نوجوانی و دوستی ها (۲)

دوستی های ممنوع و آسیب های آنگرچه وجود دوست و دوستی یکی از عوامل ترقی و صعود نوجوان به مراتب عالی کمالات است، ولی همان گونه که در بحث های گذشته بیان شد، دوست خوب دارای شرایط و صفاتی است که اگر آن شرایط و صفات وجود نداشت، دوستی و داشتن دوست نه تنها ضرورت نخواهد داشت، بلکه ممنوع خواهد بود؛ زیرا بعضی از دوستی ها نه تنها باعث ترقی و کمال انسان نمی شوند، بلکه عامل هدر رفتن نیروها و استعدادهای جوانی شده، انسان را به سمت هلاکت و نابودی سوق می دهند. قرآن کریم درباره عواقب دوستی با نااهلان از زبان اهل جهنم چنین نقل می کند: « قیامت روزی است که انسان ظالم و گناهکار، انگشت حسرت به دندان می گیرد و می گوید: ای کاش با پیامبر، دوست و همراه می شدم، وای بر من! کاش فلان شخص گمراه را به دوستی نمی گرفتم؛ او مرا از یاد و راه حق منحرف و گمراه کرد و مرا به خذلان و خواری کشاند». (1)امام صادق (ع) درباره دوستی با نااهلان و گمراهان می فرمایند: من یصحب صاحب السوء لا یسلم؛‌(2) « کسی که با رفیق بد و گمراه هم نشین شود، سالم نمی ماند و سرانجام به ناپاکی آلوده می شود».امام علی (ع) هم در روایتی نورانی و پرمحتوا به نکته ای ارزشمند درباره هم نشینی با اهل شرارت و گناه اشاره می کنند و می فرمایند: لا تصحب الشریر، فان طبعک یسرق من طبعه شراً و انت لا تعلم؛ (۳) « با انشان شرور و فاسد رفاقت نکن؛ زیرا شخصیت و طبع تو از شرارت های او الگو می گیرد، بدون اینکه خودت بفهمی».انسان در تعاملات اجتماعی و ارتباطات دوستانه، به طور ناهوشیار و غیر ارادی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرد و صفاتی به طور غیر ارادی در وجود او ایجاد شده، در رفتارهای او ظاهر می گردد، لذا در دستورهای دینی توصیه شده است از محیط های آلوده و افراد فاسد دوری شود. حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیز در روایت فوق به این مسئله اشاره فرموده، گوشزد می کنند: که بعضی از صفات رذیله و زشت به طور ناهوشیار از دوست بد به انسان منتقل می شود. این نکته باید به افراد تحت تربیت منتقل شود که گاهی انسان به دلیل بی دقتی در انتخاب دوست و ارتباط با افراد پست، آرام آرام و به صورت غیر اختیاری به پستی و انحطاط گرفتار می شود. زیبنده است والدین و مربیان از مواردی که در پی می آید و از دوستانی با خصوصیات زیر، فرزندان و افراد تحت تربیت خود را پرهیز دهند و آنها را به ضررهای این دوستی ها آگاه سازند.
۱٫ دوستی با نادانآنان که سفها و نادانان را به دوستی گیرند، خوار و بی مقدار شوند. (امام صادق (ع))دوستی با فرد نادان و سبک سر به دلیل تأثیرپذیری انسان از اخلاق او، به صلاح انسان نیست و امری نادرست است. امام صادیق (ع) می فرمایند: « از هم نشینی با احمق بپرهیز؛ زیرا زمانی که تو به او بسیار نزدیک، بدی و آسیب او به تو بسیار نزدیک تر است»؛ (۴) یعنی چون نادان و احمق است، به جای خوبی، به انسان بدی می کند.شیر مردی از بیابان عبور می کرد. خرسی را دید که گرفتار اژدها شده و اژدها او را محکم گرفته است و می کشد؛ خرس هر چه تلاش می کند، نمی تواند خود را از دست اژدها نجات دهد. آن مرد برای نجات خرس، دست به کار شد و سرانجام خرس را نجات داد. از آن به بعد، خرس مثل سگ اصحاب کهف برای پاسداری از آن شیر مرد به دنبال او راه افتاد، تا در همه جا به او خدمت کند و خدمت او جبران نماید.روی شخص دانشمند و دانایی به آن شیرمرد رسید و به او گفت: خرس حیوانی وحشی است و دوستی با نااهلام و جاهلان و حیوانات وحشی سزاوار نیست؛ به دوستی خرس امیدوار مباش… .شیر مرد سخن آن حکیم و دانشمند را گوش نکرد و حتی به او گفت: تو نسبت به من حسادت می ورزی، و از اینکه می بینی این حیوان خدمتگزار من شده است، ناراحتی.خلاصه این دوستی ادامه داشت تا آنکه روزی شیرمرد در دشتی در کنار خرس خوابیده بود. ناگهان مگسی به سراغ شیرمرد آمد و خرس هر چه تلاش کرد تا مگس را از دوستش دور کند، موفق نشد؛ لذا برخاست و سنگ بزرگی را آورد تا آن مگس را بکشد. زمانی که مگس روی صورت مرد نشسته بود، خرس سنگ را روی مگس کوبید و آن سنگ بزرگ، صورت شیرمرد را کوفت و شیرمرد در دم جان داد.
 
مهر ابله، مهر خرس آمد یقینکین او مهر است و مهر اوست کین (۵)
دختر خانم پانزده ساله ای در ضمن نامه هایی به مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم چنین نوشته بود: من در خانواده ای مذهبی و متعهد به ارزش های اسلامی بزرگ شده بودم و همیشه مورد محبت و علاقه پدر و مادر خود بودم. تمام امکانات زندگی هم برای من آماده بود. وقتی به مدرسه راهنمایی محل زندگی خود رفتم، با کسی دوست نبودم، اما آرام آرام با هم کلاسی ها آشنا شدم و دوستان زیادی برای خودم انتخاب کردم که همه آنها به نظرم خوب و مؤمن و باوقار بودند. در میان آنها دختری بود که من از ابتدا تصور می کردم دختر خوبی است، ولی آرام آرام متوجه شدم او دختری جاهل، ظاهربین و جسور است. زمانی این مطلب را فهمیدم که او مرا به سینما دعوت کرد و به من گفت «خیلی سخت نگیر؛ تو هم باید جوانی کنی»؛ البته من در ابتدا به حرف های او گوش نمی دادم، ولی کم کم حرف هایش در روحیه ام اثر گذاشت و خلاصه آنکه مرا به سینما، بوستان و جاهایی که برایم امنیت اخلاقی نداشت، برد و تا حدی پیش رفت که می خواست مرا به دوست پسرش معرفی کند، ولی خدا کمکم کرد و با او قطع رابطه کردم؛ اما فکرهای شیطانی او آزارم می دهد. لطفاً کمکم کنید.
۲٫ دوستی با دروغ گوبنای دوستی و رفاقت بر اعتماد متقابل و صداقت است و اگر یکی از طرفین از راست گویی و اعتماد برخوردار نباشد، این دوستی ارزشی ندارد و جز حسرت و آسیب چیزی به انسان نمی رسد. امام صادق (ع) درباره دوستی با دروغ گو می فرمایند: « از دوستی با دروغ گو پرهیز کن؛ زیرا دروغ گو مانند سراب است که دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند»؛(۶) یعنی دروغ گو قابل اعتماد نیست و انسان را دچار گمراهی و انحراف می کند.
۳٫ دوستی با افراد پسترفاقت با افراد پست و فاسد، به دلیل آنکه انسان را از افراد بزرگوار و مؤمن دور می سازد و از طرفی رفتارهای ناپسندش به انسان سرایت می کند، مذمت شده، در دستورهای اخلاقی و تربیتی اسلام نیز از دوستی با آنان نهی شده است. حضرت امیرمؤمنان، علی (ع) در این باره می فرمایند: « از هم نشینی با افراد پست و فاسد پرهیز کن؛ زیرا تو را هم به خودش و کارهای زشتش ملحق می کند». (7)
۴٫ دوستی با چاپلوسمتملق و چاپلوس کسی است که با انگیزه ترس یا طمع، برخلاف عقیده باطنی خود، لب به تمجید و تحسین این و آن می گشاید و با مدح و ثناگویی نابه جا و افراطی، شخصیت معنوی و ارزش انسانی خود را ضایع می سازد. افراد متملق، برای آنکه از شدت رسوایی و زشتی کار خود بکاهند، می کوشند عمل نادرست خود را درست و منطقی جلوه دهند و اصرار دارند دیگران را در این روش هم رنگ و هم عقیده خود سازند.حضرت علی (ع) می فرمایند: « با افراد چاپلوس رفاقت و دوستی مکن؛ زیرا چاپلوس با چرب زبانی تو را اغفال می کند و کارهای زشت خود را در نظرت زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو نیز مانند وی باشی». (8)افراد متملق برای انحراف و گمراهی دیگران؛ کاری شبیه شیطان و ابلیس انجام می دهند که طبق فرموده قرآن کریم، شیطان برای گمراهی افراد از ابزارهای متعددی استفاده می کند؛ از جمله اینکه کارهای زشت و پست انسان را در نظرش زیبا جلوه می دهد و بدین وسیله، او را وسوسه می کند نه تنها آن کار زشت را ترک نکند، بلکه بیشتر از گذشته به انجام آن مبادرت ورزد، و مرتب در گوش او زمزمه و القا می کند: این کار چه عیبی دارد؟ دیگران اشتباه می کنند و کار تو اتفاقاً بسیار زیبا و پسندیده است. (۹)
 
رفیق خوی آن کو راست گویدطریق رستگاری را بپوید
نه آن که می کند تصدیق کارتبه افعال بد و خوب است یارت
 
۵٫ دوستی با خائن و ستمگرخیانت در تمام ابعاد و شاخه هایش، امری حرام و غیر انسانی و خلاف اخلاق است و افرادی که در مسائل اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، دوستی ها و … اهل خدعه و خیانت اند، افراد پست و گنهکار بوده، در شرع مقدس اسلام، مورد سرزنش قرار گرفته اند. در دستورهای تربیتی و اخلاقی اسلام نیز افراد از دوستی و رفاقت با آنان نهی شده اند. فلسفه این کار غیر قابل اعتماد بودن افراد خائن و رعایت نکردن حریم آبروی دوستان است؛ چه اینکه در موقع مناسب، به ناموس، اموال و آبرو و جایگاه اجتماعی او خیانت می کنند و در این کار، از خدا، بنده خدا و حتی مذمت اجتماعی ترسی ندارند. امام صادق (ع) در حدیثی بسیار آموزنده و هشدار دهنده می فرمایند: « از سه دسته مردم کناره گیری کن و هرگز طرح دوستی و رفاقت با آنها مریز: از خائن، ستمکار و سخن چین؛ زیرا کسی که به خاطر تو به دیگری خیانت کند، روزی به تو نیز خیانت خواهد کرد و کسی که به خاطر تو به دیگران ظلم کند، به تو نیز ظلم خواهد کرد و کسی که از دیگران نزد تو سخن چینی می کند، علیه تو نیز نزد دیگران سخن چینی خواهد کرد». (10)افرادی پیرامون ما زندگی می کنند که هویت آنان برای ما کاملاً مشسخص نیست و ما نمی دانیم آیا واقعاً دل و قلب آنان با ظاهر جذاب و با محبتشان سازگار است یا خیر؟ موارد بسیاری اتفاق افتاده که افرادی با چرب زبانی و محبت ظاهری، دختران عفیف و پاک دامن را گرفتار انحراف کرده اند. به این نامه که درد دل یک دختر جوان است، توجه کنید:…. دختری درس خوان و زرنگ بودم؛ به طوری که همیشه با نمره های خوب، سال تحصیلی را می گذراندم. در کلاس ما دختری بود که خیلی دوست داشتنی بود، ولی درس نمی خواند. راستش من او را خیلی دوست می داشتم و به خاطر درس نخواندش، خیلی دلم به حالش می سوخت. خلاصه اینکه آرام آرام با هم دوست شدیم؛ به طوری که به خانه ما رفت و آمد داشت و با یکدیگر درس هایمان را می خواندیم؛ ولی صد افسوس که من غافل بودم و نمی دانستم با مار خوش خط و خالی ارتباط دارم. او یک روز مرا به منزلشان دعوت کرد و من هم پذیرفتم، اما غافل از اینکه دامی برای من گسترده است. به منزلشان رفتم و بعد از پذیرایی مختصری، در حال صحبت با او متوجه شدم حالم خیلی خوش نیست. دیگر نفهمدیم چه شد! وقتی چشم باز کردم، متوجه شدم او با نقشه قبلی و کشاندن دوست پسرش به خانه به من خیانت کرده است.
راه های تقویت دوستیاز جمله وظایف اخلاقی هر فردی در محیط های دوستانه، مراقبت و پاسداری از دوستی ها و اجتناب از عوامل جدایی آفرین است؛ چه اینکه دوستی از توفیقات بزرگ و هدیه ای الهی است. از دست دادن رفیق، خسرانی در خور توجه و حادثه ای دردناک است. حضرت علی (ع) می فرمایند: « کسی که دوست خوب و شایسته ای را [که بر اساس معیارهای دینی انتخاب کرده] از دست بدهد، گویا شریف ترین اعضای بدن خود را از دست داده است». (11)
 
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهرنهادم آینه ها در مقابل رخ دوست
عوامل متعددی در تقویت و تداوم دوستی دخالت دارد که در ادامه به نمونه هایی اشاره می کنیم:
الف) گشاده رویی و لبخند زدنحرکات غیر کلامی چهره به ویژه صورت شاد همراه با لبخند در هنگام ملاقات با دوستان، تأثیری عمیق تر از زبان دارد و به طرف مقابل چنین القا می کند که دوستت دارم و از دیدار تو خوش حالم.در آموزه های دینی، لبخند زدن فرد به هنگام رویارویی با دیگران، باعث پاداش اخروی (۱۲) و گشاده رویی باعث تقویت پیوند دوستی و محبت (۱۳) و همچنین موجب انس بیشتر با دوستان شمرده شده است. (۱۴)
ب) احترام گذاشتندومین گام برای جلب عواطف و محبت دیگران، رعایت ادب و احترام در مقابل آنان است. در روایتی از امام معصوم (ع) آمده است: « احترام میان خود و برادرت را از بین مبر و از آن، چیزی باقی بگذار؛ زیرا از میان رفتن آن موجب از میان رفتن شرم است و بر جا بودن احترام، عامل ثبات دوستی است». (15)توجه به دیگران و قدردانی و گوش فر دادن به سخنان دوست، از علایم احترام گذاشتن است و باعث تقویت دوستی می شود.
ج) هدید دادنهدیه، نماد عاطفه و مهر است و باعث افزایش محبت اشخاص به یکدیگر می شود. هدیه دادن، دوستی به بار می آورد، برادری را تازه می کند و کینه ها را می زداید. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند: « هدیه موجب محبت و دوستی و برادری می
شود و دشمنی و کینه را زایل می کند». (16)هدیه دادن، نشانه ارادت و علاقه به فرد مقابل و گیرنده هدیه است و موجب احساس خوشایندی و علاقه قلبی به دوست و هدیه دهنده می گردد. در روایتی، حضرت محمد (ص) ضمن توصیه به دادن هدیه، فلسفه و دلیل آن را این گونه بیان می کنند: « به یکدیگر هدیه بدهید؛ زیرا هدیه دوستی و محبت را افزایش می دهد (چند برابر می کند)».
د) اعلام و اظهار دوستییکی از راه ها و عوامل تأثیرگذار در دوام دوستی ها، ابراز علاقه قلبی و به عبارت دیگر، اظهار دوستی و علاقه مندی است. کلمه « دوستت دارم»، زیباترین و پرجاذبه ترین واژه در روابط دوستانه است. وقتی به دوست خود بگوییم دوستش داریم (ابراز کلامی عواطف) احساس محبت او نیز به ما برانگیخته می شود. امام صادق (ع) می فرمایند: « هرگاه کسی را دوست داشتی، او را به آن آگاه ساز که این کار، دوستی میان شما را پایدارتر می کند» (17) پیامبر گرامی اسلام (ص) اظهار دوستی به رفیق را از جمله وظایف اخلاقی تلقی کرده، می فرمایند: « هر کس نسبت به برادر مؤمن و دوستش علاقه داشته باشد و آن را اظهار نکند، به او خیانت کرده است». (18) اظهار دوستی، موجب آرامش و اطمینان طرف مقابل می شود و عواطف را نسبت به او تحریک کرده، رابطه صمیمانه ای به وجود می آورد.
ه‍) سلام و احوالپرسی
سلام، نوعی اعلام محبت، دوستی و اظهار علاقه و آشتی در آغاز گفت و گوست که معمولاً با حالت عاطفی خوشایند همراه است. سلام از بهترین ابزارهای ایجاد ارتباط کلامی و از راحت ترین روش های آغاز گفت و گو است. آغاز سخن با سلام نوعی اظهار تمایل به ارتباط کلامی با دیگران است.در آموزه های اسلامی ضمن تأکید بر آغاز سخن با سلام و مستحب بودن آن (۱۹) جواب سلام را واجب دانسته،(۲۰) توصیه شده با عباراتی بهتر و کامل تر جواب سلام داده شود. (۲۱) مستحب بودن سلام و توصیه به آن و واجب شدن جواب سلام، نوعی تأکید بر لزوم ایجاد ارتباط با این واژه دل نشین و تأکیدی بر استمرار روابط عاطفی است. این روابط عاطفی، موجب نزدیکی دل ها به یکدیگر و پایداری دوستی ها و رفاقت ها می گردد. (۲۲)
و) دست دادن و معانقهدست دادن و فشردن دست ها به هنگام ملاقات دوستان، موجب رفع کینه (۲۳) و زمینه ساز افزایش محبت است. (۲۴)در آموزه های اسلامی، دست دادن از نشانه های کامل بودن دوستی به حساب آمده،(۲۵) دست دادن با برادر مؤمن، برتر از دست دادن با فرشتگاه تلقی شده است. (۲۶)اگر سلام همراه با معانقه (دست دادن) از سر محبت و علاقه باشد، محبت و علاقه مندی به اوج می رسد و کامل می گردد. در روایتی از امام معصوم (ع) می خوانیم: « هرگاه دو مؤمن یکدیگر را ملاقات کنند و دست یکدیگر را فشار دهند، خداوند به آن دو، صد رحمت عطا می کند که نود و نه رحمت، از آن کسی است که دوست خود را بیشتر دوست دارد و اگر یکدیگر را در آغوش گیرند، هر دو غرق در رحمت خواهند بود». (27)
ز) تواضعفروتنی و تواضع در مقابل دیگران، علاوه بر بالا بردن مقام و منزلت انسانی، دوام دوستی ها را نیز به دنبال دارد. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند: « سه چیز موجب محبت است: دین، تواضع و بخشش». (28) و نیز حضرت فرمودند: « میوه و نتیجه تواضع، محبت و دوستی است». (29)
 
عیب است بزرگ بر کشیدن خود راوز جمله خلق برگزیدن خود را
از مردمک دیده بیاید آموختدیدن همه کس را و ندیدن خود را
 
نکتهاز آنجا که دوران نوجوانی و جوانی، دوران کم تجربگی است و احتمال خطا و لغزش در افراد بسیار است، باید به افراد تحت تربیت خود یادآور شویم: از بعضی خطاهای دوستان که چندان هم حاد و عمدی نیستند، چشم پوشی کنند و در رفع و اصلاح آن اقدام نمایند؛ نباید با کوچک ترین خطا و اشتباهی، دوستی و رفاقت خود را به هم بزنند. البته اگر شخصی به گناه و بزهکاری جدی آلوده شده است، باید از او جدا شد و این کار حتماً لازم است.
ارتباط دختر و پسریکی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و ارتباط با دیگران است. انسان در طول رشد خود، پیوسته برای بقا و پیشرفت خویش، محتاج ارتباط با دیگران است که بین این امر با سلامت، رابطه ای نزدیک وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال یافتن کسانی هستند که با آنها احساس خوشبختی کنند و از زندگی با آنها لذت ببرند و در کنارشان منفعت بیشتری کسب کنند. در بین ارتباطات انسانی، نیاز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعی از زندگی انسان مطرح می شود و این زمانی است که پسر و دختر تصمیم می گیرند همسر آینده خود را انتخاب کنند و در این ارتباط مقطعی- که لازمه شناخت از یکدیگر است- طبیعتاً اصولی مطرح است.باید توجه داشت نیروی پیوندجویی دو جنس مخالف، دلدادگی های پسرانه و دلبری های دخترانه و دل بستگی های دو طرف، خواه ناخواه در قشر نوجوان و جوان وجود دارد؛ البته این ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشکیل خانواده و بقای نسل و ادامه حیات می شوند، ولی در هر حال باید در چهارچوب اصولی اخلاقی و شرعی قرار بگیرند.گاهی علاقه درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چهارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج می شود و به سوی بی عفتی و گناه کشیده می شود که امری بسیار ناشایست و غیر اخلاقی است.
تعریف روابط دختر و پسرارتباط مداوم و پیوسته دختر و پسر بالغ که همراه با ابراز عواطف و احساسات بوده، به صورت های گوناگونی دیداری، شنیداری، نوشتاری و … انجام می شود، « روابط دختر و پسر» می نامیم.
علل و انگیزه های برقراری ارتباط با جنس مخالفبرقراری ارتباط با جنس مخالف، با انگیزه های مختلفی صورت می گیرد؛ از جمله:۱٫ ایجاد شناخت برای ازدواج: یکی از بهانه های ارتباط پسران و دختران، وعده ازواج از طرف پسر است و معمولاً با این وعده ها، پسران با دختران ارتباط می یابند؛ در حقیقت دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با یکدیگر دوست شده، سعی می کنند نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده کنند، اما حقیقت امر این است که این وعده ها در حد خیال، بافی می مانند و کمتر جامه عمل می پوشند؛ زیرا خانواده های دختر و پسر، چنین افرادی را در حد لازم برای ازدواج پخته و شایسته نمی یابند. طرح مسئله «ازدواج» از سوی پسر اگر هم صورت گیرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو می شود و حتی اگر پسر به خواستگاری دختر نیز برود، خانواده دختر چنین ازدواجی را نمی پسندند. بنابراین، وجود فکر ازدواج در بین دختران و پسران، تنها نوعی ساز و کار دفاعی برای ایجاد رضایت خاطر و رهایی از اضطرابی است که در نتیجه عمل برخلاف قواعد و هنجارهای خانواده و جامعه، صورت می گیرد.۲٫ انگیزه جنسی: از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر، بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه که از لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ارزش های خانوادگی و فردی خویش را قربانی می کنند و دست به رفتاری می زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقی می شود.۳٫ کسب وجهه اجتماعی: یکی دیگر از انگیزه های دوستی با جنس مخالف، این است که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز داشتن یک دوست پسر را جاذبه ای فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند.این نگرش، نقش مهمی در تحریک و تلاش دختران و پسران برای دوست یابی دارد. چنین نگرشی است که گاه برخی دختران پسران را وادار می کند از طریق صحنه سازی و استفاده از روش های تقلبی، این گونه وانمود کنند که دوست پسر و یا دوست دختر دارند.۴٫ تأمین نیاز عاطفی: دختران و پسرانی که مورد بی محبتی در خانواده قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی اند و در این زمینه، خود را سرگردان و آشفته می یابند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد کسب رضایت و یا به عبارت دیگر، به دنبال یافتن شرایطی هستند که برای آنها اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتری فراهم کند و پناهگاهی برای جبران کمبود محبت خود فراهم سازند.۵٫ اشاعه فحشا و بی عفتی: برخی از دختران و پسران، به دلیل همکاری با شبکه های خارجی و کسانی که قصد تهاجم فرهنگی در کشورهای اسلامی را دارند، با جنس مخالف ارتباط برقرار کرده، از این طریق به اشاعه بی عفتی و گناه اقدام می کنند. کسانی وجود دارند که از سازمان های خارجی و ضددینی پول می گیرند تا به ترویج ظواهر فساد و انحرافات جنسی بپردازند: با دختری دوست شوند، به همراه او در خیابان، دانشگاه و … راه بروند، باعث تحریکات جنسی دیگران شوند و با این کار ضمن لوث کردن هنجارهای جامعه و از بین بردن قبح گناه، به بستر سازی انحرافات بپردازند.۶٫ الگوگیری از جوامع غیر خودی: متأسفانه بخش گسترده ای از جوانان ما، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی خود را از محیط های غیر خودی و غیر اصیل جوامع دیگر می گیرند. بی تردید گسترش ارتباطات اجتماعی و توسعه آن، گسترش و توسعه فناوری و وسایل ارتباط جمعی و عوارض پدیده جهانی شدن در همه عرصه ها، در این خودباختگی و روی آوردن به فرهنگ بیگانه، نقش اساسی دارد. این امور سبب می شود جوانان، فرهنگ ها و ارزش های دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اینکه این گونه روابط، عامل رشد و نشانه کمال و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روی آورند.
آثار رابطه با جنس مخالفارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورهای دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد که به برخی، در ادامه می پردازیم:۱٫ از بین رفتن کرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها: اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یک هدف و خارج از چهارچوب مقررات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی که بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود؛ در این صورت، چشم چرانی، علاقه شهوانی به هم جنس، خودارضایی، اعتیاد به عکس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط شهوانی دختران و پسران با یکدیگر پسندیده می نماید؛ حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!با نگاهی به جوامع غربی، پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته است و افزایش روز افزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.۲٫ کاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب: برخی صاحب نظران غربی، آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند؛ ولی پس از اجرای فراگیر این راهکار در غرب، شاهد افزایش روز افزون آمار بیماری های روانی، خودکشی و جنایت های ناشی از ناکامی های جنسی هستیم.روشن است گسترش محرک های جنسی، انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می کشاند و هرگونه شکست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی در می آورد؛ در نتیجه؛ با توجه به اینکه روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه کردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به سهم خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد؛ البته همه اینها در صورتی است که تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد. کسی که تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد، خداوند او را برای نجات از این گرداب ها یاری می دهد.۳٫ تنوع طلبی: نوجوانان و جوانانی که پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می کنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شک و تردید می نگرند؛ حتی پس از ازدواج نیز روحیه هوس بازانه و تنوع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد کشیده شوند و راه بی بند و باری را در پیش گیرند. این افراد به دلیل تجربه متعدد جنسی قبل از ازدواج، به همسر خود قانع نیستند و به سوی هرزگی تمایل دارند.۴٫ آلوده شدن به معصیت: قرآن کریم و روایات معصومان (ع) انسان ها را از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته، وعده خسران و عذاب به مرتکبان چنین اعمالی داده است. قرآن کریم می فرماید:قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ … وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ …؛(۳۰) به مؤمنان بگو! چشم های خود را [از نگاه به نامحرمان] فروگیرند و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه تر است … و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار ننمایند، جز بر شوهرانشان… .ایه آیه، به صراحت دستور داده است: زن و مرد نامحرم، به یکدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به راستی، اگر به این آیه مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس آلود نکنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟ اگر چه این آیه مربوط به مطلق نگاه های آلوده به جنس مخالف است و از آن نهی می کند، ولی می توان به عنوان دلیل قاطعی برای غیر مجاز بودن ارتباط دختر و پسر، از آن بهره برد؛ زیرا در ارتباط دختر و پسر هزاران نگاه آلوده رد و بدل می شود و چه بسا از حد نگاه شهوانی بگذرد و به ارتباط جنسی منجر شود.همچنین قرآن کریم در سوره نساء آیه ۲۵ به مردان سفارش می کند با دخترانی که روابط پنهانی و دوست پسر دارند، ازدواج نکنند؛ ضمن آنکه این عمل را زشت و ناپسند دانسته، ایشان را در کنار افراد زناکار مطرح می کند. (۳۱) در آیه پنج سوره مائده نیز به مردان توصیه می کند پاک دامن باشند و از روابط پنهانی با زنان، پرهیز کرده، دوست دختر نگیرند. (۳۲)علامه مجلسی در روایتی از معصومان (ع) نقل می کند که فرمودند: « کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای محشر در آید، دستش بسته باشد؛ و کسی که با زنان نامحرم، خوش طبعی، شوخی و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، سالیان زیادی، او را در محشر حبس می کند؛ و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعی و شوخی کند، بر او نیز گناهی همانند آن مرد است». (33)5. از دست دادن آبروی خانوادگی: ارتباط با جنس مخالف و افشا شدن آن، باعث ضربه آبرویی به دختر و پسر و خانواده آنها ( مخصوصاً خانواده دختر) می شود و اعتبار اجتماعی و خانوادگی دختر را زیر سؤال برده. خانواده را دچار بحران می کند؛ چه بسا خانواده دختر یا خود دختر، دیگر نتوانند در آن محل بمانند و مجبور شوند به شهر و دیار غربت بروند و حتی ممکن است خانواده ای دختر خود را به قتل و انجام آن تهدید کند.۶٫ ترس از ازدواج: ارتباط دختر و پسر در موارد زیادی، به ارتباط جنسی منجر می شود و دختری که ارتباط جنسی داشته و قربانی این عمل شده است، از پذیرفتن خواستگار هراس دارد و چنانچه با فشار خانواده تن به ازدواج دهد، همیشه نگران افشای رابطه گذشته خود است و اگر این رابطه فاش شود، در زندگی وی بحران جدی ایجاد خواهد کرد.
محدوده ارتباط با جنس مخالفبر اساس بینش دینی و اسلامی، هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد؛ اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه، از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت و آمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن لازمه زندگی اجتماعی است و منافع مادی و معنوی بر آنها مترتب است، اشکال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارد که در ادامه به بعضی از آنها اشاره می کنیم:۱٫ رعایت حیای فردی و عفت جمعی: ارتباط با جنس مخالف که در شرایط خاصی اتفاق می افتد، نه تنها مجوز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلکه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع گشته است؛ یعنی فلسفه وجودی این ارتباط، حفظ عفت عمومی و تحکیم حیای فردی و کسب کمالات از طریق مقابل است؛ از این رو ممکن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد؛ حتی برای رن و شوهر هم از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ کنند و زمینه تحریک و انحراف همنوعان را فراهم ننمایند و روابط همسری باید در چارچوب ارزش های دینی و انسانی انجام گیرد.خداوند متعال در سوره مبارکه قصص، در داستان حضرت شعیب و حضرت موسی(ع) به این شرط تصریح می کند و می فرماید: وقتی حضرت موسی (ع) در آب دادن به گوسفندان، به دختران شعیب (ع) کمک نمود، آنان نزد پدر رفتند و از جوانمردی حضرت موسی (ع) تعریف و تمجید کردند و حضرت شعیب (ع) تصمیم گرفت از حضرت موسی (ع) سپاسگزاری کند؛ به همین دلیل، دختران خود را به دنبال او فرستاد و دختران در اوج حیا و عفت حرکت کردند تا به کنار جاده رسیده، در آنجا منتظر ماندند تا حضرت موسی (ع) متوجه حضور آنان شود و حضرت موسی (ع) هم متوجه آمدند آنان شد. دختران از او تقاضا کردند پیش پدرشان بیاید و حضرت موسی (ع) هم قبول کرد. وقتی خواستند به طرف منزل بروند، حضرت موسی(ع) به خاطر حفظ حریم حیا و عفت، دوشادوش دختران حرکت نکرد، بلکه جلوتر از دختران راه می رفت و دختران شعیب به دنبال او با انداختن سنگ ریزه، مسیر را نشان می دادند. (۳۴)در سخنان معصومان (ع) سفارش بسیاری درباره حیا و عفت شده است و یکی از امتیازات ارزشمند زنان، حیا و پاک دامنی دانسته شده است. پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: « بهترین زنان شما کسانی هستند که عفیف و با حیا باشند». (35) و در جای دیگر می فرمایند: « بدترین زنان کسانی هستند که حیا ندارد». (36)حیا و عفت، علاوه بر اینکه باعث وقار و ارزشمندی زن می شود،(۳۷) باعث می شود زن نزد شوهر نیز ارزشمند شده، مورد علاقه شوهر باشد. (۳۸) زنانی که پوشیده و باحجاب هستند و حدود الهی را رعایت می کنند، شأن و منزلت ویژه ای می یابند.بنابراین، ارتباط با جنس مخالف، باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.۲٫ رعایت حدود شرعی و اخلاقی: اگر دختر و سپری به دلیل شرایط خاص، مجبور هستند با یکدیگر ارتباط داشته باشند، باید حدود الهی و دستورهای شرعی را رعایت کنند؛ مثلاً اگر در اداره ای همکار هستند و یا در دانشگاه هم کلاس هستند، باید از نگاه شهوت آلود، شوخی های تحریک کننده، اظهار عواطف و دست دادن پرهیز کنند و همچنین دخترها می باید از حفظ حجاب اسلامی غافل نباشند و از نشان دادن مو و زیبایی های خود به دیگران پرهیز کنند؛ هرگز نباید در این مکان ها لباس نامناسب و تحریک کننده و تن به تن کنند.در برخوردها هرگز وقار و متانت را فراموش نکنند؛ در عین پرس و جو از احوال یکدیگر و پاسخ گویی به پرسش های آنان، دچار افراط در خنده و شوخی نشوند؛ آدابی که از لحاظ شرعی و اجتماعی در برخورد با نامحرم لازم است، رعایت کنند. باید توجه داشته باشند برخورد با جنس مخالف، بر اصل «تکبر ورزی» استوار شده است و رفتار صمیمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، برای رویارویی با هم جنس و محرم هاست، نه برای نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حریم و مصونی و حرمت نهادن برای خود، تکبرورزی است تا ناشناسان و نامحرمان به حریم شما راه نیابند.۳٫ هدف منطقی و عقلایی داشتن: بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان و جوان، هدف جدی و ارزشمندی ندارد و صرفاً لذت جویی لحظه ای است. این لذت جویی ها اگر در چهارچوب دستورهای دینی، یعنی پس از جاری شدن عقد ازدواج نباشد، جایز نیست؛ از این رو این ارتباطات که صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آنها به هیچ کدام از دختر و پسر نمی رسد، ناپسند و مورد نکوهش است.
نتیجه گیریدوست گزینی و دوستی، یکی از نیازهای روانی انسان است و علاق به یکدیگر و محبت و دوستی است که بشر را گرد هم جمع نموده، سعادت و آسایش و زیبا زیستن را برای آنها فراهم کرده است. دوست شایسته، باعث ترقی و کمال مادی و معنوی انسان می گردد و از عوامل خوشبختی و سعادت انسان محسوب می شود. اگر چه داستن دوست شایسته برای همه طبقات مردم و برای تمام مراحل زندگی لازم است، ولی برای دوره نوجوانی و جوانی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد؛ البته باید در انتخاب دوست دقت کافی نمود؛ زیرا رفیق و هم نشین، نقش بسیاری در شکل گیری صفات اخلاقی و شخصیتی انسان دارد و این تأثیرگذاری در نوجوانی بیشتر است. باید تلاش کرد فرزندان و نوجوانان، دوستان را بر اساس معیارهای دقیق و صحیح گزینش کنند و از انتخاب احساسی و بدون تعقل دوری نمایند. در آموزه های دینی، به تعدادی از این ویژگی ها اشاره شده است که اگر در انتخاب رفیق به آنها توجه شود، بسیار مفید و اطمینان بخش خواهد بود؛ مثلاً داشتن عقل، صداقت، راستی، اصالت خانوادگی، نیکی، دین درای، همیاری و مهربانی از ویژگی های دوست خوب به حساب می آید که همه این صفات برای انسان باارزش و سازنده است.
پی‌نوشت‌ها:

۱٫ فرقان (۲۵) ۲۷-۲۹ .۲٫ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، باب ۷۸، ص ۲۷۸، ح ۱۷ .۳٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۷۲ .۴٫ إیاک و صحبه الأحمق فانه اقرب ما تکون منه اقرب ما یکون الی مساءتک ( محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، باب ۱۴، ص ۱۹۲، ح ۹ ).۵٫ محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج ۳، ص ۲۳۴ .۶٫ امام صادق (ع): ایام و مصاحبه الکذاب فانه بمنزله السراب یقرب لک البعید و یبعد لک القریب (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، باب ۱۴، ص ۱۹۶، ح ۲۹ ).۷٫ امام علی (ع): ایاک و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق (همان، ص ۱۹۹، ح ۳۶).۸٫ امام علی(ع): لا تصحب المالق فیزین لک فعله ویود انک مثله (عبدالواحد الآمدی التمیمی، غرر الحکم و دررالکلم، ج۲، ص ۳۲۸، ح ۱۵۷).۹٫ محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص ۲۳۲ .۱۰٫ امام صادق (ع): احذر من الناس ثلاثه: الخائن و الظلوم و النمام، لان من خان لک خانک، و من ظلم سیظلمک و من نم الیک سینم علیک (ابو محمد الحسن بن علی الحرانی، تحف العقول، ص ۲۳۳).۱۱٫ من فقد اخا فی الله فکانما فقد اشرف اعضائه (جمال الدین خوانساری، غرر الحکم، ص ۴۱۵).۱۲٫ قال الصادق (ع): تبسم الرجل فی وجه اخیه حسنه؛‌« لبخند زدن در چهره برادر مؤمن، باعث ثواب است» (محمد بن حسن عاملی، وسایل الشیعه،‌ج ۱۱، باب ۴، ص ۵۶۹، ح ۲).۱۳٫ قال علی (ع): البشاشه حباله الموده؛ « گشاده رویی موجب محبت و دوستی است» (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، باب ۱۰، ص ۱۶۷، ح ۳۵ ).۱۴٫ قال علی (ع): البشر یونس الرفاق؛ « گشاده رویی و چهره خندان، باعث انس است» (جمال الدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۱۹۱).۱۵٫ قال الصادق (ع): لا تذهب الحشمه بینک و بین أخیک و ابق منها، فأن ذهاب الحیاء، و بقاء الحشمه بقاء الموده (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، باب ۲۳، ص ۲۵۳، ح ۱۱۷).۱۶٫ قال رسول الله (ص): الهدیه تورث الموده و تجدد الأخوه و تذهب الضغینه (همان، ج ۷۴، باب ۷، ص ۱۶۶، ح ۱۹۲).۱۷٫ امام صادق (ع): إذا أحببت رجلاً فأخبره بذلک فانه أثبت للموده بینکما (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، باب ۱۲، ص ۱۸۱، ح ۲ ).۱۸٫ قال رسول الله (ص): من کان فی قلبه موده لاخیه ثم لم یطلعه علیه فقد خانه ( علی بن حسام الدین المتقی، کنز العمال، ج۹، ص ۲۵).۱۹٫ قال رسول الله (ص): اسلام قبل الکلام (مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۱۲).۲۰٫ قال رسول الله (ص): ‌السلام تطوع و الرد فریضه (همان، ج ۷۵، ص ۲۳۴).۲۱٫ وَإِذَا حُییتُمْ بِتَحِیهٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ حَسِیبًا(نساء،۸۶).۲۲٫ مسعود آذربایجانی و همکاران، روان شناسی اجتماعی، ص ۲۴۵ .۲۳٫ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص ۱۸۳ .۲۴٫ میرزا حسین نوری، متسدرک الوسائل، ج۹، ص ۵۷ .۲۵٫ جامع الاحادیث، ص ۱۲۲ .۲۶٫ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص ۱۸۳ .۲۷٫ همان، ص ۱۸۲ .۲۸٫ قال علی (ع): ثلاثه یوجین المحبه: الدین و التواضع و السخا (مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیه، تصنیف غرر الحکم، ح ۵۱۸۱) .۲۹٫ قال علی (ع): ثمره التواضع المحبه (عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ح ۴۶۱۳).۳۰٫ نور (۲۴)، ۳۰-۳۱ .۳۱٫ فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ؛ «آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید؛ به شرط آنکه پاک دامن باشند و زناکار و دوست گیران نباشند».32- وَلَا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ؛ « مردانی که دوست گیر از زنان نیستند».33. محمد باقر مجلسی، عین الحیوه، ص ۱۴۰ .۳۴٫ محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۵-۳۶ .۳۵٫ قال رسول الله (ص): ان خیر نسائکم … العفیفه (محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۹).۳۶٫ قال رسول الله (ص): شر نسائکم … القلیله الحیاء (میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۶۵).۳۷٫ قال علی (ع): ان الله حرم النه علی کل فحاش بذیء قلیل الحیاء ؛ « خداوند بهشت را به هر بدزبان کم حیایی حرام نموده است» (محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۲۴).۳۸٫ قال علی (ع): احیاء … موجب المحبه؛ « حیا باعث دوستی و محبت می گردد» (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۷۲).

منبع: پناهی، علی احمد، داوود، حسینی؛ (۱۳۸۹)، با دخترم (ویژه والدین و مربیان دختران نوجوان)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، (۱۳۸۹).
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.