صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > کلام > امامت > اشتراکات وزارت امام علی و حضرت هارون
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۹۷


اشتراکات وزارت امام علی و حضرت هارون

با نگاهی تطبیقانه به درخواست وزارت به وسیله‌ی دو پیامبر الاهی، حضرت موسی و رسول اکرم، می‌توان به پیوندهایی مبنایی و اعتقادی در میان این دو جریان از آیات قرآن و روایات به دست آورد که بررسی دقیق و تطبیقی آن پیوندها و سپس تحلیل تاریخی و اجرای آن در عصر رسالت و زمان بعد از آن می‌تواند راهکاری برای حل بسیاری از اختلافات و دوگانه اندیشی امت اسلامی باشد؛ زیرا همه دانشمندان اسلامی این معنا را پذیرفته‌اند وزیر توسط آن دو پیامبر درخواست شده‌اند به عنوان یک مرجع در امور دینی و دنیایی و همکار پیامبر می‌باشد.

بر این اساس مناسب است به برخی پیوند‌ها و اشتراکات مهم که میان وزارت هارون و علی وجود دارد پرداخته شود:

الف ـ اشتراک در مبانی انتخاب و مشروعیت الاهی

نخستین و مهم‌ترین پیوند و اشتراک میان وزارت حضرت هارون و امیرالمؤمنین، مسئله انتصابی بودن وزیر از جانب خداوند است نه انتخابی و مقبولیت مردمی بودن آن.

بهترین گواه در این زمینه، مبانی مشترک هر دو پیامبر الاهی حضرت موسی و پیامبر اکرم است که در هر دو جریان پس از احساس ضرورت وجود وزیر و همکار به وسیله‌ی آن سفیران وحی، در ابتدا شاید موجه و طبیعی به نظر آید که آنان مانند هر سیاست مدار و حاکم دیگر به این قضیه بر مبنای عرفی و اجتماعی نگریسته، کسی را با صلاح دید خود و یا در نهایت با مشورت اطرافیان به عنوان وزیر انتخاب می‌کردند اما با شواهدی از قرآن و روایات که در دو گزینه پیشین نگارش یافت، می‌توان به این مطلب مهم دست یافت که آن دو پیامبر الاهی در داستان انتخاب وزیر از همان آغاز مبنا و اندیشه آسمانی داشته‌اند و به همین دلیل است که هر دو پیش از هرگونه اقدام چشم به آسمان دوخته و از خداوند درخواست تعیین وزیر را کرده‌اند؛ زیرا گفتن جمله‌ی:

وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ اهْلِی؛([۱])

از خانواده‌ام همکاری برایم قرار ده؛

 

به وسیله‌ی حضرت موسی روشن‌ترین گواه است بر اینکه حضرت موسی انتخاب وزیر را از دسترس مردم و خود دور دانسته و تنها آن را از جانب خداوند می‌دانسته و هم‌چنین آیه مبارکه

وَاخِی هَارُونُ هُوَ افْصَحُ مِنِّی لِسَانًا فَارْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءًا یُصَدِّقُنِی انِّی اخَافُ ان یُکَذِّبُونِ؛([۲])

«و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا مرا تصدیق کند زیرا می‌ترسم فرعونیان تکذیبم کنند.»

و پس از این درخواستِ حضرت موسی، خداوند این درخواست را اجابت نموده، می‌فرماید:

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِاخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَانًا؛([۳])

«(خدا) گفت به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت هارون افزون کنم و برای هر دوی شما قدرت و برتری قرار دهم.»

خداوند به حضرت موسی همکار قرار دادن هارون برای آن حضرت را وعده داد که این مسئله گویای این است که خداوند درخواست موسی را قبول کرده و این اندیشه او را که تعیین وزیر تنها از جانب خداوند است تأیید کرده است و به این دلیل است که در آیه دیگر می‌گوید: این انتخاب وزیر از جانب خداوند اجرا شد:

وَجَعَلْنَا مَعَهُ اخَاهُ هَارُونَ وَزِیرًا؛([۴])

«و برادرش هارون را یاور او قرار دادیم.»

با دقت در مجموع این آیات به ویژگی واژگان جعل به معنای قرار دادن، که دو بار به کار رفته به روشنی می‌توان به این اندیشه پی برد که حضرت موسی بدون هیچ‌گونه تردید، انتخاب وزیر را از جانب خدا می‌دانسته است و خداوند هم با نسبت دادن جعل وزارت هارون به خودش اشاره به تأیید این مطلب و اجرای آن دارد.

اما درباره داستان وزارت امیرالمؤمنین نیز همان‌گونه که در گزینه پیشین اشاره شد، رسول خدا با قرائت همان آیات که از زبان حضرت موسی نقل شد درخواست خود برای تعیین وزیر از جانب خداوند را مطرح کرد.

در این زمینه روایات فراوانی در منابع شیعه و سنی نقل شده است که آن حضرت می‌فرمود: تمام پیامبران وزیرانی از خاندانشان داشتهاند که آنان همگی از جانب خداوند نصب می‌شدند:

ان الله لم یبعث نبیا الاّو جعل له من اهله اخا و وزیرا؛([۵])

«خداوند هرگز پیامبری را برنگزید مگر اینکه برای او برادر و همکار از خاندانش قرار داد. بر این اساس درباره وزارت علی در روایات فراوان از آن حضرت نقل شده است که می‌گوید خداوند او را به عنوان وزیر برایم برگزید.»

از امیرالمؤمنین نقل شده است که رسول خدا در جمعی از یاران خود خطبه ایراد کرد، در حمله‌ای فرمود:

ان الله نظر الی اهل الارض نظره فاختارنی منهم ثم نظر ثانیه فاختار علیا اخی و وزیری فی امتی؛([۶])

خداوند یک نگاه به اهل زمین کرد پس مرا از میان آنان برگزید پس از آن برای بار دوم نگاهی کرد و علی را برادر و همکارم در امتم برگزید.

در روایت دیگری نقل شده است که رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی در سفری که به معراج داشتم در چهار جایگاه نام تو را همراه نام خودم یافتم و به آن انس گرفته بودم که نظر افکنم و در ادامه فرمود:

انی لما بلغت بیت المقدس فی معراجی الی السماء وجدت علی السخره مکتوبا لا اله الا الله محمدا رسول الله ایدته بوزیره و نصرته بوزیره فقلت لجبرئیل من وزیری قال علی بن ابی طالب فلما انتهیت الی صدره المنتهی وجدت مکتوبا علیها انی لا اله الا انا وحدی محمد صفوتی من خلقی ایدته بوزیره و نصرته بوزیره فلما جاوزت السدره انتهیت الی عرش رب العالمین فوجدت مکتوبا علی قوامه انا الله لا اله الا انا وحدی محمد حبیبی ایدته بوزیره و نصرته بوزیره فلما رفعت رأسی وجدت علی بطنان العرش مکتوبا انا الله لا اله الا انا وحدی محمد عبدی و رسولی ایدته بوزیره و نصرته بوزیره؛([۷])

چون در سفر معراج خود، به بیت المقدس رسیدم دیدم بر صخره آن نوشته شده خدایی نیست جز خدای یکتا محمد رسول خداست که او را به واسطه وزیرش تأیید و یاری کردم به جبرئیل گفتم وزیر من کیست؟ گفت علی بن ابی طالب. چون به سدرهًْ المنتهی رسیدم دیدم آنجا نوشته من خدایم خدایی جز من نیست و محمد برگزیده من از میان خلق من است او را به وسیله وزیرش تأیید نمودم چون از سدرهًْ المنتهی گذشتم و به عرش پروردگار جهانیان رسیدم دیدم بر پایه‌های آن نوشته: من خدایم خدایی جزمن نیست من یگانه‌ام محمد دوست من است او را به وسیله وزیرش تأیید و یاری رساندم چون سربلند کردم دیدم در بلندای عرش نوشته شده من خدایم خدایی جزمن نیست من یگانه‌ام محمد بنده و فرستاده من است او را به وسیله وزیرش تأیید و یاری نمودم.

بنابراین وزارت علی نسبت به رسول اکرم با وزارت هارون نسبت به حضرت موسی در یک نظام هماهنگ ومبانی مشترک بوده است و گزینش وزیران آن پیامبران الاهی، نه به اختیار خود آنان بوده است و نه با آرا و گزینش مردم، بلکه به دلیل حساس بودن وظیفه وزیران در کنار پیامبران در تبلیغ امر دین، این مسئله تنها مربوط به خداوند بوده است که، کسی را با ویژگی‌های خاص به عنوان وزیر و همکار پیامبر معرفی نماید، چنانچه از داستان وزارت هارون در قرآن و وزارت امیرالمؤمنین در روایات شکل اجرایی این مطلب به گونه‌ای روشن و بدون هیچ‌گونه ابهامی به دست آمد که این هماهنگی نشان دهنده پیوند ناگسستنی میان امر رسالت و وزارت در نظام دینی و ادیان آسمانی است که در جهت پیشرفت و نفوذ بهتر دین و هدایت انسان‌ها خداوند همواره مطمئن‌ترین افراد را در کنار پیامبرانش به عنوان وزیر و معاون انتخاب می‌کرد تا دعوت پیامبران با اطمینان بیشتر ادامه یابد.

ب ـ اشتراک در اهداف اجرایی

ماهیت وزیر و اهداف وزارت در فرهنگ دینی، دارای مفهوم ویژه‌ای است که وزیر در کنار پیامبر، به تدبیر امور و یاری رساندن در تبلیغ دین وظیفه دارد و در حقیقت وزارت از جهت اهداف شناسی ادامه دهنده و تداوم بخش رسالت است تا هم در زمان حضور رسول و هم در نبود ایشان بستر هدایت مردم را بدون هیچ‌گونه خطا و اشتباهی آماده کند؛ چنانچه با دقت در مفاهیم لغوی، اصطلاحی، قرآنی و نیز روایات می‌توان به این مطلب به خوبی دست یافت و در این میان قرآن که از مطمئن‌ترین آموزه‌ها است، درباره اهداف وزارت می‌گوید:

اشْدُدْ بِهِ ازْرِی وَاشْرِکْهُ فِی امْرِی کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیرًا؛([۸])

« (با وزیر قرار دادن برادرم هارون) پشتم را محکم کن و در امر رسالت شریکم ساز تا تو را تسبیح بسیار گوییم.»

بنابراین پشتیبانی پیامبر و شرکت در امر رسالت و نیز ترویج و تسبیح و یاد خداوند از اهداف وزارت هارون معرفی شده است و هم‌چنین در برخی روایات که قبلاً گذشت، عین همین اهداف به وسیله‌ی رسول اکرم برای وزارت امیرالمؤمنین ذکر شده است.([۹])

هم‌‌چنین در روایات فراوان دیگر، رسول اکرم با ایجاد پیوند کاربردی میان وزارت هارون و امیرالمؤمنین، اهداف مشترک وزارت آنان را بیان کرده است که با توجه به مبانی اعتقادی و آموزه‌های صریح قرآنی درباره اهداف هارون، اهمیت و گستره اهداف وزارت را می‌توان به دست آورد و در این میان حدیث مشهور منزلت که در منابع معتبر حدیثی شیعه و سنی نقل شده است یکی از صریح‌ترین روایات در شناخت اشتراک در اهداف وزارت هارون و امیرالمؤمنین است.

نکته مهم در حدیث منزلت این است که رسول خدا در موقعیت‌های مختلف و فراوان این حدیث را گفته است که به مواردی اشاره می‌شود:

در روایت مشهور نقل شده است که در جریان جنگ تبوک که رسول خدا به امیرالمؤمنین دستور داد در مدینه بماند و خود حضرت همراه لشکریان به سوی جبهه حرکت کرد. در همان زمان طعنه‌های منافقان و آزار شکننده آنان بر امیرالمؤمنین آغاز شد که پیامبر علی را در کنار زن و بچه‌ها گذاشته و خود و یارانش به جهاد رفته‌اند. شنیدن این سخنان علی را دلتنگ کرد و به دنبال رسول اکرم حرکت کرد و هنگامی که به آن حضرت برخورد، طعنه آزار‌دهنده منافقان را با آن حضرت در میان گذاشت و پس از آن رسول خدا فرمود:

«یا علی اما ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی»؛([۱۰])

«یا علی! آیا نمی‌پسندی که نسبت به من به منزله هارون به موسی باشی مگر اینکه بعد از من پیامبری نیست؟»

و در حدیث دیگر از ام سلمه نقل شده است که رسول خدا فرمود:

«ان علیا لحمه لحمی و دمه دمی و هو منی بمنزله هارون من موسی»؛([۱۱])

«همانا گوشت و خون علی از گوشت و خون من است و او نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسی است.»

در حدیث دیگری درباره حلال بودن مسجد برای علی آن‌گونه که برای رسول خدا حلال است نقل شده است که آن حضرت فرمود: یا علی! برای تو حلال است در مسجد آنچه برای من حلال است و در ادامه فرمود:

«انک منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی»؛([۱۲])

«تو نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسی می‌باشی مگر اینکه پیامبری بعد از من نیست.»

هم‌‌چنین در جریان حدیث ایجاد برادری میان مهاجران در مرحله نخست و نیز میان مهاجران و انصار در مرحله دوم، آمده است که رسول خدا پس از ایجاد برادری میان اصحاب و تأخیر انداختن در گزینش برادر برای امیرالمؤمنین، و اظهار دلتنگی وی، به او فرمود:

«والذی نفسی بیده ما اخرتک الا لنفسی و انت منی بمنزله هارون من موسی»؛([۱۳])

«قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست تو را به تأخیر نینداختم مگر برای خودم و تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی.»

 

و نیز در جریان نزاع امیرالمؤمنین و زید و جعفر در جریان نگه داری از دختر حمزه بعد از شهادت آن حضرت، رسول خدا نگه داری دختر حمزه را به عهده جعفر گذاشت، چون خاله آن دختر همسر جعفر بود و به علی فرمود:

«یا علی انت منی بمنزله هارون من موسی»([۱۴])

هم‌‌چنین از ابن عباس این‌چنین نقل شده است: روزی عده‌ای نشسته بودیم که سخن از علی به میان آمد و عمر که در آن جمع حضور داشت گفت: دست از علی بردارید زیرا من از رسول خدا سه فضیلت برای علی شنیدم که اگر یکی برای من می‌بود دوست داشتنی‌تر بود از آنچه بر آن خورشید می‌تابد و در ادامه گفت: روزی من و ابوبکر و ابوعبیده و عده‌ای دیگر نزد پیامبر بودیم. آن حضرت در حالی‌که به علی تکیه داده بود فرمود:

«انت یا علی اول المؤمنین ایمانا و اولهم اسلاما ثم قال انت منی بمنزلَه هارون من موسی و کذب علیَّ من زعم انّه یحبنی و یبغضک»؛([۱۵])

«تو یا علی سر آمد مؤمنان از جهت ایمان و نخستین اسلام آورنده هستی. پس از آن فرمود: تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسی هستی و دروغ گفته است کسی که می‌گوید من را دوست می‌دارد در حالی‌که به تو کینه می‌ورزد.»

سرانجام اینکه دانشمندان شیعه وسنی حدیث منزلت را نقل کرده و نسبت به دلالت این حدیث، که همان وظایف حضرت هارون برای امیرالمؤمنین ثابت می‌شود، نیز همه اتفاق دارند؛ تنها نکته‌ای که اینجا میان دانشمندان شیعه و سنی مورد اختلاف واقع شده، درباره بقای وزارت امیرالمؤمنین پس از رسول خدا و اثبات خلافت و امامت آن حضرت است که شیعه می‌گوید دلالت دارد و اهل‌سنت آن را منکر شده و می‌گویند دلالت بر این دارد که علی تنها در جریان جنگ تبوک همانند هارون وظیفه داشت به امور مردم رسیدگی کند آن‌گونه که هارون در دوره رفتن موسی به سوی کوه طور جانشین موسی بود.([۱۶])

در جواب این شبهه، دانشمندان شیعی استدلال کرده‌اند که مفاد حدیث منزلت، عام است و نمی‌توان آن را به یک مورد اختصاص داد. علاوه بر آن حدیث منزلت آن‌گونه که ذکر شد اختصاص به جریان جنگ تبوک ندارد، بلکه در موقعیت‌های گوناگون پیامبر آن را ذکر کرده است.([۱۷])

در اینجا به تناسب بحث شناخت اهداف مشترک وزارت هارون و به همین مقدار امیرالمؤمنین بسنده می‌کنیم و تأکید می‌شود که حدیث منزلت غیر از نبوت که مربوط به دریافت وحی است، در باقی اهداف تبلیغی و هدایتگری پیامبر امیرالمؤمنین، را به عنوان شریک و همکار آن حضرت معرفی کرده است.

[۱]) طه، ۲۹٫

[۲]) قصص، ۳۴٫

[۳]) قصص، ۳۵٫

[۴]) فرقان، ۳۵٫

[۵]) بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۷۸؛ تاریخ بغداد، ج۴۲، ص۴۹٫ در تاریخ بغداد به جای نبیاً رسولاً آمده است.

[۶]) بحار الانوار، ج۲۳، ص۳۲۰؛ معجم الرجال، آقای خویی، ج۹، ص۱۶۳٫

[۷]) خصال صدوق، ج۱، ص۱۹۶؛ ینابیع الموده، ج۲، ص۳۰۰؛ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۱۳۴٫

[۸]) طه، ۳۱ تا ۳۳٫

[۹]) البرهان، ج۵، ص۱۷۰؛ الدر المنثور، ج۵، ص۵۶۶؛ نهج الحق، ص۲۲۹؛، تذکره الخواص، ص۴۹؛ ریاض النظره، ج۲، ص۱۶۳٫

[۱۰]) علل الشرایع، صدوق، ص۱۳۷؛ امالی طوسی، ج۱، ص۴۹؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۳۶۰؛ مستدرک الصحیحین، ج۳، ص۳۲۴؛ خصائص امیرالمؤمنین، نسائی، ص۴۸؛ صحیح ترمذی، ج۵، ص۳۰۱؛ الاصابه، ج۲، ص۵۰۹؛ ریاض النظره، ج۲، ص۲۴۷٫

[۱۱]) کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۷٫

[۱۲]) علل الشرایع، ص۲۰۲؛ کفایه الطالب، ص۲۵۰٫

[۱۳]) بحار الانوار، ج۳۸، ص۳۳۰؛ سیره حلیبی، ج۲، ص۱۲۰؛ الغدیر، ج۳، ص۱۱۵؛ تذکره الخواص، ص۲۳؛ فصول المهمه، ابن صباغ، ص۳۸٫

[۱۴]) خصائص نسائی، ص۷۷٫

[۱۵]) کنز العمال، ج۱۰، ص۱۰۸ و ج۱۳ ص۱۲۲، کشف‌الیقین علامه حلّی ص۳۹، نفحات الازهار ج۱۸ ص۳۹۶٫

[۱۶]) مطالب السئول، ص۸۹؛ فصول المهمه، ابن صباغ، ص۴۴؛ شرح مواقف، ج۸، ص۳۶۳؛ شرح مقاصد، ج۵، ص۲۷۲٫

[۱۷]) برای تفصیل بیشتر رک المراجعات، ص۲۷۳؛ نفخات الازهار، ج۱۷ و ۱۸٫

منبع: برگرفته از کتاب امامت و واژگان مرتبط؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ، ، ،
دیدگاه ها