شرح دعاى کمیل(۱۲)

محبت به دشمنان خدا

دوست داشتن دشمنان خدا، ناشى از بیمارى قلب است. انسان باید خوبى ها و خوبان را دوست داشته باشد، و به بدىها و بدکاران دشمنى ورزد، اگر حالت قلب جز این نشانه گیرد، دلیل بر بیمارى او است و این بیمارى باید با آیات قرآن و روایات درمان شود وگرنه عواقب خطرناکى در دنیا و آخرت به دنبال خواهد داشت.

قرآن، پیامبر و پیروانش را سخت گیر به کافران و در حوزه ایمان نسبت به یک دیگر رحیم و مهربان مى داند.

«محمد رسول الله والذین معه اشدإ على الکفار رحمإ بینهم»(۱)

«لا تتخذوا عدوى وعدوکم اولیإ تلقون الیهم بالموده وقد کفروا بما جإکم من الحق»(۲)

دشمنان من و دشمنان خود را به ولایت و سرپرستى مگیرید، که با آنان طرح محبت دراندازید، آنان به قرآنى که به سوى شما آمده، کفر مى ورزند.

قرآن در سوره مجادله مى فرماید:

گروهى که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، نمى یابى که با مخالفان خدا و رسولش دوستى کنند، گرچه مخالفان پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.(۳)

۳. دو رویى نفاق با برادران دینى: زشتى نفاق، ناپاکى منافق، پستى انسانى که نسبت به برادران دینى دورو و منافق است: با یک رو در برابر اهل ایمان اظهار ایمان مى کند و با روى دیگر بر ضد آنان دشمنى مى ورزد، که خداى قهار در قرآن مجید بدترین و شدیدترین عذاب و پست ترین جاى دوزخ را سزاوار آنان دانسته است.

منافق کسى است که پیوسته با دشمنان در ارتباط است و بدین وسیله براى مومنان مشکل ساز مى شود و اسرار اهل ایمان را به شیطان صفتان خائن و فرعون مسلکان ظالم منتقل مى کند.منافق بیمارى است که درمانش بسیار سخت و علاجش گاهى غیر ممکن است.منافق ایمانش بر زبان، کفرش پا برجا در قلب، روحش آلوده، اخلاقش فاسد، کردارش ناپسند، اندیشه اش شیطانى و حالاتش ابلیسى، کارش حیله گرى، انسانى پست و آلوده و موجودى خطرناک و فاسد است.

گذشته از آیات قرآن که در سوره هاى متعدد، نشانه هاى این خائنان به دین و ملت را بیان مى کند، روایات مهمى در کتاب هاى حدیث آمده که به چند روایت ـ که بیانگر وضع این نابکاران است ـ اشاره مى کنیم:

حضرت رضا علیه السلام در جواب نامه محمد بن فضیل که از حضرت درباره منافقان سوال کرده بود، چنین نوشتند:

«لیسوا من عتره رسول الله، ولیسوا من المومنین و لیسوا من المسلمین، یظهرون الایمان، و یسرون الکفر والتکذیب لعنهم الله؛(۴) منافق ها که نسبت به خدا و آیین اسلام و پیامبر و در خصوص مسلمانان نیرنگ مى زنند، از عترت رسول خدا و از گروه اهل ایمان و از زمره مسلمانان نیستند، ایمان آشکار مى کنند و به ظاهر خود را مومن جلوه مى دهند و کفر و تکذیب خود را پنهان مى دارند، خدا همه آنان را لعنت کند.»

امام صادق علیه السلام فرمود:

«من علامات النفاق: قساوه القلب، و جمود العین، والاصرار على الذنب، والحرص على الدنیا؛(۵) از نشانه هاى نفاق: سنگدلى، خشکى چشم از اشک، اصرار بر گناه و رغبت بیش از اندازه به دنیا است.

رسول خدا فرمود: کسى که باطنش با ظاهرش یکى نباشد، منافق است؛ هر که باشد، هر گونه باشد، در هر سرزمینى باشد و در هر رتبه و مقامى باشد.

۴. باور نداشتن اجابت دعا: این قسمت در مقاله هاى گذشته در باب سوء ظن و بدگمانى توضیح داده شد.

۵. به تإخیر انداختن نمازها: نماز عبادتى کامل و از زیباترین مراسم بندگى و اظهار تواضع و خشوع نسبت به پروردگار جهانیان است.

آیات قرآن و روایات در مورد نماز، حقایق بسیار مهمى را مطرح کرده اند، که فهرست وار به گوشه اى از آن حقایق اشاره مى کنیم.

نماز، انسان را از فحشا و منکرات باز مى دارد. اقامه نماز از نشانه هاى مردم مومن است. همه انبیا برپا دارنده نماز بودند. انبیا خانواده خود را به اقامه نماز دعوت مى کردند، محافظت بر همه نمازها از وظایف واجب است. بى نماز از رحمت خدا محروم و شفاعت شفیعان شامل او نمى شود. نماز از قوانین دین، جلوه گاه خشنودى رب و راه روشن انبیا است. نماز پس از اقرار به دین، در رإس اسلام است. براى هر چیزى شرف و قدرى است و شرف و قدر دین، نماز است. نماز حصارى استوار در برابر حمله هاى شیطان است. نماز سبب نزول رحمت است. محبوب ترین عمل به سوى خدا، نماز است. نماز آخرین وصیت و سفارش پیامبران است. نماز نور چشم رسول خدا است. نماز نزدیک کننده هر انسان باتقوا به خدا است. نماز پس از معرفت، بالاترین عمل است. نماز ستون دین است. خواندن نماز با رعایت شرایط آن، سبب آمرزش است. اول چیزى که در قیامت از مردم پرسیده مى شود، نماز است. اول عملى که خدا در قیامت از اعمال بنده اش مى نگرد، نماز است. اول عملى که در قیامت محاسبه مى شود، نماز است. نماز سبب پاک شدن انسان از کبر است. قبولى نماز در گرو تقوا و پاکدامنى و پارسایى و دورى گزیدن از محرمات است. برترى نماز اول وقت، چون برترى آخرت نسبت به دنیا است. برترى نماز اول وقت در برابر آخر وقت، براى مومن از مال و فرزندش بهتر است. بى نماز کافر است. بى نماز پس از مرگ در صف یهود یا نصارى یا مجوس است. سبک شمارنده نماز مردود خدا و رسول است.

ترک نماز، ضایع کردن نماز، سبک شمردن نماز و تإخیر انداختن نماز از اول وقت به پایان وقت، باعث بازداشتن دعا از اجابت است.

۶. ترک نیکى و صدقه: احسان به مردم و صدقه دادن به نیازمند، سبب جلب خشنودى و رضایت خدا و عامل نزول رحمت و اجابت دعا است.

رسول خدا فرمود:

«الصدقه تمنع سبعین نوعا من انواع البلإ اهونها الجذام والبرص؛(۶) صدقه هفتاد نوع از انواع بلا را از انسان باز مى دارد، سبک ترینش جذام و پیسى است.»

و نیز آن حضرت فرمود: صدقه بپردازید و بیمارانتان را با صدقه مداوا کنید؛ مسلما صدقه ناراحتى هاى زایل شدنى و بیمارىها را دفع مى کند و عمر شما و خوبى هایتان را مى افزاید.

داستانى شگفت از صدقه

مردى به نام «عابد» از نیکان قوم موسى سى سال از حضرت حق درخواست فرزند داشت، ولى دعایش به اجابت نرسید. به صومعه یکى از انبیاى بنى اسرائیل رفت و گفت: اى پیامبر خدا! براى من دعا کن تا خدا فرزندى به من عطا کند، من سى سال است از خدا درخواست فرزند دارم، ولى دعایم به اجابت نمى رسد. آن پیامبر دعا کرد و گفت: اى عابد! دعایم براى تو به اجابت رسید، به زودى فرزندى به تو عطا مى شود، ولى قضاى الهى بر این قرار گرفته که آن فرزند شب عروسى خواهد مرد.

عابد به خانه آمد و داستان را براى همسرش گفت. همسرش در جواب عابد گفت: ما به سبب دعاى پیامبر از خدا فرزند خواستیم تا در کنار او در دنیا راحتى ببینم، چون به حد بلوغ رسید، به جاى آن آسایش، ما را محنت رسد. در هر صورت باید به قضاى حق راضى بود، شوهر گفت: ما هر دو پیر و ناتوان شده ایم، چه بسا که وقت بلوغ او عمر ما به پایان رسد و ما از محنت فراق او آسوده باشیم. پس از نه ماه پسرى نیکو منظر و زیبا طلعت به آنان عطا شد، براى رشد و تربیت او رنج فراوان بردند، تا به حد رشد و کمال رسید. از پدر و مادر درخواست همسرى لایق و شایسته کرد، پدر و مادر نسبت به ازدواج او سستى روا مى داشتند، تا از دیدار او بهره بیش ترى برند؛ به ناچار کار به جایى رسید که لازم آمد برایش شب زفاف برپا کنند. شب عروسى به انتظار بودند که چه وقت سپاه قضا درآید و فرزندشان را از کنار آنان برباید، عروس و داماد شب را به سلامت به صبح رساندند و هم چنان به سلامت بودند تا یک هفته بر آنان گذشت. پدر و مادر شادى کنان به نزد پیامبر زمان آمدند و گفتند: با دعایت از خدا براى ما فرزندى خواستى و گفتى که شب زفاف او با شب مرگ او یکى است. اکنون یک هفته گذشته و فرزند ما در کمال سلامت است! پیامبر گفت: شگفتا! آن چه من گفتم، از نزد خود نگفتم، بلکه به الهام حق بود، باید دید فرزند شما چه کارى انجام داد که خداى بزرگ قضایش را از او دفع کرد. در آن لحظه جبرائیل امین آمد و گفت: خدایت سلام مى رساند و مى گوید: به پدر و مادر آن جوان بگو: قضا همان بود که بر زبان تو راندم، ولى از آن جوان خیرى صادر شد که من حکم مرگ را از پرونده اش محو کردم و حکم دیگر به ثبت رساندم و آن این بود که آن جوان در شب عروسى مشغول غذا خوردن شد. پیرى محتاج و نیازمند در خانه آمد و غذا خواست. آن جوان غذاى مخصوص خود را نزد او نهاد. آن پیر محتاج غذا را که در ذائقه اش خوش آمده بود، خورد و دست به جانب من برداشت و گفت: پروردگارا بر عمرش بیفزا! من که آفریننده جهانم به برکت دعاى آن نیازمند هشتاد سال بر عمر آن جوان افزودم، تا جهانیان بدانند که هیچ کس در معامله با من از درگاه من زیان کار برنگردد و اجر کسى به دربار من ضایع و تباه نشود!

۷. فحش و کلمات رکیک: زبان در عین این که مى تواند با گفتن سخن حق و کلام مثبت و هدایت کردن مردم به سوى حق و گره گشایى از کار مردم به بهره اى عظیم و ثوابى سنگین از سوى خدا نایل شود، زمینه این را نیز دارد که با سخنانى دور از منطق، کلمات بى اصل و اساس، مطالبى دور از حقیقت، غیبت و تهمت، شایعه و باطل گویى و فحش و کلمات رکیک بارى خطرناک از گناه و معصیت و عذابى جاوید و ابدى به دوش خود بردارد.

بزرگان دین گفته اند: زبان جرمش صغیر و جرمش عظیم است.

پیامبر فرمود:

«ان اکثر خطایا ابن آدم فى لسانه؛(۷) بیش تر خطاهاى انسان در زبان او است.»

به راستى امام صادق علیه السلام فرمود:

از نشانه هاى شرکت شیطان در کار انسان، این است که فحاش باشد، باک نکند که چه مى گوید و درباره او چه مى گویند.(۸)

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«البنإ من الجفإ والجفإ فى النار؛(۹) فحش از باطل است و باطل در آتش است. »

در پاره اى از روایات آمده: کسى که به برادر مسلمانش فحش مى دهد، خدا برکت را از رزقش بر مى کند و او را به خود وا مى گذارد و ابزار و وسایل زندگیش را نابود مى کند.(۱۰)

«اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل البلإ؛ خدایا! براى من بیامرز گناهانى که بلا را نازل مى کند.»

گناهانى که سبب نزول بلا مى شود، سه گناه است:

الف) بى توجهى به فریادخواهى محزون دل سوخته؛

ب) ترک کردن کمک به ستم دیده ؛

ج) ضایع کردن امر به معروف و نهى از منکر.

الف) بى توجهى به فریادخواهى محزون دل سوخته

انسانى که دچار زیان مالى مى شود، یا یکى از عزیزان خود را از دست مى دهد، یا به مصیبت و رنجى دیگر مبتلا مى گردد و از برادران دینى خود براى رفع حزن و اندوه و غصه و رنج خود کمک مى طلبد؛ اخلاق و عاطفه انسانى اقتضا دارد که به کمک او بشتابند و در کاهش آلام و رنج هایش او را یارى کنند.

آنان که فریاد محزونان و دل سوختگان را بشنوند و به کمک آنان برنخیزند، نه این که مسلمان نیستند، بلکه از دایره آدمیت و انسانیت بیرونند.

تو کز محنت دیگران بى غمى

نشاید که نامت نهند آدمى

رسول خدا فرمود:

«من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛(۱۱) کسى که صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست.»

کمک رسانى به یک دیگر و توجه به امور مسلمانان، به ویژه به فریاد مظلومان رسیدن، دستور حضرت حق و سفارش پیامبر اسلام و امامان بزرگوار است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسى که رنج و غصه اى را از مومنى رفع کند، خدا رنج و غصه آخرت او را برطرف مى کند او با دل خنک از قبرش درآید. و کسى که گرسنگى مومنى را رفع کند، خدا او را از میوه بهشت بخوراند. و کسى که با شربت آبى مومن تشنه اى را سیراب کند، خدا او را از رحیق مختوم سیراب فرماید.(۱۲)

همو فرمود: هر کس به فریاد برادر مومن غصه دار و تشنه اش، به هنگام سختى و رنجش برسد، پس غصه اش را برطرف کند و او را براى رسیدن به حاجتش یارى دهد، خدا از جانب خود ۷۲ رحمت برایش بنویسد، که یکى از آن ۷۲ رحمت را در دنیا براى اصلاح امور زندگیش پیش اندازد و ۷۱ رحمت براى ترس و هول قیامتش ذخیره کند.(۱۳)

ب) ترک کمک ستم دیده

کمک به مظلوم و یارى دادن به کسى که مورد ستم واقع شده، به اندازه اى در اسلام حائز ارزش و اهمیت است که امیرالمومنین در دقیقه هاى آخر عمرش در شب ۲۱ ماه رمضان، ضمن سفارش و وصیتش به فرزندان، به ویژه حضرت حسن و حسین علیهما السلام فرمود:

«کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛(۱۴) دشمن ستم کار و یار ستم دیده باشید. »

آرى، این زیباترین شعار اسلام و شعار عملى مومن در برابر ظلم و ظالم و نسبت به مظلوم و ستم دیده است.

رسول خدا فرمود:

«من اخذ للمظلوم من الظالم کان معى فى الجنه مصاحبا؛(۱۵) هر کس حق مظلوم را از ظالم بازستاند، هم نشین من در بهشت است.»

على علیه السلام فرمود:

هنگامى که ستم دیده اى را دیدى، او را بر ضد ستم کار یارى ده.(۱۶)

و نیز آن حضرت فرمود:

«احسن العدل نصره المظلوم؛(۱۷) نیکوترین عدل یارى رساندن به ستم دیده است. »

امام صادق فرمود:

هیچ مومنى نیست که مومن ستم دیده اى را یارى دهد، مگر این که یارى دادنش از روزه یک ماه و اعتکافش در مسجدالحرام برتر است. و هیچ مومنى نیست که برادر مومنش را یارى دهد، در حالى که قدرت یارى دادن داشته باشد، مگر این که خدا در دنیا و آخرت یاریش دهد. و هیچ مومنى نیست که برادر مومنش را در حالى که توانایى یارى دادن به او را دارد واگذارد، مگر این که خدا او را در دنیا و آخرت واگذارد. (۱۸)

رسول خدا فرمود: خداى ـ عزوجل ـ مى فرماید:

سوگند به عزت و جلالم، قطعا در دنیا و آخرت از ستم کار انتقام مى گیرم و یقینا از کسى که ستم دیده اى را ببیند و قدرت بر یارى او داشته باشد و او را یارى ندهد، انتقام خواهم گرفت.(۱۹)

ج) ضایع کردن امر به معروف و نهى از منکر

امر به معروف و نهى از منکر دو فریضه مهم از فرایض الهى و دو برنامه واجب از واجبات دینى است، که اجرایش بر کسى که واجد شرایط است؛ یعنى معروف و منکر را مى شناسد و خود آراسته به معروف و دور از منکر است، لازم است و ترک این دو فریضه و ضایع گذاشتنش گناهى بزرگ و سبب نزول بلا است.

امر به معروف و نهى از منکر، بزرگ ترین محور دین و حقیقت بسیار مهمى است که همه انبیا به دلیل بر پا داشتنش مبعوث به رسالت شده اند.

اگر بساط این دو فریضه برچیده شود و علم و عمل به آن از بین برود، حرکت نبوت تعطیل مى شود، دین به نابودى مى رسد، گمراهى همه را مى گیرد، نادانى و جهالت شیوع پیدا مى کند. فساد به همه امور مردم سرایت مى یابد، شهرها رو به خرابى مى رود و انسان ها به چاه هلاکت مى افتند.

قرآن مى فرماید:

«ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولـئک هم المفلحون؛(۲۰) از شما ملت اسلام باید گروهى باشند که همه را به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهى از منکر نمایند، اینان که به امر به معروف و نهى از منکر اقدام مى کنند، همان رستگارانند.

«والمومنون والمومنات بعضهم اولیإ بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر؛(۲۱) مومنان و مومنات دوستان یک دیگرند، امر به معروف و نهى از منکر مى کنند…

رسول خدا فرمود:

«لتإمرون بالمعروف و لتنهون عن المنکر إو لیسلطن الله علیکم شرارکم یدعو خیارکم فلایستجاب لهم؛(۲۲) شما مردم باید امر به معروف و نهى از منکر کنید، یا خدا اشرارتان را بر شما چیره مى سازد، خوبانتان دعا مى کنند، ولى دعایشان مستجاب نمى شود.»

پیامبر فرمود: از نشستن در جاده ها که محل رفت و آمد مردم است بپرهیزید، گفتند: ما را از آن چاره اى نیست، چون مجالس گفت و گوى ما است، فرمود: اگر چاره اى ندارید، پس حق جاده را رعایت کنید، گفتند: حق جاده چیست؟

فرمود: پوشش چشم از نامحرم، خوددارى از آزار مردم، پاسخ سلام و امر به معروف و نهى از منکر.(۲۳)

و نیز آن حضرت فرمود: همه سخنان انسان به زیان او است، نه به سودش، مگر امر به معروف و نهى از منکر و ذکر خدا.(۲۴)

حضرت باقر فرمود: خدا به شعیب وحى کرد که از قوم تو صد هزار نفر را عذاب مى کنم؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان، گفت: پروردگارا! عذاب اشرار در جاى خود صحیح است، خوبان چرا؟

خدا وحى کرد: خوبان نسبت به اشرار خیرخواهى نکردند، آنان را از بدىها باز نداشتند، به عمل آنان اعتراض نکرندد و به دلیل خشم من، بر آنان خشم نگرفتند. (۲۵)

مردى از قبیله خثعم خدمت رسول خدا رسید و گفت: اى رسول خدا! مرا خبر ده بهترین برنامه اسلام چیست؟ فرمود: ایمان به خدا، گفت: پس از آن، فرمود: صله رحم، پرسید: بعد از آن، فرمود: امر به معروف و نهى از منکر، پرسید: کدام عمل نزد خدا مبغوض تر است؟

فرمود: شریک انگاشتن براى خدا، گفت: پس از آن؟ فرمود: قطع رحم، پرسید: بعد از آن، فرمود: ترک امر به منکر و نهى از معروف.(۲۶)
پى نوشت ها:
۱. فتح (۴۸) آیه ۲۹.
۲. ممتحنه (۶۰) آیه ۱.
۳. مجادله (۵۸) آیه۲۲.
۴. بحارالانوار، ج۷۲، ص۱۷۵.
۵. اختصاص مفید، ص۲۲۸.
۶. مصباح الشریعه، ص۲۵.
۷. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۵۹۵.
۸. الستین الجامع، ص۴۴.
۹. کنزالعمال، ج۳، ص۵۴۹.
۱۰. کافى، ج۲، ص۲۴۳.
۱۱. کافى، ج۲، ص۲۴۵.
۱۲. همان.
۱۳. همان، ص۱۳۱.
۱۴. همان، ص۱۶۰.
۱۵. همان ص۱۵۹.
۱۶. نهج البلاغه.
۱۷. بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۵۹.
۱۸. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۷۸۰.
۱۹. همان، ص۱۷۷۴.
۲۰. آل عمران(۳)، آیه۱۰۴.
۲۱. توبه (۹) آیه ۷۱.
۲۲. محجه البیضإ، ج۴، ص۹۹.
۲۳. همان، ص۱۰۰.
۲۴. کافى، ج۵، ص۵۶.
۲۵. همان، ص۵۸.
۲۶. زمر (۳۹) آیه ۵۳.
منبع : مجله پاسدار اسلام شماره۴۵۱  

 حسین انصاریان

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.