انتظار موعود

انتظار فرجانتظار فرج آرزو، امید و دل بستن به آینده دوگونه است:۱٫ انتظارى که سازنده، نگهدارنده، تعهد آور، نیرو آفرین و تحرک بخش است، به‏گونه‏اى که مى‏تواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود.۲٫ انتظارى که گناه، ویران گر، اسارت بخش و فلج کننده است.این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدى موعود است و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحوّلات و انقلاب‏هاى تاریخى ناشى مى‏شود. از این رو، لازم است اندکى درباره دگرگونى‏ها و تحوّلات تاریخى به بحث و بررسى بنشینیم:
انتظار ویران گراین تلقى، برداشت قشرى مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدى موعود است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد. فقط و فقط از گسترش، اشاعه و رواج ظلم‏ها، تبعیض‏ها، اختناق‏ها، حق کشى‏ها و تباهى‏ها ناشى مى‏شود. در حقیقت، نوعى سامان یافتن است که معلول پریشان حالى است.آن‏گاه که صلاح (خیر و نیکى) به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل یکّه تاز میدان شود، و جز نیروى باطل حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى‏دهد و دست غیب براى نجات حقیقت – نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفدارى ندارد – از آستین بیرون مى‏آید.به این ترتیب، هر اصلاحى محکوم است، چرا که هر اصلاحى یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غیب ظاهر نمى‏شود. برعکس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق‏کشى و هر پلیدى به حکم این که مقدمه صلاح کلى است و انفجار را قریب الوقوع مى‏کند، رواست، زیرا الغایات تبرّر المبادی؛ یعنى هدف‏ها وسیله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏کنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.این گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران بالمعروف و نهى‏کنندگان از منکر با بغض و عداوت مى‏نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدى موعود(عج) مى‏شمارند. بر عکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعى رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مى‏نگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم مى‏آورند.
انتظار سازندهریشه این اندیشه در آیات قرآنى و روایات اسلامى نهفته شده و در جهت عکس نظریه انتظار مخرب است. از آیات قرآن استفاده مى‏شود که ظهور مهدى موعود حلقه‏اى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزى نهایى اهل حق مى‏انجامد. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً اهل حق باشد. مهدى موعود مظهر نویدى است که به اهل «ایمان و عمل صالح» داده شده است، او مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان است. ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان و وسیله‏اى است براى پیشوایى و مقتدایى آنان، مقدّمه‏اى است براى وراثت خلیفه اللهى آنها بر روى زمین: (و نُرید أن نَمُنَّ عَلَى الَّذین استُضعِفوا فِى الأرض و نَجعلَهُم أئمّه و نَجعَلَهُمُ الوارِثین).ظهور مهدى موعود تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از دیرزمان‏ها در کتب آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین ازآنِ‏آنان است: (وَ لَقَدْ کَتَبْنا فى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِىَ‏الصّالحون).حدیث معروفِ: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَ جَورَاً نیز شاهد، تقویت کننده و مؤید نظریه انتظار سازنده است نه مؤید نظریه انتظار مخرب، زیرا در این حدیث نیز تکیه بر ظلم و سخن از گروه ظالمى است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند که قیام مهدى براى حمایت مظلومانى است که استحقاق حمایت دارند. بدیهى است که اگر گفته مى‏شد: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ إیماناً وَ تَوحیداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ کُفْراً وَ شِرْکاً وَ فساداً، مستلزم این نبود که لزوماً گروهى مستحق حمایت وجود داشته باشد، چرا که در آن صورت، استنباط مى‏شود که قیام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسیده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت یک اقلیت. شیخ صدوق طبق روایتى از امام صادق(ع) مى‏گوید: «این امر تحقق نمى‏پذیرد، مگر این که هر یک از شقى و سعید به نهایت کار خود برسند». پس سخن در این نیست که سعیدى در کار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.در روایات سخن از گروه زبده‏اى است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى‏شوند، بدیهى است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمى‏شوند، (بلکه قبلاً در میان جامعه اسلامى زیست کرده‏اند).(۱)انتظار دعوت به نپذیرفتن باطل است، نپذیرفتن بردگى و ستم، انتظار درفش بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق و هر ستم و ستم گرى است. مجاهدت‏هاى خستگى‏ناپذیر شیعه در طول تاریخ گواه بر این است که در این مکتب سازش و سستى راه ندارد. به شیعه منتظر فرمان داده‏اند که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشد، باید هم‏چنین باشد، چرا که منتظرانِ برپایى عدالت باید خود به عدالت و داد تعهد داشته باشد. کجا انسان معتقد متعهد، در دوران عمر خویش ساکت مى‏نشیند و هر ظلم و ناحقى را تحمّل مى‏کند و آرمان اعتقادى و تعهدى خویش را به کنارى مى‏نهد تا پس از سال‏ها مصلح موعود بیاید و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد؟ سستى و سکوت پذیرفته نیست؛ چگونه کسانى به خود اجازه مى‏دهند که تعالیم والاى مکتب تشیع را نامتعهدانه تفسیر کنند. اگر خود اهل اقدام نیستند مردانه و صریح اذعان کنند نه این که با تفسیر غلط بگویند که «اینها تکلیف نیست». آیا تکلیف مسلمانان این است که بنشینند تا همه چیز بر باد رود، حتى دین و ناموسشان؟ آیا تکلیف مسلمانى این است که زیر سلطه کافران از خدا بى‏خبر بروند، در حالى که خداوند مى‏فرماید: (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى المُؤمِنینَ سَبیلاً)(۲)؛ خداوند هرگز نخواسته که کافران بر مؤمنان سلطه یابند.شیعه منتظر، به انتظار قائم است، همو که با شنیدن نامش بر مى‏خیزد و آمادگى خویش را اعلام مى‏دارد، پس انتظار مخرب هرگز، هر چه براى شیعه رقم خورده، انتظار سازنده و امید ساز است و بس!
ابعاد عملى انتظاراز آن‏جا که انتظار، حافظ ابعاد عملى مکتب است، در این‏جا به چند بُعد از ابعاد عملى آن اشاره مى‏کنیم:۱٫ بعد دین‏دارى:انسان در دوران غیبت باید در امر دین و صحت اعمال خود مواظبت بیشترى داشته باشد و از هرگونه سستى و انحراف دورى گزیند و اگر ابتلایى یافت به سرعت باز گردد و در خط صحیح قرار گیرد. امام صادق(ع) مى‏فرماید:براى صاحب الأمر غیبتى طولانى است. در این دوران هر کسى باید تقوا پیشه سازد و چنگ در دین خود زند.(۳)۲٫ بُعد پارسایى:انسانِ منتظر، علاوه بر تدیّن و تقوا، باید پارسا باشد و خود را چنان‏که موعود دوست دارد بسازد تا به او و یارانش شباهت یابد و به لطف خدا در شمار یارانش در آید. امام صادق(ع) مى‏فرماید:هر کس مى‏خواهد در شمار اصحاب قائم باشد، باید چشم به راه باشد و پارسایى پیش گیرد و اعمال با ورع داشته باشد.(۴)۳٫ بُعد تقیّد مکتبى:تقیّد مکتبى، صلابت اعتقادى، حماسه‏دارى دینى و سازش ناشناسى خطى، از جمله ویژگى‏هاى رهروان راه سرخ تشیع پایدار علوى است.وَ مالِیَ إلّا آلَ أحْمَدَ شیعَهوَ مالِیَ إلاّ مَشْعَبَ الْحَقِّ مَشْعَبٌ‏(5)- من پیرو آلِ محمدم(ص)، نه کس دیگر و راهسپار راه بر حقِ حقم، نه‏راهى دیگر.این است شعار شیعه در طول تاریخ، در آوردگاه‏ها و میدان‏ها، در تبعیدها و زندان‏ها، در خون‏ها و حماسه‏ها، در فریادها و خروش‏ها؛ تا آن هنگام که این فریاد در جام زرین خورشید بریزد و جهانگیر شود.انسانِ منتظر مهدى، در راه آل محمد(ص) است. به همین دلیل، پیامبر(ص) مى‏فرماید:خوشا به حال منتظرانى که به حضور «قائم» برسند، آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند. با دوست او عاشقانه دوست‏اند و موافق، و با دشمن او خصمانه دشمن‏اند و مخالف.(۶)۴) بُعد امر به معروف و نهى از منکر:با این دو عمل، احکام و واجبات الهى برقرار مى‏ماند و جامعه دینى از انحراف مى‏رهد. رضا و خشنودى مهدى(عج) در آن است که «معروف» عملى شود و «منکر» ترک گردد. بنابر این، انسانِ منتظر، نمى‏تواند بى‏تفاوت باشد. اگر مهدى حضور یابد بزرگ‏ترین آمر و ناهى در روزگار ظهور خواهد بود و همان‏گونه که پیامبر(ص) فرمود: خوشا به حال کسانى که در غیاب مهدى نیز به او اقتدا کنند: طُوبى لِمَنْ أدْرَک قائِمَ أهلِ بَیْتی وَ هُوَ مَقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قیامِه.(۷)۵٫ بُعد اخلاق اسلامى:بزرگ‏ترین وجه تمایز جامعه اسلامى از دیگر جامعه‏ها، همان اخلاق نورانى اسلام است. جامعه منتظر باید مظهر اخلاق اسلامى باشد. امام صادق(ع) در حدیثى مى‏فرماید:هر کس مى‏خواهد در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامى باشد، چنین کسى اگر پیش از قیام قائم درگذرد، پاداش او مانند کسانى باشد که قائم را درک کنند و به حضور او برسند.(۸)۶٫ بُعد آمادگى نظامى:مسلمان باید همیشه آمادگى نظامى و نیروى سلحشورى داشته باشد، تا به هنگام طلوع خورشید، به صف پیکارگران رکاب مهدى(عج) بپیوندد و در نبرد بزرگ حق و باطل حماسه آفریند و حضور فعّال داشته‏باشد.(۹) امام صادق(ع) مى‏فرماید:باید هر یک از شما براى خروج قائم سلاح تهیه کنید، اگر چه یک نیزه،(۱۰) چون وقتى خدا ببیند کسى به نیت یارى مهدى اسلحه تهیه کرده است امید است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک کند و از یاوران مهدى(عج) باشد.(۱۱)
دیدگاه امام خمینى(ره) درباره منتظرانالف) یک دسته مى‏گفتند… که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه مى‏گذرد، براى جلوگیرى از این امور هم خودِ حضرت بیایند ان شاءالله درست مى‏کنند.(۱۲)ب) بعضى‏ها انتظار فرج را به این مى‏دانند که… بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خداوند بخواهند.(۱۳)ج) یک دسته‏اى مى‏گفتند باید عالم پر از معصیت بشود تا آن حضرت بیاید.(۱۴)یک دسته‏اى از این بالاتر بودند، مى‏گفتند باید دامن زد به گناه‏ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت(عج) تشریف بیاورند.(۱۵)ه) یک دسته دیگرى بودند که مى‏گفتند هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است… در صورتى که آن روایات که هر کس عَلَم بلند کند عَلَم مهدى به عنوان مهدویت بلند کند.(۱۶)انتظار از نظر امام خمینى(ره) زمانى مفهوم واقعى و اساسى مى‏یابد که با امید به قدرت رسیدن اسلام معنا شود. ایشان مى‏فرماید:انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالَم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان‏شاءالله تهیه شود.(۱۷)منتظر از نظر ایشان باید در جهت منویات حضرت ولى عصر(عج) تلاش‏کند. امام مى‏فرمایند:البته این پر کردن دنیا از عدالت، اگر مى‏توانستیم مى‏کردیم، اما چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند.(۱۸)بنابر این، از نظر امام(ره) وظیفه منتظران واقعى تلاش براى تحقق اهدافى است که با ظهور آن امام معصوم به‏طور کامل، محقق مى‏شود.حضرت امام(ره) در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را محدود به از بین بردن استبداد داخلى و مبارزه با استعمار خارجى در کشور نکرده بودند، بلکه به دنبال حاکمیت اسلام در سراسر جهان و کوتاه کردن دست ابرقدرت‏ها از همه کشورهاى اسلامى بودند. ایشان حرکت خود را در راستاى قیام جهانى موعود(ع) مى‏دیدند و انقلاب اسلامى ایران را مقدّمه‏اى براى انقلاب عظیم مهدوى ارزیابى مى‏کردند.حضرت امام خمینى مى‏فرمودند:مسئولان باید بدانند که انقلاب محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان به پرچم دارى حضرت حجت (ارواحنافداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسئولین را از وظیفه‏اى که بر عهده دارند، منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد، باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است، منصرف‏کند.(۱۹)بنابراین، انتظار در قاموس امام خمینى مفهومى جز آمادگى فردى و اجتماعى براى برپایى دولت کریمه حضرت ولى عصر (ارواحنا فدا) ندارد. حضرت امام واژه انتظار را که سال‏ها با سکون و سکوت، تحمل ظلم، دم‏فروبستن و در یک کلمه ماندن و درجا زدن به امید بر آمدن دستى از غیب، مرادف شده بود، از این معنا خارج کرد و این‏بار «انتظار» نه به عنوان عاملى براى خاموش ساختن روح سرکش اجتماع، بلکه به عنوان ابزارى براى دگرگون کردن وضع موجود و حرکت به سوى آینده موعود به کار گرفته شد.
احیاى هویّت اسلامىحضرت امام با توجه به شناخت عمیقى که از وضعیت اجتماعى – سیاسى مسلمانان در عصر حاضر داشتند، احیاى هویت اسلامى و بازگشت به خویشتن را تنها راه تجدید عظمت و قدرت اسلام و مسلمانان در جهان دانسته و این موضوع را سر لوحه دعوت خویش قرار دادند.من به صراحت اعلام مى‏کنم که جمهورى اسلامى با تمام وجود، براى احیاى‏هویّت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‏گذارى مى‏کند و دلیلى‏هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروى از اصول تصاحب قدرت درجهان دعوت نکند و جلو جاه‏طلبى و فزون‏طلبى صاحبان قدرت، پول و فریب را نگیرد.(۲۰)از آن‏جا که انتظار موعود و تحقق وعده الهى در حاکمیت جهانىِ دین اسلام مى‏تواند در احیاى هویت اسلامى مسلمانان و مقابله با روحیه خودباختگى و احساس حقارت در مقابل فرهنگ و تمدن مغرب بسیار مؤثر باشد، ایشان با ژرف اندیشى تمام، احیاى فرهنگ انتظار را به عنوان یکى از ارکان مهم احیاى هویّت اسلامى و وسیله‏اى براى تحقق دوباره قدرت و شوکت مسلمانان در جهان مد نظر قرار داده مى‏فرمودند:ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار، خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور ان شاءالله تهیه بشود.(۲۱)به امید روزى که فجر انقلاب اسلامى به صبح روشن انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) متصل شود و چشمان ناقابل ما به جمال نورانى او منورگردد.
انتظار از دیدگاه حضرت آیهاللّه خامنه‏اىحضرت آیه اللّه خامنه‏اى(مدّظلّه) در سالروز ولادت با سعادت مهدى موعود(عج) فرمودند:انتظار ظهور امام زمان(عج) به معناى انتظار براى پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت براى همه انسان‏ها، انتظار رفع ظلم از صحنه زندگى بشر و انتظار فرا رسیدن دنیایى برتر از لحاظ معنوى و مادى است و بر همین اساس، نیمه‏شعبان عید بسیار بزرگى است که جهان چشم انتظار مولود مبارک و معظم آن، و بشریت تشنه رهبرى و هدایت اوست.رهبر معظم انقلاب وجود حالت انتظار را در دل آحاد مردم یکى از الطاف خداوند بر مردم ایران در دوران انقلاب مى‏دانند و مى‏فرمایند:این بزرگوار در فضاى ذهنى و معنوى جامعه ما حضور دارد و جوانان مؤمن و با اخلاص نیز با آن حضرت قلباً در ارتباط هستند. این ارتباط به معناى حقیقى کلمه دو جانبه است و در حالات برجسته شور و محبت و احساس و عواطفى که ملت ایران نسبت به این بزرگوار دارند، این ارتباط طرفینى است.ایشان انتظار ظهور امام زمان(عج) را موجب زنده شدن روح انتظار فرج در جوامع بشرى دانسته و مى‏فرمایند:انتظار به معناى اشتیاق انسان براى دست رسى به وضعى برتر و بالاتر است و این حالتى است که بشر همیشه باید در خود حفظ کند و پیوسته در حال انتظار فرج الهى باشد.مقام معظم رهبرى به تلاش مستمر قدرت‏هاى شیطانى براى از بین بردن فروغ امید در دل انسان‏ها اشاره کرده و مى‏فرمایند:مبناى کار قدرت‏هاى طاغوتى بر این است که فروغ امید را در دل‏ها بمیرانند و همه امیدها را به یک نقطه مادى، یعنى پول و زخارف کم ارزش دنیا متمرکز کنند که سر رشته آن نیز در دست خودِ آن هاست. همه چیز را باحساب‏هاى کمى و پولى محاسبه مى‏کنند و معنویات را از حساب خارج‏مى‏کنند و به ویژه مى‏کوشند که آن آینده موعود را از چشم ملت‏ها دورنگه‏دارند، اما ملت‏ها باید امیدوار باشند تا این اراده تکوینى الهى تحقق پیدا کند.(۲۲)انقلاب اسلامى بذر امید را در دل همه مستضعفان نشاند. انقلاب اسلامى ایران، ظهور سراسر نور مولا(ع) را نزدیک ساخته است. اینک بر همگان است که این تلاش خدایى را با همه شداید و سختى‏ها تا آخرین سر منزل مقصود – که آماده کردن همه زمینه‏ها براى فرجش مى‏باشد – ادامه دهند. در این رهگذر، از توطئه‏هاى موذیانه دشمن نباید غافل بود. رهبر معظم انقلاب در رابطه با هوشیارى امت مسلمان مى‏فرماید:دشمنان سراغ مجموعه احکام و مقررات اسلام رفتند. هر عقیده و هر توصیه‏اى از شرع مقدس که در زندگى و سرنوشت آینده فرد و جماعت و امت اسلامى تأثیر مثبت و بارزى داشته است، به نحوى با آن کلنجار رفتند تا اگر بتوانند آن را از بین ببرند، اگر نتوانند، روى محتوایش کار کنند! … گاهى ده‏ها سال زحمت مى‏کشند، براى این که بتوانند نقطه درخشانى را کور یا کمرنگ کنند یا نقطه تاریکى را به وجود بیاورند! سال‏هاى متمادى مى‏نشینند و پول خرج مى‏کنند! یکى زحمت مى‏کشد و تلاش مى‏کنند، ولى توفیق پیدا نمى‏کند، بعد از او کسان دیگرى مى‏آیند. روى عقاید دنیاى اسلام، از این‏گونه کارها خیلى شده است. روى عقیده توحید، عقیده امامت، روى اخلاقیات اسلامى، معناى صبر، معناى توکل، معناى قناعت، کار کرده‏اند! همه اینها نقاط برجسته‏اى هستند که اگر ما مسلمان‏ها درست به حقیقت آنها توجه بکنیم تبدیل به موتور حرکت دهنده جامعه اسلامى مى‏شود…. بنده سندى را دیدم که بزرگان استعمار و فرماندهان استعمارى توصیه مى‏کنند که ما باید کارى بکنیم که این عقیده به مهدویت به تدریج از بین مردم زایل بشود! ببینید عقیده به مهدویت چقدر مهم است! چقدر خطا مى‏کنند کسانى که به اسم روشن فکرى و به اسم تجدّدطلبى مى‏آیند و عقاید اسلامى را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون این که بدانند دارند چکار مى‏کنند، موردتردید و تشکیک قرار مى‏دهند! اینها همان کارى را که دشمن مى‏خواهد انجام مى‏دهند.(۲۳)رهبر معظم انقلاب در بخشى دیگر از سخنانشان از توطئه دشمنان براى از بین بردن امید و نشاط در جامعه اسلامى پرده برداشته و مى‏فرماید:استعمار روح نا امیدى را مى‏خواهد امروز استکبار جهانى مایل است که ملت‏هاى مسلمان و از جمله ملت عزیز ایران، دچار این حالت بشوند -روح‏ناامیدى- اى آقا! دیگر نمى‏شود کارى کرد، دیگر فایده‏اى ندارد! مى‏خواهند این را به زور به مردم تزریق کنند. ما که در جریان خبرهاى تبلیغاتى و زهرآگین دشمنان قرار داریم، به عیان مى‏بینیم که اغلب این خبرهایى که تنظیم مى‏کنند، براى مأیوس کردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأیوس مى‏کنند، متدینین را از گسترش دین مأیوس مى‏کنند.(۲۴)رهبر انقلاب در بخش دیگرى از سخنانشان کسانى را که آب به آسیاب دشمن ریخته و در مسیر آنها گام بر مى‏دارند، از این عمل برحذر داشته، مى‏فرمایند:… امروز هر نفسى، هر حنجره‏اى که براى نا امید کردن مردم بدمد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است. چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمى که کلمه‏اى را در جهت نا امید و مأیوس کردن مردم روى کاغذ بیاورد، این قلم متعلق به دشمن است، چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده مى‏کند.(۲۵)با این حال، رهبر انقلاب ملت مسلمان و انقلابى ایران را ملتى بیدار، زنده و متوجه مى‏داند که قدر عزّت و قدرتش را مى‏داند و در برابر توطئه‏هاى دشمنان و مزدورانشان ارزش و اصالت خود را از دست نمى‏دهد.
تکلیف شیعیان منتظر از نگاه حضرت آیهاللّه خامنه‏اىرهبر انقلاب، اعتقاد به مهدویت را منشأ تحوّل و زنده شدن امید در دل‏ها مى‏دانند و هشدار مى‏دهند که دشمن در تلاش است تا این موتور حرکت را به داروى مخدر و خواب آورى تبدیل کند. مى‏گویند: خُب آقا مى‏آید همه کارها را درست مى‏کند! این خراب کردن عقیده است، پس امروز تکلیف ما چیست؟باید زمینه را آماده کنى، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده اقدام بکند، از صفر که نمى‏شود شروع کرد! جامعه‏اى مى‏تواند پذیراى مهدى موعود (ارواحنا فداه) باشد که در او آمادگى و قابلیت باشد و الّا مثل انبیا و اولیاى طول تاریخ مى‏شود. چه علتى داشت که بسیارى از انبیاى بزرگ اولى العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدى‏ها پاک و پیراسته کنند؟ چون زمینه‏ها آماده نبود… اگر امام زمان(عج) در یک دنیاى بدون آمادگى تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگى باشد، این آمادگى چگونه است؟ این همانى است که شما نمونه‏هایى از آن را در جامعه خودتان مشاهده مى‏کنید. امروز در ایران اسلامى چیزهایى از درخشندگى‏هاى معنوى وجود دارد که در هیچ جاى دنیا نیست. امروز در کجاى دنیا جوان‏هایى پیدا مى‏شوند که روى شهوات نفس و روى مادى گرى پا بگذارند و سراغ معنویات بروند. شاید بشود گفت که مجموعه زنان کشور ما از همه جاى دنیا بهترند. وقت کار که مى‏رسد، کار سیاسى، کار فرهنگى و کار تشکیلاتى جلو هستند، وقت جهاد که مى‏رسد فرزندانشان را با دست خودشان به جبهه مى‏فرستند. وقت خانه‏دارى و تربیت اولاد که مى‏رسد که بانوهاى خانه دارند، همه اینها در دنیا کم یاب است. اینها خیلى ارزش است. اینها تربیت اسلام است. اینها همه امید بخش است. پس مى‏شود زمینه‏ها را فراهم آورد.(۲۶)
وظایف منتظران در عصر غیبتدر یک جمع بندى کلى این وظایف را مى‏توان، به چهار دسته تقسیم کرد:۱٫ وظایفى که در چهارچوب خواندن صلوات و دعا براى ظهور آن حضرت، دعا براى سلامتى آن امام عزیز و توسل به آن جناب ترسیم مى‏شوند.۲٫ وظایفى که بار عملى بیشترى دارند، مانند دادن صدقه براى سلامتى آن امام، رفتن به حج و دادن صله و هدیه براى آن حضرت و پرداختن حقوق مالى، از جمله سهم امام(ع).۳٫ تکالیفى که بار اعتقادى دارند، مانند معرفت به امام زمان(عج) و استوار کردن اعتقادات بر معیارى صحیح.۴٫ وظایفى که علاوه بر استفاده از موارد بالا، بار عملى مهم و اساسى پیدامى‏کنند، مانند مبارزه با مدعیان دروغین مهدویت، پیروى از آن بزرگوار، دفاع در برابر مهاجمان به جامعه اسلامى، تلاش براى آماده کردن زمینه ظهور از طریق اصلاح امور اجتماع، مانند امر به معروف و نهى از منکر.
وظیفه علما در زمان غیبتاز میان موضوعات مختلفى که علماى پیشین بدان‏ها پرداخته‏اند، موضوع غیبت امام عصر(عج) از جایگاه خاصى برخوردار است. از جمله بزرگانى که در این زمینه دست به تألیفات فراوانى زده‏اند، مى‏توان به ابو محمد فضل‏بن‏شاذان (م ۲۶۰ ق)، شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)، شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، سید مرتضى (م ۴۳۶ ق) و شیخ طوسى (م ۴۶۰ق) اشاره کرد.امروز باید دید که آیا ضرورت هایى که استوانه‏هاى فقاهت شیعه را به تدوین کتاب و نگارش رساله در زمینه شناخت آخرین حجت حق واداشته، از بین رفته است یا خیر؟آیا احساس ضرورتى که شیخ طوسى را وا مى‏داشت که با همه اشتغالات علمى در عرصه‏هایى هم چون فقه، تفسیر و رجال دست به تألیف کتاب «الغیبه» بزند، دیگر زمینه‏اى ندارد؟ آیا هیچ خطرى سرمایه اعتقادى شیعیان آل محمد(ص) را تهدید نمى‏کند.آیا جوانان و نوجوانان کشور – که به تعبیر امام راحل(ره) کشور ائمه‏هدى(ع) و کشور صاحب الزمان(عج) است – به حدّى از شناخت درباره حضرت حجت رسیده‏اند که علماى شیعه، دعوت کنندگان و مرزداران حریم تفکر شیعى بتوانند با خاطرى آسوده سر به بالین بگذارند؟به راستى آیا حوزه‏هاى علمیه شیعه، علماى گرانقدر تشیع، نهادها و مراکز فرهنگى – تحقیقاتى و تبلیغاتى کشور، دِیْن خود را نسبت به صاحب اصلى شان ادا کرده‏اند، همان صاحبى که حضرت امام(ره) در شأنش فرمود:رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیهاللّه است و باید ماها و شماها طورى رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست، به دست بیاوریم.(۲۷)امروز وظیفه علماى اعلام در دفاع و مرزبانى از تفکر شیعى و پاسخ به شبهات، در ضمن چند سخنرانى در ایام نیمه شعبان خلاصه نمى‏شود. همتى والا مى‏طلبد تا وظیفه خویش را – چنان‏که در روایتى از امام هادى(ع) نقل‏شده- به انجام برسانند. امام هادى(ع) وظایف علما را در زمان غیبت چنین ترسیم مى‏کنند:اگر بعد از غیبت قائم شما نبودند علمایى که مردم را به سوى او مى‏خوانند و به سویى او را راهنمایى مى‏کنند و با برهان‏هاى الهى از دین او پاسدارى مى‏کنند و بندگان خدا را از دام‏هاى شیطان و پیروان او و هم‏چنین از دام‏هاى دشمنان اهل بیت رهایى مى‏بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقى نمى‏ماند، اما علماى دین دل‏هاى متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ مى‏کنند، هم‏چنان‏که کشتى‏بان سکان کشتى را حفظ مى‏کند. این دسته از علما در نزد خداوند داراى مقام و فضیلت بالایى هستند.(۲۸)
وظایف منتظران جوانتلاش دشمن این است که تعهد ما را به احکام دین کم رنگ و ضعیف سازد. آنها زن و مرد و جوان و پیر را هدف قرار داده و مى‏خواهند سنگرهاى فرهنگى و علمى ما را تصرف کنند و آن را از اسلام و از افتخار مسلمین به گذشته‏هاى خود تهى کنند. اینان به اسم ملیت، تمدن، وطن و حمایت از آزادى، تجدّد، دفاع از حقوق بانوان، روشن فکرى و طرح عناوین فریبنده به معنویت، اسلامیت و ولایت، حمله مى‏کنند. هم‏چنین از موج اسلام گرایى در دریاى متلاطم جامعه میلیاردى و شور و شوق مسلمانان براى بازگشت به مبانى اصیل اسلامى به وحشت افتاده و در برابر انقلاب عظیم اسلامى از هیچ‏گونه توطئه‏اى فروگذار نیستند.جوانان ما باید در راه عقیده و روش خود ثابت قدم و استوار بوده و دین خدا را یارى کنند تا آقا و مولاى خود را شاد و مسرور سازند. در برابر این همه کینه، مکر، سیاست‏هاى مکارانه، هجوم فرهنگى، افکار الحادى و اسلام‏زدا، تبلیغات شوم و قلم به دست‏هاى مزدور، این جوانان غیرتمند مسلمان هستند که باید از اسلام، آرمان‏ها و اهداف آن دفاع کنند و توطئه‏ها را بى‏اثر سازند. همه منتظران باید از سنگرهاى اسلام و مرزهاى فکرى و عقیدتى اسلام حفاظت کنند.اگر جهاد اکبر و جهاد کبیر جزء وظایف منتظران عصر غیبت است، مشکلاتى را به همراه خواهد داشت. هم جهاد اکبر این مشکلات را دارد و هم جهاد کبیر. کسى که مى‏خواهد خود را بسازد با این مشکلات روبه رو مى‏شود و کسى که در صدد ساختن دیگران است، باز با این مشکلات درگیر است، البته منتظران حقیقى در مسیر ایفاى مسئولیت خویش پایدارى و مقاومت مى‏کنند. توجه به بعضى از وظایفى که مى‏تواند در رشد، بالندگى و پویایى جامعه اسلامى مؤثر باشد عبارتند از:۱٫ شناخت حجت خدا و امام عصر(عج)اوّلین و مهم‏ترین وظیفه‏اى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت از وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع بدان درجه اهمیت دارد که در روایت آمده است:مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَهً جاهِلَیَّهً؛(۲۹)هر کسى بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است.البته مقصود از «معرفت امام» را که در روایت‏هاى متعدد به آن اشاره شده مى‏توان چنین تبین کرد:بدون تردید، مقصود از شناختى که امامان ما، که درودها و سلام‏هاى خداوند برایشان باد، تحصیل آن را نسبت به امام زمان مان امر فرموده‏اند، این است که ما آن حضرت را آن‏چنان‏که هست بشناسیم، به‏گونه‏اى که این شناخت سببِ در امان ماندن ما از شبهه‏هاى ملحدان و مایه نجات مان از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین باشد و این‏چنین شناختى جز به دو امر حاصل نمى‏گردد: اوّل شناختن مشخص امام(عج) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ویژگى‏هاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.(۳۰)البته شناخت دوم مى‏تواند در زندگى فردى و اجتماعىِ منتظران، منشأ اثر و تحوّل باشد، زیرا اگر کسى به حقیقت به صفات و ویژگى‏هاى امام عصر(عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود. البته شناخت و معرفت حقیقى به آن حضرت جز با عنایت خداوندى میسور نیست. بنابراین، باید از درگاه الهى توفیق شناخت حجتش را درخواست کرد.۲٫ تهذیب نفس و کسب فضایل اخلاقىوظیفه مهم شیعه منتظر، تهذیب نفس و آراستگى به اخلاق نیکوست. در روایتى از امام صادق(ع) آمده است:هر کس دوست مى‏دارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و در این حال، به پرهیزگارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، پس چنان‏چه در این حال بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او هم چون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند.(۳۱)در توقیع شریفى که از سوى حضرت براى شیخ مفید صادر شد، اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان آن حضرت سر مى‏زند یکى از اسباب طولانى شدن غیبت و دورى شیعیان از لقاى ایشان شمرده شده است.۳٫ پیوند با مقام ولایتحفظ و تقویت پیوند قلبى با امام عصر(عج) و تجدید دایمى عهد و پیمان با آن حضرت از وظایف مهمى است که شیعیانِ منتظر به عهده دارند. یک شیعه و منتظر واقعى على رغم غیبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نباید احساس کند که در جامعه رها و بى‏مسئولیت بوده و هیچ تکلیفى نسبت به امام و مقتداى خود ندارد. از شیعیان خواسته شده که در آغاز هر روز و حتى بعد از نمازواجب دعاى عهد بخوانند که نشان از اهمیت پیوند دایمى شیعیان با مقام عظماى ولایت دارد.اگر شیعه، در آغاز روز با حضور قلب و توجه، چنین عهد و پیمانى را با امام(ع) تجدید کند، هرگز تن به رکود، ذلت، خوارى، ظلم و بى‏عدالتى نمى‏دهد، هرگز دچار بحران فرهنگى و از خود بیگانگى، یأس و نومیدى و انحطاط نخواهد شد. به دلیل اهمیت و اعتبار دعاى عهد بخشى از آن را نقل‏مى‏کنیم:بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانى‏ام، عهد و عقد و بیعتى را که از آن حضرت برگردن دارم با او تجدید مى‏کنم که هرگز از آن عهد و بیعت برنگردم و بر آن پایدار بمانم. بار خدایا! مرا از انصار و یاران آن حضرت و مدافعان از حریم مقدس او و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال کنندگان اوامر و نواهى‏اش و حمایت کنندگان از وجود شریفش و سبقت جویان به سوى خواسته‏اش و شهید شدگان در رکاب و در حضور حضرتش قرار ده.(۳۲)۴٫ کسب آمادگى براى ظهور حجت حقدر این عصر بر شیعیان لازم است که با مسلح شدن به تجهیزات نظامى روز خود را براى مقابله با دشمنان قائم(عج) آماده سازند. البته در حال حاضر، به دلیل وجود حکومتى شیعى و حاکمیت فقیه جامع الشرایط بر سرزمین اسلامى این وظیفه در درجه اوّل بر عهده حکومت اسلامى است که قواى مسلح کشور را در بالاترین حدّ آمادگى نظامى قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهى بر ظهور منجى عالم بشریت قرار گرفت بتوانند به بهترین نحو در خدمت آن حضرت باشند.(۳۳)در خصوص این وظیفه از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:هر یک از شما باید براى خروج حضرت قائم(عج) سلاحى مهیا کند، هر چند یک تیر شد که خداى تعالى هرگاه بداند که کسى چنین نیتى دارد امیدوارم عمرش را طولانى کند تا آن حضرت را درک کند. (و از یاران و همراهانش قرار گیرد.)(۳۴)
سخنى دوستانه با منتظران جوانانقلاب اسلامى آن‏گاه ارزش خود را نشان داد که در برابر بزرگ‏ترین قدرت‏هاى شیطانى ایستاد، با آنها مبارزه کرد و رسالت جهانى خود را به جهانیان ارائه نمود. با این وصف، کسانى که فکر مى‏کنند باید گوشه‏اى استراحت کنند تا امام زمان(عج) ظهور کند و جهان را پر از عدل و قسط نماید، سخت در اشتباهند. جوانان ما باید بیشتر بکوشند و مبارزه کنند و این تحوّل و تکامل نفسى را هرچه سریع‏تر در روح و قلب خود ایجاد نمایند تا باعث تسریع در ظهور حضرت شوند. اما در عین حال، باید دانست که امام حاضر است و بر اعمالمان نظارت دارد. امام پیروان خود را رها نکرده و به دست هواها نسپرده، مراقب آنهاست، اگر به آنها ناراحتى برسد قلب مبارکش به درد مى‏آید، اگر خونریزى ناحقى درجایى صورت بگیرد، حضرت ناراحت مى‏شود. آن بزرگوار مراقب است و با تمام وجود مى‏کوشد تا این تحوّل نفسى را در این امت به وجود بیاورد. به راستى آیا آن‏گونه که حضرت در مقابل مشکلات و گرفتارى‏هاى ما دردمند مى‏شود. ما هم در برابر کینه توزى‏ها و کم لطفى‏هایى که در حق آن حضرت مى‏شود عکس‏العمل نشان مى‏دهیم!؟ اگر مؤمنین حمیّت در دین نداشته باشند و نسبت به مقدساتشان حساسیت نشان ندهند، رفته رفته دین از میان مى‏رود. بنابر این، امر به معروف و نهى از منکر بر همه کس واجب و لازم است و با کوتاهى در آن انواع فسق و فجور ظاهر مى‏شود.اگر جوانان ما در اعتقادشان به خود بقبولانند که امام زمان(عج) در میان آنها زندگى مى‏کند و شاهد اعمالشان است، رفتار و زندگى و مرگ و حیات آنها تغییر کیفى مى‏یابد. متأسفانه این ویژگى در بین جوانان ما کم رنگ شده است. شاید براى لحظاتى یا روزهایى درباره وجود مبارکش فکر کنند، اما بعد او را به فراموشى مى‏سپارند. اگر آنها امام زمان(عج) را اسطوره‏اى در تاریخ به حساب آورند، اشتباه بزرگى کرده‏اند. امام زمان حضور دارد و هر عملى را که ما انجام مى‏دهیم مى‏بیند و مى‏شنود. روزى که ما به این اعتقاد برسیم و آن را لمس کنیم، بزرگ‏ترین جهش‏ها را در راه تکامل زندگى مان برداشته‏ایم و این قدم اصلى براى تسریع در ظهور حضرت است. بنابر این، باید هر چه سریع‏تر در خود تحوّل ایجاد کنیم و خود را آماده سازیم و به آن درجه از رشد عقلى، ایمانى و اخلاقى برسیم که توان تحمل آن وجود مبارک را داشته باشیم. مطمئناً اگر به آن درجه از آگاهى برسیم، به‏طور قطع، حضرت ظهور خواهند فرمود. امام زمان(عج) در انتظار لحظه‏اى است که این تحوّلات درونى که باید در قلب و روح انسان‏ها به وجود آید، به حدّ کمال خود برسد تا حضرت بتواند ظهور کند. امام زمان(عج) در میان ما حاضر است و زندگى مى‏کند، او ما را مى‏بیند، ولى ما از دیدنش محروم هستیم، این ماییم که قلب و روحمان از بار گناهان پوشیده شده و قادر نیستم وجود مبارکش را درک کنیم. او از ما غیبت نکرده، ماییم که از او غیبت کرده‏ایم.(۳۵)
هشدار به مدعیان انتظاراگر کسى بر خلاف ادعاى دوستى، صفاتى ضد صفات اهل بیت دارد؛ طبیعى است که در صدق ادعاى او دچار تردید شویم و احیاناً تکذیبش کنیم. امام صادق(ع) در این‏باره معیار خوبى را ارائه کرده‏اند:ما اساس هر خوبى و خیرى هستیم و هر چه نیکى است از فروع ماست، یعنى ما درخت مبارک و شجره طیبه‏اى هستیم که شاخه‏هاى آن جز فضیلت و تقوا و خوبى میوه‏اى ندارد.و در شمار نیکى هاست، توحید و نماز و روزه و فرو بردن خشم و بخشیدن خطا کار و دلجویى از فقیران و رعایت حال همسایگان و اعتراف به فضل صاحبان فضل.و دشمنان ما ریشه و اصل هر شر و بدى هستند. و هر چه پلیدى و زشتى است از شاخه‏هاى «شجره خبیثه» آنهاست و دروغ، بخل، سخن چینى، قطع رحم، رباخوارى، تجاوز به مال یتیمان، سرقت، زنا و ارتکاب هرگونه خطا و تبهکارى از آنها ناشى مى‏گردد.بنابر این، دروغ گفته است کسى که پنداشته است که با ماست، در حالى که او به گواهى اعمال زشتش وابسته به غیر ماست و از پیوند خوردگان به درخت ناپاک دشمنان ماست.(۳۶)این حدیث در حقیقت، هشدارى به دوستان و منتظران حضرت است تا به خود آیند و در اعمال و رفتار خود بیندیشند و با تأمّل در اعمال دریابند که خلق و خو و رفتار و گفتارشان با کدام گروه مشابهت دارد و میوه کدام یک از آن دو درخت «خبیث» و «طیّب» است.اگر دیدند آن چه از دل و مغز و اعضایشان تراوش مى‏کند توحید، تقوا و طهارت است، دل خوش دارند که شاخه وجودشان با شجره طیبه اهل بیت و ذخیره آنان، یعنى امام زمان(عج) پیوند خورده است و اگر دیدند خداى ناکرده آن چه از درون و برونشان بر مى‏خیزد نقطه مقابل اعمال و رفتار آن حضرت است، نه کسب و تجارتى منزه دارند، نه خانواده‏اى مزکّى، نه از فضایل اخلاقى برخوردارند و نه از قبایح عملى دورند، چشمانشان ناپاک و زبانشان نامهذب است، نگران باشند که مبادا شاخه وجودشان با شجره خبیثه دشمنان امام زمان(عج) پیوند خورده است، چرا که پیام امام زمان(عج) همان‏پیام اجداد طاهرین شان است. که در زیارت جامعه فرموده‏اند: وَوَصیّکُمْ‏التَّقْوى.با کلام نورانى حضرت صاحب الزمان(عج) که خواهان عهد و پیمان قلبى شیعیان است، این مقال را به پایان مى‏بریم:وَ لَوْ أنَّ أشْیاعَنا – وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ – عَلى اجْتماعٍ مِنَ الْقُلوبِ فی الوَفاءِ بِالْعَهْد عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمْ الْیمَن بِلقائِنا؛(۳۷)اگر شیعیان ما – که خداوند آنها را موفق به اطاعتش بدارد – دل‏هایشان در وفابه عهد و پیمانى که با ما دارند گرد هم مى‏آمد، از فیض دیدار ما محروم‏نمى‏شدند.
پی نوشت ها :

۱٫ استاد مطهرى، با تلخیص.۲٫نساء (۴) آیه ۱۴۱٫۳٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۵٫۴٫ همان، ج ۵۲، ص ۱۴۰٫۵٫ از ابیات قصیده «بائیه‏ها شمیات» کمیت بن زید اسدى، (م ۱۲۶ه.ق).۶٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۰٫۷٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۰٫۸٫ همان، ج ۸۲، ص ۱۴۰٫۹٫ محمد رضا حکیمى، خورشید مغرب، ص ۲۷۵٫۱۰٫الحمدالله که رشحاتى از حکومت جهانى مهدى در ایران اسلامى شکل گرفته، امکان تجهیز توسط حکومت در هر زمانى مهیا نیست، بنابر این، وظیفه اصلى تهیه سلاح بر عهده مسئولان نظام است.۱۱٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶٫۱۲٫ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ – ۱۹۹٫۱۳٫ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ – ۱۹۹٫۱۴٫ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ – ۱۹۹٫۱۵٫ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ – ۱۹۹٫۱۶٫ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ – ۱۹۹٫۱۷٫ همان.۱۸٫ همان.۱۹٫ همان، ج ۲۱، ص ۱۰۸٫۲۰٫ همان، ج ۷، ص ۳۷۴٫۲۱٫ همان، ج ۷، ص ۲۵۵٫ به نقل از: موعود، شماره دوم، ابراهیم، شفیعى سروستانى.۲۲٫ خلاصه سخنرانى رهبر انقلاب آیه اللّه خامنه‏اى، نیمه شعبان سال ۱۳۷۵٫۲۳٫ سخنرانى رهبر انقلاب، نیمه شعبان ۱۴۱۸ ق. (۱۳۷۶ ش).۲۴٫ همان.۲۵٫ همان.۲۶٫ همان.۲۷٫ صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۹۴٫۲۸٫ طبرسى، الاحتجاج، ج ۱، ص ۹٫۲۹٫ کافى، ج ۱، ص ۳۷۱، ح ۵٫۳۰٫ ر. ک: همان، ص ۱۹۴، ح ۱٫۳۱٫ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷٫۳۲٫ ر.ک: مفاتیح الجنان، اللهمّ إنّی أُجدّد له فی صبیحه یومی هذا و….۳۳٫ موعود، ابراهیم شفیعى سروستانى، پیش شماره دوم.۳۴٫ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷٫۳۵٫ تلخیص نوار سخنرانى شهید چمران، ۵۹/۴/۱۳، مسجد الهادى تهران.۳۶٫ کافى، ج ۸، ص ۲۴۳٫ «نحن أصل کلّ خیر و من فروعنا کلّ برّ…».37. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷٫منبع: سپیده امید، مرکز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیما
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.