اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱)

اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱)

 

مقدمه و طرح مسألهجامعه ی اسلامی در آغاز شکل گیری و پیدایش، در یک فراگرد موفق اجتماعی، بسیاری از رفتار های اقتصادی اسلام را فرا گرفت. اما این فراگیری در مرحله ی نخست، همه ی روند فرهنگ پذیری و تعمیق آموزه های دینی را در بر نداشت. بی تردید، قواعد مکتوب و مقررات و قوانین و حتی تکالیف جمعی که از سوی معصومین علیهم السلام به جامعه القا می شد نیازمند مکانیسم دیگری بود که می توانست به فرایند درون ذهنی شدن ارزش های اقتصادی اسلام بیانجامد و آن ها را در جامعه تعمیق بخشد. این مکانیسم چیزی جز تقویت نظارت های درونی نبود.چنان که از طریق فراگرد درون ذهنی شدن هنجار های اقتصادی بیشتر نظارت های اجتماعی بر افراد جامعه از درون آن ها اعمال می شد و به جای نیرو های بیرونی، همچون مقررات یا قوانین و قواعد اجتماعی، وجدان درونی آنان بر اعمالشان نظارت می کرد.در چنین شرایطی شهروند مسلمان ضمن آشنایی با مجموعه ای از قواعد اقتصادی اسلام می کوشید تا به ثواب و عقاب اعمال خویش بیندیشد. بی تردید، در این مسیر، عامل وجدان فردی موضوعی تعیین کننده بود. معصومین علیهم السلام، به عنوان رهبران معنوی جامعه ی اسلامی، زمینه ی تقویت وجدان جمعی و فردی را ایجاد نمودند تا بدان وسیله مسلمانان، نه به دلیل ترس از مجازات های بیرونی یا حکومتی، بلکه به دلیل جلب رضای خدا به انجام این رفتار ها بپردازند.بدین ترتیب می توان در یک بررسی کلی اقدامات معصومین علیهم السلام را در ایجاد تحول و تغییر در طرز تفکر مسلمین نسبت به هدف نهایی از رفتار های اقتصادی، اصولی را یافت که برای هر مسلمانی که در پی دست یابی به رفتار های درست و سالم اقتصادی در زندگی فردی و اجتماعی است می تواند راه گشا و درس آموز باشد. این اصول را در دو بخش درآمد و مصرف می توان جای داد و به پژوهش و تحقیق در اطراف آن پرداخت.
بخش اول: درآمد
اصول راهبردی برای تأمین درآمد
۱) کار و کوششنگاهی هر چند گذرا به دوران زندگی هر یک از معصومین علیهم السلام گویای این است واقعیت و حقیقت است که سرتاسر زندگی آنان همراه با تلاش و کوشش برای ایجاد درآمد از راه های مشروع و در راستای حفظ عزت و پرهیز از تحمیل خود بر دیگران بوده است.در بینش امامان معصوم علیهم السلام کار کردن برای کسب درآمد یک وظیفه ی الهی است، همچنان که «ازکی الاعمال کسب المرء بیده» (مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۱۰۳، ۱۷). پاکیزه ترین کار آن است که انسان از حاصل دسترنج خود کسب کند. در سیره ی معصومین علیهم السلام در اهمیت کار و کوشش و میزان اهتمام آنان به این امر، همین مقدار کافی است که دانسته شود مصعومین علیهم السلام از طریق مشاغل متعارف زمان خود، مانند چوپانی، زراعت و تجارت زندگی خود را تأمین می کرده اند.در کلامی از پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله در این باره چنین آمده است:«ما اکل احد طعاماً قط خیرا من ان یاکل من عمل یده و ان النبی داود کان یاکل من عمل یده» (متقی هندی، ۱۴۰۹هـ ، ح ۹۲۲۳)؛ هیچ غذایی گواراتر از غذایی که انسان با کار کردن با دست خویش به دست آورد نیست. بی تردید داود پیامبر از طریق کار با دست، روزی خود را تأمین می کرد.پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله خود پیش و پس از بعثت، به فعالیت های اقتصادی مشغول بود. علی علیه السلام هنگام آسودگی از امر جهاد و قضاوت به کشاورزی، توسعه ی باغات و تأمین آب به وسیله ی حفر قنات می پرداخت (ر.ک. به: مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۱۰۳، ۱۶).قضیه ی معروفی است کار و کوشش امام باقر علیه السلام در مزرعه ی خود، آن هم در شدت گرما که سبب تعجب فردی از اهالی مدینه که آن حضرت علیه السلام را در آن حال با فرو ریختن عرق از سر و رویش می بیند، می شود و به آن حضرت علیه السلام، از روی اعتراض می گوید: اگر در این حال اجلت فرا رسد چه خواهی کرد؟ آن حضرت در پاسخ با خشنودی تمام فرمودند: اگر در این حال مرگم فرا رسد، در حال اطاعت خدا دیده از جهان فرو خواهم بست، و با این کار، خود و خانواده ام را از تو و دیگران بی نیاز می کنم (ر.ک. به: کلینی، ۱۳۷۸، ج ۵، ۷۳).در احوالات امام کاظم علیه السلام نیز این چنین آمده است که آن حضرت علیه السلام در مزرعه ی خود مشغول به کار بود و یکی از اصحاب آن حضرت علیه السلام با دیدن چهره ی پر از عرق آن بزرگوار از روی دلسوزی به ایشان عرض کرد کارگران کجایند؟ حضرت علیه السلام در پاسخش فرمودند: کسانی که از من و پدرم بهتر بودند به دست خویش در زمین کار می کردند … همه ی پدرانم، همگی به دست خود کار کرده اند، و این روش پیامبران و اوصیا علیهم السلام و صالحان است (ر.ک. به: همان، ۷۵).
فرهنگ سازی در زمینه ی کار مولداصرار آیات به انجام عمل صالح و تصریح و تأکید احادیث و روایات به کار و تلاش سازنده و مفید و مولد بیانی است برای تبیین ارزشی کار مولد در جامعه. بدین جهت است که در سیره ی معصومین علیهم السلام بر کار و کوشش تأکید بسیاری شده است و انسان ها از بیکاری، تن پروری و تنبلی منع شده اند.در آموزه های معصومین علیهم السلام رابطه ی فقر و بی کاری رابطه ی معناداری است؛ همچنان که ارتباط بین فقر و کفر نیز از نظر آنان غیرقابل دفاع است؛ زیرا که: «کاد اللفقر ان یکون کفرا» از این رو، امامان معصوم علیهم السلام به خود اجازه نمی دادند نیرویی که خداوند در وجود آن ها قرار داده است به بی کاری و بیهوده گی صرف شود و تأکید داشتند که مسلمانان باید از این استعداد خدادادی و موهبت گران قدر الهی حداکثر استفاده را ببرند. و آن را در جهت خدمت به خود و جامعه و همنوعان خود به کار گیرند.در نگرش معصومین علیهم السلام کار کردن یک وظیفه ی الهی و انسانی است. توازن اجتماعی نیز نتیجه ی کار مولد و فرصت های برابر است؛ آن چنان که هر فردی بتواند از تمام توانایی خود در کار استفاده کند و از بابت کار و تلاش خود پاداش دریافت کند.بنابراین، گستره ی فعالیت های تولیدی در سیره ی معصومین علیهم السلام، خود دلیلی بر اهمیت کار و کوشش به عنوان یکی از اصول مهم راهبردی در رفتار های اقتصادی آنان برای تأمین نیاز های فردی و اجتماعی به حساب می آید.
۲) بهره یگری از عوامل معنویدر بینش معصومین علیهم السلام به همراه تلاش و کوشش مادی و بدنی برای به دست آوردن درآمد و کسب روزی و افزایش آن، استفاده از عوامل معنوی مانند دعا و توجه به خدا و خواستن از او و توکل بر او نقش بسزایی دارد. از منظر معصومین علیهم السلام متکفل رزق و روزی همه ی موجودات از جمله انسان خداست «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُوالقُوَّهِ المَتینُ» (ذاریات، ۵۸) ،خداوند روزی دهنده ی همه ی موجودات و دارای قدرتی استوار است.دعا؛ در سیره ی معصومین علیهم السلام، دعا و درخواست از خدای منان نیز از راه های بسیار مهم در جلب و جذب و افزایش روزی دانسته شده است.در این زمینه ادعیه ی فراوانی در سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام به وضوح می توان یافت (ر.ک. به: کلینی، ۱۳۷۸، ج ۲، ۵۵۰ و صدوق ۱۴۱۳ هـ ، ج ۱، ۳۳۶ و طوسی، ۱۳۶۵، ج ۳، ۷۴، و مجلسی ، ۱۳۶۳، ج ۹۳، ۲۹۳ و کفعمی ، ۱۴۰۵هـ ، ۲۸۴، و سید بن طاووس، بی تا، ۱۶۸).به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام از سیره ی عملی پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام چنین بیان می کند که پدر بزرگوارش هر روز، بعد از خواندن نماز صبح مقید به خواندن دعایی بودند که فرازی از آن این بود:«… اللهم انک کفلت برزقی و رزق کل دابه فأوسع علی و علی عیالی من رزقک الواسع الحلال و اکفنا من الفقر…» (مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۶۹، ۶۰)؛ بارخدایا بی تردید، تو کفیل روزی من و دیگر موجودات هستی، پس به روزی من و افراد تحت تکفل من وسعت بده به سبب روزی حلالت، و کفایت کن مرا از فقر.توکل؛ در نگرش امامان معصوم علیهم السلام، خداوند بر جهان هستی سلطنت واقعی دارد و این، همان معنای مالکیت حقیقی اوست، و این نتیجه ی قهری پذیرش خالقیت او به شمار می آید ( هادوی تهرانی، ۱۳۷۸، ۱۲۳).مالکیت حقیقی خداوند مهم ترین مبنای فلسفی ساختار مالکیت اسلامی است که در بسیاری از آیات قران کریم از آن یاد شده است (بقره، ۲۵۵ و ۲۰۷؛ آل عمران، ۲۶؛ نساء، ۵۳؛ مائده، ۱۷، ۱۸، ۴۰ و ۱۲۰؛ اعراف، ۱۵۸؛ توبه، ۱۱۶؛ اسراء، ۱۱۱؛ طه، ۶؛ نور، ۴۲؛ فرقان، ۲؛ فاطر، ۱۳؛ ص، ۱۰؛ و …).به طور کلی، آیات قرآن کریم دلالت دارند بر این که مالکیت حقیقی پروردگار، به شأن خالقیت وی باز می گردد؛ یعنی از آن جا که وی خالق و رب همه چیز است، مالک آنان نیز به شمار می آید، به همین سبب این مالکیت مطلق بوده، و همه ی تصرفات را شامل می شود (مکارم شیرازی، ۱۳۵۳-۶۶، ج ۱۷، ۴۳۶، و ج ۲۷، ۴۴۹). از آیاتی که رابطه ی «خالقیت» و «مالکیت» را ترسیم می کند، آیات ۶۲ و ۶۳ سوره ی مبارکه ی زمر است:«اَللهُ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ وَ هُوَ کُلِّ شَیءٍ وَکیلٌ لَهُ مَقالیدُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ وَ الَّذینَ کَفروا بِآیاتِ اللهِ اُولئِکَ هُم الخاسِرونَ»؛ خداوند، خالق همه چیز، و ناظر بر همه ی اشیاء است. کلید های آسمان و زمین از آن اوست، و کسانی که به آیات خداوند کافر شدند، زیان کارند.بر مبنای همین خالقیت خداوند است که توکل به خداوند متعال، در آموزه های اهل بیت علیهم السلام بیش از هر چیز دیگر راهی برای جلب و جذب درآمد و رزق و روزی معرفی شده است. پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:اگر آن گونه که باید، به خدا توکل کنید، خداوند همان گونه که پرندگان را روزی می دهد شما را روزی خواهد داد، چنان که پرندگان با شکم خالی صبح کرده و با شکم پر، روز را به شب می برند (متقی هندی، ۱۴۰۹ هـ ، ح ۵۶۸۴).
۳) توجه به حلال بودن درآمداز جمله اصول راهبردی در سیره ی اقتصادی اهل بیت علیهم السلام، که بسیار حائز اهمیت می باشد، اهتمام و توجه آن ها به حلیت درآمد است.در نگرش آنان به دست آوردن روزی حلال، خود عبادت و بلکه بهترین و برترین عبادات است. در حدیث قدسی در اهمیت کسب در آمد حلال چنین آمده است که: «العباده عشره اجزاء، تسعه منها طلب الحلال ….»؛ عبادت و بندگی خدا دارای ده جزء است که نه جزء آن را به دست آوردن روزی حلال تشکیل می دهد (مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۷۴، ۲۷ و حر عاملی ، ۱۳۸۴هـ ، ۱۹۷).البته آن چه از آموزه های معصومین علیهم السلام به دست می آید، دست یابی به در آمد حلال کار آسانی نیست.امام صادق علیه السلام، «مصادف»، خدمتکار خود را با دادن هزار دینار سرمایه روانه ی مصر برای تجارت نمود. وی با کاروانی تجاری به مصر رفت. کاروانیان با فهمیدن نایاب شدن کالایشان در مصر فرصت را عنیمت شمرده و قیمت کالا را دو برابر نمودند و در نتیجه با سودی دو برابر به مدینه برگشتند.هنگامی که مصادف خدمت امام صادق علیه السلام رسید و دو هزار دینار در مقابل آن حضرت علیه السلام گذاشت، آن حضرت علیه السلام از ایشان ماجرای آن همه سود را جویا شدند و وقتی دانستند که آن سود از طریق تبانی و ایجاد انحصار و بازار سیاه به وجود آمده است، از گرفتن آن امتناع نموده و فرمودند: «یا مصادف مجالده السیوف اهون من طلب الحلال» (کلینی، ۱۳۷۸، ج ۵، ۱۶۱)؛ ای مصادف مبارزه با شمشیر از به دست آوردن مال حلال آسان تر است.در سیره ی معصومین علیهم السلام سود های بادآورده ای که گاه از طریق تجارتی صوری و یا انحصاری و گران فروشی به دست می آید، هرگز مورد پذیرش نبوده و مردود شمرده می شود.
۴) خیرخواهی و نفی فریبدر سیره ی اقتصادی معصومین اصل خیرخواهی و نفی فریب در رفتار های اقتصادی یکی از مهم ترین زیر ساخت های احکام و اخلاق اقتصادی را تشکیل می دهد. در سیره ی اهل بیت علیهم السلام، در رابطه با فریب و نیرنگ در داد و ستد ها، نکوهش فراوانی شده است و پیامد ناگوار چنین عملی، بی برکتی و تنگنای معیشتی و دوری از توجه حق دانسته شده است.به تعبیر پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله «من غش اخاه المسلم نزع الله منه برکهَ رزقه و افسد علیه معیشته و وکله الی نفسه» (مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۷۳، ۳۶۵).شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: در خواب دیدم انسانی چوبی بر اسبی چوبی، شمشیرش را کشیده بود و من وحشت زده و ترسان به او می نگریسم. امام علیه السلام در تعبیر خواب آن شخص فرمودند: تو می خواهی با نیرنگ، زندگی کسی را تباه کنی، پس بپرهیز از خدایی که تو را آفریده و خواهد میراند. آن شخص گفت: آری یکی از همسایه ها، ملکش را برای فروش، به من پیشنهاد داد و من چون می دانستم که خریداری جز من ندارد، بر آن شدم آن را با تخفیف فراوان، از چنگ او در آورم (همان، ج ۸، ۲۹۳).این چیزی است که امروزه در بین کارتل ها، تراست ها و شرکت های فرا ملیتی در معاهدات و قرارداد های آن ها با کشور های نیازمند به خدمات و معاملات با این شرکت ها به وضوح دیده می شود.جمهوری اسلامی نیز زیان های فراوانی را در قرارداد های خود با این شرکت ها متحمل شده است. به عنوان نمونه، بر اساس تحقیق برخی از پژوهش گران در قرارداد های بیع متقابل شرکت ملی نفت ایران با بعضی از شرکت های نفتی مانند توتال و شل، که برای بهره برداری از منابع نفت و گاز ایران منعقد گردیده است، بین آن چه که طرف قرارداد ادعا کرده و آن چه که محقق شده تفاوت اساسی وجود دارد (ر.ک. به: سعیدی، ۱۳۸۱، ۷۸، و حسن بیگی، ۱۳۸۱، ۷، و اخوان، طاهری فرد، ۱۳۸۷، ۷۲).در سیره ی اهل بیت علیهم السلام برای مقابله و پیش گیری با این گونه امور احکام و دستوراتی داده شده است که رعایت و به کارگیری آن ها می تواند کارساز واقع شود. برخی از این احکام عبارتند از:
تأکید بر صدق گفتار و واقع گوییدر آموزه های معصومین علیهم السلام تأکید فراوانی بر صدق گفتار، به خصوص در زمینه ی تجارت شده است. لذا از اختصاصات یک فروشنده ی مسلمان، راست گویی و صدق گفتار او دانسته شده است و برای او مقام و جایگاه رفیعی در قیامت بیان شده است. در کلامی از امام صادق علیه السلام در توصیف فروشنده ی راستگو چنین آمده است که «… فان التاجر الصدوق مع الکرام البرره یوم القیامه» (حر عاملی، ۱۳۸۴هـ ، ج ۱۲، ۲۸۵).
بیان عیب کالادر آموزه های معصومین علیهم السلام بر این مطلب تأکید فراوانی شده است که پنهان کردن عیب، از مصادیق غش در داد و ستد به حساب آمده و طرفین معامله حق ندارند چنین کاری را انجام دهند (ر.ک. به: کلینی ، ۱۳۷۸، ج ۵، ۱۵۰).هشام بن حکم می گوید: در سایه مشغول فروختن پیراهن های نازک بودم که امام کاظم علیه السلام به من رسید و فرمود: ای هشام فروش در سایه، نوعی از غش به حساب می آید و غش، به طور قطع حلال نیست (همان، ۱۶۰).
پرهیز از تبانیاین شیوه و روش، که در آموزه های معصومین علیهم السلام از آن با نام «نجش» بیان شده است، بدین طریق می باشد که اشخاص یا مؤسسات و شرکت ها، بدون آن که قصد خرید کالا را داشته باشند، برای تحریص دیگران، به تعریف و تمجید از آن بپردازند و یا این گونه نشان دهند که خریدار آن کالا و یا خدمات به قیمت بیشتری هستند و می خواهند این کالا و یا آن خدمات را خریداری کنند. در حدیثی از پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله این گونه آمده است که: چنین شخصی مورد لعن و نفرین آن حضرت صلی الله علیه و آله قرار می گیرد؛ «… الناجش و المنجوش ملعونون علی لسان محمد» (همان، ج ۵، ۵۵۹).
۵) رشد و توسعه
به کارگیری سرمایه ها در مسیر تولیددر آموزه های اهل بیت علیهم السلام مال و ثروت، وسیله تأمین نیازمندی ها و سبب قوام جامعه دانسته شده است و در نتیجه کنز و راکد نگه داشتن آن ممنوع و مردود شناخته شده است. از قرآن کریم کنز کنندگان به شدت مورد توبیخ و تهدید قرار گرفته و به آنان وعده ی عذاب دردناک داده شده است که این امر، بیان گر پیامد های جبران ناپذیر کنز اموال در جامعه را دارد. به تعبیر علامه ی طباطبایی در تفسیر آیه ی کریمه ی «… وَ الَّذینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ و الفِضَّه وَ لا یُنفِقُونَها فی سَبیل اللهِ فَبَشِّر هُم بِعذابٍ اَلیم یَومَ یَحمی عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکوی بِها جِباهُهُم وَ ظُهُورُهُم هذا ما کَنَزتُم لاَنفُسِکُم فَذُوقُوا ما کُنتُم تَکنِزُون» (توبه، ۳۵- ۳۴).مفهوم «کنز» بیان گر نگهداری، ذخیره و منع جریان مال در معاملات است و مفهوم «فی سبیل الله» نماینده ی هر چیزی است که برپایی دین خدا و جلوگیری از فروپاشی بینان های آن همچون جهاد، مصالح واجب دین و امور جامعه ی اسلامی، به آن بستگی دارد. پس هر کس مال را به خود اختصاص دهد «کنزتم لانفسکم»، به خدا و پیامبرش (در امانتی که او سپرده شده) خیانت کرده است و اگر ثروت خود را ـ هر چند زیاد ـ در چرخه ی سرمایه گذاری های تولیدی و تجاری قرار دهد و به دیگران خدمت کند، هیچ گونه منعی ندارد. بنابراین، این آیه اختصاص به نکوهش و نپرداختن زکات ندارد، بلکه جلوگیری از گردش اموال در تأمین همه ی ضروریات جامعه ی دینی را شامل می شود (ر. ک. به: طباطبایی، بی تا، ج ۹، ۳۳۴- ۳۳۲).
پرهیز از راکد نگه داشتن سرمایه هادر آموزه های معصومین علیهم السلام با توجه به زیان های اقتصادی راکد نگه داشتن مال و ثروت و عدم استفاده ی آن در فعالیت های اقتصادی و عدم سرمایه گذاری در بخش تولید هشدار های جدی داده شده است. به عنوان نمونه امام صادق علیه السلام در پرهیز از کنزل اموال می فرمایند:«ما یخلف الرجل بعده شیا اشد علیه من المال الصامت …» (صدوق، ۱۴۱۳ هـ، ج ۳، ۱۷۰).امام باقر علیه السلام، با تأکید بر به کارگیری دوباره ی پول فروش آب و ملک و همان بخش و هشدار به از بین رفتن سرمایه در صورت عدم سرمایه گذاری دو مرتبه ی آن می فرماید:«انه من باع ارضا او ماءا و لم یضع ثمنه فی ارض و ماء ذهب ثمنه محقا» (کلینی، ۱۳۷۸، ۹۱)؛ بی تردید هر کس زمینی و آبی را بفروشد و بهایش را در زمین و آبی دیگر سرمایه گذاری نکند، بهای آن از بین خواهد رفت.در آموزه های معصومین علیهم السلام شیوه ی استفاده از سرمایه های مادی به اندازه ای حائز اهمیت است که در حدیثی امام صادق علیه السلام بقای اسلام و مسلمین را متوقف بر مدیریت صحیح اموال و بودن آن را در دست کسانی که این مدیریت را بدانند می داند.«ان من بقاء المسلمین و بقاء الاسلام ان تصیر الاموال عند من یعرف فیها الحق و یصنع المعروف و ان من فناء المسلمین ان تصیر الاموال فی ایدی من لا یعرف فیها الحق و لا یصنع فیها المعروف» (حر عاملی، ۱۳۸۴ هـ ، ج ۱۱، ۵۲۱)؛ بی تردید، بقای مسلمین و اسلام در این است که ثروت ها، در دست کسانی باشد که شیوه ی به کارگیری صحیح آن را می دانند؛ همچنان که نابودی اسلام و مسلمین در این است که ثروت ها در اختیار کسانی باشد که از مدیریت درست و سالم آن بی خبرند.
توجه به رشد و توسعه در سیره ی عملی معصومین علیهم السلامدر سیره ی عملی پیامبر عظیم الشأن اسلام و امیرالمؤمین علی علیه السلام می بینیم که نسبت به آبادانی مدینه و کوفه توجه کافی را داشتند و تلاش می نمودند تا زمینه های مناسب را جهت شکوفایی اقتصادی و رفاه اجتماعی فراهم آورند. علی علیه السلام به قرظه بن کعب انصاری می نویسد: «مردانی از اهل ذمه از مردم فرمانداری تو گفته اند که در زمین های شان نهری داشته اند که خشک و پر شده است و آنان را در آنجا آبادی است، پس تو و آن ها در کار بنگرید و سپس آن نهر را اصلاح نما و آباد کن که به جان خودم، اگر آباد شود محبوب تر از آن است که کوچ کنند و ناتوان گردند یا از انجام کار هایی که به مصلحت مملکت است باز مانند» (یعقوبی، بی تا، ۲، ۲۰۳).وضعیت مناسب رفاه اجتماعی و اقتصادی در کوفه از زبان آن حضرت علیه السلام در حالی که این شهر جمعیت زیادی را در خود جای داده بود و سه جنگ مهم و پی در پی را پشت سر گذشته بود، بیان گر تلاش های مستمر و خستگی ناپذیر آن حضرت علیه السلام در توجه به شکوفایی اقتصادی این شهر می باشد.خود آن حضرت در توصیف وضعیت رفاهی این شهر می فرماید:«ما اصبح احد بالکوفه الا ناعما ان ادناهم منزله لیاکل البر و یجلس فی الظل و یشرب من ماء الفرات» (ابن شهر آشوب، بی تا، ج ۲، ۹۹)؛ همه ی کسانی که در کوفه زندگی می کنند زندگی شان به خوبی تأمین است، پایین ترین افراد نان گندم می خورند، از مسکن برخوردارند و از بهترین آب آشامیدنی استفاده می کنند.نامه ی معروف آن حضرت به مالک اشتر گویای اهمیت بیشتر از اندازه ای آن حضرت در توجه به رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه است (ر.ک.به: شهیدی، ۱۳۷۹، ۳۲۵).منبع: اندیشه ی حوزه، شماره ی ۷۴
 

 

http://shiastudies.com

اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱). اصول راهبردی در سیره اقتصادی معصومین علیهم السلام (۱)

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.