نسائی و اتهام تشیّع

از جمله کسانی که به سبب نقل فراتر از خط قرمز فضائل اهل بیت(علیهم السلام) به تشیّع متهم شد، نسائی، صاحب یکی از صحاح است. از اینکه حتی کسی مانند نسائی هم بسبب نقل فضائل، متهم می‌شود؛ باید همه‌چیز را فهمید. در همه‌ی مقدمه‌های تحقیقی که بر تصانیف نسائی به ویژه مجتبی، از سوی پژوهشگران نوشته است؛ به اتهام تشیع و دفع این شبهه از او پرداخته شده است. گناه نسائی این بود که فضائل اهل بیت و علی(علیه السلام) را در کتابی جداگانه نوشت و در اختیار دیگران قرار داد. در مقدمه‌ی صغری می‌خوانیم:
«کان الامام النسائی کنظرائه و أهل طبقته من الأئمه السته و غیرهم علی طریقه أهل الحدیث، مجانبا عن أهل البدعه و أهوائهم… و ذکر بعضهم أنه کان یتشیع لکنه علی ظاهره و إطلاقه لیس بصحیح، فإن التشیع المصطلح فی المتأخرین علی غیر ما استعمله المقدمون. قال الحافظ ابن حجر: إن التشیع فی عرف المتأخرین فهو الرفض المحض؛ و حاشا الامام([۱]) عن الرفض فی أی معنی کان، فإنّه لم یثبت عنه تفضیله علیا رضی‌الله‌عنه علی عثمان رضی‌الله‌عنه، و لعل منشأ هذا التوهم أنه لما خرج من مصر سنه ۳۰۲ه و ورد دمشق… و یؤید ما قررنا من براءته عن تهمه التشیع أنّه صنف بعد ذلک([۲]) کتابا فی فضائل الشیخین أیضا، فانکشف الغطاء و حصحص الحق و الحمدلله»([3])
البته در اینکه نسائی، خصائص را چه زمانی نوشته و آیا آنرا پس از فضائل صحابه یا پیش از آن نوشته اختلاف است؛ ولی در هر حال، همین کار او باعث شد تا او متهم شود؛ چرا که این کار او موجب خشم برخی از اهل حدیث شد و تا سده‌های بعد نیز این خشم همچنان ادامه داشته و دارد؛ از اینروست که ابن تیمیه در «منهاج السنهًْ» می‌گوید:
«وقد صنّف جماعه من علماء الحدیث فی فضائل علی، کما صنف الامام أحمد فضائله، و صنّف أبو نُعیم فی فضائله، و ذکر فیها أحادیث کثیره ضعیفه، ولم یذکر هذا([۴])، لأن الکذب ظاهر علیه، بخلاف غیره. و کذلک لم یذکره الترمذی، مع أنّه جمع فی فضائل علیّ أحادیث، کثیرٌ منها ضعیف. وکذلک النسائی… و جمع النسائی مصنّفا فی خصائص علیّ»([5])
از این سخن ابن تیمیه برمی‌آید که او خصائص نسائی را در اختیار داشته و آن را کاملاً مطالعه کرده و با روایات آن آشنا بوده؛ ولی او درباره‌ی روایت مستندی که در آن ده فضیلت از فضائل علی(علیه السلام) دیده می‌شود می‌گوید:
«والجواب أن هذا لیس مسندا بل هو مرسل… وفیه ألفاظ هی کذب علی رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم…»([6])
حال آنکه این روایت را نسائی مسنداً در خصائص ذکر کرده و اسناد آن حسن بلکه صحیح است؛ و نه تنها نسائی، بلکه احمد، طبرانی و حاکم نیز آن را ذکر کرده‌اند؛([۷]) و ابن تیمیه چشم خود را بر همه‌ی این مصادر بسته و به خواننده‌ی منهاج سنتش القا کرده که این روایت مرسل است.
جالب این است که ابن تیمیه به جرح و تعدیل راویان سند این حدیث نپرداخته و اساساً آن را مرسل دانسته و به این اعتبار، آن را از اعتبار انداخته است.
 

[۱]) مراد، نسائى است.

[۲]) یعنى پس از نوشتن کتاب خصائص امیرالمؤمنین(علیه السلام).

[۳]) سنن النسائى الصغرى؛ صی دار الفیحاء و دار السلام.

[۴]) یعنى حدیث «ردّ شمس» را.

[۵]) منهاج السنه النبویه؛ ج۸، ص۱۹۵.

[۶]) همان؛ ج۵، ص۳۴.

[۷]) نک: خصائص نسائى دارالکتاب العربى؛ پاورقى ص۴۴.

منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.