معنا و مصداق وصی در قرآن و روایات

معنا و مصداق وصی در قرآن، روایات

یکی دیگر از واژگانی که در بحث امام و امامت بحث و بررسی شده است، واژگان وصی و وصایت است که در این زمینه میان علما و اندیشمندان شیعه و سنی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ شیعه ادعا دارد که رسول خدا بعد از خود، وصی برای پاسداری از دین و شریعت و ترویج آن تعیین کرده بود و در برابر شیعه، اهل‌سنت منکر تعیین وصی به وسیله‌ی رسول خدا شده و امت اسلامی را بی نیاز از وصی بعد از پیامبر می‌دانند و بر این اساس مناسب است که در این اثر هر دو دیدگاه را با ملاک قرار دادن منابع دینی مانند قرآن و سنت تحلیل و بررسی کنیم و با رهیافت به برخی شواهد تاریخی و ضرورت‌های دینی واجتماعی به این مطلب برسیم که آیا امت اسلام در مسائل دینی و عملی‌شان به حد خودکفایی و بی نیازی رسیده بودند تا احتیاج به وصی بعد از پیامبر نداشته باشند یا اینکه در تفسیر دین و منابع دینی خود احتیاج به تفسیر کننده داشتند که طبق آن ضرورت، رسول خدا نیز وظیفه داشت که آنان را به حال خودشان وانگذارد و کسی را به عنوان وصی و تفسیر کننده دین بعد از خود معرفی نماید.

کاربرد مفهومی و مصداقی وصی و وصایت در قرآن

با نگرش موضوعی به‌آیات قرآن، واژگان وصی و وصایت با مشتقات خود حدود ۳۴ بار در قرآن تکرار شده‌اند[۱]) که از جهت معنا شناسی غالبا توصیه و سفارش‌های خداوند خطاب به پیامبر و امت اسلامی است که این آیات چندگانه را از جهت راهبردی و عملی می‌توان به امور زیر تقسیم کرد:

الف ـ وصیت در امور مالی.

ب ـ وصیت در امور اخلاقی و رفتار با دیگران.

ج ـ وصیت درامور دین و پاسداری از آن.

اینک برای دست‌یابی بهتر به پیام این آیات و نیز ارتباط مفهومی آن با مسئله وصی بعد از پیامبران الاهی به ویژه پیامبر خاتم به نمونه‌هایی از آن آیات اشاره می‌شود:

دسته یکم: وصیت در امور مالی

در سوره بقره این‌چنین آمده است:

کُتِبَ عَلَیْکُمْ اذَا حَضَرَ احَدَکُمُ الْمَوْتُ ان تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالاقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ[۲])

بر شما نوشته شده چون یکی از شما را مرگ فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست وصیت کند برای پدر و مادر و خویشاوندان به قدر متعارف. این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است.

در سوره مائده می‌فرماید:

اذا حَضَرَ احَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ[۳])

«هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسید، در موقع وصیت باید از میان شما دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.»

هم چنین در آیات یازده و دوازده سوره نسا و آیات دیگر، احکام وصیت به امور مالی با تفصیل بیشتری مطرح شده است[۴]) که به دلیل نداشتن ارتباط مستقیم با این اثر از ذکر آن آیات خودداری می‌شود.

دسته دوم ـ وصیت در امور اخلاقی و رفتار با دیگران

در این بخش از آیات، خداوند به مسائل اجتماعی و ساختار‌های عملی بندگان خود با دیگران توجه کرده و توصیه‌های سازنده‌ای دارد.

در سوره انعام به پیامبر خطاب می‌کند:

قُلْ تَعَالَوْا اتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ الا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ احْسَانًا وَلا تَقْتُلُوا اوْلادَکُمْ مِنْ امْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَایَّاهُمْ وَلا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ الا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ[۵])

بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم، اینکه چیزی را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ترس تنگدستی نکشید ما شما و آنان را روزی می‌دهیم و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید. خدا این‌گونه به شما سفارش کرده تا بیندیشید.

درباره رفتار با پدر و مادر در چندین آیه این‌گونه توصیه کرده است:

وَوَصَّیْنَا الانْسَانَ بِوَالِدَیْهِ احْسَانًا حَمَلَتْهُ امُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا[۶])

و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید و دوران بارداری و بازگرفتنش از شیر سی ماه است.

در سوره لقمان[۷]) و عنکبوت[۸]) توصیه به پدر و مادر از جانب خداوند مطرح شده است که از نگارش تفصیلی آن خودداری می‌شود.

در پایان این دو گزینه بر این مطلب تأکید می‌شود که گرچه این دو گزینه ارتباط مستقیم با مسئله وصیت پیامبر و تعیین وصی بعد از خود ندارد، اما دو مطلب را می‌توان از این آیات به دست آورد.

الف ـ اصل وصیت و سفارش کردن دیگران به کارهای نیک امر مشروع و پسندیدهای است؛ آن‌گونه که خداوند وصیت کرده است.

 

ب ـ از این دو توصیه خداوند در امور مالی و کردار اجتماعی می‌توان به دست آورد که خداوند نسبت به امور مهم و کلیدی توجه ویژه داشته و هیچ‌گاه مسائل مهم و تأثیرگذار مانند امور مالی و احترام گذاشتن به دیگران مانند پدر و مادر را که از جهت حقوقی اثر مهم دارند، فرونگذاشته و از این دو مطلب می‌توان پی برد که نسبت به حفظ دین و شریعت، که از کلیدی‌ترین مسائل و زیربنای تمام مسائل دیگر است غفلت نورزیده بلکه در یک نظام هماهنگ میان آورنده شریعت یعنی رسول و حافظ آن یعنی وصی رسول را نیز معرفی کرده است که در این زمینه به نمونه‌هایی از آیات دسته سوم، که در آن توصیه‌های دینی مطرح شده و با کمک روایات می‌تواند رهیافت خوبی باشد، اشاره می‌شود.

دسته سوم ـ توصیه به دین و محافظت از آن

در سوره بقره می‌فرماید:

وَوَصَّى بِهَا ابْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ ان اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ الا وَانْتُمْ مُسْلِمُونَ[۹])

و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آیین اسلام سفارش کردند که ای پسران من یقینا خدا این دین را برای شما برگزیده، پس شما باید جز در حالی‌که مسلمان باشید نمیرید.

 

 

هم چنین در سوره شوری می‌فرماید:

شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی اوْحَیْنَا الَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ ابْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ان اقِیمُوا الدِّینَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ الَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی الَیْهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی الَیْهِ مَنْ یُنِیبُ[۱۰])

«از دین آنچه را به نوح سفارش کرده بود برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را به آن توصیه کردیم این است) که دین را بر پا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید. بر مشرکان دینی که آنان را به آن می‌خوانی گران است. خدا هر کس را بخواهد به سوی این) دین جلب می‌کند و هر کس را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.»

در این دو آیه با صراحت توصیه به دین و اقامه آن مطرح شده است و تا زمانی که خود پیامبران الاهی زنده بودند، وظیفه داشتند که در اقامه دین کوشش کنند اما پس از رحلت‌شان نسبت به فرزندان خود توصیه می‌کردند.

در تفسیر آیه «شرع لکم الدین» و ارتباط آن با امر وصایت از امام رضا نقل شده است که فرمود:

نحن اولاد ابناء) الاوصیا و نحن المخصوصون فی کتاب الله و نحن اولی الناس برسول الله و نحن الذین شرع الله لنا دینه فقال فی کتابه شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک یا محمد و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی قد علمنا و بلغنا ما علمنا و استودعنا علمهم و نحن ورثه الى العزم من الرسل و الانبیاء أن أقیمو الدین کما قال و لا تتفرقو فیه کبر علی المشرکین من اشرک بولایه علی ـ ما تدعو الیه من ولایه علی؛[۱۱])

ما اهل بیت) فرزندان اوصیا و سفارش شدگان در کتاب خدا هستیم و ما سزاوارترین مردمان به رسول خدا می‌باشیم و ما کسانی هستیم که خداوند دین خود را برای ما تشریع کرده و پس از آن در کتاب خود فرمود آیینی را برای شما تشریع کردم که به نوح توصیه کرده بودم و آنچه را به تو ای محمد وحی فرستادیم و آنچه را به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم. همه آن علوم به ما رسید و ما دانستیم و به ما ودیعه نهاده شد علم آنان و ما وارثان تمام انبیا و پیامبران الوالعزم می‌باشیم بر اینکه دین را به پا داریم و دوگانگی در آن ایجاد نکنیم و بر مشرکان کسانی که در ولایت علی) شریک قائل هستند سنگین است که آنچه به سوی آن ولایت علی) دعوت می‌کنید.

 

در برخی منابع تفسیری اهل سنت، در تفسیر آیه آمده است: نوح که بعد از حضرت آدم نخستین رسول بود مأموریت یافت که وصیت کند و پس از آن ابراهیم و موسی و عیسی نیزمأمور به وصیت شدند و این وصیت درباره دین و شریعت بود که باید کسی را به عنوان حافظ آن تعیین می‌کردند و پیامبر خاتم نیز برای حفظ قرآن و شریعت مأمور بود که وصی خود را تعیین کند.[۱۲]) مضمون گفتار این مفسر اهل‌سنت مبنی بر مأموریت داشتن پیامبران الاهی برای تعیین وصی در اخبار فراوانی که در منابع شیعه و سنی نقل شده است وجود دارد؛[۱۳]) اما این دانشمند اهل‌سنت پس از نگارش این مطلب نسبت به مصداق وصی پیامبر سخنی به میان نیاورده است. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نگارد: هیچ پیامبری بدون وصی نبوده است که این از مضمون آیه «وصی به نوحا…» استفاده می‌شود که یکی از آن مورد تعیین وصی توسط نوح بوده است.[۱۴])

هم‌ چنین یکی از دانشمندان معاصر درباره جایگاه وصایت در قرآن می‌نگارد: چنانکه اهل دانش و اصطلاح می‌دانند، وصایت و امامت در طول نبوت جای دارد نه در عرض آن، پس ضرورت آن مسلم است و نفی آن معنا ندارد، به‌ویژه که در قرآن کریم درباره اوصیای پیامبران تصریح شده است؛ پس بر مبنای قرآن اصل وصایت اصلی قرآنی است به‌ویژه در مورد پیامبر خاتم.[۱۵])

هم‌ چنین درباره مأموریت داشتن پیامبران برای تعیین وصی از ابن عباس در تفسیر آیه:

اذْ قَضَیْنَا الَى مُوسَى الامْرَ[۱۶])

«فرمان نبوت را به موسی دادیم»

نقل شده است که مراد از امر در این آیه درباره تعیین وصی است؛ زیرا خداوند هیچ پیامبری را بدون تعیین وصی وانگذاشته و بر این اساس خداوند به پیامبر خاتم فرمود: علی را بعد از خود وصی معرفی کن.[۱۷])

سرانجام اینکه می‌توان مسئله وصی و وصایت انبیا را به عنوان یک دستور از جانب خداوند برای پیامبران از قرآن استفاده کرد و اما اینکه آیا پیامبران به ویژه پیامبر خاتم این دستور الاهی را اجرا کرد یا اینکه از کنار آن با بی‌توجهی گذشته و تعیین وصی نکردند، بحث تاریخی و مورد گفت‌گوی فراوان میان دانشمندان شیعه و سنی است که برای دست‌یابی به واقعیت‌ها در این زمینه، ضرورت دارد که به انبوهی از روایات که در منابع فریقین نقل شده است اشاره گردد

مفهوم وصی و وصایت در روایات

طرح وصی و وصایت در روایات در گستره وسیع و با راهبردهای روشن و بدون هیچ‌گونه ابهامی پایه ریزی شده است که اگر با دید منصفانه و بدون دخالت دادن پیش فرض از برداشت‌های کج اندیشی و غرض ورزانه مذهبی به این روایات نگریسته شود، برای هر کسی ضرورت تعیین وصی پیامبران و اهمیت جایگاه وصایت در پیشبرد و تفسیر واقعی اهداف دین و شریعت روشن خواهد شد.

گرچه روایات وصایت در منابع اسلامی، به‌ویژه منابع روایی شیعی بسیار گسترده و متنوع نقل شده است، اما در عین حال تمام اندیشمندان مسلمان نسبت به مسئله وصایت دارای یک اندیشه نبوده؛ بلکه برخی به دنبال انکار وصایت هستند. از این رو ضرورت دارد که برای استفاده وصایت از این روایات، در یک طرح جامع‌نگرانه و موضوع شناسی، امر وصایت در تمام منادیان الاهی نگریسته شود.

بر این اساس با نگرش موضوعی به روایات وصایت می‌توان آنان را به دو دسته الف ـ طرح کلی و جایگاه تشریعی وصایت و ب ـ طرح مصداق شناسی وصایت در اسلام تقسیم نمود که ما در این اثر هر دو بخش را جداگانه بررسی خواهیم کرد.

جایگاه تشریعی وصایت در روایات

از گزینه نگارش یافته پیشین وصی و وصایت در قرآن) این نتیجه به دست آمد که تعیین وصی و جریان وصایت در تمام ادیان به عنوان یک دستور الاهی برای همه سفیران هدایت مطرح بوده است.

در ادامه بحث قرآنی و تأکید بر آن، ضرورت دارد به این مطلب اشاره شود که وصایت یک نظام مستقل و در عین حال پیوسته به رسالت است که وصی وظیفه دارد خط و مسیر افتتاح شده به وسیله‌ی رسول را ادامه دهد و از جهت مبنا و جایگاه ارزشی، مشروعیت وصایت همانند مشروعیت رسالت تنها از جانب خداوند بوده است که پیشینه نظام وصایت با پیشینه رسالت پیوند ناگسستنی دارد، یعنی هیچ نبی و رسولی از جانب خداوند نیامده مگر اینکه وصی او نیز به امر الاهی تعیین شده است.

در این زمینه روایات فراوانی از رسول اکرم در منابع شیعه و سنی نقل شده است که تعیین وصی برای تمام پیامبران به عنوان یک قاعده و قانون ثابت و تغییر ناپذیر الاهی بوده است، هم‌چنان‌که حضرت فرمود:

«فانه لم یبعث نبیی الا و کان له وصیی من امته»؛[۱۸])

همانا هیچ نبی برگزیده نشد مگر اینکه برای او وصیی از امتش بود.

هم چنین آن حضرت فرمود:

«لکل نبی وصیی و وارث و ان علی وصیی و وارثی»؛[۱۹])

برای هر نبی وصی و وارث می‌باشد وصی و وارث من علی است.

نیز از آن حضرت نقل شده است:

«ان الله جعل لکل نبی وصیا»؛[۲۰])

خداوند برای هر نبی وصیی قرار داده است.

در حدیث دیگری از آن حضرت نقل شده است:

ان الله عزوجل اختار من کل امه نبیا و اختار لکل نبی وصیا؛[۲۱])

خداوند از هر امت نبیی را اختیار کرد و برای هر نبی وصی تعیین نمود.

از امام صادق با استناد به جدش رسول خدا نقل شده است:

ما قبض الله نبیا حتی امره ان یوصی الی افضل عترته؛[۲۲])

خداوند هیچ نبیی را قبض روح نکرد مگر اینکه به او دستور داد تا به سوی بهترین فرد از خاندانش وصیت کند.

از مجموعه روایاتی که تا اینجا به نگارش درآمد می‌توان به دست آورد که گزینش وصی در تمام ادیان آسمانی به عنوان یک قانون هدایت‌گرانه و برای پر کردن جای خالی بعد از رسالت مطرح بوده است، که از روزگار نخستین پیامبر، حضرت آدم این قانون اجرا شده و تا زمان آخرین پیامبر یعنی حضرت رسول خاتم، ادامه داشته است که ضرورت دارد به برخی روایات مصداقی در این زمینه اشاره شود:

بنا به روایات، حضرت آدم در هنگام وفات به امر خداوند فرزند بزرگ خود شیث را وصی قرار داد و میراث نبوت را به او سپرد و پس از آن شیث فرزندش انوش را وصی قرار داد. انوش فرزندش فینان و فینان مهلائیل را و او فرزندش یرد و ایشان فرزندش اخنوخ را و ایشان فرزندش متوشلخ را و درباره حضرت نوح روایت شده است که به دستور خداوند سام را وصی قرار داد و ابراهیم فرزندش اسماعیل را به وصایت برگزید و اسحاق فرزندش یعقوب را وصی قرار داد و موسی فرزند عمویش یوشع بن نون را به وصایت برگزید و حضرت عیسی شمعون را وصی برگزید و میراث نبوت را به وی تحویل داد.[۲۳])

هم‌چنین در این باره روایات فراوان نقل شده است که در آخرین روزهای عمر رسول خدا، جبرئیل امین از جانب خداوند بر آن حضرت وحی آورد که من روح هیچ نبیی را قبض نکردم مگر اینکه به او مأموریت دادم تا وصی خود را برای مردم معرفی کند و ودایع نبوت را به او بسپارد و تو هم ای آخرین فرستاده‌ام! مأمور هستی تا وصی خود را معرفی و میراث نبوت را به او واگذار کنی.[۲۴])

بنابراین، اساس تعیین وصی از حضرت آدم آغاز شده و پس از آن به وسیله‌ی تمام پیامبران انجام پذیرفته است و اگر کسی ادعا کند که انجام دادن این سنت الاهی در دوره یکی از پیامبران الاهی مانند پیامبر خاتم متوقف شده است نیازمند دلیل است که برای تکمیل این بحث در گزینه جداگانه بررسی خواهد شد.

واژگان وصی و وصایت در لغت

ابن فارس لغوی دان مشهور عرب می‌نگارد:

وصی اصل یدل علی وصل الشیء بشیء… والوصیه من هذا القیاس کانه کلام یوصی ای یوصل؛[۲۵])

وصی اصلی است که بیان‌کننده پیوند چیزی به چیز دیگر است. وصیت نیز از این قیاس است؛ گویا سخنی است که وصیت شده، به چیزی وصل می‌گردد.

 

در «تاج العروس» می‌نگارد: وصیت یعنی سفارش و تعهد سپردن بر چیزی؛ و در ادامه آمده است:

والوصی لقب علی سمیی له لاتصال سببه و نسبه و سمته بنسب رسول الله و سببه و سمته؛[۲۶])

وصی لقب علی بود و ایشان را وصی لقب دادند چون که سبب، نسب و سمت او به نسب، سبب و سمت پیامبر پیوند داشت.

راغب در «مفردات» می‌نگارد: «وصیت یعنی سفارش انجام دادان کاری را بر غیر که همراه موعظه و نصیحت باشد.»[۲۷])

در برخی منابع آمده است که وصی، متصل شدن و متصل کردن ایصاء و توصیه) به معنی سفارش و دستور است. به قولی وصیت را از این جهت وصیت می‌گویند که موصی کارش را به کارهای وصی متصل می‌کند و به‌قولی کارهای قبل از مرگ را به کارهای بعد از مرگ متصل می‌کند و در حقیقت وصی، ایصا، امر و عهد به یک معناست.[۲۸])

بنابراین وصیت در نزد اهل لغت به معنای سفارش و تعهد به ادامه کار وصیت کننده به وسیله‌ی وصی، می‌باشد که از واژگان قرآنی وصیت نیز همین معنا به دست آمد، منتها اموری که بر آن وصیت می‌شود فرق دارد؛ گاهی مالی گاهی اخلاقی و اجتماعی و گاهی انجام کار مهم مانند سامان دادن اهداف بلند مدت مانند وصیت پیامبران بر ادامه کارشان به وسیله‌ی اوصیا و ترویج اندیشه و اعتقاد آنان.

مفهوم شناسی وصی و وصایت در اصطلاح

در اصطلاح شناسی وصی و وصایت این مطلب مهم است که دانشمندان اسلامی از این واژگان همان معنای قرآنی و لغوی را که غالبا به معنای سفارش به انجام کارها بعد از موصی به وسیله‌ی وصی می‌باشد، اراده کرده‌اند و از جهت کاربردی «وصیت» در دو معنای فقهی و کلامی مورد بحث واقع شده است که در معنای فقهی دانشمندان اسلامی بیشتر وصیت در اموال و شرایط آن را بررسی کرده‌اند که از بحث اینجا خارج است؛ اما وصیت به معنای کلامی آن که اصطلاح خاص اعتقادی و مربوط به این است که آیا رسول خدا بعد از خود کسی را وصی تعیین کرده یا نه، یکی از بحث‌های دامنه‌دار میان دانشمندان اسلامی است که بعداً در دوگزینه جداگانه بحث خواهد شد و در اینجا که بحث اصطلاح شناسی وصی و وصایت است بر این مطلب تأکید می‌شود که در معنای اصطلاحی وصیت، بیشتر علما و دانشمندان شیعه و سنی به معنایی چون سفارش به انجام کار بعد از مرگ و تعهد اشاره کرده‌اند.

فخر رازی در این رابطه می‌نگارد: «وصیت عبارت است تعهد و گاهی اراده می‌شود از آن کس که به عهده گیرد انجام دادن چیزی را بعد از مرگ دیگری که بر آن وال، ولی و وصی گفته می‌شود.»[۲۹])

علامه طباطبایی می‌نگارد: «معنای وصیت این است که به دیگری پیشنهاد کنی که فلان کار را بکند و این پیشنهاد توام با موعظه و خیر خواهی باشد.»[۳۰])

و در برخی منابع با مساوی دانستن عهد و وصیت تصریح شده است بر اینکه

الاستعمال العهد فی الوصیه و العکس فوق حد الاحصاء فی الآیات و الاخبار و غیر هما کقوله تعالی و عهدنا الى ادم و عهدنا الى الابراهیم و…؛[۳۱])

به کار رفتن عهد در وصیت و عکس آن در قرآن و روایات غیر آن بالاتر از حد شمارش است؛ مانند خطاب خداوند به حضرت آدم و حضرت ابراهیم با واژگان

«عهد نا الى آدم و عهد نا الى ابراهیم.»

 

قرطبی در این زمینه می‌نگارد: وصیت یعنی درخواست و تعهد سپردن به انجام کاری و عرف، وصیت را اختصاص داده به تعهد و انجام آن کار بعد از مرگ وصیت کننده موصی) به‌وسیله‌ی وحی.[۳۲])

در برخی منابع درباره معنای اصطلاحی وصیت می‌نگارند: وصیت را از آن جهت وصیت گویند که موصی کارهایش را به کار وصی متصل می‌کند، یعنی کارهای قبل از مرگ را به کارهای بعد از مرگ.[۳۳])

سرانجام اینکه در اصطلاح شناسی وصیت میان دانشمندان شیعه و سنی تقریبا اتفاق است بر اینکه وصیت عبارت است از تعهد و سفارش بر کارهایی که انجام دادن آن بر وصی به وسیله‌ی وصایت لازم می‌شود.

[۱]) المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ص۸۶۲٫

[۲]) بقره، ۱۸۰٫

[۳]) مائده، ۱۰۶٫

[۴]) رک سوره نساء، ۱۱و ۱۲؛ بقره، ۲۴۰٫

[۵]) انعام، ۱۵۱٫

[۶]) احقاف، ۱۵٫

[۷]) وَوَصَّیْنَا الانْسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ امُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ.لقمان، ۱۴٫

[۸]) وَوَصَّیْنَا الانْسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا. عنکبوت، ۸٫

[۹]) بقره، ۱۳۲٫

[۱۰]) شوری، ۱۳٫

[۱۱]) البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۸۱۰٫

[۱۲]) زحیلی وهبه بن مصطفی، شافعی اشعری، تفسیر المنیر، ج۲۵، ص۳۷٫

[۱۳]) بعداً به این اخبار اشاره خواهم کرد.

[۱۴]) المیزان، ج۱۸، ص۳۳۴٫

[۱۵]) محمد رضا حکیمی، الهیات الاهی و الهیات بشری، ص۲۸۰٫

[۱۶]) قصص، ۴۴٫

[۱۷]) البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۶۸٫

[۱۸]) فتح الباری، ج۸، ص۱۱۴؛ سید مرتضی، رسائل مرتضی، ج۴، ص۹۳٫

[۱۹]) شیخ طوسی، اختیار المعرفته الرجال، ج۱، ص۳۸۴؛ المعجم الرجال، ج۱۰، ص۲۷؛ تاریخ مدینه الدمشق، ج۴۲، ص۳۹۲؛ مناقب خوارزمی، ص۸۵٫

[۲۰]) بحار الانوار، ج۳۸، ص۲٫

[۲۱]) مناقب خوارزمی، ص۱۴۷٫

[۲۲]) بشارت المصطفی، ص۷۴٫

[۲۳]) جهت تفصیل مطالب رک تاریخ طبری، ج۱، ص۱۶۴؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۶؛ البدایه و النهایه، ج۱، ص۱۳۶؛ امالی طوسی، ج۲، ص۵۷، المسترشد فی الامامه امیرالمؤمنین، ابن جریر طبری شیعی، ص۲۸۲٫

[۲۴]) تفسیر صافی، ج۲، ص۵۳؛ غایه المرام، ج۱، ص۳۲۷٫

[۲۵]) معجم مقاییس اللغه، ج۶، ص۱۱۶٫

[۲۶]) تاج العروس، ج۲۰، ص۲۹۶ تا ۲۹۷؛ لسان العرب، ج۱۵، ص۳۹۴٫

[۲۷]) المفردات، ص۸۷۴٫

[۲۸]) قاموس قرآن، ج۷، ص۲۲۴٫

[۲۹]) تفسیر فخر رازی، ج۲، ص۲۳۷٫

[۳۰]) المیزان، ج۱۸، ص۳۰۶٫

[۳۱]) تفسیر صافی، ج۲، ص۵۳٫

[۳۲] قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۲۵۹٫

[۳۳]) قاموس القرآن، ج۷، ص۲۲۳٫

منبع: برگرفته از کتاب امامت و واژگان مرتیط؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.