اگر اسلام بهترین دین است، چرا مسلمانان در بدترین شرایط به سر می‌برند؟

شبهه

«اگر اسلام بهترین دین است، چرا مسلمانان در بدترین شرایط به سر می‌برند؟»

تبیین شبهه

پیروان هر دین، مکتب و آیین خود را بهترین دین میدانند و مسلمانان هم از این قاعده مستثنی نیستند. خداوند متعال در قرآن تنها دین مقبول نزد خود را اسلام معرفی میکند «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» (آل‏عمران : ۱۹) و هر دینی غیر از اسلام را باعث خسران و زیان می داند « وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرین‏» (آل‏عمران : ۸۵). همچنین در کلام اهل بیت علیهم السلام هم به برتری اسلام و خسران هر کسی که غیر از این دین را برگزیند بارها اشاره شده است( برای نمونه:نهج البلاغه (صالح) ص: ۲۳۰ ، مختصر البصائر: ص۴۳۶). سوال این است که با این توصیف چرا مسلمین هم از جهت اقتصادی و سیاسی و هم به لحاظ پیشرفتهای علمی و تکنولوژی دچار عقب افتادگی بوده و در مقایسه با کشورهای دیگر دچار چالش هستند؟

برای تحلیل ابعاد این شبهه و پاسخ به آن لازم است برخی نکات مورد توجه قرار گیرند:

نکته اول: هدف از این شبهه چیست؟

با دقت در این شبهه روشن می شود که هدف از آن، نقد کامل بودن دین اسلام به بهانه ناکارآمدی آن در عرصه عمل است. در این شبهه چند مدعا به صورت پیش فرض لحاظ شده که نباید از آنها عبور کرد: ۱. ناکارآمدی اسلام در عمل. ۲. تعارض بین کامل بودن اسلام و ناکارآمدی عملی.

نکته دوم: کارآمدی اسلام در عرصه عمل

اسلام پدیده ای نیست که بتوان به راحتی آن را تحلیل کرد بلکه دینی با قدمت ۱۵ قرن و در محیط جغرافیای گسترده و تاریخی پر فراز و نشیب بوده که شرایط متفاوتی را به خود دیده است. در دوره های مختلفی از این دوران، مسلمین از جهت پیشرفت و تمدن در بهترین شرایط بوده اند که عامل این پیشرفت را فقط می توان در مکتب آنها یعنی دین اسلام یافت(مرتضی مطهری، انسان و سرنوشت،ص ۶). نمونه بارز آن دوران ابتدایی اسلام و حکومت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله در مدینه است که در دورانی بسیار کوتاه، فرهنگ عقب افتاده و پر از تاریکی عرب حجاز به یکی از درخشان ترین برهه های تاریخ بشر تبدیل شد و همان اعراب بادیه نشین و دور از علم و قدرت به قوی ترین و متمدن ترین اجتماع دوران خود مبدل شدند(رک: نهج البلاغه، خطبه ۹۵، مقدمه ابن خلدون، ج ۱، ص ۲۸۷ و ج ۲، ص ۱۲۴۱). این پیشرفت وتعالی نیز تا قرن ها ادامه یافت و تمدن اسلامی چندین قرن تمدن اول جهان بود.

اما علت افول و کمرنگی تمدن اسلامی در چند قرن اخیر را باید به درستی تحلیل کرد و به اشتباه آن را به دین اسلام نسبت نداد. در مورد عوامل عقب افتادگی مسلمانان به اختصار می توان به این موارد اشاره کرد: ۱. مدیران ناتوان و مدیریت های اشتباه: اسلام بطور مشخص برای مدیریت جامعه و حکومت آن برنامه دارد و رکن امامت برای همین هدف توسط نبی اکرم صلوات الله علیه و آله پی ریزی شد(رک: نقش ائمه در احیا دین، علامه عسکری) اما با انحرافی که در این جهت رخ داد زمینه برای روی کارآمدن افراد ناشایستی چون بنی امیه و بنی عباس فراهم شد که نتیجه این مسیر انحراف بعد از قرنها خود را نشان داد(جرج زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر الکلام،صص۶۸۹-۶۹۳). ۲. توجه به عامل بیرونی در ایجاد عقب ماندگی: کشورهای غربی بعد قرون وسطی به فکر توسعه طلبی و استعمار افتاده و عامل اصلی بسیاری از عقب افتادگی های کشورهای شرقی از جمله کشورهای مسلمان بوده اند. این عامل با استفاده از زمینه ای که نتیجه عامل قبلی یعنی نبود رهبران شایسته بود ضربه عمیقی بر مسیر رشد جامعه اسلامی وارد کرد که آثار آن هم اکنون هم قابل مشاهده است(نقش استعمار برای از بین بردن وحدت و عظمت اسلام، زین العابدین قربانی، مکتب اسلام ش۱۲). ۳. اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی: یکی از مهمترین زمینه هایی که سبب ساز عقب افتادگی ها بوده و استعمار نیز بطور جدی در تحقق آن موثر بوده اختلاف در جامعه مسلمین است که بعد از رحلت پیامبر آغاز شد و تاکنون وجود دارد.

نکته سوم: عدم تنافی بین کامل بودن اسلام و ناکارآمدی عملی.

گرچه در نکته قبل به تفصیل بیان شد که مشکلات جامعه مسلمین در عرصه عمل تا چه حد نتیجه عواملی همچون استعمار، اختلافات داخلی و ناکارآمدی مدعیان حکومت بوده اما باید توجه داشت که رابطه ای منطقی بین کامل بودن اسلام و ناکارآمدی در حوزه عمل و اجرا نیست. روشن است که یک طرح و برنامه آنگاه در عمل قابل راستی آزمایی است که به طور کامل به آن عمل شود. عدم بهبود بیمار و ادامه مشکلات بیماری در صورتی که بیمار به نسخه پزشک بطور کامل و صحیح عمل نکند به هیچ وجه نشانه غلط بودن تجویز پزشک نخواهد بود. باید قبول کرد که گرچه برنامه اسلام برای تعالی فرد و جامعه هیچ کاستی و نقصانی ندارد و به همه جنبه های مورد نیاز برای تکامل بشر پرداخته اما جامعه مسلمین در عمل نتوانسته به طور کامل به آن عمل کند. به عنوان نمونه یا وجود تاکید قرآن بر تعقل و تفکر(رک: صابری، حسین، عقل و استنباط فقهی، ص ۱۳) و روایات اهل بیت علیهم السلام(رک: کافی ج ۱، باب فرض العلم) بر اهمیت علم و علم آموزی، علت رکود علمی جامعه مسلمین را باید در عواملی خارج از مکتب اسلام جستجو کرد(درباره پیشرفت علوم تجربی در تمدن اسلامی رک: کالین رنان، تاریخ علم کمبریج، ترجمه حسن افشار، ص ۳۱۷ و ۳۲۳). این مسئله در مواردی مانند عدم اعتماد و اتکا به کافران و مشرکان که از احکام قطعی قرآن بوده و همچنین پرهیز از جدال و اختلاف در درون خود که باعث تضعیف جامعه مسلمین می شود نیز صادق است.

نکته چهارم: مقایسه اسلام و مسلمانان با دیگر ادیان و متدینین

خودرو در مقایسه با دوچرخه از سرعت بیشتری برای جابجایی انسان برخوردار است در حالی که در نسبت با هواپیما بسیار کند است. بسیاری از مفاهیم از جمله پیشرفت یا عقب افتادگی نیز در مقایسه چند چیز معنا پیدا می کنند و قضاوت در مورد آنها بدون توجه به موارد مشابه نتیجه ای صحیح را درپی نخواهد داشت. در این شبهه صحبت از تکامل اسلام و شرایط بد مسلمانان به میان آمده و علت عقب افتادگی به اسلام و مسلمانان نسبت داده شده است که این مقایسه یا بین اسلام و ادیان دیگر مانند مسیحیت و یهودیت بوده و یا میان اسلام و کفر و بی اعتقادی به خدا و ادیان خواهد بود. مدافع این شبهه در فرض اول، وضعیت مسلمانان و دین اسلام را با ادیان دیگر مثل مسیحیان و یهودیان مقایسه کرده و آنها را موفق تر پنداشته و یا مطابق فرض دوم، به قیاس دینداران با جوامع بی دین پرداخته و شرایط کافران و جوامع لائیک را از جهت پیشرفت و توسعه برتر دانسته است.

از این رو باید دید آیا ادیان دیگر(مسیحیت، یهودیت) یا جوامع بی دین شرایط بهتری برای پیروان خود فراهم کرده یا اسلام به طور قابل توجهی در این جهت کارنامه ای درخشان را ارائه می دهد؟ مسیحیت با انحرافات آن و کمرنگی عقلانیت در آموزه هایش(رک: محمد حسین کاشف الغطاء، ، انجیل و مسیح، ترجمه سید هادی خسروشاهی، ص۲۵) زمینه را برای توجه افراطی به معنویت و رویگردانی از دنیا فراهم نموده که با ضمیمه شدن فساد اربابان کلیسا مدتها جامعه غرب را در سیاهی دوران قرون وسطی برده و زمینه را برای رویگردانی افراطی از دین و دلزدگی بشر غربی از ادیان فراهم کرد و آثار آن هنوز باقی است(محمد حسن قراملکی، سکولاریزم در اسلام و مسیحیت، صص۴۳-۵۶). یهودیان نیز در طول تاریخ جامعه ای مستقل نداشته و در جوامع دیگر به حیات خود ادامه داده اند و در قرن اخیر که با غصب فلسطین به تاسیس حکومت اقدام کرده اند از جهت تکنولوژی و علوم تجربی مصرف کننده دستآوردهای تمدن غرب بوده و از جهت اخلاق و انسانیت چیزی جز ظلم و سیاهی نداشته اند(رک: عقل عبدالسلام، کتاب سیاه جنایات اسرائیل در قرن بیستم). تفکر سکولار و جوامعی که دین در آنها به حاشیه رانده شده نیز گرچه در برخی زمینه ها به ظاهر موفق بوده اند اما نتیجه ای جز بحران های عمیق اخلاقی، اجتماعی، امنیتی و زیستی برای بشر و فجایعی مانند جنگ جهانی اول با حدود ده میلیون کشته و جنگ جهانی دوم با حدود هشتاد  میلیون کشته نداشته اند.

نکته پنجم: تفاوت سعادت واقعی و پیشرفت ظاهری و ریشه یابی صحیح این پیشرفتها

بطور قطع پیشرفتهای ظاهری برخی جوامع در عصر حاضر را نمی توان منکر شد اما باید علت و ریشه آنها را دقیق شناخت. قسمتی از این پیشرفتها نتیجه ادامه مسیر علمی جهان اسلام و یافته های محققان اسلامی بوده(ویل دورانت، تاریخ تمدن،ج ۴، ص ۴۳۳؛ همچنین سخن گوستاو لوبون را ببینید در: مرتضی مطهری، انسان و سرنوشت،ص ۹) و قسمتی از آن هم نتیجه کار و تلاش افراد بوده که مطابق سنت الهی، هر کس با هر اعتقادی به تلاش بپردازد نتیجه آن را خواهد دید. اما نباید فراموش کرد که این پیشرفتهای ابزاری و تکنیکی، نه تنها تضمین کننده سعادت بشری نیست، بلکه امنیت، آسایش و نظم جامعه جهانی را در بعد مادی و معنوی، تهدید می‌کند و برخی نتایج آن جامعه انسانی را در آستانه سقوط قرار داده است(رک: سید قطب، ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب، ترجمه سید علی خامنه‌ای). گرچه گسترش و پیشرفت ابزار زندگی و استفاده از نعمتهای دنیا در چارچوب عقلانیت و اخلاق مورد تایید و تاکید اسلام هست اما نباید این پیشرفتها را سعادت واقعی انسان دانست و نداشتن آن را خسران و زیان پنداشت.

نتیجه گیری

از مجموع مطالب گذشته روشن شد که اساس این شبهه بر چند پیش فرض غلط و ناشی از عدم شناخت صحیح از تاریخ تمدن ها و ادیان می باشد. دین اسلام دینی کامل برای همه بشر بوده و در درون خود همه موارد مورد نیاز برای سعادت واقعی بشر را دارد و مسلمانان در طول تاریخ به هر مقدار که به تعالیم آن عمل کرده اند از نتایج آن بهره برده اند.

منابع تکمیلی : کارنامه اسلام از دکتر عبدالحسین زرین کوب، پویایى فرهنگ و تمدن اسلام و ایران از على اکبر ولایتى، چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟ از کاظم علمداری، علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین از زین العابدین قربانی.

مقاله از حجه الاسلام والمسلمین دکتر علی هابطی نژاد

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.