اسناد حدیث ثقلین

اسناد حدیث ثقلین

اینک ناچارم به بعض از کتب معتبره شما اشاره نمایم، تا بدانید که اگر حدیث شریف ثقلین را آقای بخاری نقل ننموده، دیگران از اکابر و موثّقین علمای شما حتی عدل بخاری (در صحّت بیان نزد شما) مسلم بن حجّاج نقل نموده‌اند: مسلم بن حجّاج در صفحه ۱۲۲ جلد هفتم «صحیح»([۱]) و ابی داوود در «صحیح»([۲]) و ترمذی در صفحه ۳۰۷، جزء دوم «سنن»([۳]) و نسایی در صفحه ۳۰ «خصایص» و امام([۴]) احمد بن حنبل در صفحه ۱۴ و ۱۷ جلد سیم و صفحه ۲۶ و ۵۹ جلد چهارم و صفحه ۱۸۲ و ۱۸۹ جلد پنجم «مسند»([۵]) و حاکم در صفحه ۱۰۹ و صفحه ۱۴۸ جلد سیم «مستدرک»([۶]) و حافظ ابو نعیم اصفهانی در صفحه ۳۵۵ جلد اول «حلیه الأولیاء»([۷]) و سبط ابن جوزی در صفحه ۱۸۲ «تذکره»([۸]) و ابن اثیر جزری در صفحه ۱۲ جلد دوم و صفحه ۱۴۷ جلد سوم «أسد الغابه»([۹]) و حمیدی در «جمع بین الصحیحین»([۱۰]) و رزین در «جمع بین الصحاح الستّه» و طبرانی در «کبیر»([۱۱]) و ذهبی در «تلخیص مستدرک»([۱۲]) و ابن عبد ربّه در «عقد الفرید»([۱۳]) و محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السؤول»([۱۴]) و خطیب خوارزمی در «مناقب»([۱۵]) و سلیمان بلخی حنفی در باب ۴ «ینابیع المودّه»([۱۶]) و میر سید علی همدانی در مودّهًْ دوم از «مودّهًْ القربی»([۱۷]) و ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغه»([۱۸]) و شبلنجی در صفحه ۹۹ «نور الابصار»([۱۹]) و نور الدین بن صبّاغ مالکی در صفحه ۲۵ «فصول المهمه»([۲۰]) و حموینی در «فرائد السمطین»([۲۱]) و امام ثعلبی در تفسیر «کشف البیان»([۲۲]) و سمعانی و ابن مغازلی شافعی در «مناقب»([۲۳]) و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب اول در بیان صحّـت خطبه غدیر خم و در صفحه ۱۳۰ «کفایهًْ الطالب»([۲۴]) ضمن باب ۶۲ و محمد بن سعد کاتب در صفحه ۸ جلد چهارم «طبقات»([۲۵]) و فخر رازی در صفحه ۱۸ جلد سیم «تفسیر»([۲۶]) ضمن آیه اعتصام و ابن کثیر دمشقی در صفحه ۱۱۳ جلد چهارم «تفسیر»([۲۷]) ضمن آیه مودّت و ابن عبد ربّه در صفحه ۱۵۸ و ۳۴۶ جلد دوم «عقد الفرید» و ابن ابی الحدید در صفحه ۱۳۰ جزء‌ ششم شرح نهج البلاغه و سلیمان حنفی در صفحات ۱۸ و ۲۵ و ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ و ۳۲ و ۳۴ و ۹۵ و ۱۱۵ و ۱۲۶ و ۱۹۹ و ۲۳۰ «ینابیع المودّهًْ»([۲۸]) به عبارات مختلفه و ابن حجر مکّی در صفحات ۷۵ و ۸۷ و ۹۰ و ۹۹ و ۱۳۶ «صواعق»([۲۹]) به عبارات مختلفه و دیگران از اکابر علمای شما ـ‌که نقل اقوال تمام آنها مقتضی وقت این مختصر مجلس ما نیست ـ ‌به مختصر اختلافی در الفاظ و عبارات، این حدیث شریف را که به نقل اقوال خاصّهًْ‌ و عامّه به حد تواتر رسیده، از رسول اکرم نقل نموده‌اند که فرمود:

«إنّی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله وعترتی أهل بیتی، لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض. من توسّل (تمسّک) بهما فقد نجی ومن تخلّف عنهما فقد هلک. ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا أبداً».

به درستی که می‌گذارم در میان شما دو چیز بزرگ را که کتاب خدا (قرآن مجید) و عترت اهل‌بیت من‌اند و این هر دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند، تا در کنار حوض (کوثر)‌ بر من وارد شوند. هر کس توسّل و تمسّک به آن دو بنماید، پس به تحقیق نجات یافته است و هر کس از آن دو دوری نماید پس به تحقیق هلاک شده است. کسی که تمسَک به آن دو نماید هرگز گمراه نخواهد شد.

این دلیل محکم ماست که ناچار به امر رسول الله بایستی تمسّک و توسّل بجوییم به قرآن کریم و اهل بیت طهارت سلام الله علیهم اجمعین.

شیخ: این حدیث را صالح بن موسی بن عبدالله بن اسحاق بن طلحهًْ بن عبد الله القرشی التیمی الطلحی به سند خود از ابو هریره به این طریق نقل نموده که:

«انّی قد خلفت فیکم ثنتین؛ کتاب الله وسنّتی …».

داعی: باز با نقل حدیث یک طرفه از یک فرد طالح، متروک ضعیف و مردود ارباب جرح و تعدیل (از قبیل ذهبی([۳۰]) و یحیی([۳۱])

و امام نسایی([۳۲]) و بخاری([۳۳]) و ابن عدی([۳۴]) و غیرهم) وقت مجلس را گرفتید. آقای من، نقل این همه اخبار معتبره از اکابر علمای خودتان شما را قانع ننموده که به چنین حدیث غیر قابل قبول نزد جهابذه علمای خودتان استناد جستید و حال آنکه اتفاقی فریقین (شیعه و سنّی) است که رسول اکرم فرمود: «کتاب الله وعترتی»، نه سنتی؛ چه آنکه کتاب و سنّت هر دو مبین می‌خواهند. سنّتی که خود محتاج به مبین است نمی‌تواند مبین قرآن باشد. پس عترت عدیل القرآن است که هم مبین قرآن و هم ظاهر کننده سنّت رسول الله می‌باشد.

[۱]. صحیح مسلم، ۴/۱۸۷۳، ح ۳۶، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن أبی طالب.

[۲]. سنن أبی داود، ۲/۱۸۵، ح ۱۹۰۵، کتاب المناسک، باب صفهًْ حجّهًْ النبی.

ابی داود این حدیث را به طور ناقص و در ضمن حدیثی طولانی این‌گونه نقل کرده است: «ثنا جعفر بن محمّد عن أبیه قال: دخلنا علی جابر بن عبداللهثمّ قال: إنّ رسول الله صلّی الله علیه وسلّم مکث تسع سنین لم یحج ثم أذن فی الناس فی العاشره أنّ رسول الله صلّی الله علیه وسلّم حاج فخطب الناس فقال صلّی الله علیه وسلّم وانّی قد ترکت فیکم مالن تضلّوا بعده ان اعتصمتم به کتاب الله، وانتم مسؤولون عنّی فما أنتم قائلون؟ قالوا: نشهد انّک قد بلّغت وأدّیت ونصحت…».

[۳]. الجامع الصحیح، ترمذی، ص۹۹۱، ح ۳۷۹۴، کتاب المناقب، باب فی مناقب اهل‌بیت النبی.

[۴]. خصائص امیرالمؤمنین، احمی بن شعیب نسائی، ص۹۳، باب قول النبی: من کنت ولیّه فهذا ولیّه.

[۵]. مسند احمد بن حنبل، ۳/۱۴ و ۱۷، مسند أبی سعید الخدری، ۵/۱۸۲ و ۱۸۹، مسند زید بن ثابت، که در دو مورد اخیر، حدیث را به لفظ: انّی تارک فیکم خلیفتین … نقل کرده است.

[۶]. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۳/۱۶۰ ـ ۱۶۱، ح ۴۷۱۱، کتاب معرفهًْ الصحابه، باب مناقب اهل رسول الله.

[۷]. حلیهًْ الاولیاء، ابو نعیم اصفهانی، ۱/۳۵۵، ترجمه شماره ۵۷، شرح حال حذیفه بن أسید.

[۸]. تذکرهًْ الخواص، سبط ابن الجوزی، ص۲۹۰، باب ۱۲٫

[۹]. أسد الغابه، ابن اثیر، ۲/۱۲، شرح حال حسن بن علی بن أبی طالب و ۳/۱۴۷، شرح حال عبدالله بن حنطب الحارث، که در مورد اخیر هم حدیث را به این عبارت نقل کرده است: «… قال: انّی سائلکم عن اثنتین؛ عن القرآن وعن عترتی».

[۱۰]. الجمع بین الصحیحین، حمیدی، ۱/۵۱۵، ح ۸۴۱، مسند زید بن ارقم.

[۱۱]. معجم الکبیر، طبرانی، ۳/۶۵ ـ ۶۶، ح ۲۶۷۸ ـ ۲۶۷۹ و ۲۶۸۱، مسند حسن بن علی.

[۱۲]. تلخیص المستدرک، ذهبی، ۳/۱۰۹، کتاب معرفهًْ الصحابه، باب فضائل امیرالمؤمنین، وصیهًْ النبی صلّی الله علیه وسلّم فی کتاب الله وعترهًْ رسوله.

[۱۳]. عقد الفرید، ابن عبد ربّه، ۴/۱۲۶، کتاب الواسطهًْ فی الخطب، خطبهًْ رسول الله فی حجّهًْ الوداع.

[۱۴]. مطالب السؤول، محمد بن طلحه شافعی، ص۳۹، مقدّمه مؤلّف، تحت عنوان اللفظهًْ الثانیهًْ.

[۱۵]. مناقب خوارزمی، ص۲۰۰، ح ۲۴۰، فصل ۱۶، الفصل الثالث. خوارزمی ضمن حدیثی طولانی به این حدیث اشاره کرده است.

[۱۶]. ینابیع المودّه، قندوزی، ۱/۹۷، ح ۹، باب ۴، فصل ۱٫

[۱۷]. مودّهًْ القربی، سید علی همدانی، مودّه (با استفاده از ینابیع المودهًْ قندوزی، ۲/۲۶۹، ح۷۶۶، باب ۵۶).

[۱۸]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ۹/۱۳۳، خطبه ۱۵۰ (یؤمی فیها الی الملاحم)، شرح جمله «وهجروا السبب الّذی أمروا بمودّته».

[۱۹]. نور الأبصار، شبلنجی و بهامشه اسعاف الراغبین، محمد بن علی الصبان، ص۱۱۹٫ ما این حدیث را در حاشیه کتاب یافتیم و احتمال دارد که مؤلّف با اعتماد بر حاشیه، حدیث را از متن نقل کرده است.

[۲۰]. فصول المهمّهًْ، ابن صبّاغ مالکی، ۱/۲۳۷، فصل ۱، فصل فی مؤاخاهًْ رسول الله. ابن صبّاغ حدیث را به این لفظ آورده است: «أیّها الناس: قد خلفت فیکم ما إن تمسّکتم به لن تضلّوا بعدی: کتاب الله وأهل بیتی …».

[۲۱]. فرائد السمطین، حموینی، ۲/۲۳۳ ـ ۲۳۴، ح ۵۱۳، سمط ۲، باب ۴۶٫

[۲۲]. الکشف والبیان، ثعلبی، ۸/۴۰، ذیل آیه‌ی ۳۳ سوره‌ی احزاب. ثعلبی حدیث را به دو لفظ «ثقلین» و «خلیفتین» نقل کرده است.

[۲۳]. مناقب ابن مغازلی، ص۲۳۴ ـ ۲۳۶، ح ۲۸۱ ـ ۲۸۴، باب قوله: إنّی تارک فیکم الثقلین. ابن مغازلی این حدیث را به طرق مختلف نقل کرده است.

[۲۴]. کفایهًْ الکبری، گنجی شافعی، ص۵۳، باب ۱ وص ۲۵۹، باب ۶۲ .

[۲۵]. طبقات الکبری، محمَد بن سعد، ۲/۱۵۰، ذکر عرض رسول الله القرآن علی جبرئیل واعتکافه فی السنهًْ التی قبض فیها.

[۲۶]. تفسیر الکبیر، فخر رازی، ۸/۱۶۳، ذیل آیه ۱۰۳ سوره آل عمران.

[۲۷]. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ۴/۱۰۲، ذیل آیه ۲۳ سوره شوری.

[۲۸]. ینابیع المودهًْ، قندوزی، ۱/۹۵ به بعد، باب ۴٫

[۲۹]. صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص۱۴۹ ـ ۱۵۱، باب ۱۱، فصل ۱، آیه ۴٫ ابن حجر حدیث را با اسناد و الفاظ مختلف نقل کرده است.

[۳۰]. میزان الاعتدال، ذهبی، ۳/۴۱۴، ترجمه شماره ۳۸۳۵، شرح حال صالح بن موسی الطلحی.

ذهبی می‌نویسد: «کوفی ضعیف. قال یحیی: لیس شیء ولا یکتب حدیثه. قال البخاری: منکر الحدیث. وقال النسائی: متروک».

[۳۱]. تاریخ یحیی بن معین. ۱/۱۱۵، ترجمه شماره ۶۵۴، شرح حال صالح بن موسی الطلحی، الأوَل من التابعین ومن بعدهم من أهل المدینه.

یحیی بن معین می‌نویسد: «سمعت یحیی یقول: صالح الطلحی، لیس حدیثه بشیء».

[۳۲]. الضعفاء والمتروکین، احمد بن شعیب نسائی، ص۱۳۶، ترجمه شماره ۳۱۴، شرح حال صالح بن موسی الطلحی.

نسائی می‌نویسد: «صالح بن موسی الطلحی متروک الحدیث».

[۳۳]. الضعفاء الصغیر، بخاری، ص۴۴۷، ترجمه شماره ۱۶۹، شرح حال صالح بن موسی.

بخاری می‌نویسد: «صالح بن موسی: من ولد طلحهًْ بن عبیدالله، منکر الحدیث».

[۳۴]. الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، ۵/۱۰۵، ترجمه شماره ۹۱۸، شرح حال صالح بن موسی.

ابن عدی می‌نویسد: «عن یحیی قال: صالح الطلحی حدیثه لیس بشیء.

ثنا الجنیدی، ثنا البخاری قال: صالح بن موسی من ولد طلحه بن عبیدالله منکر الحدیث. قال السعدی: صالح بن موسی ضعیف الحدیث.

وقال النسائی فیما أخبرنی محمّد بن العبّاس عنه، قال: صالح بن موسی الطلحی منکر الحدیث».

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد۱؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.