گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱)

گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱)

 

در آمد بحث
الف ـ ضرورت تکامل فرهنگی جامعه های انسانیتأملی در بطن معنا و مراد جمله ی «إِنِّی أَعلَمُ ما لا تَعلَمونَ» (بقره، ۳۰)، که پاسخ خداوند به ملائکه بود که می گفتند: خدایا با خلقت آدمیزاده آیا می خواهی موجودی بیافرینی که در زمین تباهی به بار آورد و به خون ریزی پردازد؟ و نیز نگرشی تاریخی به سیر تکامل روحی و اخلاقی بشر و گام هایی که در طی پلکان تکامل برداشته است، ما را به راز نگفته ی آن جمله التفات می بخشد. معنای این مطلب این است که به واقع از روزی که نوع بنی بشر در عرصه ی زندگی نمایان شده است، رفتاری جز همان چیزی که ملائکه پیش بینی نمودند از خود نشان نداده و در اولین گام، برادر کشی را به آیندگان آموخته است.از زاویه ی دیگر وقتی به انسان تاریخی می نگریم، می بینیم همچون زمین شوره زار و صلبی که در اثر استمرار بارش زلال باران، به تدریج قابلیت کشت و رویش گیاه پیدا می کند، روحیه ی سخت و سنگی بشر نیز به تدریج، نرم و منعطف گردیده، هر از چند گاهی نقطه های خرم رویش یافته ای از عطوفت، مهر، التفات به معنویت و خدا، نوع دوستی و صفا در آن یافت می شود که بی شک، تابع یکی از مؤثر های فوق بشری همچون انبیای الهی علیهم السلام و خدا مردان بزرگ بوده است.این مطلب ما را به یک ضرورت طبیعی که در نهاد بشر تعبیه شده است، واقف می سازد، که آن همانا «ضرورت ذاتی تکامل فرهنگی جامعه های انسانی» است.در واقع، مراد ما این است که بیان کنیم این ضرورت، نه یک امر ارتکازی است که ذهن ما آن را ساخته و پرداخته و در قالب یک باید انتزاعی در آورده است، که این امر به عنوان یک حقیقتی که با انسان و در انسان وجود داشته است و ما اکنون به کمک اشاره ی خدا در آن جمله، به واقعیت آن پی برده ایم، از آن سخن می گوییم.اگر بخواهیم در قالب مثالی این مطلب را بیان کنیم، به رودخانه ای می نگریم که از بالای کوهستان به سوی دشت سرازیر است و خاشاک و گل و ماسه و مواد هرزه و زاید، قسمت مهمی از حجم آن را شامل می شود به گونه ای که قابل شرب نمی باشد، لیکن هر چه پیش تر می آید و در دامن دشت، ره می سپرد، هم از طغیان و خشونت و پرخاش آن کاسته می شود و هم بر صفا و زلالی و بی غشی آن افزوده می گردد؛ اما از آن جا تا این جا راه طولانی و زمان درازی را باید طی کند که در مقیاس زندگی بشر از تولد انسان در زمین تا عصر فرا صنعتی حاضر را در بر می گیرد.
ب ـ امامان علیهم السلام، حامل رسالت فرهنگی ادیانبا توجه به آنچه بیان شد، انسان در راه تکامل خود فراز و نشیب های بی شماری را در نوردیده است و در طول مسیر از راهنمایی ها و ارشاد های خدا مردان سود برده و بر منهج آنان سلوک کرده است، چه آن که به قول شبستری:در این ره انبیا چون سارباننددلیل و رهنمای کاروانندو یا چنان که حافظ گفته است:طی این مرحله بی همرهی خضر مکنظلمات است بترس از خطر گمراهیاین سیر و سلوک طبیعی مسیر، بدین نهج تداوم یافته، تا آن که امر منتهی به امامان علیهم السلام بعد از نبی اکرم اسلام صلی الله علیه و آله گردیده است. لیکن از این برهه به بعد، نه تنها کار و مسئولیت راهنمایان کمتر و سبک تر نشده، که سنگین تر نیز شده است، زیرا بشر هر چه بیشتر از این نقطه به سمت پایان دنیا پیش می رود، دامنه پهن تر، زمینه دشوارتر و مسائل پیچیده تر می شود، چنان که در یک مقایسه بین قبل و بعد، می توان تمامی تاریخ گذشته را فقط با یک سال از متوسط زمان در مقطع بعدی تراز نمود. لذا باید امامان علیهم السلام در این مقطع به اندازه ی همه ی انبیای قبل و بلکه مجهزتر پا به عرصه ی هدایت و راهنمایی بشر بگذارند تا بتوانند به واقع، پاسخگوی نیاز های هدایتی بشر باشند. هم از این روی حدیث زیر معنا می دهد که امام صادق علیه السلام فرمود:دانش ما به چند گونه است: نانوشته از وضعیت آینده، مدون و مکتوب، نقطه های بر دل نگاشته و طنین های ماورایی؛ همچنین جز این ها جفر قرمز و سفید و مصحف فاطمه و الجامعه را نیز داریم، الجامعه همان که نیاز همه ی مردم در آن است. وقتی از امام علیه السلام در رابطه با تفسیر این مطالب پرسیدند، فرمود: آن نانوشته دانش آینده است و مدون آن، آئینه ی پیش رو درباره ی گذشته؛ آن نقطه ها الهام های قلبی اند، و طنین های ماورایی سخن فرشتگانی است که می شنویم ولی خودشان را نمی بینیم؛ جفر قرمز جزوه دانی است که تورات موسی، انجیل عیسی، زبور داوود و کتاب های الهی در آن است؛ و اما مصحف فاطمه، در این مصحف هر آن رخدادی است که واقع است و نام هر رهبر و زمامداری که تا روز قیامت بیاید؛ و الجامعه کتابی به طول هفتاد ذرع دیکته های رسول الله صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام است که به دست خود آن ها را نوشته است. به خدا که در آن تمام مسائل مورد نیاز مردم تا روز قیامت مندرج است، حتی حد خراش، تازیانه و نیم تازیانه (۱) (طبرسی ۲، ۱۴۰۳ هـ .ق، ۳۷۲).
ج ـ شاکله شناسی فرهنگ های حاکم در دوران امامان علیهم السلامدر ارتباط با این محور، مسأله در دو بخش باید کالبد شکافی شود: شاکله های فرهنگی خاص و عام؛ که با در نظر گرفتن فرهنگ به عنوان «سپهر فراگیر جوامع همگون»، منظور از کلمه ی خاص، خرده فرهنگ ها می باشد.
ج ـ ۱) شاکله های فرهنگی خاصاین یک اصل مسلم عقلی و عرفی است که فرهنگ دینی و حتی پاره ای از فرهنگ ملی هر فرقه ی اعتقادی براساس مبانی عقیدتی خاص آن فرقه شکل می گیرد و در رفتار ها مشاهده می شود. قرآن نیز بر اساس این اصل، می گوید: «قُل کُلُّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ» (اسراء، ۸۴) یعنی بگو همه براساس چارچوبه ی فکری ـ اعتقادی خود رفتار می کنند. (۲) با این وصف، شاکله فرهنگی کسانی که ـ مثلاً ـ مبنای اعتقادشان جبر، آنارشی گری، امام قائم به سیف، تفویض، وحدت وجود و تصوف و مانند این هاست، از هم و از دیگر نحله ها متمایز می شوند. (۳)
ج ـ ۲) شاکله های فرهنگی عامعصر امامت اگر چه در کلیت خود از نظام واحد فرهنگی متعلق به دوره ی کشاورزی و دامداری رنگ گرفته و به همان صبغه نیز شناخته می گردد؛ لیکن به خاطر تحول هایی که در عناصر فرهنگی و مؤلفه های آن واقع شده، تغییراتی را نیز در روش ها و به کارگیری ابزار سبب گردیده است که هر بخشی از آن به تابع آن متغیر ها از بخش دیگر تمایز می یابد.عناصر فرهنگی همچون: کتاب و کتابت، مدرسه و حوزه های تعلیم و تربیت، ابزار و لوازم آموزشی، ابزار رسانه ای، ابزار هنری، فنی و …مؤلفه هایی چون: نوع حکومت و سیاست، نوع اقتصاد، آموزه های اعتقادی، قوانین، ارتباطات، شیوه های برخورد اجتماعی، سنت ها، عادات و آداب و رسومات و آئین ها و …با این رویکرد به عصر امامت، تشخص ها و تمایز هایی را در مقاطع مختلف دوره های آن، مشاهده می کنیم؛ که هر کدام، شاکله ی فرهنگی ویژه ی خود را داراست و بالطبع، مشی امامان علیهم السلام نیز در آن دوره با مشی در دوران قبل آن، تفاوت می نماید، چنان که می بینیم دوره ی چهل ساله ی خلفای راشدین از دوره های بعد از خود تمایز می یابد و امام علی علیه السلام به جز پنج ساله ی حکومت خود فقط به مکتب سازی از طریق پرورش نیمه مخفی یاران می پردازد.دوره ی بنی امیه که از امام حسن مجتبی علیه السلام تا امام صادق علیه السلام ادامه دارد از قبل و بعد خود متمایز می شود، در این دوره به خاطر اختناق شدید و فشار بر علویون، تنها تاکتیکی که به کار گرفته می شود تقیه است و انتقال معارف الهی به صورت زیرزمینی و در قالب اسرار آل محمد علیهم السلام صورت می گیرد.همین دوره نیز از امام باقر علیه السلام به بعد نسبت به قبل از آن (در اثر ضعف حکومت اموی، گسترش روابط مسلمانان با ملل دیگر، رشد و توسعه علوم و معارف، زایش فرقه ها و مذاهب کلامی ـ فلسفی ، ورود علوم و معارف و فرهنگ یونانی، ایرانی و هندی به وسیله ی نهضت ترجمه) تفاوت آشکار دارد.دوره ی امام کاظم علیه السلام تا اواسط زندگی امام رضا علیه السلام در اثر سلطه ی دستگاه حکومت بنی عباس بر سکان های جامعه و استبداد ناشی از آن، تلاش دستگاه حکومت در انزوای کامل مکتب اهل بیت علیهم السلام، به طرز مشخصی تمایز خود را نشان می دهد.از این روی، زندگی امام رضا علیه السلام به تنهایی یک دوره تلقی می شود، این دوره به لحاظ نشر معارف ادیان و فضای باز اجباری دستگاه لرزان و متشنج حکومت عباسی که با خود درگیری دارد برای اهل بیت علیهم السلام و علویون یک فرصت استثنایی به وجود می آورد تا با قیام های متعدد بر وحشت دستگاه بیافزایند و آن را وادار به اتخاذ سیاست دوستی و نزدیکی با اهل بیت علیهم السلام نمایند که در پی آن، امام رضا علیه السلام به ولایت عهدی حکومت انتخاب می شود.دوره ی موسوم به ائمه ابن الرضا ـ امام جواد علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام به خاطر قیام های علویون و ضعف دستگاه حکومت از ویژگی خاص خود برخوردار است. در این دوره برخلاف انتظار، هیچ گونه آزادی و فضای مساعدی برای نشر معارف اهل بیت علیهم السلام وجود ندارد و امامان ما تحت نظر شدید به سر می برند، به گونه ای که تولد مهدی امت در نهایت اختفا انجام می گیرد.به علت تنگی مجال از بحث بیشتر خودداری می شود. (۴)
بخش اول: محور های اصلی کارکرد های فرهنگی امامان علیهم السلام
۱) تشکل شیعیبگذریم از بحث تاریخی سیاسی آن؛ که چندان ناظر به گرایش اعتقادی نمی باشد، اصطلاح شیعه اگر چه از روزگار نبی اکرم صلی الله علیه و اله برای دوستداران امام علی علیه السلام رواج یافته بود، اما دقیقاً به معنای تشکل خاصی نبود؛ تشکل رسمی شیعه بدین معنا از نیمه ی دوم قرن اول هجری آغاز گردید و به تدریج، تا قرن دوم، طیف وسیعی از فرق غیر سنی را در اسلام شامل می شد.این معنای شیعه نیز مورد بحث ما نمی باشد؛ چه آن که زیر عنوان شیعه فرقه هایی وجود داشت که در مشرب سیاسی موافق اهل بیت علیهم السلام نبودند (مانند کیسانیه) و یا در فقه و اعتقادات به اهل سنت نزدیکی بیشتری داشتند (مانند زیدیه)؛ آنچه منظور ماست، شیعه ی علی علیه السلام و ائمه ی معصومینی است که پس از ایشان بر اساس نص، از امام حسن بن علی علیه السلام تا حضرت امام محمد مهدی علیه السلام تداوم یافته است. (۵)به سخن دیگر، شیعه به معنای عام خود در زمان حیات امام علی علیه السلام چونان تنه ی یک درخت تنومندی بود که گر چه بذر انشعاب را در خود می پرورانید، لیکن تا انحصار خلافت در معاویه، نهضتی علنی بود که بر محور امام خود حرکت می کرد، و از این هنگام که معاویه سختگیری های خود را بر دوستداران علی به طور فزاینده ای آشکار اعمال می کرد، (۶) تا پایان دوره ی بنی امیه به صورت نهضتی غیر علنی در آمد که جریان های مختلفی در آن تشکل یافته بود. برخی همراه با مبارزه ی عقیدتی ـ سیاسی به مبارزه ی مسلحانه معتقد بودند ولی جریان شیعه ی اهل بیت علیهم السلام برای مصونیت ناموس عقیده، ضمن مبارزه ی سیاسی، عقیدتی، تبلیغی بر اساس تقیه به اختفای عقیده و عمل مبادرت می ورزیدند.شدت فشار و اختناق بر شیعه به حدی بود که سلیم بن قیس آثار مکتوب خود از اهل بیت علیهم السلام را به هنگام مرگ، به یکی از یاران بسیار مطمئنش به عنوان اسرار آل محمد علیهم السلام سپرد و از قول محکم گرفت که آن ها را چون امانتی بسیار گران بها حفظ نماید تا به دست نا اهلان نیفتد. (۷) چنان که چنین چیزی را در مورد صحیفه ی سجادیه نیز می دانیم که به صورت راز شیعه در بین افراد موثق، دست به دست می شد (امام سجاد، ۱۳۷۶، ۹- ۵۵۸).توجه به این اشاره، سخن در مورد چگونگی تشکل شیعه را کفایت می کند لیکن ذکر این نکته لازم است که امامان معصوم علیهم السلام ما جز امام حسین علیه السلام در طول همه دوره های امامت قیام به سیف را وظیفه ی خود ندانسته اند هر چند که از قیام های علویون (زیدیه و غیرهم) بر ضد حاکمان جابر حمایت می نمودند.آنان در شرایط ظلم و ظلمت حاکم بر جامعه ی اسلامی که از هر سوی در معرض طوفان اعتقادات واهی و خرافی قرار داشت و بیم انقراض بنای مکتب می رفت، احیای مآثر و سنن نبوی و علوی را نخستین وظیفه ی خود می دانستند و به نیرو سازی و آگاه سازی جامعه ی خفته همت می گماردند و این امر به همان میزان اهمیتی که برای امامان علیهم السلام داشت، برای خلافای جور و حاکمان مستبد، زنگ خطری به مراتب شدید تر از قیام های مسلحانه علویون را به صدا در می آورد؛ تا جایی که آنان را به سختگیری هایی بر ائمه علیهم السلام و شیعه ترغیب می نمود.در این رابطه کافی است تأملی در علت انزوای امام صادق علیه السلام، حبس امام کاظم علیه السلام، تحت نظر نگه داشتن امام رضا علیه السلام به بهانه ی ولی عهدی، تبعید و تحت نظر داشتن امامان علیهم السلام بعد از ایشان بنماییم. (۸)
۲) تداوم مبارزه ی تاریخیچنان که روشن شد، مبارزه ی شیعه ی اصیل تحت رهبری مستقیم و غیر مستقیم امامان علیهم السلام به طریق مبارزه عقیدتی ـ سیاسی جریان داشت و این نحو مبارزه بعد از غیبت امام دوازدهم علیه السلام به همان گونه ادامه داشته است که به دو سه نمونه ی زنده اشاره می شود:یک ـ تأملی در ارتباط با هجرت عبدالعظیم حسنی (متوفای ۳۸۱ هـ ق در ری) از موطن خود و زندگی پر اختفای وی در شهر ری چنان که تا هنگام مرگ و حتی پس از آن، جز خواص شیعه کسی بر هویت او وقوف نیافته بود، (۹) دلیلی بر تداوم مبارزه ی شیعه است زیرا اگر کسی با حکومت جابر کاری نداشته باشد نیازی به انتخاب هجرت و آوارگی و مرگ در غربت ندارد.مزار های امام زادگان ـ در سر تا سر ایران بزرگ (شامل کشور های ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان، و بخشی از پاکستان) که اغلب در کوهستان واقع شده است، سند زنده ی تاریخی بر مبارزاتی است که توسط آنان با نظام های جابر زمان واقع شده است هر چند که بیشتر آن ها مربوط به دوره ی حضور امامان علیهم السلام بوده است. با این حال، آنچه منظور ما از مبارزه است تداوم همان شیوه ای است که توسط خود امامان علیهم السلام رهبری می شده است که در دو دوره ی متمایز بعد از غیبت شاهد آن هستیم:۱) دوره ی وکالت خاصه ی نایبان چهارگانه ی امام زمان علیه السلام.۲) دوره ی غیبت کبرا، یعنی پس از اتمام دوره ی نخست تا زمان حال؛ که علمای بزرگی چون کلینی، صدوق، مفید، طوسی، سید بن رضی و مرتضی، شهیدین اول و ثانی، و … در قالب نهضت علمی، عقیدتی، سیاسی و تبلیغی به صورت اغلب مخفیانه و با پوشش تقیه با مجاهدت های عمده ای توانسته اند جریان شیعه را تا صفویه حفظ نمایند.نکته ی جالب توجه آن که میان جریان شیعه اصیلی در این برهه ی طولانی با دوره ی حضور امامان علیهم السلام بزرگوار همگونی لطیفی به چشم می خورد؛ همان طور که جریان شیعه اهل بیت علیهم السلام در سایه ی درگیری های علویون با حکومت برای نشر آئین و مرام حقه ی خود تا اندازه ای فرصت می یافت، در برهه ی فراخی از این دوره نیز درگیری های خلفای فاطمی (اسماعیلیه) با حکومت چنین نقشی را بازی می نمود.مبارزه ی شیعه ی اصیل در طول این مدت به همان شکل مبارزات امامان معصوم علیهم السلام جریان داشت و اغلب می کوشیدند از طریق علمی و مجادله ی احسن و روشنگری در قالب مکتوب به دفاع از حریم مکتب بپردازند که خود این شکل مبارزه برای جبهه های مقابل از نبرد با سلاح نظامی سنگین تر می نمود و از این روی می بینیم چنان که مرحوم علامه امینی در کتاب شهداء الفضیله آورده است شمار شهیدان علمی و تبلیغی شیعه از قرن چهارم تا عصر ایشان قریب یکصد و سی تن بوده است (علامه ی امینی، ۱۳۶۲).
۳) بهره وری از فرصت های مغتنماز نخستین فرصت های به دست آمده می توان در قرن چهارم به تشکیل دولت فاطمی در مصر، دولت آل ادریس در مغرب اقصی (مراکش و بخشی از الجزایر)، دولت آل حسنویه در غرب و جنوب ایران (کردستان، لرستان و خوزستان)، دولت آل حمدان در شمال عراق در بخش هایی از شام، دولت آل بویه در عراق، بخشی از شام و قسمتی از ایران، اشاره نمود.به دست گرفتن قدرت توسط سرداران شیعه در این مناطق فرصتی برای علمای بزرگی چون شیخ مفید، شیخ صدوق (ابن بابویه قمی)، شیخ طوسی (محمد بن حسن بن علی)، سید رضی و سید مرتضی و برخی دیگر پدید آورد تا به تنظیم آثار اهل بیت علیهم السلام و تبیین عقاید حقه ی شیعه بپردازند و میراث های گران بهایی چون: الفقیه، التهذیب، الاستبصار، نهج البلاغه، الفهرست و … از خود به جای نهند که پایه های مکتب تشیع به شمار می آیند.هجوم مغول ها در قرن هفتم هجری به ایران و در هم شکستن قدرت خوارزمشاهیان اگر چه ضربت هولناکی بر پیکر عزت اسلام به شمار می آید، لیکن فرهنگ دینی اسلام به دلیل غنای ذاتی خود در مدتی کوتاه توانست شکارگران وحشی مغول را در تور خود به دام اندازد و از آنان سپهسالاران اسلام پناهی بسازد که در مقایسه با سرداران خودی از آنان کم نیاوردند و منشأ رونق و عزت دوباره ی اسلام و تشیع گردیدند. در این بخش به دو نمونه از این باب اشاره می شود:۱) خواجه نصیر الدین طوسی وزیر دانشمند، فقیه، فیلسوف، منجم، و عادل هلاکوخان.هلاکوخان مغول اگر هزاران لکه ی سیاه در نامه ی اعمال خود داشت، به وزارت گرفتن خواجه نصیر الدین طوسی را می توان مدال درخشان و زرینی بر سینه ی او دانست. وزارت و مصاحبت خواجه با او توانست از یک غول وحشی خون آشام رهبری آزاد اندیش و منصف و دوستدار علم و اهل علم بسازد چنان که در احوال وی نوشته اند:وی پس از استیلا بر ایران و عراق به همه ی مذاهب آزادی داد و نسبت به همه ی ادیان با احترام می نگریست و خصوصاً به عالمان و اهل علم با تکریم عمل می کرد (حسینیان، ۱۳۸۰، ۱۴۹).و این برای شیعیان که تا آن روزگار در مذلت و ستم بودند بسیار مغتنم بود.۲) علامه حلی، مشاور دینی و علمی سلطان محمد خدابنده (الجایتو).دومین مورد، موضوع اسلام آوردن سلطان محمد خدابنده (الجایتو) و تلاش وسیع او در جهت رونق بخشیدن به حوزه های بحث و علوم دینی بود. در محضر او محفل های بحث و مذاکره ی علمی و مناظره ی علمای مذاهب با یکدیگر تشکل می یافت که در یکی از این جلسه ها که از حضور علامه حلی (حسن بن یوسف بن علی بن محمد بن مطهر) برگزار شد، علمای اهل تسنن در برابر قدرت استدلال علامه تاب و توان خود را از دست دادند و سلطان که سخت تحت تأثیر براهین و دلایل محکم وی قرار گرفته بود تصمیم به تغییر مذهب خود به تشیع گرفت و از آن پس در ترویج آن به همت علامه و سایر بزرگان شیعه می کوشید.اولین ادام شیعی سلطان محمد خدابنده حذف نام سه خلیفه از خطبه و جایگزین کردن نام حسن علیه السلام و حسین علیه السلام به دنبال نام علی علیه السلام است. همچنین جمله ی «حیّ علی خیر العمل» را به اذان اضافه کرد و سپس علمای تشیع را از سرتاسر ایران دعوت کرد و فقیه ترین آنان یعنی جمال الدین بن مطهر حلی را برگزید و ملازم خود کرد (حسینیان، ۱۳۸۰، ۱۵۱).شاید بتوان از زاویه ی تحلیل سیاسی تاریخ، روی کار آمدن و نضج دولت صفوی در سه قرن بعد را نتیجه ی زمینه ی مساعدی دانست که علمای شیعه به همت این سلاطین به وجود آوردند.از جمله فرصت های طلایی دیگری که علمای شیعه بالاترین بهره را از آن گرفتند، روی کار آمدن دولت صفوی در ایران بود. صفویان نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی عارف شیعی بودند که در افتخار آفرینی در جهت ترویج و تثبیت مذهب شیعه سرآمد اقران تاریخی خود گردیدند تا آن جا که ایران به عنوان مهد تشیع نام گرفت.در حقیقت، سلاطین صفوی سپر تقیه را باظهور قدرت شیعه تا همیشه ی تاریخ به کناری نهادند و در نشر شعایر مذهبی شیعه، و معارف و رسوم و آئین های آن بی نهایت کوشیدند اما همه ی این ها را باید پس از قدردانی نسبت به نیت عالی آنان، مدیون هوش و ذکاوت شخصت هایی چون علامه ی مجلسی، شیخ بهایی، میر داماد، شیخ حر عاملی و دیگران بود؛ به خصوص علامه ی مجلسی که توانست از امکانات و سایر فرصت هایی که شاه عباس صفوی در اختیار وی می نهاد حداکثر بهره گیری را بنماید، حوزه های علمی شیعه را بارورتر و فعال تر و پایدار گرداند و بزرگانی را در آن ها تربیت کند که در دوره های بعد، استوانه های مذهب گردند. نمونه ی جاوید و درخشانی از این بهره گیری را می توان تألیف دایره المعارف بزرگ شیعه یعنی بحارالانوار دانست که در نوع خود بی نظیر و مرجع گران بهایی برای پژوهشگران در همه ی دوره هاست.منبع: اندیشه ی حوزه، شماره ی ۷۴
 

 

http://shiastudies.com

گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱).گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱).گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۱)

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.