جایگاه‌ اهل‌ بیت‌: در قرا´ن‌ و سنت‌ نبوی‌(ص)

در مسلخ‌ عشق‌ جز نیکو را نکشندلاغر صفتان‌ زشت‌ خو را نکشند
گر عاشق‌ صادقی‌ ز کشتن‌ مگریزمردار بود هر آن‌ که‌ او را نکشند
به‌ میمنت‌ برگزاری‌  همایش‌ سراسری‌ امام‌حسین‌2 به‌ خود جسارت‌ دادم‌،مقداری‌ از کوتاهی‌ نمودن‌ جامعه‌ مسلمانان‌ در مورد ترویج‌ دین‌ اسلام‌، اهم‌ آن‌ را بیان‌دارم‌. بی‌تردید در اثر نبودن‌ اتحاد و اتفاق‌ که‌ منتج‌ عدم‌ رعایت‌ امر پروردگار است‌ که‌فرمود: (و شاورهم‌ فی‌ الْاَمْرِ) به‌ کار نگرفتن‌ تدبیر و مشاوره‌ در حل‌ مشکلات‌ و معضلات‌عام‌ و خاص‌ و بی‌ تفاوتی‌ در انجام‌ مسئولیت‌ به‌ سفارش‌ نبی‌اکرم‌(ص) «کلکم‌ راع‌ و کلکم‌مسئول‌ عن‌ رعیته‌» بوده‌ که‌ می‌بایست‌ هر فردی‌ به‌ مقدار توان‌ خود در مقابل‌ هر گونه‌پیش‌آمدی‌ عهده‌ دار باشد.
چه‌ بسا در زمان‌ «غُره‌ بَدَءَ الْاءسلام‌ُ غَریبًا و سَیَعُود غریبًا» گاهی‌ که‌ اسلام‌ با مافاصله‌ گرفت‌، گروهی‌ از دشمنان‌ دین‌ خدا به‌ تفرقه‌ اندازی‌ و جدایی‌ میان‌ مسلمانان‌شروع‌ نمودند آنان‌ از اقشاری‌ بودند که‌ بدون‌ توجه‌ نمودن‌ به‌ وحدت‌ اسلامی‌ در اصول‌ دین‌و توحید یک‌ مسیر خاصی‌ را برای‌ خود انتخاب‌ کرده‌ و تنها آن‌ را بر حق‌ دانسته‌ و با افکار ونیت‌های‌ تحجّری‌ زمزمه‌ فراوانی‌ را در جامعه‌ راه‌ انداختند و جز هوادارانش‌ همه‌ را گمراه‌دانسته‌ و دیگران‌ را نفرین‌ کردند و با پول‌ و سرمایه‌ هنگفت‌، دست‌های‌ پنهانی‌ وناشناخته‌ای‌ را در راه‌ منازعه‌ و مجادله‌، وحدت‌ مسلمانان‌ را به‌ بغض‌ و کینه‌ تبدیل‌ کردند وبرای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ شوم‌ خود تصمیم‌ گرفتند، به‌  کارهایی‌ دست‌ بزنند که‌ باعث‌ ضعف‌و نابودی‌ اسلام‌ گردد و کلید تعالی‌ و رمز مؤفقیت‌ جامعه‌ را که‌ در حکم‌ (و اعتصموابحبل‌الله جمیعًا و لاتفرّقوا) است‌، با انواع‌ مکر و خدعه‌ از بین‌ برند، تا جایی‌که‌ قرآن‌ که‌قانون‌ خدا و انجام‌ دستورات‌ و احکام‌ آن‌ برای‌ پیشرفت‌ امور مادی‌ و معنوی‌ جامعه‌ واجب‌ وعمل‌ و به‌ کارگیری‌ آن‌ دل‌ مرده‌ را زنده‌ می‌کند، با عملی‌ که‌ آنان‌ انجام‌ دادند، تنها به‌عنوان‌ تبرک‌ و تیمن‌ برای‌ مرده‌ قرائت‌ می‌شد و از نظر آنان‌ کسانی‌ مسلمانان‌ واقعی‌اند که‌در گوشه‌ مساجد بنشینند و در هیچ‌ کار و امری‌ دخالت‌ نکنند، تا جایی‌ در به‌ کاراندازی‌ این‌هدف‌ منافقانه‌، موفق‌ شدند همه‌ ادارات‌ و مراکزی‌ که‌ جواب‌گوی‌ مسائل‌ دینی‌ و اجتماعی‌بود ـ که‌ یکی‌ از آنها بیت‌ المال‌ است‌ ـ را از بین‌ ببرند.
رهبران‌ لایق‌ اسلامی‌ را از رأس‌ حکومت‌ برداشتند؛ و حال‌ آن‌ که‌ اهل‌ بیت‌رسول‌الله گل‌ سر سبد آفرینش‌اند و که‌ حب‌ آنها بر هر فرد مسلمان‌ شیعه‌ و سنی‌ واجب‌ وبزرگ‌ترین‌ افتخار مقلدان‌، مجتهدان‌ اربعه‌ اهل‌ سنت‌، طریقین‌ قادری‌ و نقشبندی‌ واساس‌ اجازه‌ نامه‌ علوم‌ معقول‌ و منقول‌ روحانیت‌ آنها انتساب‌ به‌ اهل‌ بیت‌ و در صدر آن‌حضرت‌علی‌2 است‌.
بی‌مناسبت‌ نیست‌ به‌ عنوان‌ پندگیری‌ با سه‌ بیت‌ شعر از مجتهد آگاه‌ و دانشمندحضرت‌امام‌ شافعی‌2 عیب‌ و منقصت‌ اقشار مسلمانان‌ را بیان‌ نمایم‌ که‌ صحت‌ مثل‌ «ازماست‌ که‌ برماست‌» عقوبت‌ اهانت‌ و توهین‌ از جانب‌ ما مسلمانان‌ در مورد هم‌ دیگر راافشا می‌کند:
نُعیب‌ُ زَمَانَنَا وَ الْعَیْب‌ُ فینَاوَ مَا لِزَمَانِنَا عَیْب‌ٌ سِو’ان’ا
وَ نَهْج’وذا الزّمان‌ بغیر ذنب‌ٍو لو نَطَق‌َ الزَّم’ان‌ُ لَن’ا هَج’ان’ا
وَ لیس‌ الذّئْب‌ُ یَاْکُل‌ لَحْم‌ ذئب‌ٍوَ یَاْکل‌َ بَعْضُن’ا بَعْضًا عَی’انا
ـ ما روزگار را بد می‌گوییم‌، در حالی‌ که‌ روزگار نقصی‌ ندارد و آنچه‌ باشد از ما است‌.
ـ بدون‌ گناه‌ او رابد می‌گوییم‌، اگر او به‌ سخن‌ می‌آمد به‌ ما حمله‌ می‌کرد.
ـ گرگ‌ که‌ جاندار وحشی‌ است‌ گوشت‌ گرگ‌ دیگری‌ را نمی‌خورد، ولی‌ آشکاراگروهی‌ از ما گروه‌ دیگری‌ را می‌خورد.
پس‌ جا دارد ما همه‌ مخالفان‌ دین‌ و تفرقه‌اندازان‌ را به‌ جای‌ نفرین‌ و ناسزاگویی‌تذکر دهیم‌، تا آگاه‌ باشند طبق‌ دستور کتاب‌های‌ الهی‌ مفهوم‌ کلمه‌ انسان‌ (آدمی‌زاد) پیش‌از هر چیز، مکلف‌ به‌ ایجادِ علاقه‌ و ارتباط‌ و محبت‌ و مودت‌ با هم‌ باشند. به‌ روایت‌ کتاب‌مرصادالعباد مصداق‌ انسان‌ و انسانیت‌ را در محتوای‌ «سُمِّی‌َ الأنْس’ان‌ُ اِنسانًالِاَنَّه‌ُ اَنیس‌مصدِّق‌» انس‌گیری‌ و الفت‌ بوده‌ است‌.
همین‌ موجب‌ می‌شود هر کسی‌ گویاترین‌ پندار نیک‌ و آسان‌ترین‌ کردار ـ که‌ گفتارنیک‌ است‌ ـ را سرلوحه‌ عمل‌ خویش‌ قرار دهد. ادامه‌ این‌ راه‌، نسل‌های‌ آینده‌ را از هرگونه‌حسادت‌ و کینه‌ و ناسزاگویی‌ و فسادکاری‌ منع‌ نموده‌ وبه‌ جای‌ خسران‌گیری‌ درآیه‌: (اِن‌َّالاِنْس’ان‌َ لَفی‌ خُسْرٍ) با ایمان‌ کامل‌ به‌ وحدانیت‌ پروردگار و اعتقاد صحیح‌ به‌ معاد و نبوت‌،جامعه‌ را به‌ گفتار و پندار نیک‌، تا صبر و مقاومت‌ همیشگی‌ سفارش‌ می‌کند، به‌ قول‌مولانا:
نبینی‌ روی‌ دل‌ تا روی‌ دل‌ با این‌ و آن‌ بینی‌نیابی‌ خویش‌ را تا خویشتن‌ را در میان‌ بینی‌
سر روی‌ طمع‌ تا در متاع‌ این‌ و آن‌ داری‌مراد خویش‌ را دائم‌ به‌ دست‌ این‌ و آن‌ بینی‌
مکدر می‌نماید صورت‌ از آینـه‌ رنگین‌دل‌ خود صاف‌ کن‌ تا صافی‌ اهل‌ جهان‌ بینی‌
سال‌1381 که‌ به‌ فرموده‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌، به‌ سال‌ عزت‌ و افتخار حسینی‌ نام‌گذاری‌ شده‌، با اعتقاد به‌ این‌ که‌ فداکاری‌ آن‌ بزرگوار در راه‌ ابقا و ترویج‌ دین‌ و آیین‌محمدی‌ بر کسی‌ پوشیده‌ نبوده‌ و نیست‌. علاوه‌ بر این‌ آشنایی‌ بیشتر با رفعت‌ و شخصیت‌امام‌حسین‌2 موجب‌ نوعی‌ معارفه‌ و تقبیح‌  هر گونه‌ انحراف‌ها و غلو در عقاید بوده‌است‌.به‌ امید این‌ که‌ همه‌ مسلمانان‌ ـ اعم‌ از شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ ـ از برگزاری‌ این‌ همایش‌ها باتوسل‌ به‌ عشق‌ و علاقه‌ اهل‌ بیت‌ اتفاق‌ و وحدت‌ را تحکیم‌ سازند.
در آغاز، مناسب‌ است‌ به‌ بعضی‌ از اشعار صادقانه‌ امام‌ شافعی‌ اشاره‌ کنم‌:
یاا´ل‌َ بَیْت‌ِ رَسُول‌الله حُبُّکُم‌فَرَض‌ٌ مِن‌َاللهِ فی‌ الْقُرْآن‌ِ اَنْزَلَه‌ُ
یَکْفیکُم‌ْ مِن‌ْ عظیم‌ِ الفَخْرِ اَنَّکُم‌مَن‌ْ لم‌ یُصَل‌ِّ عَلَیْکُم‌ْ لا صلاه‌َ لَه‌ُ
ـ ای‌ اهل‌ بیت‌ پیامبر(ص) برابر حکم‌ قرآن‌، محبّت‌ شما بر همه‌ واجب‌ است‌.
ـ برای‌ نشان‌ فضیلت‌تان‌ کافی‌ است‌ کسی‌ که‌ به‌ شما درود نفرستد، نمازش‌ صحیح‌نیست‌.
اءذا فی‌ مجلس‌ نذکر علیَّاوَ سِبْطَیْه‌ِ وَ فاطمه‌َ الزَّکیّه‌
یق’ال‌ُ تَج’اوزوا یا قَوْم‌ ه’ذافَه’ذا مِن‌ْ حدیث‌ِ الرّافِضیّه‌
بَرِئْت‌ُ الی‌ الْمَهَیْمَن‌َ مِن‌ اُنَاس‌ٍیَرَوْن‌َ الرَّفْض‌َ حُب‌َّ الْف’اطمیّه‌
ـ در هر جا از امام‌ علی‌2 و حسن‌ و حسین‌ و فاطمه‌ ـ رضی‌ اللهعنهم‌ ـبحث‌کنیم‌،
ـ می‌گویند: ای‌ مردم‌ از ایشان‌ دوری‌ کنید، این‌ گفتار از گفتار رافضی‌ است‌.
ـ به‌ خدا پناه‌ می‌برم‌ از کسانی‌ که‌ دوستی‌ اهل‌ بیت‌ را رافضی‌ می‌دانند.
قالوا تَرَفّضْت‌َ قُلْت‌ُ کَلَّام’الِرَّفْض‌ُ دینی‌ وَ ل’ااعْتِق’ادی‌
لکن‌ تولَّیْت‌ُ غیر شک‌ٍخیرَ اِم’ام‌ٍ وَ خَیْرَ ه’ادی‌
اِن‌ْ ک’ان‌َ حُب‌ُّ الْوَلِی‌ِّ رفْضًافاءن‌َّ رَفْضی‌ اِلی‌’ الْعِب’ادِ
ـ به‌ من‌ گفتند تو رافضی‌ شده‌ای‌، گفتم‌ خیر به‌ رافضی‌ اعتقاد ندارم‌.
ـ ولی‌ با عقیده‌ای‌ ثابت‌ و بدون‌ شک‌ بهترین‌ هادی‌ و پیشوا را اختیار کرده‌ام‌.
ـ اگر دوست‌ داشتن‌ رهبر و پیشوا رافضی‌گری‌ است‌، پیش‌ مردم‌ اعلام‌ می‌کنم‌رافضیم‌.
یاراکِبًاقِف‌ بالمحصب‌ مِن‌ منًی‌وَاهْتِف‌ْ بِقاعِدِ حنیفها والناهض‌
سحرًا اِذا فاض‌ الجحیج‌ اِل’ی‌ منًی‌فَیْضًا کمُلْتَطَم‌ الْفُرات‌ الْف’ائِض‌ِ
اِن‌ْ ک’ان‌َ رفضًا حُب‌ّ ا´ل‌ محمدٍفلیشهد الثّقَل’ان‌ِ انّی‌ رافض‌
ـ ای‌ سوارکار در مکان‌ محصب‌ از منی‌’ توقف‌ کن‌ بر کسانی‌ که‌ در دامنه‌ منی‌’نشسته‌ و یا در حال‌ حرکتند. فریاد بزن‌ اگر محبت‌ آل‌ محمد رفض‌ محسوب‌ می‌شود، پس‌جن‌ و انس‌ همه‌ شاهد باشند که‌ من‌ رافضی‌ هستم‌.
آری‌، امام‌ شافعی‌2 به‌ اهل‌ بیت‌ عشق‌ می‌ورزید و به‌ طور قطع‌ عقیده‌ هر مؤمن‌خیراندیش‌ و مسلمان‌ واقعی‌ چیزی‌ غیر از این‌ نیست‌، افزون‌ بر این‌ که‌ امام‌شافعی‌2تمام‌ یاران‌ رسول‌ خدا به‌ خصوص‌ خلفای‌ راشدین‌ ـ رضی‌الله عنهم‌ ـ را منبع‌ نور و مصدرهدایت‌ می‌داند و در جملات‌ بلیغ‌ که‌ بیانگر اعتقاد و اندیشه‌ والایش‌ می‌باشد بیان‌ می‌کند.
از خداوند می‌خواهم‌ این‌ قلم‌ را یاری‌ فرموده‌ تا دور از هر گونه‌ تعصبات‌ در بیان‌روایات‌ مختلف‌ از جبهه‌گیری‌ها و جناح‌ بندی‌های‌ گمراه‌ کننده‌ محفوظ‌ بمانم‌. با این‌ که‌پیمودن‌ این‌ راه‌ از توانایی‌ قلم‌ و طاقت‌ نویسندگان‌ نبوده‌ و نمی‌ باشد.لیکن‌ در اجرای‌حدیث‌ «ردّ الکلام‌ کردّ السَّلام‌» واجب‌ است‌ در پاسخ‌ و اجابت‌ به‌ دعوت‌ این‌ اقیانوس‌ بی‌انتها.
به‌ خاطر خسته‌ ننمودن‌ افکار شریف‌ خوانندگان‌ و تسریع‌ تفهیم‌ بیانات‌ شمّه‌ کوتاه‌و قاصر در «مَثَل‌ِ اَوْلی‌’ الْکَل’ام‌ م’ا قَل‌َّ و دَل‌َّ» به‌ حد و توانایی‌ در جای‌گاه‌اهل‌بیت‌ـرضی‌اللهعنهم‌ ـ قلم‌ فرسایی‌ نموده‌ و این‌ حقیقت‌ را یافتم‌ سرچشمه‌ جای‌گاه‌اهل‌بیت‌ ـرضی‌اللهعنهم‌ ـ از آیات‌ قرآن‌ و احادیث‌ متواتر متفق‌ همه‌ مسلمانان‌ ـ اعم‌ ازتشیع‌ و تسنن‌ ـ بوده‌ و با الفاظ‌ مختلف‌ و مکرر از پیامبراسلام‌(ص) نقل‌ شده‌، خداوندمی‌فرماید:
(اِنّما یرید الله لیذهب‌ عنکم‌ الرّجْس‌َ اَهْل‌َ اْلبَیْت‌ِ و یطهّرَکم‌ تَطْهیرًا) همانا پروردگارمی‌خواهد ناپاکی‌ را از شما اهل‌ بیت‌ ببرد و شما را پاکیزه‌ گرداند.
ابتدا این‌ آیه‌ خطاب‌ به‌ جمع‌ مؤنث‌ است‌. سپس‌ آن‌ را ترک‌ فرموده‌ و به‌ ضمیر«کم‌» جماعت‌ مذکر را خطاب‌ فرموده‌، تا برای‌ تغلیب‌ شامل‌ زنان‌ خانه‌ پیامبراکرم‌(ص) وعموم‌ مردان‌ اقاربش‌ گردد.
پس‌ اولی‌ آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود، اهل‌ بیت‌ عبارت‌ از همه‌ زنان‌ و فرزندان‌پیامبر(ص) و حضرت‌ علی‌2 به‌ واسطه‌ معاشرتش‌ با حضرت‌ فاطمه‌2 می‌باشد.
از ترمذی‌2 روایت‌ شده‌، آیه‌ (اِنَّم’ا یریدالله) در منزل‌ ام‌ سلمه‌ نازل‌ شد.پیامبراکرم‌(ص) فاطمه‌، حسن‌ و حسین‌ ـرضی‌اللهعنهم‌ را ندا داد و با عبای‌ خود آنها راپوشاند و حضرت‌ علی‌(رض‌ )را هم‌ در پشت‌ آنها قرار داد و بعد از پوشاندن‌ همه‌فرمود:«اَلّ’لهُم‌َّ هؤلاءِ اهل‌َ بیتی‌ فاذهَب‌ْ عَنْهُم‌ُ الرِّجْس‌َ وَ طَهِّرْهُم‌ْ تَطْهیرًا، پروردگارا این‌ گروه‌خانواده‌ من‌ را از ناپاکی‌ محفوظ‌ و آنان‌ را پاکیزه‌ نگه‌دار».
از حضرت‌ علی‌2 روایت‌ است‌: پیامبر اکرم‌(ص) دست‌ حسن‌ و حسین‌2 راگرفت‌ و فرمود:
مَن‌ْ اَحَبَّنی‌ وَ اَحَب‌َّ ه’ذیْن‌ِ وَ اُمَّهُم’ا کان‌َ مَعی‌ فی‌ دَرَجَتی‌ یوم‌َ القیَ’امه‌ِ؛ هر کس‌ من‌ واین‌ دو فرزند و مادرشان‌ را دوست‌ داشته‌ باشد، روز قیامت‌ با من‌ و هم‌پایه‌ من‌ است‌».
از زیدابن‌ ارقم‌2 روایت‌ است‌: پیامبراکرم‌(ص) به‌ علی‌، فاطمه‌، حسن‌ و حسین‌ ـرضی‌اللهعنهم‌ ـ خطاب‌ کرد و فرمود:
«اَنَا حَرْب‌ٌ لِمَن‌ْ ح’ارَبْتُم‌ْ وَ سِلْم‌ٌ لِمَن‌ْ سالَمْتُم‌ْ؛ من‌ دشمن‌ آنهایم‌ که‌ با شما دشمن‌هستند و دوست‌ کسانی‌ هستم‌ که‌ با شما دوست‌اند.
خداوند در آیه‌ 23 سوره‌ شوری‌ به‌ پیامبر می‌فرماید:(قُل‌ْ ل’ا اَسئلُکُم‌ْ عَلَیْه‌ِ اَجْرًا الّ’االْمَوَدَّه‌َ فی‌ الْقُرْبی‌’) بگو من‌ از شما برای‌ رسالتم‌ مزد نمی‌خواهم‌، مگر دوستی‌ باخویشاوندان‌.
صاحب‌ کشاف‌ از پیامبراکرم‌(ص) نقل‌ کرده‌ که‌ درباره‌ اهل‌ بیت‌ و دوست‌ داشتن‌ آنهابه‌ قرار زیر نویدهایی‌ فرمود:
دوستان‌ آل‌ محمد(ص) هر گاه‌ فوت‌ کنند، شهیدند. گناه‌ آنها بخشودنی‌، توبه‌شان‌قبول‌ است‌. ملک‌ الموت‌ به‌ ایشان‌ مژده‌ بهشت‌ می‌دهد. و کسانی‌ که‌ در حال‌ کینه‌ ودشمنی‌ با آل‌ محمد(ص) فوت‌ کنند، با کفر می‌ روند و روز آخرت‌ این‌ نوشته‌ در رخسار آنهانمایان‌ است‌: «ا´یِس‌ٌ مِن‌ْ رَحْمَه‌ِ الله از رحم‌ خدا محرومند».
بنا به‌ دلایل‌ متعددی‌ که‌ در مورد امّت‌ و محبت‌ پیامبر نازل‌ شده‌، بر همه‌ امت‌محبّت‌ اهل‌ بیت‌ همانند دوستی‌ و محبت‌ پیامبر لازم‌ و واجب‌ است‌: (قُل‌ْ اِن‌ْ کُنْتُم‌ْ تُحِبّون‌َاللهَ فَاتَّبِعُونی‌ یُحْبِبْکُم‌ْ).
ای‌ محمد! بگو اگر خدا را دوست‌ دارید، از من‌ پیروی‌ کنید تا پروردگار هم‌ شما رادوست‌ داشته‌ باشد.
(و اتَّبِعُونی‌ لَعَلَّکُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ) از او پیروی‌ کنید، تا پروردگار هم‌ شما را دوست‌ داشته‌باشد.
(فَلْیَحْذَر الَّذین‌َ یُخ’الِفوُن‌َ عَن‌ْ اَمْرِه‌ِ) پس‌ بترسانید آنان‌ را که‌ از فرمان‌ خداسرپیچی‌ می‌کنند.
(لَقَد’ ک’ان‌َ لَکُم‌ْ فی‌ رَسُول‌ِ اللهِ اُسْوَه‌ٌ حَسَنَه‌ٌ)؛ همانا آنچه‌ برای‌ شما نیکو است‌،اقتدا نیکو کردن‌ به‌ رسول‌ خداست‌.
دلیل‌ دیگر، عبارت‌ است‌ از قرار دادن‌ دعای‌ رتبه‌ و بزرگی‌ برای‌ اهل‌ بیت‌ در تشهدنمازها به‌ گفتن‌: «اللّهم‌ صل‌ علی‌ محمد و علی‌ ا´ل‌ محمد و ارحم‌ محمدًا و ا´ل‌ محمد» که‌این‌ احترام‌ غیر از آنان‌، برای‌ دیگری‌ مقرر نشده‌ و برای‌ اهل‌ نظر و دقت‌ جای‌ سؤال‌ است‌که‌ بگویند: علت‌ نام‌گذاری‌ دختر پیامبر(ص) به‌ فاطمه‌ چه‌ بوده‌ است‌؟ جواب‌: این‌ که‌ ریشه‌فاطمه‌ از «فطم‌» به‌ معنای‌ قطع‌ است‌.برابر روایت‌ دیلمی‌2 پیامبر(ص)فرمود:
«انَّم’ا سَمَّیْت‌ُ ابنتی‌ بف’اطِمَه‌َ لِاَن‌َّ الله تعالی‌’ فَطَمه’ا و مُحِبِّیْه’ا عَن‌ِ النَّارِ؛ نام‌ دخترم‌ را به‌این‌ علت‌ فاطمه‌ گذاشتم‌، چون‌ خداوند او و دو فرزندش‌ را ـ حسنین‌2 ـ و دوست‌ داران‌فاطمه‌ را از آتش‌ و عذاب‌ دور ساخته‌ است‌». زمانی‌ که‌ آیه‌:(قُل‌ْ ل’ا اَسأَلَکُم‌ اَجْرًا اِلّ’ا اْلمَوَدَه‌َفی‌ الْقُرْبی‌’) نازل‌ شد، گفتند: یا رسول‌الله، نزدیکانت‌ چه‌ کسانی‌ هستند که‌ محبت‌ آنان‌ برما واجب‌ است‌؟ در جواب‌ فرمود: علی‌، فاطمه‌، و دو فرزند آنها حسن‌ و حسین‌(رضی‌اللهعنهم‌) «بُغْضُهُم‌ْ نِف’اق‌ٌ وَ حُبُّهُم‌ْ ایمان‌ٌ ؛کینه‌ با آنان‌ نفاق‌ و دوستی‌ آنها ایمان‌ است‌.
و در روایتی‌ می‌فرماید:
تا درود و سلام‌ بر آن‌ خانواده‌ نفرستید، نباید منتظراجابت‌ دعا باشید.اگر منصفانه‌مسئله‌ را بنگرید، حدیث‌ صحیح‌ و متواتر«أنّی‌ تارک‌ فیکُم‌ْ الَّثقَلَیْن‌ِ» برای‌ مودت‌ و دوستی‌اهل‌ بیت‌ کافی‌ است‌ و دیگر، جای‌ نزاع‌ و تفرقه‌ باقی‌ نیست‌.
بنابراین‌ همه‌ قراین‌ نشان‌ می‌دهد که‌ محبت‌ و دوست‌ داشتن‌ آل‌ محمد(ص) برهمه‌ مسلمانان‌ واجب‌ بوده‌ و: «ألی‌’ ما لایتناهی‌’»  می‌باشد و مخالفان‌ آن‌ به‌ اتفاق‌مسلمانان‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ منافق‌ و از رحم‌ پروردگار محروم‌اند. از یزید ابن‌ حبان‌2روایت‌ است‌: روزی‌ در غدیرخم‌ پیامبراسلام‌(ص) به‌ پاخاست‌، خدا را سپاس‌ نمود وحاضران‌ را این‌ چنین‌ وعظ‌ داد و فرمود:
«اَل’ا ی’ا ایّها النّاس‌ُ فَءِانَّم’ا اَن’ا بَشَرٌ یوشک‌ ان‌ یِاتی‌ رسول‌ ربّی‌ فأجیب‌ وَ اَن’ا ت’ارک‌ٌفیکم‌ ثَقَلَیْن‌ اَوَّلهُم’ا کتاب‌ٌ فیه‌ِ الْهُدی‌’ وَ النّور فَخُذُوا بکتاب‌ الله وَ اسْتِمْسِکوا بِه‌ِ فَحَث‌َ علی‌’کِتَاب‌ اللهِ وَ رَغَّب‌َ فیه‌ِ ثم‌ّ قَال‌ وَاَهْل‌ِ بَیْتی‌ اُذَکِرُکُم‌ُاللهَ فی‌ اهل‌ بَیْتی‌ وَ لَن‌ْ یَتَفَرَّق’ا حتّی‌’ یَرداعَلَی‌ِّالْحَوْض‌؛ ای‌ مردم‌ بیدارباشید من‌ هم‌ مانند شما انسانم‌، احتمال‌ هست‌ از طرف‌پروردگارم‌ فرمان‌ مرگ‌ برایم‌ صادر شود. من‌ دو چیز بزرگ‌ و سنگینی‌ برایتان‌ می‌گذارم‌:اول‌، کتاب‌ خدا قرآن‌ مجید که‌ هدایت‌ و روشنایی‌ در آن‌ نمایان‌ است‌.پس‌ به‌ خاطر اقتدانمودن‌ آن‌ را به‌ دست‌ گیرید. دوم‌، اهل‌ بیت‌، یعنی‌ خانواده‌ من‌ است‌ که‌ این‌ دو هرگز از هم‌جدا نمی‌ شوند، تا در حوض‌ بر من‌ وارد شوند.»
هر آنچه‌ در کتب‌ احادیث‌ و تفاسیر عامه‌ و خاصه‌ مسلمانان‌ اهل‌ تسنن‌ و تشیع‌تحقیق‌ و بررسی‌ شود، در مسئله‌ حدیث‌ ثقلین‌ راجع‌ به‌ قرآن‌ و عترت‌ اختلافی‌ نبوده‌ ونیست‌. پس‌ در باب‌ یادآوری‌ به‌ اتفاق‌ و وحدت‌ فرد به‌  فرد امت‌ اسلامی‌، شایسته‌ است‌ بامژده‌گیری‌ از پیام‌ این‌ دو بیت‌ عارفانه‌ که‌ می‌فرماید:
تا در مقام‌ صدق‌ و صفا پا گذاشتیم‌پای‌ بر فرق‌ عالم‌ بالا گذاشتیم‌
ما بندگان‌ درگه‌ عشقیم‌ زان‌ سبب‌دستی‌ به‌ تاج‌ مهر و ثریا گذاشتیم‌
این‌ تذکر امام‌ راحل‌؛ را فراموش‌ نکنیم‌ که‌ در وصیت‌ نامه‌ مندرج‌ است‌،می‌فرماید:خودخواهان‌ و طاغوتیان‌ قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ کردند برای‌ حکومت‌های‌ ضدقرآنی‌ و اقامه‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ و این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز نقشی‌ جز در گورستان‌ها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و اخلال‌گران‌ و فسادکاران‌ نفاق‌ راتا جایی‌ بردند که‌ در این‌ عصر انقلاب‌ اسلامی‌ از وحشت‌ اجابت‌ این‌ دعوت‌ به‌ ندای‌:«اِتّحِدوا اتّحِدوا یاللمسلمین‌» بنیان‌گذار جمهوری‌ اسلامی‌ ـ رحمه‌الله ـ؛ بازار آشوب‌ راداغ‌تر کرده‌ و مشغول‌ انواع‌ توطئه‌ چینی‌ها و اختلاف‌ سازی‌ میان‌ مسلمانان‌ بوده‌ که‌شناخت‌ آنان‌ برای‌ هر فردی‌ با ایمان‌ لازم‌ است‌، تا با قدرت‌ اتفاق‌ و اتحاد بلا را به‌ خودآنان‌ برگرداند. به‌ قول‌ عارفان‌:
چون‌ بد آید هر چه‌ آید بد شودیک‌ بلا ده‌ گردد و ده‌ صد شود
آتش‌ از گرمی‌ فتد نور از فروغ‌ فلسفه‌ باطل‌ شود منطق‌ دروغ‌
کور گردد عقل‌ و چشم‌ کنجکاوبشکند گردونه‌ای‌ را شاخ‌ گاو
مناقب‌ امام‌ حسین‌2 را با این‌ بیت‌ آغاز می‌کنم‌
این‌ حسین‌ کیست‌ که‌ عالم‌ همه‌ دیوانه‌ اوست‌این‌ چه‌ شمعی‌ است‌ که‌ جان‌هاهمه‌پروانه‌ اوست‌
نامش‌ حضرت‌ حسین‌2 فرزند علی‌ بن‌ابی‌ طالب‌ و فاطمه‌ زهرا ـ رضی‌ الله‌ عنهما ـو کنیه‌اش‌ ابوعبدالله بود. او دومین‌ فرزند پیامبراکرم‌(ص)، یکی‌ از آل‌ عبا است‌. برابر دوروایت‌ که‌ در تاج‌ الاصول‌ جلد۳ ص‌356 مندرج‌ است‌، وی‌ در چهارم‌ ماه‌ شعبان‌ سال‌چهارم‌ هجری‌قمری‌ به‌ دنیا آمد و در سال‌61 هجری‌ در سن‌ 57 سالگی‌ در کربلا به‌شهادت‌ رسید. در حالی‌که‌ تشنه‌ لب‌  در برابر مصائب‌ الهی‌ شکیبایی‌ می‌نمود.از ابی‌سعید۲ روایت‌ است‌ که‌ پیامبر(ص)فرمود:«الحسن‌ و الحسین‌ سیّدا شباب‌ اهل‌ الجنَّه‌ِ؛حسن‌ و حسین‌ از نظر رفعت‌، شکوه‌ و زیبایی‌ از همه‌ بهشتیان‌ بهترند».
از براء۲ روایت‌ است‌ پیامبر(ص) به‌ حسن‌ و حسین‌ نگاه‌ کرد و فرمود: «اللّ’هم‌َّ اِنّی‌اُحِبَّهُما؛ پروردگارا من‌ این‌ دو را دوست‌ دارم‌، تو هم‌ آنان‌ را دوست‌ دار». روایت‌ است‌ ازیَعْلی‌’ ابن‌مرّه‌ که‌ رسول‌ خدا فرمود:
«حُسَیْن‌ٌ مِنّی‌ وَاَن’ا مِن‌ْ حُسَیْن‌ٍ اَحَب‌ّ اللهُ مَن‌ْ اَحَب‌َّ حُسَیْنًا حُسَیْن‌ٌ سِبْط‌ٌ مِن‌َ الاَسْب’اط‌ِ؛حسین‌ از من‌ و من‌ از حسینم‌، خداوند دوست‌ دارد کسی‌ که‌ حسین‌ را دوست‌ داشته‌ باشد،حسین‌ نوه‌ای‌ از نوه‌های‌ من‌ است‌».
از سلمی‌’ ـ رضی‌اللهعنها ـ روایت‌ است‌: ام‌سلمه‌ را دیدم‌ می‌گریست‌ به‌ او گفتم‌:علت‌ گریستن‌ تو چیست‌؟ گفت‌: پیامبر(ص) را در خواب‌ دیدم‌، سر و رویش‌ گل‌آلود بود، به‌ اوعرض‌ کردم‌: چه‌ چیزی‌ برایت‌ پیش‌ آمده‌، ای‌ فرستاده‌ خدا! در جواب‌ فرمود: این‌ ساعت‌،شاهد شهادت‌ حسینم‌ بودم‌، همین‌ باعث‌ شده‌ غم‌ و تأسف‌ بزرگ‌ به‌ من‌ روی‌ آورد، در اثرکشته‌ شدن‌ حسین‌2 و پراکندگی‌ خانواده‌ او۲.از ابن‌عباس‌2 روایت‌ است‌ که‌ پیامبر(ص) حسین‌ را بر دوش‌ داشت‌، مردی‌ به‌ اوگفت‌:جوان‌ بر بهترین‌ مرکب‌ سوار شده‌ای‌، پیامبر(ص) فرمود:او هم‌ بهترین‌ سوار است‌.روزی‌ رسول‌ اکرم‌(ص) نماز می‌ خواند حسن‌ و حسین‌ ـرضی‌اللهعنهماـ آمدند و بر پشت‌ آن‌حضرت‌ سوار شدند، بعد از این‌ که‌ نماز تمام‌ شد، رسول‌ خدا آن‌ دو را گرفت‌ و به‌ دامن‌خویش‌ نهاد و آنها را بوسید، جمعی‌ گفتند: ای‌ رسول‌ خدا! آن‌ دو را دوست‌ می‌داری‌،حضرت‌ در جواب‌ فرمود: چرا دوست‌ نداشته‌ باشم‌ که‌ آنها دو ریحانه‌ من‌ هستند.
فرزندان‌ آن‌ حضرت‌، شش‌ پسر و سه‌ دختر بود.بخشش‌ و بزرگ‌ منشی‌ آن‌ بزرگواردر حد شمارش‌ خارج‌ از بیان‌ بود. لیکن‌ برای‌ نشان‌ دادن‌ انعام‌ و اکرامش‌ بیان‌ این‌ اندرزبرای‌ عاقلان‌ کافی‌ است‌ که‌ فرمود: گاهی‌ دنیا، دارایی‌های‌ خود را در اختیار تو می‌گذارد.تواین‌ دارایی‌ها را پیش‌ از آنکه‌ از دست‌ برود، بر مردم‌ ببخش‌ و مطمئن‌ باش‌ اگر دارایی‌ وتوانایی‌ مالی‌ به‌ تو روی‌ آورده‌ باشد، با بخشش‌ از بین‌ نخواهد رفت‌ و اگر از تو روی‌ گردان‌شده‌ باشد، بخل‌ ورزیدن‌ نیز نمی‌تواند آن‌ را برای‌ تو نگاه‌ دارد.
 
مهربانی‌
هنگامی‌ که‌ می‌خواستند جسد مطهرشان‌ را به‌ خاک‌ بسپارند متوجه‌ آثار زخم‌ بردوش‌ ایشان‌ شدند و علت‌ آن‌ را از امام‌ زین‌العابدین‌2 سؤال‌ کردند.ایشان‌ در جواب‌فرمودند:پدرم‌ پیوسته‌ برای‌ مستمندان‌ و یتیمان‌ غذا تهیه‌ می‌کردند و خود ایشان‌ آن‌ را بردوش‌ می‌کشید.
 
تواضع‌
حضرت‌ تا جایی‌ فروتن‌ بود، که‌ از کنار عده‌ای‌ بی‌نوا گذشت‌، بر سکویی‌ نشسته‌ و به‌خوردن‌ غذا مشغول‌ بودند از حضرت‌ تقاضا کردند که‌ بنشیند و در غذا خوردن‌ با آنها شرکت‌جوید.بی‌درنگ‌ خواسته‌ آنان‌ را اجابت‌ کرد و فرمودند: خدا خودپسندان‌ را دوست‌ ندارد.پس‌از پایان‌ یافتن‌ غذا این‌ عده‌ را به‌ منزل‌ خود دعوت‌ کرد و به‌ همسر خود فرمودند:هر چه‌ درخانه‌ اندوخته‌ داریم‌، به‌ این‌ بی‌نوایان‌ ببخشید.
 
بردباری‌
بردباری‌ آن‌ عالی‌ مقام‌، تا جایی‌ بود که‌ یکی‌ از خدمت‌کارانش‌ مرتکب‌ کار زشتی‌شد که‌ باید کیفر می‌دید.امام‌ دستور فرمود: به‌ او تازیانه‌ زده‌ شود.وی‌ عرض‌ کرد: سرورگرامی‌ خدا فرموده‌:(و الْک’اظِمین‌َ الْغَیْظ‌) آنان‌ که‌ خشم‌ خود را فرو برند؛ حضرت‌ فرمود: اورا رها کنید. خدمتکار بلافاصله‌ ادامه‌ آیه‌ را تلاوت‌ کرد(و الْع’افین‌ عن‌ّ النّاس‌ِ) کسانی‌اندکه‌ مردم‌ را مورد عفو قرار می‌دهند.
 
ظلم‌ ستیزی‌
ظلم‌ ستیزی‌ آن‌ حضرت‌ تا جایی‌ بود که‌ از بیعت‌ با یزید سر باز زد و این‌ جنایت‌کارباده‌خور،کفر پیشه‌، ملحد و مسخره‌ کننده‌ دین‌ که‌ هم‌بازی‌ میمون‌ها و سگ‌ها بود راشایسته‌ فرمانروایی‌ بر مسلمین‌ نشناخت‌ و به‌ مروان‌بن‌حکم‌ فرمود:
اگر فردی‌ چون‌ یزید فرمانده‌ مسلمین‌ گردد و امّت‌ اسلامی‌ به‌ چنین‌ مرد پلیدی‌گرفتار شود، باید برای‌ آینده‌ اسلام‌ اندوهگین‌ بود. برای‌ آن‌ حضرت‌، وحشت‌ و هراس‌ ازمرگ‌ معنا نداشت‌ و می‌فرمود:«مَوْت‌ٌ فی‌ عِزٍّ خَیْرٌ من‌ حَی’اه‌ٍفی‌ ذل‌ّ؛ مرگ‌ با عزت‌ پرارج‌تر اززندگی‌ با خواری‌ است‌». هم‌ چنین‌ با آغوش‌ گشوده‌ به‌ سوی‌ مرگ‌ می‌رفت‌ و فرزندان‌ وخاندان‌ و یارانش‌ را همراه‌ خود می‌برد، تا از دین‌ جدش‌ پاسداری‌ کند و با بخشندگی‌ وگذشت‌ جان‌ خویش‌ را در طبق‌ اخلاص‌ نهاده‌ و ندا می‌دهد:
«اِن‌ْ ک’ان‌َ دین‌ُ مُحَمَّدٍ لَم‌ْ یَسْتَقِم‌ْ اِلَّا بقَتْلی‌ فَی’ا سُیُوف‌ُ خُذینی‌؛ اگر دین‌ محمد جز به‌کشته‌ شدن‌ من‌ با پرجا نمی‌ماند، پس‌ ای‌ شمشیرها مرا در یابید.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.