تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۹۷


در محضر ثامن‌الحجج(علیه السلام)

۱- مورخین خبر ولادت آن حضرت را به اختلاف نوشته‌اند. ما در اینجا آن اقوال را ذکر مى‌کنیم:الف- صدوق در عیون و شهید در دروس و کفعمى در مصباح روز ولادت حضرت رضا(علیه السلام) را پنج‌شنبه نوشته‌اند .ب- طبرسى در اعلام الوری، ابن‌‌شهر‌آشوب در مناقب و در تاریخ قم جمعه دانسته‌اند و بسیارى از روایات و اتفاق بیشتر از اخبار ولادت آن حضرت را روز جمعه ذکر نموده‌اند.ج- صدوق در عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ابن شهر‌آشوب در مناقب، ولادت حضرت رضا(علیه السلام) را یازدهم ربیع‌الاول نوشته‌اند.د- در مطالب السوال و کشف الغمه، یازدهم ذى‌الحجه، در اعلام الورى و دروس و مصباح کفعمى یازدهم ذیقعده نوشته شده که صحیح‌تر و مشهورتر همین قول اخیر است که ما شیعیان آن را جشن مى‌گیریم.۲- در ارشاد مفید سال ولادت حضرت رضا(علیه السلام) را در ۱۴۸ هجرى در مدینه نوشته است و براین قولند: کلینى در کافی، طبرسى در اعلام الوری، شهید در دروس کفعمى در مصباح، ابن اثیر در کامل ولیکن صدوق در عیون، ابن شهرآشوب در مناقب، ابن طلحه در مطالب السوال، خلکان در وفیات الاعیان، مسعودى در اثبات الوصیه، سال ولادت را صد و پنجاه و سه هجرى قمرى یعنى پنجاه سال بعد از شهادت حضرت ابى عبدالله الحسین(علیه السلام) نوشته‌اند. دایره المعارف فرانسه ولادت حضرت امام رضا(علیه السلام) را سال ۷۶۵ میلادى نگاشته است.۳- نام مبارک آن بزرگوار “علی” است. کنیه شریفش “ابوالحسن”‌است که پدر بزرگوارش حضرت موسى‌بن جعفر(علیه السلام) هم مکنى به این کنیه بوده و حضرتش به ابى الحسن ثانى مکنى گردیده و ابى الحسن ثالث حضرت امام على النقی(علیه السلام) است. لقب مشهور آن سرور رضا(علیه السلام) است. براى حضرتش القاب وعناوین دیگرى هم بوده چنان‌که او را صابر، فاضل، رضی، وفى و قره اعین المومنین لقب داده‌اند.۴- در باب لقب‌گذارى آن بزرگوار به رضا بعضى گفته‌اند این لقب بعد از قبول ولایتعهدى مامون به حضرت داده شده ولیکن اخبارى که دلالت بر رد این قول دارد متعدد است. چنان‌که ابن بابویه “صدوق” از بزنطى از حضرت امام محمدتقی(علیه السلام) روایت کرده که پدرم را خدا مسمى به رضا فرموده زیرا که او پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول خدا و ائمه هدى بود در زمین و همه از او خشنود بودند و حضرت را براى امامت پسندیدند. او پسندیده دوست و دشمن بوده و همه از وى خشنود بودند و بدین جهت او مابین ایشان به رضا ملقب شد.۵- حضرت امام رضا(علیه السلام) در شکل و شمایل شبیه جدش امیرالمومنین على بن ابیطالب(علیه السلام) بوده و خلق و خویى ستوده داشته است.۶- یکى از القاب مشهور حضرت “عالم آل محمد(صلی الله علیه و ُآله و سلم)” است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان مى‌باشد. جلسات مناظره متعددى که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علماى ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندى تمام بیرون آمد دلیل کوچکى بر این سخن است که قسمتى از این مناظرات در بخش “جنبه علمى امام(علیه السلام)” در کتب معتبر قابل مطالعه مى‌باشد.این توانایى و برترى امام در تسلط بر علوم یکى از دلایل امامت ایشان مى‌باشد و با تامل در سخنان امام در این مناظرات کاملا این مطلب روشن مى‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحى نمى‌تواند سرچشمه گرفته باشد.۷- پدر بزرگوار ایشان امام موسى کاظم(علیه السلام) پیشواى هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ هـ.ق به دست هارون عباسى به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان “تکتم”‌نام داشت و از اهالى “نوبه”‌ در جنوب مصر بوده است. وى در نیمه قرن دوم هجرى (که امام کاظم(علیه السلام) حدود ۲۰ سال داشت) به‌عنوان برده به مدینه آورده شده و به بیت‌ امام انتقال یافته است که پس از ورود به خانه موسى بن جعفر(علیه السلام) وى را به نام “نجمه” نامیده‌اند.در کتابهاى تاریخى از وى با نام‌هاى “سکن، خیزران، صقده، اروی، ام البنین و طاهره”‌ نیز یاد شده است که اینها احتمالا القابى است که به مناسبت‌هاى گوناگون به وى داده‌اند. این بانوى مکرمه افضل زنان در عقل و دین بوده و نسبت به خاتون خود حمیده مصفاه وللده حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) که از بانوان ایرانى و اشراف ایران بوده احترام مى‌نموده به طورى که از زمان تملک او به بعد براى پاس جلالت و حرمت هرگز نزد وى ننشسته بود.۸- حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) مانند سایر ائمه (علیهم السلام) داراى گوهر پاک و اصیل و به زیور فضایل نفسانى و اوصاف حمیده آراسته و از هرگونه زشتى و پلیدى و رذایل اخلاقى منزه بود زیرا خداوند تعالى ساحت پاک پیغمبراکرم(ص) و خاندان او را به مدلول آیه تطهیر از هر عیب و نفسى دور داشته است.على بن موسى الرضا(علیه السلام) هر سه روز یک بار قرآن را ختم نموده و مى‌فرمود: اگر بخواهم مى‌توانم روزى یک ختم بخوانم، ولى میل دارم در آیات الهى تامل نمایم و بدانم هر آیه در چه مورد نازل شده است. امام(علیه السلام) دنیا را سرایى آکنده از شر و بدى مى‌شمرد و از شر آن به خداوند پناه مى‌برد و راه رهایى را “زهد و پارسایی”‌مى‌دید و مى‌فرمود: “به وسیله زهد و بى‌رغبتى به دنیا نجات از شر دنیا را مى‌جوییم.”محمدبن عباد مى‌گوید: “رضا(علیه السلام)‌در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس مى‌نشست و جامه‌هاى خشن بر تن مى‌کرد و تنها هنگامى که در جمع مردمان حضور مى‌یافت جامه رسمى مردمان مى‌پوشید.”اباصلت هروى نیز درباره آن حضرت گوید: “او غذایى ساده و خوراکى اندک داشت.”‌امام (علیه السلام) حتى زمانى که رسما ولیعهد خلافت بود از همان زهد و پارسایى و ساده‌زیستى جدایى نداشت.یاسر خادم آن حضرت مى‌گوید: امام رضا(علیه السلام) به ما فرمود: “اگر بر بالاى سر شما ایستادم و در حال غذا خوردن بودید بلند نشوید تا غذا خوردن را به پایان برید.”یکى از مردمان بلخ مى‌گوید: “در سفر امام به خراسان همراه او بودم. روزى سفره غذایى طلبید و همه خدمتکاران و غلامان را بر سر آن سفره گرد آورد. گفتم: جانم به فدایت، خوب بود براى اینها سفره‌اى جداگانه مى‌گستردی! امام فرمود: خاموش! که خدا یکى است، پدر و مادر همه ما یکى است و پاداش هر کس نیز به کردارهاى اوست.”۹- حضرت رضا(علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینى و سیره نبوى مى‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست مى‌داشتند و به ایشان همچون پدرى مهربان مى‌نگریستند. تا قبل از این سفر با اینکه امام بیشتر سالهاى عمرش را در مدینه گذرانده بود، در سراسر مملکت اسلامى پیروان بسیارى داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.امام(علیه السلام) در گفتگویى که با مامون درباره ولایتعهدى داشتند، در این باره این‌گونه مى‌فرمایند: “همانا ولایتعهدى هیچ امتیازى را بر من نیفزود. هنگامى که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌هاى شهر مدینه عبور مى‌کردم،‌عزیزتر از من کسى نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من مى‌آوردند و کسى نبودکه بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام مى‌دادم و مردم به چشم عزیز وبزرگ خویش به من مى‌نگریستند.”۱۰- امامت و وصایت حضرت رضا(علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول‌اکرم(ص) اعلام شده بود. بخصوص امام کاظم(علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به‌عنوان وصى و امام بعد از خویش معرفى کرده بودند که به نمونه‌اى از آنها اشاره مى‌گردد:یکى از یاران امام موسى کاظم(علیه السلام) مى‌گوید: “ما شصت نفر بودیم که موسى بن جعفر(علیه السلام) به جمع ما وارد شد و دست فرزندش على در دست او بود. فرمود: آیا مى‌دانید من کیستم؟ گفتم: تو آقا و بزرگ ما هستی. فرمود: نام و لقب مرا بگویید. گفتم:‌شما موسى بن جعفربن محمد هستید. فرمود: این که با من است کیست؟ گفتم: على بن موسى بن جعفر. فرمود:‌پس شهادت دهید او در زندگانى من وکیل من است و بعد از مرگ من وصى من مى‌باشد.”در حدیث مشهورى نیز که جابر از قول نبى اکرم(ص)‌نقل مى‌کند امام رضا(علیه السلام) به‌عنوان هشتمین امام و وصى پیامبر معرفى شده‌اند. امام صادق(علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم(علیه السلام) مى‌فرمودند که “عالم آل محمد(ص) از فرزندان تو است و او وصى بعد از تو مى‌باشد.”۱۱- مدت امامت امام هشتم در حدود ۲۰ سال بود که مى‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:الف) ده سال اول امامت آن حضرت که همزمان بود با زمامدارى هارونب) پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین بود.ج) پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مامون و تسلط او بر قلمرو اسلامى آن روز بود.لازم به ذکر است در عصر امام رضا(علیه السلام) از سال ۱۴۸- ۲۰۰ هـ.ق ۲۹ جنبش سیاسى به‌وقوع پیوست.۱۲- دوران حیات و امامت امام هشتم اوج‌گیرى گرایش مردم به اهل بیت(علیهم السلام) و دوران گسترش پایگاه‌هاى مردمى این خاندان است. چنان‌که مى‌دانیم امام(علیه السلام) از پایگاه مردمى شایسته‌اى برخوردار بود و در همان شهر که مامون با زور حکومت مى‌کرد امام رضا(علیه السلام) مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حکم مى‌راند. نشانه‌ها و شواهد تاریخى ثابت مى‌کند که (در این دوران) پایگاه مردمى مکتب علی(علیه السلام) از جهت علمى واجتماعى تا حد بسیارى رشد کرده و گسترش یافته بود. در آن مرحله بود که امام(علیه السلام) مسئولیت رهبرى را به عهده گرفت.
منابع:
۱- عیون اخبار الرضا(علیه السلام)۲- ارشاد مفید۳- بحر الانساب۴- وفیات ابن خلکان۵- بحارالانوار۶- مطالب السئوال فى مناقب آل الرسول نسخه کتابخانه آستان رضوی۷- کشف الغمه۸- اصول کافی۹- علل الشرایع۱۰-مناقب ابن شهرآشوب۱۱-مشهد الرضا۱۲-اثبات الوصیه۱۳- بهجه الابرار یزدی

 

http://shiastudies.com

 


برچسب ها :
دیدگاه ها