تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


در قاموس زندگي، واژگاني وجود دارد كه گستره آن، چشمگير بوده و در مقابل ديدگان و دل هاي حقيقت جو، از قداست و لطافت فراوان برخوردار است. آيا به راستي مصاديق كلماتي چون؛ «خدمت» و «مهرورزي» را مي توان يك به يك شمارش كرد و سپس در فرصتي اندك به واگويه آن پرداخت، به ويژه اگر پيدايي و شكوفايي آن، ريشه در زندگي عرشيان داشته باشد؟!در نوشتار حاضر كه از فصلنامه فرهنگ كوثر ش 65 برگزيده شده گل چيني از سيره و سخنان امام جواد(ع) به پيشگاه خوانندگان گرامي تقديم مي شود.
خدمت چيست؟«خدمت» همان كمك كردن و سودرساني است كه هر فردي براساس شرايط زماني، مكاني و فكري، و نيز توانايي ها و امكاناتش، مي تواند در حق ديگران انجام دهد؛ رهانيدن ديگري از سختي و اندوه و رسانيدن وي به جايگاه مطلوب.
مفهوم مهرورزي«مهرورزي» نيز اعلام و اعلان دوستي و محبت است كه در قالب هاي گوناگون مي تواند جلوه گر شود؛ اما بر اساس عواملي كيفيت و كميت آن، مسير افزايش يا كاهش را مي پيمايد.
سفره پربركتمسئله «اقتصاد سالم» يكي از آموزه هاي ديني پيامبران و امامان (ع) مي باشد؛ لذا بايسته است براي رسيدن به نقطه مطلوب، سيره مديريتي و ارشادي آن بزرگواران مورد پژوهش و سپس كاربردي كردن، قرار بگيرد. به فرازي از گفتار و رفتار امام توجه كنيد:
حق الناس- شخصي به نام مطرفي نقل مي كند: من چهار هزار درهم به حضرت رضا (ع) قرض داده بودم و جز ما دو نفر، كسي از اين قضيه خبر نداشت؛ يك موقع خبر رسيد كه امام به شهادت رسيده است؛ لذا پيش خود مي گفتم: مالم تلف شد…! تا اين كه پسرش امام جواد(ع) برايم پيغام فرستاد فردا به نزدش بروم. وقتي نزد حضرت رفتم، فرمود: «پدرم رحلت كرد و تو چهارهزار درهم از وي طلب داشتي؟» عرض كردم: آري. آن حضرت از زير سجاده اش دينارهايي بيرون آورد و به من داد؛ بعد از محاسبه متوجه شدم دقيقاً چهار هزار درهم است. (1)ابوتمامه نقل مي كند:روزي به حضرت عرض كردم: مي خواهم به مكه بروم، در حالي كه بدهي دارم، ]شما چه مي فرماييد[؟ امام فرمود: «ارجع الي مؤدي دينك، وانظر ان تلقي الله عزوجل و ليس عليك دين، فان المؤمن لايخون؛ براي پرداخت بدهي ات برگرد، و دقت و توجه كن كه خداي عزوجل را هنگامي كه ملاقات كني (زيارت خانه خدا) كه در ذمه ات بدهي نباشد؛ چرا كه مؤمن ]به حق الناس[خيانت نمي ورزد.» (2)
كارآفرينيابوهاشم جعفري مي گويد:قبل از اينكه نزد امام جواد(ع) شرفياب شوم، شترچراني با من درد دل كرد و گفت: به امام بگو فلاني، جوياي كار است.. وقتي پيش حضرت رفتم، ديدم با عده اي مشغول غذاخوردن است؛ لذا فرصت را مناسب نديدم تا تقاضاي ساربان را بيان كنم امام جواد(ع) مرا به خوردن غذا فراخواند و سپس به خدمتكارش فرمود: «شترباني هست كه با ابوهاشم نزد ما مي آيد، او را پيش خود نگهدار و برايش كاري معين كن تا مشغول شود. (3)
گنجينه بخشش- اسماعيل بن عباس هاشمي مي گويد: در يكي از اعياد به محضر امام جواد(ع) رفته و بعد از سلام، فرارسيدن عيد را تبريك گفتم؛ سپس از تنگدستي خود شكايت كردم. حضرت گوشه سجاده اش را بلند كرد و از درون خاك، قطعه اي طلا بيرون آورد و به من بخشيد. بعد از خداحافظي، با خوشحالي وارد بازار شدم و مايحتاج زندگي ام را خريدم.(4)- ابوهاشم داودبن قاسم جعفري نقل مي كند:امام جواد(ع) كيسه پولي، شامل سيصد دينار، به من داد تا به يكي از پسر عموهايش بدهم. سپس فرمود: «آگاه باش كه او به تو خواهد گفت: «مرا به پيشه وري راهنمايي كن تا با اين پول كالايي از او خريداري كنم.» اي ابوهاشم! او را راهنمايي كن.»وقتي نزد وي رفتم و پول را دادم، همان تقاضا را مطرح نمود و من نيز تاجري را معرفي كردم تا با هم داد و ستد داشته باشند.(5)
سايه سار محبتدر طول زندگي، حوادثي را مي توان مشاهده كرد كه مسير زندگي فرد و جامعه را دستخوش تغيير و تحول قرارمي دهد؛ چه بسا آدمي در برخورد با ناملايمات، اراده و مقاومت مطلوبي از خود نشان ندهد و مغلوب رخدادها گردد. از اين رو، براساس فرموده الهي و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر.(6) نيازمند حمايت معنوي و مادي اطرافيان است تا به بركت همياري و مساعدت ديگران، از شدت و سنگيني «مصائب» كاسته شود.امام جواد(ع) به عنوان مربي و طبيب دلسوز امت اسلامي، براي پيش گيري و درمان برخي از حوادث ناگوار (زلزله، بيماري، مرگ، سرقت و…) نسخه هاي ماندگار و كارآمدي نگاشته است كه به بيان نمونه هايي از آنها بسنده مي شود.
در پناه قرآن و عترتعلي بن مهزيار نقل مي كنند:به امام(ع) نامه نوشتم و از زلزله هاي متعددي كه در «اهواز» واقع مي شد، گلايه كردم و پرسيدم: به نظر شما از اهواز به جاي ديگري كوچ كنم؟ امام در پاسخ نوشت:«از آن جا كوچ نكنيد؛ بلكه روزهاي چهار شنبه، پنجشنبه و جمعه را روزه بگيريد و در روز جمعه، بعد از غسل كردن و پوشيدن لباس پاكيزه، در مكاني (مسجد و يا بيابان) جمع بشويد و به درگاه الهي دعا كنيد؛ زيرا خداوند است كه زلزله را از شما برطرف مي گرداند.»زماني كه به دستورات حضرت عمل كرديم، زلزله ها پايان پذيرفت.(7)
داروي شفابخشمحمدبن عمير واقد رازي مي گويد: دردي در قسمت كمر و پهلويم ايجاد شده بود كه برخي از روزها شدت مي يافت؛ لذا از امام جواد(ع) خواستم براي برطرف شدن آن دعا كند. حضرت برايم چنين دعا فرمود: «وأنت فعافاك الله؛ خداوند به تو سلامتي عطا فرمايد.» از آن لحظه تاكنون ديگر به آن بيماري دچار نشده ام.(8)وي همچنين نقل مي كند:با برادرم خدمت حضرت رسيدم وي از تنگي نفس شكايت كرد، امام در حقش فرمود «عافاك الله مما تشكو؛ از آنچه شكايت كردي، خداوند عافيت و سلامتي نصيبت بگرداند.»وقتي از خانه حضرت بيرون آمديم، بيماري برادرم خوب شد و تاهنگام رحلتش هم عود نكرد.(9)ابوهاشم جعفري نقل مي كند:همراه حضرت به باغي رفتيم، در آن جا عرض كردم: من به خوردن گل خيلي علاقه دارم، برايم دعا بفرماييد تا اين عادت ناپسند را ترك كنم. اما در آن لحظه سكوت نمود؛ اما بعد از چند روز به من فرمود: «اي ابوهاشم! خداوند آن عادت را از تو برداشت؟» گفتم: آري، اكنون منفورترين و بدترين چيز پيش من، خوردن گل است.(10)حضرت براي تسلاي دل يكي از شيعيانش نامه اي فرستاد كه در آن آمده است: «به نام خداوند بخشايشگر مهربان! حادثه رحلت فرزندت را يادآور شده اي و برايم گفتي كه او عزيزترين فرزندانت بود؛ در واقع خداوند متعال نيز پاك ترين چيزها، از جمله فرزند هر خانواده اي را برمي گزيند تا بدين وسيله پاداش سرشاري به داغداران عطا كند.»امام جواد(ع) در ادامه چنين دعا مي كند: «فأعظم الله اجرك و أحسن عزاك…؛ پس، خداوند ثوابت را افزون گرداند و سوگواري ات را نيكو سازد و قلبت را پايدار كند، كه به درستي خداوند تواناست. و نيز خداوند به زودي برايت جايگزيني (فرزندي) ارزاني دارد، و من اميدوارم كه خداوند اين كار (پاداش و صبر نيكو و تولد فرزندي صالح) را انجام دهد. به خواست خدا(11)
پيام آور شادياحمدبن حديد و همراهان وي در سفر حج، مورد يورش دزدان قرارگرفته و تمام دارايي، حتي پيراهن هاي آنها به سرقت رفت؛ زماني كه به مدينه برگشتند، احمد نزد امام رفت و ماجرا را بازگو كرد. در اين موقع بود كه آن حضرت پيراهن ها و دينارهايي به وي عطا كرد تا بين دوستان و همسفرانش تقسيم كند، او نيز شتابان پيش آنان رفت و سهم هر يك را داد؛ به گونه اي كه همگي به اندازه اموال غارت شده خود بهره مند شدند و با كمال خوشحالي و سپاس گذاري به سوي خانه هاي خود رهسپار گرديدند.(12)
زدودن نگرانييكي از خدمتكاران امام جواد(ع) در سفري پارچه هايي براي حضرت خريده بود، در هنگام بازگشت، اموالش مورد سرقت دزدان قرار گرفت و از اين حادثه بسيار اندوهگين شد؛ براي كسب تكليف، نامه اي به امام نوشت و ماجرا را گزارش داد. آن حضرت نيز در پاسخ چنين نوشت:«ان انفسنا و اموالنا من مواهب الله…؛ همانا جان ها و ثروت هاي ما از بخشش هاي گواراي خداوند و عاريه سپرده اوست. تا آن جا كه از آن بهره مند شويم، مايه خوشي و شادي است و آنچه هم ]به غارت[ ببرند، اجر و ثواب است. بنابراين، هر كه جزعش بر صبرش غالب شود، اجرش ضايع شده است. پناه بر خدا از آن.»(13)
مسئوليت؛ خدمت، مهرورزييكي از اهالي سيستان مي گويد:در اوايل حكومت معتصم عباسي همراه امام جواد(ع) و عده اي ديگر، عازم مراسم حج شدم؛ در مسير مكه، به هنگام استراحت و خوردن غذا، خدمت امام عرض كردم: فدايت شوم! فرماندار شهر ما از محبان و دوستان شما مي باشد، در دفتر مالياتي اش بدهكار هستم. خداوند، مرا فدايت سازد! اگر مصلحت مي داني، درخصوص نيكي كردن به من، نامه اي برايش بنويس. حضرت فرمود: او را نمي شناسم. گفتم: فدايت شوم! او از دوستداران شما اهل بيت مي باشد؛ نامه حضرت عالي مؤثر خواهد بود. امام جواد(ع) درخواستم را قبول كرد و اين گونه نوشت:«بسم الله الرحمن الرحيم! اما بعد، فان موصل كتابي هذا ذكر عنك مذهبا جميلا، و ان ما لك من عملك الا ما احسنت فيه، فاحسن الي اخوانك، واعلم آن الله عزوجل سائلك عن مثاقيل الذره و الخردل؛ به نام خداوند بخشايشگر مهربان! اما بعد، حامل نامه از عقيده ات به نيكي ياد كرده است، بدان كه جز رفتار نيكو چيزي برايت سودمند نخواهد بود. بنابراين، به برادران ايماني خود نيكي كن. آگاه باش كه خداوند متعال حتي از كوچك ترين چيزها، تو را مورد بازخواست قرار مي دهد.»نامه را از امام گرفتم و به سوي وطنم رهسپار شدم، والي سيستان (حسين بن عبدالله نيشابوري) وقتي خبردار شد كه امام برايش نامه اي فرستاده، به استقبالم آمد و بعد از بوسيدن نامه و خواندن آن، با كمال احترام از من پرسيد: چه نيازي داري؟ من هم مشكل مالي و عدم توانايي ام در پرداخت ماليات را يادآور شدم. وي دستور داد: تا مادامي كه من فرماندار هستم، فلاني از پرداخت ماليات معاف است.آري، به بركت نامه امام جواد(ع) حاكم سيستان از آن روز تا هنگام رحلتش نسبت به من و خانواده ام «نيكي» نموده و هر از چند گاهي، هدايايي برايم مي فرستاد.(14)
رهايي از اسارتيكي از سياست هاي دشمنان، بازداشت و حبس اصحاب امامان(ع) بود؛ به شكلي كه پيامدهاي ناگواري براي اصحاب و خانواده آنان در پي داشت. امام جواد(ع) براي آزادي برخي از شيعيان، اقداماتي داشته كه به يك نمونه اشاره مي شود.در تاريخ پرفراز و نشيب «تشيع» مردان و زناني را مي توان معرفي نمود كه نقش ممتاز و ماندگاري داشته اند؛ يكي از آنها «اباصلت»، خادم متعهد امام رضا(ع) مي باشد. مأمون پس از شهادت امام و در روز خاكسپاري بدن مطهر حضرت، اباصلت را تحت فشار قرار داد تا حوادث روزهاي پاياني و اسرار و گفتار امام رضا(ع) را بازگو كند… ادامه داستان را از زبان خود وي مي شنويم:مأمون گفت: هر آنچه از علي بن موسي الرضا(ع) شنيده اي، برايم تعريف كن. به او گفتم: در اين لحظه چيزي يادم نمي آيد، در واقع فراموشم شده بود. اما خليفه عباسي حرفم را نپذيرفت و دستور داد مرا به زندان بفرستند… يك سال در زندان بودم و زندان برايم تنگ شده بود تا اين كه يك شب بيدار ماندم و از سويداي دل به راز و نياز پرداختم و خداوند را به پيامبر و خاندانش سوگند دادم كه مرا نجات دهد. هنوز دعايم به پايان نرسيده بود كه ناگاه امام جواد(ع) را در كنار خود مشاهده كردم… حضرت بعد از گشودن زنجيرها، مرا از ميان نگهبانان عبور داد؛ آنان در حالي كه ما را مي ديدند، قدرت سخن گفتن و ممانعت نداشتند. وقتي از محيط زندان خارج شديم، امام جواد(ع) به من فرمود:«امض في ودائع الله فانك لن تصل اليه و لايصل اليك ابدا؛ رهسپار شو در پناه و حمايت خدا. چرا كه هرگز به نزد مأمون نخواهي رفت و او نيز ديگر به تو دست نخواهد يافت.»اباصلت در پايان، مي گويد:از آن هنگام تا الان، من و مأمون هيچ گاه يكديگر را نديده ايم.(15)
جويبار مهرامام جواد(ع) در راستاي نكوداشت صالحان و ترويج «مهرورزي» اقدامات شايان توجهي داشته كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
تشويق هاي پياپي- يكي از شاگردان نمونه امام جواد(ع) كه بارها مورد تجليل و تحسين آن حضرت قرار گرفته، «علي بن مهزيار اهوازي» است. با مرور به حوادث تاريخي عصر مأمون و معتصم عباسي، درمي يابيم كه شخصيتي چون علي بن مهرزيار در گفتار و رفتار خود، ويژگي هاي ممتازي داشته كه كمتر كسي به آن پايه و رتبه رسيده است! در اين جا به فرازهايي از نامه هاي حضرت در ستايش «علي بن مهزيار» مي پردازيم…. قد ملأتني سروراً فسرك الله، و أنا ارجو من الكافي الدافع، أن يكفيك كيد كل كائد ان شاءالله؛… به تحقيق ]با گزارش اين اخبار[ مرا خوشحال گردانيدي، خدا نيز تو را شادمان سازد و از درگاه خداوندي كه كفايت كننده و دفع كننده است، آرزومندم تو را از خطر هر نيرنگ بازي تحت كفايت و عنايت خود قرار دهد. به خواست خدا.سررتني بما ذكرت من ذلك، و لم تزل تفعل، سرك الله بالجنه و رضي عنك برضائي عنك، و أنا أرجو من الله العفو و الرأفه …؛ مرا به سبب اخباري كه گزارش داده اي، شادمان ساخته اي، همچنان اين كار را انجام بده. خداوند تو را ]به ورود[ به بهشت مسرور گرداند و از تو خشنود باشد به جهت خشنودي من از تو، و من براي تو از پيشگاه الهي بخشش و عنايت آرزومندم…يا علي! أحسن الله جزاك، و أسكنك جنته، و حشرك الله معنا؛ اي علي! خداوند پاداشت را نيكو گرداند، و تو را در بهشت خود سكنا دهد، و از خواري در دنيا و آخرت نگاه دارد، و نيز تو را با ما محشور سازد.اي علي! بارها تو را درخصوص خيرخواهي، اطاعت، خدمت، احترام كردن و انجام دادن وظايفت آزموده ام؛ لذا اگر بگويم: «شخصي همانند تو را ]در بين يارانم[ نديده ام» هر آينه اميد و باور دارم كه به صداقت، چنين سخني گفته ام.بنابراين، خداوند پاداش تو را سكونت در باغ هاي بهشتي قرار دهد، و ]آگاه باش كه[ جايگاهت و نيز خدماتي كه در گرما و سرما و شب و روز انجام داده اي، بر من پوشيده نيست؛ لذا از خداوند مسئلت دارم به هنگام گردآمدن مردم در رستاخيز، تو را مورد رحمت ويژه قرار دهد تا شادمان شوي؛ چرا كه خداوند، شنونده دعاست.»(16)
پاداش نيكي- قاسم بن حسن تعريف مي كند:در مسير مكه و مدينه بودم كه چادرنشين مستضعفي نزدم آمد و درخواست كمك كرد، دلم به حالش سوخت؛ لذا قرص ناني به وي دادم. هنگامي كه از پيشم رفت، طوفان و گرد و غباري به پاخاست، به طوري كه عمامه ام را از سرم برداشت و برد و من نفهميدم باد، چگونه آمد و عمامه ام را كجا برد تا اين كه وارد مدينه شدم و خدمت امام جواد(ع) رسيدم؛ حضرت پرسيد: «عمامه ات در جاده ناپديد شد؟» عرض كردم: بله. در اين موقع، به غلامش فرمود: «عمامه اش را نزدش بياور.» با ديدن آن، شگفت زده پرسيدم: اي پسر پيامبر! چگونه پيش شما آمده است؟! حضرت، لبخندي زد و فرمود:«تو بر آن اعرابي صدقه دادي؛ لذا خداوند پاداش تو را داده و عمامه ات را برگرداند. زيرا (ان الله لايضيع أجرالمحسنين(17)؛ خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمي سازد.»(18)تو نيكي مي كن و در دجله اندازكه ايزد در بيابانت دهد باز
چشمه سار عطوفت- محمدبن وليد كرماني مي گويد:در مسير سفر، همراه امام جواد(ع) بودم تا اينكه وقت غذا خوردن فرا رسيد؛ وقتي غذا خورديم و سفره برچيده شد، غلام به جمع آوري ريزه هاي غذا پرداخت. در اين هنگام، امام فرمود:«هرگاه در صحرا غذايي باقي ماند- حتي ران گوسفند- آن را برنداريد ]تا جانوران و حيوانات از آن بهره مند شوند[ اما در محيط خانه، دورريزها را جست و جو و جمع كنيد ]تا مبادا پايمال شود[.»(19)
تكريم پدر- بكربن صالح مي گويد:دامادم به امام جواد(ع) نامه نوشت كه: پدرم از دشمنان شما (ناصبي) و فاسدالعقيده است و گاهي از ناحيه او، سختي و دشمني مي بينم. فدايت شوم! برايم دعا بفرماييد.فدايت شوم! شما چه دستوري مي دهيد، آيا با وي ستيز داشته باشم يا مدارا كنم؟ امام در پاسخ نوشت:«المداراه خير لك من المكاشفه ، و مع العسر، يسر، فاصبر فان العاقبه للمتقين، ثبتك الله علي ولايه من توليت، نحن و انتم في وديعه الله الذي لاتضيع و دائعه!…مدارا كردن براي تو از ستيزه جويي بهتر است، و ]آگاه باش كه[ همراه سختي و دشواري، آساني و گشايش هم وجود دارد. بنابراين، بردبار باش؛ چرا كه سرانجام نيك، از آن پرهيزكاران است. خداوند تو را بر ولايت آن كه دوستدارش هستي (امامان)، استوار گرداند. ما و شما در حمايت و سپرده خدايي هستيم كه اماناتش تباه نخواهد شد». (20)
توشه آخرتاز آن جا كه مدت زمان زندگي دنيوي و نيز مسئوليت هاي اجرايي و علمي، بسيار محدود و گذرا است؛ مي طلبد كه با به جا نهادن خدمات شايسته (باقيات صالحات) دعاي خير مردم را ديباچه مرحله بازنشستگي و نيز بدرقه سفر اخروي خود گردانيم. در مكتب تربيتي امام محمد تقي(ع) آموزه هايي وجود دارد كه بهره گيري از آنها «ارزش افزوده» زندگي و توانايي ما را بيشتر و بهتر تضمين مي كند.
توفيق خدمت- اربع خصال تعين المرء علي العمل: الصحه و الغني والعلم و التوفيق؛ چهار چيز موجب ياري انسان بر انجام كار مي شود: سلامتي، ثروت، دانش و توفيق الهي (21)المومن يحتاج الي توفيق من الله؛ مومن به توفيق از طرف خدا، نياز دارد. (22)
بركات خدمت- موت الانسان بالذنوب اكثر من موته بالاجل و حياته بالبر اكثر من حياته بالعمر؛ مرگ انسان به واسطه انجام گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعي و عادي، و نيز زندگي او به سبب نيكي و احسان، بيشتر است از زندگي معمولي. (23)اهل المعروف الي اصطناعه احوج من اهل الحاجه ، لان لهم اجره و فخره و ذكره …؛ نيكوكاران به انجام كار نيك، محتاج تر هستند از حاجتمندان و نيازمندان. زيرا پاداش، مباهات و خوش نامي آنها به سبب انجام احسان و نيكي است. (24)
حسن اخلاق- عنوان صحيفه المومن حسن خلقه؛ خوش اخلاقي، در راس نامه اعمال مومن است. (25)
سفره احسانخداوند متعال به هر يك از ما- كم و بيش – نعمت هايي داده كه دوام و بركت آن منوط به رعايت اموري چند است. گفتار آسماني امام جواد (ع) بيانگر اين نكات مي باشد.
هذا من فضل ربي- ما انعم الله عزوجل علي عبده نعمه فعلم انها من الله الا كتب الله جل اسمه له شكرها قبل ان بحمده عليها؛ هر نعمتي كه خداوند صاحب عزت و جلال، به بنده اش عطا مي كند، اگر او بداند كه از جانب خداست، پيش از آن كه وي زبان به ستايش باز كند، خداوند- كه نامش با شكوه است- شكر نعمت را براي بنده اش مي نويسد. (26)
بقا و فنا- ان لله عباداً يخصم بدوام النعم، فلا تزال فيهم ما بذلوها، فان منعوها نزعها الله عنهم و حولها الي غيرهم، همانا خداوند را بندگاني است كه ايشان را به دوام و بقاي نعمت تخصيص مي دهد. پس، تا مادامي كه بذل و بخشش مي كنند، نعمت در ميانشان ماندگار است و هرگاه از بهره مند ساختن ديگران خودداري كنند، خداوند نيز آن نعمت را از آن ها گرفته و به افراد ديگري منتقل مي گرداند. (27) – ما عظمت نعمه احد الا عظمت حوائج الناس اليه، فمن لم يتحمل تلك المونه عرض النعمه للزوال؛ نعمت هيچ كسي فزوني نمي يابد مگر آن كه نياز و مراجعه مردم به او فراوان مي شود. پس، هرگاه كسي متحمل اين بار گران (مراجعه نيازمندان و ارباب رجوع) نشود، آن نعمت نيز در معرض فنا و زوال قرار خواهد گرفت ]و به ديگري عطا خواهد شد[ . (28)
آيين دوستييكي از محيط هاي «تبادل محبت» محافل دوستي و رفاقت است؛ به گونه اي كه بسياري از طبقات گوناگون مردمي «عواطف» خود را در نشست هاي دوستانه آشكار و منتقل مي كنند. به عبارت ديگر، مجالسي كه توسط دوستان تشكيل مي يابد، محفل انس، محبت و مهرورزي است چنان كه پس از پايان مجلس وهنگام خداحافظي، «آرامش و خرسندي» در چهره ها و رفتارها نمايان و محسوس مي شود. امام جواد (ع) براي استحكام بخشيدن به اين پيوندها، مطالبي را بيان فرموده كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
انگيزه رفاقت- من استفاد اخا في الله فقد استفاد اخاً في الجنه ؛ كسي كه در راه خدا برادري به دست آورد، گويا برادري در بهشت نصيب خود ساخته است. (29)- الناس اخوان فان كانت الاخوه في غير ذات الله فانها تعود عداوه و ذلك قوله تعالي: الا خلاء يومئذ يعضهم لبعض عدو الا المتقين (30). مردم برادران يكديگرند، پس اگر دوستي و برادري براي غير خدا باشد، منجر به دشمني مي شود و اين، فرمايش خداوند بلند مرتبه است كه:«در روز قيامت به جز تقواپيشگان، برخي از دوستان با يكديگر دشمني مي كنند.» (31)
آيينه باش!- من نصح الانسان لاخيه نهيه عنا لايرضاء لنفسه؛ از جمله نشانه هاي خيرخواهي آدمي نسبت به برادرش، بازداشتن اوست از آنچه خود نمي پسندد. (32)
آفت دوستي- لاتفسد الظن علي صديق قد اصلحك اليقين له؛ مبادا به سبب گمان ]بد[ در حق دوست، يقين خود را درباره خوب بودن وي، فاسد و تباه گرداني! (33)
مساعدت و همياري- من صدق صحبه الرجل اسقاط المونه عن اخيه؛ يكي از نشانه هاي صداقت آدمي در دوستي، برطرف كردن مشكل برادرش مي باشد. (34)
 


برچسب ها :
دیدگاه ها