پیوند آیات سوره های قرآن در تفسیر فی ظلال(۲)

محور سوره
عامل دیگر پیوند میان آیات یک سوره محور آن سوره است. سید قطب با کشف محور سوره میان آیات سوره ارتباط برقرار می کند. او هر سوره قرآن را دارای یک محور واحد می داند (۱۱۰۵/۲) و تمامی موضوعات و مباحث یک سوره را حول همان محور در حرکت می بیند. برای نمونه برای سوره بقره به عنوان پر موضوع ترین سوره قرآن، یک محور تعریف می کند و این محور را دارای دو خط اساسی در یکدیگر تنیده معرفی می کند. خط نخست این محور درباره موضع بنی اسرائیل در برابر دعوت به اسلام، رو در رویی با پیامبر و مسلمانان و هر آنچه به این موقف وابسته است، مانند علاقه میان یهود و منافقان از یک سو و خلافت در زمین پس از طفره رفتن بنی اسرائیل از سویی دیگر می باشد. خط دوم درباره موقف مسلمانان از اول شکل گیری و آمادگی ایشان برای حمل امانت الهی و خلافت در زمین پس از طرفه رفتن بنی اسرائیل از حمل آن و نقض عهد خداوند می باشد. خط اول محور سوره بقره از آیه نخست شروع می شود و تا آیه ۱۴۱ ادامه می یابد و خط دوم از آیه ۱۴۲ شروع و به آیه ۲۸۶ خاتمه می یابد. به باور سید قطب هر چند در خط اول ده ها آیه وجود دارد و در این آیات موضوعات بسیاری به بحث گذاشته شده است، اما تمامی این آیات و موضوعات را می توان به موضع بنی اسرائیل در برابر فراخوان اسلام و مخالفت ایشان با پیامبر و مسلمانان و اتحاد میان ایشان و منافقان و کافران مرتبط دانست. چنان که ۱۴۵ آیه دیگر(۱۴۲-۲۸۶)با وجود موضوعات متنوع و بسیار، در خور بازگشت به یک موضوع کلی است که سید قطب از آن به خط موضع مسلمانان در برابر فراخوان اسلام و حمل امانت الهی توسط ایشان تعبیر می کند. چنان که هر یک از سوره های مؤمنون ، شعراء ، اسراء ،کهف،مریم و عنکبوت یک محور واحد دارند؛ محور سوره مؤمنون ایمان با تمامی قضایا و دلایل و صفات آن است (۲۴۵۲/۴)، محور سوره مؤمنون انذار و تکذیب (۲۵۸۴/۵)، محور سوره اسراء شخص پیامبر (۲۲۰۸/۴)، محور سوره کهف تصحیح عقیده و روش فکر و نظر (۲۲۵۶/۴)، محور سوره مریم توحید و نفی ولد و شریک (۲۲۹۹/۴) و محور سوره عنکبوت ایمان. (۲۷۱۸/۵)
جو سوره
جو، اصطلاح دیگری است که سید قطب برای بیان ارتباط میان آیات به کار می برد. در نگاه نویسنده فی ظلال هر سوره قرآن جو خاصی دارد و این جو تنها در سوره های کوتاه یا متوسط قرآن نیست، بلکه در سوره های بلند قرآن نیز وجود دارد. بر این اساس سید قطب جو سوره بقره را شناسایی کرده و به صورت مفصل آن را به بحث گرفته است. (۷۹۱/۲) نویسنده تفسیر فی ظلال جو سوره را در ارتباط شدید با موضوعات سوره می بیند و سازنده جو سوره را موضوعات سوره می شناسد، هر چند در برخی موارد یک یا چند موضوع بیشترین تأثیر را در جو سوره می گذارد و سازنده اصلی جو سوره شناخته می شود. برای نمونه از میان عقایدی که در سوره ابراهیم به بحث و بررسی گذاشته شده، دو عقیده بر جو سوره ابراهیم تأثیرگذار می نماید: یکی وحدت رسالت، رسل و دعوت ایشان و دیگری حقیقت نعمات الهی بر بشر و ناشکری بیشتر مردمان. (۲۰۷۷/۴) در نظرگاه سید قطب جو سوره دو فایده اساسی دارد: فایده نخست کشف بستر نزول سوره و فایده دوم شناخت موضوع اصلی سوره. برای نمونه از جو سوره آل عمران به این نتیجه می رسد که این سوره در فترت اولی از هجرت فرود آمده است و به کمک جو سوره روم موضوع اصلی این سوره را ارتباطات پیوسته و عمیق میان مردم و وقایع زندگی گذشته بشر و حال و آینده او و سنت های هستی و نوامیس وجود می داند. (۲۷۵۶/۵)
شخصیت سوره
سید قطب در جای جای تفسیر خویش از شخصیت مستقل هر سوره سخن می گوید. برای نمونه سوره بقره (۷۹۱/۲)، انعام (۱۰۱۵/۲)، اعراف (۱۲۴۳/۳) و یونس (۱۷۴۶/۳) را دارای شخصیتی مستقل و واحد می خواند. به باور نویسنده فی ظلال چنان که هر یک از انسان ها در اعضا و جوارح با یکدیگر مشترکند و اختلاف ایشان در شخصیت مستقل و ویژه آنهاست، سوره های قرآن نیز با وجود مشترکات بسیار در شخصیت از یکدیگر متمایز هستند و هر سوره شخصیت مستقل و خاص خود را دارد. (۱۲۴۳/۳) در نظرگاه سید قطب تعدد موضوعات سوره نافی وحدت شخصیت سوره نیست، چه اینکه در سوره های چند موضوع یا پرموضوع تمامی موضوعات بر محور واحدی می چرخند و این محور واحد در نهایت شخصیت واحد و متمایز سوره را می سازد. (۵۵۵/۱) برای نمونه در سوره بقره تمامی موضوعات حول یک محور حرکت می کند و این محور در نهایت شخصیت واحد سوره را می سازد و سوره بقره را از دیگر سوره های هم موضوع متمایز می کند. (۳۳/۱)
مبانی بحث
برخی موضوع دارای سوره های قرآن را به نوع نزول قرآن ارتباط می دهند. به باور ایشان بحث پیوند موضوعی آیات یک سوره در صورتی پذیرفته شده است که سوره مورد نظر نزول یکباره داشته باشد، اما اگر سوره نزول تدریجی داشته باشد و براساس وقایع و حوادث مختلف فرود آمده باشد، در این صورت تصور یک موضوع واحد برای سوره دشوار است. سیدقطب برخلاف گروه یاد شده، ناسازگاری میان موضوع داری یا غرض داری یک سوره با شکل نزول سوره را بر نمی تابد و از موضوع مداری آیات حتی در صورت نزول تدریجی سوره دفاع می کند. به باور ایشان نه تنها موضوع مداری سوره با نزول تدریجی سوره ناسازگار نیست، بلکه هدفمندی سوره های قرآن و داشتن جو، محور و شخصیت سوره نیز با نزول تدریجی سوره ناسازگار نمی نماید. برای نمونه آیات سوره بقره با وجود نزول تدریجی نه ساله که از اول هجرت شروع شده و تا اواخر هجرت ادامه یافته است، بر محور خاصی می چرخد و جو خاصی بر آیات این سوره سایه افکنده و شخصیت ویژه ای پیدا کرده است. برخی مبنای دوم بحث موضوع مداری قرآن را توقیفی دانستن ترتیب آیات می دانند. به باور ایشان اگر مرتبی سازی آیات قرآن اجتهادی باشد، در این صورت بحث ارتباط آیات و موضوع مداری آنها بیهوده جلوه می کند. سید قطب این مبنا را می پذیرد و بر این اساس از توقیفی بودن ترتیب آیات قرآن سخن می گوید و از روایت عثمان و برخی دیگر از مستندات روایی برای اثبات درستی نظریه خویش بهره می برد و از این رو پس بحث توقیفی بودن ترتیب آیات می گوید: «از این جهت کسانی که در سایه قرآن زیسته اند، برای هر سوره قرآن شخصیت مستقل می شناسند… و برای سوره موضوع رئیسی یا چند موضوع رئیسی معرفی می کنند که بر محور خاصی می چرخد… » (28/1) هم ایشان اطمینان به ترتیب نزول سوره ها را نا ممکن می داند و روایات رسیده را ناظر به ترتیب آیات می داند، نه ترتیب سوره ها. نویسنده تفسیر فی ظلال کشف ترتیب سوره های قرآن را بسیار پراهمیت می خواند، اما نتایج بحث را ظنی می شناسد و برای این نتایج پیامدهای ناگواری می بیند.
روش شناسی کشف موضوع
سیدقطب برای کشف موضوع سوره از شواهد و دلایل گوناگونی سود می برد. یکی از روش های نویسنده فی ظلال در کشف موضوع سوره، شناسایی مکی یا مدنی بودن سوره است. به باور سید قطب با کشف مکی یا مدنی بودن سوره، دست یابی به موضوع سوره آسان خواهد بود. چه اینکه در سوره های مکی موضوعات و اهداف خاصی دنبال می شود و در سوره های مدنی موضوعات و اغراضی دیگر. در سوره های مکی موضوع بیشتر از اصول عقاید است؛ مانند وحی، رسالت، توحید، بعث و حساب، جزا و … (۲۰۷۷/۴) بنابراین هر سوره ای که در شمار سوره های مکی قرآن قرار می گیرد، همان موضوع سوره های مکی را با تفاوت در طرح و روش به بحث و بررسی می گذارد. برای نمونه سوره ابراهیم عقاید اصلی را به بحث گرفته است و در این میان دو عقیده بر جو سوره ابراهیم سایه افکنده است: الف) حقیقت رسالت و رسل ب) حقیقت نعمت خدا بر بشر. (۲۰۷۷/۴) سوره نمل نیز از آن جهت که در شمار سوره های مکی قرار دارد، اشتراک موضوعی با سوره های مکی خواهد داشت. در این سوره موضوع اصلی الوهیت، وحی و بعث است. (۲۱۵۸/۴) چنان که موضوع سوره سجده نیز همان موضوع سوره های مکی است و خدا شناسی، تصدیق به رسالت پیامبر، اعتقاد به قیامت و حساب و جزا از موضوعات اصلی آن شناخته می شود. (۲۸۰۲/۵) روش دیگر سید قطب در موضوع شناسی سوره ها، بهره گیری از نام سوره است. به باور سید قطب نام سوره به خصوص با توقیفی بودن نامگذاری سوره ها، نشانه بسیار خوبی برای تعیین موضوع سوره است. برای نمونه نام سوره ای که «مؤمنون» خوانده می شود، از موضوع این سوره حکایت دارد، به این جهت سید موضوع این سوره را ایمان و دلایل و صفات آن می داند. (۲۴۵۲/۴) چنان که هم ایشان موضوع سوره محمد را قتال می داند و این موضوع را برگرفته از نام دیگر سوره محمد (قتال) می خواند. (۳۲۷۸/۶)
فواید بحث

فوایدی چند برای بحث پیوند موضوعی آیات وجود دارد:

۱٫ شناخت آیات مکی و مدنی
یکی از نشانه های مکی یا مدنی بودن آیات، ارتباط موضوعی آیات با یکدیگر است. در برخی سوره های مکی، روایات و نظریاتی بر مدنی بودن یک یا چند آیه وجود دارد، چنان که در برخی سوره های مدنی نیز نظریاتی بر مکی بودن چند آیه وجود دارد. در این موارد بهترین ملاک برای سنجش درستی و نادرستی نظریات، پیوند موضوعی آیات با یکدیگر است. برای نمونه سوره یونس در شمار سوره های مکی قرار گرفته است. اما برخی، آیات ۴۰، ۹۴، ۹۵ و ۹۶ این سوره را از آیات مدنی قرآن می شناسند. سید قطب در بررسی این نظریه، از ارتباط این آیات با دیگر آیات سوره یونس به عنوان دلیلی بر نادرستی این مطلب سود می برد. به باور او مدنی بودن این آیات پیوند میان آنها با سیاق پیشینی و پسینی را از بین می برد، بنابراین برای حفظ پیوند آیات باید این چند آیه را در شمار آیات مکی قرار دهیم. (۱۷۲۵/۳) همو از پیوند آیات نخست سوره یوسف با داستان یوسف علیه السلام، مکی بودن این آیات را نتیجه می گیرد و نظریه مدنی بودن سه آیه نخست این سوره را نادرست می خواند. به باور سید قطب آیه اول و دوم سازگار با جو قرآن مکی است و آیه سوم نیز مقدمه ای برای داستان یوسف است. (۱۹۵۰/۴)
۲٫ اعجاز قرآن
شماری از قرآن پژوهان وحدت موضوعی را بر نمی تابند و تعدد موضوع را از وجوه اعجاز می شناسند. به باور این گروه یک نواختی آیات و سخن گفتن از یک موضوع خسته کننده است و با ذائقه تنوع طلبی خواننده قرآن ناسازگار. گروهی دیگر وحدت موضوعی را پذیرفته، پراکنده گویی قرآن را ناسازگار با اعجاز قرآن دانسته و با کوشش بسیار وحدت موضوعی سوره ها را دنبال می کنند. در این میان سید قطب نظریه وحدت موضوعی را سازگار با اعجاز قرآن می شناسد و دیدگاه تعدد موضوع را ناسازگار با اعجاز قرآن می بیند. به باور ایشان تناسب و ارتباط نظم در تقریر، با موضوع، جو و سیاق در عرضه بحث، از وجوه مهم اعجاز قرآن است. (۲۳۶۶/۴) هم ایشان ارتباط میان آغاز و انجام سوره احزاب و پیوند آنها با موضوع این سوره را معجزه می بیند و آن را رساننده به مصدر اصلی قرآن معرفی می کند. (۲۵۸۶/۵) ارتباط موضوعی میان آغاز و پایان سوره سید قطب کوشش بسیار در برقراری ارتباط موضوعی میان آغاز و انجام سوره ها دارد. بر این اساس پایان بقره را در ارتباط با آغاز آن می بیند. (۲۷۷/۱) پایان سوره بقره در حقیقت ایمان، ایمان به تمامی انبیای الهی، کتاب های آسمانی، غیب و ماوراء الطبیعه است؛ (آمن الرسول بما أنزل الیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین أحد من رسله و قالوا سمعنا و أطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر*لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا او اخطانا ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا أنت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین) (بقره/۲۸۵-۲۸۶) «پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. و همه مؤمنان، به خدا و فرشتگان او و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آورده اند؛ ما در میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمی گذاریم. و گفتند: ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا آمرزش تو را؛ و بازگشت به سوی توست. خداوند هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی کند. هر کار را انجام دهد، برای خود انجام داده، و هر کار کند، به زیان خود کرده است. پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی. پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مدار و آثار گناه را از ما بشوی. ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده. تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان.» همو آخرین آیه سوره بقره را اشاره به تاریخ بنی اسرائیل می داند و این پایان را مناسب با سرآغاز سوره و سیاق بلند آن معرفی می کند. (۲۷۷/۱) به باور سید قطب در سوره نمل نیز میان آغاز و انجام سوره ارتباط موضوعی وجود دارد و داستان های یاد شده میان این دو را در ارتباط با آغاز و انجام می شناسد. (۲۹۱۷/۵) آغاز و انجام سوره یونس نیز با یکدیگر پیوند دارد. آغاز در مورد وحی است و انجام نیز در مورد وحی. (۱۷۲۵/۳) چنان که میان آغاز و انجام سوره طه، اسراء، کهف، عنکبوت، سبأ و … پیوند وجود دارد. (۲۳۵۸/۴؛ ۲۲۵۴/۴؛ ۲۲۵۷/۴ و ۲۲۵۹؛ ۲۷۱۹/۵؛ ۲۹۱۷/۵) افزون بر ارتباط یاد شده، نویسنده فی ظلال میان مقاطع مختلف یک سوره نیز ارتباط برقرار می کند. برای نمونه آخرین آیه مقطع اول سوره بقره (آیات ۱-۲۹) را با تمامی آیات مقطع دوم (آیات ۳۰-۳۹) در ارتباط می بیند. در آخرین آیه مقطع نخست از آفرینش مخلوقات زمینی برای انسان سخن گفته شده است؛ (هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعا ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات و هو بکل شیء علیم) (بقره/۲۹) و در مقطع دوم به قصه جانشینی آدم در زمین، برتری آدم بر فرشتگان، وصیت، نسیان، پشیمانی، توبه، هدایت، مغفرت و نبرد شر و خیر اشاره شده است و به این مناسبت به داستان بنی اسرائیل، عهد خدا با ایشان، پیمان شکنی آنها، حذر دادن مؤمنان از کید ایشان، محرومیت آنها از خلافت و پرهیز دادن از کید ایشان می پردازد. (۶۵/۱)
 
منبع:نشریه پژوهش های قرآنی ،شماره۶۰-۵۹٫ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.