گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲)

گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲)

 

بخش دوم: جامعه شناسی معرفت عصر امامان علیهم السلامدر مجموع دوره های امامان معصوم علیهم السلام خصوصاً از شهادت امام حسین علیه السلام به بعد، و در عصر صادقین علیهم السلام، آنچه بیشتر خاطر ائمه علیهم السلام را مشوش و ذهن آنان را به خود مشغول می داشت روشن نمودن خط سیر درستی از اسلام در میان آشفته بازار عقاید مذهب های نو ظهوری بود که هدم اساس اسلام منتهی می شد.این عقاید نه تنها مربوط به فرق غیر شیعه بود که در میان فرقه های منتسب به شیعه نیز عقاید سخیف و باطلی وجود داشت که برخی همچون فرقه ی معاویه و پیروان ابن الحرب از کیسانیه به تناسخ و حلیت زنا و لواط و زیر پا نهادن جمیع فرایض (اشعری، ۱۳۶۱، ۴۲ و ۵۰- ۴۸) و برخی دیگر (فرقه ی سبائیه از اذناب عبدالله بن سبا) به انکار قیامت و توجیه آن به این که قیامت همین در آمدن روح از کالبدی به کالبد دیگری است، روی آوردند (اشعری، ۱۳۶۱، ۴۵)؛ و گروهی (فرقه ی منصوریه) نبوت تأویلی را در مقابل نبوت تنزیلی که حضرت محمد صلی الله علیه و اله داشت برای امام خود قائل شدند (اشعری، ۱۳۶۱، ۴۷)، و عده ای (پیروان ابی الخطاب اجدع) با عقیده به الوهیت امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام ازدواج با محارم، زنا، لواط، سرقت، شراب، ربا، و بسیاری دیگر از حرمات الهی را حلال دانسته و غسل جنابت، نماز و روزه را با توجیهات سخیف و اعتقاد به کفایت معرفت امام در تدین، زاید شمردند (اشعری، ۱۳۶۱، ۳- ۵۲)؛ و «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».با توجه به نمونه ی مختصری که از انحراف های برخی از فرقه های شیعه ـ که عموماً متصل به معدن وحی بوده اند ـ آوردیم، سرنوشت عقیدتی دیگر فرقه های جبریه، معتزله، متصوفه، حشویه، خوارج، ناصبی ها، اشعری ها، اصحاب رأی از اهل سنت و جماعت، مجوس گرا ها و اشتراکیون و ملاحده ی سایر فرق منتسب به اسلام روشن است؛ (۱۰) بنابراین، امامان بزرگوار ما اولویت مبارزه را در جبهه ی فرهنگی در زدودن شبهه ها، التقاط ها و انحراف های عقیدتی دانسته بودند، زیرا می دیدند که اشتغال بنی امیه و بنی عباس به حکومت باعث شده است که آنان ـ اگر هم بخواهند ـ نتوانند به امر دین و حراست از آن بپردازند؛ (البته تحلیل بنی امیه با بنی عباس متفاوت است) و این امر منحصر به آنان نیست بلکه اصولاً حاکمیت و به دست گرفتن زمام سیاسی امور این پیامد های قهری را دارد.
تذکر مهمبرای یک مطالعه کننده در تاریخ معرفت (جامعه شناسی معرفت) دوران پربار امامان معصوم علیهم السلام و بررسی نحله های فکری و عقیدتی جوراجوری که از هر طرف چون علف هرزه ها می روئیدند و جا را بر رستنی های مفید و اصیل تنگ می نمودند، و هنوز یک پشت از ظهور عقیده ای نگذشته انشعاب نموده به چند فرقه ی دیگر تکثیر می گشتند و از وضعیت «ولنگاری» حاکم بر جو فرهنگی زمانه سود برده به ابداعات دین براندازی دست می زدند، روشن است که خطر نشر اندیشه های خودی از غیرخودی برای جریان اصیل شیعه به مراتب بیشتر بوده است؛ چه آن که اینان با انتساب به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و اله زودتر از دیگران موفق به نفوذ دادن افکار خود در توده ی ناآگاه ولی مؤمن جامعه ی اسلامی می شدند و امر شیعه را بر مردم مشتبه می ساختند؛ چنان که در مورد فرقه ی سبائیه، کیسانیه، پیروان ابی الخطاب اجدع (قائل به الوهیت امام جعفر صادق علیه السلام)، و باطنیه (اسماعیلیه و برخی شاخه های دیگر) می بینیم که اینان با عرضه ی عقاید سخیف و دور از منطق خود سبب ایراد اتهام «رافضی» بر شیعه شدند که هنوز هم از ذهن اهل سنت پاک نشده است.ضربه ی دیگری که از این طریق بر شیعه وارد شد اتهام نفوذ جرگه ی فکری ـ عقیدتی یهودی گری به عنوان رافضی بود که در اثر افکار افراطی غلو آمیز عبدالله سبا و سپس پیروان او در میان عامه رواج پیدا کرد.توضیح این که عبدالله بن سبا اصلش از یمن و از یهودیان صنعا بود و اظهار اسلام می کرد و به حجاز و بصره و کوفه در آمد و در زمان عثمان، به دمشق سفر کرد. اهل آن شهر او را بیرون کردند به مصر رفت و در انقلابی که علیه عثمان روی داد شرکت کرد و بعد از سال ۴۰ هجری در گذشت. نوبختی در فرق الشیعه می نویسد در آغاز عبدالله بن سبا یهودی بود و سپس اسلام پذیرفت. او اولین کسی بود که آهنگ امامت علی علیه السلام را علنی ساخت و از دشمنان او بیزاری جست. از این جاست که مخالفان شیعه برآنند که بنیاد رافضی گری از یهودیت برآمده است. کشی از امام باقر علیه السلام روایت می کند که عبدالله بن سبا دعوی نبوت می کرد و می پنداشت که امیرالمؤمنین علی علیه السلام خداست. پیران او را سبائیه می نامند و از غلات شیعه به شمار می آیند (۱۱) (مشکور، ۱۳۶۸، ۶- ۲۲۴). در این جا به چند کتاب معتبر شیعه درباره ی وی اشاره می شود:شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۶ صفحه ی ۴۸۷؛ نیز، جلد ۲۸، صفحه ی ۳۳۶؛ نیز، جلد ۲۸، صفحه ی ۳۳۶؛ همچنین محدث نوری در کتاب مستدرک الوسائل، جلد ۱۸، صفحه ی ۱۶۸؛ و علامه ی مجلسی در کتاب بحارالانوار، جلد ۲، صفحه ی ۲۱۷ و نیز محمد بن عمر کشی در کتاب خود رجال الکشی، ص ۱۰۶ طی چند حدیث معتبر معترض عقاید او و رفتاری که امام علی علیه السلام با او برای توبه دادن وی نمودند، گردیده اند.بنابر استنباطی که از این روایات و نیز تصریح کتاب های اشعری و نوبختی (در همین ارجاعات) و برخی دیگر از کتاب های تاریخ اسلام در دست است، عبدالله بن سبا بر خلاف زعم کسانی که پنداشته اند چنین شخصی وجود نداشته و منشأ قصه ی او از طریق سیف بن عمر تمیمی (متوفای ۱۷۰ هـ ) در ذکر حوادث سال ۳۰ ه ـ بوده است، دارای وجود تاریخی است.آنچه ذکر شد فقط به خاطر بیان اهمیت پرداختن امامان علیهم السلام ما به کار آموزش و پرورش و تصحیح عقاید و دفاع از جریان حق و اصیل شیعه بود و گرنه دفع شبهه ی مخالفان شیعه در مورد عبدالله سبا دشوار نیست، دفع این شبهه بدین گونه است که اسلام در زمینه ی خالی بنی نوع انسان نیامده است؛ اسلام در میان یهودیان، مسیحیان، مشرکان بت پرست حجاز، و مجوس یمنی و ایرانی ظاهر شده و به جای ایمان قلبی آنان نشسته است؛ و این یک امر طبیعی است که اهل دانش آنان در تشخیص دین خدا از دیگر مردم، قدرت و مهارت و حذاقت بیشتری دارند، و باید پیش از دیگران مسلمان شوند. بنابراین، مسلمان شدگان عبارت بوده اند از یهودیان، مسیحیان، زرتشیان و مشرکان. اکنون ممکن است برخی گمراه شده، در گرایش های بعدی خود یکی سر از شیعه ی عثمان در آورد، مانند کعب الاحبار و ابی بن کعب یهودی (۱۲)، و دیگری سر از شیعه ی علی علیه السلام مانند عبدالله سبا و دیگری به مجوس تمایل پیدا کند مانند پیروان ابن الحرب و ابی الخطاب اجدع و خرمدینیه، و این ربطی به اصل جریان تشیع یا تسنن ندارد.
۱) دگرگونی های فرهنگی عمده ی دوران حضور امامان علیهم السلاماز عمده ترین دگرگونی های بارز در طول دوران امامت ظاهر تأثیرپذیری فرهنگ دینی اسلام از فرهنگ ملی ایرانی بوده است.عراق (عربستان شمالی) که از دیر زمان پایتخت ایران در عهد ساسانیان بود، پس از انتقال مرکز حکومت اسلام به وسیله ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام به کوفه، و سپس حکومت ابن زیاد و بعد از او حجاج بن یوسف بر ماه کوفه و ماه بصره یعنی تمامی ایران، به اضافه ورود موالی ایرانی به این سامان، موجب تعامل فزاینده ای میان دو فرهنگ گردید؛ چنان که از ابن زیاد به بعد، دیوان ها به شیوه ی ایرانی اداره می شد و کسانی مانند عبدالحمید، کاتب مروان، زادان فروخ و مردان شاه پسرش، کاتب حجاج، جبله پسر سالم، کاتب هشام، ابن یسار و پسرش و سایر دبیران ایرانی در تمام عهد اموی امور دیوانی حکومت را عهده دار بودند (براون، ۱۳۵۶، ۴- ۳۰۳)، و علاوه بر این، نهضت شعوبیه سهم به سزایی در انتقال فرهنگ ایرانی داشتند.انتقال فرهنگ مکتوب ایرانی و غیره یکی دیگر از تحول های فرهنگی ای بود که از قرن دوم به بعد آغاز گردیده بود و اغلب به وسیله ی مترجمان زبده به عربی بازگردانده می شد. این ترجمه ها شامل معارف عقلی، علوم تجربی چون نجوم، طب و هندسه، معارف انسانی ای همچون اندرز ها، امثال و حکم، قصه های پای آتش، شاهنامه ها، عشاق نامه ها، آیین های ازدواج و مرگ و تولد فرزند، آیین دلاوری و جنگاوری، بازی ها و سرگرمی ها (چون نرد و شطرنج) و غیره می شد که در عهد بنی عباس به وسیله ی مترجمان فارسی بیت الحکمه (به ریاست ابن مقفع) به اوج خود رسیده بود.عادات، آداب و سنن اجتماعی ایرانی نیز از دوره ی روی کار آمدن بنی عباس به تدریج در بین عرب ها رواج می یافت؛ آل عباس که به وسیله ی ایرانیان به حکومت رسیده بودند و وامدار ایران به شمار می آمدند رواج سطح بیرونی فرهنگ ایرانی را ارتقا بخشیدند، کلاه ایرانی بر سر نهادند و جامعه ی مخصوص آل امیه را از تن به در آوردند و زیّ ایرانی پوشیدند، جشن های ایرانی را بزرگ داشتند و نوروز را رسمیت دادند.هم در این برهه بود که موسیقی بزمی ایرانی به وسیله ی استادان ایرانی به بزم خلفای عباسی راه یافت و آهنگ های خسروانی باربد دوباره در دربارحکومت، طنین انداز گردید. (۱۳)شهید مطهری در مورد آموزه های مختلف فرهنگی ای که عرب ها از ایرانیان فرا گرفتند می نویسد:از ایرانیان تاریخ، موسیقی، ستاره شناسی، ادبیات، پند و اندرز و شرح حال بزرگان را اقتباس کردند، و از هندیان طب (هندی)، حساب، نجوم، موسیقی، داستان و گیاه شناسی آموختند (مطهری، ۱۳۶۲، ۲۳۶).نوع خاص حجاب به عنوان پستونشینی و پرده گزینی ـ به نقل از شهید مطهری ـ از عادات ایرانی بوده که به سایر مردم مسلمانان سرایت نموده است. (۱۴)لازم به توضیح است که انگیزه ی طرح این گونه مسائل، گذری بر رسوخ و نفوذ عقاید و آداب و رسوم و مظاهر فرهنگی ایرانی یا غیر ایرانی در فرهنگ اسلام، و گسترش روز افزون آن در آن دوره هاست؛ توجه به مسائلی از آن دست، این حقیقت را آشکار می کند که منطقه ی عملیاتی درگیری و نیز میزان مسائلی که امامان علیهم السلام ما خود را موظف به حضور فعال و تلاش در جهت هدایت و کنترل رخداد ها از یک سو، و دفع تحریکات ایذایی دشمنان فرهنگ دینی اسلام از سویی دیگر داشتند، نیز همواره در حال گسترش بوده است.
۲) آثار فرهنگی امامان علیهم السلامچنان که در مورد حکمای بزرگی چون سقراط و سایر فلاسفه ی قدیم می دانیم و هم اینک نیز در مورد برخی از بزرگان علم و اندیشه و صاحبان کرسی عظیم دانشگاهی (چون هربرت مید) شاهد آن می باشیم، این بزرگان به خاطر کثرت مشغله ی آموزشی و پرداختن به تفکر فرصتی برای مدون ساختن تعالیم خود ندارند و اغلب شاگردان شان تقریرات آنان را ثبت و ضبط می نمایند؛ بر این اساس اصول اربعمأه و سپس کتب اربعه و سایر کتاب های معتبر حدیثی شیعه را می توان جزو آثار فرهنگی شان به شمار آورد؛ لیکن جز این ها آثار قلمی منسوب به خود آنان نیز وجود دارد که در حد بضاعت، به برخی از آن ها اشاره می شود:ـ مصحف علی علیه السلام و مصحف فاطمه (س) (۱۵)؛ـ نهج البلاغه از امام علی ابن ابی طالب علیه السلام (۱۶)؛ـ دیوان امام علی علیه السلام از امام علی ابن ابی طالب علیه السلام (۱۷)؛ـ صحیفه ی سجادیه از امام سجاد علیه السلام (۱۸)؛ـ مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام (۱۹)؛ـ طب الرضا از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام (۲۰)؛ـ صحیفه الرضا از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام (۲۱)؛ـ فقه الرضا از امام رضا علی بن موسی علیه السلام (۲۲)؛ـ تفسیر امام عسکری علیه السلام از امام حسن عسکری علیه السلام (۲۳)؛
۳) رهیافت و آموزه های فرهنگی امامان علیهم السلامدر این بخش به دلیل آن که مقاله ی مبسوطی توسط نویسنده فراهم آمده است که در همین ویژه نامه ها به نظر خواننده ی گرامی خواهد رسید، از بسط سخن خودداری می شود.
بخش سوم: وظیفه ی شیعه در عصر حاضرسخن نخست درباره ی شیعه است و آن گاه درباره ی وظیفه ای که در عصر حاضر بر دوش او قرار دارد.به طور کلی دو برداشت از شیعه را می توان لحاظ کرد: شیعه به معنای عام و شیعه به معنای خاص.در برداشت اولی، هر آن کسی را که قائل به افضل بودن امام علی علیه السلام در میان صحابه ی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله باشد، شامل می شود زیرا بر این اساس، آن ها خود را مقید و ملتزم به مشی و براساس سیره و روش الگوی افضل می شناسند. ابن ابی الحدید در این معنا می گوید:در آن زمان لفظ شیعه چنان که امروز از آن برداشت می شود، نبود و جز بر کسانی که قائل به برتری علی علیه السلام بودند، شامل کسی دیگر نمی شد، روی این اصل تمام کسانی که چنان اعتقادی داشتند شیعه تلقی می شدند و روایاتی هم که در فضل شیعه است و شیعه را به بهشت وعده می دهد، اینان را در بر می گیرد؛ هم از این روی بوده که معتزله در کتاب های شان می گفتند ما شیعه ی واقعی هستیم، و این سخن درست و به حق نزدیک تری است از سخن آنانی که جانب افراط و تفریط را گرفته اند (ابن ابی الحدید ۲۰، ۱۴۰۴ هـ ق، ۲۲۵).در این برداشت، تمامی فرقه های اسلامی که به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و اله ارادت می ورزند و آنان را اولیاء الهی می دانند، همچون شیعه به معنای خاص، می باید از آنان به عنوان امامان بزرگ خود تأسی نمایند و به آنان اقتدا کنند.در برداشت دومی، یعنی شیعه به معنای خاص، منظور از شیعه همان چیزی است که در صدر مقاله به آن اشاره شده است؛ و شیعه بدین معنا به دلیل نزدیکی بیشتری که با اهل بیت دارد؛ به همان میزان نیز مسؤولیت بیشتری در عمل به سنت و سیره ی این بزرگواران دارد. چه آن که مردم اینان را نمونه ی ولایت امامان علیهم السلام می شناسند و همچون آیینه ای می دانند که چهره و جمال و کمال امامان علیهم السلام را منعکس می کنند. از این روی، امامان علیهم السلام به شیعیان هشدار داده اند که مبادا از شما چیزی سر بزند که موجب ننگ ما بشوید.ابو اسامه می گوید من از امام صادقه علیه السلام شنیدم که می فرمود:راجع به تقوای الهی، پروای گناه، تلاش و جد و جهد، راستگویی، امامت داری، خوش خلقی و خوش برخوردی با همسایگان مواظب خودت باش؛ با غیر زبان مردم را به خود فراخوانید و مایه ی زینت و آرایش ما باشید نه مایه ی ننگ ما (کلینی ۲، ۱۳۶۵، ۷۷).هشام کندی می گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می گفت:مواظب باشید کاری نکنید که باعث سرزنش ما بشود، زیرا مردم کار بچه ی بد را به پدرش مربوط می دانند، [و شما به منزله ی اولاد ما می باشید] شما باید نسبت به آن که به او مربوط می شوید مایه ی سربلندی باشید نه سرافکندگی و ننگ او، در میان طوایف آنان وقتی قرار گرفتید با آن ها نماز بگزارید، از مریضان عیادت کنید، در تشیع جنازه شان حاضر شوید، طوری نباشید که در انجام امور خیر آن ها بر شما پیشی گیرند، که شما در واقع سزوارتر به این گونه کار ها هستید [یعنی انتظار از شما بیشتر است] (کلینی ۲، ۱۳۶۵، ۲۱۹).در همین رابطه یعنی پیشی نگرفتن دیگران بر شیعه، امام علی علیه السلام به فرزندان خود و هر که پیامش به او برسد سخنی در نهج البلاغه دارد که می فرماید:خدا را، خدا را! مبادا در عمل به قرآن دیگران بر شما سبقت گیرند (امام علی، بی تا، ۴۲۱، ک ۴۷).دیگر از وظایفی که شیعه به معنای خاص بر عهده دارد این است که در انتشار سخنان و پیام های امامان علیهم السلام تلاش نماید تا به گوش همه برسد و لازمه ی چنین وظیفه ای این است که ابتدا خود را نسبت به علم و آگاهی از آن ها غنی سازد و به سخنی دیگر، حامل انوار و معارف آن بزرگواران گردد.عبد السلام هروی از امام رضا علیه السلام نقل می کند که می فرمود:خدا در پناه رحمت خود بدارد آن کس را که امر ما را احیا نماید، گفتم امر شما چگونه احیا می شود؟ امام فرمود: دانش ما را فرا گیرد و به دیگران منتقل نماید؛ چه آن که مردم اگر آن جاذبه ای را که در سخن ما هست، دریابند و به طور قطع از ما پیروی می کنند (صدوق ۱، ۱۳۷۸ هـ ق ، ۳۰۷؛ نیز. رک طبرسی، ۱۳۸۵هـ ، ۱۸۰، ف ۲۴).
چگونگی عملیاتی سازی تلاش ها و اشارات فرهنگی امامان علیهم السلامچنان که در وظیفه ی شیعه یادآور شدیم، دو وظیفه ی بسیار مهم را امامان علیهم السلام بر دوش شیعه نهاده اند: یکی فراگیری تعالیم شان، و دیگری انتقال آن ها به دیگران؛ برای دست یابی به توفیق در این راه، باید به سازوکار اساسی کارگشایی روی آورد که حصول نتیجه را تسهیل و تضمین نماید. آنچه به نظر می رسد در این جهت کارگشا و مؤثر است، قبل از هر اقدامی گشودن باب مراوده و تعامل با سایر فرقه های اسلامی می باشد؛ لیکن قبل از آن، خودسازی شیعه و مجهز شدن به جاذبه های اخلاقی و رفتاری در درجه ی نخست اهمیت قرار دارد.زیرا بدون آن، به خصوص در صورت عکس آن، نداشتن مراوده شایسته تر خواهد بود تا آن که دیگران به سوء اعمال و رفتار ما پی نبرند.در دومین گام، چنان که در حدیث امام صادق علیه السلام توصیه شده است، از تقیه به عنوان سرپوشی بر مسائل تفرقه زا و عناد خیز استفاده شود. امام علیه السلام فرمود:وَ اللَّهِ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیءٍ أَحَبَّ اِلَیهِ مِنَ الخَبءِ قُلتُ وَ مَا الخَب ءُ قَالَ التَّقِیَّهُ (کلینی ۲، ۱۳۶۵، ۲۱۹).تاکنون خدا به چیزی مانند پنهان کاری، عبادت نشده است.راوی پرسید معنای این سخن چیست؟ امام علیه السلام فرمود: «آن تقیه است.» و جالب این است که این جمله در دنباله ی همان روایت بالا در رابطه با پرهیز از رفتار شنیع و زشتی که مایه ی ننگ آن بزرگواران شود، و تأکید بر مراوده با آنان آمده است؛ به عبارت دیگر، امام علیه السلام هم خودشان وظیفه را تعیین نموده، و هم راهکار عملیاتی آن را بیان داشته اند، که همان تقیه ـ یا آنچه در این جا به عنوان سرپوش نهادن بر موضوع های جدایی آفرین و تفرقه برانگیز است ـ می باشد (یعنی همان خب ء).با رویکرد به این دو رهنمود اساسی به راحتی می توان تلاش های امامان علیهم السلام بزرگوار رابه ثمر رساندن و بدان ها در جامعه اسلامی جامعه ی عمل پوشاند.سخن را در همین جا به پایان می بریم و مانده ی بحث را به خواننده وا می گذاریم که گفته اند:در خانه اگر کس است یک حرف بس است
نتیجه گیری۱) تکامل جامعه ی اسلامی یک ضرورت فوری و حیاتی در دوره ی معاصر است که با الگوگیری از رفتار و سخنان امامان معصوم علیهم السلام می توان بدان دست یافت، چه آن که امامان بزرگوار به مثابه ی مجموعه ی کاملی از همه ی تجارب گذشته، و آیینه ای بر سر راه پر پیچ و خم زندگی بشر در مسیر آینده اند. دوره های زندگی و تلاش فکری این بزرگواران، به تفاوت دوران های گذشته و آینده متفاوت بوده است، لذا، هر کدام می تواند منطبق با یکی از نیاز های مسلمانان در هر نقطه ی زمانی و مکانی باشد.۲) این هدف، مستلزم دریافت صحیحی از شاکله ی الگویی امامان علیهم السلام است که همجون ساز و کاری بتواند مورد استفاده و مفید واقع شود.۳) در این راه، شناختن محور های هدفی و راهبردی امامان علیهم السلام در درجه ی نخست اهمیت قرار دارد.۴) شناخت اوضاع و احوال و شرایط زمانه ی فعالیت امامان علیهم السلام و آگاهی یافتن بر عناصر بازدارنده یا کمک کننده در تطبیق آن دوره ها بر زمانه ی معاصر به منظور کسب راهبرد های پیش برنده، شرط لازم تشیع در هر عصری به ویژه در دوره ی کنونی است.۵) تعیین خط مشی مناسب از روی نسخه های به دست آمده از آثار امامان علیهم السلام، تهیه ی یک مانیفست یا صورت عملیاتی طرح تکاملی را می طلبد و بدون آن، هر حرکتی ناکام خواهد بود.
پی نوشت
۱٫ و کان الصادق علیه السلام یقول علمنا غابر و مزبور و نکت فی القلوب و نقر فی الأسماع و ان عندنا الجعفر الأحمر و الجفر الأبیض و مصحف فاطمه علیها السلام و عندنا الجامعه فیها جمیع ما یحتاج الیه الناس فسئل عن تفسیر هذا الکلام فقال أما العابر فالعلم بمایکون و المزبور فالعلم بما کان و أما النکت فی القلوب فهو الالهام و النقر فی الأسماع فحدیث الملائکه نسمع کلامهم و لا نری اشخاصهم و اما الجفر الأحمر فوعاء فیه توراه موسی و انجیل عیسی و زبور داود و کتب الله و أما مصحف فاطمه فقیه ما یکون من حادث أسما من یملک الی ان تقوم الساعه و أما الجامعه فهو کتاب طوله سبعون ذراعاً املاء رسول الله من فلق فیه و خط علی بن أبی طالب علیه السلام بیده فیه و الله جمیع ما یحتاج الناس الیه الی یوم القیامه حتی ان فیه أرش الخدش و الجلده و نصف الجلده.۲٫ عَن الحکم بن الحکم قال سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول و سئل عن الصلاه فی البیع و الکنائس فقال صل فیها قدر رایتها ما انظفها قلت أیصلی فیها و ان کانو یصلون فیها فقال نعم اما تقر القرآن قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن هو اهدی سبیلاً صل علی القبله و غرّبهم (اترکهم). (التهذیب، ج ۲، ص ۲۲۲). و کأنه علیه السلام فسر الشاکله التی تطلق غالبا علی الحاله و الطریقه بالنیه ایذانا بأن النیه تابعه لحاله الانسان و طریقته کما أومأنا الیه و ان ورد بمعنی النیه أیضا قال الفیروز آبادی الشاکله الشکل و الناحیه و النیه و الطریقه و قال فی مجمع البیان أی کل واحد من المؤمن و الکافریعمل علی طبیعته و خلیقته التی تخلق بها عن ابن عباس و قیل علی طریقته و سنته التی اعتادها (بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۳۸).۳٫ برای آگاهی بیشتر رک. فرهنگ فرق اسلامی، ۴۴- ۲۹ پیشگفتار.۴٫ برای آگاهی بیشتر رک. تتمه المنتهی، حاج شیخ عباس قمی، جاپ سنگی اسلامیه.۵٫ شیعه در لغت به معنی پیروان، یاران و تابعان شخص معینی است و چون شیعیان به ولایت حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و به پیروی از مکتب روحانی آن حضرت اعتقاد داشتند از این جهت ایشان را شیعه ی علی علیه السلام یعنی پیروان علی علیه السلام گفته اند، که بعدها در اثر کثرت استعمال مضاف الیه علی را از آخر آن حذف کردند و معروف به شیعه شدند. رک. مشکور، محمد جواد، ۱۳۶۸، ۲۷۰٫۶٫ معاویه دستور داد: هر کس دوستدار علی علیه السلام باشد نامش را از دیوان عطا و بیت المال حذف کنند و او را مورد آزار و شکنجه قرار دهند. از مظالم بنی امیه بر شیعه آن بود که چون عبیدالله بن زیاد بر مسلم بن عقیل دست یافت هر که را گمان می کرد از شیعیان و هواخواهان علی علیه السلام است او را به زندان می افکند چنان که دوازده هزار تن از شیعیان در زندان او بودند. رک . مشکور، محمد جواد، ۱۳۶۸، ۲۷۶٫۷٫ قال عمر بن أدینه دعانی أبان بن أبی عیاش [قبل موته بنحو شهر] فقال لی رأیت البارحه رؤیا أنی خلیق أن أموت سریعا ان رأیتک الغداه فقرحت بک انی رأیت اللیله سلیم بن قیس الهلالی فقال لی یا أبان انک میت فی أیامک هذه فاتق الله فی ودیعتی و لا تضیعها و لی بما ضمنت من کتمانها ولا تضعها الا عند رجل من شیعه علی بن أبی طالب علیه السلام له دین و حسب … یا أبان انی قد جاورتک فلم أرمنک الا ما احب و ان عندی کتبا سمعتها عن الثقات و کتبتها بیدی فیها أحادیث لا أحب أن تظهر للناس لأن الناس ینکرونها و یعظمونها … و انی هممت حین مرضت أن احرقها فتأثمت من ذلک و قطعت به فان جعلت لی غهد الله [و میثاقه] ان لاتخبر بها أحدا ما دمت حیا و لا تحدث بشیء منها بعد موتی الا من تثق به کثقتک بنفسک و ان حدث بک حدث أن تدفعها الی من تثق به من شیعه علی بن ابی طالب علیه السلام ممن له دین و حسب فضمنت ذلک له فدفعها الی و قرأها کلها علی فلم یلبث سلیم أن هلک رحمه الله (رک. کتاب سلیم بن قیس، ص ۹- ۵۵۸).۸ . برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به:اصفهانی، ابوالفرج ، مقاتل الطالبیین، ترجمه ی سید هاشم رسولی محلاتی، نشر صدوق.جعفریان، رسول (۱۳۶۸)، تاریخ تشیع در ایران، نشر سازمان تبلیغات اسلامی.شهرستانی، محمد ابی الفتح، محمد بن عبدالکریم بن ابی بکر احمد (۱۴۰۲ هـ / ۱۹۸۲)، الملل و النحل، ج ۱، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت ، دارالمعرفه.عاملی، جعفر مرتضی (۱۴۰۳ هـ/ ۱۳۶۲)، الحیات السیاسیه للامام الرضا علیه السلام، قم، نشر جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، ط ۲٫کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۸۹ هـ)، الروضه من الکافی، نشر دار الکتب الاسلامیه.مظفر، علامه محمد حسین (۱۳۶۸)، تاریخ شیعه، ترجمه ی دکتر سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.مغنیه، محمد جواد (۱۹۹۲)، الشیعه و الحاکمون، بیروت، نشر دار مکتبه الهلال ـ دار الجواد.۹٫ [الفهرست للنجاشی] الحسین بن عبدالله عن جعفر بن محمد عن علی بن الحسین السعدآبادی عن البرقی قال کان عبدالعظیم ورد الری هاربا من السلطان و سکن سربا فی دار رجل من الشیعه فی سک الموالی و کان یعبد الله فی ذلک السرب و یصوم نهاره و یقوم لیله و کان یخرج مستتراً یزور القبر المقابل قبره و بینهما الریق و یقول هو رجل من ولد موسی بن جعفر علیه السلام فلم یزل یأوی الی ذلک السرب و یقع خبره الی الواحد بعد الواحد من شیعه آل محمد علیهم السلام حتی عرفه أکثرهم فرأی رجل من الشیعه فی المنام رسول الله صلی الله علیه و اله قال له ان رجلا من ولدی یحمل من سکه الموالی و یدفن عند شجره التفاح فی باب عبدالجبار بن عبدالوهاب و أشار الی المکان الذی دفن فیه فذهب الرجل لیشتری شجره الرجل و مکانها من صاحبها فقال له لأی شی تطلب الشجره و مکانها فأخبره بالرؤیا فذکر صاحب الشجره أنه کان رأی مثل هذه الرؤیا و أنه قد جعل مواضع الشجره مع جمیع الباغ وقفا علی الشریف و الشیعه یدفنون فیه فمرض عبدالعظیم و مات رحمه الله فلما جرد لیغسل وجد فی حبیبه رقعه فیها ذکر نسبه فاذا فیها أنا أبوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام (بحارالنوار، ج ۹۹، ص ۲۶۹).۱۰٫ برای مزید اطلاع به کتاب فرهنگ فرق اسلامی از دکتر محمد جواد مشکور رجوع نمایید.۱۱٫ «عَن أَبی بَصِیرٍ عَن أَبیِ عَبدِاللهِ علیه السلام عَن آبائِهِ عَن أَمِیرَالمؤمنین علیه السلام قال اذا فرغ احدکم من الصلاه فلیرفع یدیه الی السما و لینصب فی الدعا فقال ابن سبا یا امیرالمومنین الیس الله فی کل مکان قال بلی قال فلم یرفع یدیه الی السماء فقال اما تقرا و فی السماء رزقکم و ما توعدون فمن این یطلب الرزق الا من موضعهه موضع الرزق و ما وعد الله السماء» (وسائل الشیعه، ج ۶، ص۴۸۷).«عن عبدالله بن سنان عن ابیه عن ابی جعفر علیه السلام قال ان عبدالله بن سبا کان یدعی النبوه و کان یزعم ان امیرالمومنین علیه السلام هو الله تعالی عن ذلک فبلغ ذلک امیر المومنین علیه السلام فدعاه فساله فاقر و قال نعم أنت هو و قد کان القی فی روعی انک انت الله و انا نبی فقال له امیر المومنین علیه السلام و یلک قد سخر منک الشیطان فارجع عن هذا ثکلتک أمک و تب فأبی فحبسه و استتابه ثلاثه أیامٍ فلم یتب فأخرجه فأحرقه بالنّار الحدیث» (وسایل الشیعه، ج ۲۸، ص ۳۳۶).«عن ابن ابی عمیر عن هشام بن سالم قال سمعت أبا عبدالله علیه السلام یقول و هو یحدث أصحابه بحدیث عبدالله بن سبا و ما ادعی من الربوبیه لأمیرالمومنین علیه السلام فقال انه لما ادعی ذلک فیه استتابه امیر المومنین علیه السلام فأبی أن یتوب فاحرقه بالنّار» (وسایل الشیعه، ج ۲۸، ص۳۳۶).برای اطلاع بیشتر رک. مستدرک الوسائل، ج ۲۸، ص ۱۶۸٫«عن ابن سنان قال قال أبو عبدالله علیه السلام انا اهل بیت صادقون لانخلو من کذاب یکذب عینا و یسقط صدقنا بکذبه علینا عند الناس کان رسول الله صلی الله علیه و اله أصدق البریه لهجه و کان مسیلمه یکذب علیه و کان أمیرالمومنین علیه السلام أصدق من برأ الله من بعد رسول الله صلی الله علیه و اله و کان الذی یکذب علیه و یعمل فی تکذیب صدقه بما یفتری علیه من الکذب عبدالله بن سبأ لعنه الله و کان ابوعبدالله الحسین بن علی علیه السلام قد ابتلی بالختار ثم ذکر أبوعبدالله علیه السلام الحارث الشامی و بنان فقال کانا یکذبان علی علی بن الحسین علیه السلام ثم ذکر المغیره بن سعید و بزیعا و السری و أبا الخطاب و معمراً و بشارا الأشعری و حمزه البربری وصائد النهدی فقال لعنهم الله انا لا نخلو من کذاب یکذب علینا او عاجز الرأی کفانا الله مئونه کل کذاب و أذاقهم حر الحدید» (بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۱۷).«عن عبدالله بن سنان، قال حدثنی أبی، عن أبی جعفر علیه السلام أن عبدالله بن سبا کان یدعی النبوه ی و یزعم أن أمیرالمومنین علیه السلام هو الله (تعالی عن ذلک) فبلغ ذلک أمیر المؤمنین علیه السلام فدعاه و سأله فأقر بذلک و قال نعم أنت هو و قدکان ألقی فی روعی أنک انت الله و أنی نبی. فقال له أمیر المؤمنین علیه السلام و یلک قد سخر من الشیطان فارجع عن هذا ثکلتک أمک و تب فأبی فحسبه و استتا به ثلاثه أیام فلم یتب فأخرقه بالنار» (رجال الکشی، ص ۱۰۶).۱۲٫ این هر دو دانشمندان یهود بودند که اسلام آوردند. بنگرید به: شوشتری ، محمدتقی، ۱۳۷۴، «سیر تکامل تفسیر نگاری» اندیشه ی حوزه، سال اول، شماره ی اول.۱۳٫ به وسیله ی کسانی چون: یونس کاتب از مردم فارس موسیقیدان عصر اموی و عباسی، ابن بانه از نوازندگان بزم های متوکل، جراب الدوله، جحظه برمکی، ابراهیم موصلی فارسی و پسرش اسحاق موسیقیدان و آوازه خوان و … موسیقی اصیل ایرانی به میان اعراب راه یافته بود. (نک. کتاب الفهرست، صص ۲۵۷- ۲۳۲).۱۴٫ برای آگاهی بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: تاریخ ادبی ایران از ادوارد براون؛ خدمات متقابل اسلام و ایران و مسأله ی حجاب از شهید مطهری، الفهرست از ابن ندیم.۱۵٫ «و کان الصادق علیه السلام یقول علمنا غابر و مزبور و نکت فی القلوب و نقر فی الأسماع و ان عندنا الجفر الأحمر و الجفر الأبیض و مصحف فاطمه علیها السلام و عندنا الجامعه» (الاحتجاج).۱۶٫ یک جلد، انتشارات دارالهجره قم.۱۷٫ یک جلد، انتشارات پیام اسلام قم، ۱۳۶۹ هجری شمسی.۱۸٫ یک جلد، دفتر نشر الهادی قم، ۱۳۷۶ هجری شمسی.۱۹٫ یک جلد، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰ هجری قمری.۲۰٫ یک جلد، انتشارات خیام قم، ۱۴۰۲ هجری قمری.۲۱٫ یک جلد، انتشارات کنگره ی جهانی امام رضا علیه السلام، ۱۴۰۶ هجری قمری.۲۲٫ یک جلد، انتشارات کنگره ی جهانی امام رضا علیه السلام مشهد، ۱۴۰۶ هجری قمری.۲۳٫ یک جلد، انتشارات مدرسه ی امام مهدی علیه السلام، قم، ۱۴۰۹ هجری قمری.منابع و مآخذ۱) قرآن کریم.۲) ابن ابی الحدید معتزلی (۱۴۰۴ هـ ق)، شرح نهج البلاغه، (۲۰ جلد در ۱۰ جلد)، قم، انتشارات کتابخانه ی آیت الله مرعشی.۳) ابن ندیم، محمد بن اسحاق (۱۳۶۶)، کتاب الفهرست، ترجمه ی محمد رضا تجدد، تهران، انتشارات امیرکبیر.۴) اشعری، سعد بن عبدالله ابن خلف القمی (۱۳۶۱)، ( از اعیان شیعه و یاران امام عسکری علیه السلام)، کتاب المقالات و الفرق، به تصحیح دکتر محمد جواد مشکور، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.۵) اصفهانی، ابوالفرج (بی تا)، مقاتل الطالبین، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، نشر صدوق.۶) امام سجاد علیه السلام (۱۳۷۶)، الصحیفه السجادیه، یک جلد، قم، دفتر نشر الهادی.۷) امام علی علیه السلام (بی تا) نهج البلاغه، قم، انتشارات دارالهجره.۸) امینی، علامه عبدالحسین (۱۳۶۲)، شهیدان راه فضیلت، ترجمه ی جلال الدین فارسی، تهران، واحد کتاب بنیاد بعثت.۹) بنگرید به: ادوارد براون (۱۳۵۶)، تاریخ ادبی ایران، ج ۱، ترجمه ی علی پاشا صالح، تهران، نشر امیر کبیر.۱۰) جعفریان، رسول (۱۳۶۸)، تاریخ تشیع در ایران، نشر سازمان تبلیغات اسلامی.۱۱) حسینیان، روح الله (۱۳۸۰)، تاریخ سیاسی تشیع، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.۱۲) سلیم بن قیس هلالی کوفی، (۱۴۱۵ هـ ق)، کتاب سلیم بن قیس، قم، انتشارات الهادی.۱۳) شوشتری، محمد تقی (۱۳۷۴)، سیر تکامل تفسیر نگاری، اندیشه ی حوزه، سال اول، شماره ی اول.۱۴) شهرستانی، محمد ابی الفتح محمد بن عبدالکریم بن ابی بکر احمد (۱۴۰۲ ق/ ۱۹۸۲ م)، الملل و النحل ، ج ۱، تحقیق محمد سید کیلانی، دارالمعرفه، بیروت.۱۵) صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی (۱۳۷۸ هـ ق) ، عیون أخبار الرضا علیه السلام، (۲ جلد در یک مجلد)، انتشارات جهان.۱۶)طبرسی، ابوالفضل علی بن حسن (۱۳۸۵ هـ ق)، مشکاه الأنوار، یک جلد، نجف اشرف، کتابخانه ی حیدریه.۱۷) طبرسی، ابومنصور احمدبن علی (۱۴۰۳ هـ ق) ، الاحتجاج، یک جلدی، جلد ۲، مشهد مقدس، نشر مرتضی.۱۸) عاملی، جعفر مرتضی (۱۴۰۳ هـ ق / ۱۳۶۲)، الحیاه السیاسیه للامام الرضا علیه السلام، قم، نشر جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، ط ۲٫۱۹) عاملی، شیخ حر (۱۴۰۹ هـ ق)، وسائل الشیعه، ج ۶ ص ۴۸۷، قم، مؤسسه ی آل البیت علیهم السلام.۲۰) کشی، محمد بن عمر (۱۳۴۸)، رجال الکشی، ص ۱۰۶، قم، موسسه ی آل البیت علیهم السلام.۲۱) کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۸۹ هـ ق)، الروضه من الکافی، نشر دارالکتب الاسلامیه.۲۲) مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۴ هـ ق)، بحارالأنوار، ج ۲ – ۶۷ ، ص ۲۳۸، بیروت، مؤسسه الوفاء.۲۳) محدث نوری، (۱۴۰۸ هـ ق )، مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص ۱۶۸، قم، مؤسسه ی آل البیت علیهم السلام.۲۴) مشکور، محمد جواد (۱۳۶۸)، فرهنگ فرق اسلامی، با مقدمه ی دکتر کاظم مدیر شانه چی، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، آستان قدس رضوی.۲۵)مطهری، مرتضی (۱۳۶۲)، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، نشر صدرا.۲۶) مظفر، محمد حسین (۱۳۶۸)، تاریخ شیعه، ترجمه ی دکتر سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.۲۷) مغنیه، محمد جواد (۱۹۹۲ م)، الشیعه و الحاکمون، بیروت، نشر دار مکتبه الهلال ـ دارالجواد.منبع: اندیشه ی حوزه، شماره ی ۷۴
 

 

 

http://shiastudies.com

گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲). گونه شناسی رسالت فرهنگی امامان علیهم السلام (۲)

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.