تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


بازماندگان كربلادر برخى از روايات آمده است كه امام حسين عليه‏السلام هنگام خروج از مدينه، نامه‏اى با مضمون زير خطاب به بنى هاشم نگاشت:«اما بعد فانه من لحق بى منكم استشهد و من تخلف لم يبلغ مبلغ الفتح; (9) هر كس به من بپيوندد، به شهادت مى‏رسد و كسى كه از من جدا شود، به پيروزى نخواهيد رسيد .» .اين نامه با واقعيات تاريخى كه حكايت از زنده ماندن تنى چند از بنى هاشم و غير آنها در واقعه عاشورا مى‏كند، منامات دارد و از اين رو، برخى در صدد توجيه آن برآمده، كلمه «استشهد» را به معنى «در معرض شهادت قرار مى‏گيرد» ، ترجمه كرده‏اند .كسانى را كه با مراجعه به منابع تاريخى، زنده ماندن آنها به دست مى‏آيد، در دو بخش بنى هاشم و اصحاب ديگر معرفى شوند:الف . بنى هاشم:1 . امام سجاد عليه‏السلام .2 . حسن بن حسن، معروف به حسن مثنى .او در روز عاشورا، در حالى كه مجروح بود، اسير شد و در حالى كه اسماء بن خارجه، قصد كشتن او را داشت، عمربن سعد نگذاشت كشته شود .او با فاطمه دختر امام حسين عليه‏السلام ازدواج كرد و در 35 سالگى دنيا را وداع گفت .وى در مدتى متولى اوقاف و صدقات حضرت على عليه‏السلام بود . (10)حسن بن حسن، پدر عبدالله بن حسن معروف به عبدالله محض، پدر محمد بن عبدالله معروف به نفس زكيه است و به جهت آن كه اولين علوى بود كه از پدر و مادرى علوى به دنيا آمده بود، به اين لقب معروف شد .3 . زيد بن حسن عليه‏السلام .او نيز از فرزندان امام حسن عليه‏السلام بود كه برخى منابع، حضور او را در كربلا تاييد كرده‏اند . (11)او مدت نود سال زيست و از بزرگان بنى‏هاشم به حساب مى‏آمد و مدت‏ها متولى صدقات پيامبر اكرم (ص) بود . (12)4 . عمرو (عمر) بن حسن عليه‏السلام .گزارش حضور او در كربلا و زنده ماندنش پس از اين واقعه، در برخى از منابع ذكر شده است . (13)5 . محمد بن عقيل .6 . قاسم بن عبدالله بن جعفر . (14)ب . اصحاب ديگر:1 . عقبة بن سمعان .او غلام رباب، همسر امام حسين عليه‏السلام و مادر سكينه خاتون (15) بود كه در روز عاشورا اسير شده، نزد عمر بن سعد برده شد و هنگامى كه عمر شنيد كه و برده است، دستور آزادى او را داد . (16)2 . ضحاك بن عبدالله مشرقى .او با امام حسين عليه‏السلام چنين شرط كرده بود كه تا مادامى كه امام عليه‏السلام يار و ياورى دارد، در كنار او باشد و هنگامى كه امام عليه‏السلام تنها شد، بتواند آن حضرت عليه‏السلام را ترك كند . از اين رو در روز عاشورا و در آخرين لحظات، به نزد امام عليه‏السلام آمده، شرط خود را يادآور شد . امام عليه‏السلام او را تصديق كرده، پرسيد: چگونه خود را نجات مى‏دهى؟ سپس فرمود: اگر بتوانى خود را نجات دهى، از نظر من مانعى ندارد .او پس از شنيدن اين سخن، سوار بر اسب خود شد و با جنگ و كشتن دو نفر از سپاه دشمن و شكافتن صف آنها، توانست‏به طور معجزه‏آسا خود را نجات دهد . (17)مورخان بعدها از او به عنوان يكى از راويان حوادث مختلف عاشورا بهره بردند . (18)4 . غلام عبدالرحمن بن عبدالله انصارى .او در صحنه كربلا حضور داشته، ناقل برخى از روايات بوده است . او مى‏گويد: هنگامى كه ديدم ياران كشته شدند، من از صحنه فرار كرده، خود را نجات دادم . (19)5 . مرقع بن ثمامة اسدى .6 . مسلم بن رباح مولى على . (20)همان گونه كه در لابلاى اسامى اين افراد يادآور شديم، تعداد فراوانى از روايات واقعه كربلا كه در كتبتاريخى به يادگار مانده، با واسطه يا بى‏واسطه از اين افراد نقل شده است .
پی نوشت:

9 . مجلسى، بحارالانوار، ج 44، ص 330 .10 . بحارالانوار، ج 44، ص 166 و 167 .11 . مقاتل الطالبيين، ص 119; به نقل از صالحى نجف‏آبادى، شهيد جاويد، ص‏109 .12 . بحارالانوار، ج 44، ص 163 – 165 .13 . تاريخ الطبرى، ج 4، ص 359; به نقل از شهيد جاويد، ص 109 .14 . سير اعلام النيلاء، ج 3، ص 203 به نقل از شهيد جاويد، ص 109 .15 . ابن مخنف، وقعة الطف، ص‏32 كه از تاريخ الطبرى، ج 5، ص 454 نقل شده است .16 . ابن اثير، الكامل، ج‏2، ص‏569 .17 . وقعة الطف، ص 34 و 35 (مقدمه) .18 . وقعة الطف، ص‏35، مقدمه كه از تاريخ طبرى، ج 5، ص 421 و 422 نقل شده است .19 . شهيد جاويد، ص 109 كه از تاريخ الطبرى، ج 4، ص 347 و تهذيب تاريخ ابن عساكر، ج 4، ص 338 نقل شده است .

 


برچسب ها :
دیدگاه ها