صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) > امام علی (ع) > خبر دادن پیغمبر از جنگ­های بصره و صفین و نهروان
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۷


خبر دادن پیغمبر از جنگ­های بصره و صفین و نهروان

 جنگهای آن حضرت با منافقین و مخالفین در بصره و صفین و نهروان مانند جنگ­های رسول الله با کفار بوده.

شیخ: چگونه جنگهای با مسلمین با مشرکی بوده است.

داعی: چون رسول اکرم بنا بر اخباری که اکابر علماء شما مانند امام احمد حنبل در مسند([۱]) و سبط ابن جوزی در تذکره الخواص([۲]) و سلیمان بلخی در ینابیع الموده([۳]) و امام ابو عبد الرحمن نسائی در خصائص العلوی([۴]) و محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤول([۵]) و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب کفایه الطالب([۶]) و ابن ابی الحدید در صفحه ۶۷ جلد اول شرح نهج البلاغه([۷]) (چاپ مصر) نقل نموده‌اند.

خبر از جنگ­های علی به عنوان ناکثین و قاسطین و مارقین داده که مراد از ناکثین طلحه و زبیر و اطرافیان آنها بودند و مراد از قاسطین معاویه و اتباع او و مراد از مارقین خوارج نهروان بودند که تمامی آنها اهل بغی و قتل آنها واجب بوده است و خاتم الانبیاء خبر از آن جنگ­ها داده و امر به آن فرموده، چنانچه محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب ۳۷ کفایه الطالب([۸]) مسندا حدیثی نقل نموده از سعید بن جبیر از ابن عباس (حبر امت) رضوان الله علیه که رسول اکرم به ام سلمه (ام المؤمنین) فرمود:

هذا علی بن ابی‌طالب لحمه من لحمی و دممه من دمی و هو منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی یا ام سلمه هذا علی امیر المومنین و سید المرسلین و وعاء‌ علمی و وصیی و بابی الذی اوتی منه و هو الآخره و معی فی المقام الا علی یقتل القاسطین و المارقین و الناکثین.

(این علی گوشتش گوشت من و خونش خون من است و او از من به منزله هارون است از موسی الا آنکه پیغمبری بعد از من نمی‌باشد ای ام سلمه این علی امیر المؤمنین و سید المسلمین و مخزن علم من و وصی من و باب علوم من است که می‌آیند از او و اوست برادر من در دنیا و آخرت و با من است در مقام اعلا و جنگ می‌کند با ناکثین و قاسطین و مارقین.)

آنگاه محمد بن یوسف بعد از نقل این حدیث اظهار نظر نموده، گوید: این حدیث دلالت کامله دارد بر این که رسول اکرم وعده داد علی را به جنگ آن سه طایفه و قطعا فرموده آن حضرت حق و وعده‌ای که فرموده راست بوده و به تحقیق امر فرمود: به علی جنگ کردن با آن سه طایفه را و قطعا فرموده آن حضرت حق و وعده‌ای که فرموده راست بوده و به تحقیق امر فرمود به علی جنگ کردن با آن سه طایفه را چنان چه در خبر است مسندا از مخنف بن سلیم که گفت ابو ایوب انصاری (که از کبار صحابه رسول الله بود) با لشکری آماده جنگ شد به او گفتم کار تو ای ابا ایوب عجیب است تو همان هستی که در رکاب رسول خدا با مشرکین جنگ نمودی اینک آماده جنگ با مسلمانان شده‌ای در جواب گفت:

«ان رسول الله امرنی بقتال ثلاثه الناکثین و القاسطین و المارقین

(رسول خدا مرا امر فرموده به جنگ نمودن سه طایفه که ناکثین و قاسطین و مارقین باشند.)

و اما این که عرض کردم جنگهای امیر المؤمنین صلوات الله علیه با اهل بصره (جمل) و با معاویه (صفین) و با اهل نهروان مانند جنگ با کفار و مشرکین بوده خبری است که اکابر علماء خودتان مانند امام ابو عبدالرحمن نسائی در خصائص العلوی([۹]) حدیث ۱۵۵ مسندا از ابی سعید خدری و سلیمان بلخی حنفی در صفحه ۵۹ ینابیع الموده([۱۰]) ضمن باب یازدهم از جمع الفرائد از ابی سعید نقل می‌نماید که گفت: ما با صحابه نشسته منتظر رسول خدا بودیم پس آن حضرت به سوی ما آمد در حالتی که تسمیه نعلین آن حضرت قطع شده بود آن نعل را افکند به سمت علی و علی مشغول دوختن نعل آن حضرت شد آنگاه حضرت فرمود:

«ان منکم من یقاتل علی تأویل القرآن کما قاتلت علی تنزیله فقال ابوبکر انا فقال: لا فقال عمر: انا! فقال: لا و لکن خاصف النعل

(از شما کسی هست که جنگ می‌کند بر تأویل و معنای قرآن چنان چه من جنگ کردم با کفار و مشرکین به ظاهر قرآن پس ابوبکر عرض کرد آن شخص من هستم فرمود نه پس عمر گفت: من هستم؟ فرمود: و لکن آن شخص دوزنده نعل من است. (یعنی علی است)

پس این حدیث نص صریح است بر این که جنگ­های علی جهاد بر حق و برای حفظ معنی و تأویل و حقیقت قرآن بوده چنان که جنگ­های رسول الله برای تنزیل و نزول ظاهر قرآن بوده.

و آن سه جنگی که علی نمود به حکم فرموده رسول اکرم جنگ با مسلمین نبوده چون اگر جنگ با مسلمین بود حتما آن حضرت نهی از آن می‌نمود نه آن که امر به آنها نماید و آنها را نام‌گذاری نماید به نام ناکثین و قاسطین و مارقین که خود دلیل کامل بر ارتداد آنها و قیام در مقابل قرآن بوده چنان چه مشرکین قیام در مقابل قرآن نمودند.

پس انقلابات و جنگ­های امیر المؤمنین روی عدم حسن سیاست نبوده بلکه روی نفاق و رؤیت و عدم توجه مخالفین به قواعد و قوانین ودستورات رسول الله بوده است.

شما اگر از روی علم و انصاف و بی‌طرفانه به رویه و رفتار حکومت شرعی کامل خلافت پنج ساله آن حضرت و احکامی که به حکام ولایات و مأمورین لشکری و کشوری صادر می‌فرمود، مراجعه نمایید مانند دستوراتی که به مالک ابن اشتر و محمد بن ابی‌بکر در حکومت مصر به عثمان بن حنیف و عبد الله بن عباس در حکومت بصره و بقثم بن عباس در حکومت مکه و به سایر عمال خود در حین مأموریت‌های آنها داده که در نهج البلاغه ضبط گردیده، تصدیق خواهید نمود که بعد از رسول اکرم سیاستمدار عادل نوع پروری مانند علی چشم‌ روزگار ندیده که دوست و دشمن معتقد به این معنی می‌باشد.

برای آنکه آن حضرت در ورع و تقوی امام المتقین بوده، در علم و دانش عالم به کتاب الله و تفسیر و تأویل و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و مجمل و مفصل آن، به علاوه عالم به غیب و شهود بوده.

[۱]) مسند احمد حنبل مسند علی بن ابیطالب

وی جریان جنگ نهروان را این‌گونه بیان می‌کند:

عن طارق بن زیاد قال سار على إلى النهروان فقتل الخوارج فقال اطلبوا فان النبی قال سیجئ قوم یتکلمون بکلمه الحق لا یجاوز حلوقهم یمرقون من الاسلام کما یمرق السهم من الرمیه سیماهم أو فیهم رجل أسود مخدج الید فی یده شعرات سودان کان فیهم فقد قتلتم شر الناس وان لم یکن فیهم فقد قتلتم خیر الناس قال ثم انا وجدنا المخدج قال فخررنا سجودا وخر على ساجدا معنا.

[۲]) تذکرهًْ الخواص، سبط ابن جوزی، باب ۴، ذکر خلافته، حدیث الخوارج.

وی بعد از نقل داستان غنائم حنین و اعتراض منافق به رسول خدا و داوطلب شدن عمر برای قتل منافق می‌نویسد:

فقال: لا دعه فان له من یقتله، قال فقالت عائشه: ما یمنعنی ما بینی وبین علی ان أقول الحق سمعت النبی یقول: تفترق أمتی على فرقتین تمرق بینهما فرقه محلقون رؤوسهم محفون شواربهم أزرهم إلى انصاف سوقهم یقرأون القرآن لا یتجاوز تراقیهم یقتلهم أحبهم إلی وأحبهم إلى الله تعالى، قال: فقلت: یا أم المؤمنین فأنت تعلمین هذا فلم کان الذی منک قالت یا أبا قتاده وکان أمر الله قدرا مقدورا.

[۳]) ینابیع المودهًْ، قندوزیع‌۲/۱۹۸، باب ۵۶٫

وی کلام پیامبر اکرم را چنین بیان می‌کند:

عن ابن مسعود مرفوعا: إن رسول الله أتى منزل أم سلمه فجاء علی فقال رسول الله: یا أم سلمه هذا علی هو قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین من بعدی.

سپس به شرح ناکثین و قاسطین و مارقین پرداخته و می‌گوید:

شرح: الناکثون: أصحاب الجمل. والقاسطون: الجائرون من القسط، والقسوط: هو الجور والعدول عن الحق، وهم أهل الشام، وأما القسط – بالکسر – فهو العدل. وأما المارقون: فهم الخوارج.

[۴]) خصائص امیر المؤمنین نسائی، ص۱۴۶، ما خص به علی من قتال المارقین.

وی این گونه نقل می‌کند:

عن زر بن جیش انه سمع علیا یقول: انا فقأت عنی الفتنه لولا انا ما قتل اهل النهروان و اهل الجمع لو لا ان اخشی ان ترکوا العمل لاخبرتکم بالذی قضی الله علی لسان نبیکم لمن قاتلهم مبصرا ضلالتهم عارفا للهدی الذی نحن فیه.

[۵] مطالب السؤول، محمد بن طلحه شافعی، ص۱۵۴، فصل ۸٫

وی این گونه بیان می‌کند:

وحروبه التی بها انذره رسول الله من قتاله الناکثین و القاسطین و المارقین الذین مرقوا من الذین مروق السهام

[۶]) کفایهًْ الطالب، گنجی شافعی، ص۱۶۵- ۱۸۰، بابهای ۳۶-۴۰٫

[۷]) شرح نهج البلاغهًْ، ‌ابن ابی الحدید، ۱/۲۰۱، خطبه ۳( خطبه شقشقیه)

وی می‌نویسد:

فاما الطائفه‌ الناکثه فهم اصحاب الجمل و اما الطائفه الفاسقه فاصحاب صفین و سماهم رسول الله القاسطین و اما الطائفه المارقه فاصحاب النهروان الی قوله «ستقاتل بعدی الناکثین والقاسطین و المارقین» و هذا الخبر من دلائل نبوته.

[۸]) کفایهًْ الطالب، گنجی شافعی، ص۱۶۵ – ۱۸۰، بابهای ۳۶- ۴۰٫

و طبرانی در المعجم الکبیر، ۴/۱۷۲، احادیث سلیم بن عطاء بن یزید عن ابی ایوب، ذیل حدیث مخنف بن سلیم عن ابی ایوب چنین نقل می‌کند:

عن محنف بن سلیم قال أتینا أبا أیوب الأنصاری وهو یعلف خیلا له بصعنبى فقلنا عنده فقلت له أبا أیوب قاتلت المشرکین مع رسول الله ثم جئت تقاتل المسلمین قال إن رسول الله أمرنی بقتال ثلاثه الناکثین والقاسطین والمارقین فقد قاتلت الناکثین وقاتلت القاسطین وأنا مقاتل إن شاء الله المارقین بالشعفات بالطرقات بالنهراوات وما أدری ما هم.

و ابن عساکر در تاریخ دمشق، ۴۲/۴۶۸، رقم ۴۹۳۳، شرح حال علی بن ابی طالب اینگونه نقل می‌کند:

علی علی قال: امرت بقلت ثلاثه القاسطین و الناکثین و المارقین فاما القاسطون فاهل الشام و اما الناکثون فذکرهم و اما المارقون فاهل النهروان

ومتقی هندی در کنز العمال ۱۱/۲۹۲، ح ۳۱۵۵۲و ۳۱۵۵۳، کتاب الفتن من قسم الافعال، فتن الخوراج چنین نقل می‌کند:

عن علی قال: امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین.

و سرخسی در المبسوط، ۱۰/۱۲۴، کتاب السیر باب الخوارج.

و اسکافی در المعیار والموازنه ص۱۱۹، خطبهًْ عمار بن یاسر فی اهل الکوفهًْ.

و عمر بن ابی عاصم درکتاب السنهًْ، ص۴۲۵ح ۹۰۷، باب المارقهًْ والحروریهًْ و الخوارج السابق لها خذلان حدیث را این گونه نقل می‌کند:

انه مأمور بذلک بقوله عنه امرت بقتال المارقین و الناکثین و القاسطین.

[۹]) خصائص امیر المؤمنین، نسائی در ص۱۳۱، علی یقاتل علی القرآن کما قاتلت علی تنزیله.

[۱۰]) ینابیع المودهًْ، قندوزی، ۱/۱۶۹، باب ۵۶، ذکر ان علیا خاصف النعل.

و ابو یعلی در صحیح خود، ۱۵/۳۸۵، کتاب اخباریه باب مناقب علی بن ابی طالب ذکر قتال علی بن ابی‌طالب علی تأویل القرآن

و طبرانی در کتاب طرق حدیث من کذب علی ص۴۲٫

و عبد الله بن عدی در الکامل، ۳/۳۳۷، ذیل شرح حال سلمهًْ بن تمام الشقری کوفی.

و ابن عساکر در تاریخ دمشق، ۴۲/۴۵۱، شرح حال علی.

و صالحی شامی در سبل الهدی و الرشاد، ۱۰/۱۵، جماع ابواب معجزاته فی اخباره بالفتن الملاحم الواقعه، باب ۹٫ و ابن دمشقی در جواهر المطالب فی مناقب امیر الامام علی، ۱/۱۹۱ باب ۲۹٫

و قندوزی در ینابیع المودهًْ، ۱/۱۸۶- ۱۸۷، باب ۱۱، ح ۳ دو حدیث را در این زمینه نقل می‌کند.

ابن حجر هیثمی در مجمع الزوائد، ۵/۱۸۶، کتاب الخلافهًْ باب الخلفاء الاربعهًْ، این را نقل می‌کند و بعد می‌نویسد: رواه ابو یعلی ورجاله الصحیح.

و نیز احمد بن حنبل در مسند خود، ۳/۳۳، مسند ابی سیعد خدری.

و زرندی در نظم درر السمطین، ص۱۱۵، سمط ۱ قسم ۲، ذکر جامع مناقبه.

و ابن حجر در الاصابهًْ فی تمییز الصحابهًْ، ۴/۲۴۵، شماره ترمه ۵۱۰۲، شرح حال بشر یا بشیر الانصاری. این حدیث را از عبد الرحمن بن بشیر نقل می‌کند.

و حاکم نیشابوری درالمستدرک علی الصحیحین، ۳/۱۳۲ ح ۴۶۲۲/ ۳۲۰، کتاب معرفهًْ الصحابهًْ، من مناقب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب.

و ابن ابی شیبه در المصنف، ۷/۴۹۷ و ۴۹۸، ح ۱۹، کتاب الفضائل، فضائل علی بن ابیطالب.

و خوارزمی در المناقب ص۲۶۰، فصل ۱۶، فی بیان قتال الخوارج و هم المارقون.

و ابن کثیر در البدایهًْ و النهایهًْ، ۶/۲۴۳، کتاب دلائل النبوهًْ، ذکر اخبار عن الفتن الوقعهًْ فی آخر ایام عثمان و خلافهًْ علی.

و ابن اثیر در اسد الغابهًْ، ۴/۳۲، ذیل شرح حال علی بن ابیطالب و در ح۳/۳۸۲، شرح حال عبد الرحمن بن بشیر.

و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغهًْ، ۲/۲۷۶، خطبه ۳۶ من خطبهًْ له فی تخویف اهل النهروان.

و متقی هندی در کنز العمال، ۱۱/ ۶۱۳، ح ۳۹۹۶۷، کتاب الفضائل من قسم الافعال، باب ۳، فصل ۲٫

ابو نعیم در حلیهًْ الاولیاء، ۱/۶۷ شرح حال علی بن ابی طالب

و محب الدین طبری در ریاض النضرهًْ، ۲/۱۵۷، باب۴ فی مناقب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب ذکر اختصاصه بالقتال علی تأویل القرآن کما قاتل النبی علی تنزیله، به الفاظ و طرق گوناگون به همین حدیث اشاره کرده‌اند.

منبع: برگرفته از کتاب شب های پیشاور جلد ۳؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها