نخستین دوره تاریخی امامت (۸)

نخستین دوره تاریخی امامت (۸)

 

امامت، در دوره ی امام حسین (ع) «پس از شهادت امام مجتبی (ع)، رسماً حرکت تاریخی شیعه و امامت شیعی ، به دوره ی امام حسین (ع) منتقل می شود.نام حسین بن علی (ع)، نام عجیبی است. وقتی از لحاظ عاطفی نگاه می کنید، می بینید خصوصیت اسم آن امام در بین مسلمین با معرفت، این است که دل ها را مثل مغناطیس و کهربا به خود جذب می کند، البته در بین مسلمین کسانی هستند که این حالت را ندارند و در حقیقت، از معرفت به امام حسین (ع) بی بهره اند. از طرفی، کسانی هم هستند که جزء شیعیان این خانواده محسوب نمی شوند، اما در بین آنها، بسیاری هستند که اسم حسین (ع)، اشکشان را جاری می کند و دلشان را منقلب می سازد. خدای متعال در نام امام حسین (ع)، اثری قرار داده است که وقتی اسم او آورده می شود، بردل و جان انسان یک حالت معنوی حاکم می شود. این معنای عاطفی آن ذات و وجود مقدس، از اول هم در بین اصحاب بصیرت همین طور بوده است» (سید علی خامنه‌ای، سیمای معصومین، ۱۳۸۳، ۱۵۸).
امام حسین (ع)، شریعه ی معارف «امام حسین (ع)، وجود مبارکش، به حق، شریعه ی معارف است. عزیزترین معارف و عالی ترین مطالب عرفانی و معرفتی در کلمات دینی آن بزرگوار است. همین دعای امام حسین (ع) درروزعرفه، پر ازنغمه های شیوا و عشق و شور معرفتی است، حتی بعضی از دعاهای امام سجاد (ع) را که انسان می بیند و مقایسه می کند، گویا که دعای این پسر، شرح و توضیح دعای پدر می باشد. یعنی او اصل است و این فرع می باشد. دعای عجیب و شریف عرفه و کلمات این بزرگوار در حول و حوش عاشورا و خطبه هایش در غیر عاشورا معنا و روح عجیبی دارد.از جنبه های تاریخی هم، این نام وخصوصیت و شخصیت، یک مقطع تاریخی و یک کتاب تاریخ است» (همان، ۱۵۹).
دوران امام حسین (ع) و تغییرارتجاعی جامعه «در دوران امام حسین (ع)، به دلیل حاکمیت امویان و ترفندها و توطئه های آنان،یک تغییر ارتجاعی کلان و مهمی در جامعه ی آن روز رخ داده بود و در واقع، جاهلیت به دوره ی نوینی منتقل شده بود.از جنبه های تاریخی، حاکمیت اموی ها، با طیف وسیعی از درباریان دین فروخته و مزدبگیر و اجیرامویان، تغییرات عجیبی در جامعه به وجود آمد و همین مسأله، راز این حادثه است که بعد از ۵۰ سال از رحلت نبی مکرم اسلام (ع)، کسانی که مدعی دیانت بودند، آمدند و فرزند پیامبر(ص) را با آن طرز فجیع به شهادت رساندند» (همان، ۱۶۲).
اصل قرارگرفتن بیعت در این دوره، وضعیت عجیبی پیش آمد، یکی از آنها، اصل قرار گرفتن مسأله ی بیعت بود. بیعت یک اصلی شد که گویا اصل دین است، آن هم با افراد فاسد و فاسقی همچون یزید و امثال او.
اصل قرار گرفتن خلافت با فاصله گرفتن خلافت از امامت اسلامی، خلیفه گری و جانشینی افرادی به جای افراد دیگر در ردیف اصول قرار گرفت و تقریباً به مانند یک اصل برذهنیت جامعه حاکم شد؛ آن هم کسی که هیچ سنخیتی بارسول گرامی اسلام (ع) ندارد. فقط اگر نام خلیفه روی او بود، کفایت می کرد در این که مردم اطاعت کنند.
اصل قرار گرفتن اطاعت در این دوره ی تاریخی اطاعت از جلادهایی نظیر عبیدالله زیاد هم اصل قرار گرفت و اطاعت از آنان امرواجبی شمرده می شد. بنابر این پرواضح است که تخلف از بیعت و پذیرش خلیفه و عدم اطاعت، چه عواقبی دارد.
شواهد انحراف شواهد انحراف درک جامعه در دوره ی امام (ع) فراوانند، که تاریخ، این صحنه ها را به نمایش گذارده و شواهدی صادق بر انحراف هستند. قتل بزرگانی نظیر میثم تمار، عمر و بن حمق خزاعی، حجربن عدی و شخصیت هایی نظیر کمیل بن زیاد و بزرگان از تابعین و صحابه، همه گواه های صادقی بر اوج و عمق انحراف در این دوره می باشند.«پر واضع است که این انحرافات، نتیجه‌ای جز قتل و شهادت بهترین انسان را ندارد. مسأله به قدری روشن بود و انحراف به قدری نمودار بود که در گفتارها کاملاً هویدا و نمودار شده بود. زینب کبری(س) در بازار کوفه، آن خطبه ی عظیم را اساساً بر همین محور ایراد کرد» (همان، ۱۶۲).«یا اهل الکوفهًْ، یا اهل الختل و الغدر، أتبکون؟» (سید بن طاووس، ۱۳۴۵، ۸۸).« مردم کوفه، وقتی که سر مبارک امام حسین(ع) را بر روی نیزه مشاهده کردند و دخترعلی (ع)را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند، بنابه ضجه و گریه گذاشتند، فرمود:أتبکون؟»؛« فلارقأت الدمعهًْ و لا هدئت الرنهْ»؛ گریه و ناله ی آنان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود:«انما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوهًْ انکاثاً اتتخذون ایمانکم دخلاًبینکم»؛ این،همان برگشت است، برگشت به قهقهرا و عقب گرد و شما مثل زنی هستید که پشم ها یا پنبه ها را نخ می کند، بعد از آن که این نخ ها آماده شد. دوباره شروع می کند نخ ها را از نو باز می کند و پنبه می کند. شما در حقیقت، نخ های رشته ی خود را پنبه کردید، این، همان برگشت است، این بزرگ ترین فاجعه ی آن روز بود» ( سید علی خامنه‌ای، ص ۱۶۳).
دوران غربت امامت «دوره ی بعد از شهادت امیرمؤمنان(ع)، به حق دوران غربت امامت است، یعنی دوره ی امامت امام حسن و امام حسین (ع)، امام حسین (ع)، بیست سال بعد از این مدت به صورت امام معنوی همه ی مسلمانان مورد احترام همه ی مسلمانان است. محل ورود و تحصیل علم همه، محل تمسک وتوسل همه ی کسانی که می خواهند به اهل بیت (ع) اظهار ارادتی بکنند؛ شخصیت محبوب،بزرگ،شریف ،نجیب، اصیل و عالم. او به معاویه نامه می نویسد، نامه‌ای که اگر هر کسی به هرحاکمی بنویسد، جزایش کشته شدن است. معاویه با احترام تمام این نامه را می گیرد، می خواند، تحمل می کند و چیزی نمی گوید. اگر درهمان اوقات هم کسی می گفت که در آینده ی نزدیک به این مردم محترم شریف عزیز نجیب که مجسم کننده ی اسلام و قرآن، در نظرهربیننده است، ممکن است به دست همین امت اسلام و قرآن گشته بشود، آن هم با آن وضع، هیچکس تصور هم نمی کرد، اما همین حادثه ی باور نکردنی، همین حادثه ی عجیب و حیرت انگیز اتفاق افتاد! چه کسانی کردند؟ همان هایی که به خدمتش می آمدند و سلام و عرض اخلاص هم می کردند. این یعنی چه؟ معنایش این است که جامعه ی اسلامی در طول این پنجاه سال از معنویت و حقیقت اسلام تهی شده است، ظاهرش اسلامی است، اما باطنش پوک شده است . خطر این جاست. نمازها بر قرار است،نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسمشان مسلمان است وعده ای هم طرفدار اهل بیت(ع) هستند»(سید علی خامنه ای،۱۳۸۳، ۱۵۸-۱۵۲).منبع: دانشگاه علوم اسلامی رضوی ع ،دو ماهنامه اندیشه حوزه(۸۱/۸۲) ،۱۳۸۹

 

 

http://shiastudies.com

نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸). نخستین دوره تاریخی امامت (۸)

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.