شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیه الله جوادی آملی (۱۶)

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارک رمضان که عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است…
بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه. (۱)
در نوبت قبل به عرضتان رسید که دعای ابوحمزه ثمالی از نظر تحلیل مسائل عقلی به نوبه خود یک دائره‌ المعارفی محسوب می‌شود. یعنی به صورت دقیق بررسی می‌کند که چه طور انسان گناه می‌کند. چنین که در نوبت‌های قبل به صورت دقیق تحلیل کرد که چه طور انسان در نماز حضور قلب ندارد . در نوبت قبل به نفس تَسویل و نفس مُسوّله رسیدیم . حالا روشن شد
وقتی انسان به دام نفس افتاد، کم کم اسیر می‌شود. از آن به بعد نوبت به نفس اَمّاره است. نوبت به نفس امّاره بعد از نفس مُسوّله تلاش و کوشش می‌کند. انسان در طلیعه امر عاملاً عامداً گناه نمی‌کند. فریب می‌خورد، زشت را زیبا، زیبا را زشت، کم کم به دام می‌افتد. وقتی به دام افتاد، از آن به بعد عالماً، عامداً گناه می‌کند، چون اسیر است و هر دستوری که امیر بدهد او اطاعت می‌کند، که إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوء. (۲)
امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌کند: ۱- پروردگارا ! حالا که تبهکار به این دام افتاد، راه او چیست؟ کی او را امروز از خطر و انحراف می‌رهاند. ۲- و در قیامت که روز داوری و دادگری است، کی او را از متخاصمان و متداعیان رهائی می‌بخشد؟ فردا قرآن طلبکار است، عترت طلبکار است، اسلام طلبکار است که چرا حقوق و احکام و حِکم ما را رعایت نکردی! فرد و جامعه طلبکارند که چرا حقوق ما را رعایت نکردی! اعضاء خانواده طلبکارند چرا حقوق داخلی را رعایت نکردی! همسایه‌ها و هموطنان و کشورهای مجاور طلبکارند که چرا حقوق همسایگی را رعایت نکردی! چون انسان هم نسبت به همسایه نزدیک، هم نسبت به همسایه دور مسئول است. امام سجاد عرض کرد که : کی فعلاً ما را می‌رهاند؟ کی فردا از دست طلبکاران نجات مان می‌دهد؟ هیچ راهی نیست. بنابراین ما مضطر واقعی هستیم. تو هم که وعده دادی مضطّرین را دریابی . فَالآنَ مِنْ عَذابِکَ مَنْ یَستَنْقِذُنِی وَ مِنْ أیدِی الخُصَمآءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی.
آنگاه عرض کرد: خدایا ! کسی که الآن مرتّب دارد سقوط می‌کند، اگر بخواهد صعود کند یک ریسمانی می‌طلبد، یک حبل آویخته‌ای را طلب می‌کند. من به طناب کی متوسّل بشوم؟
وجود مبارک امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهکاری را در سحرهای ماه مبارک رمضان ترسیم می‌کند که آن تبهکار به خدا عرض کند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم کردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی که ناامیدی ممنوع است، ممکن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یک کسی هستی که بهترین مدعوّی. هیچ کس تو را نخواند که ناامید بشود!
“و بِحَبلِ مَنْ أتَّصِلُ إنْ أنتَ قَطَعتُ حَبلَکَ عَنّی . فَوا سُوأتا عَلی مَا أحْصی کِتابُکَ مِنْ عَمَلِی اَلَّذِی لُولا مَا أرجُوا مِنْ کَرَمِکَ وَ سِعَهِ رَحمَتِکَ وَ نَهیِکَ إیّایَ عَنِ القُنُوطِ لَقَنَطْتُ .”
نامه اعمال طوری است که هیچ چیزی را فروگذار نمی‌کند. انسان در قیامت می‌گوید به این که: مَا لِهذَا الکِتابْ لا یُغادِرُ صَغِیرَهً وَ لا کَبیرَهً إلا اَحصاها (۳). چیزی را فروگذار نکرده.
وجود مبارک امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهکاری را در سحرهای ماه مبارک رمضان ترسیم می‌کند که آن تبهکار به خدا عرض کند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم کردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی که ناامیدی ممنوع است، ممکن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یک کسی هستی که بهترین مدعوّی. هیچ کس تو را نخواند که ناامید بشود! در حال اختیار هیچ کس تو را نخواند که طرفی نبندد. و من هم از همه جا بُریدم ، به تو پیوستم.
آنگاه برای این که از هر خطری برهم، تو دستور دادی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله (۴). من در درجه اوّل به مهم‌ترین وسیله‌هائی که محبوب توست توسّل می‌کنم . اوّلاً به اسلام متوسّل می‌شوم . من مسلمانم ، مُنقاد و مطیع ام . اگر عمل نکردم، ولی اسلام دارم . به طناب اسلام متوسّل می‌شوم. تو هم فرمودی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله . من اسلام را وسیله قرار دادم . اسلام جامع قرآن و عترت است . بعد به این مجموعه‌ها که زیر مجموعه اسلام اند متوسّل می‌شوم. اَللّهُمَّ بِذِمَّهِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ إلِیکْ، من تعهّد اسلامی دارم ، تو هم مرا به عنوان مسلمان بپذیر . من در اثر اسلام به تو متوسّل می‌شوم .
“وَ بِحُرمَهِ القُرآنِ أعتَمِدُ اَلِیکْ وَ بِحُبّی لِلْنَبّیِ الاُمّیِ القُرَشی الهاشِمیِّ العَرَبیِّ التَّهامِی المَکّی المَدَنی (صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ‌آلِهِ) أرجُو زُلفَهَ لَدَیکْ .”
به پیغمبر ، یعنی در حقیقت به عترت طاهرین که عبارت از پیغمبر و اهل بیت او (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین) است، متوسّل می‌شوم . و اینها بهترین وسیله است . هیچ وسیله‌ای بالاتر از اسلام و قرآن و عترت نیست ! اوّل به جامع که به صورت متن است، بعد به مجموع که شرح آن متن است، بیگانه اوست. در حقیقت من به قرآن و عترت متوسّل شدم . فَلا تُوحِشْ اِستیناسِ اِیمانی وَ لا تَجعَلْ ثَوابی ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواکْ . خدایا ! من به اینها اُنس گرفته ام و این اُنس را به وحشت تبدیل نکن و ثواب مرا ثواب مشرکان قرار نده ! عدّه‌ای غیر تو را پرستیدند، من غیر تو را نپرستیدم . باورم هست که تو خدای منی ، خالق منی ، ربّ منی ، معبود منی . لکن در اثر جهل و اشتباه و غفلت ، در اثر غلبه شهوت و غضب تن به گناه دادم
پروردگارا ! من هرگز لَدودانه ، لَجوجانه ، معاندانه گناه نکردم. عدّه‌ای به زبان گفتند: ما مسلمانیم، خونشان محفوظ شد . من که با دل می‌گویم: مسلمانم ! آنهائی که با زبان گفتند مسلمان اند ،‌ به آرزویشان رسیدند. یک عدّه با زبان خالی گفتند: مسلمانیم، برای این که خونشان محفوظ بماند، محفوظ ماند. من که به زبان من، با قلب من،‌ با همه اعضاء و جوارحم ایمان آوردم. منتها در اثر جوانی، غفلت، جهالت، شهوت تن به گناه دادم. من با قلب و قالَب، با زبان و دل گفتم: آمَنتُ وَ اَسلَمْتُ . آمَنّا وَ اَسلَمْنا . تو از ما عفو بکنی ، ما را در یابی و امید ما را تثبیت بکنی و قلب ما را بعد از این که هدایت کردی، منحرف نکنی . و رحمت لَدُن را نصیب ما بکنی . وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنکَ رَحمَه . برای این که تو وهّابی . تو بهترین بخشنده‌ای . تنها هِبه در دستگاه توست.
بعد آنگاه نیایش را با سوگند به عزّت او هماهنگ می‌کند. عرض می‌کند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر بنای تو بر این است که مرا برانی، من از اینجا بیرون نمی‌روم . چون جای دیگری نیست. فَوِعِزَّتِکَ لَوِ انْتَهَرتَنِی مَا بَرِحتُ مِنْ بابِکَ . قریب به این مضمون در جمله‌های دیگر گذشت؛ انسان آن روز می‌فهمد. اوّلاً خیلی‌ها، همگان در قیامت می‌فهمند که راه تنها راه مستقیم الهی است. ولی در سحرهای ماه مبارک رمضان برای یک عدّه خوب روشن می‌شود که هیچ راهی نیست، مگر راه الهی. وقتی یک چنین حالی طبق ترسیم و تحلیل امام سجاد سلام الله علیه نصیب کسی شد، قهراً درهای رحمت به روی او باز می‌شود. عرض می‌کند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر مرا برانی‌، من بیرون نمی‌روم . چون راه نیست. مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِکَ . لا کَفَفْتُ عَنْ تَخَلُّقِکْ . آن کُرنش، آن خضوع را خواهم داشت. برای این که قلبم به معرفت تو مُلحَم است . من می‌دانم غیر از تو کسی نیست. یک وقت است به امید غیر انسان می‌رود. قهر می‌کند، از کسی قهر می‌کند به امید مهر دیگری . اگر قهر قهر است، قهر توست؛ اگر مهر است، مهر توست. من مُلحَم شده قلبم به کَرم تو ، معارفم . از سعه رحمت تو با خبرم .
“إلی مَنْ یَذْهَبُ العَبدْ إلا بِالمُولی . وَ إلی مَنْ یَلْتَجِأُ المَخلُوقَ إلا لِخالِقِه .”
خدایا ! بنده جز مولا پناهگاهی ندارد . مخلوق جز خالق حریمی ندارد. بر اساس وحدت خالق تنها ملجاء و تنها مَحرم دستگاه توست. من از اینجا بیرون نخواهم رفت. امیدواریم ذات أقدس إله همگان را در سایه رحمت خاصّ خود بپذیرد. .
غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَکُمْ وَالسَّلامُ عَلِیکُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُه

پی نوشت ها :
۱- وسائل الشیعه / جلد ۷ / صفحه ۲۸ ؛ مستدرک الوسائل / جلد ۵ / صفحه ۱۶۷
۲- سوره یوسف / آیه ۵۳
۳- سوره کهف / آیه ۴۹
۴- سوره مائده / آیه ۳۵

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.