نقد و بررسى عملکرد و باورهاى گروهک تروریستى- تکفیرى جندالله‏

4

نقد و بررسى عملکرد و باورهاى گروهک تروریستى- تکفیرى جندالله‏

شریف لک‏زایى*[۱]

رضا لک‏زایى*[۲]*

چکیده‏

در این مقاله عملکرد و باورهاى گروهک تروریستى- تکفیرى موسوم به جندالله به سرکردگى عبدالمالک ریگى که در جنوب شرق کشور ایران- به ویژه در استان سیستان و بلوچستان- دست به ترور و کشتار مردم زده است بررسى و نقد مى‏شود.

در بخش عملکردهاى تروریستى این گروهک؛ از منطقه تاسوکى در شمال استان تا عملیات‏هاى انتحارى کور در تاسوعاى حسینى در جنوب استان در چابهار، تا عملیات انتحارى در زاهدان، در مسجد على بن ابى طالب و مسجد جامع پرداخته مى‏شود.

در بخش اندیشه، باورهاى تروریست‏ها از قبیل مشرک دانستن شیعه، معتقد بودن شیعه به تحریف قرآن، تحریم عزادارى امام حسین، بدعت دانستن عید نوروز، نسبت دادن شهادت امام حسین به شیعه و … بررسى و نقد مى‏شود.

روش مقاله، توصیفى- تحلیلى و بر اساس چارچوب نظرى برگرفته از حدیث نبوى است. سعى شده است که ادعاهاى تروریست‏ها، بر اساس آیات قرآن و روایات اهل سنت نقد شود. از این رو هدف مقاله علاوه بر معرفى اقدامات جنایت کارانه این گروه تروریستى، تأکید بر افتراق عمل و باور آنان از آموزه‏هاى اهل سنت است. ضمن این که بر تناقض عمل آنان با آموزه‏هاى قرآنى و روایى تأکید مى‏شود.

کلیدواژگان: تروریسم، سیستان و بلوچستان، گروه جندالله.

درآمد

به طور کلى جریان‏هاى موجود در جهان اسلام را در سه رده مى‏توان دسته‏بندى کرد: اسلام لائیک با محوریت ترکیه، اسلام تکفیرى با محوریت و حمایت عربستان سعودى و اسلام ناب محمدى با محوریت ایران. تمام گروهک‏هاى تروریستى که داعیه اسلام و مسلمانى دارند و اکنون در نقاط مختلف دنیا از جمله سوریه، عراق، پاکستان، افغانستان و … فعال هستند، ذیل جریان اسلام تکفیرى قرار مى‏گیرند. گروهک تروریستى جندالله که بعدها نامش را به «جنبش مقاومت مردمى ایران» تغییر داد، در جنوب شرق ایران- استان سیستان و بلوچستان- دستش را به خون آحاد مردم از شیعه و سنى آلوده کرده است، داخل همین جریان قرار دارد. البته مى‏توان این سه جریان را با استفاده از جریان‏شناسى جامع و کلان امام خمینى ذیل دو جریان اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمریکایى قرار داد. آنچه این دو اسلام را از هم جدا مى‏کند و مقابل یکدیگر قرار مى‏دهد منافع آمریکا و صهیونیست‏هاست. این یک ملاک مهم است که به افراد قدرت تشخیص مى‏دهد تا راه حقیقى را پیدا کنند و از طرفى با این رویکرد روشن مى‏شود که دشمن اصلى آمریکاست و تکفیرى‏ها دشمن فرعى محسوب مى‏شوند که رهبر انقلاب اسلامى ایران نیز بر آن تأکید داشته و دارد.

آنچه که در این نوشته به آن مى‏پردازیم، موشکافى‏هاى کلامى و تاریخى نیست و فقط بیان عملکرد و سوابق این گروهک نیست، بلکه تلاش مى‏شود تا از یک سو تناقض و تقابل صریح گروهک تروریستى ریگى را با استفاده از دلالت‏هاى مطابقى آموزه‏هاى قرآنى و روایى کتب اهل سنت نشان دهیم و از سوى دیگر نشان دهیم که‏ این گروهک در خدمت منافع شیطان بزرگ است که در راستاى اهداف دشمنان اسلام ناب محمدى (ص) از هیچ جنایتى فروگذار نکرده است.

چارچوب نظرى‏

بر اساس نظریه طبقه‏بندى علوم از نگرگاه امام خمینى، هر سازمان و بلکه هر انسانى حداقل از سه دیدگاه قابل بررسى است: اندیشه، انگیزه و عمل. امام خمینى بر اساس فرمایش حضرت رسول الله که مى‏فرمایند:

«انَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَهٌ آیهٌ مُحْکَمَهٌ وَ فَریضَهٌ عادِلهٌ و سُنَّهٌ قائِمَهٌ

» همانا دانش سه گونه است: آیتى محکم، فریضه‏اى عادله، سنتى استوار»[۳] معتقدند متعلَّق دانش سه مرتبه از مراتب وجود انسان است. در این نظریه بر اساس ساختمان ظاهرى و باطنى وجود انسان و جهان، علوم سه بخش مى‏شوند که البته این سه بخش، سه مرتبه وجودى هستند نه آن که قسیم هم باشند و اگر در وجود انسان یا در عرصه جامعه به گونه‏اى در هم تنیده این سه بخش آشکار شد، آن گاه آن انسان و آن جامعه زندگى الهى را تجربه مى‏کند. حضرت امام در کتاب‏ شرح حدیث‏ این را بحث کرده‏اند.[۴]

سازمان‏هاى تروریستى و از جمله گروهک تروریستى موسوم به جندالله به سرکردگى عبدالمالک ریگى از این امر مستثنا نیست. در این مقاله پس از طرح پیشینه و اقدامات این گروهک، به بررسى و نقد آن از سه دیدگاه مؤلفه‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏پردازیم.

پیشینه و ادبیات بحث‏

غربت خونبار[۵] اولین کتابى بود که در چهلم شهداى فاجعه تروریستى تاسوکى منتشر شد. در این کتاب گزارشى از این حادثه تروریستى از زبان مجروحین، زندگى نامه و تصاویر شهدا، بازتاب این فاجعه در مطبوعات و رسانه‏ها و اشعارى در رثاى شهیدان تاسوکى آمده است. این کتاب ۲۲۱ صفحه‏اى، پاسخى بود به تروریست‏هایى که بعد، به دروغ ادعا کردند، که در واقعه تروریستى تاسوکى در جاده زابل به زاهدان به کاروان مسئولان حمله کرده‏اند؛ چرا که این شهدا مردم کوچه و بازار بودند از کشاورز تا دانشجو.

دومین کتاب، خاطرات یکى از گروگان‏هاى فاجعه تروریستى تاسوکى بود. در این کتاب، به تفصیل آنچه به مدت ۱۵۰ روز بر گروگان‏ها گذشته، آمده است. در این کتاب تناقض‏هاى فکرى و رفتارى تروریست‏ها با آموزه‏هاى دینى و مذهبى که خودشان مدعى آن بودند، نشان داده شده است.[۶]

گروهک عبدالمالک قطعه پازل جنگ نرم‏[۷] نیز از کتاب‏هایى است که فعالیت‏هاى تروریستى این گروهک را در ۱۷۵ صفحه تحلیل و تبیین کرده است. شاید یکى از دلایلى که باعث شده است نویسنده کتاب در چارچوب جنگ نرم، اقدام‏هاى این گروهک را تحلیل کند، جنگ روانى پس از اقدامات تروریستى این گروهک باشد، زیرا ترور در حیطه جنگ سخت قرار دارد نه جنگ نرم. همین نویسنده در کتاب ۱۷۵ صفحه‏اى دیگرى با عنوان‏ مرداب انتحار[۸] عملیات استشهادى را با انتحارى مقایسه کرده است. در این کتاب شخصیت هفت عامل انتحارىِ اخیر در استان سیستان و بلوچستان به همراه شخصیت عبدالمالک ریگى تحلیل شده است. ایشان سپس به تحلیل چهار شخصیتى که عملیات‏هاى استشهادى انجام داده‏اند پرداخته است تا خواننده تفاوت عملیات استشهادى را از انتحارى دریابد. کتاب در چنگال عقاب‏[۹] گزارشى واقعى و مستندگونه از نحوه رهگیرى و فرود هواپیماى حامل عبدالمالک ریگى است که در ۲۳۰ صفحه این مطلب را ضمن درج تصاویر برخى از شهدا بررسى کرده است.

نویسنده دیگرى در مقاله «گروه جندالله نماد افراطگرایى مذهبى در ایران»[۱۰] به عوامل و زمینه‏هاى پیدایش این گروهک و فعالیت‏هاى تروریستى پرداخته است. در این مقاله از عوامل شکل‏گیرى این گروهک تروریستى و تاریخچه آن از آغاز تا دستگیرى ریگى و هم‏چنین ویژگى‏هاى جغرافیایى، ژئوپولوتیک، مواد مخدر، عامل ایدئولوژیک، عوامل بیرونى (بیگانه) و مسائل قومى و مذهبى سخن گفته شده است.[۱۱]

سیماى جمهورى اسلامى ایران نیز با چند فیلم مستند از جنایت‏هاى این گروهک پرده برداشته است و صداى جمهورى اسلامى ایران در شبکه معارف با نمایشى رادیویى با عنوان‏ تاسوکى‏ در چندین قسمت توجهش را به این موضوع نشان داده است. مجمع جهانى اهل بیت هم با اختصاص ویژه نامه شماره ۷۲ ماه نامه‏ گنجینه مجمع‏ در اسفند ۱۳۹۱ تلاش کرد تا از مظلومیت رسانه‏اى شهداى ترور استان سیستان و بلوچستان بکاهد.

آنچه که در این مقاله ملاحظه مى‏کنید نقد و بررسى این گروهک در سه حوزه بینش، گرایش و کنش است که این کار با استناد به آیات قرآن و احادیث پیامبر اعظم- برگرفته از کتب معتبر اهل سنت- صورت گرفته است. چنین کارى در هیچ یک از آثار پیش گفته انجام نشده است. این موضوع به ویژه با تداوم اقدامات تروریستى این‏ جریان تکفیرى و تروریستى نیازمند بررسى است تا زمینه‏هاى ناگفته‏اى از کارهاى جنایت کارانه این گروه‏هاى تروریستى و تکفیرى بازنمایى شود و حداقل تأکید شود که راه این گروه‏ها از راه مسلمانان جداست و عمل و فکر آن‏ها مبتنى بر آموزه‏هاى اسلامى نیست.

تأملى در عمق باورها

گروهک تروریستى جندالله در بُعدِ اندیشه که حوزه تفکر و باور است، داراى اعتقاداتى است که در نتیجه آن، فضاى زیست مسلمانى شیعیان با اهل سنت را مخدوش و با اختلال مواجه مى‏سازد.

اعضاى این گروه تروریستى و تکفیرى، معتقد به کفر شیعیان است و کسى که حتى در کفر شیعه هم تردید کند کافر است. از نظر این گروه، به قتل رساندن چند شیعه هم ثواب زیادى دارد و هم مسیرِ رفتن به بهشت را هموار مى‏کند. توسل و رفتن به زیارت قبور امامان و امام‏زادگان شرک است. هدف امام حسین امر به معروف نبوده، بلکه دست یافتن به حکومت چند روزه دنیا بوده است و متأسفانه یزید، با به شهادت رساندن ایشان مرتکب فسق شد. امام زمان به دنیا نیامده است. گاهى به گروگان‏ها مى‏گفتند این امام زمان شما کجاست تا سوار بر اسب سفید براى نجات شما بیاید.

از سویى معتقد بودند که قرآن تحریف نشده است و بر این باور بودند که شیعه معتقد به تحریف قرآن است. عزادارى و گفتن یا حسین و اضافه نمودن یاى منادا قبل از هر اسم دیگرى به جز «یا الله» شرک است. البته اگر انسانى را که داراى حیات ظاهرى است، مورد خطاب قرار بدهید، این شرک محسوب نمى‏شود. در این مقاله به بررسى همه این ادعاها نمى‏پردازیم اما به طور کلى پاسخ‏هاى این شبهات را مى‏دهیم تا براى کسانى که به دنبال حقیقت باشند، راه را روشن‏تر نماید.[۱۲]

پرسش کلیدى این است که آیا گوینده «لااله الا الله» مسلمان است یا خیر؟ براى پاسخ به این پرسش به حدیثى از حضرت رسول توسل مى‏جوییم:

اخبرنا یونس بن عبدالاعلى و الحرث بن مسکین قراءه علیه و انا اسمع عن ابن‏وهب قال اخبرنى یونس عن ابن‏شهاب قال حدثنى سعید بن المسیّب أنّ أبا هریره أخبره أن رسول الله صلى الله علیه و سلم، قال أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لاإله إلا الله فمن قال لاإله إلا الله عصم منی ماله و نفسه إلا بحقه و حسابه على الله؛[۱۳]

من مأمورم با کفار بجنگم تا این که لااله الا الله بگویند. هر کس گفت لااله الا الله از طرف من مال و جانش محفوظ است، مگر به سبب حقى که بر [گردن‏] او مى‏آید و حسابش با خداست.

بر اساس این حدیث که در کتاب‏ سنن نسائى‏ آمده، گوینده «لااله الا الله» مسلمان است و جان و مالش در امان است و کسى حق تعرض به او ندارد مگر در صورتى که آن مسلمان جرمى مرتکب شود؛ مثلًا کسى را به ناحق بکشد و اولیاى دم خواستار قصاص شوند که در این جا حکم خدا که همان قصاص است باید جارى شود. نکته ظریفى که در این حدیث وجود دارد این است که پیامبر نمى‏فرماید گوینده «لااله الا الله» کافر یا مشرک مى‏شود بلکه گویا این طور مى‏فرماید که وقتى کسى «لااله الا الله» گفت جان و مالش در امان است؛ بعد هم که جرمى مرتکب شد از دایره اسلام بیرون نمى‏رود و باید حکم خدا را بر او اجرا کرد، مگر این‏که جرمش ارتداد و انکار قول «لا اله الا الله» و بیرون رفتن از دین باشد.

در سنن ابن‏داوود همین حدیث با اندک تفاوتى این گونه نقل شده است:

حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَهَ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ قَال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا مَنَعُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى.[۱۴]

این حدیث شریف را تطبیق مى‏دهیم بر شهداى مسجد على بن ابى طالب که در حال نماز با انفجار انتحارى به شهادت رسیدند،[۱۵] یا بر راننده‏هاى تاکسى بى‏گناه و بى‏دفاع که با فریب، ربوده و به دار آویخته شدند، یا شهداى تاسوعاى چابهار که در حال عزادارى بر سالار شهیدان به شهادت رسیدند، یا بر نوزاد دو ماهه- ثنا پردل- و ده دانش‏آموز ده، دوازده ساله شهداى تاسوعاى چابهار تطبیق بدهیم. و دیگر کودکانى‏ که هنوز به سنّ تکلیف نرسیده بودند و تکلیفى متوجهشان نبوده است. بنابراین، گروهک تروریستى تکفیرى موسوم به جندالله، اعتقادى خلافِ اعتقاد پیامبر رحمت و رسول مهربانى‏ها داشته است و بر اساس آن عمل کرده و خون گویندگان و معتقدان به لا اله الا الله را به ناحق ریخته است.

در این جا لازم است که متن فتواى یکى از علماى شیعه را که در همین باره است، نقل کنیم:

بسمه تعالى‏

 

ما جمعى هستیم ساکن در محلى که اهل سنت زندگى مى‏کنند و آن‏ها ما را کافر مى‏دانند و مى‏گویند شیعه کافر است. در این صورت آیا ما هم مى‏توانیم با آن‏ها معامله به مثل کنیم و همان طورى که آن‏ها ما را کافر مى‏دانند ما هم با آن‏ها معامله کفار کنیم. مستدعى است وظیفه شرعى ما را در مقابل این حملات بیان کنید. امضا: جمعى از مؤمنین.

آیت الله العظمى وحید خراسانى در پاسخ چنین مرقوم فرموده است:

بسم الله الرحمن الرحیم‏

 

هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیا (ص) بدهد مسلمان است، و جان و عِرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسى که پیرو مذهب جعفرى است محترم است. و وظیفه شرعى شما آن است که با گوینده شهادتین هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آن‏ها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید، اگر کسى از آن‏ها مریض شد به عیادت او بروید، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید، و اگر حاجتى به شما داشت حاجت او را برآورید، و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: (وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏)[۱۶] و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود:(وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً)[۱۷] و السلام علیکم و رحمه الله.[۱۸]

آنچه در این فتوا بر آن تأکید مى‏کنیم این آیه از قرآن کریم است:

(لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً)

و به کسى که نزد شما [اظهارِ] اسلام مى‏کند نگویید: تو مؤمن نیستى.»[۱۹]

چنان که روشن است آیه مى‏فرماید به کسى که اظهار اسلام مى‏کند و خود را مسلمان مى‏داند و شهادتین را بر زبان جارى مى‏کند، نگویید که تو مؤمن نیستى. روشن است که این آیه به تنهایى، یک دلیل قرآنى در کنار ادله روایى محسوب مى‏شود.

پرسش دیگر این است که: آیا نباید شهروندان و هم‏وطنان ایرانى از رهبر و یا اولى الامر خویش اطاعت کنند؟ در حدیثى که در سنن ابن‏ماجهاز رسول خدا نقل شده، چنین مى‏خوانیم:

… عن ابى هریره قال: قال رسول الله من اطاعنى فقد اطاع الله و من عصانى فقد عصى الله و من اطاع الامام فقد اطاعنى و من عصى الامام فقد عصانى؛[۲۰]

هر کس از من اطاعت کند، از خداوند اطاعت کرده است و هر کس از من نافرمانى کند، خدا را نافرمانى کرده است و هر کس امام را اطاعت کند، از من اطاعت کرده است و هر کس از امام اطاعت نکند، از من اطاعت نکرده است.

بنابراین اگر شخص یا تشکیلاتى این حدیث حضرت ختمى مرتبت را خوانده و دانسته باشد، هیچ گاه با دشمنِ کشور متحد نمى‏شود و دست به سلاح نمى‏برد و علیه‏ هموطنان نظامى و غیرنظامى خویش جنایت نمى‏کند. این سخن، جداى از برخى نظریه‏هاى سیاسى تعداى از متفکران اهل سنت؛ مثل فضل الله بن روزبهان خنجى است که معتقدند از حاکم ظالم که به زور حکومت را به دست آورده است باید اطاعت کرد، چرا که‏ «الحقُّ لِمَن غَلَب» که وارد آن وادى نمى‏شویم.[۲۱]

تأملى در مبانى اخلاقى‏

در بُعدِ انگیزه که حوزه اخلاق است از سخنان رهبر انقلاب اسلامى، امام خمینى، بهره مى‏گیریم. ایشان در بحث انسان‏شناسى که در کتاب‏ شرح جنود عقل و جهل‏ مطرح کرده، معتقد است در وجود انسان چهار قوه فعال است: شهویه، غضبیه، وهمیه یا شیطنت و عاقله. این چهار نیرو بر سر به دست آوردن ریاست بدن، با یکدیگر نزاع دارند. هر کدام از این قوا که ریاست را به دست گرفت، طبیعتاً سایر قوا تابع او مى‏شوند. براى مثال کسانى که قوه غضبیه رئیس‏شان شده است، سایر قوا را تحت الشعاع و زیر سلطه خود قرار مى‏دهد. نمونه‏هاى آن هم در طول تاریخ زیاد است؛ مانند هیتلر، صدام، چنگیز و ….

این گونه افراد، از ارتکاب جنایت دچار عذاب وجدان نمى‏شوند، بلکه احساس رضایت مى‏کنند، چون در دستگاه وجودى‏شان، قوه غضبیه ریاست را برعهده دارد و در ایجاد گرایش‏ها، رفتارها و باورها تأثیر خود را مى‏گذارد. در مقابل، چه کسى دچار عذاب وجدان مى‏شود؟ کسى که قوه عاقله حاکم بر وجود او باشد و به حکم عقل، به خیر و شر امور دنیایى و آخرتى توجه کند، ولى کسى که درنده خویى بر او حاکم باشد، از درنده خویى خوشحال هم مى‏شود. شاید به لحاظ فلسفى به این شکل بتوان به این سؤال پاسخ داد. طبیعتاً مسائل دیگرى نیز مزید بر علت است.

اما چرا یک قوه خاص، مثلًا قوه غضبیه در یک فرد شکوفا مى‏شود و اداره وجود آدمى را بر عهده مى‏گیرد. نقش مسائل تربیتى این جا آشکار مى‏شود و از طرف دیگرتربیت در خلأ شکل نمى‏گیرد بلکه بر اساس اندیشه است که شاکله گرایش آدمى ساخته شود. پس تربیت که مبتنى بر اندیشه و اعتقاد و باور است، ساختار انگیزه انسان مى‏شود.

اکنون نوبت آن است که این سخنان را به کار بندیم. مالک ریگى در اعترافاتش چنین مى‏گوید:

من فکر مى‏کردم که شیعیان کافرند، العیاذ بالله. مثلًا شیعه مسلمان نیست؛ خب! قلبم کور شده بود ولى آن تعصبات غلط، آن تعصبات، آن جمود سبب مى‏شوند که انسان حتى یک جنایت بسیار بزرگى را مى‏کند و بعد خوش هم هست. خوشحال هم مى‏شود که من مثلًا خدا را راضى کردم و به خدا رسیدم و تقرب حاصل کردم. و اگر بشود هر انسانى که حرف مرا مى‏شنود از دوست و غیر دوست، از نزدیک و دور، هر نوع تعصبى را کنار بگذارد همه کارها آسان مى‏شود و دیگر مى‏داند که این کار خطا بوده و این کار خطا نبوده است. من وقتى این جا آمدم [زندان‏]، برخورد دوستان و بچه‏هاى این جا را با خودم دیدم، خود به خود آن تعصبات شکست و بعضى وقت‏ها فکر مى‏کردم که‏اى کاش من را در همان روزهاى اول [کتک‏] مى‏زدند که در آن ذهنیتى که دارم بمانم و مى‏گفتم در آن موقع درست است که جسم من ضربه مى‏دید اما با همان تصوراتى که قبلًا داشتم مى‏ماندم ولى وقتى که اخلاق و رفتار خوب این‏ها را دیدم که نمى‏توانست تصنعى باشد چرا که بالاخره تأثیر تصنعى در یک لحظه یا در یک ساعت است؛ ولى با یک شخص نشستیم و غذا خوردیم، با همدیگر صحبت کردیم، با همدیگر خندیدیم و اصلًا در آن روزهاى اول بزرگ‏ترین شکنجه روى من همین بود که چرا این‏ها با من این طور برخورد مى‏کنند؟! یا این‏که با خودم مى‏نشستم تلقین مى‏کردم که این‏ها همه‏اش تصنعى است ولى نمى‏توانستم خودم را قانع کنم و اولین چیزى که از بین رفت به نظرمن آن تعصب بود. وقتى تعصب از بین مى‏رود، انسان تمام جریانات را راحت مى‏تواند بفهمد. اصلًا فهم مسئله، مشکل پیدا نمى‏کند.[۲۲]

در این عبارت‏ها به خوبى مى‏توان تأثیر عنصر شناخت و اندیشه را بر اخلاق و رفتارِ این تروریست مشاهده کرد. «تعصب غلط» چندین بار تکرار مى‏شود، تعصبى که قلب را کور و اندیشه و بینش و شناخت او را دچار اختلال کرده و وقتى شناخت با درهم شکستن تعصب حاصل مى‏شود، به خدا پناه مى‏برد که شیعه را کافر دانسته است.

بنابراین، در این گروهک، قوه غضبیه حرف اول را مى‏زده است، گرچه پندارشان این بوده که این قوه عاقله است که ریاست دارد. اعتقادى هم که شکل گرفته مبتنى بر تعصب بوده است، نه شناخت صحیح. به ناچار تعصب کور و غلط که آمد کبر، دروغ، اعتماد به نفس کاذب و دیگر رذیلت‏هاى اخلاقى را هم به دنبال دارد؛ براى مثال در واقعه تروریستى تاسوکى در ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ که در آن عده‏اى از انسان‏هاى بى‏گناه و بى‏دفاع طلبه، دانشجو، دانش‏آموز، کاسب و … به شهادت رسیدند، این‏گروهک مدعى شد که به کاروانى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران حمله کرده است! در صورتى که راست‏گویى در تمامى ادیان تأکید شده است و مؤمن و ملحد، راست گفتن را عملى نیک و انسانى مى‏دانند. از بررسى دیگر رذیلت‏هاى اخلاقى و جنود جهل که در این جا صف کشیده‏اند، به دلیل اختصار صرف نظر مى‏کنیم و خوانندگان را به کتاب‏ تاسوکى؛ خاطرات یک گروگان‏ ارجاع مى‏دهیم.

تأملى در عرصه رفتارها

آنچه در حوزه رفتارى مطلوب است این است که رفتار انسان مطابق موازین شرعى و آیات و روایات باشد. در حوزه رفتارى، افراد این گروهک در یک سطح نبودند ولى نماز جماعت مى‏خواندند. برخى از آن‏ها بعد از نماز سوره یس یا سوره رحمان مى‏خواندند. تعدادى از آن‏ها حافظ برخى از سوره‏ها و آیات قرآن بودند. آن‏ها

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۱، ص: ۳۸۹

اقدام‏هاى تروریستى و شرارت آمیزشان علیه هموطنان را جهاد و خود را مجاهد مى‏دانستند. رفتارهاى شیعیان از جمله عزادارى سالار شهیدان را به شدت نکوهش مى‏کردند و کاملًا مخالف با روضه خوانى و سینه زنى بودند. معتقد بودند که مى‏توان از اسرائیل و آمریکا پول گرفت و آن پول را در راه جهاد هزینه کرد.[۲۳] عبدالمالک ریگى بعد از دستگیرى اعتراف کرد که از ناتو چند هزار دلار دریافت کرده است. مى‏گفتند سنت رسول الله این است که در جهاد، زنان، کودکان و پیرمردها را نمى‏کشته است، از این رو ما هم در تاسوکى به این افراد کارى نداشتیم؛ در حالى که در موارد متعددى این گروهک موجب شهادت کودکان و زنان شده است؛ از جمله در هفتم خرداد ۱۳۸۸ در مسجد على بن ابى طالب شهرستان زاهدان، دربیست و چهارم تیر ۱۳۸۹ در مسجد جامع‏[۲۴] شهرستان زاهدان، در ۲۶ مهر ۱۳۸۸ در شهرستان پیشین،[۲۵] در چابهار در تاسوعاى ۱۳۸۹ و …. در موارد گفته شده، این گروهک تروریست زنان، کودکان و کهن سالان را به خاک و خون کشیدند و سنت نبوى را که قائل به آن بودند، نقض کردند.

آیا مى‏توان از مشرک پول گرفت و با آن پول جهاد کرد؟ پاسخ را از کلام پیامبر اکرم در سنن ابن‏ماجه‏ مى‏شنویم:

«إنا لانستعین بمشرکٍ؛

ما از مشرک یارى نمى‏طلبیم‏.»[۲۶]

شاید از این که” مشرک” نکره آمده بتوان استظهار سالبه کلیه کرد و گفت پیامبر فرموده‏اند ما از هیچ مشرکى، کمک نمى‏خواهیم؛ و از این‏که فرموده‏اند «ما» و نه من، استظهار کنیم که هر کس محمدى منش و پیرو اسلام ناب است به پیامبر اقتدا مى‏کند؛ گویى پیامبر فرموده‏اند ما مسلمانان از هیچ مشرکى، کمکى نمى‏خواهیم.

اکنون باید بررسى کنیم آیا این گروهک از مشرکین یارى طلبیده‏اند یا خیر. براى یافتن پاسخ، اعترافات برادر مالک ریگى را مرور مى‏کنیم:

منابع درآمدى گروه، هزینه‏هاى سفرهاى عبدالمالک، سیستم‏هاى ماهواره‏اى، تجهیزات نظامى، تأمین مربى و استاد براى آموزش، ایجاد پایگاه و دفاتر در دبى، امارات، لندن و آمریکا، ماهواره‏هاى خبرى و پوشش‏هاى ماهواره‏اى، گوشى‏هاى ماهواره‏اى و شارژ آن‏ها با دلار رایگان و سایر امکانات، مستقیماً از آمریکا تأمین مى‏شد.[۲۷]

مایلیم بر چند کلمه «مستقیماً از آمریکا» تأکید کنیم و علاوه بر حدیث نبوى، بگوییم که آمریکا از برخى اسلام‏ها حمایت مى‏کند، اسلامى که امام خمینى آن را اسلام آمریکایى نامید.

این گروهک که از امکانات آمریکا بهره برده، دستش به خون زنان و کودکان آغشته است؛ حال آن که پیامبر رحمت از کشتن زنان و کودکان به وضوح نهى فرموده‏اند و در صحیح بخارى‏ است چنین آمده که:

اسحاق بن ابراهیم قال قلت لاب اسامه: حدثکم عبیدالله عن نافع عن ابن‏عمر رضى الله عنهما قال وجدت امراه مقتوله فى بعض مغازى رسول الله (ص) فنهى رسول الله (ص) عن قتل النساء و الصبیان.[۲۸]

حال آن که ریگى به برادرش دستور مى‏دهد که همسر خودش را به قتل برساند و او همسرش خانم فائزه منصورى را که مادر سه فرزند- یک پسر و دو دختر دو قلو- است در خواب به ضرب گلوله مى‏کشد.[۲۹] کاملًا واضح است که دستور عبدالمالک‏ ریگى در چه نسبتى با فرمایش پیامبر قرار دارد و روشن مى‏شود که وقتى امام خمینى از اسلام آمریکایى نام مى‏برد این عنوان چه طور مصادیق خودش را در آینده‏هاى دور و نزدیک و در طول تاریخ پیدا مى‏کند.

آنچه باید بر آن تأکید کنیم این است که سنت رسول الله به عنوان یک اصل ثابت رفتارى توسط این گروهک به رسمیت شناخته نمى‏شود؛ مثلًا وقتى یکى از گروگان‏ها به حدیثى در کتابى که خودشان در اختیار گروگان‏ها قرار داده‏اند، استناد مى‏کند، پاسخ مى‏شنود که از این چیزها زیاد مى‏نویسند و لحظاتى بعد کتاب را از دست رس گروگان‏ها خارج کرده و پس مى‏گیرند.[۳۰] نمونه دیگر زمانى است که یکى از گروگان‏ها مى‏پرسد: این رفیق شما چرا از ما این قدر کار مى‏کشد؟ مگر نگفتید که سنت رسو ل الله این بوده که از اسیر کار نمى‏کشیده است؟ پاسخ مى‏شنود که هر کدام از ما قانون خودش را دارد.[۳۱]

همه مسلمانان مى‏دانند که ماه محرم ماه حرام است و جهاد در آن حرام اعلام شده است. قرآن صریحاً مى‏فرماید:

(إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ‏)

در حقیقت شمار ماه‏ها (ى قمرى) نزد خداوند (در علم ازلى و لوح محفوظ او) دوازده ماه است که در کتاب خدا (جهان هستى که کتاب تکوینى است) از روزى که آسمان‏ها و این زمین را آفریده ثابت و محقق است (و از کیفیت تنظیم کره زمین و ماه در منظومه شمسى نشأت یافته)، چهار ماه از آن‏ها (رجب، ذى قعده، ذى حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آن‏ها حرام است) این دستور آیینى است استوار و پایدار، پس در این ماه‏ها (با شکستن حرمت آن‏ها و جنگ با یکدیگر) بر خود ستم مکنید.[۳۲]

مدعیان عمل به قرآن، در ماه محرم که جنگ- و نه دفاع- در آن حرام است، در تاسوعاى حسینى ۱۳۸۹ در شهرستان چابهار حدود چهل نفر از هم‏وطنان را در اقدامى انتحارى به شهادت رساندند و مرتکب جنایت شد و به فرمایش خداوند عمل نکردند. در میان این چهل نفر و اگر دقیق‏تر بگوییم این ۳۹ نفر، یک کودک چهارساله و یک نوزاد دو ماهه و هفت خانم و ده دانش آموز بودند.

این گروهک مدعى بود که گروه‏هایى در ایران به ما ظلم کرده‏اند و به همین دلیل ما به جاى آمریکا و صهیونیست با ایران مبارزه مى‏کنیم، در صورتى که قرآن مى‏فرماید: اگر گروهى به شما ظلم کردند، شما به عدالت رفتار کنید و ظلم نکنید:

(وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلَّا تَعْدِلُوا)؛

دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند.[۳۳]

حال کسانى که به قرآن معتقدند و این آیه را قبول دارند، ما هم فرض مى‏گیریم که نهادى هم به آن‏ها ظلم کرده است، در این فرض- که به درستى و نادرستى‏اش کارى نداریم- مردم عادى چه گناهى کرده‏اند که به خاک و خون کشیده مى‏شوند؟! این هم نکته دیگرى است که نشان مى‏دهد این گروهک برخلاف قرآن عمل کرده است. نباید فراموش کرد که خون دانش آموزها و پیران اهل سنت آمیخته با خون نوزادها، کودکان و پیران شیعه توسط این گروهک ریخته شد.[۳۴]

قرآن مى‏فرماید:

 (فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ)؛

مشرک‏ها را هر جا که یافتید بکشید (در داخل حرم و بیرون آن، در ماه‏هاى حرام و خارج آن) و آن‏ها را دستگیر نمایید و در محاصره قرار دهید و برایشان در هر کمین گاهى بنشینید.)[۳۵]

یعنى مشرک‏ها را هر کجا یافتید با آنان بجگید. در این جا باید تفاوت کافر حربى و غیرحربى را توضیح داد و گفت آیه در مقام بیان حکم چه کسانى است و یا سخن از مشرک هایى است که مسلمان‏ها با آن‏ها پیمانى امضا کرده و آن را نقض کرده‏اند که ما از آن مى‏گذریم، آنچه به بحث ما مربوط است ادامه آیه است:

(فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏)؛

پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و زکات دادند راهشان را بازگذارید، که همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.[۳۶]

غایت قتال در این آیه توبه، اقامه نماز و دادنِ زکات تعبیر شده حال آن که اگر مصداق این آیه را شیعه بدانیم که این گروهک این طور مى‏گوید، این که تحصیل حاصل است! چون شیعه همه این کارها را انجام مى‏دهد؛ یعنى هم نماز مى‏خواند و هم زکات مى‏دهد. از سوى دیگر، وقتى عده‏اى نماز مى‏خوانند، زکات مى‏دهند و در مسجد در حال عبادت هستند، یا در جاده در حال تردد، یا در خیابان- شیعه و سنى- در حال عزادارى براى فرزند پیامبر و یا در بانک مشغول انجام خدمت به مردم مى‏باشند، این آیه بر این افراد چه طور دلالت مى‏کند؟ آیا وجدان هر انسان آزاده‏اى شهادت نمى‏دهد که مصداق بارز این آیه رژیم غاصب صهیونیستى است؟ در این جا بار دیگر تعصب است که در عدم درک آیه‏هاى قرآن خود را نشان مى‏دهد. از طرف دیگر گفته شد که پیامبر مى‏فرمایند گوینده «لا اله الا الله» مسلمان و در امان است.

خاتمه‏

از آنچه گذشت مى‏توان دریافت که گروهک تروریستى تکفیرى و شرورِ به اصطلاح جندالله و یاوران آن‏ها و دیگر گروهک‏هاى تروریستى تکفیرى، نه در حوزه باورها، اعتقادات صحیح دارند و نه در حوزه اخلاق و عمل داراى رفتار شایسته و مبتنى بر قرآن و شریعت هستند. به برخى از نمونه‏ها که از مشاهدات عینى بود در متن اشاره شد. از این رو مى‏توان به اهداف اختلاف افکنانه و انگیزه‏هاى غیر الهى آن‏ها پى برد. انگیزه‏هایى که در پرتو حمایت از قومى خاص تبلور یافته است، در حالى که خواسته‏هاى دشمنان این مرز و بوم را اجرا مى‏کند.

در جمع‏بندى و نتیجه‏گیرى نهایى شاید بتوان گفت ایجاد این گروهک تروریستى و دیگر گروهک‏ها براى مشغول کردن مسلمان‏ها و غفلت از دشمن‏هاى اصلى ملت‏هاى اسلامى است. به طور قطع منافع اقدامات چنین گروه‏هایى نه براى خود آن‏ها و نه براى جوامع مسلمان است، بلکه براى کسانى است که هیچ نسبتى با اسلام و مسلمان‏ها ندارند و در اندیشه غارت منابع آنان هستند. روشن است که فقر فرهنگى و اقتصادى و به ویژه باورهاى نادرست اعتقادى عامل جذب افراد به این گروه‏ها است.

منابع:

  1. قرآن کریم‏

  2. اسماعیلى، حمیدرضا (به کوشش)، تروریسم در ایران معاصر (مطالعه موردى پس از انقلاب اسلامى)، مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى سیاسى، تهران ۱۳۹۰

  3. بخارى، ابى عبدالله محمدبن اسماعیل، صحیح بخارى، بیروت، دارالمعرفه، [بى تا].

  4. خنجى، فضل الله بن روزبهان، سلوک الملوک، به تصحیح و با مقدمه محمد على موحد، خوارزمى، تهران ۱۳۶۲٫

  5. قاسمى، فاطمه و اربابى، یونس، گلدسته‏هاى خونین، شاملو، مشهد ۱۳۹۰٫

  6. قاضى میرسعید، سید حکمت (به کوشش)، در چنگال عقاب، نشر مکعب، تهران ۱۳۹۰٫

  7. قزوینى، حافظ ابى‏عبدالله محمد بن یزید، سنن ابن‏ماجه، تعلیق محمدفؤاد عبدالباقى، [بى‏نا، بى‏جا، بى‏تا].

  8. کیخا، علیرضا، گروهک عبدالمالک قطعه پازل جنگ نرم، سپهر آذین، قم ۱۳۸۹٫

۹٫-، مرداب انتحار، سپهر آذین، قم ۱۳۹۱٫

  1. لک‏زایى، رضا، تاسوکى؛ خاطرات یک گروگان، چاپ چهارم، بوستان کتاب، قم ۱۳۹۱٫

۱۱٫-، حبیب دلها، دفتر دوم، ابناء الرسول، تهران ۱۳۹۲٫

۱۲٫-، حبیب دلها، دفتر چهارم، ابناء الرسول، تهران ۱۳۹۲٫

  1. سایت بنیاد هابیلیان، ویژه‏نامه شهداى تاسوکى، بخش اعترافات، ملاحظه شده در ۲۶/ ۱۲/ ۱۳۹۲٫

  2. محمدى، مصطفى، شهیدان همبستگى: سرگذشتى از سرلشکر پاسدار شهید نورعلى شوشترى و دیگر شهیدان فاجعه تروریستى مهرماه ۱۳۸۸ منادیان وحدت، امنیت، خدمت، دفتر اول، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، نمایندگى ولى فقیه، معاونت روابط عمومى و انتشارات، ۱۳۹۰٫

  3. اعضاى کمیته علمى ستاد یادواره شهداى تاسوکى سیستان، غربت خونبار، دستان، تهران ۱۳۸۵٫

  4. ماهنامه گنجینه (وابسته به مجمع جهانى اهل بیت:)، شماره ۷۲، اسفند ۱۳۹۱٫

  5. مؤسسه عرشیان کویر تاسوکى و مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى، حبیب دلها (نرم افزار)، قم ۱۳۹۲٫

  6. https:// www. islamware. com/ app/ hadith/ 4/ 411/

  7. http:// www. tabnak. ir/ pages/? cid/ 38352

http:// www. tasooki. com/ index. php? option/ com content task/ view id/ 257 Itemid/ 24

 

 

[۱] استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى؛sharif lakzaee @yahoo .com

[۲] پژوهشگر پژوهشگاه بین المللى جامعه المصطفى- صلوات الله علیه و آله- العالمیه؛rlakzaee @gmail .com ؛ گفتنى است که وى به مدت پنج ماه گروگان گروهک تروریستى جندالله بوده است و وقایع این پنج ماه را در کتابى با عنوان” تاسوکى؛ خاطرات یک گروگان”( چاپ چهارم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۱) منتشر نموده است ..

[۳] . کلینى، اصول کافى، ج ۱، ص ۳۷، حدیث ۱٫

[۴] . امام خمینى، چهل حدیث، حدیث بیست و چهارم، ص ۳۸۴٫

[۵] . اعضاى کمیته علمى ستاد یادواره شهداى تاسوکى سیستان، غربت خونبار ..

[۶] . رضا لکزایى، تاسوکى. خاطرات یک گروگان.

[۷] . علیرضا کیخا، گروهک عبدالمالک قطعه پازل جنگ نرم.

[۸] . علیرضا کیخا، مرداب انتحار ..

[۹] . سید حکمت قاضى میرسعید( به کوشش)، در چنگال عقاب. گزارشى واقعى و مستند از نحوه رهگیرى و فرود هواپیماى حامل عبدالمالک ریگى.

[۱۰] . براى مطالعه این مقاله ر. ک.

http:// www. tasooki. com/ index. php? option/ com content task/ view id/ 257 Itemid/ 24

[۱۱] . همچنین براى مطالعه این مقاله ر. ک.« گروه جند الله نماد افراطگرایى مذهبى در ایران»، محسن ساجدى، در گفتار نهم کتاب تروریسم در ایران معاصر( مطالعه موردى پس از انقلاب اسلامى)، به کوشش حمیدرضا اسماعیلى، ص ۲۳۹ ..

[۱۲] . این باورها را نگارنده در ایامى که در گروگان این گروهک تروریستى بود بارها از زبان اعضاى آن شنیده است. براى تفصیل بیشتر ر. ک. تاسوکى. خاطرات یک گروگان، پیشین.

[۱۳] . سنن النسائى، ج ۶،( باب وجوب الجهاد)، بشرح الحافظ جلال الدین السیوطى و حاشیه الامام السندى، ص ۵ ۴ ..

[۱۴] . حدیث ۲۲۷۰ به نقل از.https ://www .islamware .com /app /hadith /4 /411 /؛ ملاحظه شده در تاریخ. ۱۳/ ۲/ ۱۳۹۳٫ در این باره احادیث دیگرى هم هست که مى‏توانید به همین آدرس مراجعه کنید.

[۱۵] . براى مطالعه راجع به جزئیات این فاجعه تروریستى و زندگى‏نامه شهدا ر. ک. فاطمه قاسمى و یونس اربابى، گلدسته‏هاى خونین، مشهد، نشر شاملو، ۱۳۹۰٫٫

[۱۶] . مائده، آیه ۸ ..

[۱۷] . نسا، آیه ۹۴٫

[۱۸] . به نقل از سایت تابناک.http ://www .tabnak .ir /pages /?cid /38352 ؛ ملاحظه شده در تاریخ. ۱۳/ ۲/ ۱۳۹۳٫

[۱۹] . نسا، آیه ۹۴٫

[۲۰] . الحافظ أبى عبدالله محمد بن یزید القزوینى، سنن ابن‏ماجه،، علّق علیه محمدفؤاد عبدالباقى، الجزء الثانى، کتاب الجهاد، باب ۳۹، حدیث ۲۸۵۹، ص ۹۵۴٫٫

[۲۱] . ر. ک. فضل الله بن روزبهان خنجى، سلوک الملوک، به تصحیح و با مقدمه. محمدعلى موحد ..

[۲۲] . ر. ک. سایت بنیاد هابیلیان، ویژه نامه شهداى تاسوکى، بخش اعترافات، ملاحظه شده در ۲۶/ ۱۲/ ۱۳۹۲ ..

[۲۳] . ر. ک. مصاحبه رضا لک زایى با پگاه حوزه با عنوان امید به تقریب، شماره ۲۰۳، ص ۱۴ به بعد.

[۲۴] . براى مطالعه راجع به جزئیات فاجعه تروریستى انتحارى مسجد على بن ابى‏طالب و مسجد جامع و زندگى‏نامه شهدا ر. ک. گلدسته‏هاى خونین، فاطمه قاسمى و یونس اربابى.

[۲۵] . براى مطالعه بیشتر. ر. ک. شهیدان همبستگى. سرگذشتى از سرلشکر پاسدار شهید نورعلى شوشترى و دیگر شهیدان فاجعه تروریستى مهرماه ۱۳۸۸ منادیان وحدت، امنیت، خدمت، دفتر اول. پیشواى پیشین، مصطفى محمدى، ۱۳۹۰٫

[۲۶] . الحافظ أبى عبدالله محمد بن یزید القزوینى، سنن ابن‏ماجه،، علّق علیه محمدفؤاد عبدالباقى، الجزء الثانى، کتاب الجهاد، باب ۲۷، حدیث ۲۸۳۲، ص ۹۴۵ ..

[۲۷] . سایت بنیاد هابیلیان، ویژه نامه شهداى تاسوکى، بخش اعترافات، ملاحظه شده در ۱۳/ ۲/ ۱۳۹۳٫

[۲۸] . ابى عبدالله محمدبن اسماعیل البخارى، صحیح بخارى، المجلد الثانى، کتاب الجهاد و السیر، باب قتل النساء فى الحرب، ص ۱۷۲٫

[۲۹] . ر. ک. اعترافات عبدالحمید ریگى در کتاب در چنگال عقاب، به کوشش. سیدحکمت قاضى میرسعید، ص ۱۵۰ ..

[۳۰] . رضا لک زایى، تاسوکى. خاطرات یک گروگان، ص ۱۸۶ ۱۸۵٫

[۳۱] . همان، ص ۱۹۵٫

[۳۲] . توبه، آیه ۳۶ ..

[۳۳] . مائده، آیه ۸٫

[۳۴] . به عنوان نمونه براى مطالعه راجع به مطهره نارویى دانش آموز اهل سنت ر. ک. نرم افزار حبیب دلها، قم. مؤسسه عرشیان کویر تاسوکى و مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى، ۱۳۹۲؛ و یا ر. ک. حبیب دلها، دفتر چهارم، به کوشش رضا لک‏زایى، تهران. ابناء الرسول، ۱۳۹۲، ص ۲۸۵؛ و ر. ک. حبیب دلها، دفتر دوم، مصاحبه با پدر و مادر على صیاد، شهید چهارساله تاسوعاى چابهار، به کوشش رضا لک‏زایى، تهران. ابناء الرسول، ۱۳۹۲، ص ۳۷۶ و براى آشنایى با شهداى کهن سال و خردسال اهل سنت ر. ک. شهیدان همبستگى. سرگذشتى از سرلشکر پاسدار شهید نورعلى شوشترى و دیگر شهیدان فاجعه تروریستى مهرماه ۱۳۸۸ منادیان وحدت، امنیت، خدمت، دفتر اول. پیشواى پیشین، مصطفى محمدى، تهران. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، نمایندگى ولى فقیه، معاونت روابط عمومى و انتشارات، ۱۳۹۰ ..

[۳۵] . توبه، آیه ۵٫

[۳۶] . همان ..

منبع: مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۷۵-۳۹۵٫

http://shiastudies.com/fa

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.