منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن

منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن

 

 

چرا باید برای اختلاف میان همسران پیامبر (ص) آیه نازل می شد؟ با توجه به این که قرآن برای همه زمان ها و همه مردم است! آیا پرداختن به مسائل شخصی، نقص برای قرآن محسوب نمی شود؟!
پرسش
چرا پیامبر (ص) با همسرانش دعوا می¬کرد و برای آن قرآن نازل می¬شد؟! اگر پیامبر با آنها دعوا نمی کرد، آیا این آیات نازل می شدند؟ و اگر چنین اتفاقی نمی افتاد آیا قرآن ناقص بود یا کامل؟ اگر اتفاقات دیگری در زمان پیامبر می افتاد، آیات دیگری نازل می¬شد؟
پاسخ اجمالی
قرآن کتاب آسمانی و برای تمام دوران نوشته شده و نقصان در آن متصور نیست. اما مطرح کردن مصادیق در آن، به این جهت است که معمولاً انسان ها برای رساندن مقاصد خود به دیگران، به کلیات بسنده نمی کنند و از مثال هایی که عینیت خارجی دارد، بهره می گیرند؛ این رویه به این معنا نیست که اگر آن مصداق تحقق خارجی پیدا نکرد، راه برای جایگزین کردن نمونه دیگر بسته باشد.

پاسخ تفصیلی
قبل از پرداختن به پاسخ، ارائه اطلاعاتی درباره اسباب نزول آیات ضروری است؛ زیرا ع لاوه بر آن که شناخت علل نزول هر آیه ما را به وضعیت تاریخی زمان نزول آشنا می کند، پیامی کلی برای تمام دوران ها را نیز می توان در آن یافت.

برای اطلاع بیشتر درباره ضرورت و اهمیت شأن نزول آیات قرآنی، به کتاب های فرهنگ اصصطلاحات قرآن، [۱] و علوم قرآن و فهرست منابع [۲] و همچنین سؤال ۲۶۰۷ (سایت: ۳۱۳۲)، نمایه جایگاه شأن نزول در تفسیر قرآن ، مراجعه نمایید.

حال با توجه به این مقدمه، نکاتی در ارتباط با سؤال، یاد آوری می شود:

۱٫ قرآن کتاب جاودانه

یکی از اعتقادات همه مسلمانان، این است که قرآن مجید، برای همه دوران ها و افراد بشر نازل شده است؛ از این رو احکام و فرامینی که در آن آمده نیز برای زمان خاصی نیست، [۳] اما نکته ای که توجه به آن لازم است، معمولاً در انتقال مفاهیم و علوم به دیگران، به کلیات بسنده نمی شود و غالباً با بیان یکی از مصادیق، بهتر به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.

قرآن نیز دقیقاً همین کار را کرده است؛ به این معنا که بسیاری از حوادث و وقایعی که در قرآن به آن پرداخته شده، مانند آنچه در باره زنان پیامبر آمده است، به عنوان نمونه ای از اتفاقاتی است که در جوامع بشری پدید می آید، و اگر این مورد هم نبود، طبیعتاً مصادیق مشابهی جایگزین آن می شد. به عنوان مثال گوینده ای را در ذهن خود مجسم کنید که از پیش موضوعی را برای سخن خود برگزیده است، اما در میان سخنش به شاهد مناسبی در ارتباط با موضوع خویش برخورد کرده که در دید مخاطبانش نیز می باشد. او به خوبی می تواند از این فرصت استفاده کرده و مفهومی که در پی انتقال آن به شنوندگان بوده را با این مصداق پیوند دهد. البته طبیعی است که اگر این مصداق وجود نداشت، نمونه دیگری به تناسب حال جایگزین آن می شد و نمی توان ایرادی بر سخنران به جهت طرح این مثال یا آن مثال گرفت. برخی از شأن نزول هایی که در قرآن آمده از همین قبیل است.

در قرآن کریم در باره خلقت حیوانات می فرماید: “اسبان و استران و خران را آفرید تا بر آن ها سوار شوید، و آرایشى باشد، و چیزهایى مى‏آفریند که شما نمى‏شناسید”. [۴] در آخر این آیه می فرماید که خداوند چیزهایی را در آینده می آفریند که شما نمی دانید که برخی آن را به وسایل امروزی تطبیق کرده اند که در این نوشتار در صدد اثبات و نفی آن نیستیم، اما آنچه به گفتار ما مرتبط است استفاده از مصادیق آشنا برای انتقال یک مفهوم است.

۲٫ زنان پیامبر در قرآن

در قرآن آیاتی در موضوعات مختلف درباره زنان پیامبر (ص) نازل شده است که برخی از آنان گر چه مخاطب آن، زنان رسول خدا (ص) هستند، اما احکام مطرح شده در آن اختصاص به آنان نداشته و همگانی است.

الف. داستان افک: این داستان درباره عایشه یکی از همسران پیامبر (ص) است که تهمت بی عفتی به او زده شد که آیه ۱۱به بعد سوره نور در پاک بودن از تهمت انجام عمل منافی عفت، درباره او نازل شد که در این مورد برای اطلاع بیشتر می توانید به سؤال ۴۹۰۴ (سایت: ۵۳۴۴) مراجعه نمایید.

در این آیات علاوه بر این که پاک دامنی همسر پیامبر را ثابت مى‏کند، این مسئله را یادآور می شود که انسان ها با مسائلی که آبروی یک فرد و یا خانواده در گرو آن است، چگونه باید برخورد کرده و از ترویج شایعات بی اساس پرهیز کنند.

ب. زید بن حارثه و ازدواج رسول خدا (ص) با همسر او بعد از طلاق: آیه ۳۷ سوره مبارکه احزاب در مورد ازدواج پیامبر (ص) با زینب دختر جحش نازل شده که می فرماید: “به یادآور که به آن کس که خدا به او نعمت داد و تو نیز به او احسان کردی، گفتی همسرت را نگه دار و از خدا بترس! تو آنچه در دل داشتی و می دانستی خدا بالاخره آشکارش خواهد کرد، از ترس (انکار) مردم پنهان کردی و خدا سزاوارتر است به این که از او بترسی، پس همین که زید بهره خود، از آن زن گرفت و طلاقش داد ما او را به همسری تو درآوردیم تا دیگر مؤمنان نسبت به همسر پسر خوانده های خود وقتی مطلّقه می شوند، دچار زحمت نشوند و آن را حرام نپندارند و امر خدا سرانجام شدنی است”.

که این مورد نیز مانند مورد قبل گر چه در مورد خاصی نازل شده است، اما حکم مطرح شده در آن عمومیت دارد.

در این زمینه سؤال ۲۶۸۵ (سایت: ۲۸۹۹)، نمایه شأن نزول آیه ۳۷ سوره احزاب را مطالعه نمایید.

ج. سرزنش بعضی از همسران پیامبر: در آیات اولیه سوره تحریم، خداوند نخست روى سخن را به پیامبر (ص) کرده مى‏گوید: “اى پیامبر! چرا چیزى را که خد ا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود تحریم مى‏کنى”؟!و در ادامه این آیات خداوند بعضی از زنان پیامبر را به جهت افشا کردن رازهای پیامبر (ص) مورد سرزنش قرار داده است.

بدون شک مرد بزرگى همچون پیغمبر اسلام (ص) تنها به خودش تعلق ندارد، بلکه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق است، بنابر این اگر در داخل خانه او توطئه‏هایى بر ضد وى، هر چند به ظاهر کوچک و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از کنار آن گذشت، حیثیت او نباید بازیچه دست این و آن گردد، و اگر چنین برنامه‏اى پیش آید باید با قاطعیت با آن‏ برخورد کرد؛ زیرا در صورت عدم برخورد ممکن است مقدمه ای برای انجام توطئه ای بزرگ تر شود. آیات فوق در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه‏اى، و براى حفظ حیثیت پیامبرش. [۵] ضمن آن که پیام مهم دیگری در ابتدا و انتهای این سوره نهفته است، بدین مضمون که انتساب به یک انسان الاهی به تنهایی نمی تواند مجوزی برای انجام گناه بوده و در حقیقیت منتسبین به مردان بزرگ نیز باید بیش از دیگران در مقابل رفتار خویش پاسخ گو باشند.

[۱] ر.ک: حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآن، ص ۳۶ و ۳۷، هجرت، قم، ۱۳۸۴ ش.

[۲] طالقانی، عبد الوهاب، علوم قرآن و فهرست منابع، ص ۴۱۲ به بعد، دار القرآن الکریم، قم، ۱۳۶۱ش.

[۳] برای اطلاع بیشتر به نمایه «نیاز به قرآن در تمامی اعصار»، سؤال ۱۰۳۰۳ (سایت: ۱۰۲۷۵) مراجعه نمایید.

[۴] نحل، ۸٫

[۵] ر.ک: مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۷۳، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ‏۱۳۷۴ ش.‏

 

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن. منافات نداشتن بیان حوادث جزئی قرآن با جاودانه بودن آن

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.