صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > کلام > امامت > در حدیث غدیر و چگونگى آن
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۹۷


در حدیث غدیر و چگونگى آن

که جمهور علماء فریقین (شیعه و سنى) معترفند که روز هیجدهم ذى الحجه الحرام در حجه الوداع سال دهم هجرت، زمان برگشتن از مکه معظمه تمامى اصحاب را در بیابانى که آنجا را غدیر خم می‌گفتند جمع نمود. حتى جلو رفته‌گان قافله را به امر آن حضرت برگرداندند و عقب‌ماندگان هم رسیدند که به سند شیعه و اکثر علماء و مورخین بزرگ خودتان هفتاد هزار نفر و به سند بعض از علماء شما از قبیل امام ثعلبى در تفسیرش([۷]) و سبط ابن جوزى در تذکره خواص الامّه فى معرفه الائمّه([۸]) و دیگران([۹]) یکصد و بیست هزار نفر حاضر در غدیر خم بودند. رسول اکرم خاتم الانبیاء تشریف برد بالاى منبرى که براى آن حضرت مرتب نمودند خطبۀ بسیار طولانى قرائت فرمود که غالب آن خطبه در مدایح و فضایل مولانا أمیر المؤمنین على بود و غالب آیاتى که درباره على نازل شده قرائت و تجدید نمودند و جامعه امت را به خوبى متوجه مقام مقدس ولایت امیر المؤمنین نموده آنگاه فرمودند:

«معاشر الناس الست اولى بکم من انفسکم؟ قالوا: بلى! قال: من کنت مولاه فهذا علىّ مولاه»

(ای جماعت مردم ایا من اولی به تصرف از شما در نفسهای شما نیستم؟ (اشاره به آیه شریفه {النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم} عرض کردند: چرا. فرمود: هر کس من مولای او هستم، (یعنی اولی به تصرف در امر اوهستم) پس این علی مولای اوست (یعنی اولی به تصرف درامر او می‌باشد))

آنگاه دست­ها را برداشت و دعا کرد:

 {اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله}

(خداوندا دوست بدار کسی که علیّ را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که علی را دشمن بدارد. یاری کن کسی را که علی را یاری کند و واگذار کسی را که علی را واگذارد.)

سپس امر فرمود خیمه‌اى برپا کردند و أمیر المؤمنین را امر فرمود در خیمه بنشیند و به تمام امت که حاضر بودند امر فرمود بروید و با على بیعت کنید زیرا که من از جانب پروردگار مأمورم که از شما بیعت براى على بگیرم.

«اوّل من بایع ذلک الیوم علیّا کان عمر ثمّ ابا بکر ثمّ عثمان ثمّ طلحه ثمّ زبیر و کانوا یبایعون ثلاثه ایام متواتره»

(اول کسی که آن روز بیعت کرد عمر و پس از آن ابو بکر و عثمان و طلحه و زبیر بودند. این پنج نفر هر سه روز که پیغمبر در آن بیابان توقف فرموده متوالیا بیعت نمودند.)

حافظ: آیا می‌شود باور نمود که امر با این پر اهمیتى که شما بیان نمودید واقع شده باشد و علماء بزرگ آن را نقل ننموده باشند.

داعى: هیچ انتظار نداشتم که شما این قسم بیان نمائید در حالتى که قضیّۀ غدیر خم کالشمس فى رابعه النهار ظاهر و هویدا می‌باشد و کسى انکار این معنى را نمی‌نماید مگر عنود لجوج که خود را رسوا و مفتضح نماید.

چه آنکه جمهور علماء ثقات شما این وقعۀ مهم را در کتب معتبرۀ خود ثبت نموده‌اند که به بعض آنها که در نظر دارم براى وضوح مطلب اشاره می‌نمایم تا بدانید که مورد قبول و باور جمهور از أکابر علماء خودتان می‌باشد.

روات معتبره از علماء عامه در نقل حدیث غدیر خم

 ( ١ ) امام فخر الدین رازى در تفسیر کبیر مفاتیح الغیب([۱۰]).

 ( ٢ ) امام احمد ثعلبى در تفسیر کشف البیان([۱۱]).

 ( ٣ ) جلال الدین سیوطى در تفسیر درّ المنثور([۱۲]).

( ۴ ) ابو الحسن على بن احمد واحدى نیشابورى در اسباب النزول([۱۳]).

 ( ۵ ) محمّد بن جریر طبرى در تفسیر کبیر.

( ۶ ) حافظ أبو نعیم اصفهانى در کتاب ما نزل من القرآن فى على([۱۴]) و در حلیه الاولیاء([۱۵]).

 ( ٧ ) محمّد بن اسماعیل بخارى در صفحه ٣٧۵ جلد اول تاریخ([۱۶]) خود.

 ( ٨ ) مسلم بن حجاج نیشابورى در صفحه ٣٢۵ جلد دوم صحیح([۱۷]).

 ( ٩ ) أبى داود سجستانى در سنن.

 ( ١٠ ) محمد بن عیسى ترمذى در سنن([۱۸]).

 ( ١١ ) حافظ ابن عقده در کتاب الولایه([۱۹]).

( ١٢ ) ابن کثیر شافعى دمشقى در تاریخ([۲۰]) خود.

 ( ١٣ ) امام أئمه الحدیث احمد بن حنبل (رئیس الحنابله) در صفحه ٢٨١ و ٣٧١ جلد چهارم مسند([۲۱]).

( ١۴ ) ابو حامد محمد بن محمد الغزّالى در سرّ العالمین([۲۲]).

 ( ١۵ ) ابن عبد البرّ در استیعاب([۲۳]).

 ( ١۶ ) محمد بن طلحۀ شافعى در صفحه ١۶ مطالب السؤول([۲۴]).

 ( ١٧ ) ابن مغازلى فقیه شافعى در مناقب([۲۵]).

( ١٨ ) نور الدین بن صبّاغ مالکى در صفحه ٢۴ فصول المهمه([۲۶]).

( ١٩ ) حسین بن مسعود بغوى در مصابیح السنه([۲۷]).

( ٢٠ ) ابو المؤیّد موفق بن احمد خطیب خوارزمى در مناقب([۲۸]).

( ٢١ ) مجد الدین ابن اثیر محمد بن محمد شیبانى در جامع الاصول([۲۹]).

 ( ٢٢ ) حافظ ابو عبد الرحمن احمد بن على نسائى در خصائص العلوى([۳۰]) و سنن([۳۱]).

 ( ٢٣ ) سلیمان بلخى حنفى در باب ۴ ینابیع الموده([۳۲]).

 ( ٢۴ ) شهاب الدین احمد بن حجر مکى در صواعق محرقه([۳۳]) و کتاب المنح الملکیه و مخصوصا در صفحه ٢۵ باب اوّل صواعق با کمال تعصّبى که داشته گوید: انّه حدیث صحیح لا مریه فیه و قد اخرجه جماعه کالترمذى و النسائى و احمد و طرقه کثیره جدّا.

( ٢۵ ) محمد بن یزید حافظ ابن ماجۀ قزوینى در سنن([۳۴]).

( ٢۶ ) حافظ ابو عبد الله محمد بن عبد الله حاکم نیشابورى در مستدرک([۳۵]).

 ( ٢٧ ) حافظ سلیمان بن احمد طبرانى در اوسط([۳۶]).

( ٢٨ ) ابن اثیر جزرى در اسد الغابه([۳۷]).

 ( ٢٩ ) یوسف سبط ابن جوزى در صفحه ١٧ تذکره خواص الامه([۳۸])

( ٣٠ ) ابو عمر احمد بن عبد ربّه در عقد الفرید([۳۹]).

( ٣١ ) علاّمۀ سمهودى در جواهر العقدین([۴۰]).

 ( ٣٢ ) ابن تیمیّه احمد بن عبد الحلیم در منهاج السنّه([۴۱]).

 ( ٣٣ ) ابن حجر عسقلانى در فتح البارى([۴۲]) و تهذیب التهذیب([۴۳]).

 ( ٣۴ ) ابو القاسم محمد بن عمر جار الله زمخشرى در ربیع الأبرار([۴۴]).

 ( ٣۵ ) ابو سعید سجستانى در کتاب الدّرایه فى حدیث الولایه.

 ( ٣۶ ) عبید الله بن عبد الله حسکانى در دعاه الهدى إلى اداء حق الموالات.

( ٣٧ ) رزین بن معاویه العبدرى در جمع بین الصحاح الستّه.

( ٣٨ ) امام فخر رازى در کتاب الأربعین([۴۵]) گوید اجماع نموده‌اند تمام امت بر این حدیث شریف.

( ٣٩ ) مقبلى در احادیث المتواتره.

( ۴٠ ) سیوطى در تاریخ الخلفاء([۴۶]).

 ( ۴١ ) میر سید على همدانى در موده القربى([۴۷]).

( ۴٢ ) ابو الفتح نظزى در خصائص العلوى.

( ۴٣ ) خواجه پارساى بخارى در فصل الخطاب.

 ( ۴۴ ) جمال الدین شیرازى در کتاب الاربعین.

 ( ۴۵ ) عبد الرءوف المناوى در فیض القدیر فى شرح جامع الصغیر([۴۸]).

( ۴۶ ) محمد بن یوسف گنجى شافعى در باب ١ کفایه الطالب([۴۹]).

 ( ۴٧ ) یحیى بن شرف النووى در کتاب تهذیب الاسماء و اللّغات([۵۰]).

 ( ۴٨ ) ابراهیم بن محمّد حموینى در فرائد السمطین([۵۱]).

( ۴٩ ) قاضى فضل الله بن روزبهان در ابطال الباطل.

( ۵٠ ) شمس الدین محمّد بن احمد شربینى در سراج المنیر.

( ۵١ ) ابو الفتح شهرستانى شافعى در ملل و نحل([۵۲]).

( ۵٢ ) حافظ ابو بکر خطیب بغدادى در تاریخ([۵۳]) خود.

 ( ۵٣ ) حافظ ابن عساکر ابو القاسم دمشقى در تاریخ کبیر([۵۴]).

( ۵۴ ) ابن ابى الحدید معتزلى در شرح نهج البلاغه([۵۵]).

 ( ۵۵ ) علاء الدین سمنانى در عروه الوثقى.

( ۵۶ ) ابن خلدون در مقدمه تاریخ([۵۶]) خود.

( ۵٧ ) مولى على متّقى هندى در کنز العمّال([۵۷]).

 ( ۵٨ ) شمس الدین ابو الخیر دمشقى در أسنى المطالب([۵۸]).

 ( ۵٩ ) سید شریف حنفى جرجانى در شرح مواقف([۵۹]).

( ۶٠ ) نظام الدین نیشابورى در تفسیر غرائب القرآن([۶۰]).

طبرى و ابن عقده و ابن حدّاد.

خلاصه کلام تا این مقدار که در حافظه‌ام حاضر بود به عرضتان رسانیدم.

و الا زیاده از سیصد نفر از اکابر علماء خودتان به طرق مختلفه حدیث غدیر خم و نزول آیات تبلیغ و اکمال و مناشدۀ در رحبه و غیره را مسنداً از زیاده از صد نفر از صحابه رسول الله نقل نموده‌اند که اگر بخواهم فهرست تمام روات و اسامى آنها را به عرضتان برسانم خود یک کتاب مستقلّى خواهد شد. براى نمونه گمان می‌کنم همین مقدار اسامى کافى باشد.

در اثبات تواتر بعض از اکابر علماء شما کتاب مستقلّى در این باب نوشته‌اند، مانند ابو جعفر محمّد بن جریر طبرى مفسّر و مورّخ معروف قرن چهارم متوفى سال ٣١٠ در کتاب الولایه که استقلالا در حدیث غدیر نوشته و از هفتاد و پنج طریق روایت نموده و حافظ ابو العباس احمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمن الکوفى معروف به ابن عقده متوفى سال ٣٣٣ قمرى در کتاب الولایه این حدیث شریف را به یکصد و بیست و پنج طریق از صد و بیست و پنج تن از صحابه با تحقیقات بلیغه نقل نموده است و ابن حدّاد حافظ ابو القاسم حسکانى متوفى ۴٩٢ در کتاب الولایه مشروحا واقعه غدیر را با نزول آیات نقل نموده است.

خلاصه همگى علماء و محققین فضلاء خودتان – به استثناى عدۀ قلیلى از متعصّبین عنود، با سلسلۀ روات از رسول اکرم نقل نموده‌اند که در آن روز ( ١٨ ذیحجه) سال حجه الوداع، رسول اکرم على را به ولایت نصب نمود.

تا جائى که خلیفه عمر بن الخطّاب از همه اصحاب بیشتر خوش‌حالى مى‌نمود و دست آن حضرت را گرفت و گفت:

«بخّ بخّ لک یا علىّ اصبحت مولاى و مولى کلّ مؤمن و مؤمنه»

(بخ بخ اسم فعل است برای مدح و اظهار رضایت به چیزی گفته می‌شود. و تکرارش برای مبالغه است در رضای به آن چیزی که در نظر است و لذا عمر گفت: به به! یا علی صبح کردی در حالتی که آقای من و آقای هر مؤمن و مؤمنه‌ای شدی.)

از جمله امور مسلّمه است که این حدیث شریف از متواترات است نزد فریقین.

و مخصوصاً میر سید على همدانى فقیه شافعى که از فضلاء و موثقین فقهاء و علماء خودتان در قرن هشتم هجرى بوده در مودت پنجم از کتاب موده القربى([۶۱]) نوشته است که جمعیت بسیارى از صحابه در مکانهاى مختلفى از خلیفه عمر بن الخطّاب رضى الله عنه نقل نموده‌اند که گفت: «نصب رسول الله علیّا علما» یعنى نصب نمود رسول خدا على را مهتر و بزرگتر و راهنماى قوم و بعد او را به مولائى به جامعه معرفى نمود و بعد از دعا دربارۀ دوستان و دشمنان آن حضرت عرض کرد: «اللهم انت شهیدى علیهم» خدایا تو گواه منى بر ایشان (یعنى ابلاغ رسالت نمودم).

در آن حال جوان زیبائى با حسن صورت و بوى خوش پهلوى من نشسته بود و به من گفت: «لقد عقد رسول الله عقدا لا یحلّه الاّ المنافق فاحذر أن تحلّه»

(عهد بست پیغمبر عهد بستنی محکم که نقض این عهد نمی‌کند مگر منافق. پس حذر کن عمر، که تو ناقض و بازکننده این گره محکم نباشی. (یعنی اگر نقض این عهد نمودی در سلسله منافقین خواهی بود))

من به رسول خدا عرض کردم وقتى شما درباره على سخن می‌راندید پهلوى من جوان خوش رو و خوشبوئى نشسته بود و با من چنین گفت. حضرت فرمود:

«انّه لیس من ولد آدم لکنّه جبرئیل اراد أن یؤکد علیکم ما قلته فى علىّ»

(او از اولاد آدم نبوده. بلکه جبرئیل امین بود که به این صورت جلوه‌گر شده بود که تأکید نماید بر شما آنچه را که من گفتم درباره علی)

اینک از آقایان محترم انصاف می‌طلبم آیا سزاوار بود یک چنین عهد و پیمان محکمى را که رسول خدا با آن مردم بست به امر خداى تعالى دو ماه نگذرد نقض عهد نموده و بیعت را بشکنند و روى هوا و هوس حق را به پشت سر اندازند و بکنند آنچه را که نباید بکنند، آتش به در خانه‌اش ببرند و شمشیر به رویش بکشند اهانت­ها نمایند و باکراه و اجبار و هو و جنجال و اهانت و تهدید براى بیعت دیگرى به مسجد ببرند؟!

 

[۱]. الکشف و البیان، ثعلبی، ۵/۱۰۹، ذیل آیه ۱۱۹، سوره بقره.

ثعلبى این دو روایات را نقل می‌کند:

یکعن ابن عباس فى هذه الآیه {یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال مع علىّ بن ابى طالب و اصحابه.

دوعن ابى جعفر فى قوله تعالى {وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال مع آل محمد

[۲]. در المنثور، سیوطی، ۳/۵۱۷، ذیل آیه ۱۱۹ سوره توبه.

سیوطى این حدیث را نقل کرده است:

عن ابن عباس فى قوله تعالی: {وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال: مع علىّ بن ابى طالب.

[۳]. عن جعفر بن محمد، {اتَّقُوا الله وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال: [یعنى مع] محمد و على.

ما نزل من القرآن فى علیّ، ابو نعیم اصفهانی، ذیل همین‌ آیه (با استفاده از النور المشتعل، ص۱۰۱-۱۰۵، ح ۲۳و ۲۵٫)

[۴]. مناقب خوارزمی، ص۲۸۰، ح ۲۷۳، فصل۱۷٫

خوارزمى حدیث را این گونه نقل کرده است:

عن ابى صالح، عن ابن عباس (فى قوله) {اتَّقُوا الله وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال: هو علىّ بن ابى طالب

[۵]. ینابیع الموده، قندوزی، ۱/۳۵۸، ح۱۵ و ۱۶، باب ۳۹٫

قندوزى حدیث را این گونه نقل کرده است:

أخرج موفق بن احمد الخورازمى عن ابى صالح عن ابن عباس قال: الصادقون فى هذه الآیه محمد و اهل بیته.

ایضا ابو نعیم الحافظ و الحموینى اخرجاه عن ابن عباس بلفظه. ایضا ابو نعیم اخرجه عن جعفر الصادق ایضا ابو نعیم و صاحب المناقب اخرجا عن الباقر و الرضا قالا: الصادقون هم الأئمه من اهل البیت.

[۶]. کفایه الطالب، گنجى شافعی، ص۲۳۶، باب ۶۲٫

گنجى حدیث را مانند در المنثور نقل می‌کند و نیز ابن عساکر در تاریخ دمشق، ۴۲/۳۶۱، رقم ۴۹۳۳، شرح حال علىّ بن ابى طالب حدیث را مانند در المنثور نقل می‌کند، مزى در تهذیب لاکمال، ۵/۸۴، باب فضائل على حدیث را این گونه نقل می‌‌کند:

عن جعفر بن محمد فى قوله تعالی: {اتَّقُوا الله وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ} قال محمد و علی.

[۷]. الکشف و البیان، ثعلبی، ۱۰/۳۵، ذیل آیه ۱ سوره معراج.

ثعلبى حدیث را این گونه نقل کرده است:

عن جعفر بن محمد عن آبائه فقال: لما کان رسول الله بغیدر خم نادى بالناس فاجتمعوا، فأخذ بید على فقال: «من کنت مولاه فعلى مولاه» فشاع ذلک و طار فى البلاد فبلغ ذلک الحرث بن النعمان القهرى فأتى رسول الله على ناقه له حتى أتى الأبطح

[۸]. تذکره الخواص، سبط ابن جوزی، ص۳۷، باب ۲، حدیث فى قوله من کنت مولا… باب الکلام على الحدیث سبط ابن الجوزى می‌نویسد:

اتفق علماء السیر على ان قصه الغدذیر کانت بعدرجوع النبى من حجه الوداع فى الثامن عشر من ذى الحجه، جمع الصحابه و کانوا مأه و عشرین الفا و قال: «من کنت مولاه فعلى مولاه»، الحدیث نص على ذلک بصریح العباره دون التلویح و الإشاره.

[۹]. السیره الحلبیه، ۳/۲۵۷، باب حجه الوداع.

حلبى این گونه نقل می‌کند:‌

و عند خروجه للحج، اصاب الناس بالمدینه جدرى بضم الجیم و فتح الدال و فتحهما او حصبه منعت کثیرا من الناس من الحج معه و مع ذلک کان معه جموع لا یعلمها الا الله تعالی، قیل کانوا اربعین الفا و قیل کانوا سبعین الفا و قیل کانوا تسعین الفا و قیل کانوا مائه الف و اربعه عشر الا و قیل عشرین الفا و قیل کانوا اکثر من ذلک

[۱۰]. تفسیر الکبیر، فخر ارزی، ۱۲/۴۹، ذیل آیه ۶۷ سوره مائده.

فخر رازى می‌نویسد:

نزلت الآیه {یا ایها الرسول بلغ ما انزل…} فى فضل علىّ بن ابى طالب و لما نزلت هذه الآیه خذ بیده و قال: «من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»…

[۱۱]. الکشف و البیان، ثعلبی، ۴/۹۲، ذیل آیه ۶۷، ‌سوره مائده.

ثعلبى حدیث را مانند فخر ارزى نقل می‌کند.

[۱۲]. در المنثور، سیوطی، ۲/۵۲۸، ذیل آیه ۶۷ سوره مائده.

سیوطى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن ابى سعید خدرى قال نزلت هذه الآیه {یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک…} على رسول الله یوم غدیر خم فى علىّ بن ابى طالب.

[۱۳]. اسباب النزول، واحدى نیشابوری، ص۱۳۵، ذیل آیه ۶۷، سوره مائده.

واحدى حدیث را مانند سیوطى نقل می‌کند.

[۱۴]. ما نزل من القرآن فى علیّع ابو نعیم اصفهانی، ذیل همین آیه (با استفاده از النور المشتعل، ص۵۶۰۵۷، ح ۴)

ابو نعیم این حدیث را نقل کرده است:

عن ابى سعید الخدرى ان النبى دعا الناس الى على فى غدیر خم و امر بما تحت الشجر من الشوک فقمّ و ذلک یوم الخمیس، فدعا علیّاً فأخذ بضبعیه فرفعهما حتى نظر الناس الى بیاض ابطى رسول الله ثم لم یتفرقوا حتى نزلت هذه الآیه {الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى وَ رَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دینًا}

فقال رسول الله: الله اکبر على اکمال الدین واتمام النعمه و رضى الرب برسالتى و بالولایه لعلى من بعدى ثم قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

[۱۵]. حلیه الاولیاء، ابو نعیم اصفهانی، ۵/۳۶۴، رقم ۳۲۴، شرح حال عبد الملک بن عمر بن عبد العزیز.

ابو نعیم این حدیث را نقل کرده است:

حدثنى عده انهم سمعوا النبى یقول: «من کنت مولاه فعلى مولاه»

[۱۶]. تاریخ الکبیر، بخاری، ۱/۳۷۵، رقم ۱۱۹۱، شرح حال اسماعیل بن نشیط العامری.

بخارى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن جمیل بن عامر ان سالما حدثه سمع من سمع النبى یقول یوم غدیر خم: «من کنت مولاه فعلى مولاه».

[۱۷]. صحیح مسلم، ۴/۱۸۷۳، ح ۳۶، کتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل علیّ.

مسلم حدیث را این گونه نقل می‌کند:

حدثنى یزید بن حیان قال: انطلقت انا و حصین سبره و عمر بن مسلم الى زید بن ارقم، فلما جلسنا الیه قال‌ له حصینک لقد لقیت یا زید خیرا کثیرا رأیت رسول الله و سمعت حدیثه و غزوت معه و صلیت خلفه، لقد لقیت یا زید خیرا کثیرا حدثنا یا زید ما سمعت من رسول الله. قال: یابن اخى و الله لقد کبرت سنى و قدم عهدى و نسیت بعض الذى کنت اعى من رسول الله فما حدثتکم فاقبلوا و ما لا، فلا تُکلِّفونیه، قم قال: قام رسول لله یوما فینا خطبا بماء یدعى خمّاً، بین مکه و المدنیه، فحمد الله و اثنى علیه و وعظ و ذکر.ثم قال: «اما بعد ألا ایها الناس فانما انا بشر یوشک ان یأتى رسول ربى فأجیب. و انا تارک فیکم ثقلین؛ اولهما کتاب الله فهى الهدى و النور، فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به» فحث على کتاب الله و رغب فیه. ثم قال: «و اهل بیتى ذکرکم الله فى اهل بیتی، اذکرکم الله فى اهل بیتی، اذکرکم الله فى اهل بیتی»

[۱۸]. الجامع الصحیح، ترمذی، ص۹۷۸، ح ۳۷۲۲، کتاب المناقب، مناقب علىّ بن ابى طالب ترمذى حدیث را اینگونه نقل می‌کند:

عن ابى سریحه او زید بن ارقم شک شعبه عن النبى قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۱۹]. الولایه، ابن عقده، ص۲۰۶، ذیل روایات ابوهریره.

ابن عقده حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن ابى هریره انه سمع رسول الله یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

[۲۰]. البدایه و النهایه، ابن کثیر، ۵/۲۳۰، و ۲۳۱، کتاب حجه الوداع، سال ۱۰ هجری، فصل فى ایراد الحدیث الدال على انه خطب بمکان بین مکه و المدینه….

ابن کثیر حدیث را اینگونه نقل می‌کند:

و قال الامام احمد: حدثنا عفان، حدثنا ابو عوانه عن المغیره عن ابى عبید عن میمون ابى عبد الله قال زید بن ارقم و انا اسمع: نزلنا مع رسول لله منزلا یقال له وادى خم، فأمر بالصلاه فصلاها بهجیر. قال: فخطبنا و ظل رسول اله بثوب على شجره سته من الشمس. فقال: الستم تعلمون (اولستم تشهدون) انى اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلی! قال: فمن کنت مولاه فان علیا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

ثم رواه احمد عن غندر عن شعبه عن میمون ابى عبد الله عن زید بن ارقم الى قوله من کنت مولاه فعلى مولاه.

قال میمون: حدثنى بعض القوم عن زید ان رسول الله قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. و هذا اسناد جید رجاله ثقات.

[۲۱]. احمد بن حنبل، ۴/۲۸۱، ‌مسند براء‌ بن عازب

احمد بن حنبل این حدیث را نقل کرده است.

عن البراء بن عازب قال: کنا مع رسول الله فى سفر، فنزلنا بغدیر خم فنودى فینا الصلاه جامعه و کسح لرسول الله تحت شجرتین فصلى الظهر و اخذ بید على فقال‌آلستم تعلمون انى اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا: بلی. قال: سیتم تعلمون انى اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلی، قال: فأخذ بید على فقال: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. قال: فلقیه عمر بعد ذلک فقال له هنیئاً یابن ابى طالب، اصبحت و امسیت مولى کل مؤمن و مؤمنه.

و نیز در ص۳۷۰ همین جلد، مسند زید بن ارقم، این حدیث را نقل کرده است:

عن ابن طفیل قال: جمع على عنه الناس فى الرحبه قم قال لهم انشد الله کل امرء مسلم سمع رسول الله یقول یوم غیدر خم ما سمع لما قام فقام ثلاثون من الناس و قال ابو نعیم فقام ناس کثیر فشهدوا حین اخذه بیده فقال لناس أتعلمون انى اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا نعم یا رسول الله قال: من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

و نیز در ۱/۸۴، مسند علىّ بن ابى طالب، حدیثى به همین مضمون نقل کرده است.

[۲۲]. سر العالمین، ابو حامد غزالی، ص۲۱، باب فى لمقاله الرابعه فى ترتیب الخلافه می‌نویسد:

اجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فى یوم غدیر خم، باتفاق الجمیع و هو یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه فقال عمر: بخ بخ لک یا ابالحسن لقد اصبحت مولاى و مولى کل مؤمن و مؤمنه

[۲۳]. استیعاب، ابن عبد البر، ۳/۱۰۹۹، باب علیّ.

ابن عبد البر حدیث را این چنین نقل می‌کند:

و روى بریده و بو هریره ‌و جابر و البراء و زید بن ارقم و کل واحد منههم عن النبى انه قال یوم غدیر خم: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

[۲۴]. مطالب السؤول، ‌محمد بن طلحه شافعی، ‌ص۷۸، باب ۱، فصل ۵٫

محمد بن طلحه شافعى این حدیث را نقل کرده است:

روى ایضا بسنده ان رسول الله قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۲۵]. مناقب ابن مغازلی، ص۲۲، ح ۳۱، قوله من کنت مولاه…

ابن مغازلى این حدیث را نقل کرده است:‌ عن عمر بن الخطاب قال: ‌قال رسول الله علی: من کنت مولاه فعلى مولاه

[۲۶]. فصول المهمه، ابن صباغ مالیک، ۱/۲۳۸، فصل ۱ فصل فى مؤاخاه رسول الله و سبب تسمیته بابى تراب.

ابن صباغ این حدیث را این گونه نقل کرده است:

قال: ان اولى الناس بالمؤمنین اهل بیتى قال ذلک ثلاث مرات ثم قال فى الرابعه و اخذ بید على اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۲۷]. مصابیح السنه، بغوی، ۲/۱۹۹، ‌کتاب الفتن، کتاب الفتن، باب مناقب علىّ بن ابى طالب.

بغوى این حدیث را نقل کرده است:

عن زید بن ارقم عن النبى قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۲۸]. مناقب خوارزمی، ص۱۳۴، ح ۱۵۰، فصل ۱۴، خوارزمی.

حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن بریده الأسلمى قال: غزوت مع على الى الیمن فرأیت منه جفوه فقدمت على رسول الله فذکرت علیا فتنقصته. فرأیت وجه رسول الله یتغیر فقال: یا بریده ألستُ اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ قلت بلى یا رسول الله. فقال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۲۹]. جامع الاصول، ابن اثیر، ۹/۴۶۸، ح ۶۴۷۶، باب ۴، فرع ۲، فضائل علىّ بن ابى طالب

ابن اثیر حدیث را مانند مصابیح السنه نقل می‌کند.

[۳۰]. خصائص امیر المؤمنین، نسائی، ‌۵ ص۹۴، باب قول النبى من کنت ولیه فعلى ولیه.

نسائى حدیث را با الفاظ گوناگون نقل کرده است.

[۳۱]. سنن الکبری، نسائی، ۵/ ۴۵، ح ۸۱۴۵، کتاب المناقب، باب ۴، فضائل على

نسائى حدیث را با الفاظ گوناگون نقل کرده است.

[۳۲]. ینابیع الموده، قندوزی، ۱/۹۸، ح۱۱، باب ۴٫

قندوزى حدیث را اینگونه نقل کرده است:

عن زید بن ارقم قال: نزلنا مع رسول الله بوادى غدیر خم [فامر بالصلاه فصلاها بهجیر قال:] فخطبنا و ظلل لرسول الله بثوب على شجره سمره من الشمس فقال: ألستم تعلمون [الستم تشهدون] انى اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلی. قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

[۳۳]. صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص۴۲، باب ۱، فصل ۵٫

ابن حجر می‌نویسد: قوله یوم غدیر خم مرجعه من حجه الوداع بعد ان جمع الصحابه و کرر علیهم، ألست اولى بکم من انفسکم ثلاثا و هم یجبیون بالتصدیق و الاعتراف، ثم رفع ید على و قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه وانه حدیث صحیح لا مریه فیه و قد اخرجه جماعه کالترمذى و لانسائى و احمد و طرقه کثیرا جدا.

[۳۴]. سنن ابن ماجه، ‌۱/۴۵، ‌ح ۱۲۱، المقدمه، باب ۱، فى فضائل اصحاب رسول الله فضل علىّ بن ابى طالب.

ابن ماجه این حدیث را اینگونه نقل می‌کند:

عن سعد بن اى وقاص، قال‌ قدم معاویه فى بعض حجاته، فدخل علیه سعد، فذکروا علیا فنال منه فغضب سعد و قال تقول هذا لرجل سمعت رسول الله یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه

[۳۵]. المستدرک على الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۳/۱۱)، ح ۴۵۷۸، کتاب معرفه، الصحابه، مناقب امیر المؤمنین.

حاکم حدیث را همانند مناقب خوارزمى نقل می‌کند.

[۳۶]. معجم الاوسط، طبرانی، ۳/۶۹، ح ۲۱۳۱، ‌احادیث احمد بن زهیر.

طبرانى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن عمیره بن سعد قال: سمعت علیاً ینشد الناس من سمع رسول الله یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه؟ فقام ثلاث عشر فشهدوا ان رسول الله قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۳۷]. اسد الغابه، ابن اثیر جزری، ۱/۳۶۷، شرح حال حبه بن جوین.

ابن اثیر حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن حبه بن جوین العرنى البجلى قال: لما کان یوم غدیر خم، دعاالنبى الصلاه جامعه نصف النهار قال: فحمد الله و اثنى علیه ثم قال: ایها الناس أتعلمون انى اولى بکم من انفسکم؟ قالوا: نعم. قال: فمن کنت مولاه فعلى مولاه

[۳۸]. تذکره الخواص، سبط الجوزی، ص۳۶، ‌باب ۲، حدیث فى قوله تعالى من کنت مولاه فعلى مولاه.

سبط ابن الجوزى حدیث را مانند حدیث اول مسند احمد نقل می‌کند.

[۳۹]. عقد الفرید، ابن عبد ربه، ۵/۵۸، کتاب النبى و خدامه، باب فضائل علىّ بن ابى طالب، ابن عبد ربه حدیث را این گونه نقل می‌کند:

قال النبى من کنت مولاه فعلى مولاه..

[۴۰]. جواهر العقدین، سمهودی، ۲/۸۸، فضل اهل البیت، باب۴ ذکر حدیثه الامه، على المتسک بعده بکتاب ربهم و اهل بیت نبیهم.

سمهودى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن ام سلمه قالت اخذ رسول الله بید على بغدیر خم فرفعها حتى رأینا بیاض ابطه فقال: من کنت مولاه فعلى مولاهو در ص۹۷ همین جلد درباره این حدیث می‌گوید: و هذا حدیث صحیح لا مریه فیه.

[۴۱]. منهاج السنه، ابن تیمه، ‌۷/۳۱۹، ‌منهج ۳، فى الادله المستنده الى السنه، تابع کلام الرافضی: الثانى حدیث الغدیر.

ابن تیمیه حدیث را ین گونه نقل می‌کند:

حدیث الموالاه قد رواه الترمذى و احمد فى مسنده عن النبى انه قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۴۲]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، ۷/۷۴، کتاب فضائل الصحابه، مناقب علىّ بن ابى طالب.

ابن حجر حدیث را اینگونه نقل می‌کند:

و اما حدیث من کنت مولاه، فقد اخرجه الترمذى و النسائى وهو کثیر الطرق جدا و قد استوعبها ابن عقده فى کتاب مفرد و کثیر من اسانیدها صحاح وحسان.

[۴۳]. تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۷/۲۸۶، رقم ۴۹۲۵، شرح حال علىّ بن ابى طالب.

ابن حجر حدیث را این گونه نقل می‌کند:

روى هو و ابوهریره و جابر و البراء بن عازب و زید بن ارقم عن النبى انه قال یوم غدیر خم من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۴۴]. ربیع الابرار، زمخشری، ۱/۸۵، باب الأوقات و ذکر الدنیا و الآخره، لیله الغدیر.

زمخشرى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

لیله الغدیر، معظمه عند الشیعه محیاه فیهم بالتهجد و هى اللیله لاتى خطب فیها رسول الله بغدیر خم على اقتاب الابل و قال فى خطبته من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۴۵]. کتاب الاربعین، فخر رازی، ‌ٌ۴۷۳، الحجه العاشره.

فخر رازى می‌نویسد:

قوله من کنت مولاه فعلى مولاه و لفظ المولى فى حق محمد لا شک انه یفید انه کان مخدوما للکل و صاحب الآمر فیهم و اذا کان کذلک وجب ان یقال فى على انه ایضا مخدوم لکل الأمه و نافذ الحکم فیهم و هذا یوجب کونه افضل الخلق و الذى یدل على انه یفید المعنى الذى ذکرناه ما نقل ان النبى لما ذکر هذا الکلام قال عمر لعلى بخ بخ یا على اصبحت مولى کل مؤمن و مؤمنه الى یوم القیامه.

[۴۶]. تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص۱۶۹، باب الخلفاء الراشدون، على بن ابى طالب، فصل فى الأحادیث الوارده فى فضله.

سیوى حدیث را مانند ترمذى نقل می‌کند و علاوه حدیث دیگرى را نیز چنین نقل می‌کند:

و لأحمد عن ابى الطفیل قال: جمع على الناس سنه خمس و ثلاثین فى الرحبه، ثم قال لهم: انشد بالله کل امرء مسلم سمع رسول الله یقول یوم غدیر خم ما قال لما قام؟ فقالم الیه ثلاثون من الناس فشهدوا ان رسول الله قال: «من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

[۴۷]. موده القربی، همدان، موده پنجم، (با استفاده از ینابیع الموده، قندوزی، ۲/۲۸۴، ح ۸۱۲، باب ۵۶).

همدانى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن براء بن عازب قال: اقبل مع رسول الله فى حجه الوداع، فلما کان بغدیر خم، نودى الصلاه الجامعه، فجلس رسول الله تحت الشجره و اخذ بید على و قال: ألست اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا بلى یا رسول الله. فقال: (ألا) من کنت مولاه فعلى مولاه، ثم قال: اللهم وال من والاه و فلقیه عمر بن الخطاب، فقال: (عمر) هنیئاً لک یاعلى بن ابى طالب، اصحبت مولاى و مولى کل مؤمن و مؤمنه. وفیه نزلت {یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک}

[۴۸]. فیض القدیر، مناوی، ۱/۶۹، ح ۱۰، حرف الهمزه، ذیل حدیث آفه الظرف الصلف…

مناوى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

قال السخاویبشهاده الرسول امیر المؤمنین علىّ بن ابى طالب القائل فیه المصطفى من کنت مولاه فعلى مولاه

[۴۹]. کفایه الطالب، گنجى شافعی، ص۵۵-۶۴، باب ۱٫

گنجى احایث گوناگونى نقل کرده است که به یک حدیث اشاره می‌کنیم:

عن سعید بن المسیب قال: قلت لسعد بن ابى وقاص انى ارید ان اسألک عن شیء و انى اتقیک. قال: سل عما بدا لک فانما انا عمک. قال: قلت مقام رسول لله فیکم یوم غدیر خم. قال: نعم قام فینا بالظهیره فأخذ بید على بن ابی‌طالب فقال: من کنت مولاه فعلى مولاه، ‌اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره. قال: فقام ابوبکر و عمر وامسیت یا ابن ابى طالب مولى کل مؤمن و مؤمنه.

[۵۰]. تهذیب الاسماء و اللغات، النووی، ۱/۳۴۷، رقم ۴۲۹، شرح حال علىّ بن ابى طالب

نووى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

و فى کتاب الترمذى عن اى شریحه الصحابى او زید بن ارقم شک شعبه عن النبى انه قال من کنت مولاه فعلى مولاه، و رواه الترمذى و قال حدیث حسن والشک فى عین الصحابى لا یقدح فى صحه الحدیث لانهم کلهم عدول.

[۵۱]. فرائد السمطین، حموینی، ۱/ ۶۳، ح ۲۹، سمط۱، باب ۹، فى بیان فضیله.

حموینى حدیث را این گونه نقل نموده‌است:

عن عبد الله بن محمد بن عقیل: قال کنت عند جابر بن عبد الله فى بیته و على بن الحسین و محمد بن الحنفیه و ابو جعفر فدخل رجل من اهل العراق فقال: انشدک الله یا جابر إلا حدثتنى ما رأیت و ما سمعت من رسول الله فقال: کنا بالجحفه بغدیر خم و ثم ناس کثیر من جهینه و مزینه و غفار فخرج علینا رسول الله من خباء او فسطاط فأشار بیده ثلاثا فأخذ بید على صلوات الله علیه قال: من کنت مولاه فعلى مولاه.

[۵۲]. الملل و النحل، شهرستانی، ۱/۱۴۵، باب ۶، الشیعه فرقه ۳، امامیه.

شهرستانى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

فلما وصل الى غدیر خم امر بالدوحات فقمن و نادوا الصلاه الجامعه، ثم قال رسول الله و هو على الرحال: «من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار الا هل بلغتک ثلاثا».

[۵۳]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ‌۷/۳۷۷، رقم ۳۹۰۵، شرح حال حسن بن على بن سهل العاقولی.

خطیب بغدادی‌حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن عى بن زید عن انس قال: سمعت رسول الله یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه…

[۵۴]. تاریخ دمشق، ابن عساکر، ۴۲/۲۳۰، رقم ۴۹۳۳، شرح حال على بن اى طالب.

ابن عساکر حدیث را از حبشى بن جناده و در الفاظ مانند تاریخ بغداد نقل می‌کند و علاوه احادیث دیگرى را نیز نقل می‌کند که به دو حدیث اشاره می‌کنیم:

یکعن ابى اسحاق الهمدانی، قال سمعت حبشى بن جناده یقول: سمعت رسول الله یقول لعلى یوم غدیر خم «من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اعن من اعانه».

دوحدثنى ادریس بن یزید الأودی، حدیثنى ابى قال: کنت جالسا عند ابى هریره فجاء رجل فقال: انشدک الله یاابا هریره أسمعت رسول الله یوم غدیر خم «اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاده؟» قال: نعم.

[۵۵]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ۳/۲۰۸، خطبه ۴۸، و من خطبه له عند المسیر الى الشام)، باب اخبار على فى جیشه و هو فى طریقه الى الصفین.

ابن ابى الحدید احادیثى نقل کرده است که یک حدیث اشاره می‌کنیم:

عن رباح بن الحارث النخعی، قال: کنت جالسا عند على اذ قدم علیه قوم متلثمون فقالوا:‌ السلام علیک یا مولانا. فقال لهم: اولستم قوما عربا؟ قالوا: بلی. و لکنا سمعنا رسول الله یقول: یوم غدیر خم «من کنت مولاه فعلى مولاه. اللهم وال من والاه وعاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» قال: فلقد رأیت علیاً ضحک حتى بدت نواجذه ثم قال: اشهدوا. ثم ان القوم مضوا الى رحالهم فتبعهم. فقلت رجل منهم: من القوم؟ قالوا نحن رهط من الانصار، و ذلک یعنون رجلا منهم ابو ایوب، صحاب منزل رسول الله قال: فأتیته فصاحفته.

[۵۶]. تاریخ ابن خلدون، ۱/۱۹۷، المقدمه، فصل ۲۷، فى مذاهب الشیعه فى حکم الامامه.

ابن خلدون حدیث را این گونه نقل می‌کند:

تنقسم هذه النصوص عندهم الى جلى و خفیّ. فالجلى مثل قوله: من کنت مولاه فعلى مولاه و لم تطرد هذه الولایه الا فى على و لهذا قال له عمر: اصبحت مولى کل مؤمن و مؤمنه.

گرچه ابن خلدون در این جا در مقام نقل برخى از اعتقادات شیعیان است لکن با مراجعه به سایر منابع صحت این حدیث مسلم است.

[۵۷]. کنز العمال، متقى هندی، ۱۳/۱۳۳، ح۳۶۴۲۰، باب فضائل على رضى الله عنه.

متقى هندى حدیث را مانند حدیث اول مسند احمد نقل می‌کند و نیز در ۵/۲۸۹، ح ۱۲۹۱۱، کتاب الحج من قسم الأول، حجه الوداع، چنین نقل می‌کند:

عن ابى الطفیل عامر بن واثله عن حذیفه بن اسید الغفارى قال: لما صدر رسول الله من حجه الوداع، نهى اثحابه عن شجرات بالبطحاء متقاربات ان ینزلوا تحتهن، ثم بعث الیهنفقم ما تحتهن من الشوک و شذّبن عن رؤوس القوم، ثم عمد الیهن فصلى تحتهن ثم قام فقال: ایها الناس انه قد نبأنى اللطیف الخبیر انه لم یعمر نبى الا مثل نصف عمر النبى الذى من قبله و انى لاظن انى مشک و ان ادعى وأجیب، و انى مسؤول و انکم مسؤولون، فماذا أنتم قائلون؟ قالوا: نشهد انک قد بلغت و نصحت فجزاک الله خیرا. قال: و الستم تشهدون ان لا الله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان جنَّته حق و ناره حق و ان الموت حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. قالوا نشهد بذلک، قال: اللهم اشهد، ثم قال: ایها الناس ان الله مولاى و انا مولى المؤمنین و ان اولى بالمومنین من انفسهم، فمن کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. ثم قال: ایها الناس انى فرطکم و انتم واردون على الحوض، حوض عرضه ما بین بصرى و صنعاء فیه عدد النجوم قدحان من فضه و انى سائلکم حین تردون على عن الثقلین فانظروا کیف تخلفونى فیهما، الثقل الأکبر کتاب الله سبب طرفه بید الله و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلوا و لا تبدلوا و عترتى اهل بیتى و انه قد نبأنى اللطیف الخبیر انهما لن یفترقا حتى یردا علىَّ الحوض.

[۵۸]. اسنى المطالب، جزرى شافعی، ص۴۹، ‌اوائل کتاب.

جزرى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن زید بن یثیع قال: انشد على الناس فى الرحبه من سمع رسول الله یقول یوم غدیر خم؟ قال: فقام من قبل سعید بن وهب سبعه و قبل زید سته فشهدوا انهم سمعوا رسول الله یقول لعلى یوم غدیر خم ألیس الله اولى بالمؤمنین؟ قالوا: بلی. قال: الم من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

[۵۹]. شرح مواقف، ‌جرجانی، ۸/۳۶۰، مرصد ۴، مقصد۳٫

جرجانى حدیث را اینگونه نقل می‌‌کند:

و انه احضر القوم بعد رجوعه من حجه الوداع بغدیر خم و هو موضع بین مکه و المدینه بالجحفه و امر بجمع الرحال فصعد علیها و قال لهم: اولست أولى بکم من انفسکم قالوا‌: بلى قال: فمن کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

[۶۰]. غرائب القرآن، نظام الدین نیشابوری، ۶/۱۲۹، ذیل آیه ۶۷، سوره مائده

نیشابورى حدیث را این گونه نقل می‌کند:

عن ابى سعید الخدرى ان هذا الآیه {یا ایها الرسول بلغ…} نزلت فى فضل علىّ بن ابى طالب یوم غدیر خم، فأخذ رسول الله بیده و قال:‌ من کنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فلقیه عمر و قال: هنیئا لک یا ابن ابى طالب اصبحت موالى و مولى کل مؤمن و مؤمنه.

[۶۱]. عن عمر بن الخطاب قال: نصب رسول الله علیا علما فقال: من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و اخذل من خذله وانصر من نصره، اللهم انت شهیدى علیهم. قال عمر بن الخطاب: یا رسول الله و کان فى جنبى شاب حسن الوجه طیب الریح. قال لی: یا عمر لقد عقد رسول الله عقدا لا یحله الا منافق، فأخذ رسول الله بیدی: فقال: نعم یا عمر انه لیس من ولد آدم لکنه جبرائیل اراد ان یؤکد علیکم ما قلته فى علی.

موده القربی، همدانی، موده پنجم، (با استفاده از ینابیع الموده، قندوزی، ۲/۲۸۴، ح ۸۱۱، باب ۵۶)

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد ۲؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی 

http://shiastudies.com/fa

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها