نوجوان و راهکارهای موفقیت (۱)

مقدمه«موفقیت» کلمه ای جادویی و پر استفاده است که می توان مدعی شد صدها کتاب درباره آن نوشته شده است. معمولاً کتاب هایی که درباره موفقیت نگاشته می شود، پرفروش است؛ زیرا همه افراد می خواهند از راز آن آگاه شوند؛ درست مانند من و شما که به موفقیت نیاز داریم و به دنبال آن هستیم و نه تنها خودمان، بلکه می خواهیم فرزندان موفق و دختران خوشبختی داشته باشیم. شاید شما هم با من هم عقیده باشید که افراد موفق در هریک از عرصه های زندگی، از نشاط و رضایت خاطر و محبوبیت بیشتری برخوردارند و افراد جامعه با ویژگی خاصی با آنان برخورد می کنند. هنری فورد، (۱) یکی از اندیشمندان علوم اجتماعی می گوید: « تا موفقیتی به چنگ نیاوردید، نمی توانید بر اساس آن محبوبیت و رضایت کسب کنید». (2)در صحبت های عادی روزانه، به صورت گسترده از واژه موفقیت استفاده می شود و مواقعی هم اتفاق می افتد که به صورت غلط مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین، جا دارد قدری بیشتر به این کلمه پرداخته شود؛ به ویژه از نگاه تربیتی و روان شناختی جنبه های مختلف این مفهوم و راه های رسیدن به موفقیت تبیین گردد. روشن است که موفقیت هرگز امری تصادفی و به اصطلاح مردم عادی، «شناسی» نیست و نخواهد بود. مطالعه زندگی و سرگذشت انسان های موفق و افراد صاحب نام، شاهدی بر این مدعاست.
تعریف موفقیتبیشتر نویسندگان و حتی اندیشمندان سعی کرده اند تعریف جامعی از موفقیت ارائه کنند تا شنوندگان و خوانندگان سردرگم نشوند. در این بحث نیز نیازمند تعریفی از موفقیت هستیم. با این حال باید اعتراف کرد: تا به حال تعریفی دقیق و توصیفی مشخص و قابل اعتماد همگان، از این کلمه در دست نیست.پیش از آوردن نمونه هایی از توصیف ها و تعریف های نامداران جهان، از شما خواننده ارجمند می پرسم: شما چه تعریف و برداشتی از موفقیت دارید؟ شما که در جایگاه مربی فرزندان هستید، چگونه موفقیت را تعریف می کنید؟ دوست دارید دخترتان چگونه باشد؟آیا موفقیت، گذراندن مدارج تحصیلی و دریافت مدرک علمی است؟ آیا موفقیت به دست آوردن شغل و حرفه مناسب و یا پیشرفت در تحصیل و آرامش در زندگی است؟ آیا موفقیت تشکیل زندگی مشترک موفق و به دست آوردن همسر مناسب است؟ آیا انجام وظایف دینی، مثل نماز و روزه و قرار گرفتن در جاده مستقیم و راه هدایت می تواند موفقیت تلقی شود؟ تعریف و برداشت شما از موفقیت، فضا را برای فهم بیشتر و بهتر این واژه آماده می سازد.مناسب است به نمونه هایی از تعریف اندیشمندان در این زمینه و در پایان به دیدگاه اسلام، اشاره کنیم و البته قضاوت را به شما واگذار می کنیم.آلفرد اوستن (۳) معتقد است: « آرامش و امنیت، بهترین نوع موفقیت است». (4)موریس تامس (۵) می نویسد: « عقیده ما راجع به موفقیت باید به عقایدمان راجع به برتری، رضایت خاطر و خوشبختی نزدیک باشد. خوشبخت ترین مردم دنیا، افرادی هستند که به کارشان عشق می ورزند؛ بدون توجه به اینکه از این راه، ثروت، شهرت، قدرت و موقعیت های اجتماعی بالا به دست آورند یا خیر. خشنودترین مردم افرادی هستند که از کارشان لذت می برند؛ هر کاری که می خواهد باشد؛ تلاش می کنند تا آن را خوب انجام دهند». (6)در نگاه بیشتر مردم، فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود برسد و در درون خویش احساس رضایت خاطر کند و از اینکه در اثر تلاش و کوشش مداوم در زندگی، به این احساس (رضایت خاطر) رسیده است، احساس خشنودی و موفقیت می کند.از منظر آموزه های دینی و اسلامی، مفهوم موفقیت ارتباط تنگاتنگی با مفهوم سعادت و خوشبختی دارد و شاید بشود این دو را به یک معنا مورد استفاده قرار داد. انسان خوشبخت و موفق به معنای واقعی، کسی است که در مسیر بندگی خدای متعال باشد و با انجام وظایف دینی و انسانی، به خداوند نزدیک شده، با او احساس دوستی، نزدیکی و محبت کند؛ به عبارت دیگر موفقیت، یعنی به فلاح و رستگاری رسیده و به بهشت نایل شدن. انسان می تواند در اثر انجام کارهای اختیاری و رعایت قوانین الهی و وظایف شرعی و با پرهیز از معصیت، به مرتبه تقرب به خدا برسد و با خالق متعال رابطه دوستانه و عاشقانه پیدا کند و در سایه این دوستی، به بهشت و رضوان الهی وارد شود؛ البته روشن است که رسیدن به بهشت، منافات و ضدیتی با رضایت خاطر از زندگی و لذت جویی حلال ندارد؛ چه اینکه انسان می تواند به تمام کارهایش رنگ و بوی خدایی بدهد و تمام کارهایش را با قصد رضایت حضرت حق انجام دهد؛ برای مثال همین که یک نوجوان دختر وظایف شرعی اش را انجام دهد و نماز و روزه خود را به جا می آورد و از گناهان پرهیز می کند، در راه و مسیر اطاعت پروردگار قرار دارد و قطعاً هر روز به خداوند نزدیکتر شده، رابطه ای صمیمانه تر با او برقرار می سازد؛ ضمن آنکه در سایه این رابطه نزدیک و دوستانه، به کمالات معنوی می رسد و در آخرت نیز به بهشت و نعمت های الهی نایل می شود. قرآن کریم می فرماید: « هر کسی از جهنم رهایی یابد و به بهشت وارد شود، رستگار و موفق است». (7)
 
پس آن کس که خود را ز سوزنده نارنگهداشت و ماند از آن برکنار
بگردید داخل به باغ بهشتسعادت نصیبش شد از سرنوشت
خداوند در آیه دیگری، راه های رسیدن به بهشت و رستگاری را مورد توجه قرار می دهد و می فرماید: « هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند، به فوز و رستگاری بزرگی نایل شده است». (8) حضرت علی (ع) نیز درباره راه های سعادت و کمال و موفقیت می فرماید: « هر کس از خدا و رسول خدا اطاعت و پیروی کند، به رستگاری بزرگی می رسد و به ثواب ارزشمندی نایل می شود؛ و هر کسی نسبت به خداوند و رسول خداوند نافرمانی و گردنکشی کند، به خسران و زیان بزرگ و آشکاری گرفتار می شود و سزاوار عذاب دردناک می گردد». (9)در جمع بندی نهایی می توان گفت: موفقیت و خوشبختی کامل، رسیدن به بهشت و لذت دایمی و پایدار آن است و افراد موفق در دنیا کسانی هستند که در راستای این هدف حرکت می کنند؛ هر فردی به مقداری که در مسیر انجام وظایف دینی و انسانی قدم بر می دارد، به همان اندازه به موفقیت و خوشبختی نزدیک می شود؛ البته ناگفته نماند برای موفقیت سطح نازل تری هم می توان تصور کرد و آن، رسیدن به نتیجه و هدف در هر کاری است که به دنبالش رضایت خاطر و خشنودی نیز حاصل می شود؛ مثلاً وقتی دختر شما در درس خواندن به نتیجه می رسد و نمره قبولی دریافت می کند، به یک موفقیت نسبی نایل شده است و یک رضایت خاطری در شما و او ایجاد می شود؛ ولی این موفقیت نهایی نیست؛ زیرا قبولی در امتحان، هدف نهایی نیست، بلکه هدف متوسط است؛ لذا به اندازه ای که در رسیدن به هدف نهایی تأثیر دارد، ارزشمند است و به همان مقدار هم برای شما و خودش رضایت و لذت ایجاد می کند.برای رسیدن به موفقیت باید عوامل و زمینه های آن مورد توجه قرار گیرد؛ چون موفقیت و خوشبختی همانند سایر کارها نیازمند ابزار و وسایل ویژه خود است؛ به علاوه برای رسیدن به آن، راهکارهایی وجود دارد و موفقیت به شکل تصادفی و اتفاقی به دست نمی آید. در این قسمت از کتاب، به نمونه هایی از عوامل موفقیت نوجوانان اشاره می کنیم و راه های رسیدن به آن را بیان می نماییم.
عوامل موفقیت

۱٫ هدفمندیتنها گنجی که جست و جو کردن آن به زحمتش می ارزد، هدف است. (لوئی استیونس)
 
گوهر بی صدف درون دل استصدف بی گهر درون گل است
قیمت در نه از صدف باشدتیر را قیمت از هدف باشد(سنایی غزنوی)
جست و جوی موفقیت، همیشه با هدفی آغاز می شود. همه ما به هدفی نیاز داریم تا بتوانیم به سوی آن نشانه رفته، برای رسیدن به آن حرکت کنیم. به نظر می رسد بسیاری از مردم، مثل افرادی که در خواب راه می روند، در زندگی سرگردان هستند. آنها تمام روز، هفته و سال را در سرگردانی به سر می برند؛ هر روز از خواب بیدار می شوند، غذا می خورند، لباس می پوشند، مشغول کاری می شوند، کارهای جدی یا غیر جدی انجام می دهند، دوباره غذا می خورند و همین طور زندگی سپری می شود. به نظر می رسد بیشتر مردم بی اختیار در این شرایط افتاده اند و بدون آنکه توجه دقیقی داشته باشند، به یکدیگر ظلم و ستم می کنند؛ تمام کارهایی که در این مسیر رخ می دهد، بدون هدفی مشخص و ارزشمند است؛ در حقیقت می توان گفت: یک نوع سرگردانی و بی هدف آنان را احاطه کرده است و اگر سؤال شود منظور و هدف شما از این کارها چیست؟ پاسخ قابل قبولی برای ارائه ندارند.شاید شما هم با من هم عقیده باشید که این گونه زندگی کردم، ارزش چندانی ندارد؛ زیرا انسان موجودی عاقل و با شعور است و باید کارهایش خردمندانه و منطقی باشد، تا هم از زندگی لذت واقعی ببرد و هم در راستای هدفی ارزشمند گام بردارد تا گرفتار سرگردانی و حسرت نگردد. میشل مونتین (۱۰) می گوید: « روحی که هدف ثابتی ندارد، سرگردان است». (11)اگر زندگی دانشمندان و افراد صاحب نام را مطالعه کنیم، این نکته روشن می شود که در طول زندگی می باید هدفی داشت و با پشتکار فراوان اهداف خود را دنبال کرد. مسلم و قطعی است که داشتن هدف، ما را زودتر به شاه راه زندگی رهنمون می شود. مثل معروفی است که وقتی ذره بین را روی کاغذ در برابر نور خورشید بگردانید، جایی از کاغذ را نمی سوزاند؛ اما اگر در یک نقطه آن متمرکز کنید، بی شکر آن نقطه را خواهد سوزاند. اگر هر فردی تمام قوای خود را در مسئله مهمی با هدفی معین به کار گیرد، بی تردید شاهد پیروزی و موفقیت های بسیاری خواهد بود. موفقیت در تحصیلات، مهارت ویژه در کار فنی، بالندگی و نوآوری در شغل و حرفه، نامداری در اکتشاف و اختراع، سرآمدی در تربیت کودک، برتری در هنر و بافندگی و از همه مهم تر موفقیت در خودسازی معنوی و عبادت پروردگار، همه و همه در گرو هدفی مشخص و تلاش در راستای آن هدف است.چه بسا ممکن است در طی مسافتی که به سوی هدف می شتابیم، با ناکاهی ها و مشکلاتی روبه رو شویم. هرگز نباید در برخورد با این مسائل آزرده خاطر شویم؛ باید سعی کنیم از تجربه های تلخ پند بگیریم و آنها را در راستای هدفمان به نحوی زیرکانه حل نماییم؛ مثلاً ممکن است دانش آموزی در یک درس تجدید شود. او نباید هراسان شود، بلکه لابد با اراده ای قوی آن درس را دوباره مطالعه کند و مجدداً امتحان بدهد.برای نجات از سردرگمی و به منظور ارائه راهکارهای کاربردی در این زمینه، در ادامه نکاتی را یادآور می شویم:الف) ابتدا معلوم کنید در زندگی دنبال چه چیزی هستید؛ مثلاً موفقیت تحصیلی، موفقیت هنری، شغلی یا مانند آن؛ب) اندیشه و فکر خود را بر هدف متمرکز کنید؛ج) اهداف بزرگ داشته باشید و اهداف کوچک تر را تکیه گاهی برای نیل به اهداف بزرگ تر قرار دهید؛ البته این اهداف باید واقع بینانه باشند نه صرفاً بلندپروازانه؛
همت والا نکو دار که مردان روزگاراز همت والا به جایی رسیده اند
د) به سعی و تلاش خود متکی باشید و یقین داشته باشید که می توانید؛ه‍) برای رسیدن به هدف، برنامه ریی صحیح و واقع بینانه و متناسب با توانمندی و امکانات خود داشته باشید؛و) از شکست نهراسید و آن را تجربه راه خود قرار دهید؛ز) از تجربه افراد موفق و کارآزموده بهره ببرید؛ یعنی با افراد کارآزموده مشورت کنید؛ح) از هر کار عجولانه، کورکورانه، احساسی و بدون تأمل پرهیز نمایید؛ط) بر خدا توکل کنید و وارد عرصه های مختلف زندگی شوید.
فواید هدفمندیگفته شد هر انسانی، اهدافی دارد که تمام فعالیت های خود را برای رسیدن به آن اهداف متمرکز می کند. اکنون به آثار و فواید هدف دار بودن زندگی می پردازیم:الف) داشتن هدف در زندگی، به انسان قدرت ایستادگی و مبارزه با مشکلات می دهد؛ب) هدف دار بودن، توانایی هایی فرد را افزایش می دهد. هدف همانند موتوری است که به انسان نیرو می دهد و او را به حرکت در می آورد؛ج) هدف دار بودن، اندیشه را فعال می کند و به کارها جهت می دهد. هدف همانند بادبان برای کشتی است که انسان را از میان امواج سرگردانی می رهاند. انسان بی هدف مانند کشتی بدون بادبان است؛د) هدف داری به انسان انگیزه می دهد و فعالیت های او را هماهنگ می کند؛ه‍) هدفمندی باعث نشاط و انرژی می گردد. (۱۲)افراد موفق در زندگی، هدفمند، هدف دار و هدف مدار هستند؛ یعنی برای هدف خاصی تلاش می کنند و هدف، نقطه و موقعیت مطلوبی است که قصد دارند به آن برسند. حاله مهم چگونگی انتخاب هدف است؛ به عبارت دیگر، هدف ها چگونه باید انتخاب شوند؟ انتخاب هدف ها دقیقاً به ارزش ها و باورها باز می گردد. کسی که مادیات برایش ارزش است، رسیدن به آن، هدف او خواهد بود و کسی که مقام و مدرک تحصیلی عالی برایش ارزش باشد، نایل شدن به آنها، مقصود او خواهد بود.افرادی که هدف الهی دارند و از جهان بینی توحیدی برخوردارند و برای آفرینش انسان و جهان، معتقد به هدفی منطقی هستند، اهداف بلندی برای زندگی خود ترسیم می کنند و تمام کارها و فعالیت خود را در همان مسیر قرار می دهند. هدف این افراد از زندگی، رسیدن به مقامات معنوی و کمالات عالی انسانی است؛ یعنی مقامی که در آن به دوست خدا و بنده واقعی او تبدیل شوند، و در سایه این دوستی، مسلماً در بهشت و رضوان پروردگار نیز قرار خواهند گرفت؛ البته روشن است که این افراد اهداف متوسطی همچون کسب علم و شهرت را نیز با خود خواهند داشت، ولی همه اینها وسیله ای است برای خدمت بیشتر به بندگان خدا به دست آوردن رضایت الهی و نیل به ثواب بیشتر.
۲٫ اعتماد به نفسهیچ چیزی بیش از نیروی درونی، بیش از اعتماد به نفس، شخص را نیرومند نگه نمی دارد؛ وقتی این قوت باطنی متنزل شود، یک باره قوای بدنی شخص فرو می ریزد و او را از پای در می آورد. (۱۳) (سعید نفیسی)دومین عاملی که در موفقیت و پیروزی انسان نقش چشمگیری دارد، اعتماد به نفس است. از آنجا که از مفهوم اعتماد به نفس، برداشت های متفاوتی شده است، نخست به تبیین اجمالی این واژه می پردازیم:دو مفهوم «اعتماد به نفس»(14) و «عزت نفس»(15) قرابت معنایی و رابطه مستقیم و مثبتی با یکدیگر دارند؛ به طوری که با فزونی یکی، دیگری هم فزونی می گیرد و برعکس؛ اما این دو، مترادف هم نیستند: «ارزیابی ما از خودپنداره خویش، برحسب ارزش کلی آن، عزت نفس نامیده می شود؛ به عبارت دیگر عزت نفس، میزان ارزشی است که ما برای خود قایل هستیم»(16) و اعتماد به نفس به این معناست که شخص احساس کند توانایی و کفایت دارد. (۱۷)به اعتقاد روان شناسان، اعتماد به نفس، اساس هر رستگاری و پیشرفتی است. با اعتماد به نفس، عزم انسان راسخ می شود و در صورت اتکا به دیگری، ضعیف می گردد. یاری و کمک هایی که از بیرون به شخص می رسد، غالباً پشتکار و قوه مجاهدت را سست می کند؛ زیرا در این صورت، انسان انگیزه ای برای سعی و کوشش نمی یابد. (۱۸)اعتماد به نفس نقشی کلیدی و اساسی در زندگی انسان دارد. اعتماد به نفس، ما را به کارهای مطلوب و بزرگ و روبه رویی با مشکلات بر می انگیزد و ماهیت ایجابی دارد. اعتماد به نفس، انسان را در بحران های زندگی ثابت قدم کرده، باعث می شود انسان بحران ها را حل کند و از آنها عقب نشینی ننماید. حضرت علی (ع) درباره اهمیت اعتماد به نفس می فرمایند: « در مسیر زندگی باید خودت، خودت را پیش بری؛ وگرنه کسی تو را پیش نمی برد».(19)عوامل و زمینه هایی وجود دارند که اعتماد به نفس افراد را تقویت می کنند. بعضی از این عوامل مربوط به دوران کودکی، دوران تحصیلات ابتدایی و مربیان و والدین است. بنابراین، زمینه رشد آن باید در این سنین فراهم گردد؛ همچنین بعضی دیگر مربوط به دوران نوجوانی است و می توان در نظر گرفتن این عوامل و زمینه ها، اعتماد به نفس فرد را افزایش داد.
عوامل و زمینه های اعتماد به نفسدر زمینه راه های ایجاد و تقویت اعتماد به نفس در نوجوانان، مباحث فراوانی در کتاب های روان شناسی مطرح شده که در ادامه به تعدادی از آنها که از اعتبار و جامعیت بیشتری برخوردار بوده، با آموزه های اسلامی نیز سازگاری دارند، اشاره می کنیم.
الف) توجه به توانمندی واقعیاولین گام برای ایجاد اعتماد به نفس تلاش برای پرهیز دادن دختران نوجوان از تظاهر است. باید تلاش کنیم آنها اعتماد به نفس خود را بیشتر از آنچه واقعاً هست، جلوه ندهند؛ یعنی با خودشان روراست و صادق باشند و بر اساس توانمندی واقعی خودشان تصمیم بگیرند؛ از آرزوهای بزرگ و رؤیاهای دست نیافتنی دست بردارند و به دنبال کارهایی بروند که دستیابی به نتیجه آن آسان تر است. با گفتن این جمله به خود: «بی خیال بابا! اصلاً چه اهمیتی داره؟، آرزوهای طولانی را کنار بگذارند و دنبال مسائل دست یافتنی و در حد توان خود باشند. (۲۰)در آموزه های اخلاق اسلام، از آرزوهای بلند مذمت شده، آن را ناپسند دانسته اند. حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند: «ای مردم! بر شما از دو چیز می ترسم: هواپرستی و آرزوهای طولانی». (21)در این روایت شریف، انسان ها از داشتن آرزوهای بلند و دراز برحذر شده اند. تحلیل روان شناختی این برحذر داشتن، چنین است: وقتی انسان آرزوهای بلندی دارد که دست نیافتنی است و با توانمندی واقعی او سازگاری ندارد، رسیدن به آن آرزوها ممکن نبوده، این امر سبب کاهش اعتماد به نفس و کاهش احساس توانمندی در افراد می شود؛ لذا می باید انسان ها به اندازه قدرت واقعی خود، اهداف خویش را معین و مشخص سازند.
ب) تقویت عزت نفسعزت نفس هم بستگی زیادی با اعتماد به نفس دارد؛ هر مقدار عزت نفس انسان بالاتر و قوی تر باشد- یعنی برای خود ارزش قایل باشد- از اعتماد به نفس بالاتری نیز برخوردار می گردد. برای تقویت عزت نفس می توان به مثبت نگری پرداخت و به جنبه های مثبت و ارزشمند شخصیت نوجوان و توانمندی های او توجه نمود و جنبه های منفی را نادیده گرفت. اگر شما برای مثال به توانمندی و لیاقت هایی که فرزندتان در امور مختلف دارد، توجه کنید و او را هم به این توانایی واقف سازید، مثلاً به قوی بودن در ریاضی، شیمی، کارهای فنی، رایانه، بافندگی، خیاطی، دین داری و مانند آن توجه دهید، او احساس توانایی و ارزشمندی و مفید بودن می کند و در نتیجه، به عزت نفس بالایی نیل یافته، و در سایه آن به اعتماد به نفس می رسد.وقتی انسان جنبه های منفی شخصیت فرزندان خود را نادیده می گیرد- ولو به صورت موقت- و فقط به ابعاد مثبت و شایستگی آنها توجه می کند و آنها را نیز به این مسئله توجه می دهد، این احساس به او و فرزندانش دست می دهد که فرد مفید و برازنده ای برای جامعه و همنوعان خود است؛ البته باید توجه داشت این، روحیه تکبر و غرور نیست تا مذموم باشد، بلکه دقت و تمرکز در توانمندی واقعی خویش است که فرد تا پیش از این از آنها غفلت کرده است. (۲۲)
ج) رسیدگی به خویشتناعتماد به نفس تا حد زیادی به میزان سلامتی جسمانی و روانی فرد بستگی دارد. بی توجهی به سلامتی روحی و جسمی، نشان می دهد شخص خود را دوست ندارد. کسانی که نسبت به خویشتن چنین محبت و توجهی ندارند، نیازمند پرشدن این خلأ از ناحیه دیگران هستند و این یعنی « ضعف اعتماد به نفس«.افرادی که به نیازهای جسمانی و روانی خود در حد منطقی و مطابق با اصول اسلامی توجه دارند، از سلامتی و نشاط چشمگیری برخوردار هستند. افراد ورزش کار و کسانی که به تفریحات سالم می پردازند و کسانی که از تغذیه سالم بهره مند هستند، از نشاط و بالندگی بیشتر و اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.ورزش و به ویژه پیاده روی و شنا، آثار و فوایدی بسیاری دارد و علاوه بر تأمین سلامت جسمانی، باعث افزایش امید به زندگی و ارتقای عزت نفس می شود. (۲۳)
د) تحسین خویشتنافزون بر عوامل فوق، برخی عوامل درونی که به خود فرد و تفسیر و تحلیل او از خود و توانمندی های خویشتن باز می گردد، در شکل گیری اعتماد به نفس مؤثر است. بندورا یکی از روان شناسان معاصر می گوید:آن دسته از افرادی که به خاطر موفقیت، به تحسین و تمجید از خود می پردازند، به احتمال بیشتر به حرمت خود بالا و پایدار دست می یابند. همه انسان ها نقاط ضعف و قوت دارند و در برخی موقعیت ها، بهتر از سایر موقعیت ها عمل می کنند؛ اما افراد دارای عزت نفس بالا سعی می کنند بیشتر بر شایستگی و آنچه از آن برخوردارند، توجه کنند و شاید همین ویژگی، یکی از عوامل مؤثر در رشد عزت نفس و اعتماد به نفس آنان است. (۲۴)
ه‍) خداباورییکی از عوامل مهم در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس، اعتقاد قلبی واقعی به خداوند و قدرت بی همتای اوست. کسی که خداوند را به عنوان قدرت مطلق قبول دارد و با او ارتباط معنوی و قلبی استواری دارد، از اطمینان ویژه ای برخوردار می گردد؛ زیرا وقتی فرد با یک قدرت بی بدیل و بزرگ ارتباط داشته باشد، احساس می کند از پشتیبانی او برخوردار است؛ ضمن اینکه این احساس به او قدرت اراده و اعتماد به نفس می دهد و این تصور برایش ایجاد می شود که در نزد خداوند دارای منزلت و جایگاه است و در پرتو عظمت الهی به مقامی رسیده است؛ هر چند روشن است که در بینش اسلامی، این احساس قدرت و اقتدار در سایه اتصاف به خداوند و در طول قدرت خداست و همه اش از ناحیه اوست؛ چون تمام عزت و بزرگی از آن خداوند متعال است و اگر کسی صاحب منزلت و بزرگی و مقامی می شود، به سبب اتصال و ارتباط به آن منبع فیض و کمال و عزت است: وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ؛ (۲۵) « عزت و بزرگی از آن خداوند و رسول خدا و مؤمنین است».عزت و بزرگی خداوند ذاتی است، ولی عزت و بزرگی رسول و مؤمنین به سبب اتصال به خداوند بوده، در سایه عظمت خداوند به دست آمده است.هانری لینک (۲۶) روان شناس امریکایی می گوید: « در نتیجه تحقیقات طولانی خود بر روی افراد، به این موضوع پی برده ام: کسی که با دین سروکار داشته باشد و به عبادات بپردازد، آن چنان شخصیتی قوی و نیرومند پیدا می کند که هیچ گاه یک نفر بی دین نمی تواند چنین شخصیتی به دست آورد». (27)الکسیس کارل می گوید:اگر انسان ها به طور صمیمانه با خداوند ارتباط داشته باشند، خواهند دید که زندگی شان به صورت عمیق و مشهودی تغییر می کند و در اثر ارتباط با خدا بارقه امید و نور در قلبشان می تابد. ارتباط با خدا برای تکامل صحیح شخصیت و تمامیت عالی ترین ملکات انسانی ضرورت دارد. تنها در سایه ارتباط با خالق هستی می توان به هماهنگی روح و بدن پرداخت و به انسان، نیرومندی و استقامت بیرون از حد تصور بخشد. (۲۸)یاد خدا و ارتباط با جان جانان، به انسان ها اطمینان قلب و استواری درونی می بخشد و آنها را در اهداف خود ثابت قدم می دارد و در سایه لطف الهی، ترس و وحشت که معمولاً سد راه است، برطرف می گردد. امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه عرض می کند: «ای مولای من و ای خدای من! با یاد تو، با ارتباط با تو دلم زنده می شود و با مناجات تو، درد ترس (فراق) را در خود تسکین می دهم». (29)و در بخشی از مناجات ذاکرین می خوانیم: «ای خدای من! دل های واله و حیران، پابست عشق و محبت توست و بر شناخت تو، تمام عقول متفق اند که دل های بندگان جز به یاد تو آرامش و اطمینان نیابند». (30)اگر دلی از یاد خدا روی گردان شود و پناهگاهی غیر از خدا بجوید، در تنگنا و سردرگمی گرفتار می آید و به زندگی سختی مبتلا می شود. قرآن کریم می فرماید: « هر کس از یاد خدا و ارتباط با خدا بریده باشد و روی بگرداند، در حقیقت زندگی تنگ و سختی خواهد داشت». (31)
۳٫ ارادهاراده از جمله مسائلی است که در هر کار و فعالیت و عملی، نقش اساسی و بنیادین دارد و برای رسیدن به هدف و نایل شدن به موفقیت، وجود آن، ضروری و لازم است. ضرورت اراده در هر کاری، به گونه ای است که اگر تمام علل و عوامل تحقق کاری آماده باشد، ولی «اراده» وجود نداشته باشد، آن کار به سرانجام نخواهد رسید. چه بسا در اطراف خود افراد بسیاری را مشاهده می کنیم که تمام وسایل و امکانات موفقیت و پیروزی آنها مهیاست، ولی از موفقیتشان خبری نیست. وقتی دقیق تر می شویم متوجه می شویم آنان از اراده قوی و یا خود اراده محروم هستند و به دلیل مشکلات روان شناختی، نمی توانند تصمیم جدی بگیرند و کاری را اراده کنند.جا دارد در ادامه، مقدار بیشتری درباره اراده و اهمیت آن صحبت کنیم و راهکارهای تقویت اراده را به اندازه ای که لازم است، مطرح سازیم.
اهمیت ارادهاراده، نیروی شگرف و استعداد ذاتی است که پایه شخصیت انسان بر آن استوار است و یکی از تمایزهای اساسی انسان با حیوانات برخورداری از اراده است. انسان می تواند با اراده و انتخاب خود، راه های صلاح و موفقیت را طی کند و در او این قدرت وجود دارد که می تواند به موقع تصمیم بگیرد و برای برآورده شدن تصمیم خود، اقدام نماید.استاد گران مایه محمد تقی جعفری در این باره می گوید: « اراده، قدرت فوق العاده ای است که به انسان ها داده شده است؛ لذا هر انسانی اگر چیزی را به طور جدی بخواهد، آن چیز را به دست خواهد آورد. اراده قدرت بس شگفت انگیزی است که در نوع انسانی دیده می شود و چه موضوعات امکان ناپذیری را که امکان پذیر می سازد و امکان پذیرها را محال می نماید». (32)اگر اراده در انسان ناتوان شود، زندگی انسان نابسامان می گردد و باران شکست و ناکامی از هر سو بر انسان فرو می بارد. در چنین شرایطی، استعداد، نبوغ، دانش و قدرت مادی، هیچ یک به بار نمی نشیند و کامیابی به ارمغان نمی آورند. اراده را می توان مانند مدیر دانست. مدیر ورزیده و توانا، از سرمایه و منابع محدود، بهره های فراوان و چشمگیر می برد، ولی مدیر نالایق و ناتوان، نه تنها از نیرو و منابع فراوان بهره نمی گیرد، بلکه به سبب ناپختگی برنامه ها و ضعف اجرا، آنها را نابود می سازد.یکی از اندیشمندان درباره اهمیت اراده می گوید: « افراد بی اراده، با هر میزان هوش و استعداد، امکان استفاده از فرصت های مناسب را در خود نمی یابند و اغلب به دلیل همین ضعف روانی، موقعیت های ارزشمند زندگی خود را از دست می دهند و به قولی اگر شانس هم به روی ایشان لبخند بزند، آنها بدان بی اعتنا خواهند بود». (33)در آموزه های دینی و اسلامی بر تقویت اراده و عزم قوی سفارش اکید شده است و یکی از صفات بارز مؤمنین اراده استوار و عزم راسخ در راه عقیده و ارزش های دینی و انسانی، بیان شده است. امام محمد باقر (ع) در ابن باره می فرمایند: « مؤمن از کوه استوارتر و مستحکم تر است؛ زیرا اجزایی از کوه جدا می شود، ولی از دین مؤمن، چیزی جدا نمی گردد». (34)
ویژگی افراد با ارادهشخص بااراده کسی است که وقتی در مورد کاری، به خوبی تأمل کرد، تصمیم به انجام آن می گیرد و با فعالیت و ثبات قدم، آن را به اجرا در می آورد. بنابراین، پافشاری بر تصمیمی غلط یا داشتن میلی قهرمانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل، فرد سست اراده، با کمترین مشکلی از انجام دادن کار، دل سرد می شود و کوشش برای رسیدن به آن را متوقف می کند.کسی که اراده قوی دارد، آنچه را که با تأمل خواسته است، با کوشش و ثبات قدم به دست می آورد. شخص با اراده کسی است که هدفی معقول دارد و تا زمانی که به آن هدف نرسیده است، از تعقیب آن باز نمی ایستد؛ مشکلات و موانع روانی یا مادی، به اراده و عزم او لطمه نمی زند و از پیشرفتش جلوگیری نمی کند. راهکارهای ذیل برای تقویت اراده سفارش می شود:
راه های تقویت ارادهبرای تقویت اراده، نکات ذیل را به دختران نوجوان گوشزد و کمکشان کنید تا آنها را انجام دهند.الف) تعیین هدف یا اهداف: دختران نوجوان ابتدا باید هدف یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگی یا کاری که می خواهند انجام دهند، برای خود ترسیم کنند. طبیعی است این هدف باید شفاف، معقول، قابل دستیابی، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد دختر و واقع بینانه باشد؛ نه آرمانی و بلند پروازانه و خارج از توانایی های او؛ در غیر این صورت وقتی با مشکلات و سختی های طاقت فرسا و خارج از توان خود، روبه رو شوند و با شکست های احتمالی به هدف مورد نظر دست نیابند، ناامید و دل سرد می شوند و از ادامه کار منصرف می گردند؛ همچنین از انجام کارهای دیگر منصرف شده، خود را ناتوان و بی اراده می بینند.ب) شناخت توانایی ها و استعدادها: همه ما در وجود خود، از استعدادهایی برخورداریم؛ کافی است این نیروها را بشناسیم و برای رسیدن به هدف، آنها را به کار گیریم.ج) برنامه ریزی: دختران باید برای تمام کارها و فعالیت های شبانه روزی خود، برنامه ای مدون و منظم داشته باشند. بدین منظور باید از جدولی استفاده کنند که در ستون افقی آن، ساعات شابنه روز و در ستون عمودی، ایام هفته را یادداست نمایند و تمام کارهای روزانه را در آن درج کنند (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و…)؛ هر فعالیتی را در زمان خاص خود در جدول بنویسند و هیچ زمانی را بدون کار خالی نگذارند. هر روز صبح با نگاهی به آن برنامه، به اجرای دقیق آن بپردازند و شب ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابی کنند. شایسته است همچون ک محاسبه گر جدی و قاطع، فعالیت های روزانه و میزان موفقیت خود را در انجام دادن آنها بررسی کنند. در صورت موفقیت، خود را تشویق و در صورت تخلف و سهل انگاری، تنبیه کنند.د) تدریجی بودن تقویت اراده: برای به دست آوردن اراده ای قوی و استوار، توجه به تدریجی بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست، امری بایسته است؛ دختران نباید گمان کنند به یک باره و بدون هیچ تلاشی می توانند به آن دست یابند.ه‍) هر روز صبح حداقل بیست دقیقه، به طور مرتب و در ساعتی معین ورزش کنند: صبحگاهان، هر زمانی که بیدار شدند، بی درنگ برخیزند و از رختخواب بیرون بروند؛ حتی اگر خواب آلودگی مزاحمشان است، از اتاق بیرون بروند و قدری نرمش کنند تا خواب آلودگی شان از بین برود.هرگز در کارها، ناامید نشوند و با حالت تهاجمی، برای پیگیری و به انجام رساندن کارهای ناقص و ناموفق، تلاش کنند. (۳۵)و) تمرکز بخشیدن به فعالیت های گوناگون: یکی از مواردی که در تقویت اراده مؤثر است، تمرکز بخشیدن به فعالیت های گوناگون و پراکنده زندگی است. معمولاً اوقات ما صرف مسائل و اموری می شود که نظام ویژه ای ندارد و بیشتر پراکنده کاری است و آن چنان غرق در کارهای متنوع هستیم که از لذت تمرکز فکر، بهره چندانی نمی بریم؛ لذا دختران باید سعی کنند در کارهای خود تمرکز داشته باشند و روی یک کار سرمایه گذاری کرده، از آن نتیجه بگیرند؛ مثلاً در انتخاب کار هنری سعی کنند در یک نوع آن متمرکز شوند و به موفقیت مایل آمده، قوای خود را در آن متمرکز سازند.ز) به پایان بردن کارهای نیمه تمام: سعی کنیم هر کاری را که شروع می کنیم، به اتمام برسانیم و از کارهای نیمه تمام پرهیز کنیم؛ سعی کنیم قبل از شروع هر کاری درباره آن بیندیشیم و اگر توانایی انجام آن را در خود دیدیم، به آن اقدام کنیم. اگر کاری نیمه تمام رها شود، باعث می شود اعتماد به نفس انسان متزلزل شود و کسی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشد، نمی تواند اراده جدی و قوی داشته باشد؛ مثلاً اگر مطالعه کتابی را شروع کردیم، سعی کنیم آن را به هر طریق ممکن به آخر برسانیم و از آن تجربه موفقی به دست آوریم.ح) تلقین به خود: شیوه دیگری که در تقویت روحی نوجوان و جوان و استحکام اراده آنان مؤثر است، تلقین به نفس است. فرد به خودش این گونه تلقین نماید که: اراده این کار را دارم و می توانم از عهده آن برآیم؛ باید موفق شوم. سعی کند موفقیت های گذشته را تداعی کند و با توجه به نقاط مثبت زندگی خود، فکر و اندیشه نماید و به خودش بباوراند که می تواند و این ایده را پیوسته با خود تکرار کند.پل کلمنت ژاگو (۳۶) یکی از صاحب نظران «اراده و راه های تقویت آن» می نویسد:وقتی بخواهیم با عادت زشتی مبارزه کنیم، نخست باید نتایج نامطلوب آن را در نظر مجسم سازیم و بعد از آن، منافع و فواید آن عمل زشت را در روح خود تصور کنیم و سپس مواقع مختلفی که گرفتار آن عادت زشت شده ایم، به خاطر آوریم؛ در نتیجه این عمل، هر بار که چنین نمایشی در رخ خود می دهیم، بر آن تحریک یا وسوسه (عادت زشت) چیرگی یافته، لذات ترک آن را در خود احساس می کنیم، اگر تلقین به نفس را بلافاصله قبل از خواب اجرا کنیم، مؤثرتر از مواقع دیگر خواهد بود. (۳۷)ط) سحرخیزی و انجام وظایف دینی: اگر نوجوان خود را عادت دهد که در هر روز، صبحگاهان و قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار شود و نماز صبح خود را به جا آورد و مقداری دعا و مناجات کند و آیاتی از قرآن کریم را تلاوت نماید، در اراده او و تقویت آن مؤثر بوده، این لذت حاصل از مناجات صبحگاهی، باعث تحریک و تشویق او به سحرخیزی و البته استحکام اراده او می شود.ی) عدم مقایسه خود با دیگران: مقیاس قرار دادن آنانی که به پیشرفت های ویژه ای رسیده اند و مقایسه کردند خود با آنان، عمل شایسته ای نیست، زیرا شرایط رشد و شرایط خانوادگی و محیطی افراد متفاوت است و هر کس شرایط خاص خود را دارد؛ لذا نباید خود را با دیگران مقایسه کرد، بلکه باید بیشتر به توانایی خود و نقاط مثبت خود توجه نمود؛ زیرا مقایسه خود با دیگران باعث می شود به موفقیت های ظاهری آنان توجه کرده، خود را فردی نالایق و ناموفق تصور کنیم؛ این تصور باعث ضعف اراده و کاهش حرمت خود می شود. والدین و مربیان نیز نباید فرزندان و افراد تحت تربیت خود را با افراد دیگر مقایسه کنند، بلکه تنها با توجه به توانایی آنها، از آنان انتظار داشته باشند.ک) تجربه اندوزی از شکست ها: یکی از رموز کامیابی و تقویت اراده، نترسیدن از شکست است؛ چه اینکه باید از شکست های تلخ، میوه شیرین بچینیم؛ زیرا شکست در زندگی هر کس، آینه تمام نمای نواقص و اشتباهات اوست. باید پس از هر شکستی، نقش را دریافت و در رفع آن کوشید و توجه داشت که افراد بزرگ تاریخ، همواره از شکست ها به عنوان پل پیروزی خود سود جسته اند.ل) مبارزه با خواسته های نفسانی: مبارزه با خواسته های نفسانی و «نه» گفتن به آنها، در تقویت اراده مؤثر است. مبارزه با خواسته های شهوانی، باعث تقویت و استحکام قوای عقلانی انسان می گردد.پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: الشدید من غلب نفسه؛‌(38) «قوی و بااراده کسی است که بر هوای نفس خود چیره شود».ویلیام جیمز (۳۹) روان شناس معروف و فیلسوف اندیشمند، در این باره می گوید: « یک نه گفتن به یک عادت بد، موجب می شود شخص برای مدتی تجدید قوا کند و بدین وسیله ضعف اراده خود را به تدریج برطرف سازد». (40)
پی‌نوشت‌ها:

۱٫ Henry Ford.2. اصغر کیهان نیا، راز موفقیت در زندگی، ص ۳۴ .۳٫ Alferd Austin.4. اصغر کیهان نیا، راز موفقیت در زندگی، ص ۳۵ .۵٫ Morris Thom.6. موریس تام، موفقیت واقعی، ترجمه محمد ابراهیم گوهریان، ص ۳۳ .۷٫ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ (آل عمران، ۱۸۵) .۸٫ وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا(احزاب،۷۱) .۹٫ من یطع الله و رسوله فقد فوزاً عظیماً و نال ثواباً کریماً و من یعص الله و رسوله فقد خسر خسراناً مبیناً و استحق عذاباً الیماً (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴، باب توحید، ص ۲۷۶، ح ۱۳).۱۰٫ Michel de Montaigne.11. موریس تام، موفقیت واقعی، ترجمه محمد ابراهیم گوهریان، ص ۳۸ .۱۲٫ مرتضی نظری، عوامل موفقیت در تحصیل، ص ۱۲ .۱۳٫ غلامحسین ذوالفقاری، رهنمون، ص ۹ .۱۴٫ Self Confidence.15. Esteem- Self.16. اتکینسون، ۱۹۸۳ .۱۷٫ مارستون استفانی، معجزه تشویق، ترجمه توراندخت تمدن، ص ۱۹ .۱۸٫ ساموییل اسمایلز، اعتماد به نفس، ترجمه علی دشتی، ص ۱۵ .۱۹٫ احمل نفسک لنفسک: فان لم تفعل لم یحملک غیرک (محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص ۴۵۴) .۲۰٫ باربارا دی آنجلس، اعتماد به نفس، ترجمه مرضیه ملک جمشیدی، ص ۴۳ .۲۱٫ ایها الناس! ان أخوف ما أخاف علیکم اثنان: اتباع الهوی و طول الامل (نهج البلاغه، خطبه ۴۲) .۲۲٫ برای مطالعه بیشتر، ر. ک: علی اسلامی نسب، روان شناسی اعتماد به نفس.۲۳٫ ام. رابین دیماتئو، روان شناسی سلامت، ترجمه محمد کاویانی و همکاران، ج۱، ص ۳۹۲ .۲۴٫ محمد صادق شجاعی، توکل به خدا، ص ۱۲۹ .۲۵٫ منافقون (۶۳)، ۸ .۲۶٫ Henry Link.27. علی احمد پناهی، آرامش در پرتو نیایش، ص ۱۵۳ .۲۸٫ همان، ص ۱۶۱ .۲۹٫ امام سجاد (ع): مولای بذکرک عاش قلبی و بمناجاتک بردت الم الخوف غنی.۳۰٫ امام سجاد (ع): الهی بک هامت القلوب الوالهه و علی معرفتک جمعت العقول المتباینه فلا تطمئن القلوب الا بذکرک.۳۱٫ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا (طه، ۱۲۴) .۳۲٫ محمد تقی جعفری، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج۹، ص ۲۷۸-۲۷۹ .۳۳٫ ژوزف مورفی، تقویت و تمرکز فکر، ترجمه هوشیا رزم آزما، ص ۱۳۱ .۳۴٫ امام باقر (ع): المؤمن اصلب من الجبل، الجبل یستغل منه، و المؤمن لا یستغل من دینه شیئی (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۳۶۲ ، ح ۶۶ ).۳۵٫ حمیدرضا شاکرین، پرسش ها و پاسخ های برگزیده، ص ۲۴۷ .۳۶٫ Pual Celment Jagot.37. پل ژاگو، قدرت اراده، ترجمه کاظم عمادی، ص ۸۰-۸۱ .۳۸٫ محمد بن حسین حر عاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱، باب ۱، ص ۱۲۳، ح ۵ .۳۹٫ William James.40.دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ره توشه راهیان نور، ص ۲۵۵ .
منبع: پناهی، علی احمد، داوود، حسینی؛ (۱۳۸۹)، با دخترم (ویژه والدین و مربیان دختران نوجوان)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، (۱۳۸۹).
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.