شیعه، از این روستا بوده است. مشهور است که اکثر اهالى این روستا از بزرگان منطقه بوده‏اند. بسیارى از افراد طایفه «بنى‏خالد» چندین سال پیش به این روستا هجرت کرده و شیعه شده‏اند؛

  1. بنى‏معن: روستایى واقع در شرق «هفوف» است که همه ساکنان آن شیعه‏اند. طوایف شیعه ساکن در این روستا عبارت‏اند از: آل‏عطیه ـ محمد عطیه از این طایفه است ـ ، آل‏خمیس ـ مى‏گویند، این طایفه از قبیله سبیع بوده‏اند ـ ، آل‏بوقرین ـ عبدالله آل‏على بوقرین از این طایفه است ـ ، سادات و شقاقیق ـ یوسف الشقاق از برجسته‏ترین شخصیت‏هاى منطقه و عبدالله شقاق از این طایفه هستند و در این روستا ساکن‏اند؛
  2. دالوه: تمام اهالى آن شیعه و سادات آل‏ناصر، آل‏هاشم، طوایف آل‏تریکى و مطاوعه ـ حبیب مطاوعه از این طایفه است ـ در این روستا ساکن هستند؛

. قاره: تمام اهالى آن شیعه هستند و سادات آل‏محسن، آل‏شخص و سلمان در این روستا ساکن هستند. آل‏شخص؛ طایفه‏اى علمى است که شخصیت‏هایى همچون سید باقر شخص، پسرش سید عبدالرضا شخص، دکتر سید عدنان شخص، پسرش سید هاشم شخص، شاعر محمد رضابن‏عبدالله هاشم شخص، خطیب سید محمد محسن شخص و خطیب سید هاشم‏بن‏محمد شخص در آن درخشیده‏اند. سید باقر و سید خلیفه موسوى قارى ـ متوفاى ۱۳۶۱ هـ . ق ـ نیز ساکن این روستا بوده است.

طایفه عیثان که محمد عیثان، على عیثان و حسن عیثان از شخصیت‏هاى آن هستند. طایفه على نیز در این روستا ساکن‏اند. شاعر و ادیب، محمدعلى که سردبیر مجله «الیوم»، و جلال‏على ـ شاعر – از شخصیت‏هاى آن هستند. روستاى قاره به سبب کوهى به نام «جبل القاره» معروف و مشهور است؛

  1. منصوره: همه اهالى این روستا شیعه هستند. برخى از طوایف این روستا عبارت‏اند از: طوایف سلمان عباد، آل‏حبابى، آل‏اوبارى، فضلى ـ مجتهد بزرگ میرزامحسن فضلى و پسرش دکتر عبدالهادى فضلى که ریاست بخش زبان عربى دانشگاه ملک عبدالعزیز جده را تا سال ۱۸۸ م به عهده داشت، از شخصیت‏هاى بارز این طایفه‏اند؛ همچنین طوایف سلطان و عیسى نیز از این روستا بوده‏اند که عبدالمحسن عیسى و پسرش توفیق عیسى از این طایفه‏اند.

خطیب حبیب هدیب و على ابوراضى نیز از علماى این روستا بوده‏اند؛

. تیمیه: مناطق شیعه‏نشین، مهد تمدن و فرهنگ اسلامى شیعى بوده‏اند. جاى‏جاى مناطق شیعه‏نشین عربستان، اعم از مکه، مدینه، احساء، قطیف و… . شخصیت‏هاى علمى برجسته‏اى داشته‏اند. این اشخاص به دلیل حمله وهابیت کشته، زندان، تبعید یا راهى دیار دیگرى، همچون: قطر، بحرین، کویت و… شده‏اند.

براى نمونه مى‏توان به روستاى «تیمیه» از روستاهاى «هفوف» منطقه احساء اشاره کرد که تمام اهالى این روستا نیز شیعه هستند. این روستا، روستاى علم و فضیلت است. گفته‏اند که در یک زمان حدود چهل مجتهد در این روستا بوده است. این قضیه، کمى قبل از اشغال اخیر آل‏سعود بر این منطقه بوده است. تاریخ‏نویسان معتبر نوشته‏اند که مساجد این روستا و چندین روستاى دیگر به بهانه اینکه کلیسا هستند، ویران شدند.

مرحوم فرج عمران درباره این روستا، این‏گونه مى‏سراید:

 

قدّسوا مدینه تیمیه

 

  فهى من خیره القرى الهجریه

 

قدّسوا تکلم الربوع اللواتی

 

  هى بالامس مشرقات مضیّه

 

 

طوایف آل‏ابوعامر، آل‏عبدالرزاق، آل‏عباد و… در این روستا ساکن بوده‏اند. ابراهیم‏بن‏حسن‏بن‏ابن‏جمهور شیبانى احسائى ـ یکى از بزرگ‏ترین علماى شیعه درقرن نهم هجرى ـ ، پسرش على و نوه‏اش محمدبن‏على‏بن‏ابى‏جمهور، نویسنده کتاب «عوالى اللآلى» از شخصیت‏هاى برجسته این روستا به شمار مى‏روند.

مصادیق دیگر این حقیقت، آیت اللّه‏ احمدبن‏زیدالدین احسائى (متوفاى ۱۲۴۱ هـ . ق) یکى از مشهورترین علماى شیعه عربستان از روستاى «مطیرفى» هفوف بود. آیت اللّه‏ حبیب‏بن‏صالح‏بن‏قرین (متوفاى ۱۳۶۳ هـ . ق) از مراجع بزرگ منطقه روستاى «حوطه» هفوف در منطقه احساء بود. حسن موسى صفار از بزرگان دینى و سیاسى شیعه در عربستان است. او خطیب و نویسنده‏اى مشهور بود که تألیفاتش به بیش از سى اثر مى‏رسد و یکى از آثار او کتاب «التعددیه والحریه فی الاسلام» است؛

  1. طریبیل: تمام ساکنان این روستا شیعه هستند. این روستا، روستایى تاریخى و قدیمى است که طوایف «هاجرى» و «آل‏ابوشفیع» ـ که خطیب محمد ابوشفیع ( متوفاى ۱۸۸ م) و شفیع ابوشفیع از شخصیت‏هاى آن هستند ـ در آن سکونت داشتند؛
  2. تویثیر: تمام اهالى این روستا شیعه هستند. این روستا نیز، مانند روستاهاى دیگر افزون بر ساکنان اصلى، مقصدى براى قبایل دیگر بوده است. سادات‏حاجى، آل‏برّاقى، آل‏ابن‏محسن، حسن، سید غالب سلمان و طوایف آل‏عبدالله و شقاق در این روستا سکونت دارند؛
  3. قرن: همه ساکنان این روستا شیعه‏اند. سادات و طوایفى، همچون حسین ـ که شیخ حسین از شخصیت‏هاى آن بود ـ آل‏عطیه و آل‏جریدان از ساکنان آن به شمار مى‏روند؛
  4. حوطه: تمام اهالى این روستا شیعه هستند. طوایف جبران، اکثر اهالى روستا را تشکیل مى‏دهند و احمد جبران نیز جزء آنان است. آل‏حسن ناصر، ابوعلى و سادات در این روستا ساکن هستند. مرجع بزرگ؛ حبیب‏بن‏صالح‏بن‏قرین (متوفاى ۱۳۶۳ هـ . ق) و جمال الدین احمد محسنى (متوفاى ۱۲۴ هـ . ق) از شخصیت‏هاى این روستا هستند؛
  5. عقار: طبق نوشته على آل‏عبدالقادر، تمام اهالى این روستا شیعه‏اند؛حمد جاسر به اشتباه از کتاب «دلیل الخلیج» نقل کرده است که تمام اهالى آن سنى هستند؛
  6. حلیله: این روستا، در شمال شرقى «هفوف» واقع شده و اداره سنى ترکى در این روستا، زمین‏هایى دارد که زیر کشت برنج است. تمام ساکنان این روستا شیعه هستند و طوایف آل‏مبارک ـ که عبدالله مبارک از آنان است ـ ، آل‏خمسین، سلطان بحرانى ـ که حسین طاهر بحرانى از شخصیت‏هاى آن بود ـ ، آل‏بورقیبه، آل‏کشى، عباد، خضیرى، حلیمى و حلیلى از ساکنان این روستایند؛
  7. غمسى: تمام اهالى این روستا شیعه هستند و طایفه راشد ـ که خطیب حجّى راشد جزء شخصیت‏هاى این طایفه است ـ ساکن این روستا هستند؛
  8. مزاوى: تمام اهالى این روستا شیعه هستند و آل‏نصیر یکى از طوایف این روستا شمرده مى‏شود؛
  9. مرکز: همه ساکنان این روستا شیعه هستند و طوایف آل‏حسین، آل‏ناصر، سلمان، سادات آل‏هاشم و جاسم ـ که على جاسم از این طایفه است ـ از ساکنان این روستا به شمار مى‏روند؛
  10. قسیایره: تمام اهالى این روستا شیعه و طوایف «راشد» و «علیوى» در آن سکونت دارند؛
  11. بنى‏نحو: در نزدیکى «هفوف» واقع است و تمامى اهالى آن شیعه هستند؛
  12. ابوثور: تمام اهالى این روستا شیعه‏اند؛
  13. رمیله: تمام اهالى این روستا نیز شیعه هستند؛ طوایف ناصر، شقاقیق، راشد، آل‏صالح، سادات سلمان و لویمى ـ که عبدالمحسن لویمى که به ایران هجرت کرده و در شهر سیرجان دفن شده، از شخصیت‏هاى آن است ـ ساکن این روستا بوده‏اند؛
  14. ساباط: از روستاهاى «هفوف» است و تمام ساکنان آن شیعه هستند. طوایف آل‏محسن، آل‏حسن، آل‏بطى و بحرانى ـ که حاج على بحرانى جزء آنهاست ـ در این روستا سکونت داشته‏اند؛
  15. عمران شمالى: این روستا در شمال شرقى «هفوف» قرار گرفته واهالى آن شیعه‏اند. طوایف آل‏على ـ که عمران آل‏على و پسرش شیخ معتوق و محسن عیسى على و پسرش عبدالهادى که بزرگ کنونى روستا به شمار مى‏رود ـ از شخصیت‏هاى این طایفه هستند. آل‏سلیم و نجیدى نیز در این روستا ساکن‏اند؛
  16. عمران جنوبى: این روستا نیز در شمال شرقى «هفوف» قرار دارد. سادات شایب ـ که حسین شایب و خطیب طاهر شایب از شخصیت‏هاى آن بوده‏اند ـ ، در این روستا مى‏زیسته‏اند؛
  17. شعبه: این روستا در کنار کوه «کنزان» ـ که معاهده کنزان بین ملک عبدالعزیز و قبیله عجمان در نزدیکى این کوه بود ـ اکثر ساکنان آن شیعه‏اند و طوایف حلیمى ـ که محمد حلیمى ـ حسین حلیمى و ملا ابراهیم حلیمى جزء آن هستند ـ و خمیس ـ که شیخ موسى خمیس از شخصیت‏هاى آن به شمار مى‏رود ـ در این روستا ساکن هستند؛
  18. منیزله: اکثر ساکنان این روستا، شیعه و طوایف آل‏حسین، آل‏ناصر و سلمان در آن سکونت دارند؛
  19. فضول: اکثر اهالى این روستا شیعه و طوایف مطر ـ که خطیب صالح‏بن‏عبدالحسین مطر، کاظم‏بن‏مطر، پسرش خطیب جوادبن‏مطر، برادرش خطیب و شاعر محمد صالح مطر از شخصیت‏هاى آن بوده‏اند ـ ، آل‏صویل و کاظم از ساکنان این روستا هستند؛

این روستا پس از آن معروف شد که وهابى‏ها اکثر ساکنان آنجا را سربریدند. همان‏گونه که مورخ وهابى، حسین‏بن‏غنام با افتخار در کتاب خود «روضه الافکار والاوهام» مى‏نویسد: «این کشتار بى‏رحمانه در سال ۱۲۰۳ هـ . ق روى داد»؛

  1. جلیجله: عده‏اى از اهل تسنن قبیله عجمان و شیعه در این روستا زندگى مى‏کنند. تعداد شیعیان این روستا، حدود نصف جمعیت روستا را تشکیل مى‏دهد. طوایف آل‏جعفرى، آل‏جعیدان و حسن هم از ساکنان این روستا هستند؛
  2. طرف: اکثر اهالى این روستا سنى بوده‏اند؛ اما بسیارى از آنها به مناطق دیگر به ویژه به شهرها هجرت کرده و تعدادى از طوایف شیعى به این روستا مهاجرت کرده‏اند. به همین سبب، اکنون حدود نصف جمعیت آن را شیعیان تشکیل مى‏دهند.

طوایف شیعى؛ بدیوى، احمد، شملان، آل‏شریده ـ که محمد شریده از آنان است ـ از ساکنان این روستا به شمار مى‏روند؛

  1. جفر: شیعیان این روستا نیمى از جمعیت روستا را تشکیل مى‏دهند و طوایف عالم ـ که محمد عالم از جمله آنان بوده ـ ، آل‏جاسم و آل‏احمد از ساکنان آن هستند.
  2. جشّه: اهالى آن از شیعه و سنى بوده‏اند و طوایف شیعى آل‏بدر و ملیفى در آن سکونت دارند؛
  3. صبایخ: تمام اهالى آن شیعه هستند و شیخ حسن جزیرى و پسرش عبدالحمید جزیرى از شخصیت‏هاى بارز این روستا به شمار مى‏روند.

روستاهاى دیگرى نیز وجود دارند که شیعه‏نشین هستند. مانند: ابورمل، ابوحصى دویکیه، شویکیه، سیدویه، سویدر، ضاحیه، عرّامیه، علیه، غرس و واسط.

شیعه در قطیف

قطیف

شهرى بزرگ و داراى نخلستان‏هاى زیادى است. این شهر در بخش شرقى عربستان واقع شده است و بیشتر جمعیت این شهر را شیعیان تشکیل مى‏دهند.

ابن بطوطه ـ گردشگر مشهور ـ مى‏نویسد:

قطیف؛ شهر بزرگى است که بیشتر ساکنان آن از شیعیان است و آنان شیعه بودن خود را با ذکر «أشهد أن علیا ولى الله» و «حى على خیرالعمل» اعلام مى‏کنند و… .([۱۵])

نخلستان‏هاى این شهر، اگر نگوییم بى‏نظیر، کم‏نظیر است. اهالى آن از اعراب و از قبیله عبدالقیس بن‏أفصى هستند.

این منطقه به دلیل برخوردارى از موقعیت استراتژیکى، همواره محل تاخت و تاز کسانى بوده است که مى‏خواستند از منابع سرشار این منطقه بهره‏بردارى کنند.

مرورى بر پیشینه تاریخى قطیف

قطیف از سال ۶۰ هـ . ق تحت تسلط عثمانى‏ها بود. در سال ۱۲۰ هـ . ق قبیله بنى‏خالد به حکومت آنان بر قطیف پایان دادند. تعداد زیادى از قبیله بنى‏خالد به شیعه گرویدند و مذهب شیعه را برگزیدند.

از سال ۱۲۳۳ – ۱۲۰ هـ . ق و همچنین در زمان حکومت آل‏سعود، شیعیان نقشى مهم، تأثیرگذار و تعیین‏کننده در اقتصاد این منطقه داشتند. این نقش در زمان حکومت مصرى‏ها و سعودى دوم همچنان ادامه داشت. همچنین تا زمان بازگشت دوباره عثمانى‏ها به منطقه در سال ۱۳۳۱ هـ . ق تا زمان ملک عبدالعزیز و از آن زمان تاکنون، شیعیان، همچنان نقش تعیین کننده‏اى در منطقه دارند؛ زیرا بیشترین ساکنان این منطقه را تشکیل مى‏دهند. تمام اهالى این شهر شیعه هستند.

طوایف ذیل در این شهر زندگى مى‏کنند:

  1. ابوذیب: شاعر احمد آل‏ابى‏ذیب قطیفى، شاعر و ادیب عبدالحسین ابوذیب و برادرش ادیب و شاعر بزرگ یوسف ابوذیب، ناصربن‏محمد آل‏ابى‏ذیب قطیفى و عبدالرسول‏بن‏ملاحمید آل‏ابى‏ذیب قطیفى از این طایفه هستند؛
  2. بحارنه: ابراهیم‏بن‏مکى بحارنه ـ متوفاى ۱۳۶ هـ . ق که وکیل تعدادى از مراجع تقلید همچون آیت الله العظمى سید محسن حکیم۱ بود ـ ، شاعر یوشع‏بن‏حسین بحارنه و شاعر معاصر مهدى عبدالرسول بحارنه از این طایفه‏اند؛
  3. بحر: این طایفه جزء قبیله «میاس» به حساب مى‏آید و شاعر على‏بن‏على‏بن‏بحر از این طایفه است؛
  4. حجّى: خطیب معاصر على‏بن‏احمد حجّى و هنرمند بزرگ، منیر حجى از این طایفه‏اند؛
  5. آل‏جمعه: منصوربن‏جمعه پاشا (متوفاى ۱۳۳۰ هـ . ق)، عبدالحسین‏بن‏ جمعه ـ که به دست ابن‏سعود در سال ۱۱۵ م به شهادت رسید ـ ، عبدعلى‏بن ‏منصور بن‏جمعه ـ (متوفاى ۱۳۵۳ هـ . ق) و عبدعلى‏بن‏عبدالحسین‏بن‏جمعه از این طایفه هستند؛
  6. اخوان: على‏بن‏منصوربن‏اخوان ـ (متوفاى ۱۳۳ هـ . ق) و پسرش عبدالله‏بن‏على‏بن‏منصور اخوان از این طایفه به شمار مى‏آیند؛

. حبشى: طایفه‏اى علمى و ادبى است که ادیب و شاعر عبدالعزیز مهدى حبشى (متوفاى ۱۲۰ هـ . ق)، محمدبن‏سعود حبشى، ادیب و شاعر محمد سعید حبشى (متوفاى ۱۴۱۱ هـ . ق)، باقربن‏منصور حبشى، شاعر معاصر عبدالرسول حبشى ـ که یکى از اصلى‏ترین رهبران حرکت ادبى قطیف به شمار مى‏رود و سردبیر مجله «الغرى» بود که در دهه پنجاه میلادى در نجف اشرف منتشر مى‏شد ـ ، خطیب عبدالمهدى حبشى، سامى حبشى و شاعره معاصر نهاد سعید حبشى از شخصیت‏هاى برجسته این طایفه هستند؛

  1. محروس: یکى از طایفه‏هاى مشهور کویکب، قطیف به شمار مى‏رود و شیخ رضى ابراهیم محروس (۱۲۸۱ – ۱۳۵۲ هـ . ق)، حسن على‏بن‏عیسى محروس (متوفاى ۱۳۶۲ ه ق)، عباس محروس و وجدى محروس المحروس – شاعر معاصر – از این طایفه‏اند؛

. آل‏خنیزى (خطّى): على ابوالحسن خنیزى، على ابوعبدالکریم خنیزى، عبدالله ناصر خنیزى، محمد صالح خنیزى، شاعر عبدالواحد خنیزى (۱۳۴۵ – ۱۴۰۱ هـ . ق) شهید عبدالرئوف خنیزى ـ که در سال ۱۳۰ م متولد شد و یک بار در درگیرى‏هاى سال ۱۵۶ م و بار دوم در سال ۱۶۴ م دستگیر شد و هفت سال در زندان بود و سرانجام بر اثر شکنجه‏هاى بسیار در سال ۱۱ م (هفتم جمادى الاولى ۱۳۱ هـ . ق) به شهادت رسید ـ از این طایفه‏اند همچنین ادیب عبدالحمید خطى ـ که قاضى شیعه در دادگاه اوقاف وارث قطیف بود ـ ، ادیب و نویسنده عبدالله خنیزى، شاعر محمد حسین خنیزى، ادیب حسن‏بن‏على ابوالحسن خنیزى و روزنامه‏نگار و شاعر غسّان خنیزى از بزرگان این طایفه به شمار مى‏روند؛

  1. سنان: احمدبن‏عبدالله سنان (متوفاى ۱۳۰ هـ . ق) على بن صالح سنان، شهید عبدالفتاح‏بن‏احمد سنان، محمد على‏بن‏سلمان آل‏سنان و ادیب معاصر عبدالرئوف سنان از شخصیت‏هاى این طایفه هستند؛
  2. آل‏حمّار: خطیب و شاعر ابراهیم‏بن‏محمدبن‏حسین از این طایفه است؛
  3. سویکت: این طایفه در منطقه «دبابیه» قطیف ساکن هستند. احمدبن‏مهدى سویکت و على‏بن‏مکى سویکت (متوفاى ۱۳۵۲ هـ . ق) از این طایفه‏اند؛
  4. صفّار: حسن موسى صفار ـ که یکى از بزرگان دینى و سیاسى شیعه در عربستان و خطیب و نویسنده‏اى مشهور بود و تألیفاتش به بیش از سى اثر مى‏رسد و اثر آخر او کتاب «التعددیه و الحریه فى الاسلام» است ـ ، محمد موسى صفار و هنرمند على صفار از این طایفه هستند؛
  5. آل‏علقم: شهید حسین علقم ـ که در انتفاضه محرم سال ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ و رضى‏بن‏عبدالله علقم از این طایفه به حساب مى‏آیند؛
  6. آل‏غریب: شهیده فاطمه غریب ـ که در انتقاضه محرم سال ۱۴۰۰ هـ . ق با شلیک گلوله از هواپیما به شهادت رسید ـ از این طایفه است؛
  7. جامد: شهید فیصل جامد ـ که در منطقه شرقى در انتقاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ و دکتر میرزا جامد از این طایفه هستند؛
  8. مدیفع: شهید على مدیفع ـ که در سال ۱۴۰۶ هـ . ق شهید شد ـ از این طایفه است؛
  9. رمضان: شاعر على رمضان (۱۳ – ۱۳۱۴ هـ .ق) صاحب منظومه «ماضى القطیف و حاضرها» از این طایفه به حساب مى‏آید؛
  10. آل‏قیصوم: خطیب و شاعر على‏بن‏حسن آل‏قیصوم از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  11. ماحوزى: خطیب و شاعر عبدعلى‏بن‏محمد ماحوزى و حسین‏بن‏محمد ماحوزى (۱۱۸۱ – ۱۰۲ هـ . ق) از این طایفه هستند؛
  12. قطان: احمدبن‏منصوربن‏على قطان ـ که معاصر با دولت عباسى بود ـ از این طایفه است؛
  13. شویکى: مرزوق‏بن‏محمد شویکى (متوفاى ۱۲۱۴ هـ . ق)، محمدبن‏عبدالله شویکى (متوفاى ۱۲۵۴ هـ . ق) و عبدالله شویکى (متوفاى ۱۲۵ هـ . ق) از این طایفه به شمار مى‏آیند؛
  14. مقابى: احمدبن‏یوسف مقابى (متوفاى ۱۱۰۲ هـ . ق)، محمدبن‏یوسف مقابى (متوفاى ۱۱۲۵ هـ . ق) و یوسف‏محمد مقابى (متوفاى ۱۱۰۲ هـ . ق) از بزرگان این طایفه‏اند؛
  15. مسلم: نویسنده و شاعر محمد سعید مسلم ـ نویسنده کتاب «ساحل الذهب الاسود» و کتاب‏هاى بسیار دیگر ـ ، شاعر سلیمان مسلم (متوفاى ۱۳۶۰ هـ . ق)، نویسنده معاصر عبدالواحدبن‏موسى مسلم از این طایفه هستند؛
  16. حوّاج: از سادات هستند و خطیب سید شرف‏بن‏محمد حوّاج (متوفاى ۱۳۶۱ هـ . ق)، از این طایفه است؛
  17. علویات: شاعر معاصر صالح حسن علویات ـ که دیوانى با نام «مصابیح الظلام» دارد ـ ، از شخصیت‏هاى بارز این طایفه به شمار مى‏آید؛
  18. بدر: عبدالله‏بن‏محمد بدر، علامه مجاهد حسن على بدر (۱۲۸ – ۱۳۳۴ هـ .ق)، پسرش طاهر بدر (۱۳۲۴ – ۱۳ هـ . ق) و پسر دیگرش عبداللطیف بدر (متوفاى ۱۳۳۸ هـ . ق) از شخصیت‏هاى این طایفه‏اند؛
  19. مسحّر: این طایفه از سادات موسوى هستند که در «کویکب» ساکن شدند. شاعر معاصر سید طاهربن‏ناصر مسحّر از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  20. غانم: در گذشته، رهبرى شیعیان قطیف بر عهده این طایفه بود. نویسنده معاصر، راشد عبدالله غانم یکى از شخصیت‏هاى این طایفه است؛
  21. ذهبه: این طایفه در منطقه «کویکب» ساکن بودند. شاعر عبدالله‏بن‏احمد ذهبه (متوفاى ۱۲ هـ . ق) از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  22. حکیم: شاعر لطف الله‏بن‏یحیى حکیم (متوفاى ۱۳۰۰ هـ . ق) از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  23. اسکافى: این طایفه در منطقه «دبابیه» ساکن هستند. على‏بن‏حسن اسکافى (متوفاى ۱۳۳۰ هـ . ق) از این طایفه به حساب مى‏آید؛
  24. آل‏رقیه: احمدبن‏عبدالحسین آل‏رقیه از این طایفه است؛
  25. آل‏خزام: شاعر و نویسنده معاصر، عباس مهدى آل‏خزام ـ که کتاب‏هاى بسیارى نگاشته است و مهم‏ترین آنها کتاب «کیف ینظم الشعر» است ـ و پسرش شاعر جوان، عادل خزام از این طایفه‏اند؛
  26. ابوعزیز: این طایفه در «باب الشمال» ساکن هستند. محمدبن‏عبدالله ابوعزیز (متوفاى ۱۲۰۰ هـ . ق) صاحب کتاب‏هاى فراوانى، همچون «معراج النبى» از این طایفه است؛
  27. نهاش: در منطقه «قلعه» ساکن هستند و علامه محمد على‏بن‏على نهاش (متوفاى ۱۳۴۱ هـ . ق) از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  28. سویدان: نویسنده و شاعر معاصر، مهدى سویدان از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  29. خضراوى: این طایفه از سادات هستند و نویسنده، سید محمدبن‏رضى خضراوى از این طایفه است؛
  30. حایک: نویسنده معاصر، عباس احمد ابراهیم حایک از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  31. دهّان: شاعر معاصر، فوزى دهّان از این طایفه است؛
  32. مسعود: خطیب، محمدمسعود از این طایفه است؛
  33. طویل: خطیب معاصر، على‏بن‏حسن طویل از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  34. زایر: خطیب بزرگ، راضى‏بن‏محمدجوادزایر (متوفاى ۱۴۰۳ – ۱۳۲۱ هـ . ق)، پدرش محمدجوادمحمدزایر (متوفاى ۱۱۴۳ هـ . ق) و عبداللطیف محمدجواد زایر از این طایفه‏اند؛
  35. عصفور: حسن‏بن‏کاظم‏بن‏جاسم عصفور (متوفاى ۱۳۴ هـ . ق) از این طایفه است؛
  36. بیات: حسن‏على‏بن‏محمد بیات، علامه منصور بیات و عبدالله بیات از این طایفه هستند؛
  37. ماجد: این طایفه از سادات و در منطقه «دبابیه» قطیف ساکن هستند. سید احمدبن‏ماجد الماجد و شاعر معاصر سید جعفربن‏احمد ماجد از بزرگان این طایفه‏اند؛
  38. شماسى: شهید عبدالمجید شماسى از این طایفه است. او در سال ۱۳۵ م به دنیا آمد و در سال ۱۶ م دستگیر و به شدت شکنجه شد. وهابیان ناخن‏هایش را کشیدند، فکش را شکسته، ستون فقراتش را خرد کردند. او سه روز به همین حال ماند و خون از بدنش مى‏رفت تا اینکه در بیست و یکم ربیع‏الثانى سال ۱۳۸ هـ . ق برابر با سال ۱۶ م به شهادت رسید. همچنین ادیب و شاعر محمد رضا شماسى از این طایفه شمرده مى‏شوند؛
  39. آل‏غریافى: نویسنده معاصر، احمد غریافى از این طایفه است؛
  40. آل‏بریکى: محمد صالح بریکى (۱۳۱۴ – ۱۳۴ هـ . ق)، خطیب مشهور میرزا حسین بریکى (۱۳۲۶ – ۱۳۸ هـ . ق)، ادیب و شاعر معاصر محمدسعیدبن میرزاحسین بریکى و شاعر، دکتر حسن‏بن‏محمدصالح بریکى از بزرگان این طایفه‏اند؛
  41. عوّى: طایفه‏اى مشهور هستند که در اواخر قرن دوازدهم میلادى از بحرین به این شهر هجرت کرده‏اند. عبدالله‏بن‏على عوّى، على عوّى و شاعر معاصر احمدبن‏عبدالله عوّى، صاحب دیوان «محرک الاشجان فى رثاء امناء الرحمان» از این طایفه هستند؛
  42. خمیس: شاعر، محمدبن‏على‏بن‏سلمان آل‏خمیس (متوفاى ۱۳۳۵ هـ . ق) از بزرگان این طایفه است؛
  43. عمران: بسیارى از علما و ادبا از این طایفه‏اند. علامه فرج عمران در کتاب «تحفه اهل الایمان فی تراجم آل‏عمران» اسامى اکثر آنها را ذکر کرده است. محمد آل‏عمران (متوفاى ۱۳۰۳ هـ . ق) عبدالله‏بن‏فرج آل‏عمران (متوفاى ۱۳۴۰ هـ . ق)، فرج عمران (متوفاى ۱۳۸ هـ . ق)، پسرش حسین‏فرج عمران، شهید شاعر، حسن‏بن‏فرج عمران ـ که در بیست و نهم ربیع‏الاول سال ۱۳۰ هـ . ق دستگیر شد و در اول ذى‏القعده سال ۱۳۲ هـ . ق خبر شهادتش به خانواده‏اش رسید ـ و شاعر محمدفرج عمران از شخصیت‏هاى برجسته این طایفه هستند؛
  44. غرّاش: ابراهیم‏بن‏عبدالله غرّاش از این طایفه است؛
  45. آل‏نصرالله: احمدمهدى نصرالله (متوفاى ۱۳۰۶ هـ . ق)، منصوربن‏حسن‏بن‏نصرالله، ادیب و روزنامه‏نگار محمدرضابن‏منصور نصرالله ـ که یکى از مشهورترین منتقدان عربستان به شمار مى‏رفت و مدتى نیز سردبیرى هفته‏نامه «الریاض» را به عهده داشت ـ و روزنامه‏نگار شاعر، فؤاد نصرالله از این طایفه هستند؛
  46. مصطفى: على مصطفى (متوفاى ۱۳۲۱ هـ . ق)، شاعر احمدمحمدبن‏على مصطفى ـ که از بزرگان شعر و ادب قطیف به شمار مى‏رفت ـ ، حسین‏بن‏على مصطفى و شاعر و طراح على‏عبدالکریم مصطفى از شخصیت‏هاى این طایفه‏اند؛
  47. آل‏خباز: از سادات هستند و سید احمدبن‏علوى خباز (متوفاى ۱۳۶ هـ . ق)، سید شبّربن‏محفوظ خباز ـ که بزرگ روستاى «مدارس» قطیف و فرد مورد اعتماد علما در قطیف به شمار مى‏رفت ـ و خطیب و شاعر معاصر، سید منیرعدنان خباز از بزرگان این طایفه به شمار مى‏روند؛
  48. خباز: این طایفه از سادات نیستند و خطیب حیدربن‏عبدالله خباز (متوفاى ۱۳۸۸ هـ . ق)، شاعر و خطیب عبدالله خباز (متوفاى ۱۳۶۲ هـ . ق) و شهید ابراهیم‏رضى خباز ـ که در انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ از این طایفه هستند؛
  49. آل‏عبدالجبار: طایفه‏اى ادیب و عالم هستند. محمدحسین آل‏عبدالجبار، علامه على‏بن‏احمد آل‏عبدالجبار (متوفاى ۱۳۸ هـ . ق)، برادرش علامه سلیمان‏عبدالجبار ( متوفاى ۱۳۶۶ هـ . ق)، سلیمان‏سلیمان آل‏عبدالجبار، محمدبن‏عبد على آل‏عبدالجبار ـ که یکى از فقهاى شیعه محسوب مى‏شود و تألیفات بسیارى دارد ـ و شهید عبدالواحد احمد حسن آل‏عبدالجبار ـ که در سال ۱۳۶ م در قطیف به دنیا آمد و در سال ۱۰ م دستگیر و پس از یازده روز، زیر شکنجه به شهادت رسید ـ از شخصیت‏هاى این طایفه به شمار مى‏روند؛
  50. ساده: شهید سید باسم سید حسن ساده ـ که در انتفاضه محرم سال ۱۴۰۰ هـ . ق در منطقه شرق به شهادت رسید ـ از این طایفه است؛
  51. مدن: این طایفه در منطقه «دبابیه» ساکن هستند. خطیب معاصر باقرعبدالکریم مدن از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  52. میلغى: از سادات هستند و سید باقربن‏سید حمید میلغى از این طایفه است؛
  53. عبدالعال: خطیب عیسى‏بن‏على‏بن‏عبدالعال (متوفاى ۱۳۵۶ هـ . ق) و خطیب معاصر على‏بن‏عیسى‏بن‏عبدالعال از این طایفه هستند؛
  54. آل‏عوامى: سیدماجد عوامى، سیدهاشم‏سیدعلى عوامى، سیدحسین عوامى، سیدعلى عوامى، سیدمحفوظ عوامى، نویسنده معاصر سیدباقر عوامى، نویسنده و ادیب سیدحسن عوامى، ادیب سید على عوامى و شاعر معاصر سید عدنان عوامى از بزرگان این طایفه به شمار مى‏روند؛
  55. آل‏شعبان: شاعر حبیب آل‏شعبان ( متوفاى ۱۳۱۰ هـ . ق) از این طایفه است؛
  56. جامع: این طایفه در منطقه “قلعه” ساکن هستند. شاعر حسن‏بن‏عبدالله‏عبدالصمد جامع و شاعر معاصر حسین‏بن‏حسن جامع از شخصیت‏هاى برجسته این طایفه به شمار مى‏آیند؛
  57. ابوجعیّد: محمدبن‏سلمان آل‏ابى‏جعید از این طایفه است؛
  58. شیوخ: وصفى شیوخ از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  59. مهدى: شاعر عبدالوهاب حسن مهدى (۱۳۵۸ – ۱۴۰۶ هـ . ق ) و هنرمند معروف، عبدالله‏مهدى از این طایفه هستند؛
  60. فارس: على‏بن‏حسن‏بن‏فارس ( متوفاى ۱۳۴۱ هـ . ق) ـ که منصب وکالت مالى قطیف را بر عهده داشت ـ ، على‏بن‏عبدالله‏بن‏فارس، و محمدبن‏فارس ـ که به جمع‏آورى آثار و کتاب‏ها اهمیت بسیارى مى‏داد و یکى از بزرگان قطیف به شمار مى‏رفت ـ ، از بزرگان این طایفه به شمار مى‏روند؛
  61. دار: خطیب، عبدالله دار از این طایفه است؛
  62. میلاد: نویسنده، زکى میلاد از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  63. موسى: محمد موسى از این طایفه است.

دیگر طوایف قطیف، عبارت‏اند از: قفاص، قلاف، مبارک، محاسنه، محسن، محفوظ، عید، عبادى، ضیف، صحاف، صبیخى، شروفنا، مشد، سلاط، ربیع، رجب، رضى، دعبل، حیدر، حمیده، حمود، حمزه، حمام، بستانى، جاسم، ثنیان، برمکى، مزین، مشکاب، اخضر، اسماعیل، اسود، اصمخ، اصیل، امان، بحرانى، بزبوز، بزرون، بشراوى، بطى، بناى، تاروتى، تاریخ، تحیفه، تنبل، جارودى، حامد، جبیلى، جراش، جساس، جصاص، جعفر، جنبى، حساوى، حکروه، حماد، خزعل، خضر، خضیر، ابوشومى، ابوصعب، خلف، خلیتیت، خلیفه، خمیرى، خواهر، خیاط، خویطر، خویلدى. دبیسى، دشیشى، دهنیم، زکریا، سعید، مطلق، معیوف، مغاصله، مغیص، ناس، ناصر، هجهوج، هزیم، هلال، هنقامه، هواشم، یتیم، یوسف، هاشم، ناجى، معتوق، مطر، مطاوعه، مسیبح، مرزوق، مرار، مخرّق، مختار، مخامل، محیمید، محیسن، محمود، قفشات، عیسى، سهوان، سیف، سیهاتى، شاخورى، شباط، شنخنخ، شهاب، شملاوى، صادق، صایغ، صباخ، صباغ، صحاف، ضامن، ابراهیم، ابوتاکى، ابوشاهین، ضو، طاق، طلاق، طحان، عاشور، عباس، عسیف، علوان، علوى، علیوات، على، عید، غراب، غمغام، فردان، قدیحى و قصاب.

ویژگى‏هاى اقتصادى قطیف و احساء

این دو شهر ـ که در منطقه شرق کشور عربستان واقع شده‏اند ـ ، از غنى‏ترین مناطق امروز جهان به شمار مى‏روند؛ اما با این وجود، مردم این منطقه در فقر همه‏جانبه‏اى به سر مى‏برند.

پیش از دوران نفت، مناطق شیعه‏نشین از غنى‏ترین مناطق عربستان به شمار مى‏رفت. در دوران قبل از نفت و بعد از آن، هیچ یک از مناطق شبه جزیره عربستان توان رقابت با این دو منطقه را نداشتند. به همین دلیل، احساء و قطیف، قلب اقتصادى عربستان، از زمان اشغال تا کنون به شمار مى‏رود.

در زمانى که زندگى مردم عربستان متکى به کشاورزى و گله دارى بودند و این امور از منابع مهم اقتصادى آنها به شمار مى‏رفت؛ مردم قطیف در اوج رفاه به سر مى‏بردند و بر بیشتر مناطق از نظر ثروت، رشد و ترقى، برترى کامل داشتند.

اقتصاد قطیف تک قطبى نبود؛ حدود یک میلیون اصله نخل در قطیف و در احساء نیز حدود دو میلیون اصله نخل وجود داشت.

لؤلؤ نیز از دیگر ثروت‏هاى قطیف به شمار مى‏رفت؛ این محصول تجارت پر سودى را به دنبال داشت. قطیف، در طول سال با نشاط بود، قطب تجارى کشور محسوب مى‏شد و ساکنان کشورهاى خلیج فارس و تجار هند براى انجام معامله به قطیف مى‏آمدند.

قطیف داراى دو موسم (فصل) است:

الف) موسم صادرات: در این فصل چغندر قند از بندر تاریخى قطیف به دیگر مناطق صادر مى‏شود.

ب) موسم صحرانشینى: در این فصل، مردم آنچه نیاز دارند ـ اعم از اقلام کشاورزى، دامى و دیگر احتیاجات ـ را براى خود ذخیره مى‏کنند. خرما و کشاورزى، نه‏تنها براى مصرف داخلى کافى است؛ بلکه نیازهاى دیگر کشورهاى حوزه خلیج فارس را تأمین مى‏کند.

قطیف، افزون بر تأمین نیازهاى خود، انار، انجیر، موز، هلو، لیمو، نارنج، خربزه و… را به مناطق دیگر صادر مى‏کند.

شیعه در سیهات

سیهات، یکى از مهم‏ترین شهرهاى منطقه به شمار مى‏رود که جنگ، سیاست و عهدنامه‏هاى زیادى در صحنه رهبرى این شهر نمایان است. ساکنان سیهات در تاریخ، موضع‏گیرى‏هاى بارز و مشهودى، به ویژه در مقاومت و جنگ داشته‏اند. حمله‏هاى وحشیانه بارها مردم این شهر را به مخاطره انداخته است، به ویژه دولت اول و دوم سعودى چندین‏بار براى انتقام از ساکنان این منطقه، قتلگاه‏ها به راه انداخته‏اند.

تمامى ساکنان این شهر شیعه و بیشتر خانواده‏هاى سیهات، از اعراب اصیل و قبایل خوالد، عجمان، هواجر و سبیلاع هستند. این امر را مى‏توان از خلال تعداد طوایف کنونى سیهات شناخت.

برخى طوایف سیهات

  1. مطرود: عبدالله مطرود از این طایفه است؛
  2. مطوع: عبدالله‏بن‏حسین مطوع ( متوفاى ۱۴۰ هـ . ق) و پسرش عبدالحمید مطوع از شخصیت‏هاى این طایفه هستند؛
  3. نصر: حسین‏بن‏نصر از بزرگان سیهات، شاعر عبدالمحسن‏بن‏نصر (متولد ۱۳۳۶ هـ . ق و متوفاى ۱۴۱۱ هـ . ق) که دیوانى در دو جلد با نام «لوعه الحزین» دارد و پسر شاعرش، باقرنصر از شخصیت‏هاى این طایفه‏اند؛
  4. خمیس: خطیب و شاعر معاصر، احمدبن‏منصور خمیس از این طایفه است؛
  5. شیخ آل‏ابى‏مکارم: مجید على جعفر از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  6. آل‏جظر: جواد جظر و برادرش حسین جظر از این طایفه هستند؛

. داود: جعفر یوسف داوود از این طایفه است؛

  1. آل‏قریش: حسین رمضان قریش از این طایفه شمرده مى‏شود؛

. آل‏زواد: على زواد، عبدالمحسن زواد و ناجى زواد از بزرگان این طایفه هستند؛

  1. آل‏دبیس: خطیب، حبیب‏دبیس از این طایفه است؛
  2. عباس: خطیب، عبدالحمیدعباس از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  3. آل‏زاکى: عبدالجلیل‏زاکى از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  4. آل‏مسکین: محمدمسکین از این طایفه است؛
  5. آل‏مدلوح: محمدمدلوح و سعیدمدلوح از این طایفه‏اند؛
  6. راشد: خطیب احمد راشد از این طایفه است؛
  7. آل‏معلم: محمدمعلم، برادرش عبدالوهاب معلم (متوفاى ۱۴۱۰ هـ . ق)، منصوربن‏صالح‏معلم (متوفاى ۱۳۸ هـ . ق) و کمال‏معلم ـ طراح معاصر ـ از این طایفه هستند؛
  8. سالم: خطیب و شاعر معاصر، على‏سالم ـ که دیوان شعرش به چاپ رسیده است ـ ، از این طایفه است؛
  9. مسلّم: عبدالله‏مسلّم از این قبیله به شمار مى‏آید؛
  10. حمود: خطیب و شاعر معاصر عبدالکریم‏بن‏محمدحسین حمود و جعفر حمود از این طایفه هستند؛
  11. صیود: خطیب، على‏هلال صیود و نویسنده معاصر، معصومه صیود از این طایفه است؛
  12. قلاف: شهید حسن‏منصور قلاف ـ که نخستین شهید انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شمار مى‏رود ـ و فاطمه‏على‏یوسف قلاف ـ نویسنده معاصر ـ از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  13. آل‏سبع: شاعر معاصر، حسن‏سبع ـ که اکنون مسئول امور فرهنگى مجله «الیوم» است ـ ، از این طایفه است؛
  14. شافعى: منصوربن‏احمد شافعى (متوفاى ۱۳۶۴ هـ . ق) و عبدالحمیدعبدالله شافعى ـ نویسنده معاصر ـ از این طایفه هستند؛
  15. آل‏صلیل: نویسنده، عیسى‏صلیل از این طایفه است؛
  16. شویخات: ادیب، احمدشویخات و حسن‏مبارک شویخات ـ داستان‏نویس معاصر ـ از این طایفه هستند؛
  17. هویدى: هنرمند بزرگ، على هویدى ـ که جایزه اول نمایشگاه کشور را در سال ۱۳۸ هـ . ق به دست آورد ـ ، از این طایفه است؛
  18. شمر: نویسنده معاصر، احمد شمر از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  19. آل‏ابراهیم: شاعر، عبدالنبى‏جعفر آل‏ابراهیم ـ که دیوان شعرش با نام «وحى الشعور» به چاپ رسیده ـ و برادرش، على‏جعفر آل‏ابراهیم ـ شاعر ـ از این طایفه هستند.

طوایف دیگر سیهات

هزاع، ناصر، هلال، مزعل، مرزوق، متروک، مبارک، محفوظ، مشامع، منیان، محسن، کبیش، فضل، غانم، سلهام، سکیرى، رشود، ربعان، سبیعى، ریح، سواد، سیهاتى، سلیس، داود، خریده، باشا، درویش، خمیرى، بیات، جراد، جفال، حلال، حکیم، حمیدى، خرداوى، بورى، مروهون، مشهد، یامى، نصرالله، مؤمن، مدن، مرشود، معلم، ساده، بشیر، بشراوى، ترکى، حماد، حمد، خلیفه، خواهر، سدره، سعدون، شاخور، شافعى، شهاب، شومان، شیبان، صیاحى، ضاحى، عرب، عرادى، عواد، عید، عیسى، قراش، محیف، مساعد، مسبح، مسجن، مشرف، مطر، مویس، معتوق، همل، أمان، برهان، اخوان، جعصى، زبیدى، هاشم و… .

حسینیه‏هاى منطقه سیهات

م نام حسینه مکان و موقعیت سخنران و خطیب
۱ حسینه الحسین الخصاب قرب مغتسل سیهات غیر ثابت
۲ حسینیه السالم الحاله الی الغرب من بنک الریاض الشیخ حبیب الدبیس
۳ الکبیش الدیره قرب شارع مکه الملا عبدالرسول البصاره
۴ شاخور (المنتظر) الحاله قرب مسجد العید الشیخ عبدالحمید العباس
۵ حسینیه خلیفه الدیره قرب حسینیه المطوع الشیخ عبدالحمید العباس
۶ حسینیه الراشد الدیره الشارع العالم الشیخ حسن الخویلدى
  حسینیه‏السیهاتى الدیره الملا احمد خمیس
۸ حسینیه‏المطوع الدیره الملا عبدالحمید المرهون
  حسینیه‏الناصر الدیره ـ قرب شارع مکه غیرثابت
۱۰ شهاب (الزهراء) الخصاب (فى وسط الحى) الشیخ فوزى السیف

شیعه در صفوى

صفوى، شهرى تاریخى و قدیمى در کنار قلعه «جاوان» است که مملو از آثار فرهنگى باستانى است. این شهر در شمال قطیف و با فاصله اندکى از بندر «رأس تنوره» (سکوى نفتى معروف) قرار گرفته است.

تمامى ساکنان این شهر شیعه‏اند. در اطراف این شهر، تعدادى از بادیه‏نشینان ساکن شده بودند که اکثر آنها از این شهر مهاجرت کرده‏اند. طوایف این منطقه، مخلوطى است از قبایل جدید و نوادگان قبایل قدیمى که قبل از ظهور اسلام در این منطقه ساکن شده‏اند.

طوایف منطقه صفوى

  1. ساده: خطیب مشهور، سید هاشم سید شرف حسن (میر)، برادرش سید حسین سید شرف، خطیب و نویسنده سید جعفر سید هاشم سید شرف و برادرش خطیب سید عبدالمطلب سید هاشم شرف، سید هاشم شرفا، دکتر عدنان جعفر حسن، روزنامه‏نگار حمزه حسن، خطیب سید عبدالکامل سید عبدالمطلب حسن، خطیب سید عمران سید شرف اسعد، خطیب سید محمدبن‏سید على آل‏ادریس، سید هاشم سید احمد علوى، خطیب سید هاشم سید طاهر، سید زهیر عبدالعظیم ساده و خطیب و شاعر سید على شرف أسعد از این طایفه‏اند؛
  2. ابراهیم (طایفه شمر منطقه عارض): نویسنده فؤاد على آل‏ابراهیم، ادیب معروف سلمان‏بن‏صالح آل‏ابراهیم صفوانى، صالح‏محمداحمد آل‏ابراهیم، دکتر عبدالله‏على آل‏ابراهیم، دکترعبدالمحسن‏على‏عبدالله آل‏ابراهیم، دکتر محمدحسین‏صالح آل‏ابراهیم، دکترباسم احمدعلى‏عبدالله آل‏ابراهیم، صالح‏حسن‏على‏کریم آل‏ابراهیم ـ که در انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ ، خطیب‏صالح، محمدصالح آل‏ابراهیم، خطیب على‏بن‏عبدالله آل‏ابراهیم و محمداحمد آل‏ابراهیم از این طایفه هستند؛
  3. آل‏صادق: این طایفه از قبیله «عبدالقیس» است. اکثر اهالى صفوى از این طایفه هستند. حسین‏صادق، نویسنده عادل احمد صادق، شاعر ناصرسلمان صادق و عبدالعظیم صادق از این طایفه شمرده مى‏شوند؛
  4. قریش: (از قبیله سبیع هستند): عبدالرحیم قریش، هشام محمد احمد قریش، عبدالله عبدالرحیم قریش، سعید عبدالرحیم قریش، محمد عبدالرحیم قریش و نویسنده خانم منتهى محمد احمد قریش از این طایفه هستند؛
  5. یوسف: (قحطانیون فخذ حسمه): خطیب حسین‏بن‏محمدبن‏ابراهیم یوسف، محمدتقى یوسف و پسرش سعید تقى یوسف از این طایفه‏اند؛
  6. حمدان: خطیب صالح‏بن‏احمد آل‏حمدان از این طایفه است؛

. آل‏حمیدان (مبارک): ریشه این طایفه به «احساء» برمى‏گردد. بسیارى از علما، همچون: محمدصالح صفوانى ـ که قاضى شیعه در قطیف بود و کتاب‏هاى بسیارى نوشته است. مبارک‏بن‏على، عبدالله‏بن‏مبارک، محمدبن‏مبارک، على‏بن‏مبارک، حسن‏بن‏محمدبن‏مبارک، حسین‏بن‏محمدبن‏مبارک، عبدالله‏بن‏على‏بن‏مبارک، سلیمان‏بن‏على‏بن‏مبارک و على‏بن‏سلیمان‏بن‏على‏بن‏مبارک از این طایفه هستند؛

۸ . آل‏مبارک: جعفربن‏على مبارک از این طایفه است؛

. حبیب: رهبر فقید صفوى سلمان عبدالهادى، على سلمان عبدالهادى و محمدحسن عبدالرحمان آل‏حبیب از این طایفه هستند؛

  1. دخیل: شهید مکى على ناصر دخیل ـ که در انتفاضه ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید ـ ، از این طایفه است؛
  2. آل‏عبدالباقى: حسن عبدالباقى و شاعر حسن عبدالباقى از این طایفه هستند؛
  3. مرهون: کاتب، خضرعلى مرهون از این طایفه است؛
  4. آل‏ملا: عبدالکریم ملا و دکتر عبدالله ملا از این طایفه هستند؛
  5. آل‏هانى: نویسنده، خانم صباح عباس آل‏هانى از این طایفه است؛
  6. آل‏مدن (قصاب): شهید سعید عبدالمحسن مدن و شهید مالک عبدالرزاق‏مدن ـ که در انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسیدند ـ ، از شخصیت‏هاى این طایفه هستند؛
  7. آل‏سعید: حیدربن‏احمد آل‏سعید از این طایفه است؛
  8. آل‏خویلدى: حسن‏مکى خویلدى، نویسنده میرزاعلى خویلدى و شاعر حبیب مکى خویلدى از این طایفه هستند؛
  9. آل‏صلاح: خطیب على‏بن‏حسن صلاح از این طایفه است.
  10. مهدى: یوسف‏بن‏سلمان مهدى ـ که یکى از بزرگ‏ترین و برجسته‏ترین علماى شیعه قطیف و احساء به شمار مى‏رود ـ ، از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  11. آل‏دهیم: نویسنده صراع شبیب دهیم و حبیب دهیم از این طایفه‏اند؛
  12. آل‏عجاج: محمد عجاج و حسین‏بن‏احمد عجاج از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  13. معلم: شهید على احمد معلم و على عبدالله معلم از این طایفه هستند؛
  14. آل‏فرید: حسین فرید، شاعر مردمى عباس على فرید، نویسنده خانم، عالیه مکى فرید و محمد عبدالله فرید از بزرگان این طایفه هستند؛
  15. رهین: شهید سلمان آل‏رهین از این طایفه است؛
  16. عواد: شهید عبدالوهاب عواد از این طایفه به شمار مى‏آید.

طوایف دیگر صفوى

سیف، خلف، صالح، حایکى، خمیس، فرید، کاظم، مسلم، مطلق (از طایفه مهاشیر بنى‏خالد)، ناصر، عقیلى، بشرى، فردان، عامر، مطرود، متروک (فؤاد عبدالکریم متروک از این طایفه است)، غانم ـ على غانم از این طایفه است ـ ، غریب ـ صالح‏بن‏عبدالله غریب از این طایفه است ـ ، زاهر، زاکى، آل‏فاران، قرین، شاهین، نصفان، معین، آل‏داوود ـ از طایفه عنزه و از منطقه حوطه نجد هستند ـ و دخیل که نویسنده و هنرمند میرزا حسین صالح دخیل از این طایفه است.

شیعه در تاروت

تاروت، جزیره‏اى است معروف که گنجینه‏هاى با ارزشى از آثار باستانى در آنجاى دارد. روستاهاى سنابل، ربیعیه، زور و دراین، از توابع این جزیره‏اند. اکثر ساکنان این جزیره و روستاهاى آن شیعه هستند.

طوایف جزیره تاروت

  1. آل‏سیف: محمدبن‏احمدبن‏سیف ـ بزرگ خاندان و نخستین عالم این طایفه است ـ حسین‏بن‏محمد آل‏سیف، على‏بن‏محمد آل‏سیف، منصور آل‏سیف (۱۲۳ – ۱۳۲۶ هـ . ق) و احمدبن‏منصور آل‏سیف (۱۳۲۶ – ۱۴۰۶ هـ . ق) از علماى قدیم این طایفه‏اند. نویسنده، توفیق محمدتقى سیف ـ که کتاب‏هاى بسیارى در علوم مختلف نگاشته است از بررسى‏هاى با ارزش او «البترول و السیاسه فى المملکه العربیه السعودیه» است ـ ، خطیب و نویسنده فوزى محمد تقى سیف ـ که ده‏ها کتاب از او منتشر شده است و مهم‏ترین آنها، کتاب «نظام الاداره الدینیه عند الشیعه الامامیه» است ـ ، خطیب و نویسنده محمد تقى سیف، حمید محمد تقى سیف، نویسنده منصوربن‏جعفر سیف، عبدالعلى سیف ـ که کتاب القطیف واضواء على شعرها المعاصر از اوست ـ ، محمد تقى سیف و عیسى‏بن‏احمد سیف از علماى معاصر این طایفه هستند؛
  2. آل‏دعلوج: از سادات هستند و سید أسعد سید على دعلوج از این طایفه است؛
  3. معتوق: ریشه این طایفه به طایفه آل‏مرهون مى‏رسد و عبدالله‏بن‏معتوق (۱۲۴ – ۱۳۶۲ هـ . ق)، برادرش سلمان‏بن‏معتوق، محمدتقى معتوق، ادیب و شاعر دکتر احمدبن‏محمد تقى معتوق از این طایفه هستند؛
  4. خباز: خطیب معاصر جمال خباز و دکتر احمد خباز از این طایفه‏اند؛
  5. حجاج: شهید ازهر حجاج ـ که در سال ۱۸۸ م دستگیر و به یک اتهام سیاسى در اواخر اکتبر ۱۸۸ م اعدام شد ـ ، شهید نزیه حجاج ـ که درسال ۱۴۰۶ هـ . ق به شهادت رسید ـ و خطیب معاصر عبدالله‏بن‏احمد حجاج از این طایفه هستند؛
  6. عبندى: از ساکنان روستاى سنابس هستند و شاعر بریر عبندى و نویسنده معاصر حسن عبندى از بزرگان این طایفه به‏شمار مى‏روند؛

. آل‏شلى: از ساکنان روستاى ربیعیه هستند و جلال احمد آل‏شلى (۱۳۸۶ -۱۴۰۶ هـ . ق) و نقاش عبدالعظیم‏محمد آل‏شلى از این طایفه هستند؛

  1. دوره: از ساکنان روستاى سنابس هستند. شاعر مردمى معاصر ابراهیم‏سلمان‏بن‏کاظم دوره، شاعر و نویسنده معاصر على ابراهیم دوره ـ که کتاب‏هاى بى‏شمارى نوشته است و معروف‏ترین آنها «شعراء الموّال فى جزیره تاروت»است ـ ، شاعر معاصر حسن احمد دوره و شاعر على عبدالله دوره از شخصیت‏هاى بارز این طایفه هستند؛

. آل‏ربیع: در روستاى ربیعیه زندگى مى‏کنند و شاعر و خطیب حسن‏بن‏عبدالله بن ربیع (۱۲۸۲ – ۱۳۶۲ هـ . ق) ـ که مؤسس روستاى ربیعیه در جزیره تاروت است ـ و خطیب و شاعر على‏بن‏حسن‏بن‏ربیع (۱۳۱۶ – ۱۳۸۲ هـ . ق) از شخصیت‏هاى بارز این طایفه هستند؛

  1. آل‏صلیل: ساکن روستاى سنابس هستند. شهید حسن صلیل که در انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق به شهادت رسید، از این طایفه است؛
  2. الماء: شاعر معاصر عبدالجلیل مرهون الماء از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  3. درازى: خطیب و شاعر عبدالحسین درازى (۱۲۶ – ۱۳۲ هـ . ق) ـ که دیوان او با نام «ذخیره الشیعه» چاپ شد ـ ، شاعر معاصر مردمى على‏بن‏حسن درازى و هنرمند معروف محمد درازى از این طایفه‏اند؛
  4. آل‏عبدالمحسن: نویسنده معاصر عبدالله حسن منصور آل‏عبدالمحسن ـ که تألیفات بسیارى دارد و معروف‏ترین آنها کتاب «من تراث جزیره تاروت» است ـ و زهیرحسن آل‏عبدالمحسن ازشخصیت‏هاى بارز این طایفه هستند؛
  5. آل‏زرع: شاعر معاصر عبدالکریم‏بن‏مبارک آل‏زرع از این طایفه است؛
  6. مصلى: شاعر معاصر مهدى مصلى و طراح معروف محمد مصلى از این طایفه هستند؛
  7. ابوسریر: شاعر معاصر دکتر حسین ابوسریر از این طایفه است؛
  8. جنوبى: از ساکنان روستاى «سنابس» هستند. شاعر دکتر على جنوبى ـ که استاد روانشناسى دانشگاه الملک سعود است ـ ، از این طایفه هستند؛
  9. درویش: از ساکنان «سنابس» و از سادات به شمار مى‏روند. سید سلمان درویش (۱۲۲۵ – ۱۳۵۰ هـ . ق) و شاعر معاصر سیدطاهربن‏سید علوى درویش از این طایفه هستند؛
  10. عمانى: شاعر معاصر فاضل عمانى از این طایفه است؛
  11. حداد: در روستاى «سنابس» زندگى مى‏کنند. خطیب رضى‏بن‏عبدالله حداد و شاعر معاصر مردمى ابراهیم‏بن‏ناصر حداد از شخصیت‏هاى این طایفه به شمار مى‏روند؛
  12. بیابى: خطیب رضى بیابى، خطیب معاصر عبدالرسول بیابى و خطیب معاصر محمد على بیابى از این طایفه هستند؛
  13. محسن: از ساکنان روستاى سنابس هستند و علامه على‏بن‏یحیى‏بن‏ناصر محسن (۱۳۲۶ – ۱۴۰۱ هـ . ق) و پسرش هادى‏بن‏على‏بن‏یحیى محسن از بزرگان این طایفه به شمار مى‏آیند؛
  14. سنّى: خطیب عیسى‏بن‏محمدبن‏مهدى سنى (۱۳۰۵ – ۱۳۵۵ هـ . ق) از این طایفه است؛
  15. عقیلى: شاعر معاصر عبدالمحسن‏بن‏محمدبن‏رضوان عقیلى ـ که دیوان شعر او با عنوان «الزفرات المحسنیه» به چاپ رسیده ـ ، از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  16. آل‏غنام: منصوربن‏على آل‏غنام (۱۳۱۳ – ۱۳۲ هـ . ق) از این طایفه است؛
  17. اسود: نویسنده معاصر محمد رضى أسود ـ که کتاب او با نام «کتابات» به چاپ رسیده ـ ، از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  18. آل‏حبیل: عبدالکریم آل‏حبیل از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  19. قطرى: خطیب منصوربن‏محمد على قطرى از این طایفه است؛
  20. آل‏عمران: روزنامه‏نگار معاصر، على موسى آل‏عمران از این طایفه است؛
  21. آل‏طلاق: شاعر معاصر مردمى احمدبن‏حبیب آل‏طلاق و طراح معاصر على حبیب آل‏طلاق از این طایفه هستند؛
  22. کزاز: از ساکنان روستاى «سنابس» هستند. شاعر معاصر مردمى عبدالله‏حسن کزاز از این طایفه است؛
  23. آل‏صایغ: این طایفه به قبیله آل‏معتوق مرهون منسوب‏اند و شاعر معاصر مردمى عباس‏بن‏احمد صایغ از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  24. قروص: ساکن روستاى «سنابس» هستند. شهید محمد على قروص ـ که در ۱۸ آوریل ۱۸۸ م دستگیر شد و نظام سعودى به تهمتى سیاسى او را در اکتبر همان سال به شهادت رساند ـ ، حسن مکى قروص، نویسنده و روزنامه‏نگار عبدالله قروص ـ که کتاب‏هاى بسیارى به چاپ رساند و کتاب‏هاى «استخدم عقلک» و «القراءه السریعه» از جمله کتاب‏هاى او هستند ـ ، از شخصیت‏هاى برجسته این طایفه هستند؛
  25. علیوات: محمد حسن علیوات از اینان است؛
  26. کوى: نویسنده معاصر عبدالرزاق کوى از این طایفه به شمار مى‏آید؛
  27. عبادى: شاعر معاصر شفیق عبادى از این طایفه است؛
  28. حبیب: از ساکنان روستاى سنابس هستند و على آل‏حبیب از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  29. خیرى: این طایفه نیز از روستاى سنابس هستند و فؤاد خیرى از اینها است؛
  30. شایب: رضى شایب از این طایفه محسوب مى‏شود؛
  31. صفار: ریشه این طایفه به همدان برمى‏گردد. رضى‏بن‏على صفار (۱۲۵ – ۱۳۲ هـ . ق)، حسن‏بن‏على صفار (متوفاى ۱۳۳۵ هـ . ق)، جعفرصالح صفار (۱۳۲ – ۱۳۱ هـ . ق)، خطیب صالح‏بن‏حسن صفار، خطیب عبد على صفار، ادیب محمد صالح صفار (متوفاى ۱۴۱۰ هـ . ق) و عبدالحمیدبن‏رضى صفار از این طایفه‏اند؛
  32. عید: روزنامه‏نگار جعفر عید و برادرش سلمان عید از این طایفه هستند؛
  33. آل‏حسین: ادیب و شاعر عبدالرسول محمد آل‏حسین از این طایفه است؛
  34. آل‏صلیل: از روستاى سنابس هستند و شهید حسن صلیل که در انتفاضه محرم ۱۴۰۰ هـ . ق در منطقه شرقى به شهادت رسید ـ ، از این طایفه شمرده مى‏شود؛
  35. علق: در روستاى ربیعیه ساکن هستند. شهید خالد عبدالحمید علق که در سال ۱۸۸ م به تهمتى سیاسى دستگیر و در اکتبر همان سال اعدام و به فیض عظیم شهادت نائل آمد، از این طایفه محسوب مى‏شود.

طوایف دیگر تاروت

آل‏ابراهیم، بحرانى، بحارنه، جلیح، جمعان، حبیب، دبیسى، خالدى، صادق، صفوان، سالم، فردان، قلاف، محاسنه، مطر، معلم، مطوع، بدر، امان، جامد، جامع، جبران، حبشى، جمعه، جیرانى، خاطر، حیان، دهنیم، داود، دعبل، دغام، راشد، سلیس، سهوان، زایر، طویل، عوّى، مادح، قدیحى، مدن، مرزوق، مختار، مرهون، مطلق، میاد و… .

[۱]. رسائل خوارزمى، ص ۱۱٫

[۲]. مقدسى، احسن التقاسیم فى معرفه الاقالیم، بخش اول، ص ۱۳۴٫

[۳]. على اصغر فقیهى، برگرفته از کتاب آل‏بویه و اوضاع زمان ایشان.

[۴]. مرآه الحرمین، ج ۱، ص ۴۲٫

[۵]. احسن التقاسیم فى معرفه الاقالیم، ج ۱، ص ۱۱٫

[۶]. ابوالقاسم‏بن‏احمد جیهانى، اشکال العالم، ص ۴۸٫

[۷]. جرجى زیدان، تاریخ تمدن اسلامى، ص ۳۰۰٫

[۸]. حمزه حسن، شیعه در کشور عربستان سعودى، ج ۱، ص ۱۶٫

[۹]. همان.

[۱۰].  1. شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ص ۱۲۵، اسلامبول و ج ۱، ص ۱۲۵، بیروت.

  1.   علامه عینى، مناقب سیدنا على ، ص ۴٫
  2. شافعى همدانى، سبعین، ص ۵۱۱، پاکستان.
  3. ابن‏شهر آشوب، مناقب، ج ۳، ص ۲۰۰٫
  4. طبرسى نورى، کفایه الموحدین، ج ۲، ص ۳۵٫
  5. آیت اللّه‏ العظمى سید محمدهادى میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۳، ص ۴۶۱، بیروت.

      . آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، علىّ فى القرآن، ج ۲، ص ۵۰۵، بیروت.       

  1. سعاده الابدیه، ص ۲۱٫

      . صحیفه الابرار، ص ۲۲۳٫

  1. نجم الدین عسکرى، علىّ والوصیه، ص ۲۴، بیروت.
  2. علامه حلى، کشف الیقین، ص ۲٫
  3. ابى‏جعفر برقى، المحاسن، ج ۱، ص ۱۵۳٫

منابع پیشین از شماره ۳ ـ ۱ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۱۱]. على آل‏عبدالقادر، تحفه المستفید فى تاریخ احساء القدیم و الجدید، ص ۳٫

[۱۲]. همان.

[۱۳]. حمد الجاسر، معجم الجغرافى للمنطقه الشرقیه، ج ۱، صص ۲۳۱ و ۲۳۲٫

[۱۴]. على آل‏عبد القادر، تحفه المستفید فى تاریخ الاحساء القدیم والجدید، ص ۴۵٫

[۱۵]. حمزه حسن، شیعه در عربستان، ج ۱، ص ۱۸٫

منبع: برگرفته از کتاب شیعیان عربستان؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها