پیامبر اسلام (ص)سراج منیر

تعبیر سراج منیر در مورد پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آیه ۴۶ سوره «احزاب» آمده است. خداوند مى فرماید: «ما تو را دعوت کننده به سوى اللّه به فرمان او قرار دادیم، و هم چراغ روشنى بخش» (وَ داعِیاً إِلَى اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً).

«سراج منیر» بودن پیامبر(صلى الله علیه وآله) با توجه به این که «سراج» به معنى «چراغ» و «منیر» به معنى «نور افشان» است اشاره به معجزات و دلائل حقانیت و نشانه هاى صدق دعوت پیامبر است، او چراغ روشنى است که خودش گواه خویش است، تاریکی ها و ظلمات را مى زداید، و چشم ها و دلها را به سوى خود متوجه مى کند، و همان گونه که آفتاب آمد دلیل آفتاب وجود او نیز دلیل حقانیت او است.

قابل توجه این که: در قرآن مجید، چهار بار واژه «سراج» آمده که در سه مورد به معنى «خورشید» است، از جمله در سوره «نوح» آیه ۱۶ مى فرماید: وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً: «خداوند ماه را نور آسمانها و خورشید را چراغ فروزنده آن قرار داد».

وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) همچون خورشید تابانى است که ظلمت هاى جهل و شرک و کفر را از افق آسمان روح انسان ها مى زداید، ولى، همان گونه که نابینایان از نور آفتاب استفاده نمى کنند، و خفاشانى که چشمشان توانائى دیدن این نور را ندارد، خود را از آن پنهان مى دارند، کوردلان لجوج نیز از این نور، هرگز استفاده نکرده و نمى کنند، و ابوجهل ها انگشت در گوش مى کردند که آهنگ قرآن او را نشنوند.

همیشه ظلمت و تاریکى، مایه اضطراب و وحشت است، و نور سبب آرامش ، دزدان از تاریکى شب استفاده مى کنند، و حیوانات درنده بیابان، غالباً در تاریکى شب از لانه خود بیرون مى آیند.

تاریکى مایه پراکندگى است، و نور، سبب جمعیت و اجتماع، به همین دلیل اگر چراغى را در یک شب تاریک، در میان بیابانى روشن کنیم در مدت کوتاهى انواع حشرات دور آن جمع مى شوند.

روشنائى و نور، مایه نموّ درختان، پرورش گلها، رسیدن میوه ها، و خلاصه تمام فعالیتهاى حیاتى است، و تشبیه وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به یک منبع نور، همه این مفاهیم را در ذهن تداعى مى کند.

وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) مایه آرامش، و فرار دزدان دین و ایمان، و گرگان بى رحم ستمگر جامعه ها، و موجب جمعیت خاطر، و پرورش و نمو روح ایمان و اخلاق، و خلاصه، مایه حیات و جنبش و حرکت است، و تاریخ زندگى او شاهد و گواه زنده این موضوع است.(۱)

۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۱۷، صفحه ۳۹۱٫

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.