ویژگی های نوشتاری کتاب مقدس و قرآن کریم (۱)

مقدمه
در طول تاریخ، خدا به وسیله ی پیامبران از آدم علیه السلام تا خاتم صلی الله علیه و آله، با بشر سخن گفته (۱) و این، سنتی است جاری که آیات قرآن کریم به آن اشاره دارند.(۲) پیامبران پس از فهم وحی و سخن خدا، مأمور بودند که با مردم بر اساس ظرفیتِ فهمشان صحبت کنند. بنابراین، کلام خدا باید به گونه ای به مردم القا شود که همه ی آنها بتوانند از آن استفاده کنند. از این رو، کتاب های آسمانی که وحی الهی را در بردارند باید سطوح معنایی مختلفی داشته باشند تا برای همه ی مردم قابل استفاده باشند. از آنجا که پیامبران یک کلام را با توجه به شرایط زمان و مکان، به صورت های گوناگون و با سطوح مختلف بیان کرده اند، به یقین در کتاب های آنان اشتراکات فراوانی وجود دارد. بنابراین، همه ی پیامبران، کتاب های پیشینیان را تصدیق و تأیید می کردند. به عقیده ی مسلمانان، خدا قرآن را بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل کرده است و همه ی واژگان آن، وحی الهی است. یهودیان نیز تورات را وحی الهی می دانند و به عقیده ی مسیحیان، خود مسیح، وحی الهی است و اناجیل، شرح حال اویند. در این نوشتار برآنیم که به ویژگی های کتاب های آسمانی، نگاهی مختصر داشته باشیم. از این رو، ویژگی هایی مانند کلام بودن، کتاب بودن، تأویل، انسجام، وحی یا الهام بودن، تدون کتاب، سبک نگارش، تحریف، اعتبار، و اوصاف تورات، انجیل و قرآن از دیدگاه آیاتِ قرآن، بررسی خواهند شد.
سخن گفتن خدا با انسان
آیاتی چون “مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللّهُ “(بقره :۲۵۳) دلالت بر وقوع تکلم خدا با برخی از انسان ها دارد و این تکلم، مجازی و تمثیلی نیست؛ یعنی خدا واقعاً با برخی انسان ها سخن گفته است. در قرآن، به این ارتباط «کلام» گفته می شود. کلام خدا که مخصوص پیامبران و رسولان بوده و در بردارنده ی اخباری است از روح، فرشتگان، شیطان، لوح و قلم، و…، حقیقی است و امور حقیقی را بیان می کند، نه اینکه مجازی و تمثیلی باشد؛ زیرا آیات قرآن و گفتار پیامبران پیشین، ظهور دراین دارند که گویندگانشان از این سخنان، اراده ی مجاز و تمثیل نکرده اند. بنابراین، سخن گفتن خدا با پیامبران، امری است حقیقی که همان آثار سخن گفتن بشری بر آن مترتب می شود.(۳) خدای متعال با کلام و تکلیم، به برخی از افعال خود اشاره می کند؛ مانند: «وَ کَلَّمَ اللهُ مُوسی تَکْلِیماً» (نساء: ۱۶۳) و «مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللّهُ» (بقره: ۲۵۳). اطلاق این دو آیه، با آیه ی «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللّهُ إِلاّ وَحْیًا أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ» (شوری: ۵۱) تفسیر می شود؛ یعنی خدا به گونه های مختلف و به صورت حقیقی با بشر سخن گفته است؛ زیرا اگر کلام خدا حقیقی نباشد، استثنای «الّا و حیاً» حقیقی نمی شود و وحی الهی، غیر حقیقی تلقی می شود. بنابراین، اصل کلام و سخن گفتن خدا با انسان، قطعی است. البته کلام الهی محدودیت های کلام بشری را ندارد و برای بیان آن به حنجره یا چیزی شبیه دستگاه کلامی بشری نیاز نیست.(۴) همچنین وضعی و اعتباری نیست؛ زیرا خدا شبیه مخلوقات نیست: “لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ء” (شوری: ۱۱). آنچه کلام خدا و انسان را به یکدیگر شبیه می کند، خواص و آثار کلام است که هر دو، مانند هم اند. پس از اینکه دانستیم اصل کلام و سخن گفتن برای خدا ثابت است، این پرسش مطرح می شود که حقیقت کلام الهی چیست و چگونه محقق می شود. پاسخ این است که کلام الهی، مانند سایر افعال خدا همچون زنده کردن، میراندن، روزی رساندن، هدایت و پذیرش توبه، از صفات ذاتی نیست.(۵) این فعل الهی، بالاترین مرتبه ی حکمت و صدق و حقیقت، و اعتدال و انسجام است و برتر از قدرت بی کران او، قدرتی نیست تا سخن او را تغییر دهد.(۶) خدا برای سخن گفتن با انسان و نمایاندن خود، در کلمات تجلی می کند؛ یا به صورت عام (۷) و یا به صورت خاص، مانند عیسی بن مریم علیهما السلام.(۸) بنابراین، می توان نتیجه گرفت که کلمه، تنها بر قول و سخن و گفتار صدق نمی کند، بلکه درباره ی اشیاء نیز می توان اصطلاح کلمه را به کار برد. البته اقوال نیز خارج از اشیا نیستند و مفهوم شیئیت بسیار گسترده است. از سویی، کلمات، شامل همه ی موجودات می شود؛ زیرا آنها مظاهر حق اند ودرباره ی وجود او سخن می گویند. با توجه به این نکات است که جهان آفرینش را کتاب حق تعالی می خوانند. البته در قرآن، کلام یا تکلیم فقط درباره ی انسان به کار رفته، ولی اصطلاح کلمه یا کلمات، درباره غیر انسان آمده است.(۹) انسان کامل، به مثابه ی صادر اول، بالاترین کلمه ی خداست و واسطه ی دریافت کلام خداست. بنابراین، اشاره ای کوتاه به بحث انسان کامل خواهیم داشت.
امام (انسان کامل) واسطه ی خالق و مخلوق
انسان کامل، مظهر اسم جامع «الله» است و از این رو، بر تمام عوالم وجود، حاکمیت دارد. به دلیل اینکه تمام عوالم وجود، کلمات تامه ی خدایند، کتاب اویند و انسان کامل، کتابی است که همه ی این کتاب ها را در بردارد؛ زیرا او نسخه ی عالم کبیر است. «و الانسان الکامل الجامع لجمیعها (عوالم)، اجمالاً فی مرتبه روحه و تفصیلاً فی مرتبه قلبه عالم کلی یعلم به الاسم الله الجامع للاسماء» (10) و «یجب أن یعلم، أنّ هذه العوالم کلیها و جزئیها کلّها کتبٌ الهیه لاحاطتها بکلماته التامّات … أم الکتاب … الکتاب المبین … و الانسان الکامل کتاب جامع لهذه الکتب المذکوره لانّه نسخه العالم الکبیر».(11) اصل و مبدأ تمام مراتب خلافت الهی، صورت اسم اعظم و عین ثابت و مظهر تام و تمام حقیقت محمدیه است که به حسب اصل ذات و حقیقت، واحد است؛ اما فروع متعددی دارد که به اقتضای هر زمان، یکی از پیامبران و اولیا در عالم شهود تجلی می کند. البته کامل ترین تعیّن حقیقت محمدیه، حضرت محمد صلی الله علیه و آله است .(۱۲) انسان کامل که در زبان عارفانه به حقیقت محمدیه معروف است، خود در هر زمانی تعین خاصی داشته است. همه ی پیامبران با وجود اختلاف درجات، تعین های مختلف حقیقت محمدیه اند. به این دلیل که اسما و صفات خدا ازلی و قدیم اند، انسان کامل نیز قدیم و ازلی است. از دیدگاه شیعی، پس از حضرت محمد، صلی الله علیه و آله، امامان معصوم علیه السلام حامل این حقیقت اند. خلاصه اینکه انسان کامل، مظهر کلمه ی «کن» الهی و کلمه ی بی واسطه ی حق و صادر اول است، که از آن به عقل اول تعبیر می شود. او تمام مراتب حق را داراست و می تواند مثل او در عالم تأثیر بگذارد. البته تمام کمالات انسان کامل به اذن الله است و او به طور مستقل، از خودش چیزی ندارد؛ بلکه فقط مطلق است.
کلمه، لوگوس (۱۳) و حقیقت محمدیه
لوگوس واژه ای یونانی است به معنای گفتار، سامان دهی، نظم عقلانی، بیان عقلانی، تبیین، عقل، کلمه و…(۱۴) که در میان نوشته های فلسفی یونانی معروف بوده است. لوگوس به مثابه ی «کلمه ی خدا»، با تمام تجلیاتش، در متون الهیاتی یهود و مسیحیت در دوره ی هلنیستی ظاهر می شود. حکمیت سلیمان و فیلون، از جمله منابع یهودی، و انجیل یوحنا، از جمله منابع مسیحی در این باره اند. در ادامه، لوگوس در مسیحیت همان پسر خدا یا مسیحا (لوگوس متجسد) می شود. لوگوس (کلمه ی خدا) در کتاب مقدس یهودیان، به مثابه ی تعلیم الهی (یعنی واسطه ی وحی و هدایت)، واسطه ی خلقت است و در مقام ابزار کنترل طبیعت ظاهر می شود. کلمه ی پروردگار، در مزامیرِ ۱۱۹، با تورات یکی دانسته می شود. در نه باب اولِ امثال سلیمان، اوصاف کلمه یا تورات به حکمت نسبت داده می شود. در واقع، تورات و حکمت در کتاب های اپوکریفایی بن سیراخ و حکمت سلیمان یکی اند.(۱۵) در مسیحیت نیز لوگوس از همان منابع کتاب مقدسی و رِبَّنی (منسوب به ربی، یعنی عالم یهودی) ریشه گرفته و این برای نشان دادن شباهت های لوگوس یهودی و مسیحی کافی است. تفاوت لوگوس در مسیحیت این است که لوگوس در مسیحیت متجسد شد.(۱۶) لوگوس یا کلمه ی الهی در مسحیت، در همه چیز و همه جا حاضر است؛ به واسطه ی اوست که مخلوقات حیات و نور می گیرند و به سبب وجود این کلمه است که شناخت خداند ممکن می شود.(۱۷) این توصیف از کلمه، شبیه حقیقت محمدیه در اسلام است و همان گونه که در دوره ای از تاریخ، کلمه در عیسی علیه السلام تجسم یافت، در دوره ای دیگر، حقیقت محمدیه در قالب حضرت محمد صلی الله علیه و آله تجسم پیدا کرد. این نور انقطاع ندارد و تا امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف جریان دارد و او اکنون نماد حقیقت محمدیه است. بنابراین، شاید بتوان گفت کلمه ی الهی و حقیقت محمدیه، دو اسم از یک واقعیت را تشکیل می دهند.(۱۸) انسان کامل در عرفان یهودی آدم علیون (۱۹) (یعنی انسان متعالی) یا آدم قادمون (۲۰) (یعنی آدم قدیم) نامیده می شود.(۲۱) آدم علیون، مظهر تمام سفیراها (۲۲) در عالم است.(۲۳) سفیراها، مثال معنوی کلام خدا (همه ی آموزه های کتاب مقدس، به ویژه ده فرمان) به شمار می روند.(۲۴) چنان که دیده می شود، در یهودیت نیز همانند اسلام، بحث کلمه (لوگوس) با انسان کامل عجین است؛ همان گونه که در مسیحیت نیز چنین است؛ با این تفاوت که در مسیحیت، یوحنا به کلمه تشخص داده و آن را شخصی می داند که در پیکره یک منجی، گوشت و پوست به خود می گیرد وتجسم می یابد. آنچه از این مباحث به دست می آید، از این قرار است : ۱٫خدا با انسان سخن گفته و این، سنت جاری او از آدم علیه السلام تا خاتم صلی الله علیه و آله بوده است؛ ۲٫سخن گفتن خدا با انسان، حقیقی بوده است، نه مجازی و تمثیلی (البته در کلام الهی روش مجازی و تمثیلی به کار رفته، ولی اصل بر حقیقی بودن است و خلاف آن دلیل می خواهد)؛ ۳٫کلام و کلمه ی خدا از سنخ کلام بشری نیست، بلکه فقط آثار و خواص کلام بشری را دارد؛ ۴٫کلام خدا، یعنی فعل الهی، شامل تکوینیات و غیر تکوینیات می شود؛ ۵٫مصداق اتمّ این کلام، انسان کامل است که واسطه فیض خداست؛ ۶٫کلمات خدا، به صورت کتاب تشریع و به صورت الفاظ و کلمات، در کتب کتاب های گذاشته و در قرآن ظهور و بروز یافته است؛ بنابراین، خدا دارای دو کتاب تکوین و تشریع است.
پی نوشت ها :

۱٫مقصود فراستخواه، زبان قرآن، ص۲۲٫ ۲٫سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۱۸، ص۹٫ ۳٫همان، ج۳، ص ۳۱۸٫ ۴٫کلام و قول خدا از دیدگاه یهودیان نیز همین گونه است؛ یا کنایه از خواست و اراده الهی است و یا کنایه از معنایی از طرف خدا، خواه بواسطه صدایی و یا بوسیله دیگری. در یهودیت نیز تمام نواقص و محدودیت های بشری در سخن گفتن از خدا سلب می شود.(موسی بن میمون، دلاله الحائرین، تحقیق دکتر حسین آتای، ص ۱۶۲ و ۱۶۳) ۵٫سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ص ۳۱۹ و ۳۲۰٫ ۶٫احمد بهشتی، عیسی در قرآن، ص ۱۷۴٫ ۷٫ کهف : ۱۰۹/ لقمان: ۲۷٫ ۸٫آل عمران : ۴۵/ نساء۱۷۱٫ ۹٫سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۳، ص ۳۲۱٫ ۱۰٫سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، ص ۴۴۷٫ ۱۱٫همان، ص ۴۵۳٫ ۱۲٫همان، ص ۷۲۷٫ ۱۳٫Logos. 14.سه معنی آخر از New Catholic Encyclopedia در ذیل مدخل Logos انتخاب شده است. ۱۵٫ ,Daniel E.Gershenson, “Logos” in Encyclopedia Judaica, Keterpress Enterprises’ .Jerusalem, Israel, 1996, valum11,P.460&461 16. ,D.M.Crssan, “Logos” in New Catholic Encyclopedia, The Catholic University of America Washington, D.C,1981, Valum8,P.968. 17.انجیل یوحنا، ۱۰:۱۴-۱۳٫ ۱۸٫مرضیه شنکائی، بررسی تطبیقی اسماء الهی، ص ۲۶۲٫ ۱۹٫ Adam Elyon. 20. Adam Kadmon. 21. Gershom Scholem, “Adam Kadmon” in Encyclopedia Judaica, optic,valum1,P.248. 22.سفیرا (sefirah) مفردِ کلمه سفیروت (sefirot) است. سفیراها ده عدد هستند. در عرفان یهودی یعنی قباله، خدا از طریق این ده سفیراها تعیین و تشؤون پیدا می کند. این سفیرها به تربیت از این قرارند: ۱٫تاج متعالی؛ ۲٫حکمت؛ ۳٫عقل ؛ ۴٫عظمت یا غضب؛ ۵٫قدرت یا عدل؛ ۶٫جمال یا لطف ؛ ۷٫صبر ؛ ۸٫جلال؛ ۹٫اساس قوای خلّاقه خدا ؛ ۱۰٫ملکوت که از آن به سکینه نیز تعبیر می شود. Dan Conn Sherbok, Judaism: History Belief and Practice, London and New York: Routledge, 2003, p206 and Leo Schaya, The Universal Meaning of Kabbalah, London, George Allen &Unwin LTD,1971,P.21 23. Leo Schaya, The Universal ,Meaning of Kabbalah optic,P.34. 24.Ibid, P.21.
منبع:فصلنامه علمی- تخصصی معرفت ادیان شماره ۱ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.