صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > شخصیت ها > شخصیت های شیعی > ميرزا ابوالحسن جلوه > مختصري از زندگي و ويژگي هاي مرحوم ميرزا ابوالحسن جلوه
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


انديشه هاي جلوهحکيم ميرزا ابوالحسن جلوه از همان اوان جواني، به فراگيري حکمت و فلسفه پرداخت و از سرچشمه حکمت الهي سيراب گشت. از اين رو، آفتاب حکمت بر قلبش تابيدن گرفت و به نور معرفت آراسته گرديد. همين مسئله در کنار فروتني، مهرباني و کلام شيوا و شيرين وي، جلسه درسش را باشکوه کرده بود. تقريباً بيشتر عمر با برکت اين حکيم الهي، صرف مطالعه، تحقيق و تفکر مي شد و اگر به اين امور نمي پرداخت، به راز و نياز با خدا و امور عبادي مشغول بود. حکيم جلوه با وجود توانايي هاي فکري و انديشه هاي عالي، هنگام نوشتن، به ساحت مقدس اهل بيت عصمت و طهارت توسل مي جست و از ايشان ياري مي طلبيد. (2)
جلوه روحانيحکيم الهي، ميرزا ابوالحسن جلوه، اندامي تکيده و نحيف داشت، ولي هاله اي از روحانيت بر سيماي پر جذبه اش پرتو افکنده بود. نگاه نافذش که معمولاً از محبت، آکنده و با وقار و شکوه آميخته بود، افراد را به خود مي کشاند. با وجود فروتني و وارستگي، هيبتي داشت که سبب مي شد مردم به ديده احترام به وي بنگرند. جامه اش با وجود سادگي و ارزاني، پاکيزه بود. او با وجود دانش فراوان، گرد برتري طلبي نمي گشت. حکيم جلوه، خوش برخورد و شيرين گفتار بود و در برخورد با افراد، چنان رفتار مي کرد که وقتي از وي جدا مي شدند، شادمان بودند. (3)
ديوان شعر جلوهحکيم ميرزا ابوالحسن جلوه، افزون بر آنکه در حکمت، فلسفه و عرفان، نام دار بود، در شعر و شاعري هم آثار منظومي از خود به جاي گذاشت که در ديواني چاپ شده است. (4) حکيم شاعر، خود به جمع و تدوين سروده هايش رغبتي نشان نمي داد. از اين رو، يکي از شاگردانش به نام ميرزا علي خان عبدالرسولي در سال 1348 هـ .ق، اشعار استاد را جمع و تدوين کرد. ديوان جلوه، شامل قصايد، غزليات و مثنويات حکيم است که مضمون هاي عرفاني، اخلاقي، فلسفي و مدح اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را در برمي گيرد. (5)
عشق به اهل بيتعشق و محبت به اهل بيت عليهم السلام از ابتداي جواني در وجود حکيم جلوه پديد آمده بود و اين عشق در تمام وجودش موج مي زد. رابطه حکيم جلوه با اهل بيت عليهم السلام، رابطه اي قلبي و همراه با عشق و علاقه بود که از شناختي ژرف و آگاهي گسترده اي سرچشمه مي گرفت. اين عشق و علاقه در اشعار حکيم جلوه نيز موج مي زند؛ آنجا که در مدح رسول خدا صلي الله عليه و آله مي گويد:توشه نداني که چيست، مهر رسول استآن که بود دايره جهان را پرگار(6)نيز در فضيلت اميرالمؤمنان علي عليه السلام مي گويد:غير علي کس نکرد خدمت احمدغم خور موسي نباشد الا هارون (7)
زهد و قناعتحضرت علي عليه السلام در خطبه 79 نهج البلاغه، زهد را کوتاهي آرزو و شکر نعمت ها مي داند و در حکمت 439 مي فرمايد: «زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: بر آنچه از امور مادي از دستتان مي رود، ناراحت نشويد و بر آنچه خدا به شما مي دهد، شاد نگرديد».مرحوم جلوه، اين ويژگي ها را به کمال داشت. او ساده و بي تکلف زندگي مي کرد و گاه براي آسايش ديگران، خود را به رنج مي افکند. آن حيکم والامقام با وجود موقعيتي که داشت، از مال دنيا هيچ نيندوخت و محل زندگي اش، حجره اي تو در تو واقع در مدرسه دارالشفاي تهران بود. زهد و قناعت، نيازهايش را اندک کرده بود و همين امر او را از قيد اسارت امور دنيوي و افراد دنيا طلب مي رهانيد. از اين رو، با عزت نفس مي زيست. گرايش جلوه به زهد، در آزادمنشي او ريشه داشت که در پرتو آن، از مواهب روحي و معنوي بهره مند بود و براي تأمين امور مادي خويش، به هيچ کس زحمت نمي داد. (8)
جلوه و سيد جمال الدين اسدآباديميرزا ابوالحسن جلوه در برخوردهايش با سيد جمال الدين اسدآبادي، به او محبت و علاقه خاصي پيدا کرد و در سفرهايي که سيد به ايران مي آمد، از احوال وي جويا مي شد. حاج سيد اسدالله مجتهد، از شاگردان حکيم جلوه مي گويد: «ميرزا به من دستور داد در يکي از شب ها به زاويه حضرت عبدالعظيم بروم و سلام او را به سيد جمال برسانم و از احوالش جويا شوم.» (9) ميرزاي جلوه در سفر اول سيد جمال به ايران، پس از ملاقات با وي درباره او گفت: «آدمي اهل اصطلاح و کتاب خوانده است.» (10)
پی نوشت:
1. نک: جمعي از پژوهشگران، گلشن ابرار، قم، نشر معروف، 1379، چ 1، ج 1، ص 393؛ دائره المعارف تشيع، نشر شهيد سعيد محبي، 1380، چ 2، ج 5.2. نک: گلشن ابرار، صص 396 و 397.3. نک: همان، صص 399 و 400.4. همان، ص 151.5. نک: ميرزا ابوالحسن جلوه، حکيم فروتن، 132 و 133.6. گلشن جلوه، ص 152.7. گلشن ابرار، ص 400.8. همان، صص 148 و 149.9. همان، ص 163.10. گلشن جلوه، ص 290.منبع: ماهنامه ي گلبرگ
 


برچسب ها :
دیدگاه ها