تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۷


هدایتگری حضرت علی

چنان چه اکابر علماء شما عموما شرح فرستادن علی را به یمن برای قضاوت و هدایت انها نقل نموده‌اند، مخصوصا امام ابو عبد الرحمن نسائی (که یکی از ائمه اعلام صحاح سته می‌باشد) در خصائص العلوی([۱]) شش حدیث در این باب آورده و نیز ابوالقاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) در صفحه ۲۱۲ جلد دوم محاضرات([۲]) الادباء و دیگران نقل نمودند که خلاصه آنها با سلسله اسناد این است که وقتی رسول اکرم علی را مأمور نمود به یمن جهت قضاوت و هدایت خلق برود، عرض کرد من جوانم چگونه مرا بر پیران قوم مبعوث می‌گردانی؟ حضرت فرمود:

ان الله سیهدی قلبک و یثبت لسانک

(یعنی زود است که خداوند راهنمائی کند قلب تو را به علم قضا و ثابت کند زبان تورا)

اگر کبر سن شرط در تقدم بود؟ پس چرا با بودن کبار صحابه و شیوخ و پیرمردانی مانند ابی‌بکر، علی را مأمور قضاوت و هدایت اهل یمن نمود؟

پس معلوم می‌شود در هدایت و قضاوت بر خلق کم و زیاد سن، پیری و جوانی مدخلیت ندارد، فقط علم و فضل و تقوی و نص بالخصوص لازم است.

علی بعد از پیغمبر هادی امت بوده.

و چنین نصی در قرآن و اخبار جز برای علی نبوده چنان چه صریحا در آیه ۸ سوره رعد به پیغمبر خطاب می‌فرماید:

{انما انت منذر و لکل قوم هاد}

(تو ترساننده و بیم دهنده‌ای و برای هر قومی راهنمائی می‌باشد)

و آن راه نماینده و هادی امت بعد از پیغمبر علی و عترت طاهره بودند چنان چه امام ثعلبی در تفسیر کشف البیان([۳]) و محمد بن جریر طبری در تفسیر([۴]) و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب ۶۲ کفایه الطالب مسندا از تاریخ ابن عساکر([۵]) و شیخ سلیمان بلخی حنفی در آخر باب ۲۶ ینابیع الموده([۶]) از ثعلبی و حموینی([۷]) و حاکم ابو القاسم حسکانی([۸]) و ابن صباغ مالکی([۹]) و میر سید علی همدانی([۱۰]) و مناقب خوارزمی از ابن عباس و مولانا امیر المؤمنین و ابو هریره اسلمی یازده خبر نقل می‌نمایند به الفاظ و عبارات مختلفه که خلاصه همه آنها این است که وقتی این آیه نازل شد، رسول اکرم دست به سینه خودگذارد، فرمود: «انا المنذر» آن گاه دست به سینه علی گذارد و فرمود: «انت الهادی و بک یهتدی المهتدون» (یعنی تو هادی­ایی (در این امتی بعد از من) و به تو هدایت می‌شوند هدایت یافتگان).

و اگر چنین نصی درباره دیگران آمده بود قطعا ما پیرو آن می‌شدیم و چون اختصاص به علی داده شده ما ناچاریم پیرو آن بزرگوار باشیم و نظری به پیری و جوانی نداریم.

 

[۱]) خصائص امیر المؤمنین، نسائی، ص۷۱، قوله ان الله سیهدی قلبک.

نسائی حدیث را این گونه نقل کرده است:

عن حنش بن المعتمر، عن علی رضی الله عنه قال: بعثنی رسول الله إلى الیمن وأنا شاب فقلت: یا رسول الله تبعثنی وأنا شاب إلى قوم ذوی أسنان أقضی بینهم ولا علم لی بالقضاء فوضع یده على صدری، ثم قال: إن الله سیهدی قلبک ویثبت لسانک، یا علی إذا أجلس إلیک الخصمان فلا تقض بینهما حتى تسمع من الآخر کما سمعت من الأول، فإنک إذا فعلت ذلک تبدی لک القضاء. قال علی رضی الله عنه: فما أشکل علی قضاء بعد ذلک.

[۲]) محاضرات الادباء، راغب اصفهانی، ۴/۴۶۳، الحد ۴، فضائل اعیان الصحابهًْ، علی بن ابیطالب، وی نقل می‌کند:

وعن علی بن أبی طالب قال: بعثنی رسول الله إلى الیمن، فقلت: یا رسول الله أتبعثنی وأنا حدیث السن لا علم لی بالقضاء، فقال: انطلق فان الله سیهدی قلبک ویثبت لسانک، قال: فما شککت فی قضاء بین رجلین.

و بیهقی در السنن الکبری، ۱۰/۱۴۱ کتاب آداب القاضی، باب لا یقبل الشهادهًْ الا بمحضر من الخصم و لا یقضی علی الغایب.

وی اینگونه نقل می‌کند:

عن علی رضی الله عنه قال لما بعثنی رسول الله إلى الیمن قلت تبعثنی وانا حدیث السن لا علم لی بکثیر من القضاء فقال لی إذا أتاک الخصمان فلا تقض للأول حتى تسمع ما یقول الآخر فإنک إذا سمعت ما یقول الآخر عرفت کیف تقضى، ان الله سیثبت لسانک ویهدى قلبک قال علی رضی الله عنه فما زلت قاضیا بعد

و احمد بن حنبل در مسند، ۱/۱۵۶، مسند علی بن البی طالب این گونه نقل می‌کند:

عن علی قال بعثنی رسول الله الی الیمن فقلت انک تبعثنی الی قوم و هم اسن منی لاقضی بینهم فقال اذهب فان الله سیهدی قلبک و یثبت لسانک.

و زرندی در نظم درر السمطین، ص۱۲۷، قسم ۲ از سمط اول، مناقب الامام امیر المؤمنین ذکر ارتفاع علی منکب رسول الله و غزارهًْ علمه

وابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغهًْ، ۱/۱۸، القول فی نسب امیر المؤمنین علی و ذکر لمع یسیر من فضائل.و نسائی در سنن الکبری، ۵/۱۱۷، ح ۸۴۲۰ کتاب الخصائص باب ۱۲ و ۱۳، ذکر قول النبی ان الله سیهدی قلبک. و ابن ابی داود در سنن خود ۳/۳۰۱، ح ۳۵۸۲، کتاب الاقضیهًْ باب کیف القضاء این گونه نقل می‌کند:

عن علی، قال: بعثنی رسول الله إلى الیمن قاضیا فقلت: یا رسول الله ترسلنی وأنا حدیث السن ولا علم لی بالقضاء؟ فقال: إن الله سیهدی قلبک ویثبت لسانک، … قال: فما زلت قاضیا، أو ما شککت فی قضاء بعد.

و ابن حزم در محلی، ۸/۴۳۵، کتاب الاقضیهًْ، مساله ۱۷۸۴ و یقضی علی الغائب کما یقضی علی الحاضر.

وابن حجر در صواعق المحرقه ص۱۲۳، باب ۹ فصل ۲ حدیث ۱۰ این گونه نقل می‌کند:

عن علی قال بعثنی رسول الله الی الیمن فقلت یا رسول الله بعثتنی و انا شاب اقضی بینهم و لا ادری ما القضاء فضرب صدری بیده ثم قال: اللهم اهد قلبه و ثبت لسانه فوالذی فلق الحبه ما شککت فی قضاء بین اثنین.

و سبط ابن جوزی در تذکرهًْ الخواص، ص۴۹، باب ۲ حدیث فی قضائه نقل می‌کند:

عن علی قال: بعثنی رسول الله إلى الیمن وأنا شاب، فقلت: یا رسول الله تبعثنی إلى قوم لأقضی بینهم وأنا شاب لا علم لی بالقضاء. فقال: ادن منی، فدنوت منه فضرب فی صدری وقال: اللهم اهد قلبه وثبت لسانه. قال: فما شککت بعدها فی قضاء بین اثنین.

و ابن کثیر در البدایهًْ و النهایهًْ، ۷/۳۹۶، ذیل حوادث سال چهلم هجری چنین نقل می‌کند:

عن علی قال بعثنی رسول الله الی الیمن و انا حدیث السن لیس لی علم بالقضاء قال:فضرب فی صدری و قال: ان الله سیهدی قلبک و یثبت لسانک. قال: فما شککت فی قضاء بین اثنین بعد

و ابن سعد در الطبقات الکبری، ۲/۲۵۷، شرح حال علی بن ابی‌طالب وی مانند وصواعق با اختلاف اندکی در لفظ نقل می‌کند.

و شبلنجی در نور الابصار، ص۱۶۰، باب اول فی ذکر سیرته و خلفائه فصل فی ذکر مناقب سیدنا علی بن ابی‌طالب به الفاظ گوناگون به همین حدیث اشاره کرده‌اند.

[۳]) الکشف و البیان، ثعلبی، ‌۵/۲۷۲، سورهًْ الرعد، آیات ۵تا ۱۰٫

[۴]) جامع البیان، طبری، ۸/۱۴۲، سوره رعد، آیه ۷٫

[۵]) تاریخ دمشق، ابن عساکر، ۴۲/۳۵۹، رقم ۴۹۳۳، شرح حال علی بن ابی‌طالب ع.

[۶]) ینابیع المودهًْ، قندوزی، ۱/۲۹۶، باب ۲۶٫

[۷]) فرائد السمطین، حموینی، ۱/۱۴۸، ح ۱۱۱ و ۱۱۲، سمط اول باب ۲۸٫

[۸]) شواهد التنزیل، حسکانی، ۱/۳۸۱ – ۳۹۵ سوره الرعد ذیل آیه ۵ -۱۰٫

[۹]) الفصول المهمهًْ، ابن صباغ مالکی، ۱/۵۷۴، فی ذکر امیر المؤمنین علی بن ابی‌طالب، فصل فیذکر مناقبه الحسنهًْ.

[۱۰]) مودهًْ القربی، علی همدانی، مودهًْ ۷ (با استفاده از ینابیع المودهًْ ۲/۳۰۳، ح۸۶۹) و سیوطی در تفسیر در المنثور، ۴/۸۷، سورهًْ الرعد آیه ۷٫

و زرندی حنفی در نظم درر السمطین ص۹۰، سمط۱، قسم ۲، ذکرما نز فی علی فی لاقرآن من الآیات.

وی این حدیث را از ده سند بیان‌ می‌کند.

منبع: برگرفته از کتاب شب های پیشاور جلد ۳؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها