تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


۵٫بررسی اغراض، مضمون و ساختار لفظی و معنوی شعر حماسی-آیینی عاشورایی در گستره ی ادب عربی ۱-۵٫اغراض شعری(مدح، وصف، رثا، هجا)درست است که همان اغراض شعری کهن، در این شعر نیز وجود دارد، اما نوع و چگونگی بهره‌برداری از این اغراض، جلوه ای ویژه و رویکردی متفاوت به آن می بخشد.وصف، مدح، هجا و رثا در تاریخ ادبیات عربی از کاربردی ذاتی و ماهوی برخوردار است؛ به این معنی که هر یک از این شیوه های شعری، در همان هدف و عنوان کلّی-توصیف، ستایش، سرزنش، مرثیه-بکار برده می شود، اما در شعر حماسی-آیینی عاشورایی عملکردی ابزاری و آلی می یابند و در خدمت اهداف، مضامین و باورهای دینی قرار می گیرند.به دو نمونه از این اغراض با ذکر موارد خاص اشاره می شود:
۱-۱-۵٫وصف: دعبل خزاعی نخست، شب هایی را توصیف می کند که ماهرویان پرده از رخسار برمی گرفتند و او روزها را به سرمستی دیدار آنان پشت سر می گذارد:واذ هنّ یلحظم العیون سوافراً و یسترن بالایدی علی الوجناتو اذ کلّ یوم لی بلحظیّ نشوه یبیت لها قلبی علی نشوات(دعبل، همان، ص۳ذ۸)ترجمه:در آن هنگام(شب ها)ماهرویان نقاب از رخسار برمی گرفتند و گونه‌هارا با دست می پوشاندند هر روز دیدگانم سرمست دیدار آنان بود و قلبم به یاد آن مستی ها و خوشی ها، شب را به روز می آورد.اما دعبل به دنبال آن،این وصف را زمینه ساز پیمان شکنی دشمنان اهل بیت (ع)قرار می دهد:هم نقضوا عهد الکتاب و فرضه و محکمه بالزّور و الشّبهات(همان)ترجمه:آنان پیمان و فرمان قرآن و آیات محکم آن را به دروغ و شبه افکنی گسستند.
۲-۱-۵٫هجا: در هجا که شاعران به خود اجازه می دهند در برابر دریافت صله، گستاخانه پرده دری کنند و هر صفت زشتی را بی پروا بر زبان برانند، شاعر شیعی با تصویرسازی های بی بدیل، این زشت نمایی را با ستم ستمگر و بی عدالتی و فریبکاری او پیوند می دهد تا آرمان خواهی و مقاومت و پایداری را در اندیشه و جان مخاطب خویش زنده نگاه دارد.ابن رومی در قصیده ی جیمیه ی خود-سروده شده در رثای یحیی عمرالحسین-نخست، تصوری هجو آلود از ستم عباسیان ارائه می دهد:اجنّوا بنی العبّاس من شنانکم و شدّوا علی ما فی العیاب و اشرجواو خّلوا ولاه السّوء منکم و غیّهم فاحربهم ان یغرقوا حیث لجّجوا(ابن رومی، همان، ص۶۵۳)ترجمه:ای بنی عباس!زشتی های[کردار]خود را بپوشانید و درپوش های [صندوق های کینه و دشمنی خود]را ببندید و بند کیسه های دشمنی را بکشید و بربندید؛ و فرمانداران بدکردارتان را با گمراهی‌هایشان واگذارید.چه شایسته اند درهمان منجلاب و باتلاق های[بدبختی و گمراهی خویش]فرو روند.ابن رومی آنگاه در بخش های پسین، آنان را از فرجام ناخوشایند و سقوط درورطه ی نابودی برحذر می دارد و امیداوارانه برپایی دولت حق را به شیعیان نوید می دهد:غررتم اذا صدقتم انّ حاله تدوم لکم و الدّهر لونان اخرجلعلّ لهم فی منطوی الغیث ثائراً سیسمولکم و الصّبح فی اللّیل مولج(همان، ص۶۵۴)ترجمه:فریب خورده اید اگر پندارید این فرمانروایی برای شما دوام دارد؛ زیرا دنیا و روزگار دو رنگ سیاه و سفید دارد (گاهی به سود شماست و گاهی به زیانتان)شاید آنها در پایان این دوران بارش(انقلاب و شورش)[دولت]و انتقام گیرنده ای داشته باشند که بر شما برتری یابند؛ زیرا بامداد از دل تاریکی برمی آید.
۲-۵٫مضمون و درونمایه چنانچه در بخش بررسی ساختار و درونمایه ی شعر عاشورایی گذشت، شاعران متعهد شیعه در این گسترده با تاثیر از ابعاد گوناگون حادثه ی طف و نیز پیروی از تعالیم و آموزه های پیشوایان معصوم شیعه، مضامین و معانی نویی را افکندند و با هدفمند و جهت دار کردن سروده های خود ،زمینه ی شکل گیری و تحول شعر حماسی-ک آییینی عاشورایی را با ویژگی های منحصر به فرد و ایجاد مکتب ادبی مستقل شیعه فراهم ساختند.بررسی نمونه های یاد شده در ادب عربی نشان می دهد اشعار عربی-قرن اول تا سوم هجری-با توجه به پیشینه طولانی و توانمند ادبی و پشت سر نهادن دوران شکوفایی و پیشرفت و برخورداری از گنجینه های پربار لغوی و نیز تکامل زبان شعری و تجربه ی کامل قالب های عروضی در گستره ی ایجاد تحول و انقلاب در مضمون به پختگی و انسجام رسیده است.
۳-۵٫ساختار لفظی و معنوی درک ضرورت، انتقال و تبلیغ مفاهیم، آموزه ها و تعالیم آیینی و عاشورایی از سوی شاعران شیعی و توانایی علمی و ادبی بالای آنان، گزینش و کاربرد این رویکردها را در گستره ی ساختار لفظی و معنوی امکان پذیر ساخت:
۱-۳-۵:کاربرد زبان روزمره:شاعران شیعی با درک موقعیت تاریخی شعیه و فراز و نشیب های آن و با توجه به اهمیت فراوان زبان شعر در پاسداری از سنگرهای اعتقادی و انتقال آموزه ها و معارف حسینی به نسل های آینده، زبان مطنطن و سرشار از واژگان و ترکیبات و اصطلاحات ادیبانه ی ویژه ی خواص را کنار نهادند و به زبان روزمره و متداول در میان مردم روی آوردند که سرشار از سادگی و روانی بود.عقبه بن عمرو السهمی چنین می سراید:مررت علی قبر الحسین بکربلا ففاض علیه من دموعی غزیرها(شبر، همان، ج۱، ص۵۲)ترجمه:در کربلا بر قبر حسین گذشتم و اشک فراوانی از دیدگان من بر تربت[پاک]او فرو ریخت.و یا کمیت می گوید:ذهب الّذین یعاش فی اکنافهم لم یبق الّا شامت او حاسد(همان، ج۲، ص۱۸۴)ترجمه:کسانی که پناهگاه مردم بودند، رفتند (درگذشتند)و جز سرزنشگر یا حسود کسی باقی نماند.این شیوه، با اشعار دیگر شاعران، همچون سیدحمیری، دعبل، نمری، ابن رومی و سیدرضی استمرار می یابد.
۲-۳-۵٫آزادی کامل در گستره گزینش واژگان و اجتناب از کاربرد پیرایه های لفظی رایج: رویکرد پیش گفته این امکان را در اختیار شاعران شیعی قرار داد تا در حوزه ی گزینش واژگان مناسب ،به دور از هرگونه مصلحت گرایی و ملاحظات ادیبانه یا منازعات رایج در محافل شعری درباری، از آزادی کامل برخوردار باشند و هدف را قربانی و فدای وسیله نسازند و با اجتناب از پیرایه ها و آرایه های لفظی رایج، در جستجو و بررسی لغوی خود به افراط و تفریط دچار نگردند.کمیت با توجه به این ویژگی می سراید:وقتیل بالطّفّ غودر منه بین غوغاء امه و طغام(همان، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۱)ترجمه:کشته ی طفّ(کربلا)که در میان هیاهو و غوغا و جار و جنجال قومی پست [بر زمین تفتیده]رها شده است.و این سروده ی دعبل:توفّوا عطاشاً بالفرات فلیتنی توفّیت فیهم قبل حین وفاتی(دعبل، همان)ترجمه:آنان درکنار فرات تشنه لب جان باختند.ای کاش من نیز پیش از فرا رسیدن مرگم، در میان آنان[بودم]و با ایشان جان می دادم.
۳-۳-۵٫کاربرد واژگان اعتقادی با بار معنایی جدید: یکی از ویژگی های برجسته ی ساختار لفظی و معنوی شعر حماسی آیینی عاشورایی، کاربرد واژگان اعتقادی با معنای جدید همچون ولی، امام، ثارالله، الوترالموتر، مهدی، انتظار، حجه الله، بقیه الله وجز آن می باشد.کمیت می گوید:وقالوا ترابیّ هواه ودینه بذلک ادعی دبینهم و القّب(بشر، همان، ج۱، س۱۸۵-۱۸۶)ترجمه:و گفتند او در عشق و آیینش ترابی است(طرفدار ابوتراب علی(ع)و علوی مذهب است)و من به همین نام و لقب در میان آنان خوانده می شوم.و هم سروده است:و اوجب یوماً بالغدیر ولایه علی کلّ برّ من فصیح و اعجم(امینی، همان، ج۲، ص۱۹۲)ترجمه:و در روز غدیر ولایت علی(ع)را بر هر نیکوکاری از عرب و عجم واجب فرمود.دعبل نیز اینگونه درباره ی مفهوم انتظار می سراید:فلوا الّذی ارجوه فی الیوم اوغد تقطّع نفسی اثرهم حسرات(دعبل، همان، ص۴۶)ترجمه:اگر امیدوار آن کس نبودم که امروز یا فردا خواهد آمد،[بند بند] جانم از حسرت هایی که[درفقدان]ایشان ابراز می داشتم، از هم می گسست.
۴-۳-۵٫تشخیص هیئت موسیقیایی کلمات و ترکیب آن با ویژگی الهام درونی شاعر: این تشخیص و ترکیب، موجی از اهتزاز و جنبش و شور بیرونی و درونی را در مخاطبان برمی انگیزد و آنان را برای همذات پنداری و اثرپذیری آماده می سازد.دی الجّن با توجه به این ویژگی سروده است:یا عین فی کربلا مقابر قد ترکن قلبی مقابر الکرب(شبر، همان، ج۱، ص۲۸۴)ترجمه:ای چشم[اشک ریز من]در کربلا گورهایی است که آرامگاه‌هایی از محنت و سختی در قلب من بر جای نهاده است.و یا دعبل با جهت دهی این دو خصوصیت می سراید:راس ابن بنت محمّد و وصیّه یا للرّجال علی القناه یرفع(دعبل، همان، ص۱۵۰)ترجمه:وای بر شما مردان!سر پسر و دختر پیامبر و جانشین او، بر نیزه بلند است.
۵-۳-۵٫توجه به جنبه دلالی و ارتباطی خیال: بر خلاف بسیاری از شاعران برجسته ی عرب، شاعران عاشورایی برای تحقق آرمان های مکتبی و گسترش آموزه های حسینی(ع)بیشتر به جنبه ی دلالی و ارتباطی صور خیالی شاعرانه و نه حیثیت استقلالی و ذاتی آن(پرداختن به خصوصیات و پیرایه های لفظی و لغوی و تفنن های ادبی)اهمیت می دادند.دیک الجن سروده است:کم شرقت منهم السّیوف و کم رویت الارض مّن دم سرب(شبر، همان، ج۱، ص۲۸۴)ترجمه:چه بسیار شمشیر که از[خون]ایشان سیراب شد (باریختن خون ایشان، درخشیدن گرفت)و چه بسا که زمین از خون روان و جاری[ایشان] آبیاری گشت.
۶-۳-۵٫تلفیق و سازگاری میان زبان عاطفی و حماسی و پیوند آن با اندیشه ی دینی شاعر: در آفریده های شعری ادبیات عربی، همواره میان زبان عاطفی و حماسی نوعی گسست و جدایی مشاهده می شد؛ چرا که از نظر شاعران، شعر عاطفی با رقّت و نازکدلی همراه بود و شعر حماسی با شکوه وفخامت؛ و این هر دو به طور معمول در یک سبک و غرض خاص، قابل جمع نبود؛ اما شعر حماسی-آیینی عاشورایی از یک سو توفیق یافت میان زبان عاطفی و حماسی تلفیق و هماهنگی برقرار سازد و از سوی دیگر توانست با پیوند استوار آن با درونمایه های اندیشه های دینی، زمینه های شکل گیری یک سبک شعری مستقل را فراهم نماید.دعبل در بخشی از قصیده ی تائیه، نخست حزن آلود و غمگنانه، از تجاوز به حریم خاندان پیامبر(ص)شکایت می کند:وآل رسول الله تسبی حریمهم و آل زیاد ربّه الحجلات(دعبل، همان، ص۴۶)ترجمه:به حریم خاندان پیامبر خدا تجاوز می شود و خاندان زیاد در حجله های [شادمانی وسرور]به سر می برند.سپس با زبانی پرشکوه، نفس خود را به آینده روشن و فرجام نیک، مژده می دهد:فیا نفس طیبی ثمّ یا نفس ابشری فغیر بعید ما هوآت(دعبل، همان، ص۴۷)ترجمه:پس ای نفس!شادمان باش و ای جان!بر تو مژده با که آنچه آمدنی است چندان دور نمی باشد.
۷-۳-۵:استفاده از تشبیهات تمثیلی برگرفته از آیات قرآنی و معارف دینی: از جمله ویژگی های ساختار لفظی و معنوی این شعر، قرار گرفتن تشبیهات تمثیلی برگرفته از آیات قرآنی و معارف دینی در بافت و ساختار هنرمندانه برای اثبات حقانیت خلافت و ولایت سلاله ی نبوت و انعکاس فضایل ایشان است.سیدحمیری درباره نزول آیه ی تطهیر و اختصاص آن به اصحاب کساء چنین سروده است:انّ یوم التّطهیر یوم عظیم خصّ بالفّضل فیه اهل الکساء(امینی، همان، ج۲، ص۳۴۳)ترجمه:روز[نزول]آیه تطهیر، روز بزرگی است که در آن، آل عبا به برتری و فضل ویژگی یافتند.و یا کمیت وجوب ولایت امیرالمومنین(ع)را اینگونه به تصویر می کشد:علیّ امیرالمومنین و حقّه من الله مفروض علی کلّ مسلمو انّ رسول الله اوصی بحقّه و اشرکه فی کلّ حقّ مقسّم(همان، ص۲۸۶)ترجمه:علی (ع)امیرو سرورمومنان است و حق [ولایت]او از جانب خدا بر هر مسلمانی واجب است.پیامبر خدا به حق او سفارش فرمود و او را در هر حق تقسیم شده‌ای شریک فرمود.افزون بر موارد جزئی مذکور، رجزها و سروده های مشهورو بلند عاشورایی، مانند هاشمیات کمیت، تائیه ی دعبل و جیمیه ی ابن رومی-که به برگزیده‌هایی از آن در بخش های مختلف مقاله اشاره شد-مصادیق بارز و شواهد صادق تحقق این رویکرد از سوی شاعران متعهد شیعی به شمار می روند.
۶٫نتیجه پیامدهای ارزشی و ادبی شعر عاشوراییشعر حماسی آیینی عاشورایی در روند تکاملی خود، پیامدهای ارزشی و ادبی مهمی را برجا نهاد که نخست، شماری از اثرگذارترین آنها مذکور می گردد؛ سپس به دور مورد خاص از تحقق این پیامدها در شعر معاصر شیعه(در دو قالب قدیم و جدید)اشاره می شود:۱٫حفظ و استمرار ارزش ها و آرمان های علوی و حسینی و انتقال آنها به نسلهای آینده؛۲٫تصویرسازی منسجم و اثرگذار از رویدادهای جانگداز کربلا و حفظ ثبت آنها در حافظه ی تاریخی شیعه؛۳٫فراهم ساختن زمینه ی شکل گیری شعر حماسی-آیینی عاشورایی که هم ویژگی های سنتی رثا را در خود داشت و هم نوآوری های شگفت و شورآفرین در آن به چشم می خورد؛۴٫دمیدن روحیه ی مقاومت و پایداری و ایثار در شعر شاعران شیعی و نفوذ آن در زندگی فردی و اجتماعی شیعیان؛۵٫برخورداری از جایگاهی بنیادین در شکل گیری مکتب ادبی مستقل شیعه و تاسیس سبک ویژه-با تحول در جهت دهی اغراض و انقلاب در مضمون و درونمایه و دگرگونی در ساختار لفظی و معنوی، چنانچه در بخش های مربوط به هر یک مذکور گشت-و منحصر به فرد شعری در گسترده ی زبان و ادبیات عربی؛۶٫عامل تبلیغی و ارتباطی مهم مکتب تشیع در عرصه ی رویارویی و مقابله با دستگاه های پرزرق و برق و عظیم تبلیغاتی دشمن ؛۷٫سرچشمه ی همیشه جوشان در قلمرو ابداعات و نوآوری های شاعرانه و جهت بخشی پویا به جریان های فکری و ادبی دینی و غیر دینی در دوره های گوناگون.شیخ محمدعلی یعقوبی، از اعلام ادب و شاعر معاصر شیعی و عراقی در قصیده ای با عنوان “میلاد ابی الشهداء”در یک تابلوی زیبای شاعرانه، در آغاز، خصلت های نیکو و جایگاه بلند امام(ع)را به تصویر می کشد:اعد الطّرف دون ادنی علاه ستراه یرتدّ و هو کلیلسودد تقصر الکواکب عنه و علی هامه الضّراح یطول(شبر، همان، ج۱۰، ص۱۰۹)ترجمه:از نزدیکترین نقطه به بلندای[جایگاه]او بنگر؛ نگاهت خسته و ناتوان بازمی گردد.بزرگی و سیادتی[می بینی]که[دست]ستارگان از آن کوتاه است و تا اوج کرم و بخشش، امتداد و گسترش دارد.شاعر به دنبال آن، با اشاره ای زیرکانه به مفهوم آب در حماسه ی ثارالله، مفهوم فدا شدن و تقدیم قربانی را مطرح می سازد:لاتجاری یدیه نیلاً اذاما طفحت دجله وفاق النّیلقرّب النّفس للاله فداء این منه الذّبیح اسماعیل(همان)ترجمه:دجله و نیل آنگاه که [خروشان از بستر خویش]لبریز شوند و فیضان کنند، به بخشش دستان او نتوانند رسید.جان خویش را فدا و قربانی معبود خود ساخت.این فدایی کجا و اسماعیل ذبیح کجا؟ادونیس-شاعر شیعی و معاصر سوری-در تصویری آکنده از حزن واندوه و درد و با زبانی شورانگیز و حماسی، تنهایی و غربت و بی یاوری امام حسین(ع)را در زیر زخم شمشیر و تیغ و تیر دشمن و همراهی و خضوع پدیده های هستی را در برابر او عاشقانه می سراید:وحینما استقرّت الرّماح فی حشاشه الحسینو ازّیّنت بجسد الحسینوداست الخیول کلّ نقطه فی جسد الحسینواستبلت و سرقت ملابس الحسینرایت کلّ حجر یحنو علی الحسینرایت کلّ زهره تنام عند کیف للحسینرایت کلّ نهر یسیر فی جنازه الحسین(رجایی، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۳)ترجمه:چون نیزه ها بر جان حسین(ع)نشست و آرام و قرار گرفت، و با پیکر حسین(ع)آراسته و تزیین شد، و اسبان جای جای پیکر حسین(ع)را در زیر سم خود [لگدکوب]کردند، و جامه های حسین(ع)ربوده[ومیان دشمنان]تقسیم شد، هر سنگ را دیدم که به حسین مهر می ورزید و دیدم هر گل کنار حسین(ع)می آرمد، و هر رود را دیدم که ورای پیکر حسین(ع)، روان و جاری است.منابع۱٫اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی؛بیروت:داراحیاء التراث العربی،[بی تا].۲٫ــــ ، مقاتل الطالبیین، بیروت:دراالمعرفه،[بی تا].۳٫امینی، عبدالحسین، الغدیر؛ قم:مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۵م.۴٫بلاشر، رژی، تاریخ الادب العربی؛ ترجمه ی ابراهیم کیلانی؛ دمشق: دارالفکر، ۱۹۸۴م.۵٫بیضون، ابراهیم؛ ملامح التیارات السیاسیه فی القرن الاول الهجری؛ بیروت:دارالنهضه العربیه، ۱۹۷۹م.۶٫حسین، طه؛ تاریخ العربی؛ بیروت:دارالعلم للملامیین، ۱۹۸۱-۱۹۹۸م.۷٫حوفی، احمدمحمد، ادب السیاسه فی العصر الاموی، قاهره:دارالنهضه، ۱۹۷۹م.۸٫خزاعی، دعبل بن علی، دیوان شعر؛ شرح مجید الطراد؛ بیروت: دارالجیل، ۱۹۷۸م.۹٫رجایی، نجمه؛ شعر و شرر؛ مشهد:دانشگاه فردوسی، ۱۳۸۲٫۱۰٫رضی، محمدبن الحسین؛ دیوان شعر؛ شرح دکتر یوسف شکری فرحات؛ بیروت:دارالجیل‌، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.۱۱٫شبر، جواد؛ ادب الطف؛ بیروت:دارالمرتضی، ۱۹۸۸م.۱۲٫ضیف، شوقی؛ تاریخ الادب العربی قاهره:درالمعارف، ۱۹۶۰م.۱۳٫عبدالجلیل، ج.م؛ تاریخ ادبیات عرب؛ ترجمه ی آذرتاش آذر نوش؛ تهران:امیرکبیر، ۱۳۷۴ش.۱۴٫فاخوری، حنا؛ تاریخ ادبیات زبان عربی؛ ترجمه ی عبدالمحمد آیتی؛ تهران:توس، ۱۳۷۶٫۱۵٫قمی، عباس؛ نفس المهموم؛ قم:ذئوی القربی، ۱۴۲۱ق/۱۳۷۹ش.۱۶٫کرباسی، محمدصادق محمد؛ دائره المعارف الحسینیه؛ لندن:المرکز الحسینی للدراسات، ۱۴۲۱ق.۱۷٫گیب، آلکساندر راسکین؛ درآمدی بر ادبیات عرب؛ ترجمه ی یعقوب آژند؛ تهران:امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.۱۸٫یعقوبی، احمدبن اسحاق؛ تاریخ یعقوبی؛ قم:موسسه و نشر فرهنگ اهل بیت،[بی تا].منبع:فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۸
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها