تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


براي رسيدن به هر هدفي و پاسخ گويي به هر نيازي، راه هاي كوتاه و بلند و آسان و سختي وجود دارد. انسان به طور طبيعي و به حكم عقل مي كوشد تا كوتاه ترين و آسان ترين راه را برگزيند و خود را به هدف و برآورد نياز خويش برساند.از ديگر چيزهايي كه مي بايست براي رسيدن به هدف فراهم كرد، ابزارهاي مناسب و وسايلي است كه بتواند درراه رسيدن به آن كمك كند. انتخاب وسيله و ابزار مناسب نيز از مهم ترين اموري است كه مي بايست گزينش شود؛ از اين رو كساني كه راه درستي را برنمي گزينند و يا در صدد انتخاب وسيله و ابزار مناسب برنمي آيند، يا به مقصد و هدف نمي رسند و يا درنهايت با سختي و هزينه بسيار به بخشي از هدف دست مي يابند.قرآن با توجه به اهداف زندگي بشر كه رسيدن به كمال مطلق و سعادت مطلوب است، راه مستقيم و كوتاه و آساني را به انسان نشان داده است كه از آن به صراط مستقيم ياد مي كند. در مساله ابزارها و وسايل مناسب براي رسيدن به مقصد نيز وسايل و ابزارهايي را مشخص كرده است كه در اين نوشتار به نحو اجمال دراين باره سخن گفته خواهد شد
اسباب و وسايل رسيدن به هدفدر آموزه هايي قرآني جست و جوي وسايل مناسب به عنوان تكليف و وظيفه مومنان بيان شده است و از همگان خواسته شده تا سبب و وسيله مناسبي بيابند. خداوند در اين باره چنين دستور مي دهد؛ ابتغوا اليه الوسيله؛ به سوي خدا وسيله بجوييد. (مائده آيه 35 و نيز سوره اسراء آيه 57)در داستان ذوالقرنين به مساله سبب و ابزار اشاره مي شود و مي فرمايد ذوالقرنين با پيروي از سبب خود را به مغرب رساند و سپس با پيروي از سببي ديگر خود را به مشرق رساند و بر اقوام و مسايلي آگاهي يافت. آن گاه سبب ديگري را جست و با آن خود را به ميان دو كوهي چون سد و ديواره بلند رساند (كهف آيات 84تا 93)در اين آيات سخن از به كارگيري اسباب خاصي براي رسيدن به مشرق و مغرب و ديواره سبب هاي دوگانه است. تكرار واژه سبب در اين آيات خود نشان مي دهد كه او براي رسيدن به هر هدف خاص، از وسيله و سبب خاصي پيروي كرده و آن را به كار گرفته است.
معني و مفهوم سببواژه سبب به معناي وسيله اي است كه دو چيز را به هم مرتبط مي كند و نوعي پيوند ايجاد مي نمايد. از اين روست كه از رابطه ميان دو چيز كه نوعي همبستگي علت ومعلولي ميانشان وجود دارد، به سببيت ياد مي كنند و مي گويند كه اين خورشيد سبب روشنايي است و يا بيماري يرقان يا افزايش بلغم سبب زردي شده است. دراين جا به جهت نوعي پيوند كه ميان دو چيز است از آن به سبب ياد شده است. از اين رو تنها به وسايلي، مي توان اطلاق سبب كرد كه ارتباط و پيوند ميان دو چيز را پديد آورد.بنابر اين اگر خداوند از انسان مي خواهد كه براي ارتباط با خداي يگانه و رسيدن به وي سبب و وسيله مناسب پيدا كند، منظور بهره گيري از وسايل و اسبابي است كه بتواند اين پيوند را پديد يا تقويت كند.
وسيله ميان خدا و انساندر آموزه هاي قرآني پيامبران و اولياي الهي به عنوان وسايل و اسباب ميان زمين وآسمان و خدا و انسان معرفي شده اند در برخي از آيات از اين سبب و وسيله به حبل الله (آل عمران آيه 103 و نيز 112) و يا عروه الوثقي (بقره آيه 256 و لقمان آيه 22) نيز ياد شده است.حبل الله ريسمان الهي است كه ميان انسان و خدا قرار مي گيرد و پيوند و ارتباط ميان آن دو را پديد مي آورد و از آن جايي كه انسان در زندگي خود به ويژه در سختي ها و مصيبت ها و دشواري هاي مادي و معنوي به هر چيزي چنگ مي اندازد تا خود را از بلا و مصيبت برهاند و به آرامش و آسايش برسد، خداوند از وي مي خواهد كه درجست وجوي دستگيره، به دستگيره محكم الهي چنگ بزند كه در آيات و روايات ديگر از آن دستگيره، به قرآن و پيامبر (ع) و عترت پـاكش (ع) معنا و تفسير شده است.بر اين اساس در آموزه هاي قرآني كوتاهترين، آسان ترين و امن ترين راه، صراط مستقيمي است كه پيامبر مي فرمايد آن راه من است: هذا صراطي و بهترين و محكمترين ابزار و وسيله و سبب براي برآورد نيازها و رسيدن به مقصد نيز قرآن و اهل بيت(ع) مي باشند. هركس به اين ريسمان و حبل الله بياويزد به خدا مي رسد و همه نيازها و جوائج ايشان برآورده مي شود. اني تاركم فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي فان تمسكن بهما لن تضلوا ابدا؛ ميان شما دوچيز گرانبها به جا مي گذارم كه كتاب خدا و عترتم هستند پس اگر بدان بياويزيد هرگز گمراه نشويد.اين وسايل چنان كه گفته شد هرچند همگي نور يگانه و واحدي هستند ولي هريك از ويژگي هاي اختصاصي و برجسته اي برخوردار مي باشند و چنان كه ذوالقرنين براي دستيابي به هر هدف و رسيدن به هر مقصدي از يك سبب خاص بهره گرفت، براي دستيابي و برآورد نيازهاي انساني هريك از ائمه طاهرين، از يك برجستگي خاصي برخوردار مي باشند كه شخص مي تواند با ارتباط و بهره مندي از اين اسباب و وسايل و حبل الهي به هدف خاص خويش برسد و حوائج و نيازهايش را برآورده سازد. به سخن ديگر قرآن و عترت هرچند همگي از ويژگي هاي حبل الله و وسيله بودن برخوردار مي باشند و انسان براي دستيابي به همه اهداف و برآوردن نيازهاي خود مي تواند به يكي از آنان تمسك كرده و به دستگيره محكم خدايي چنگ زند ولي هريك از ايشان براي رسيدن به مقصدي و يا برآورد حاجتي، كوتاهترين و آسانترين و بهترين به شمار مي روند. از اين روست كه براي هر كاري و يا هدفي مي بايست به يكي چنگ انداخت و از يكي كمك و ياري خواست.
امام كاظم، باب الحوائجدرميان وسايل و اسباب، خداوند بر روي زمين باب الحوائج اختصاص به برآورد نيازهاي انساني دارد. حضرت موسي بن جعفر الكاظم(ع) درميان عترت طاهر(ع) از ويژگي خاصي برخوردار است كه وي را باب الحوائج ساخته است.باب درآيات قرآني از درهاي آسماني است كه انسان از راه آن روزي مي خورد. از اين رو كساني كه آيات خداوندي را تكذيب مي كنند و استكبار مي ورزند درهاي آسمان به روي ايشان بسته مي ماند تا از روزي هاي مادي و معنوي برخوردار گردند. (اعراف آيه 40)از ابواب آسمان است كه آب ها نازل مي شود و زمين سرسبز مي شود و روزي هاي زميني و زندگي مي رويد. (قمر آيه 11) هرگاه درهاي آسمان به روي بندگان بازشود آن گاه انسان ها از زندگي خوشي برخوردار خواهند شد (نباء آيه19) براي بازشدن و فتح ابواب آسمان مي بايست به آموزه هاي وحياني عمل كرد و از دستورهاي پيامبران وائمه(ع) پيروي نمود.اما گاه درهاي آسماني خود، وسايل و اسباب الهي هستند كه حبل ميان آسمان و زمين مي گردند. امام كاظم(ع) يكي از اين ابواب آسماني است كه هر حاجتمندي مي تواند با تمسك به ايشان و بهره گيري از اين وسيله به آسمان در آيد و از بركات آسماني بهره مند گردد و نيازهايش را برآورده سازد.در زبان روايات حضرت كاظم(ع) به جهت ويژگي خاصي كه در وجود مباركشان مي باشد به عنوان باب الحوائج شناخته شده اند و هركسي حاجت و نيازي دارد مي تواند با بهره مندي از اين باب الله به حاجت و نيازهايش برسد.آن حضرت در طول زندگي پربار خويش با آن كه بارها بازداشت و زنداني و شكنجه شد ولي با اين همه به ياري مظلومان و نيازمندان مي شتافت و در كمك به آنان برپايه سنت اجداد طاهرينش عمل مي كرد. بارها اموال خويش را به مستمندان و نيازمند داد و حاجت ها و نيازهاي مادي و معنوي ايشان را برآورده ساخت. اگر حضرت يوسف(ع) با زنداني هفت ساله كم يا بيشتر خويش، به علم حكمت خاص و تعبير رويا دست يافت، فشارها و مصيبت هايي كه بر حضرت امام كاظم(ع) وارد شد وي را به مقام باب الحوائج رساند و اكنون نيز اهل عراق از شيعه و سني به اين بارگاه مي شتابند و حاجت مي جويند. آن بزرگوار هنوز هم درميان شيعيان و اهل سنت عراق و ساير كشورها به عنوان باب الحوائج معروف مي باشند و بسياري از آن مقام شامخ بهره برده اند.
گذري كوتاه بر زندگي باب الحوائجحضرت امام موسي بن جعفر(ع) روزيكشنبه هفتم صفر سال 128 قمري در روستاي ابواء متولدشد. نام مادر آن حضرت، حميده و پدر آن بزرگوار حضرت امام جعفر صادق(ع) است. آن حضرت داراي چندين كنيه بودند كه از ميان آنها مي توان به كاظم و باب الحوائج و عبد صالح اشاره كرد.امام كاظم(ع) درطريق زندگي و تربيت مومنان، همان راه و روش پدر را در پيش گرفت و محورهايي چون برنامه ريزي فكري، آگاهي عقيدتي و مبارزه با عقايد انحرافي را سرلوحه برنامه هاي خود قرار داد.آن امام همام با دلايل استوار، بر افكار الحادي مي تاخت و منحرفان را به اشتباه راه و روششان آگاه مي ساخت. پس از مدتي با آگاهي شيعيان از روش ايشان، جنبش فكري امام(ع) درخشندگي يافت و قدرت علمي آن حضرت دانشمندان را تحت الشعاع خود قرار داد. امام كاظم(ع) در حوزه عمل سياسي نيز با مسائل برخورد مي كردند و همين امر موجب مي شد كه دستگاه جور در برابر امام (ع) موضع سختي اتخاذ نمايد. آن حضرت در قبال دستگاه ظلم و ستم عباسي، موضع منفي در پيش گرفت و دستور داد تا شيعيان در دعاوي خصوصي و عمومي، شكايت به نزد حاكم جور نبرند و با قراردادن قاضي تحكيم و داوري، منازعات را فيصله دهند. اما دشمني حكومت هارون الرشيد زماني با امام(ع) بيشتر شد كه يحيي برمكي دريافت امام (ع) به پايگاه هاي خود در همه نقاط كشورهاي اسلامي نامه مي نويسد و آنان را برضد حكومت بسيج مي كند. بر اثر سعايت هاي بي دريغ برمكي، هارون امام را به زندان افكند و او را از شيعيانش جدا ساخت به طوري كه آن حضرت نزديك به چهارده سال در زندان هارون بسر برد.حضرت امام موسي كاظم(ع) عابدترين، زاهدترين، فقيه ترين و كريم ترين مردم زمان خود بود. نوع عبادت ايشان شهره عام و خاص بود به گونه اي كه آن حضرت از ترس خدا آن چنان مي گريست كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مي شد.آن حضرت، صابر، صالح، امين و كاظم لقب يافته بود و به خاطر تسلط بر نفس و فروبردن خشم، به كاظم مشهور گرديد. سرانجام دستگاه حاكمه نتوانست حضور آن حضرت را تاب آورد. در اين هنگام سندي بن شاهك، به دستور هارون الرشيد، غذاي آن حضرت را به سم آلوده كرد و امام (ع) از آن غذا خورد. حضرت پس از سه روز در 25 رجب سال 183 قمري، در زندان هارون الرشيد عباسي، در سن 55 سالگي به شهادت رسيد. مرقد شريفش دركاظمين، نزديك بغداد، زيارتگاه شيفتگان حضرتش است.
 


برچسب ها :
دیدگاه ها