معرفی ردّیه های نگاشته شده بر تصوّف (۱)

از روزی که انسان پا به عرصه گذاشته, به دنبال تبیین ارتباطات چهارگانه: ۱. ارتباط با خدا; ۲. ارتباط با جهان هستی; ۳. ارتباط با خود; و ۴. ارتباط با همنوع بوده است. تقریباً همه علوم روحی به تعبیر دیلتای درصدد تبیین ارتباطات چهارگانه فوق اند و, به بیانی دقیق تر برآنند که به حیات بشر معنا بخشند. تصوف هرچند یک شاخه ای از دانش های مصطلح نمی باشد, ولی به عنوان یک نحله و مسلک فکری ـ عملی, نه تنها فرآیند ارتباطات فوق را می نمایاند, بلکه بهتر از هر معرفتی به حیات آدمی معنا می بخشد و در چهارچوب آموزه (وحدت وجود)انسان را به عنوان فاعل شناساگر با مبدأ وجود و دیگر کاینات متصل و متّحد می گرداند.تقریباً تصوّف همزمان با ظهور اسلام, در میان مسلمانان پدیدار شده است. گروهی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) که در صُفّه مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلّم) در مدینه سکنی گزیدند, بزعم غالب تصوف پژوهان, بنیانگذار تصوف اسلامی اند, هرچند بعدها در قرون سوم و چهارم صوفیان مسلمان پاره ای از افکار هندوان, نوافلاطونیان و مسیحیان را اخذ کرده و با تعالیم اسلام ممزوج ساختند و در نتیجه به دست صوفیانی چون ابن عربی (وفات ۶۳۸هـ.ق), و شاگرد نامدارش صدرالدین قونوی (وفات ۶۷۳) و غیره, تصوف و عرفان نظری را که چیزی چون تفسیر و تأویل اسلامی, اثولوجیا فلوطین می باشد, پی ریزی کردند.با اینکه در دنیای اسلام صوفیان بزرگی درخشیدند, و بعضی از آنها نیز در مقام صحو, پاره ای از یافته های دوره سُکر خود را نوشته و میراث گرانبهایی را از خود به ارث گذاشتند, ولی هرگز در میان علما و عامّه مردم از اقبال چندانی برخوردار نبودند. دلایلی که ذیلاً به آنها اشاره خواهیم کرد سبب گردید که فقها و متشرعان مصیبت صوفیه را در عداد بزرگترین مصائبی به حساب آورند که در دنیای اسلام روی داده است. در این باب مرحوم آیهاللّه سید شهاب الدین مرعشی نجفی در صفحه ۱۸۳ تعلیقات جلد اول احقاق الحق مطالب نغزی را نگاشته که جهت مزید اطلاع بخشی از آن را عیناً ترجمه می کنیم:به نظر من مصیبت صوفیه گرانبارترین مصیبتی است که به اسلام وارد شده و ارکانش را درهم شکسته است. بعد از مطالعات بسیار و کنکاش در عبارات و کلمات به جا مانده از صوفیان, به این نتیجه رسیدم که جمله این مطالب را راهبان مسیحی در میان مسلمانان درانداختند و افرادی چون: حسن بصری, شبلی, معروف کرخی, زهری و جنید, آن را پذیرفته و تعلیم دادند. بدین ترتیب گروه صوفیان تشکیل گردید و آنان دست به تأویل کتاب و سنت زدند و با احکام عقل فطری به مخالفتبرخاسته, به (وحدت وجود) و یا به تعبیر بهتر به (وحدت موجود) اعتقاد یافتند. آنان در عبادت نوآوری کردند و به ذکر اورادی مداومت ورزیدند که مشحون بود از کفرگویی و ژاژخایی….ذیلاً به اختصار به دلایلی که باعث مخالفت فقها و متشرعان با صوفیه می گردید, اشاره می کنیم:
۱. وحدت وجود : وحدت وجود که از اصول تعالیم صوفیه است, البته بنیان عقلی ندارد و مبتنی بر کشف و شهود است. عصاره آموزه وحدت وجود این است که وجود ما به الامتیازش عین ما به الاشتراکش می باشد. لذا خدا و دیگر اشیاء عین همند. با این توضیح که ذات اقدس الهی از وجود اصیل برخوردار است و دیگر موجودات, وجود ظلّی دارند و این نظریه بعضاً به نوعی کفرگویی منجر می شود. مثلاً محیی الدین عربی در فص هارونی می نویسد: «موسی از هارون آگاه تر بود, زیرا می دانست که مردم با گوساله پرستی خود در حقیقت خدا را پرستیده بودند و عتاب موسی به برادرش هارون از این جهت بوده که هارون گوساله پرستی را منکر شمرده و سعه صدر و وسعت مشرب نداشته است» در ادامه این مطلب می گوید: «عارف کسی است که حق را در هر چیزی می بیند, بلکه آن را عین هر چیزی می داند». (تاج الدین حسین خوارزمی, شرح فصوص الحکم, تحقیق: آیهاللّه حسن زاده آملی, قم ۱۳۷۷هـ.ش/۹۶۶). نیازی به توضیح نیست که هر فقیه دین شناسی با این سخن به ستیزه برمی خیزد, و هیچ مسلمانی آن را برنمی تابد.
۲. هم ارزنگاری ادیان و مذاهب : پر واضح است که ادیان الهی سیر تکاملی داشته اند و با توجه به نیازمندی های زمانه و قدرت درک مردم نازل شده اند, و چون اسلام خاتم ادیان الهی است از دیگر ادیان کامل تر و عقلانی تر است; هرچند سایر ادیان را ردّ نمی کند. امروزه به این نظریه(تکثرگرایی غیر فروکاهشی اسلامی) می گویند و مبدع آن پرفسور محمد لگنهاوزن می باشد(ر.ک: لگنهاوزن, اسلام و کثرت گرایی دینی, ترجمه جواندل, قم ۱۳۷۹هـ.ش/۹۲). تاکنون هیچ متکلمی ادیان و مذاهب را هم ارز ندانسته و احدی نگفته که بت پرستی با توحید مساوی است. تکثرگرایی و تقریب مذاهب تنها برای جلوگیری از اختلافات ظاهری است تا پیروان مذهب در سایه آرامش به مشکلات عمیق تری بیندیشند. در این زمینه صوفیان دامنه تساهل را بیش از حد گسترده ساختند و کفر و ایمان را جلیس و انیس همدیگر دانستند. مثلاً حافظ سروده:
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین
گفتا بکوی عشق هم این و هم آن کنند
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است
گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند
و ابن عربی نیز گفته:
عقد الخلائقُ فی الاله عقایداً
وانا اعتقدتُ جمیع ماعَقَدُوه
(مردمان هرکدام در مورد خدا اعتقادی دارند, من به همه اعتقادات آنها, معتقدم).واضح است که مسلمانِ معتقد به کتاب و سنّت, با این آموزه مخالفت می کند.
 3. اعتقاد به حلول و اتحاد : ظاهراً حلول به این معناست که عارف چندان در ذات الهی فانی می شود که عین او می گردد. به نظر می آید این اعتقاد از هندوان مأخوذ شده باشد و در اواخر قرن سوم به اوج خود رسیده باشد. فقهای اسلام شدیداً با این اعتقاد مخالف بودند.مرحوم مینوی می نویسد: باور به حلول و اتحاد در جریان حسین بن منصور (معروف به حلاج, مقتول ۳۰۹هـ.ق) به اوج خود رسید, چندان که هشتاد نفر از مشاهیر و قاریان عصر فتوا دادند که صلاح مسلمین در کشتن اوست. (ر.ک: نقد حال, ج۲, ۱۳۵۱هـ.ش/۴۱).
 4. ترجیح طریقت بر شریعت : صوفیه موضوعات دینی را به علم شریعت و طریقت تقسیم می کردند و به واسطه آن دریافت های قلبی و حالات شخصی خود را به احکام شرعی ترجیح می دادند, و همین امر سبببرانگیخته شدن عالمان احکام دینی می شد و بیش از همه خصومت حنبلیان را برمی انگیخت. یوسف بن حسین رازی (وفات ۳۰۴هـ.ق) می گوید: در بغداد به احمد بن حنبل ـ امام حنابله ـ گفتم برایم حدیث بگو, گفت: ای صوفی تو را با حدیث چه کار است؟ (ر.ک: کیانی, محسن, تاریخ خانقاه در ایران, ۱۳۶۹هـ.ش/۴۲۵).
۵. تأویل آیات و روایات : شیعه امامیه با توسل به بعضی روایات, تأویل برخی از آیات قرآنی را پذیرفته است, لکن در این مورد خود را به اصولی ملتزم داشته و به دلخواه عمل نکرده است. و حق هم همین است که بعضاً تأویل اجتناب ناپذیر می باشد, والاّ اعتقاد به ظواهر برخی از آیات, نهایتاً به تجسیم منجر می شود. از سوی دیگر افراط در تأویل نیز به کفرگویی منتهی می گردد. از باب مثال ابن عربی در فص نوحی فصوص الحکم, آیه مبارکه«ولاتزد الظالمین الاّ ضلالاً»(سوره نوح/۲۵) که حضرت نوح(علیه السّلام) در ضمن آن قوم خود را نفرین کرده, چنین تأویل می کند: (خدایا کسانی که با ظلم بر نفس (به سبب ترک حظوظ نفس و لذات دنیا) به مقام (فناء فی الله) رسیده و در ذات تو, فانی شده اند, آنان را جز علم و معرفت که موجب حیرت انسان کامل در ذات تو می شود, میفزا, چنانکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ربّ زدنی فیک تحیرا. (ر.ک: جواد تهرانی, عارف و صوفی چه می گویند, تهران ۱۳۵۲هـ.ش/۶۷) چنانکه از عبارات ابن عربی برمی آید, وی نفرین را در فرآیند تأویل به دعای خیر برگردانده و این به نظر شرع مداران و نُبی خوانان جز تفسیر به رأی نمی باشد و آن نیز بنا به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) مذموم و مطرود است.
۶. استفاده از کلام رمزی : معمولاً صوفیه با استناد به (المجازُ قنطرهُ الحقیقه) و به دلایل مختلفی که این مختصر را مجال پرداختن به آن نیست, به زبان ایماء و اشاره سخن می گویند, و در کلام خویش از واژگانی بهره می جویند که مورد پسند (مرزبانان دین) نمی باشد. اغلب صوفیان به دلیل شطح گویی و کاربرد کنایه و اشاره در گفتار, از طرف علما تکفیر شده اند. هاتف اصفهانی در ترجیع بند معروف خود به این واقعیت اشاره کرده است:
هاتف ارباب معرفت که گهی
مست خوانندشان گهی هوشیار
از می و جام و ساقی و مطرب
وز مغ و دیر و شاهد و زنّار
قصد ایشان نهفته اسراریست
که به ایما کنند گاه اظهار
پی بری گر به رازشان دانی
که جز این نیست سرّ آن اسرار
که یکی هست و نیست هیچ جز او
وحده لا الهَ الاّ هُو
)احمد احمدی و رزمجو, سیر سخن, مشهد ۱۳۴۵هـ.ش, ج۲/۲۱۲(.
۷. استفاده از آلات موسیقی و سماع : صوفیه برخلاف عامه مسلمین که تحت تأثیر احادیث مأثوره و فتاوی فقها, موسیقی را حداقل ناپسند می دانستند, شدیداً به موسیقی و سماع علاقه مند بودند و گه گاه در معابر عمومی نیز به پایکوبی و وردخوانی می پرداختند. عزالدین محمود کاشانی در این مورد می نویسد: از جمله مستحسنات متصوفه که محل انکار بعضی از علماء ظاهر است, یکی اجتماع ایشان است برای سماع و غنا و الحان و استحضار قوّال از بهر آن. (ر.ک: مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه, به تصحیح مرحوم جلال الدین همایی, تهران ۱۳۲۵هـ.ش/۱۷۹(، علاوه بر موارد فوق, شکم چرانی, فساد اخلاقی و مهمل گذاشتن احکام شرعی از طرف بعضی از صوفیان, عواملی بودند که فقها و شریعتمداران را بر ضد صوفیه برمی انگیختند و حتی موجب نفرت عامّه مردم از آنان می شدند. خواننده محترم برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می تواند به کتاب های تاریخ اجتماعی ایران, تألیف مرحوم مرتضی راوندی, مسائل عصر ایلخانیان, تألیف استاد دکتر منوچهر مرتضوی, و عشق صوفیانه, نوشته جلال ستاری; رجوع نمایند.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.