روش محبت در تربیت دینی از دیدگاه نهج البلاغه

روش محبت در تربیت دینی از دیدگاه نهج البلاغه

مقدمه
یکی از عواطف و احساسات انسان که امام (ع) در تربیت دینی از آن سخن به میان می آورد محبت است. محبت گوهری خدادادی که سرمایه ی وجودی انسان است برای رشد و کمال رسول الله (ص) فرموده اند: (دل بستن به خدا و از خدا خواستن و دل برکندن از مردم موجب فراهم آمدن محبت می گردد) (میزان الحکمه، ‌ج۲، ‌ص ۹۳۳) نشانه محبت ترجیح دادن محبوب است بر هر چیز دیگر (همان) پس خدا را با تمام دل دوست بدارید(همان) و دین همان محبت و دوستی است(همان، ‌ص ۹۴۵) محبت به دو قسم تقسیم می شود: محبت ممدوح و محبت مذموم زیرا (حب الشی یعمی و یصم) محبت ممدوح محبت به خدا و اولیای الهی است که موجب تربیت و رشد و کمال انسان می شود و محبت مذموم دل بستن انسان به امور فانی و بی ارزش است. آدمی طوری ساخته شده است که به اشخاص و اشیاء دل می بندد و در این راه دشواری ها را با آغوش باز می پذیرد و چه بسا جان خویش را نیز به خطر افکند. اگر این دلبستگی و محبت هدایت شود آدمی از فانی دل برکند و بر باقی دل نهد بی تردید محبت او را متحول نموده و او بر خودخواهی، ‌خودبینی، قلم بطلان خواهد کشید و در این راه درس ایثار و فداکاری خواهد آموخت و حیات خود را در فنا خواهد دانست و درک خواهد کرد که اگر به دریا وصل شود، ‌فروغ و طراوت و صفا و زیبایی اش هرگز به پایان نخواهد رسید. از منظر امام علی (ع) اساس دین اسلام بر محبت استوار شده و پایه های آن بر بنیان وثیق و عمیق دلدادگی به خداوند بنا گردیده است. اگر عشق و محبت به خداوند و دین او بر آدمی حاکم شود، ‌هم چون فرشتگان، ‌مطیع محض او می گردد و با پارسایی از محبوب خود (الله تبارک و تعالی) هر چه فرمان رسد آن را به جان می پذیرد. آن جا که امام (ع) می فرمایند:«ثم ان هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه… و اقام دعائمه علی محبته» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸) «پس این اسلام آن دین خداوند است که برای خود برگزید… و ستون هایش را بر محبت خود بنا نهاد.» امیرالمومنین(ع) در توصیف فرهیختگانی که شیرینی معرفت و محبت خداوند را چشیده اند، عشق و عرفان را به هم درآمیخته اند و ساحت قدس دل را از هر آلودگی مبرا ساخته اند، ‌می فرماید: «واعلموا ان عباد الله المستحفظین علمه یصونون مصونه و یفجرون عیونه یتواصلون بالولایه و یتلاقون بالمحبه و یتساقون بکاس رویه و یصدرون بریه لا تشوبهم الریبه و لا تسرع فیهم الغیبه» (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴) «بدانید، که بندگان خدا که علم او را حافظند، علم مأخوذ از مقام الهی را به طور شایسته حفظ و مراعات می کنند و چشمه سارهای آن علم را استخراج می کنند و آنها را به جریان می اندازند، با ولایت الهی به هم می پیوندند و با محبت با یکدیگر ملاقات می کنند و از کاسه ی اندیشه و معرفت یکدیگر را سیراب می نمایند و از چشمه سارهای محبت و معرفت یکدیگر سیراب بیرون می آیند. هیچ شک و اضطرابی به سراغ آنها نرود و بدگویی پشت سر یکدیگر راهی به آن ندارد.» از منظر امام علی (ع) عشق و محبت، درمان همه زشتی ها و ناخالصی هاست. به قول مولوی(دفتر اول، ص ۶):
هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد
روش محبت
از نیکوترین و اساسی ترین روشهای تربیت دینی روش محبت است که بیشترین تناسب را با فطرت و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت دینی، ‌نیروی برانگیزاننده و تحول آفرین است و اگر درست و به اعتدال به کار گرفته شود تاثیری شگفت در نزاهت آدمی و تحقق تربیت کمالی دارد. نیروی محبت از نظر تربیتی نیروی عظیم و کارساز است و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد، ‌خدای سبحان پیامبر گرامی اش را به روش محبت آراسته بود و آن حضرت با چنین روشی در تربیت دینی و مردمان توفیق یافت. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم» (آل عمران /۱۵۹). « پس به لطف و رحمت الهی با آنان نرمخو شدی، ‌و اگر درشتخوی و سختدل بودی‌، بی شک از گرد تو پراکنده می شدند. پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه.» رسول خدا(ص) مردمان را با محبت از رذایل دور ساخت و به فضایل آراست، ‌جهان آفرینش نیز بر اساس رحمت و محبت سامان یافته است و بدان کمال می یابد، و پیامبر اکرم(ص) جلوه ی تام رحمت و محبت الهی و روش تربیتی اش بر رحمت و محبت استوار بود. خدای متعال آن حضرت را چنین معرفی می کند:« و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» (الانبیا/۱۰۷)، « و ماتو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» امیرالمومنین علی (ع) محبت را بهترین بستر تربیت می دانستند و آن را محور تربیت قرار می دادند. چنانکه فرموده اند:« نحن شجره النبوه و محط الرساله و مختلف الملائکه و معادن العلم و ینابیع الحکم ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمه و عدونا و مبغضنا ینتظر السطوه» (نهج البلاغه، ‌خطبه ۱۰۹) «ماییم درخت نبوت و محل فرود رسالت و جایگاه تردد فرشتگان و معادن علم و منابع جوشان حکم. یار و دوستدار ما در انتظار رحمت از خداست و دشمن ما و کسی که با ما کینه توزی دارد، ‌در انتظار غضب الهی است.» پس به هر اندازه که عامل محبت در انسان قوی تر باشد، ‌شوق و کشش انسان به سوی کسب فضایل، قوی تر خواهد بود.
نقش محبت در تربیت دینی
انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیز چون محبت نمی توان آدمی را متحول ساخت و او را به سوی کمال سیر داد. محبت سرمنشا تربیت نفس ها و نرم شدن دل های سخت است، زیرا با هیچ چیز دیگر مانند محبت نمی توان در دل آدمیان راه برد و دل ایشان را به دست آورد و آنان را از سرکشی و نادرستی و پلیدی بازداشت و به بندگی و راستی و درستی واداشت. (دلشاد تهرانی، ‌ص۲۶۰) بنابراین روش محبت کارسازترین روش در اصلاح آدمی و متصف کردن متربی به صفات نیکوی انسانی است چنانکه امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:« التودد نصف العقل». (نهج البلاغه، حکمت ۱۴۲)، « جلب محبت نصف عقل است.» همچنین در جای دیگر می فرماید: «الموده قرابه مستفاده» (نهج البلاغه، حکمت ۲۱۱) «دوستی و خویشاوندی اکتسابی است.» بی گمان در تربیت دینی تا پیوند انسانی و ارتباطی عاطفی و زمینه ی دوستی فراهم نشود نمی توان گامی در جهت اهداف مطلوب برداشت. چنانکه مولانا (دفتر اول، ص۱۳۳) نیز می فرماید:
مهر و رقت وصف انسانی بود خشم و شهوت وصف حیوانی بود
نقش تربیتی محبت را از دو رویکرد می تواند مورد توجه قرار گیرد:
الف- مرّبی نسبت به مترّبی: یعنی یک مربی اگر بخواهد در متربی خویش تاثیرگذار باشد در مرحله اول باید با محبت، ‌جان و درون او را متوجه خویش سازد که اگر در این مورد موفق شود، ادامه ی تربیت دینی و تهذیب او کار چندان مشکلی نخواهد بود. یک نگاه کوتاه به سیره ی عملی پیامبران (ص) و امامان: و اولیای الهی در مسیر تربیت انسان ها این حقیقت را آشکار می سازد که مربی باید با همه ی جان خویش‌، هدایت و تربیت متربیان خود را بخواهد خدای متعالی، ‌خطاب به پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «و ما اکثر الناس ولو حرصت بمومنین) (یوسف /۱۰۳) « و بیشتر مردم، ‌هر چند که تو اصرار داشته باشی، مومن نخواهند شد.» با توجه به این آیه، به خوبی به دست می آید که رسول خدا (ص) نه تنها در محبت بلکه بالاتر بر هدایت و تربیت مردم و قوم خویش حریص بوده است. ب- انسانی که خواهان تهذیب نفس و تربیت و خودسازی است، نیز لازم است به مربی و الگوهای رفتاری خویش محبت و عشق بورزد. (حائری یزدی، ‌ص ۱۵۲) راز اصلی تاکید قرآن کریم بر ضرورت محبت اهل بیت پیامبر(ص) نیز همین است که خداوند در قرآن می فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»(شوری /۲۳)، ‌«بگو: من بر این (رسالت) مزدی از شما نمی خواهم مگر محبت و دوستی خویشان (اهل بیت) را.»
عشق محبت به خوبان و ابرار
محبت و عشق میوه معرفت است و عشق راستین، عشق قدسی و الهی است. عاشق کسی است که از سر علم و بصیرت، نخست سرّ دلبر را دیده و جمال و حسن او را شناخته و سپس دلداده ی او شده است. عاشق در این ساحت ملکوتی، دلداده ی کسی است که همه هستی، حسن جمال او و سرچشمه زیبایی و خیر و کمال اوست. محب و عاشق فرهیخته، ‌هرگز بین خدا و خاک، خاک را برنمی گزیند چون دل به خاک دادن و هوس را پروریدن و نام عشق به آن دادن، ‌پندار خام است. از منظر علی (ع) عشق و محبت به خداوندی و اولیای او نه تنها آدمی، بلکه کوه را متلاشی می سازد. امام علی (ع) به صراحت می گوید اگر کسی دل در گرو من قرار دهد و از سر صدق و صفا دلبسته من شود، ‌به پاکبازی مطلق می رسد و همه چیز خود را در طبق اخلاص می نهد و از تمامی اشخاص و اشیاء می گذرد و نه یکبار، ‌که هزار بار ایثار می کند و به شهادت می رسد. امام علی (ع) آن گاه که از جنگ «صفین» به همراه یاران و از آن جمله «سهل بن حنیف انصاری» به کوفه بازگشت و خبر ارتحال «سهل» را به او دادند، ‌این جمله آسمانی را فرمود:« لو احبنی جبل لتهافت» ( نهج البلاغه، حکمت ۱۱۱)، ‌«اگر کوهی مرا دوست داشته باشد، متلاشی شود و فرو ریزد.»
محبت به الله (تبارک و تعالی)
بالاترین محبت ها، محبت به خداوند است، زیرا که خداوند لطف و رحمت واسعه ی خویش را بر انسان گسترده است و امیرالمومنین علی (ع) در نهج البلاغه به گونه ای به آن اشاره می کند که انسان را به سوی خداوند می کشاند آنجا که می فرماید:« و سالته من خزائن رحمته ما لا یقدر علی اعطائه غیره من زیاده الاعمار و صحه الابدان و سعه الارزاق ثم جعل فی یدیک مفاتیح خزائنه بما اذن لک فیه من مسالته فمتی شئت استفتحت بالدعا ابواب نعمته و استمطرت شَآبیب رحمته» (نهج البلاغه، ‌نامه ۳۱) « و از خزاین رحمت او عطایایی را مسألت نمایی که جز او نتواند آنها را به تو عنایت فرماید از فزونی عمرها و صحت بدن ها و گسترش روزی ها. سپس خداوند متعال کلیدهای گنجینه های نعمت هایش را در اختیار تو قرار داده با اجازه و رخصت در مسألت از او. هر وقت بخواهی درهای نعمت او را به وسیله ی دعا بر روی خود باز کنی و انبوه رحمتش را به سوی خود سرازیر نمایی.» در جای دیگر امام (ع) به انتشار فضل و رحمت الهی میان خلایق اشاره دارد و خداوند را به سبب بخشندگی و کرامتش سپاس می گوید:« الحمدلله الناشر فی الخلق فضله و الباسط فیهم بالجود یده»( نهج البلاغه، ‌خطبه ۱۰۰) «حمد خدای راست که فضل خود را در میان مردم بگسترانید، و دست خود را برای بخشایش به آنان برگشاد.» و نیز می فرماید:«احمده علی عواطف کرمه و سوابغ نعمه» (نهج البلاغه، ‌خطبه ۸۳)، ‌«سپاسگذار او هستم بر عواطف کرم خداوندیش و بر نعمت های کاملی که بر ما عنایت فرموده است.» امام علی (ع) یکی دیگر از موارد ایجاد محبت به خداوند در دل انسان را، نعمت های فراوان خداوند می داند که بدون اینکه انسان نیاز خود را بیان کند، نیازهای او را برآورده، ‌و این نعمت ها را به او ارزانی داشته است. به طور مثال، حضرت می فرماید: «سبحانک… ما اسبغ نعمک فی الدنیا» (نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹)، «پاک خداوندا! … چه فراوان است نعمت های تو در این دنیا.» و نمونه های بسیاری در نهج البلاغه وجود دارد که به بیان نعمت های فراوانی که خداوند به انسان داده است، ‌می پردازد که این را می رساند خداوند نظر لطف و رحمت به انسان دارد و به انسان محبت می کند. توجه انسان به این محبوب بودن نزد خداوند، ‌سبب تحریک عواطف انسان و محبت او به خدا می شود. امیرالمومنین(ع) در موارد دیگر، ‌خداوند را مظهر لطف و عطا و بهترین پناه انسان معرفی می کند و می فرماید:« و الجی نفسک فی امورک کلها الی الهک فانک تلجئها الی کهف حریز و مانع عزیز و اخلص فی المساله لربک فان بیده العطاء» (نهج البلاغه، نامه ۳۱) و نفس خود را در همه امور زندگی به خدایت پناهنده کن، ‌زیرا با این پناهندگی، ‌نفس را به جایگاهی محکم و امن و مانعی بزرگ وارد می سازد و در سوال از پروردگارت اخلاص، بورز، زیرا عطا و محروم ساختن به دست او است.» در جایی دیگر نیز می فرماید: «واعلم ان الذی بیده خزائن السماوات و الارض قد اذن لک فی الدعاء و تکفل لک بالاجابه و امرک ان تساله لیعطیک و تسترحمه لیرحمک و لم یجعل بینک و بینه من یحجبک عنه و لم یلجئک الی من یشفع لک الیه» (نهج البلاغه، نامه ۳۱) « و بدان آن خداوندی که گنجینه های آسمان ها و زمین به دست اوست، به تو اجازه ی دعا داد و اجابت آن را به عهده گرفته است و به تو دستور داده است که از او مسالت کنی و او عطا فرماید و تو از او رحم بخواهی، او به تو رحم فرماید. آن خداوند مهربان بین تو و خویشتن کسی که تو را از او بپوشاند قرار نداده است و تو را وادار نکرده است به سوی کسی که درباره ی تو به او شفاعت کند.» و یا در دعاهای امام سجاد(ع) داریم که می فرماید: « و یا من تحمد الی خلقه بحسن التجاوز، ‌و یا من عود عباده قبول الانابه، ‌و یا من استصلح فاسدهم بالتوبه و یا من ضمن لهم اجابه الدعا، ‌و یا من وعدهم علی نفسه بتفضله حسن الجزا» ( صحیفه سجادیه، دعای دوازدهم) « ای کسی که با عفو خود بر خلق منت نهاده، ‌و ای آنکه بندگانش را به قبول توبه عادت و امیدوار ساخته، و فساد آنها را با داروی توبه به صلاح آورده، و اجابت دعاهای آنها را تضمین کرده، ‌و به احسان خود وعده ی جزای نیک به آنها داد.» با توجه به سخنانی که بیان شد، خداوند مالک همه چیز است و از انسان خواسته است که نیازهای خود را از او بخواهد، ‌نه تنها می تواند نیازها را برطرف کند، ‌بلکه او گام جلو نهاده و آماده است تا اگر تو خواستی، نیازت را برآورد و نیز به استجابت دعاها و پذیرش توبه نیز اشاره شده است و این باعث می شود که انسان احساس کند که خداوندی برای انسان ارزش خاصی قائل است و این احساس انسان باعث افزایش محبت او به خداوندی می شود و این محبت و عشق سبب تحکیم ایمان متربی و سبب رسیدن به مرحله ی حق الیقین می شود.
محبت به اولیای خدا
وقتی که محبت به خداوند در دل انسان ایجاد شد، به تبع این محبت، محبت به اولیای خدا نیز پیدا می شود و انسان به دوستان و اولیای الهی نیز علاقمند می شود، ‌همه ی امور و اشخاصی را نیز که به نوعی از وابستگان محبوبند، ‌دوست می دارد و با دشمنان او از در دشمنی وارد خواهد شد. همان طور که امام (ع) در نامه ای خطاب به حارث همدانی درباره ی محبت به دوستداران خداوند این گونه سفارش می کند:« وقر الله و احبب احباءه» (نهج البلاغه/ نامه ۶۹)، ‌« و تعظیم خداوندی را بجا بیاور و دوستان او را دوست بدار.» محبت به اولیای خدا از مهمترین عوامل موثر در تربیت دینی است. از امیرالمومنین علی (ع) چنین وارد شده است که :«اسعد الناس منعرف فضلنا و تقرب الی الله بنا و اخلص حبنا و عمل بما الیه ندبنا و انتهی عما عنه نهینا فذاک منا و هو فی دار المقامه معنا» (تمیمی ج۲/ص۴۶۱) « نیکبخت ترین مردمان کسی است که برتری مرتبت ما را بشناسد، ‌و به وسیله ی ما به خدا قربت جوید، ‌و محبت ما را در خود خالص سازد و به آنچه او را فرا خوانده ایم عمل کند، ‌و از آنچه او را نهی کرده ایم باز ایستد. پس چنین کسی از ما است و در خانه ی آخرت همراه ما است.» محبت به اولیای خدا چنین کارساز است و آن همه تاکید بر این روش در تربیت دینی، بدین سبب است. امیرالمومنین (ع) فرموده است:« من احبنا فلیعمل بعملنا و لیتجلبب الورع»( تمیمی، ‌ج۵/ ص۳۰۲) « هر که ما را دوست دارد، ‌باید به عمل ما عمل کند و به پرواپیشگی خود را پوشش دهد» محبت حقیقی به پیامبر اکرم(ص) و خاندان آن حضرت بهترین عامل برای اصلاح انسان و اتصاف او به کمالات است. دوستی و محبت اهل بیت و پذیرش ولایت آنها چیزی است که راه انسان به سوی خدا را هموار می سازد و سبب اتصاف به صفات الهی می شود.
محبت به مردم
علاقه و محبت به مردم، ‌رساترین و نافذترین وسیله ی جلب رحمت و محبت خداوند است، ‌زیرا این دلبستگی، در راستای عشق و محبت به خداوند است. پدیده ی محبت به مردم به معنای واقعی، خواه به هم کیش و خواه جز آن در رفتار و گفتار پیشوایان دین فراتر از شمارش است، زیرا مهر ورزیدن به مردم آنچنان ژرف و بنیادین است که از راه آن می توان تربیت دینی و هدایت افراد را عمیق ساخت. خداوند خطاب به حضرت موسی (ع) می فرماید:«… والقیت علیک محبه منی و لتصنع علی عینی» (طه/۳۹)، «… و بر تو از جانب خود مهری [در دل ها] افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی.» امیرالمومنین علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر چنین می نویسد:« و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق» (نهج البلاغه، نامه ۵۳) « رحمت و محبت و لطف بر مردم جامعه را به قلبت بفهمان و برای آنان درنده ای خوانخوار مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری؛ زیرا مردم بر دو صفند، یا برادر دینی تو هستند، یا نظیر تو در خلقت.»
آثار و نتایج روش محبت
انسان محب، محبت را در رفتار و گفتار و حالات خود نشان می دهد. اگر وجود انسان را محبت به اولیای او فرا گرفته باشد دیگر هیچ سختی و ناراحتی در راه دوست برای او رنج نیست، بلکه لذت است. یکی از آثار محبت این است که، انسان محب، به مرگ به عنوان پلی برای لقای محبوب می نگرد. در روایات آمده است که: ابراهیم خلیل (ع) به ملک الموت، که برای قبض روحش آمده بود، گفت: آیا دیده ای دوستی سوست خود را بمیراند؟ خدای متعال به حضرت وحی کرد: آیا دیده ای که محبی از ملاقات و وصال محبوبش کراهت داشته باشد؟ ابراهیم (ع) فرمود: ملک الموت! اکنون جان مرا بگیر! (نراقی، ص۷۰۲) یکی دیگر از نشانه های محبت به خدا در تربیت دینی، بی اعتنایی به دنیا و جاذبه های آن است. روشن است که محبت خداوند و محبت دنیا در یک دل جمع نمی شود. خداوند در قرآن می فرماید: « ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه» (احزاب/۴)، « خداوند در درون یک مرد (انسان) دو قلب قرار نداده است.» به هر اندازه که محبت انسان به خداوند بیشتر شود از تعلقات و وابستگی های انسان به غیر، کاسته می شود و این عامل باعث می شود به تدریج به جایی برسد که از وابستگی های مادی که چشم و گوش و همه وجود بسیاری از مردم را پر کرده است، حتی نیم نگاهی هم نمی افکند. امیرالمومنین علی (ع) در این باره می فرماید: «عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳)، «خالق کائنات در نفوس آنان بزرگ و جز خدا در چشم آنان کوچک گشته است.» آتش محبت بر دل هر کس شعله زند و در هر جایی که مشتعل در دعای کمیل به خدا عرض می کند: «وهبنی یا الهی و سیدی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک»، (مفاتیح الجنان، دعای کمیل، ص۱۳۱) « معبود من! آقای من! مولای من! فرض کنم که بر عذاب تو صبر کنم، اما چگونه در فراق تو به سر برم؟» یکی دیگر از نتایج روش محبت این است که اطاعت آور است، زیرا که محبت هر که در دل آدمی بنشیند، انسان مطیع و پیرو او می شود و از خواست او سرپیچی نمی کند. یکی دیگر از آثار محبت به خداوند، نفرت از دشمنان و مخالفان خداوند و امور منفور نزد اوست، زیرا وقتی محبت کسی در دل انسان افتاد و انسان به او عشق ورزید، از کسانی که با معشوق او حتی دوستان معشوق او دشمن هستند، نفرت و انزجار می یابد. اگر آدمی برای خدا به خشم نه تنها مذموم نیست، بلکه پسندیده نیز هست. امام علی(ع) یکی از امتیازات برتر «ابوذر غفاری» را خشم برای خدا می داند و خطاب به او می فرماید: « یا اباذر انک غضب لله فارج من غضبت له» ( نهج البلاغه، خطبه ۱۳۰)، ‌« ای اباذر قطعاً ‌تو برای خدا خشمگین گشتی، ‌پس به آن خداوند امیدوار باش که برای او غضب کردی.»
نتیجه:
در این مقاله به بررسی یکی از روش های عاطفی تربیت دینی، که روش محبت است، ‌پرداخته شد و معلوم شد اهمیت این روش تا اندازه ای است که استفاده از این روش در تربیت دینی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی است. در تربیت دینی هر اندازه که عامل محبت در انسان قوی تر باشد، ‌شوق و کشش انسان به سوی کسب فضایل بیشتر خواهد بود. از منظر امام علی (ع) بالاترین محبت، ‌محبت به خداوند است که محبت به اولیای خداوند و محبت به مردم را نیز به دنبال دارد. عشق و محبت به خداوند و اولیای او نه تنها آدمی، بلکه کوه را متلاشی می کند. انسان محب همه سختی ها و ناراحتی ها را در راه دوست تحمل می کند و به مرگ به عنوان پلی برای دیدار محبوب می نگرد و دنیا و جاذبه های آن را رها می کند، ‌چرا که محبت به پروردگار سراسر وجودش را فرا گرفته است و این چنین محبتی است که انسان را مطیع و پیرو محبوب می کند و ایمان به او را روز به روز در وی بیشتر می کند.

منابع و مآخذ: *قرآن کریم، ترجمه ابوالفضل بهرام پور، *نهج البلاغه، ‌صبحی صالح. *صحیفه سجادیه، ‌ترجمه سپهر خراسانی * مفاتیح الجنان، ‌ترجمه مهدی الهی قمشه ای ۱٫ بلخی، ‌جلال الدین محمد (مولانا)، ‌مثنوی معنوی، ‌انتشارات ناهید، ‌تهران، ‌۱۳۷۵ ش. ۲٫ تمیمی آمدی، عبدالواحد، ‌غررالحکم و دررالکلم، ‌دانشگاه تهران، تهران، ‌۱۳۶۶ ش ۳٫ حائری یزدی، محمد حسین، ‌آشنایی با اخلاق اسلامی، بنیاد پژوهش های اسلامی، ‌مشهد ۱۳۸۴ ش. ۴٫ دلشاد تهرانی، مصطفی، ‌سیری در تربیت اسلامی، موسسه ی نشر و تحقیقات ذکر، ‌تهران، ۱۳۷۶ ش. ۵٫ نراقی، احمد، ‌معراج السعاده، ‌هجرت، ‌قم ۱۳۷۸ ش.

منبع: فصلنامه قرآنی کوثر شماره ۴۰

 

http://shiastudies.com

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.