نشست علمی «نقش امام صادق علیه السلام در گسترش تشیع»

بسم الله الرحمن الرحیم

نشست علمی «نقش امام صادق علیه السلام در گسترش تشیع».

سخنران: آیت الله حسینی میلانی

شهادت امام صادق علیه السلام موسس مذهب را تسلیت عرض میکنیم خدمت حضرت ولی عصر و عموم شیعیان. معلوم است که راجع به امام صادق علیه السلام اگر بخواهیم از ابعاد مختلف بحث کنیم وقت بسیاری لازم است و تازه موفق هم نخواهیم شد. لذا به نظرم رسید سرفصل‌هایی را فقط عرض کنم، شاید این سرفصل ها کلیدی بشود برای بعضی از اشخاصی که اهل فضل هستند و طالب این مباحث هستند پیگیری کنند که هر یک از این سرفصل ها می تواند بحث جداگانه ای باشد و مجموعاً کتابی تالیف بشود.

ما برای اسلام دو تا موسس داریم که این دو موسس کارهاشون به عنوان اسلام و تشیع و موسس دوم مکمل فعالیت‌های موسس اول است. موسس اول خود پیغمبر اکرم هستند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اسلامی را که آورده اند همان تشیع است که ما میگوییم و تشیع خود اسلام است. پیامبر اکرم در شرایط سختی آمدند و مردم را دعوت کردند و تا حد زیادی هم توانستند هدایت کنند مردم را. پیغمبر اکرم مواجه بودند با مشرکین، مواجه بودند با یهود، مواجه بودند با نصارا، مواجه بودند با منافقین، چه  موافقینی که در بین مهاجرین بودند و چه منافقینی که در بین انصار بودند. با همه این گرفتاری ها پیغمبر اکرم دعوت شان را شروع کردند و توانستند این دین جدیدی را که آورده اند گسترش دهند تا حد امکان.

پیغمبر اکرم در زمان حیات خودشون عنوان تشیع را ذکر کردند وخود این عنوان از خود پیغمبر اکرم است که کرارا فرمودند یا علی انت و شیعتک و یا فرمودند شیعه علی؛ بسیاری داریم حتی در منابع غیر شیعی این احادیث روایت شده است. در زمان خود پیغمبر اکرم گروهی از صحابه ایشان معروف شده بودند به شیعه علی در زمان خود حضرت کما اینکه در زمان خود حضرت کسانی بودند در بین صحابه رسول خدا که رسما دشمنی داشتند با امیرالمومنین، در سال نهم در داستان یمن خالد بن ولید رسما اعلام شد دشمنی دارد با امیرالمومنین. اجمالاً اسلام و تشیع را پیغمبر اکرم در شرایط سختی شروع کردند و این تشیع به برکت خود حضرت شروع شده که خود اسلام است.

اینکه بعضی از ناصبی ها و دشمنان اهل بیت میگویند تشیع را فلان کس آورده و او موسس است، این به جهت دشمنی آنهاست. امام صادق علیه السلام درشرایطی تشیع را رسمیت دادند، درشرایطی تشیع را گسترش دادند، در شرایطی مبانی تشیع را تاسیس کردند که مواجه بودند با مشکلاتی که عرض خواهم کرد. ائمه قبل علیهم السلام مواجه بودند با بنی امیه و بنی مروان و در حال تقیه زندگی می‌کردند در عین حال کم و بیش داریم مطالبی از امام های قبل حتی از امام سجاد علیه السلام داریم مطالبی را، شرایط چنان سخت بود که خود اسلام هم در خطر بود که سیدالشهدا سلام الله علیها به شهادت رسیدند و به برکت شهادت آن حضرت دین باقی ماند که آن خبیث گفت لا خبر جاء و لا وحی نزل این شهادت سیدالشهدا بود که اصل دین باقی ماند. آنها در شرایطی نبودند که بتوانند، ضمن اینکه شیعیان به معنای اخص در آن زمان آنقدر نبودند اما در زمان امام صادق علیه السلام فرجه ای پیدا شد، فرصتی پیدا شد.

امام صادق سلام الله علیه مواجه بودند با عباسیون، مواجه بودند با حسنیون، مواجه بودند با زیدیون؛ با همه این ها امام صادق علیه السلام مواجه بودند، از طرفی غلات وجود داشتند در جامعه آن روز، زنادقه وجود داشتند در جامعه آن روز، و از آن طرف فشارهایی که حکومت بنی عباس وارد میکرد و تقاضا هایی داشت از امام صادق علیه السلام. روایت دارد که منصور عباسی نامه نوشت برای حضرت که بیا با ما باش تا ما از نصایح تو استفاده کنیم؛ حضرت فرمودند که آن کسی که طالب دنیا باشد تو را نصیحت نخواهد کرد و آن کسی که طالب آخرت باشد با تو مصاحبت نخواهد کرد. در عین حال تقاضا داشتند از امام صادق علیه السلام. اما حالا این شرایط حضرت سلام الله علیه است، در این شرایط دو کار باید امام صادق علیه السلام انجام می دادند یک کار اینکه حقایق دین را و تشیع را بایستی بیان می‌کردند و تعلیم می‌دادند و تربیت می کردند شاگردانی را و از جهتی هم بدعت هایی را که در صدر اسلام پیدا شد، چه از خلفا و غیر خلفا، اینها را بایستی اصلاح می کردند. امام صادق سلام الله علیه مکتب اهل بیت را تنظیم کردند و چارچوب های این مذهب را مشخص کردند.

مذهب اهل بیت علیهم السلام متشکل است از سه بعد؛ یک بعد بعد اعتقادی است، یک بعد بعد عملی است و یک بعد هم بعد اخلاقی و تربیتی است. در همه این ابعاد امام علیه السلام کارشان را شروع کردند و ادامه دادند با همه مشکلات.

شما ملاحظه می فرمایید در بعد اعتقادی امام صادق علیه السلام مسائل متعلق به توحید را بیان کردند، صفات باری را بیان کردند، مسئله جبر و اختیار را بیان کردند، مسئله رویت باری را که ازممتنعات هست بیان کردند و مباحثی از این قبیل در علم کلام که بعد از ائمه علیهم السلام بزرگان ما ادامه دادند و شرح دادند بالخصوص مکتب بغداد که در آنجا کار شد روی این مبانی اعتقادی که تا به حال به دست ما رسیده. امام صادق علیه السلام در احکام عملی در همان اوایل کتاب الطهاره شروع کردند به بیان احکام شرعیه عملیه فرعیه تا آخر فقه. مسائلی که قبلاً مطرح نبوده، مثلاً کتاب الحجی را که ما از امام صادق علیه السلام داریم و امام باقر سلام الله علیه از ائمه قبل نداریم.

در مسائل اخلاقی هم چنان امام صادق تاکید کردند بر اخلاق، تاکید کردند بر تقوا، تاکید کردند بر تربیت؛ به تعبیر بنده جوری با شیعیانشان صحبت می کردند که انگار التماس می کردند از آنها که با مردم طوری رفتار کنید با مردم طوری معاشرت کنید که مردم بگویند رحم الله جعفر بن محمد فقط احسن أدب شیعته؛ خلاصه با این بیان امام صادق علیه السلام می خواهند ما را تربیت کنند که خلاصه آبروی ما را حفظ کنید، شما موجب آن بشوید که مردم ما را به خوبی یاد کنند، مردم برای ما طلب مغفرت کنند، طلب رحمت کنند از خدا.

امام صادق سلام الله علیه شاگردانی تربیت کردند در رشته های مختلف. در رشته‌های مختلف شاگردانی تربیت کردند که عمدتاً به نظر بنده سه رشته بوده؛ تفسیر و فقه و کلام، که در هر رشته ای از این رشته ها بزرگانی را در عالم تشیع تربیت کردند؛ جالب این است که وقتی بحث کلامی پیش می آمد مشخصاً آن شاگرد متکلمشان را احضار می کردند، حتی به اون شاگردی که در کلام تخصص نداشت اما در فقه تخصص داشت به او می فرمودند که تو دخالت نکنی، این شخصی که از شام آمده در اینجا می خواهد مناظره کند شما نباید بیایی، بلکه فلانی بیاید.

ابان بن تغلب مثلاً فقیه بود و مفسر بود حضرت به او فرمودند بنشینید و درس بگویید، جلسه درس داشته باش. هم امام صادق و هم از امام باقر علیهم السلام به ابوحمزه ثمالی مطالب تفسیری دادند.

شاگردانی را تربیت کردند و از آن طرف حوزه علمیه در مدینه داشتند زمانی که در مدینه بودند، ازهمه فرق و مذاهب می‌آمدند. حضرت مکرر به عراق آمدند، حالا در عراق چه خصوصیتی بوده و شهرهای اطراف کوفه در آنجا چه خبر بوده که حضرت می آمدند و مدتی می ماندند و به برکت این سفر ها چه مطالبی به دست ما رسیده و چه شاگردانی را تربیت کردند امام علی علیه السلام در عراق.

در زمان امام علیه السلام فقه مالکی و فقه ابوحنیفه داشت رواج پیدا می کرد، این دوتا فقه را و دوتا فقیه را به قول خودشان حکومت پشتیبانی می‌کرد و حمایت می‌کرد، حتی کتاب موطع را مالک مالک به دستور حکومت تألیف کرد. طوری شده بود که اگر می خواستند قاضی را منصوب کنتد باید از این مذاهب باشد.

در محاکم آن روز حتی در کوفه که مرکز شیعه و تشیع بوده اگر قاضی می خواستند نصب کنند یادم نمی آید که حکومت قاضی شیعی را نصب کرده باشد، بلکه اگر در محکمه شاهدی می‌آمد که شهادت بدهد در یک خصومتی، این شاهد اگر شیعی باشد شهادتش یا قبول نمی شد یا با مشکلات متعددی قبول می شد به دلیل تشیع بودنش.

امام صادق علیه السلام را منصور خواست در برابر ابوحنیفه سبک کند، آن جلسه را تشکیل داد و به ابوحنیفه گفته بود که سوالات مشکلی را آماده کن و چنان امام علیه السلام ابوحنیفه را مفتضح کردند که در منابع سنی دست اول یافتم آن داستان را.

پس میبینید در چه شرایطی امام علیه السلام باید تشیع را حفظ کنند؛  باید نسبت به تشیع دو کار انجام دهند اول اینکه حفظ کنند دوم اینکه آن را گسترش دهند.

بدعت هایی که از قبل در فقه و نظرات باطلی که در اعتقادات رواج پیدا کرده بود، باید اینها را تک‌تک ابطال می کردند، شما نگاه کنید وضو را که هر مسلمانی باید برای نمازش وضو بگیرد وضو را تصرف کرده بودند، تغییر داده بودند، امام باقر علیه السلام فرمودند که بروید آب بیاورید تا من برای شما در حضور شما وضوی رسول الله را بگیرم.

و اما در امور اعتقادی اباطیلی که مطرح شده بود باید تک تک این ها را از بین می برد، فلذا امام علیه السلام در آن شرایط سخت باید هم کار اثباتی بکند که تشیع را ترویج کند و تعلیم بدهد که همان اسلام حقیقی است و هم آن اباطیل را در بعد سلبی باید کار کنند، بعد هم روبرو شدن با عمو زاده هایشان؛ این حسنی ها، این زیدی ها، با اینها چگونه باید امام صادق علیه السلام رفتار کند که کارشون تعطیل نشود و از آن طرف غلاتی که پیدا شدند، این غلات را چگونه بایستی مبارزه بکنند با خودشون و با فکرشون به گونه ای که اینها نتوانند رخه کنند، نتوانند نفوذ کنند در عالم تشیع.

در روایاتی هم که داریم این مقدار که به ما رسیده از روایات ببینید امام صادق علیه السلام با زنادقه چگونه مناظره میکردند. این مناظره ها هم حفظ اسلام است و هم تعلیم به ما هاست که چگونه مناظره کنیم، چگونه کر و فر کنیم، چگونه ورود پیدا کنیم و چگونه خروج پیدا کنیم از بحث؛ یعنی هنر مناظره و هنر رفع و دفع شبهه؛ شما نگاه کنید امام صادق در کجا و کجا و کجا باید کار کنند، فکرشون در چند جهت باید کار کند، با همه این شرایط سخت با همه این اوضاع و احوال توانستند این مکتب را و مذهب اهل بیت را که اسلام هست در حقیقت توانستند پایه های این مذهب را محکم، استوار برقرار کنند و خدا رحمت کند شاگردان ایشان را، امام صادق شاگردان بزرگی را تربیت کردند، نسبت به هشام بن حکم چه مزخرفاتی می گویند وهابی ها همین امروز؛ به خاطر اینکه او در خدمت امام صادق بود و تربیت شده امام صادق و تعلیم یافته امام صادق و مدافع از مکتب امام صادق علیه السلام بود؛ طبیعی است که از همچنین شخصی بدشان بیاید و چه تهمت هایی و چه افترا هایی به ایشان زدند.

ببینید نسبت به مومن الطاق چه می گویند چرا؛ به خاطر اینکه اینها کسانی هستند که تشیع را به برکت امام صادق علیه السلام نگه داشتند، منتشر کردند و به دیگران رساندند و شاگردانی باز به سهم خودشان تربیت کردند و همینطور دست به دست این مذهب چه در بعد اعتقادی چه در بعد عملی چه در آداب و اخلاق و سنن و تربیت این مکتب مشخص شد، چهارچوب هاش مشخص شد؛ الان اگر کسی بخواهد چیزی را وارد این مکتب کند کاملاً مشخص است که این بدعت است، اگر کسی بخواهد تصرفی در این مکتب بکند چیزی را منکر بشود پیداست که بدعت است، کاملاً مشخص شده ابعاد و کلیات و جزئیات این مذهب در همه جهاتش کاملا مشخص شده.

متاسفانه یک کسانی در جامعه خودمان پیدا شدند که احیاناً حرفهایی می زنند که یا از خودشان است یا از خارج به اینها القا می شود که میخواهند مبانی و اصول این مذهب و مکتب را تضعیف کنند، آنها یا می دانند یا نمیدانند. ما وظیفه داریم که از این مکتب و از این مذهب که حقیقت اسلام است در همه ابعاد دفاع کنیم، دفاع هم شرط اولش یاد گرفتن است، مبانی اعتقادی را محکم یاد بگیریم، به خوبی مجهز شویم در فقه کار بکنیم و از نظر اخلاق هم بایستی جوری باشیم با مردم و طوری رفتار کنیم با مردم که مردم بگویند رحم الله جعفر بن محمد فقد احسن أدب شیعته؛ این سرفصل هایی بود که درباره امام صادق علیه السلام به مناسبت شهادت آن حضرت خدمتتون عرض کردم، خداوند متعال همه ما را موفق بدارد به علم و به عمل.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.