نقش اماکن و آثار مذهبى در تمدن اسلامى‏

2

نقش اماکن و آثار مذهبى در تمدن اسلامى‏

قادر سعادتى*[۱]

 

چکیده‏

اماکن و آثار مذهبى، تاریخ مجسم اسلام و بیانگر پیشرفت تمدن اسلامى مى‏باشند. این آثار، تجلى‏گاه معمارى، خطاطى، نقاشى و دیگر هنرهاى مسلمانان در طول تاریخ‏اند؛ و علاوه بر این‏که بهترین مواضع گردشگرى فرهنگى هستند، یکى از راه‏هاى انتقال فرهنگ غنى اسلام به نسل‏هاى بعدى مسلمانان به شمار مى‏روند و مى‏توانند مایه درس‏آموزى از زندگانى پیامبر (ص) و مسلمانان صدر اسلام قرار گیرند، از این رو حفظ آن‏ها در هر جاى جهان، صیانت از اصالت، هویت اسلامى و تمدن دینى خواهد بود.

کلیدواژگان: تمدن اسلامى، هنرهاى اسلامى، تاریخ تمدن، اماکن مذهبى.

مقدمه‏

امروزه برخى از فرقه‏ها با دلایل بى‏اساس، قصد تخریب آثار و اماکن اسلامى را دارند، در حالى که این آثار، نشان تمدن، اصالت و تاریخ امت اسلامى مى‏باشند، و بخش عمده‏اى از فرهنگ و علوم مسلمانان و هم‏چنین هنرهاى مختلف آن‏ها، در همین مکان‏ها متجلى شده است، از این رو لازم است در این‏باره روشن‏گرى شده و جوانب مسئله مورد توجه قرار گیرد. در این نوشته به برخى از تأثیرات این مکان‏ها در انعکاس تمدن اسلامى اشاره خواهد شد.

کلیات و تبیین مفاهیم‏

اماکن و آثار دینى‏

در این نوشته، اماکن و آثار مذهبى به هر جایى که به دین، آموزه‏ها و تاریخ مسلمانان ربطى داشته باشد، از قبیل: مساجد، زیارتگاه‏ها، بیوت پیامبران، ائمه و صحابه، و مکان‏هایى که در آن‏ها یاد خدا مى‏شود و هم‏چنین آثار باقى مانده از بزرگان دین، مثل عصا، شمشیر و کتاب‏هاى صدر اسلام، اطلاق مى‏گردد.

معناى تمدن‏

تمدن در لغت به معناى شهرنشینى و خوگرفتن به آن است،[۲] اما در اصطلاح جامعه‏شناسى، تعاریف گوناگونى از آن شده است.

ویل دورانت، تمدن را چنین تعریف مى‏کند: «تمدن به شکل کلى آن، عبارت از نظمى اجتماعى است که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگى امکان‏پذیر مى‏شود و جریان پیدا مى‏کند. در تمدن، چهار رکن اساسى وجود دارد که عبارت‏اند از: پیش‏بینى و احتیاط در امور اقتصادى، سازمان سیاسى و سنن اخلاقى و کوشش در راه معرفت وبسط هنر.»[۳] ابن‏خلدون، از دانشمندان بزرگ اسلامى؛ اجتماع و تعاون، وجود دولت و قانون و نظم را از ارکان مهم تمدن دانسته است.[۴] برخى نیز گفته‏اند: «تمدن، حاصل تعالى فرهنگ و پذیرش نظم اجتماعى است، یعنى خروج از مرحله بادیه‏نشینى و گام‏نهادن در شاه‏راه نهادینه‏شدن امور اجتماعى.»[۵]

رابطه دین و تمدن‏

در قرآن، واژه «مدینه» ۱۴ مرتبه، آن‏هم با «ال» تعریف؛ یعنى به صورت «المدینه» به کار رفته است و «قریه»، ۶۰ مرتبه در شکل‏هاى معرفه، نکره، مفرد، تثنیه و جمع دیده مى‏شود. در اصطلاح قرآنى، آبادى‏هاى روى زمین- چه بزرگ و چه کوچک- قریه هستند، مگر جایى‏که افراد صالح و مؤمن در آن باشند. معناى مدنیتى که مقتضاى فطرت توحیدى است، شهرنشینى در برابر روستانشینى نیست، زیرا انسان مادى، اگر در شهر هم به سر برد، از حضارت و تمدّن اصیل محروم است؛ کما این‏که انسان الهى اگر در روستا هم زندگى کند، از تمدّن ناب فطرت برخوردار مى‏باشد.[۶]

دستاورد انبیاى الهى و دین‏هاى آسمانى در جهت تمدن‏سازى براى بشریت، از دیدگاه دانشمندان غربى امرى انکارناپذیر و قطعى است. ویل دورانت، توینبى سمز کلر، گوستاولوبون، کریشنان و بسیارى از جامعه‏شناسان بزرگ غرب، پیامبران الهى را در تمدن‏سازى، پیشگام‏ترین انسان‏ها،[۷] و مذهب را اولین عامل در به‏وجود آوردن نظم تمدن، دانسته‏اند.[۸] کریشنان، دین را باطن و اساس تمدن مى‏داند که چونان روح در کالبد سازمان اجتماعى است. چنان‏که روح مایه حیات جسم است، دین نیز اساس‏ تمدن است.[۹] ویل دورانت منظم‏ترین سازمان‏ها و سودمندترین تشکیلات را مدیون دین مى‏داند.[۱۰] پس دین و گزینه‏هاى مربوط به آن، از جمله: علوم، آموزه‏ها و فرهنگ‏هاى دینى، و اماکن و آثار مربوط به دین، اثر منحصر به فردى در پیشرفت تمدن بشرى دارند.

لزوم حفظ آثار و اماکن تاریخى از نظر قرآن‏

با مراجعه به قرآن کریم روشن مى‏شود که امت‏هاى پیشین به حفظ و صیانت از آثار پیامبران خود اهتمام مى‏ورزیدند و به آن تبرک مى‏جستند، همانند صندوقى که در آن مواریث خاندان موسى (ع) و هارون (ع) قرار داشت و آن را در نبردها حمل مى‏کردند تا از طریق تبرک به آن بر دشمن پیروز گردند. خداوند متعال در این زمینه مى‏فرماید: (وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَهَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّهٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ‏)[۱۱] و پیامبرشان به آن‏ها گفت: نشانه حکومت او این است که صندوق عهد را به سوى شما خواهد آورد [همان صندوقى که‏] در آن آرامشى از پروردگار شما و یادگارهاى خاندان موسى وخاندان هارون قرار دارد.

مفسرین گفته‏اند: «در داخل تابوت عصاى حضرت موسى (ع) و الواح آن حضرت و عمامه و قباى هارون، بود.»[۱۲] خداوند متعال با ذکر این جریان، نگهدارى آثار موسى (ع) وهارون (ع) را تأیید کرده است. ومعلوم است که حفظ آثار پیامبر اسلام (ص) بالاتر از آن‏هاست.

هم‏چنین در آیه شریفه (فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏)[۱۳] خداوند متعال خانه‏هایى را ذکر مى‏کند که با بیوت دیگر فرق دارد و خداوند مقام این بیوت را رفیع‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۱، ص: ۱۳۵

گردانده است. در ذیل این آیه مفسرین نوشته‏اند: «وقتى پیامبر (ص) این آیه را در مسجد تلاوت کرد، فردى برخاست و پرسید: مقصود از این خانه‏ها چیست؟ پیامبر گرامى (ص) فرمود: خانه‏هاى پیامبران؛ در این موقع ابوبکر برخاست و به خانه على و زهرا (علیها السلام) اشاره کرد و گفت: اى پیامبر خدا! این خانه از همین خانه‏هاست که خدا رخصت بر رفعت و منزلت آن داده است؟ حضرت فرمود: آرى، بلکه از برترین آن‏ها است».[۱۴] و هم‏چنین آیه (قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ‏)[۱۵] و آیات دیگر نیز به لزوم حفظ آثار گذشتگان اشاره دارد و با دیدن این مکان‏ها، حقایقى براى انسان کشف مى‏شود. این آیات نشان مى‏دهند که آثار و خانه‏هاى پیامبران و صالحان، اعتبار خاصّى دارند و پیداست که این منزلت ارتباط به جنبه مادى و خشت و گل آن‏ها ندارد؛ بلکه این ارزش به علت انسان‏هاى والایى است که در آن‏جا سکونت گزیده‏اند.

سیره مسلمانان در حفظ آثار دینى‏

از زمان پیامبر (ص)، حفظ آثار آن حضرت و تبرک به آن مرسوم بوده است، مثلًا «عتبان بن مالک» از پیامبر (ص) درخواست کرد که در خانه‏اش نماز گزارند، تا او بتواند آن‏جا را مصلاى خود قرار دهد، و پیامبر (ص) پذیرفتند.[۱۶] این نشان مى‏دهد که حتى محل نماز خواندن پیامبر (ص) داراى اهمیت و فضیلت است و تا هر زمان که وجود داشته باشد، نماز خواندن در آن، بهتر از مکان‏هاى معمولى است. بعد از رحلت ایشان نیز صحابه سعى داشتند آثار آن حضرت، مانند: لباس‏[۱۷]، انگشتر[۱۸]، آلات جنگى‏[۱۹] و حتى موى ایشان‏[۲۰] را حفظ کنند.

هم‏چنین مکان‏هایى که پیامبر (ص) در آن حضور داشتند، براى صحابه داراى اهمیت ویژه‏اى بود، درمیان صحابه «ابن عمر» به پى‏گیرى آثار و محافظت از آن، مشهور است و «ابن تیمیه» مى‏گوید:

از امام احمد درباره حکم فردى سؤال شد که به این مشاهد مى‏رود، او جواب داد که «ابن عمر» مکان‏هاى حرکت پیامبر را پى مى‏گرفت، در مسیرهایى که پیامبر (ص) رفته بود، مى‏رفت، اگر چه پیامبر (ص) بدون قصد خاصى در آن مسیر رفته بودند.

بخارى در صحیح‏ از موسى بن عقبه نقل کرده که گفت:

سالم بن عبداللَّه را دیدم که به‏دنبال مکان‏هایى در مسیر بود و در آن مناطق نماز مى‏گزارد و مى‏گفت که پدرش در آن مکان‏ها نماز مى‏گزارده و پیامبر (ص) را دیده است که در آن مکان‏ها نماز مى‏خوانده است و موسى گفته است که «ابن عمر» در آن اماکن نماز مى‏خوانده است.[۲۱]

سیاحت در کشورهایى که قبور انبیا و اولیا قرار دارد، نشان مى‏دهد که پیروان پیامبران به حفظ قبور و ساختن بناهاى مجلّل بر روى آن‏ها، اهتمام خاصى مى‏ورزیدند، و سپاه اسلام نیز هنگام فتح شامات دست به تخریب قبور پیامبران نزدند، بلکه خادمان آن‏ها را در مأموریت خود ابقا کردند. از این رو این بناها تا امروز محفوظ مانده و براى مسلمانان، بلکه براى تمام موحّدان جهان جاذبه خاصى دارد. اگر ساختن بنا بر قبور انبیا و اولیا نشانه شرک بود، جا داشت فاتحان منصوب از سوى خلفا، آن مکان‏ها را تخریب کنند. کتب تاریخى و سفرنامه‏ها، گواه وجود صدها آرامگاه و مرقد با شکوه در سرزمین وحى و کشورهاى اسلامى است.

ابن‏جبیر اندلسى جهانگرد معروف اواخر قرن ششم، در سفرنامه‏اش مشاهد انبیا و صالحان و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را در مصر، مکه، مدینه، عراق و شام به تفصیل بیان داشته‏

و ویژگى‏هاى روضه ائمه بقیع (علیهم السلام) و ضریح آن‏ها را، بیان کرده است.[۲۲] این‏ها همه، بیانگر سیره مسلمانان- اعم از شیعه و سنى- در اهمیت دادن و حفظ اماکن و آثار باقى‏مانده از دوران صدر اسلام است.

ویژگى‏هاى تمدن‏

با توجه به تعاریف تمدن، و ملاک‏هایى که براى تمدن، از سوى دانشمندان بیان شده است، مى‏توان گفت: تمدن مجموعه‏اى از دستاوردهاى بشرى است که در طول تاریخ به وجود آمده و از عناصر مختلف تشکیل شده و به وسیله ارکان متعددى پایدار و رونق پذیر است. برخى از ارکان و ویژگى‏هاى مهم یک تمدن عبارت است از:

وجود نظم اجتماعى در یک جامعه، وجود سازمان‏هاى سیاسى و اقتصادى براى تأمین رفاه و امنیت جامعه، پیشرفت علوم، خداباورى و دین مدارى، وجود سنن اخلاقى و عدالت اجتماعى، هنر، تعاون و آزادى.

اماکن مذهبى، هرکدام نشان‏گر بخشى از تمدن اسلام هستند؛ بعضى، بیان‏گر وجود نهادهاى سیاسى و اقتصادى در صدر اسلام هستند و برخى اماکن فرهنگ غنى و عدالت محور اسلام و حاکم بودن اخلاق در جامعه اسلامى را نشان مى‏دهند، و عده‏اى یادآور اعتقادات و خردورزى جوامع اسلامى، و بعضى نشان دهنده پیشرفت هنرهاى بشرى همراه با معنویت و خدا محورى مى‏باشند. در ادامه به تفصیل در این باره بحث خواهد شد.

رابطه آثار و اماکن با تمدن اسلامى‏

یکى از شاخصه‏هایى که در یک جامعه، اصالت و تمدن آن جامعه را نشان مى‏دهد، اماکن و آثار باقى‏مانده از تمدن آن جامعه مى‏باشد، این آثار از جهات متعدد مى‏توانند نشان قدمت و اصالت یک تمدن باشند، به برخى از این جهات اشاره مى‏کنیم:

  1. اماکن مذهبى، تجلى‏گاه تاریخ اسلامى‏

آثارى که در نقاط مختلف روى زمین از دوران‏هاى قدیم باقى مانده اسناد گویاى تاریخ هستند، که انسان‏ها از آن‏ها، بیش از تاریخ مدوّن بهره‏مند مى‏شوند: این آثار اشکال و نقوش روح و تفکرات و قدرت و عظمت و حقارت اقوام را به ما نشان مى‏دهند، در صورتى که تاریخ مدون فقط حوادث وقوع یافته و عکس‏هاى بى روح آن‏ها را مجسم مى‏کند. کاخ‏هاى ویرانه ستمگران، و بناهاى شگفت‏انگیز اهرام مصر و برج بابل و کاخهاى کسرى و آثار تمدن قوم سبا و صدها مانند آن که در جهان پراکنده‏اند، هر یک در عین خاموشى، هزار زبان دارند و سخن‏ها مى‏گویند،[۲۳] و واقعیت تاریخىِ وجود آن‏ها را بیان مى‏کنند. به همین سبب قرآن به سیر در مناطقى که اقوام قبلى در آن زیست مى‏کردند و به بلایاى الهى دچار شده‏اند تأکید دارد. و بقایاى اماکن و اثرات آن‏هاست که اهمیت‏شان را بالا برده و وجودشان را منعکس کرده است.

حفظ تاریخ گذشتگان و صیانت از میراث فرهنگى نیاکان، نشان‏گر تمدن یک جامعه است که امروزه در جوامع مختلف، اجازه نمى‏دهند حتى یک اثر کوچک از آثار تمدنشان از بین برود. تمدن اسلامى تنها تمدن پیشتاز عصر خویش بود که مسلمانان در پرتو تعالیم آسمانى، آن را پى‏ریزى کردند. شکوفایى این تمدن در قرن چهارم و پنجم هجرى قمرى به اوج رسید و به گفته محققان غربى، نفوذ آن از طریق اندلس و جنگ‏هاى صلیبى به اروپا، یکى از مهم‏ترین علل شکوفایى و رنسانس غرب در قرون اخیر به شمار مى‏رود. آثار و بناهاى مربوط به پیامبر (ص) و یاران باوفاى او جزئى از میراث عمومى این تمدن بزرگ مى‏باشد. تخریب این آثار، نشانه انحطاط فکرى و بى‏توجهى به سازندگان و بنیان‏گذاران تاریخ وتمدن و از همه مهم‏تر، عامل رکود انگیزه‏هاى فکرى و اعتقادى و نابودى استعدادهاى درخشان در جامعه بشرى مى‏گردد.[۲۴]

اگر آثار تاریخى اسلام، که نشان‏گر تاریخ و تمدن اسلام هستند؛ از بین بروند، احتمال دارد واقعیت‏هایى از تاریخ اسلام از یاد رفته و عده‏اى آن وقایع را انکار کنند. چنان‏که قبلا همین مسئله درباره قوم سبا اتفاق افتاده بود، تا این‏که آثارشان را دانشمندان کشف کردند.[۲۵] هم‏چنین در برهه‏اى از زمان عده‏اى به جهت فقدان آثار حضرت عیسى (ع)، در وجود آن حضرت شک کردند. ویل دورانت، مورّخ آمریکایى در کتاب «تاریخ تمدن» تاریخچه دویست سال تشکیک در حضرت مسیح (ع) را آورده است. امّا مسلمانان در طول تاریخ خود از این جهت، سر بلند هستند که ما بزرگانى داریم که بعد از گذشت قرن‏ها، قبورشان براى ما معلوم است.[۲۶] و برخى از آثارشان در بین ما موجود مى‏باشد. به عبارت دیگر مى‏توان از اماکن و آثار اسلامى، تعبیر به «تاریخ مجسم اسلام» کرد. که هرکدام از آن‏ها، یادآور حقیقت تاریخى مسلمانان مى‏باشند، مثل: مساجدِ قبا، ذوالقبلتین، مباهله، ستون‏هاى مسجد نبوى، مناطق جنگ‏هاى پیامبر (ص)، و مقابر شهداى اسلام، بیوت پیامبر (ص)، قبور موجود در قبرستان بقیع، محل شهداى فخ، باغ فدک و سقیفه بنى‏ساعده و مساجد معروف در شهرهاى اسلامى، مشاهد مشرفه مانند: کربلا ومشهد الرضا (ع) و … هرکدام گویاى گوشه‏اى از تاریخ اسلام هستند.

  1. نقش اماکن مذهبى، در فرهنگ و عقاید اسلامى‏

محققان درباره فرق بین فرهنگ و تمدن، مطالبى گفته‏اند:

  1. تمدن بیشتر جنبه علمى، عینى، فنى و اطلاعاتى دارد ولى فرهنگ بیشتر جنبه ذهنى و معنوى. موضوعاتى چون فلسفه، حکمت، ادبیات و اعتقادات مذهبى و غیرمذهبى در قلمرو فرهنگ قرار مى‏گیرند. ۲٫ تمدن بیشتر جنبه اجتماعى و فرهنگ بیشتر جنبه فردى دارد.[۲۷]

هم‏چنان‏که اماکن و آثار گذشتگان نشان از تمدن جامعه اسلامى مى‏باشد، همین اماکن، به ویژه اماکن مقدس مذهبى، در نشان دادن و انتقال فرهنگ و عقاید اسلامى، به جامعه امروزى نیز مؤثر است. برخى از کاربردهاى آثار و اماکن مذهبى در فرهنگ اسلامى، عبارتند از:

الف) اماکن اسلامى، معرّف فرهنگ اسلامى‏

اماکن و آثار اسلامى، مى‏توانند در هر عصرى معرّف فرهنگ قرون قبلى باشند، و آثار عصر نبوى با این نگاه، اهمیت ویژه‏اى پیدا مى‏کنند؛ چون مبیّن فرهنگ اسلامى آن عصر مى‏باشد. براى نمونه؛ آثار کتابتى که از قرون اولیه اسلام به جا مانده است؛ معرّف فرهنگ علم دوستى مسلمانان است. هم‏چنین آثار هنرى، پیشرفت فنون و هنر در بین آن‏ها را نشان مى‏دهد. برخى از اماکن که یادآور حوادث خاصى در تاریخ اسلام هستند، بر فرهنگ‏هاى اجتماعى مسلمانان دلالت دارند، مثل: محل جنگ‏هاى احد و خندق و خیبر، که فرهنگ شهامت و شهادت و دفاع از دین را در بین مسلمانان معرفى مى‏کند، و مساجد و معابد متعدد، فرهنگ عبادت را یادآور مى‏شود. دیگر آثار و اماکن، هرکدام مى‏توانند نشان‏گر گوشه‏اى از فرهنگ ناب اسلامى، بر پایه توحید، باشند.

این اماکن، همان‏طور که فرهنگ‏نما هستند، مى‏توانند فرهنگ آفرین هم باشند؛ به این معنا که با انتقال فرهنگ نسل‏هاى قبلى مسلمانان به نسل‏هاى بعدى، یکى از عوامل بقاى فرهنگ اسلامى محسوب شوند.

ب) آثار اسلامى، یادآور اخلاق و رفتار پیامبر (ص) و مسلمانان‏

پشتوانه هریک از آثار و اماکن تاریخى مذهبى، جریانى تاریخى است، که مى‏تواند مایه درس براى دیگران باشد. در این زمینه آثار پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت ایشان، که معصوم از گناه مى‏باشند، مایه هدایت و راهنمایى نسل‏هاى آینده خواهد بود. برخى از این آثار عبرت آموز عبارتند از:

  1. خانه‏ها و محل زندگى ساده پیامبر خدا (ص) که متأسفانه از بین رفته‏اند، مى‏توانست از محرک‏هاى قوى براى ترغیب به فرهنگ ساده زیستى باشد، چنان‏که در تاریخ آمده است: وقتى که ولید بن عبدالملک به عمر بن عبدالعزیز، کارگزار خود در مدینه، دستور داد تا براى گسترش مسجد، خانه‏هاى زنان پیامبر (ص) را خراب کند، در آن روز مردم به سبب ویرانى خانه‏هاى پیامبر (ص) بسیار گریه کردند. عمران بن ابى انس مى‏گوید:

در مسجد رسول خدا (ص) بودم، گروهى از صحابه از جمله: ابوسلمه بن عبدالرحمان، ابو امامه بن سهل و خارجه بن زید را دیدم که به شدت مى‏گریستند تا این‏که محاسن آن‏ها پر از اشک شد و ابو امامه مى‏گفت: «لیتها ترکت حتى یقصر الناس من البنیان ویروا ما رضی الله عز وجل لنبیه (ص) ومفاتیح الدنیا بیده.»[۲۸]

کاش این حجره‏ها ویران نمى‏شدتا مردم مى‏دیدند که رسول خدا (ص) در حالى که همه دنیا به دستش بود، به همین اندازه راضى شده بود سعید بن مسیب مى‏گفت:

والله لوددت أنهم لو ترکوها على حالها، ینشأ ناس من أهل المدینه ویقدم القادم من الأفق فیرى ما اکتفى به رسول الله (ص) فی حیاته، فیکون ذلک مما یزهد الناس فی التکاثر والفخر.[۲۹]

اى کاش این‏ها را خراب نمى‏کردند تا مردم مدینه و دیگر شهرها زهد پیامبر (ص) را مى‏دیدند و باعث ترغیب به زهد و دورى از تفاخر مى‏شدند. چنان‏که از زبان این صحابه و تابعى نیز نقل شده، وجود آثار و بیوت پیامبر (ص) و اماکن مربوط به تاریخ ایشان، یادآور رفتار و کردار پیامبر (ص) و موجب ترغیب مسلمانان عصرهاى بعدى به تبعیت از ایشان مى‏باشد؛ از این‏رو این اماکن یکى از راه‏هاى انتقال فرهنگ و اخلاق عصر نبوى (ص) به نسل‏هاى بعدى است.

  1. محل عبادات پیامبر (ص) و اهل بیت: وصحابه، که هرکدام یادآور لزوم ارتباط با خالق یکتا مى‏باشند، شخص با دیدن مکان‏هایى مانند، اسطوانه تهجد در مسجد النبى (ص) و محل عبادت حضرت على (ع) در مسجد کوفه و عبادت‏گاه‏هایى که به دیگران منسوب است، مى‏فهمد که فرهنگ ارتباط با خدا، باید در زندگى جریان داشته باشد.

  2. محل غزوات و قبور شهداى راه اسلام، مانند: منطقه احد و قبور شهداى احد منطقه شهداى فخ و کربلاى معلا؛ مشاهده این مکان‏ها یادآور وجوب دفاع از حق و مقابله با باطل مى‏باشد، و رفتار برخى از صحابه در جان‏فشانى و حمایت از رسول خدا (ص) در غزوات آن حضرت و دفاع از اهل بیت ایشان در کربلا و هم‏چنین فرار برخى دیگر و انحراف آن‏ها از طریق حق، همه این درس‏ها در مشاهده این آثار مى‏تواند به نسل‏هاى بعد منتقل گردد.

ج) اماکن مذهبى، یادآور اعتقادات اسلامى‏

از کارکردهاى مهم اماکن و آثار مذهبى، تذکر اعتقادات اسلامى براى بیننده است. این کارکرد در مورد مواضع مناسک حج کاملًا مشهود است، که براى متنبّهان سرشار از تذکر توحید و نبوت و معاد مى‏باشند.

رمى جمرات، قربانى کردن در منا به یاد ذبح نفس و طواف خانه کعبه، نشان توحید و نفى شرک؛ مقام ابراهیم، حجر اسماعیل، آب زمزم و سعى، یادآور نبوت انبیاى الهى؛ و حضور در عرفات و مشعر، یادآور روز محشر مى‏باشد. علاوه بر این اماکن، آثار زمان پیامبر اسلام (ص) نیز مى‏تواند انسان را به اعتقادات حقه متذکر کند. از جمله این آثار مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. قبر شریف نبوى (ص): که هربیننده‏اى را به یاد رسالت و نبوت ایشان و عظمت مقام آن حضرت، نزد خداوند متعال و خُلق عظیم و قرآن کریم و آموزه‏هاى دین اسلام مى‏اندازد.

  2. قبور ائمه اهل بیت‏: در بقیع: که یادآور لزوم مودّت اهل‏بیت: طبق آیه‏ (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏[۳۰] و تأکید پیامبر (ص) بر تبعیت از ایشان در حدیث ثقلین که فرمود:

«انى تارک فیکم الثقلین، کتاب الله وأهل بیتی وانهما لن یتفرقا حتى یردا على الحوض»[۳۱]

مى‏باشد.

  1. محل مسجد ضرار: یادآور لزوم شناخت دشمن و توطئه‏هاى او و پرهیز از افتادن در دام نفاق است؛

  2. غار حرا: یادآور نزول فرشته وحى و حقانیت نبوت و نزول وحى مى‏باشد.

  3. مسجد ذوالقبلتین: نماد تغییر قبله مسلمانان است.

  4. مسجد رد الشمس: یادآور معجزه باهره پیامبر خدا (ص) مى‏باشد.

علاوه بر این مثال‏ها، بقیه آثار و اماکن نیز شخص زائر را به اعتقادات اسلامى متذکر مى‏کند و این مشاهده، تأثیرى بالاتر از گفتن و شنیدن و خواندن این اعتقادات دارد.

ه-. مشاهده اماکن و آثار تاریخى، راهى براى فهم قرآن و روایات‏

وجود آثار قرون گذشته مسلمانان، به ویژه آثار عصر رسالت، در فهم آیات قرآن و شأن نزولشان و هم‏چنین در درک احادیث نبوى (ص) تأثیر زیادى دارد. حدیث و سیره شریف نبوى، گاهى آمیخته به اسامى مکان‏ها و اعلام جغرافیایى و غیره است که با تاریخ و تمدّن اسلام در ارتباطند و در مواردى چنان پیوند تنگاتنگى با گذشته فرهنگى این آیین پاک و پیروانش پیدا کرده‏اند که ذکر هر کدام از آن‏ها، یادآور حوادث سرنوشت‏سازى است. از این‏رو، شناخت این مکان‏ها، به لحاظ تاریخى و موقعیت جغرافیایى گذشته آن‏ها، به شناخت گذشته مسلمانان و تاریخ و تمدنشان و هم‏چنین به درک و فهم یک آیه یا حدیث یا دستور اسلامى، کمک زیادى مى‏کند.[۳۲]

براى مثال، قرآن مجید داستان «قوم سبا» را در آیاتى آورده است، و مدت‏ها بود که مورخان جهان از وجود چنین قوم و تمدنى اظهار بى‏اطلاعى مى‏کردند. آن‏ها قبل از اکتشافات جدید، نامى از سلسله ملوک سبا و تمدن عظیم‏شان نمى‏بردند، و «سبا» را فقط شخص فرضى مى‏دانستند که پدر مؤسس دولت «حمیر» بود، در حالى که در قرآن یک سوره به نام این قوم است و به یکى از مظاهر تمدن‏شان که بناى سد تاریخى مارب است، اشاره مى‏کند، اما پس از کشف آثار تاریخى این قوم در یمن، عقیده دانشمندان دگرگون شد. عده معدودى از باستان‏شناسان بخاطر علاقه شدیدى که به کشف اسرار آثار سبا داشتند به قلب شهر «مارب» و نواحى آن توانستند وارد شوند، و از آثار و نقوش فراوان بر روى سنگ‏ها نمونه بردارى کنند، و از آن پس گروه‏هایى پیاپى در قرن ۱۹ میلادى به آن‏جا راه یافتند، و آثار گران‏بهایى، با خود به اروپا بردند، و از مجموعه این نقوش و خطوط و آثار دیگر که به هزار عدد مى‏رسید به جزئیات تمدن این قوم و حتى تاریخ بناى سد مارب پى‏بردند، و براى غربیان ثابت شد که آنچه قرآن در این زمینه بیان کرده، یک افسانه نیست، بلکه یک واقعیت تاریخى است که آن‏ها از آن بى‏خبر بودند؛ و توانسته‏اند نقشه‏هایى را از این سد عظیم و محل عبور آب و مجارى باغستان‏هاى سمت چپ و راست و سایر ویژگى‏هاى آن تنظیم کنند.[۳۳]

اگر آثار تاریخى اسلام، و اماکنى که نشان‏گر تاریخ و تمدن آن هستند، از بین بروند، احتمال دارد واقعیت‏هایى از تاریخ اسلام نیز هم‏چون مسئله قوم سبا شده و عده‏اى اتفاق افتادن آن را انکار کنند. از این‏رو حفظ این اماکن، حفظ تاریخ و تمدن اسلام مى‏باشد.

  1. اماکن مذهبى، نشان‏دهنده نظام ادارى پیشرفته اسلام‏

داشتن قوانین متقن و نظام ادارى و سیاسى مشخص در اداره جامعه، یکى از شاخصه‏هاى پیشرفت تمدن است، اسلام از لحاظ قانون، عالى‏ترین قوانین را براى اداره‏

جامعه بیان کرده است، چون این قوانین، از طرف خالق انسان طراحى شده و او را از لحاظ فردى و اجتماعى به کمالى شایسته سوق مى‏دهد. در عصر پیامبر (ص) که جوامع گوناگون داراى نظام ادارى ناقصى بودند، به ویژه در جزیره العرب که غیر از قبیله‏گرایى و استبداد بزرگان قوم، نظامى براى اداره معقول جامعه نداشتند، رسول خدا (ص) با هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامى، جامعه تازه تشکیل یافته را- که بیشتر افرادش قبل از آن زمان، دشمن هم بودند- به طورى اداره کردند که جامعه‏اى پر از صمیمیت و نشاط به وجود آمد، و با وجود مشکلات زیاد، افراد آن، احساس خوشبختى و سعادت مى‏کردند. برخى از ارکان نظام ادارى جامعه آن روز را مى‏توان از آثار به جا مانده از صدر اسلام فهمید. براى نمونه به مسجد پیامبر (ص) و مسجد کوفه اشاره مى‏کنیم که در آن زمان مرکز حکومت و کارهاى ادارى جامعه اسلامى بودند. ستون‏هاى متعدد در مسجد نبوى (ص) هر کدام نشان‏گر گوشه‏اى از کارهاى حکومتى‏اند. براى مثال:

استوانه حَرَس یا محرّس:[۳۴] که امام على (ع) در کنار این ستون مى‏نشستند و از پیامبر (ص) نگاه‏بانى مى‏کردند. این ستون نشان داشتن نیروى تأمین امنیت در حکومت پیامبر (ص) مى‏باشد (معادل وزارت دفاع امروزى)

استوانه وفود: یکى از کارهاى جارى رسول خدا (ص)، ملاقات با سران قبیله‏ها براى آشنا ساختن آن‏ها با اسلام و یا مذاکرات سیاسى بود. آن حضرت محلى را در مسجد به این امر اختصاص داده بود و همیشه در همان مکان، هیئت‏ها را به حضور مى‏پذیرفت. محل این ملاقات‏ها در کنار ستونى از ستون‏هاى مسجد بود که بعدها به نام اسطوانه الوفود معروف شد و اکنون نیز همین نام را دارد. (معادل وزارت خارجه امروزى)

استوانه حنانه: رسول خدا (ص) در آغاز و زمانى که هنوز منبر ساخته نشده بود، بر تنه درخت خرمایى تکیه مى‏کرد و براى مردم آیات نازل شده را مى‏خواند و دینشان را تعلیم مى‏داد. نوشته اند، زمانى که براى آن حضرت منبر ساخته شد و براى سخن گفتن روى منبر قرار گرفت، از این درخت ناله‏اى شبیه ناله شتر برخاست. این ستون نشان‏گر این است که پیامبر (ص) براى آموزش افراد، مکان مشخصى را قرار داده بودند. (معادل وزارت آموزش و پرورش امروزى)

استوانه مُخلّقه: خَلوق به معناى عطر است و مُخَلّقه به معناى معطّر. استوانه مخلّقه ستونى است که بر آن عود مى‏نهادند و فضاى مسجد معطّر مى‏شد. این مکان نیز بیان‏گر این است که در حکومت آن حضرت بر بهداشت نیز توجه مى‏شد؛ به ویژه بهداشت اماکن عمومى (معادل وزارت بهداشت امروزى)

استوانه سریر: یکى دیگر از ستون‏هاى مسجد، محلى بود که رسول خدا (ص) ایام اعتکاف را در آن‏جا به سر مى‏برد. اصحاب در آن‏جا برگ‏هایى از درخت خرما پهن مى‏کردند تا رسول خدا (ص) روى آن استراحت کند. این محل که در کنار همین اسطوانه السریر قرار داشته، به عنوان جایى که تختخواب رسول خدا (ص) بوده، شناخته شده است. این ستون نیز اهمیت عبادت، مخصوصا عبادات جمعى را مى‏رساند که عامل مهمى در تربیت افراد مى‏باشد. (معادل وزارت ارشاد امروزى)

مأذنه بلال: که محل اذان گفتن بلال، و هم‏چنین مکانى براى اطلاع رسانى مردم بود. هنگامى که پیامبر (ص) مى‏خواستند مردم را براى امر مهمى در مسجد جمع کنند از همین مکان براى دعوت مردم استفاده مى‏شد (معادل وزارت ارتباطات و صدا و سیماى امروزى)

صُفّه: یادآور جان‏فشانى گروهى از مسلمانان است که خانه و کاشانه‏اى نداشتند؛ در جلوى مسجد، روى سکو مى‏نشستند، و مسلمانان دیگر هر قدر که مى‏توانستند براى این فقیران غذا و پوشاک مى‏آوردند. (معادل موسسات خیریه امروزى)

هم‏چنین در حکومت خلفا و حضرت على (ع) نیز به تبعیت از پیامبر (ص) همین نظامِ ادارى وجود داشت و در اثر گسترش جامعه اسلامى، این نظام، توسعه یافته بود.مثلا مرکز حکومت امیرالمؤمنین (ع) که در کوفه بود و مسجد آن، محل اداره جامعه به حساب مى‏آمد، آثار و اماکن باقى‏مانده از آن دوران در این مسجد، نیز نشان‏گر بخشى از این نظام مى‏باشد. از جمله: مکانى که به «رحبه امیرالمؤمنین» مشهور است، که آن حضرت قبل از نماز در آن‏جا مى‏نشستند و به سؤالات مردم جواب مى‏دادند. و مکانى که به «دکه القضاء» معروف است، که محل قضاوت در حکومت ایشان بود و یادآور قضاوت‏هاى شگفت ایشان مى‏باشد. (معادل قوه قضائیه امروزى) اماکن و آثار باقى مانده از حکومت‏هاى اسلامى، هر کدام گوشه‏اى از پیشرفت تمدن در این جامعه را نشان مى‏دهد که هر کسى با مشاهده آن‏ها به قوت نظام ادارى اسلام پى مى‏برد، و از طرفى الگویى براى جوامع اسلامى آینده به حساب مى‏آید.

  1. اماکن مذهبى، منعکس کننده هنرهاى اسلامى‏

هنر پدیده‏اى است که از دیرباز فکر انسان را به خود مشغول داشته است. هنر در جنبه‏هاى مختلف زندگى انسان شکل گرفته است، اما مانند هر پدیده دیگرى که در ارتباط با زندگى انسانى قرار مى‏گیرد، براى ثبات و دوامش به تکامل احتیاج دارد. «تکامل یک هنر، بر اساس محرک‏هاى دنیوى و دینى صورت مى‏گیرد» اسلام با آیین‏ها و قوانین خود یکى از قوى‏ترین محرّک‏هاى دینى براى پیشرفت هنر محسوب مى‏شود. بناهاى مذهبى هم‏چون مساجد و مزارات از مراکز مهم خلق آثار هنرى شمرده شده‏اند. زیارتگاه‏ها و مساجد با کارکردهاى هنرى مفاهیم اسلامى را با زبان هنر، تصویر و رنگ به دیگران منتقل مى‏کنند. کاشیکارى‏ها، آجر چینى‏ها، گچ‏برى‏ها، آیینه‏کارى‏ها، نقاشى، حکاکى، کنده‏کارى و … همگى زبان گویاى هنر، براى بیان فرهنگ و تمدن اسلامى هستند.[۳۵]

هنر اسلامى همان هنر قدسى است که پیام الهى را به بشر منتقل مى‏کند، زنده نگه داشتن آرمان‏هاى والا، حیات و ارتباط بشر با خدا در روزگار مرگ ارزش‏ها، هدف‏مندساختن زندگى در مقابل پوچ انگارى، الحاد و دور شدن از خدا، از جمله پیام‏ها و کارکردهاى معنوى هنر اسلامى است، که در اماکن مقدس خودنمایى مى‏کند. هنر اسلامى در جهان معاصر، کارکردهاى ارزشمند و شگفت‏آورى دارد، نمایاندن زشتى‏ها، کژى‏ها و بیدارسازى جامعه و عبرت‏آموزى به انسان‏ها براى تصحیح مسیر حرکت و شیوه زندگى، هدایت فرد و جامعه به سوى رستگارى و کمال، آموزش جامعه و کمک به ارتقاى فرهنگ و آگاهى افراد، درس بزرگوارى، عزت نفس، ایثار، عفو، برابرى و مبارزه براى عدالت، از جمله مواردى است که با واسطه بهره‏گیرى از هنر اسلامى مى‏توان به آن‏ها پرداخته و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمش را نیز در سطح جامعه شاهد بود.[۳۶] محل ظهور این هنر با این همه کارکرد، فقط اماکن مقدس از جمله مساجد و مشاهد مشرفه مى‏باشد. از جمله هنرهایى که در اماکن و آثار اسلامى بروز پیدا کرده، مى‏توان به هنرهاى ذیل اشاره کرد:

الف) معمارى اسلامى در اماکن‏

هنر معمارى اسلامى برگرفته از زبان قرآن است و غناى تمدن اسلام را با بهره‏گیرى از روح معنویت نشان مى‏دهد. این امر به گونه‏اى است که اعتقاد به توحید و ایمان به تعالیم اسلام به عنوان اندیشه زیبایى‏شناسى دین اسلام در معمارى اسلامى تجلى مى‏یابد.

هنرمندان، بین معمارى و هنر معمارى تفاوت قائل شده، و آن‏ها را دو مفهوم مجزا دانسته‏اند. در معمارى ساخت و ساز در راستاى انجام وظیفه اجتماعى و خدمت‏رسانى است. مانند: ساختن اماکن مسکونى، عبادتى و یا تحصیلى. اما در هنر معمارى تأکید بر استفاده از شاهکارهاى هنرى و دستاوردهاى تزئینى بر روى دیوارها، سقف، ستون‏ها، پنجره‏ها و درهاست و حتى باغ‏ها و حوض‏ها نیز به گونه‏اى با هنر معمارى ترکیب مى‏شوند تا تأثیرگذارى بنا بر بیننده بیشتر شود. از این رو در هنر معمارى اسلامى، درقرون مختلف، بیشتر از آیات قرآن، به عنوان برجسته ترین ابتکارات هنر اسلامى مورد استفاده قرار مى‏گرفت. نوشته‏هایى از آیات قرآن بر روى سقف‏ها، دیوارها و یا ستون‏ها استفاده و به شکل خاصى تزئین مى‏شد. از برجسته‏ترین و قدیمى‏ترین خطوط زیبایى که با هنر معمارى اسلامى تزئین شده، داخل قبه الصخره است که آیات قرآن با خط کوفى نوشته و با موزاییک تزئین شده است.

مساجد و بناهاى مذهبى در معمارى اسلامى، همواره نقطه به اوج رسیدن این هنر بوده‏اند. جنبه‏هاى ساختمانى و نوآورى در فضاهاى مساجد و مشاهد مشرفه، ایجاد قوس‏ها، تاق‏بندى‏ها، گنبد و حتى مقرنس به عنوان یک تزئین حجمى و سه‏بعدى، از نشانه‏هاى اوج این هنر در اماکن مقدس مى‏باشد.[۳۷]

هنر معمارى اسلامى، علاوه بر این‏که به عنوان یک هنر مطرح است، پشتوانه علمى داشته و از مقیاس‏هاى دقیق ریاضیات و هندسه در این هنر بسیار استفاده مى‏شود. به همین جهت، مکان‏هایى که در طول قرون متمادى به وسیله هنرمندان مسلمان، مزیّن به این هنر متعالى شده‏اند، هم نشانگر اوج هنر این افراد مى‏باشند و هم بیان‏گر رواج علوم مختلف از جمله ریاضیات و هندسه هستند؛ این مسئله اهمیت این مکان‏هاى مقدس را از حیث انعکاس تمدن مسلمانان، بیشتر مى‏کند.

الف. ۱٫ نمونه‏اى از تجلى‏گاه‏هاى هنر معمارى اسلامى‏

یکى از قدیمى‏ترین بناهاى اسلامى که هنر معمارى در آن تجلى یافته، مسجد جامع دمشق است که بین سال‏هاى ۸۷ تا ۹۶ هجرى در روزگار ولید بن‏عبدالملک به‏جاى پرستشگاه ژوپیتر (خداى خدایان روم) ساخته شد. ولید براى بناى این مسجد، دوازده هزار استاد هنرمند از روم به دمشق آورد. آن‏ها نیز دیوارهاى مسجد را با کاشى‏هاى رنگارنگ و گل‏ها و بوته‏ها و رنگ‏آمیزى‏هاى بدیع، تزئین کردند. این مسجد هنوز برپاست و از باشکوه‏ترین ساختمان‏هاى اسلامى به‏شمار مى‏آید.[۳۸]

بناهاى مهمى که در قرن اول هجرى ساخته شد، از جمله: مسجد اموى در دمشق، مسجد عمروعاص در قاهره، مسجد قیروان در تونس و قبه الصخره در اورشلیم، از هنر معمارى فاخرى برخوردارند، هم‏چنین ساختمان بزرگ‏ترین مسجد جهان، یعنى مسجد قرطبه در اسپانیا، که در آغاز کار امویان اندلس در سال‏هاى آخر عمر عبدالرحمان (۱۷۲ ق.) آغاز شد و به‏تدریج حدودش وسعت یافت و بر ساختمان‏هاى آن افزوده شد.[۳۹]

در دوره خلفاى فاطمى نیز کار معمارى در مصر رونق گرفت و در قرن پنجم هجرى گنبدسازى به سبک ایرانى در آن‏جا معمول گشت. همراه با ساختمان مساجد، هنرهاى تزئینى، به‏ویژه کاشى‏سازى و مقرنس‏کارى پیشرفت کرد. در این میان، معمارى اسلامى در اسپانیا به‏گونه‏اى دیگر بارور شد. کاخ عظیم الحمرا در غرناطه (اواسط قرن هفتم هجرى) با حیاطها و تالارهاى باشکوه و نیز گچ‏برى‏ها، کاشى‏ها و مقرنس‏هاى بى‏نظیر، نمونه‏اى از بناهاى اسلامى در اسپانیاست. البته پس از پایان حکومت مسلمانان بر اسپانیا (۸۹۷ ق) نفوذ هنر اسلامى هم‏چنان در آن‏جا باقى ماند.[۴۰] این هنر در تاریخ اسلام با پیشرفت‏هایى همراه بوده و هر دوره سبک‏هاى جدیدى داشته، که بناهاى معمارى اخیر جامع این سبک‏ها مى‏باشند.

الف. ۲٫ اماکن مقدس، ارتباط دهنده هنرهاى نسل‏هاى اسلامى‏

سیر تکوین هنر و معمارى اسلامى در طى دوره‏هاى مختلف و تطور زمانى، در اماکن مذهبى و مشاهد بزرگان دین ظهور پیدا کرده است. بسیارى از مساجد تاریخى جهان اسلام در ابتداى ساخت بسیار ساده بودند، اما در طى سالیان متمادى انواعى از هنرهاى جدید که برخاسته از قریحه ذاتى هنرمندان مسلمان بود، در این مساجد شکل گرفت و تکامل یافت. این مکان‏ها وحدتى بین آثار و هنر گذشتگان طى نسل‏هاى متمادى قبل و بعد ایجاد کرده‏اند، که گسستى در این زمینه در آن دیده نمى‏شود. تمامى‏سبک‏ها و قالب‏هاى مختلف هنرى در مساجد، که با اصل اسلام و ارزش‏هاى الهى همراه بوده‏اند. رشد یافته‏اند، معماران مسلمان با ذوق و سلیقه سرشار، این اماکن را با شیوه جدیدى احداث کرده و در این زمینه دست به نوآورى‏هاى کم‏نظیرى زدند که اکنون، مساجد تاریخى از زیباترین جاذبه‏هاى فرهنگى جهان هستند. یعنى مى‏توان تطور هنر معمارى را در طول قرون گذشته، در اماکن مقدس و آثار به جامانده از آن‏ها مشاهده کرد. و این یکى از کارکردهاى هنرى و تاریخى این بناها مى‏باشد.

ب) خطاطى‏

چنان که تاریخ به ما گزارش کرده، پیامبر اکرم (ص) از نخستین روز نزول قرآن به مسئله کتابت قرآن توجه کامل داشته است، عده‏اى از اصحاب را به عنوان «کاتبان وحى» به این کار مأمور کرده بودند. هرگاه آیه یا سوره‏اى نازل مى‏شد، یکى از کاتبان را احضار کرده، آیات را بر او املاء مى‏کرد. این تأکید پیامبر (ص) بر کتابت وحى، و هم‏چنین آیاتى از قرآن که بر اهمیت نوشتن تصریح مى‏کردند، مانند: الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ‏[۴۱] و آیه‏ ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ‏[۴۲] باعث شد که مسلمانان به کتابت، به ویژه کتابت قرآن روى آورند. ساکنان شبه جزیره عربستان، با دو نوع خط آشنایى داشتند:

  1. خطّ کوفى: که از برجسته‏ترین خوش‏نویسان این نوع خط، حضرت على (ع) بود. در آن زمان، نگارش با این خط بیشتر معمول بود و تا اوائل قرن پنجم، اقبال عمومى از این خط ادامه داشت.

  2. خطّ نسخ: هرچند این نوع خط در زمان رسول خدا (ص) کاربرد داشته و آن حضرت معمولًا در نامه نگارى‏هایش از این خط استفاده مى‏کرده است؛ از اوائل قرن پنجم به بعد، استفاده از این خط، گسترش یافت و دیگر خط کوفى از رقابت با آن عاجز ماند. در زمان حیات پیامبر (ص) قرآن را بیشتر با خطّ کوفى و سایر متون را باخطّ نسخ مى‏نگاشتند.[۴۳] هم‏چنین ائمه اهل البیت (ع) نیز هرکدام در کتابت قرآن، تلاش کرده و نسخه‏هایى از خط مبارکشان در موزه‏ها و کتاب‏خانه‏هاى معتبر دنیا موجود است،[۴۴] که هر کدام از این آثار، علاوه بر ارزش معنوى، نشان‏گر پیشرفت مسلمانان در هنر خطاطى مى‏باشد.

در قرون بعدى، این هنر با معمارى آمیخته شده و در اماکن مقدس خودنمایى کرد، که غالباً در این اماکن، آیات قرآن با خط زیبا بر روى دیوارها و سقف‏ها نقش مى‏بست، و در مناطق اهل سنت، اسامى پیامبر خدا (ص) و خلفاء و ائمه را مى‏نوشتند و در اماکن مقدس شیعه، مثل مساجد و مشاهد اسامى پنج تن آل کسا و امامان دوازده‏گانه را با هنر معمارى و خطاطى بر روى دیوارها حک مى‏کردند. چنین هنرنمایى‏هایى که در مساجد قدیمى شهرهاى مختلف جهان قابل مشاهده است، این مکان‏ها را به مواضع نمایش تمدن اسلامى در باب هنر معمارى و خطاطى تبدیل کرده است.

ج) نقاشى‏

در شریعت مقدس اسلام، از نقاشى تصویر جانداران و ساختن مجسمه‏شان، نهى شده است. از این رو مجسمه‏سازى و نقاشى جانداران از شغل‏هاى حرام یا مکروه بشمار مى‏روند. چنان‏که در کتب فقهى شیعه‏[۴۵] و اهل سنت‏[۴۶] وارد شده، و در کتب روایى نیز روایاتى از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در این‏باره آمده است.[۴۷]

نقاشى نیز مانند خطاطى، زمانى‏که با معمارى آمیخته مى‏شود، اثرات بدیعى را در اماکن مقدس خلق مى‏کند که ناشى از روح ایمان به مبدأ و معاد مى‏باشد. بر اثر تأکیدهاى پیامبر (ص) و ائمه: بر پرهیز از نقاشى جانداران و مجسمه سازى، یکى ازویژگى‏هاى معمارى اسلامى، چه در مساجد و چه در بناهاى دیگر، پرهیز از شکل‏ها و مجسمه‏هاى انسان و حیوانات است و معمولا به جاى آن‏ها از نقاشى گل و گیاه و اشیاى بى‏جان در تزئین دیوارهاى مساجد و مدارس و خانه‏ها، و حتى لباس‏ها و فرشها استفاده شده است، و این نشانى از هویت اسلامى نقاش و معمار دارد.

تفاوت اصلى نقاشى اسلامى و نقاشى غربى این است که در غرب به سبب ماهیت شمایل‏انگارانه هنر مسیحى، نقاشى نقش محورى داشته است و جالب این‏که، سیر حرکت این هنر تأثیرگذار در غرب به سمت انسان بوده است نه توحید «این هنر مبدل به آینه‏اى شده است که قبل از هر چیز دیگر، عمق و ژرفاى روح انسان غربى و نیز گرایش‏هاى جدیدى را که در جامعه غربى در حال ظهور بوده‏اند، منعکس مى‏سازد، هنر غربى حول محورى به نام بشر مى‏چرخد و هیچ‏گاه چشمانش را به افقى بالاتر باز نمى‏کند،[۴۸] اما در هنر نقاشى اسلامى، اعتقادات اسلامى، در نظر گرفته شده و بر اساس توحید سیر مى‏کند و انسان را به سوى خدا سوق مى‏دهد.

هنر نقاشى اسلامى، آمیخته با هنر معمارى و خطاطى، در بناهاى فاخر قرون مختلف اسلام، قابل مشاهده است و نماد پیشرفت مسلمانان در هنر، با مبانى توحیدى مى‏باشد؛ به طورى که مى‏توان اماکن مقدس را معرّف فنون اسلامى در قرون گذشته دانست.

  1. اماکن مذهبى، مواضع گردشگرى فرهنگى‏

جهان‏گردى نیز از ویژگى‏هاى مهم تمدن است که هم با آموزش دانش‏ها و تبادل دیدگاه‏ها و هم با رشد اقتصادى و امنیت اجتماعى در پیوند است. هجرت وقتى تمدن ساز است که با هدف و انگیزه‏اى عالى همراه باشد. دریافت آثار پیشینیان و بهره‏ورى از آن‏ها، با هجرت و گردش‏گرى هدف‏مند، ممکن مى‏شود. اماکن مذهبى بهترین مکان براى نشر فرهنگ اسلام و آشنایى مسلمانان و دیگران با تاریخ اسلام است، که قرآن نیز بر این نوع گردشگرى تأکید دارد.

  1. الف) توصیه قرآن به گردشگرى‏

دیدن ویرانه کاخ‏هاى ستمگران، بناهاى شگفت‏انگیز اهرام مصر، برج بابل، آثار تمدن قوم سبا و صدها مانند آن که در جهان پراکنده‏اند، تأثیر عمیقى در انسان‏ها دارد و آن‏ها را به عبرت گرفتن از عاقبت ظالمان و صالحان وادار مى‏کند، به همین سبب، شاعران نکته‏سنج، هنگامى که در برابر این آثار قرار مى‏گرفتند، تکان شدیدى در روح خود احساس کرده و اشعار شورانگیزى مى‏سرودند.[۴۹]

از این رو قرآن مجید دستور مى‏دهد که مسلمانان در روى زمین به سیر و سیاحت بپردازند و آثار گذشتگان را دیده و از آن عبرت گیرند. اهمیت جهان‏گردى در اسلام زیاد است، اما نه مانند توریست‏هاى هوس‏ران امروز؛ بلکه براى بررسى سرنوشت پیشینیان و مشاهده آثار عظمت خداوند در نقاط مختلف جهان، و این همان چیزى است که قرآن نام آن را «سیر فى الارض» گذارده و طى آیات متعددى به آن دستور داده است، از جمله:

  1. (قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُجْرِمِینَ‏)[۵۰]: بگو بروید در روى زمین گردش کنید سپس بنگرید عاقبت و سرانجام گناهکاران چگونه بوده است.

  2. (قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ‏)[۵۱] بگو در زمین سیر کنید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را به وجود آورده است.

  3. (أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها …)[۵۲] و آیات دیگر

طبق این آیه، این نوع سیر در زمین، قلب را دانا، چشم را بینا و گوش را شنوا مى‏گرداند، و از خمودى و جمود، رهایى مى‏بخشد.[۵۳] با توجه به این آیات اهمیت گردشگرى معنوى و فرهنگى در قرآن فهمیده مى‏شود.

  1. ب) دیدن آثار گذشتگان، هدف گردشگرى در قرآن‏

چنان‏که در آیات مذکور آمده است، از مهم‏ترین اهداف سیر در زمین بر اساس قرآن، دیدن آثار گذشتگان است. این مطلب، اهمیت حفظ اماکن و آثار گذشتگان را مى‏رساند. آثار و مقامات انبیاء: بهترین مواضع براى تذکر زندگى توحیدى ایشان مى‏باشد، به ویژه دیدن آثار و اماکنى که پیامبر (ص) در آن‏ها حضور داشته‏اند، مى‏تواند عالى‏ترین هدف براى مسلمانان، در راستاى عمل به آیات قرآن باشد، چون با دیدن آثار ایشان، از زندگى ساده و الهى آن حضرت درس گرفته و اعتقاداتشان به دین مقدس اسلام تقویت مى‏شود.

در دین اسلام نیز رفتن به مقامات انبیا و صالحان؛ یعنى مکان‏هایى که در آن‏جا اقامت داشته یا خدا را پرستیده‏اند، ولى آن را به‏عنوان مسجد انتخاب نکرده‏اند، دو قول از علماى معروف در این باره وارد شده است:

  1. عده‏اى از این کار نهى کرده و گفته‏اند: نمى‏توان به قصد عبادت، به آن مناطق رفت، مگر این‏که پیامبر (ص) چنین قصدى کرده باشد؛ همان‏گونه که ایشان در مقام ابراهیم (ع) قصد نماز کرد، اما به انگیزه یادآورى تاریخ پیامبر (ص) و عبرت‏گیرى از زندگى ایشان قطعا اشکالى ندارد.

  2. قول بیشتر علماى اسلام، جایز بودن این عمل است، چنان‏که از ابن‏عمر نقل شده که، شایسته مى‏دانست رفتن به اماکنى را که پیامبر (ص) در آن مناطق رفته بود حتى اگر این امر اتفاقى و بدون قصد باشد.[۵۴] سندى خواتیمى مى‏گوید از ابوعبداللَّه سؤال کردیم که حکم فردى که به این اماکن برود چیست؟ گفت: بنابر حدیث عتبان بن مالک که از پیامبر (ص) درخواست کرد تا در خانه‏اش نماز گزارند، تا او بتواند آن‏جا را مصلاى خود قرار دهد[۵۵] و بنابر عمل ابن‏عمر که مواقف و آثار پیامبر (ص) را دنبال مى‏کرد؛ اشکالى ندارد اما مردم در این امر زیاده‏روى مى‏کنند.[۵۶] افراط مردم با آگاهى بخشیدن‏

آن‏ها از بین مى‏رود، نه با تخریب آثار انبیاء:.

  1. ج) نقش اماکن مذهبى در رواج گردشگرى فرهنگى‏

اماکن و آثار تاریخى مذهبى موجود در کشورهاى اسلامى، مى‏تواند جاذبه‏اى باشد براى گردشگران مسلمان و غیر مسلمان، و از این فرصت، مى‏توان براى تبلیغ دین و معرفى فرهنگ والاى اسلام استفاده کرد. از جمله مزایاى وجود اماکن و آثار مذهبى، مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. رونق اقتصادى جامعه مسلمانان، که یکى از ارکان پیشرفت تمدن مى‏باشد.

  2. استفاده فرهنگى، که مسلمانان مى‏توانند با استفاده از این اماکن، فرهنگ‏شان را به غیر مسلمانان معرفى کرده و آن‏ها را با تاریخ و رسومات مسلمانان آشنا کنند.

  3. تبلیغات دینى، که مى‏توان در این مکان‏ها، حقانیت دین اسلام و تعالیم آن را به گوش دیگران رساند.

وجود اماکن مذهبى در یک شهر، زمینه خوبى براى جذب گردشگر و فعالیت‏هاى اقتصادى و فرهنگى و حتى سیاسى را فراهم مى‏آورد که هرکدام از آن‏ها در پیشرفت فرهنگ و تمدن جامعه نقشى اساسى دارند.

  1. شکوفایى و انحطاط تمدن اسلامى‏

محققان براى شکوفایى هر تمدنى، عوامل مختلفى را شمرده‏اند، از جمله: ساختار مناسب اجتماعى، سازمان فعال اقتصادى، توسعه رفاه عمومى و گسترش عدالت و … از جمله علل شکوفایى تمدن‏ها، تعقل و خردگرایى در جامعه مى‏باشد.[۵۷] در مقابل یکى از علت‏هاى انحطاط تمدن‏ها، جمود فکرى و خردگریزى در جوامع، به ویژه دولت‏هاست. بنابراین شکوفایى و انحطاط تمدن‏ها ازجمله تمدن اسلامى در دوران‏هاى گذشته، محصول جریان‏هاى فکرى متعددى بوده است. برخى اندیشمندان دلایل و ریشه‏هاى افول فرهنگ و تفکر اسلامى را به دوره خلافت متوکل عباسى نسبت داده‏اند. این خلیفه‏برخلاف خلفاى قبل از خود، که تمایلات معتزلى، یعنى عقل‏گرایى داشتند، تفکر خردگریزى داشته،[۵۸] و از این رو با انجام کارهاى غیرعاقلانه، زمینه‏هاى انحطاط تمدن جامعه اسلامى را فراهم کرد. یکى از مصادیق عقل‏گریزى که امروزه وهابیت دچارش هستند، تخریب آثار گذشتگان و اماکن تاریخى جهان اسلام مى‏باشد که مقدمه افول تمدن، بلکه باعث از بین رفتن آن مى‏شود؛ در حالى‏که این کار برخلاف رویه عقلاى عالم مى‏باشد، چرا که هر کسى سعى دارد آثار تاریخ و اصالت و هویت خود را حفظ کند.

اگر گفته شود که بعضى از مردم در این اماکن براى عبادت خدا شریک قائل مى‏شوند و دور آن طواف مى‏کنند یا به آن نخ مى‏بندند و قربانى مى‏کنند و نوشته در آن‏جا مى‏افکنند؛ باید پاسخ داد: این اعمال از روى جهل انجام مى‏گیرد، چراکه این افراد ایمان به خدا داشته و اقرار به توحید مى‏کنند، ولى در عمل دچار خطا شده‏اند. آن‏ها باید راهنمایى شوند و این امور نباید منجر به بى‏توجهى به این آثار تاریخى و از بین بردن‏شان شود و چنین دلایلى حجت‏هاى بى‏اساسى است که نزد علما و عقلا غیرقابل‏قبول مى‏باشند؛ زیرا مى‏توان مسائل عارضىِ غیرصحیح را با ممانعت و مراقبت و امر به معروف و نهى از منکر از بین برد. در کنار ارشاد، باید آثار را حفظ کرد و براى حفظ اصالتش و اداى امانتى که جزئى از تاریخ بزرگ امت اسلام و تاریخ پیامبر اکرم (ص) محسوب مى‏شود، توجه به خرج داد.

نتیجه‏

آثار و اماکن مقدس اسلامى در هرجاى جهان، معرف تاریخ امت اسلامى هستند، و متعلق به یک کشور و گروه خاصى نمى‏باشند، این آثار نشان‏گر پیشرفت تمدن اسلامى و تجلى‏گاه تاریخ اسلام و مواضع بروز هنر مسلمانان در طول قرون متمادى مى‏باشند، و از عوامل معرفى و انتقال فرهنگ اصیل دینى به حساب مى‏آیند، از این رو بر مسلمانان در هر جاى جهان لازم است، در حفظ این آثار تلاش کرده و با فرق ضاله‏اى که به بهانه‏هاى واهى قصد از بین بردن تمدن عظیم اسلامى را دارند مقابله کردند.

منابع‏

  1. ابن نجار، محمد بن محمود بن حسن، الدره الثمینه فى أخبار المدینه، تحقیق حسین محمد على شکرى، شرکه دارالأرقم [بى‏تا].

  2. ابن تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه أصحاب الجحیم، تحقیق: ناصر عبد الکریم العقل، چاپ هفتم: دارعالم الکتب، بیروت، ۱۴۱۹ ق.

  3. ابن‏جبیر، محمد بن أحمد، رحله ابن‏جبیر، دار ومکتبه الهلال، بیروت [بى‏تا].

  4. ابن‏خلدون، مقدمه تاریخ، دار المکتبه الهلال، بیروت ۱۹۹۶ م‏

  5. اسلامى فرد، زهرا، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، چاپ اول: دفتر نشر معارف، قم ۱۳۸۹٫

  6. انصارى، مرتضى، کتاب المکاسب، تحقیق لجنه تراث الشیخ الأعظم، چاپ اول: المؤتمر العالمى الشیخ الأنصارى، قم ۱۴۱۵ ق.

  7. بخارى، محمد بن اسماعیل، صحیح البخارى، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، دار طوق النجاه، ۱۴۲۲ ق.

  8. توینبى آرتور، تمدنى در بوته آزمایش، ترجمه صابرى، چاپ اول: امیرکبیر، تهران ۱۳۵۳٫

  9. جان احمدى، فاطمه، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، چاپ اول: دفتر نشر معارف، قم ۱۳۸۶٫

  10. جزیرى، عبد الرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الأربعه، چاپ دوم: دار الکتب العلمیه، بیروت ۱۴۲۴ ق.

  11. جوادى آملى، عبداللّه، سرچشمه اندیشه، نشر اسراء، قم [بى‏تا].

  12. جورجى زیدان، تاریخ التمدن الاسلامى، دار مکتبه الحیاه، بیروت [بى‏تا].

  13. حاکم نیشابورى، محمد بن عبد اللّه، المستدرک على الصحیحین، تحقیق مصطفى عبد القادر عطا، چاپ اول: دار الکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۱ ق.

  14. حجازى، فخر الدین، نقش پیامبران در تمدن انسان، چاپ اول: نشر بعثت، تهران ۱۳۴۹٫

  15. حجّتى، سید محمّدباقر، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، چاپ نهم: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران ۱۳۷۵٫

  16. حلبى، على‏اصغر، تاریخ تمدن اسلام (بررسى‏هایى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى)، چاپ دوم: اساطیر، تهران ۱۳۷۲ ش.

  17. رضوانى، على اصغر، رفتار وهابیان با مسلمانان، چاپ اول: نشر مشعر، تهران ۱۳۹۰٫

  18. سبحانى جعفر، آیین وهابیت، چاپ اول: نشر مشعر، تهران ۱۳۶۴٫

  19. سمهودى، على بن عبد الله بن أحمد حسنى شافعى، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى، چاپ اول: دار الکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۹ ق.

  20. سیوطى، عبد الرحمن بن ابى‏بکر جلال الدین، الدر المنثور، دارالفکر، بیروت [بى‏تا].

  21. شراب، محمد محمد حسن، فرهنگ اعلام جغرافیایى- تاریخى در حدیث و سیره نبوى، تحقیق محمد باقر بهبودى، چاپ اول: نشر مشعر، تهران ۱۳۸۳٫

  22. فیروز آبادى، محمد بن یعقوب، المغانم المطابه فى معالم طابه، تحقیق حمد الجاسر، چاپ اول: دارالیمامه، ریاض ۱۳۸۹ ق.

  23. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، دار الکتب الإسلامیه، تهران ۱۳۶۵ ش.

  24. مجله پگاه حوزه، شماره ۵۷، بهمن ۱۳۸۷٫

  25. مجله فرهنگ کوثر، شماره ۶۳، پاییز ۱۳۸۴٫

  26. مجله مسجد، شماره ۱۱۷، شهریور ۱۳۸۶٫

  27. مرکز تحقیقات حج، مجموعه مقالات هم اندیشى زیارت، چاپ اول: نشر مشعر، تهران ۱۳۸۷٫

  28. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول: دار الکتب الإسلامیه، تهران ۱۳۷۴٫

  29. مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى عربى فارسى، چاپ دوم: نشر اسلامى، تهران ۱۳۷۵٫

  30. موظف رستمى، محمد على، آیین مسجد، انشارات گویه، تهران ۱۳۸۱ ش.

  31. نیشابورى، مسلم بن حجاج بن مسلم، صحیح مسلم، دارالجیل، بیروت [بى‏تا].

  32. ولایتى، على اکبر، فرهنگ و تمدن اسلامى، دفتر نشر معارف، تهران [بى‏تا].

  33. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام، چاپ چهارم: انتشارات انقلاب اسلامى، تهران ۱۳۷۲ ش.

 

 

[۱] * پژوهشگر موسسه تحقیقاتى دارالإعلام لمدرسه اهل‏البیت( علیهم السلام).

[۲] . رضا مهیار، فرهنگ ابجدى عربى فارسى، ص ۲۵۸ ..

[۳] . ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۳٫

[۴] . ابن‏خلدون، مقدمه تاریخ، ص ۲۱۷- ۲۱۸٫

[۵] . على اکبر ولایتى، فرهنگ و تمدن اسلامى، ص ۱۹٫

[۶] . عبد الله جوادى آملى، سرچشمه اندیشه، ج ۵، ص ۲۴۱٫

[۷] . آرتور توینبى، تمدنى در بوته آزمایش، ترجمه صابرى، ص ۲۲ و ۲۰۷٫

[۸] . فخرالدین حجازى، نقش پیامبران در تمدن انسان، ص ۲۵٫٫

[۹] . همان، ص ۵۷٫

[۱۰] . همان، ص ۵۸٫

[۱۱] . بقره، آیه ۲۴۸٫

[۱۲] . جلال الدین سیوطى، الدر المنثور، ج ۱، ص ۷۵۸٫

[۱۳] . نور، آیه ۳۶ ..

[۱۴] . همان، ج ۶، ص ۲۰۳٫

[۱۵] . انعام، آیه ۱۱٫

[۱۶] . بخارى، صحیح البخارى، ج ۱، ص ۹۲، ح ۴۲۵، کتاب الصلوه باب المساجد فى البیوت.

[۱۷] . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج ۶، ص ۱۳۹، ح ۵۵۳۰، کتاب اللباس و الزینه، باب تحریم استعمال اناء الذهب.

[۱۸] . فیروزآبادى، المغانم المطابه فى معالم طابه، ص ۲۶٫

[۱۹] . بخارى، همان، ج ۵، ص ۸۱، ح ۳۹۹۸، کتاب المغازى، بعد از باب شهود الملائکه بدرا.

[۲۰] . مسلم بن حجاج، همان، ج ۷، ص ۷۹، کتاب الفضائل، باب قرب النبى من الناس ..

[۲۱] . ابن‏تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۷۱- ۲۷۲ ..

[۲۲] . ابن‏جبیر، رحله ابن‏جبیر، ص ۱۵۵٫٫

[۲۳] . ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۰۳٫

[۲۴] . على اصغر رضوانى، رفتار وهابیان با مسلمانان، ص ۱۱۲٫٫

[۲۵] . ناصر مکارم شیرازى، همان، ج ۱۸، ص ۶۹٫

[۲۶] . جعفر سبحانى، آیین وهابیت، ص ۵۱٫

[۲۷] . فاطمه جان احمدى، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، ص ۴۳٫٫

[۲۸] . ابن‏نجار، الدره الثمینه فى اخبار المدینه، ص ۹۱٫

[۲۹] . همان ..

[۳۰] . شورى، آیه ۲۳٫

[۳۱] . حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۶۰، ح ۴۷۱۱٫

[۳۲] . محمد محمد حسن شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایى- تاریخى در حدیث و سیره نبوى، ص ۹٫٫

[۳۳] . ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۶۹٫٫

[۳۴] . وجه تسمیه ستونها به این نامها در کتاب وفاء الوفاء، ج ۲، ص ۳۹- ۴۶ آمده است..

[۳۵] . مرکز تحقیقات حج، مجموعه مقالات هم اندیشى زیارت، ج ۲، ص ۹۶۳٫٫

[۳۶] .« هنر اسلامى، در حاشیه یا در متن»، مجله مسجد، شماره ۱۱۷، ص ۶۴ ..

[۳۷] . محمد على موظف رستمى، آئین مسجد، ج ۳، ص ۸۲٫

[۳۸] . جرجى زیدان، تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۵، ص ۶۲۳ ..

[۳۹] . زهرا اسلامى فرد، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، ص ۱۵۱٫

[۴۰] . على‏اصغر حلبى، تاریخ تمدن اسلام، ص ۳۵۵ ..

[۴۱] . علق، آیه ۴٫

[۴۲] . قلم، آیه ۱ ..

[۴۳] . سید محمّدباقر حجّتى، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، ص ۲۱۲٫

[۴۴] . براى اطلاع از کتاب‏خانه‏ها و موزه‏هایى که نسخههاى قرآن به خط ائمه( علیهم السلام) در آن‏ها نگه‏دارى مى‏شوند، مراجعه شود به: سید على نقى میرحسینى« نقش اهل بیت( علیهم السلام) در نگارش قرآن»، مجله فرهنگ کوثر، پاییز ۱۳۸۴، ش ۶۳٫

[۴۵] . شیخ مرتضى انصارى، کتاب المکاسب، ج ۱، ص ۱۸۳٫

[۴۶] . عبدالرحمن بن محمد عوض جزیرى، الفقه على المذاهب الأربعه، ج ۲، ص ۳۹٫

[۴۷] . محمد بن یعقوب کلینى، الکافى، ج ۶، ص ۵۲۶، باب تزویق البیوت ..

[۴۸] . مصطفى نوروزى،« نقش معنا در نقاشى و معمارى اسلامى»، پگاه حوزه، بهمن ۱۳۸۷، ش ۵۷، ص ۶۰٫٫

[۴۹] . مانند« خاقانى» که در قصیده معروف خود، به هنگام اشک ریختن در برابر ایوان مدائن مى‏گوید:

بر دیده من خندى کاینجا ز چه مى‏گرید؟ خندند بر آن دیده کاینجا نشود گریان!

[۵۰] . نمل، آیه ۷۱٫

[۵۱] . عنکبوت، آیه ۲۰٫

[۵۲] . حج، آیه ۴۶٫

[۵۳] . ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۰۴ ..

[۵۴] . ابن‏تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۷۱٫

[۵۵] . بخارى، صحیح البخارى، ج ۱، ص ۹۲، ح ۴۲۵، کتاب الصلوه، باب المساجد فى البیوت.

[۵۶] . ابن‏تیمیه، همان، ص ۲۷۱- ۲۷۲ ..

[۵۷] . فاطمه جان احمدى، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، ص ۳۱ ..

[۵۸] . على اکبر ولایتى، فرهنگ و تمدن اسلامى، ص ۱۵۷ 

منبع:مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۱-۱۱۶۰٫

http://shiastudies.com/fa

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.