صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > قرآن > قرآن شناسی > ویژگی های قرآن > نوآوری علمی و هدف از طرح آنها در قرآن (۱)
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه
درقرآن کریم ،ماده علم بیش از هفتصد بار به شکل های گوناگون به کار رفته است .خداوند دربرخی آیات دانایان را با نادانان مساوی ندانسته (زمر،۹)و دانشمندان را بردیگران برتری داده وعلم را ازمعیارهای امتیاز قرار داده است.(مجادله،۱۱)دربرخی آیات نیزهدف آفرینش آسمان وزمین آگاهی وعلم انسان معرفی شده است (طلاق ،۱۲) قرآن کریم در آیات زیادی انسان را متوجه کیهان شناسی ،زمین شناسی ،زیست شناسی روان شناسی وآفرینش انسان نموده است .این توجه قرآن به علم در کنار آموزه های پیامبرصلی الله علیه واله واهل بیت علیه السلام که مسلمانان را به دانش افزایی تشویق می کردند، (کلینی ،۱۳۶۵ ش،ج ۱ ص ۳۰، ری شهری ، میزان الحکمه ،۱۴۱۶ ق ج ۳ ص ۲۰۶۱ماده علم)زمینه هایی درمیان مسلمانان به وجود آورد که سبب جهش جامعه اسلامی درمدت نسبتا”کوتاهی شد وازجامعه جاهلی که کمتر از بیست نفر باسواد داشت(بهجت پور۱۳۷۶ ش ،ص ۱۴۵ فتوح البلدان ج ۳ ،ص ۵۸۱ جامعه متمدنی ساخت که درابعاد مختلف علوم همچون پزشکی و کیهان شناسی ،ریاضیات،فلسفه و…گوی سبقت را از دیگر ملت ها ربودند (جرجی زیدان،۱۳۳۳ ص ،ج،۳،ص۱۵۱به بعد، ولاتی،۱۳۸۲ش،ج۱و۳رضایی،درآمدی بر تفسیر علمی قران ۱۳۷۵ ش،ص ۱۳۳ به بعد)واژه علم معانی اصطلاحی متعددی دارد(فارابی ،بی تا،صص ۱۲۰-۱۱۱، مصباح ،۱۳۶۸ش،ج۱،ص۶۱ ،سیاسی ،بی تا،صص۲۵۳-۲۱۳سازمان سمت،۱۳۷۱ش ،مبانی اقتصاداسلامی،ص۹رضایی اصفهانی،درآمدی برتفسیرعلمی قرآن۱۳۷۵ش ،ص۱۵۱)که دربحث ما منظور،علوم تجربی است ،یعنی مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسی قابل اثبات است. واژه «علم»درقرآن گاهی به معنی خاص یعنی الهیات مطرح شده است، بدین گونه که قرآن هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان به علم وقدرت الهی معرفی می کند،(طلاق ۱۲) یعنی آگاهی از صفات خدا ، علم اعلی و هدف خلقت شمرده شده است. دربرخی آیات نیز از علم لدنی به معنی دانشی که خدا به انسان می آموزد ،سخن به میان آمده است. (کهف ،۶۵) درآیات زیادی نیز علم به معنای عام مطرح شده که از آن جمله آیه ۹ زمر است که می فرماید:«قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون.»آیا کسانی که می دانند وکسانی که نمی دانند،یکسانند؟ به نظر می رسد که مقصود ازعلم دراین آیه مطلق وشامل همه اقسام علم مفید می گردد(طباطبایی،المیزان،۱۳۸۳ش،ج۱۷ص ۲۴۳ مکارم ،نمونه ۱۳۷۳ ش ،ج ۱۹ ،ص۳۹۳) در آیه ۱۱مجادله «یرفع الله الذین ءامنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات»؛ نیز علم وایمان را دومعیار جداگانه برای برتری افراد شمرده است که از این جداسازی آشکار می شود که خود علم موجب فضیلت است( بهجت پور، ۱۳۸۴ ش ،ص ۱۴۹) ضمن اینکه این علم مقید به الهیات نشده ومفاد آیه شامل همه دانشمندان می شود .علامه طباطبایی برآن است که این آیه مومنان را به دو قسم عالم وغیرعالم تقسیم می کند؛ به گونه ای که علمای باایمان دو درجه دارند ومومنان یک درجه ؛(طباطبایی المیزان ،۱۳۸۳ش ،ج ۱۹ ،ص ۱۸۸) ولی برخی معتقدند که گرچه در مورد خاصی نازل شده مفهوم عامی دارد ونشان می دهد که آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا می برد دوچیز است: ایمان وعلم (مکارم ؛نمونه، ۱۳۷۳ ش ،ج ۲۳ ص ۴۳۸) درآیه ۲۸ سوره فاطر «انما یخشی الله من عباده العلمو» نیز از دانشورانی یاد شده که نشانه های خدا را می شناسند وعظمت و مقام او را درمی یابند و بدین جهت از نافرمانی او هراسناکند . جالب اینکه در بخش پیشین این آیه وآیه قبل از آن از نشانه های خدا در طبیعت همچون نزول باران، رویش میوه های رنگارنگ ،جاده کوهستانی وانسان ها وجنبندگان و دام ها سخن رفته وسپس از دانشمندان یاد می شود این مطلب نشان می دهد که مقصود ازعلم علوم طبیعی نیز هست ، یعنی دانشمندانی که از طبیعت شناسی به خداشناسی می رسند( بهجت پور ،۱۳۸۴ ش ،ص ۱۵۰) علامه طباطبایی پس از اشاره به آیاتی که علم را می ستایند دعوت قرآن به علوم مختلف را وسیله ای برای رسیدن به حق دانسته است وگرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته واز شناخت حق باز دارد، درقاموس قرآن مساوی با جهل است( طباطبایی ،قرآن در اسلام ،۱۳۷۹ ش ،ص ۹۴) قرآن در صدر اسلام به بیان مطالب علمی شگفت انگیزی مبادرت نموده که درآن زمان جز از طریق وحی آگاهی به آنها ممکن نبوده است وبرخی مطالب علمی را گرچه یونانیان آن عصر اطلاعاتی درباره آنها داشته اند ، لکن برای مردم جزیره العرف که از هر دانش به دور بودند بسیار عجیب بوده است . بخشی ازآن مطالب با گذشت زمان وپیشرفت علوم ، واضح گردیده است ؛ درحالی که قرآن آنها را هزار وچهارصد سال پیش به صراحت ویا اشاره ویا اجمال ذکر نموده است(خوئی ۱۴۰۱ ق،ص ۷۰) تفســـیر علمی قرآن از قرن سوم و چهارم هجری قمری درآثار مکتوب ابن سینا دیده می شود( رضائی اصفهانی، درآمدی برتفسیر علمی قرآن ،۱۳۷۵ ش ، ص ۲۹۳ ؛ رسائل ابن سینا، صص ۱۲۹-۱۲۸)وبا فراز وفرودهایی تا قرن حاضر ادامه یافته است؛ اما مبحث اعجاز علمی قرآن که از بطن تفسیر علمی بیرون آمده ، در قران اخیر مورد توجه دانشمندان مسلمان وغیرمسلمان قرارگرفته که در میان خاورشناسان ،موریس بوکای از کسانی است که بار رویکردی مثبت به اشارات علمی نگریسته ودربرخی موارد به صراحت اذعان داشته که قرآن ، مطالب علمی را بیان کرده که تا قرن ها بعد برای انسان،ناشناخت بوده است. حال پس از بیان مقدمه به آمارآیات علمی قرآن ومخاطبین این آیات وهدف ازطرح آنها در قرآن ونمونه هایی از آنها پرداخته می شود.
تعداد آیات عملی قرآن
در مورد تعداد آیات علمی قرآن ،بین مفسران اختلاف است .برخی تعداد آنرا ۸۰۰ آیه،برخی ۱۰۰۰ آیه یا بیشتر وکمتر گفته اند،(حافظ ابراهیم ،بی تا ،ص۵) و حتی برخی ۱۳۳۲ آیه در زمینه علوم مختلف؛ فهرست کرده اند(جمیلی ،۱۴۱۸ ق، صص ۳۶-۳۵) که این اختلاف به نوع برداشت وبینش مفسر از آیات قرآن، مرتبط است. برخی با کوچکترین مناسبتی ، آیه را به رشته ای از علوم مربوط کرده اند وقرآن را مشتمل بر علوم اوایل مانندطب،جدل،هیئت،هندسه،جبر،مقابله ،نجوم وغیره می دانند(ذهبی، التفسیر والمفسرون ،بی تا،ج۲ ،ص ۴۸۱) غزالی از کسانی است که معتقد است اوایل وصول همه علوم در قرآن وجود دارد وبه آیات متعددی دراین باره استناد کرده است. وی تعداد علوم قرآن را تا ۷۷۲۰۰ علم ذکر کرده، معتقد است که این عدد چهار برابر می شود؛ چون هر کلمه ظاهر وباطن و حد ومطلع دارد( غزالی ، احیاء العلوم ، بی تا،ج ۱ ،ص ۲۸۹) حافظ ابراهیم آیات علمی قرآن را به چهاردسته تقسیم کرده برا ی هردسته نیز فروع متعددی می آورد: آیات علوم طبیعی، آیات فیزیولوژی ،آیات علوم اجتماعی وانسانی وآیات تصوری وذهنی، وی فیزیولوژی را به علوم تشریح، وظایف اعضا، امراض وبیماری ها حیوان شناسی ونبات تقسیم می کند(حافظ ابراهیم، بی تا،ص ۵۱ به بعد) توضیح اینکه تقسیم بندی مذکور، مربوط به برداشت مفسر ازقرآن است وبه طور حتم ،قرآن برتمام علوم بشری با تمام جزئیات دلالت ندارد واین ادعا، بی اساس است .اشارات قرآن به برخی علوم و یافته های دانش روز، استطرادی و ضمنی است که باید با درایت وآگاهی در زمینه علوم مختلف، وارد بحث شد و این امر به عقل و توانایی بشر واگذارشده است ولزومی ندارد که قرآن وارد جزئیات آن شود. اشارات علمی قرآن به سه شکل است: ۱- گاهی یک آیه تنها به یک موضوع علمی اشاره می کند مثل آیه ۴۶ سوره روم که تنها به بحث باد وآثار ومنافعش اشاره کرده، می فرماید: «ومن ءایته أن یرسل الریاح مبشرت ولیذیقکم من رحمته ولتجری الفلک بأمره ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون» ؛ واز نشانه های او این است که بادهای بشارت آور را می فرستند تا بخشی از رحمتش را به شما بچشاند وتا کشتی به فرمانش روان گردد، وتا از فضل او (روزی) بجویید وامید که سپاسگزاری کنید. ۲-گاهی چند موضوع دریک آیه مطرح شده که ازآن جمله است آیه «ان فی خلق السموات والارض و اختلاف الیل والنهار والفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس وما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها وبث فیها من کل دابه وتصریف الریح والسحاب المسخر بین السماء والارض لایت لقوم یعقلون.»(بقره،۱۶۴ ) که به خلقت آسمان وزمین ، نظم حاکم بر کشتی هایی که در دریا حرکت می کنند ، دوران زمین که موجب پشت سرهم آمدن شب و روز می شود ، نزول باران برمردم تبخیر آب وشکل گیری ابرها ،نقش باده وابرها درآن اشاره شده است. ۳- دربرخی موارد نیز موضوعی در چند آیه یا در اجزای چند آیه مطرح می شود که درک آن موضوع، نیازمند جمع آوری همه آیات درآن موضع است، مانند آیاتی که به آفرینش انسان اشاره دارند.( رفیعی، ۱۳۸۶ ش،صص ۳۴-۳۳)
مخاطبان آیات علمی قرآن
قرآن مجید درآیات علمی خود به جهان طبیعت وتحولات هستی اشاره کرده ، صاحبان اندیشه را مورد خطاب قرار میدهد امکان شناخت وفهم طبیعت در همه افراد بشر به ودیعه گذارده شده است؛ اما تنها کسانی که حواس ظاهری و عقل خود را به کار می گیرند، توان فهم صحیح آیات الهی را درجهان هستی دارند، افراد ظاهربین بهره ای از آن نمی برند و عبرت نمی گیرند. «و کاین من ءایه فی السموات والارض یمرون علیها وهم عنها معرضون»(یوسف ،۱۰۵) خداوند درده ها آیه ، ضمن اشاره به آثار ونشانه های خود درجهان هستی، عالمان، متفکران واندیشمندان و اهل تذکر وبصیرت را به دقت نظر وتوجه در این آثار فراخوانده که ازآن جمله است:
۱٫خطاب به اندیشمندان
خدای متعال درآیات ۱۰و۱۱ سوره نحل به انزال آب از آسمان برای نوشیدن و پرورش درختان و گیاهان و چرای حیوانات و رویش زراعت وزیتون و نخل وانگور و میوه ها اشاره کرده می فرماید:«ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون .» قطعاً در اینها برای مردمی که اندیشه می کنند ، نشانه ای است.
۲٫خطاب به صاحبان عقل
درآیه ۱۲ همین سوره پس از اشاره به تسخیر شب و روز ، خورشید و ماه وستارگان توسط انسان با امداد الهی می فرماید:«ان فی ذلک لات لقوم یعقلون مسلماً» دراین (امور) برای مردمی که تعقل می کنند، نشانه هاست.
۳٫خطاب به مومنان
درآیه ۸۶ سوره نمل به قرار دادن شب برای آرامش و روز برای روشنی بخشی اشاره کرده می فرمای:«ان فی ذلک لایت لقوم یومنون قطعاً» دراین (امر) برای مردمی که ایمان می آورند مایه های عبرت است.
۴٫خطاب به اولوالالباب
درآیاتی نیز خردمندان مخاطب اند که از آن جمله است آیه ۲۱ زمر که می فرماید:«ألم تران الله انزل من السماء ماء فسلکه ینبیع فی الارض ثم یخرج به زرعاً مختلفاً الونه ثم یهیج فترنه مصفرا ثم یجعله حطماً ان فی ذلک لذکری لاولی الالبب» ؛ مگر ندیده ای که خدا از آسمان آبی فرود آورد .پس آنرا به چشمه هایی که در (طبقات زیرین) زمین است راه داد، آنگاه به وسیله آن کشتزاری را که رنگ های آن گوناگون است بیرون می آورد، سپس خشک می گردد، آنگاه آنرا زرد می بینی، سپس خاشاکش می گرداند . قطعاً(دراین دگرگونیها) برای صاحبان خرد، عبرتی است.
۵٫خطاب به پرهیزکاران
درآیه ۶ سوره یونس ، آمد وشد شب و روز و آفرینش مخلوقات خداوند در آسمان ها وزمین را نشانه هایی برای پرهیزکاران معرفی می کند.
۶٫خطاب به دانشمندان
درآیه ۲۲ سوره روم خلقت آسمان ها و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ های آدمیان را از آیات خدا معرفی کرده که نشانه هایی برای دانشمندان است.
۷٫خطاب به اهل تذکر
درآیه ۱۳ سوره نحل به پدیدآوردن و مُسَخَّر کردن نعمت ها به رنگ های مختلف برای انسان اشاره کرده آن را برای مردمی که پند می گیرند، نشانه ای دانسته است .
۸٫خطاب به صاحبان یقین
درآیات ۲۰ و۲۱ سوره ذاریات می خوانیم :« وفی الارض ءایت للموقنین* وفی انفسکم افلاتبصرون »؛ روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی ( متقاعد کننده) است ودرخود شما؛ پس مگر نمی بینید.
۹٫خطاب به صاحبان درک
درآیه ۹۸ سوره انعام به پدید آوردن انسان از یک تن وقرار دادنش درقرارگاه و محل امانتی اشاره کرده می فرماید:«قدفصلنا الآیت لقوم یفقهون ، بی تردید، ما آیات (خود)را برای مردمی که می فهمند ، به روشنی بیان کرده ایم.
۱۰٫خطاب به شنوایان و پذیرندگان
درآیه ۶۵ سوره نخل به انزال آب از آسمان واحیای زمین بعد ازمرگش اشاره کرده وآنرا نشانه روشنی برای گروهی که گوش شنوا دارند معرفی نموده است.
۱۱٫خطاب به صاحبان بصیرت
درآیه ۴۴ سوره نور به دگرگونی شب و روز توسط خداوند اشاره کرده وآنرا عبرتی برای صاحبان بصیرت دانسته است (رفیع ۱۳۸۶ ش ،صص ۳۷-۳۴)
نگرش ها به آیات علمی قرآن
دراینکه آیا قرآن کتابی علمی است ویا نه دو دیدگاه افراطی وتفریطی وجود دارد دیدگاه اول اینکه قرآن شامل همه دانش هاست وتمامی اجزای بنیادی علوم طبیعت را دربردارد. دیدگاه دوم این که قرآن صرفاً یک کتاب هدایت است ودرآن جایی برای علوم فیزیکی وطبیعی نیست. تفصیل این دو دیدگاه چنین است:
۱٫قرآن به عنوان منبع دانش علمی
برخی سعی می کنند که آیات قرآن را بر پیشرفت هال علمی وتکنولوژیکی تطبیق دهند .هدف اصلی این گروه نشان دادن اعجاز علمی قرآن است تا به پیروان مذاهب دیگر عظمت قرآن را بنمایانند واز طرف دیگر مسلمانان را به داشتن چنین کتاب گرانبهایی مفتخر سازند. در تاریخ گذشته ما نیز دانشمندانی این چنین دیدگاهی داشته اند که از جمله است که غزالی ازابن مسعود نقل می کند: «اگر کسی بخواهد به علوم اولین وآخرین دست یابد، باید درقرآن تدبر کند.» سپس غزالی می افزاید: به طور خلاصه تمام علوم داخل در افعال وصفات خداست وشرح افعال و صفات او درقرآن آمده است و برای این دانش ها نهایتی نیست ودرقرآن اشارتی به مجامع آنهاست (غزالی ،احیاء علوم الدین ، بی تا ،ج ۱ ،ص ۲۸۹) ودرکتاب دیگرش در فصلی تحت عنوان ریشه های علوم اولین وآخرین از قرآن نشأت می گیرد، می گوید: این علوم چه آنها که برشمردیم وچه آنها که مذکور نیفتاد، اصولش از قرآن به دست می آید، زیرا همگی آنها از دریایی از دریاهای معرفت الهی نشأت می گیرد و دریای افعال ، کرانه ندارد واگر دریا برای نوشتن کلمات پروردگار مداد باشد، آن به پایان می رسد قبل از آنکه کلمات پروردگار به انتها رسد. پس از جمله افعال خداوند بیماری وشفاست؛ چنانکه خداوند از قول ابراهیم علیه السلام می فرماید:و هنگامی که مریض می شوم او مرا شفا میدهد واین فعل واحد را کسی نشناسد مگر آنکه علم طب رابر وجه کمال بداند ؛ زیرا طب نیست مگر شناسایی کامل مرض وعلایم آن وعلاج واسباب زمان آن. همچنین از جمله افعال خداوند، تقدیر حرکت خورشید و ماه و منازل آنهاست چنانکه خداوند فرموده«الشمس والقمر یحسبان (الرحمن ۵) والقمر قدرنه منازل (یس ۳۹) و وجمع الشمس والقمر(قیامه ۹) ویولج الیل فی النهار (حدید۶)» و … وحقیقت حرکت خورشید وماه و کسوف و خسوف ورفت وآمد شب و روز را نمی داند مگر کسی که هیأت ترکیب آسمان ها وزمین را بداند واین به نوبه خود دانشی است ومعنای یایها الانسان ما غرک بربک الکریم . الذی خلقک فسواک فعدلک .فی ای صوره ماشاء رکبک(انفطار،۸-۶)» را کسی به کمال نداند مگر آنکه تشریح بدن انسان رابه صورت ظاهر و باطن وعدد وانواع وحکمت ومنافع آنرا بداند و در آیاتی از قرآن اشاره شده و این از جمله علوم پیشینیان و آیندگان است و درقرآن مجامع علوم اولین و آخرین یافت می شود( غزالی،جواهرالقرآن و دُررَه ؛ ۱۴۰۳ ق، صص ۲۸-۲۶) سیوطی نیز در پی آن است که نشان دهد قرآن حاوی جمیع دانش هاست . وی با توسل به آیاتی مثل«ما فرطنا فی الکتب من شی ء (انعام ۳۸) و نزلنا علیک الکتب تبینها لکل شی ء…) (نحل ۸۹)»و روایاتی نظیر فرمایش پیامبرصلی الله علیه مبنی بر اینکه قرآن مومنین را از فتنه ها نجات خواهد داد؛ چرا که درآن اخبار قبل وبعد و حکم بین مردم است ، استدلال می کند که قرآن علوم قدیم وجدید را دربر دارد. سپس می گوید: کتاب خداوند عزیز همه چیز را دربردارد. هیچ بخش یا مسأله اساسی از علوم را نمی توان یافت که در قرآن به آن اشاره نشده باشد. درقرآن جهات شگفت انگیز مخلوقات ملکوت آسمان ها و زمین اشیاء بالاترین بخش افق و اشیاء زیرزمین ، ابتداء خلق و … یافت می شود. (سیوطی ،بی تا،صص ۱۶۴-۱۶۰) این نوع بینش درمیان علمای متأخر هم یافت می شود که از آن جمله عبدالرحمن کواکبی است که می گوید: علم در قرن جدید حقایقی را روشن کرده است که آنها را به کاشفین اروپایی وآمریکایی آن نسبت داده اند؛ اما آنهایی که درقرآ ن تدبر می کنند در می یابند که غالب این حقایق به طور صریح یا ضمنی در سیزده قرن قبل در قرآن آمده است وبا کشف آنها معجزه قرآن آشکار شد واینکه آن کلام پروردگاری است که غیراز او کسی به غیب آگاهی ندارد. (کواکبی ، ۱۳۹۳ ق ، ص ۴۲) از جمله مدافعین این دیدگاه مصطفی صادق رافعی است که معتقد است که انسان اشاره به بسیاری ا زحقایق علمی را درقرآن می یابد و علم جدید ما را در تفسیر بعضی از آیات قرآنی وکشف حقایق آنها یاری می کند.(رافعی ، بی تا، صص ۱۲۸-۱۲۷) لازم به ذکر است که انگیزه علمای پیشین در اتخاذ این دیدگاه اعتقاد عمیق آنها به جامعیت قرآن بود، اما علمای متأخر بیشتر دنبال اثبات اعجاز قرآن هستند وکوشش آنها براین است که قرآن را با یافته های علوم جدید تطبیق دهند. برخی متأخرین مثل طنطاوی براین هستند که هیچ یافته علوم جدید نیست که لااقل تلویحاً درقرآن پیش بینی نشده باشد. ایشان دنبال استنتاج نتایج علوم طبیعی از قرآن است (ذهبی ،التفسیر والمفسرون ، ۱۳۹۶ ق ،ج ۲ ،ص ۵۰۵) امروزه نیز سمینارها ومقالات و کتبی در این زمینه فراهم شده که در صدد تطبیق آیات علمی قرآن با علوم روز واثبات اعجاز علمی قرآن هستند. مثلاً عبدالرزاق نوفل می نویسد: وقتی به غیرعرب ثابت کنیم که قرآن شامل اصول علم جدید است و از هر پدیده علمی صحبت کرده است ؛ این نوع معجزه قرآن توجه آنها را به قرآن جلب می کند… و روزی که ترجمه چیزهایی را که قرآن پیش بینی کرده و توسعه علوم مختلف تأیید کرده است به زبان های مختلف به انجام برسانیم، سرشت اعجاز آمیز قرآن برغیرعرب روشن خواهد شد( نوفل، ۱۴۰۴ ق ،ص ۲۶) وموریس بوکای در کتاب «عهدین، قرآن وعلم» می گوید: «نه تنها وحی قرآن حاوی تناقض هایی نیست که روایات اناجیل ،در نتیجه دخالت انسان، با آنها دست به گریبان است ؛ بلکه اگر کسی به عینیت و در پرتو علم به مطالعه قرآن بپردازد به هماهنگی کامل قرآن با معلومات علمی جدید که ویژه این کتاب است برمی خورد ؛ نکات ومطالب علمی که نمی توان بیان کننده آنها را انسانی متعلق به عهد پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم دانست . در واقع معارف علمی جدیدند که به فهم برخی آیات قرآنی که تاکنون غیرقابل تفسیر مانده اند یاری می کنند.» (بوکای، بی تا، ترجمه حبیبی، ۳۳۹) بعضی مولفین دنبال این بوده اند که هرایده مهم علم جدید را از قرآن بیرون بکشند ودراین راه از عرف زبان عربی تجاوز کرده اند ، مثلاًبعضی خواسته اند نظریه اتمی ماده را از قرآن استخراج کنند ودراین راه به آیاتی نظیر «وما یعزب عن ربک من مثقال ذرهٍ فی الارض ولا فی السماء ولااصغر من ذلک ولااکبر الا فی کتب مبین» وهم وزن ذره ای نه در زمین ونه درآسمان از پروردگار تو پنهان نیست ونه کوچک تر ونه بزرگ تر از آن، چیزی نیست ؛ مگر اینکه در کتابی روشن ( درج شده) است (یونس۶۱) متوسل شده اند .(مروت ۱۳۸۷ ق ، صص ۱۶۵-۱۶۱) و کلمه ذره را با اتم طبیق داده اند ، درحالی که معنای متداول آن مور کوچک یا ذره کوچک غبار است وهیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندارد که باور کنیم خداوند اصطلاحی غیرقابل فهم را برای معاصرین پیامبرصلی الله علیه واله به کار برده باشد( مغنیه ۷۰-۱۹۶۸ م ،ج ۴ ،ص ۱۷۳) کوشش برای تطبیق یک کتاب آسمانی باعلم معاصر منحصر به مسلمانان نیست؛ یهودیان ومسیحیان نیز همین کار را در مورد تورات وانجیل کرده اند.(گلشنی ،۱۳۸۴ ش ۱۱۵) قائلین به این دیدگاه برآنند که بیان مطالب علمی وهدایت دوهدف اصیل قرآن است.این کلام مطابق نظر کسانی است که می گفتند :درقرآن همه معارف دینی و علوم بشری وجود دارد (فیض کاشانی ،۱۴۰۲ ق ج ۱ ص ۵۷ طبرسی ج ۴ ص ۲۹۸) این دیدگاه مردود است وبحث درباره جهان طبیعت وانسان به طور استطرادی وحاشیه ای مطرح شده است وشاید هیچ آیه ای نباشد که مستقلا” به ذکر آفرینش جهان وکیفیت وجود آسمان ها وزمین پرداخته باشد. همواره این بحث ها به منظور دیگری عنوان شده است. در موارد بسیاری گفت وگو از آفرینش جهان وانواع آفریده ها برای آگاه نمودن انسان وافزایش معرفت او نسبت به عظمت وحکمت الهی در آفرینش است . پس قرآن کتاب انسان سازی است و نازل شده تا آنچه را که بشر درراه تکامل حقیقی که تقرب به خدای متعال است ، بدان نیازمنداست به او بیاموزد و لذا آیات مربوط به جهان و کیهان هیچ گاه به بحث های تفصیلی در مورد موجودات نپرداخته است بلکه به همان اندازه ای که هدف قرآن درهدایت مردم تأمین میشده ، بسنده کرده است . به همین جهت این آیات دارای ابهام هایی است که کمتر می توان یک نظر قطعی به قرآن نسبت داد. (مصباح ، معارف قرآن ،۱۳۶۷ش ،صص ۲۲۸-۲۲۵)
۲٫قرآن به عنوان یک کتاب هدایت
دیدگاه اول از قرن ها پیش مورد انتقاد قرارگرفته است . ابواسحاق شاطبی ( متولد ۷۹۰ق) از مخالفان سرسخت این دیدگاه می گوید که پیشینیان باتقوای ما اطلاعاتشان درباره قرآن بیش از ما بود وآنها درباره اینگونه علوم صحبت نکرده اند که این حاکی از این است که از نظر آنها قرآن حاوی چنین مطالبی نیست . شاطبی آیه ما فرطنا فی الکتب من شی ء… (انعام ، ۳۸) را به فرائض و عبادات ربط می دهد و کلمه کتاب دراین آیه را لوح محفوظ مذکور درآیه ۲۲ سوره بروج می داند.(ذهبی ۱۳۹۶ قج۲ صص ۴۸۹-۴۸۵) برخی متأخرین نیز درنقد دیدگاه اول چنین استدلال نموده اند که : الف. قرآن برای آموزش علوم وتکنولوژی نازل نشده است ، بلکه کتا بهدایت است وبحث از علوم طبیعی نیز جهت ترغیب آدمیان به کشف اسرار طبیعت است ومعنای آیاتی نظیر ما فرطنا فی الکتب من شی ء… این است که قرآن شامل همه چیزهایی است برای هدایت و سعادت ما لازم است . ج. علم به مرحله نهایی خود نرسید ه است ؛ بنابراین درست نیست که قرآن را با تئوری های زودگذر علم تطبیق دهیم. نظام بطلمیوس ، برای مدتی طولانی حاکم بود وسپس کنار گذاشته شد. این اشتباه است که فرض کنیم قرآن نظریه های معارض راتأیید می کند. دانشمندان برجسته نظیر ابن سینا، بیرونی، ابی هیثم و خواجه نصیرالدین طوسی هرگز به دنبال فرمول های علمی درقرآن نگشتند؛ گرچه سخت به قرآن معتقد بودند واطلعات وسیعی درباره آن داشتند. تطبیق قرآن با نظریه های ناپدیدار علمی، خطر تعرض بر حقایق قرآن را دربردارد وراه را برای تعابیرنامعقول باز می کند. د. اگر تبیین علوم طبیعی ونجومی از وظایف پیامبران بود آن ،پایان فعالیت حواس وعقل انسانی می بود وآزادی انسان رااز بین می برد. پیامبران به مردم هشدار می دهند که حواس وعقلشان را در مورد چیزهایی که منجر به ازدیاد منافع آنها وبالا بردن معارف موثر در ارتقاءنفوسشان می شود ، به کاربرند. بنابراین درهای این علوم عقل وتجربه است نه سنت وعلوم دینی(عماره، ۱۹۸۰ م ، ص ۷۵ از محمد عبده) علاوه بر آن بعضی از آیات قرآن صراحت دارند که ما باید به کمک حواس و عقلمان ، به فهم پدیده های طبیعی نایل شویم؛ آیاتی مثل آیه ۲۰ سوره عنکبوت که می فرماید: قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق … بگو: درزمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است… وآیات۱۷تا ۲۰ سوره غاشیه که می فرماید: افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت .والی السماء کیف رفعت. و الی الجبال کیف نصبت . و الی الارض کیف سطحت ؛ آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده ؟ وبه آسمان که چگونه برافراشته شده؟ وبه کوه ها که چگونه برپا داشته شده؟ و به زمین که چگونه گسترده شده است؟ علاوه بر دو دیدگاه مذکور دو دیدگاه دیگر نیز ا زجانب برخی محققان مطرح شده که عبارتند از:
۳٫زبان قرآن ، زبان سمبلیک
قائلین این دیدگاه برآنند که قرآن در داستانها ومثالهای علمی به صورت سمبلیک وطبق فرهنگ مخاطبین خود سخن می گوید وهدف آن بیان مطالب علمی به صورت اصلی یا عرضی نیست به عنوان مثال در خلقت انسان، از لجن بدبو «حما مسنون»(حجر ۲۸) و دمیده شدن روح الهی درآن ونفخت فیه من روحی )حجر،۲۹) دو رمز سمبلیک است. انسان واقعا” از لجن بدبو و روح خدا ساخته نشده است بلکه اولی ، پستی ، رکود وتوقف مطلق را نشان می دهد ودیگری تکامل بی نهایت وبرتری لایتناهی را می رساند . در داستان هابیل و قابیل دوره هابیلی اشاره به دوره ای است که همه منابع اقتصادی در اختیار همه انسان ها به تساوی بوده است و قابیل نماینده دوره ای است که زمین خدا را محصور می کند ونام خودش را برآن منبع تولید می گذارد ودیگران را به استثمار وبردگی می کشد.(مکارم شیرازی، تفسیر به رأی ،۱۳۶۷ ش ۷۵-۷۳؛ شریعتی ، بی تا، جزوه های ۱۵و۱۶ ص ۴۳ به بعد) این دیدگاه ریشه درنظریات تحلیل زبانی اروپا دارد ؛ زیرا یکی از نظریات آنان این است که زبان دین ، واقعیت تاریخی یا علمی را نشان نمی دهد، از بزرگان این مکتب ،برتراندراسل ومور است که شعارشان این بود که از مفهوم یک گزاره سوال نکن , بلکه از کاربرد آن بپرس وبرای زبان دینی وعلمی نقش های جداگانه قائل بودند. (رضایی اصفهانی؛درآمدی برتفسیر علمی قرآن کریم ،۱۳۷۵ ش ، ص ۲۵۶ به بعد) یکی از مفسران معاصر در نقد این دیدگاه می گوید: رمزی بودن آیات درحالی که هیچ مانع عقلی ونقلی وجود ندارد که انسان دراصل از لجن متعفن آفریده شده باشد همان چیزی که به عقیده زیست شناسان آماده ترین ماده بی جان برای پیدایش حیات وزندگی است ونخستین جواه حیات درجهان طبق تحقیقات دانشمندان به احتمال قوی از آن پیدا شده است ونیز هیچ مانع عقلی ونقلی برای اینکه یک روح الهی ، در انسان قرار گرفته باشد، وجود ندارد وبا نبودن هیچ قرینه ای برخلاف مفهوم اصلی لغات وجمله هایی که در زمینه خلقت انسان به کاررفته ، آنها را به صورت رمزی وسمبلیک تفسیر کردن، چیزی جز تفسیر به رأی نیست. فتح این باب ، سبب می شود که یکی موسی را کنایه از روح انقلاب توده های زحمتکش وفرعون را اشاره به رژیم های جبار می گیرد و دیگری عیسی را به معنای افکار زنده کننده اجتماعی ومریم را کنایه از روح پاکی وعفت می داند و کم کم دامنه این تفسیر به رأی به احکام وقوانین اسلام کشیده می شود یکی می گوید: منظور از نماز توجه باطنی به خداست، دیگری می گوید روزه به معنای خویشتن داری از گناه است وبه این ترتیب همه قوانین زیر چرخ های تفسیر به رأی درهم کوبیده می شود. (مکارم شیرازی ، تفسیر به رأی ،۱۳۶۷ ش ،ص ۷۳ به بعد) علاوه بر آن مثالهای علمی قرآن گاهی به صورت گزاره های خبری (نه قصه ومثال) است ولذا قابل حمل بر مثال های سمبلیک نیست، برای نمونه آیه و الشمس تجری لمستقرلها ( یس ،۳۸) که به حرکت ؛ بلکه جریان خورشید اشاره می کند وامروزه از نمونه های اعجازآمیز قرآن محسوب می شود( رضائی اصفهانی، پژوهش ، در اعجاز علمی قرآن ،۱۳۸۰ ش ،ج۱،ص ۴۳)
۴٫طرح مسائل علمی درقرآن به عنوان هدف فرعی و میانی
قرآن کتاب هدایت وحاوی تمام چیزهایی است که بشر درحوزه ایمان و عمل به آنها نیاز دارد. قرآن دایره المعارف علمی نیست ونباید آنرا با نظریه های متغیر علمی تطبیق داد؛ اما نمی توان کتمان کرد که درقرآن اشارات مکرر به پدیده های طبیعی آمده است ولی اینها برای تعلیم علوم نیست بلکه هدف آنها عمدتا” تشویق مردم به فراگیری علوم طبیعی و درنتیجه توجه به عظمت خلقت و درنهایت نزدیکی به خالق جهان است. همچنین پیشرفت علم، فهم بعضی از آیات قرآنی را آسان ساخته است مثل این آیه از شوره انبیاء که به تحول منظومه شمسی ونقش آب درحیات اشاره داشته می فرماید: اولم یرالذین کفروا ان السموات والارض کانتا رتقا ففتقنهما وجعلنا من الماء کل شی حی… آیا کسانی که کفر می ورزیدند ندانستند که آسمان ها و زمین هردو به هم پیوسته بودند وما آن دو را ازهم جدا ساختیم وهرچیز زنده ای را از آب پدید آوردیم؟ وآیه ۴۹ سوره ذاریات که از عمومیت زوجیت در مخلوقات سخن گفته می فرماید: ومن کل شی ء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون ؛ و از هرچیزی دو گونه (نروماده)آفریدیم امید که شما عبرت گیرید . بدیهی است که درک اینگونه مطالب درعصر ما بسیار ساده تر از عصر پیامبر(ص)است .پس پیام های مهمی درآیات علمی وجود دارد که دانشمندان مسلمان باید به آن توجه کنند؛ نه اینکه تمام تلاششان را صرف اثبات اعجاز علمی قرآن ویا سازگاری آن باعلم روز کنند.البته ذکر مطالبی از قبیل عمومیت زوجیت در مخلوقات یا شفابخش عسل برای مدرم که درآیه ۶۹ سوره نحل آمده است؛ می تواند الهام بخش علمای مسلمان در نظریه پردازی یا کوش تجربی باشد. (گلشنی ،۱۳۸۴ ش ،صص ۱۱۹-۱۱۷) آیات علمی پیام هایی برای علمای مسلمان دربردارد که ازآن جمله است: الف. دراین آیات مطالعه تمامی ابعاد طبیعت وکشف اسرار خلقت مورد تأکید قرار گرفته است ، آیاتی مثل قل انظروا ماذا فی السموات والارض… بگو بنگرید که در آسمان ها وزمین چیست؟ … (یونس،۱۰۱) و قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق … بگو در زمین بگردید وبنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ (عنکبوت ،۲۰) علامه طباطبایی در این خصوص می گوید: قرآن درآیات بسیاری… به تفکر درآیات آسمان وستارگان درخشان واختلاف عجیبی که در اوضاع آنها پدید می آید ونظام متقنی که برآنها حکومت می کند، دعوت می کند ، به تفکر درآفرینش زمین ودریاها وکوه ها وبیابان ها وآنچه از عجایب در شکم زمین قرارگرفته واختلاف شب وروز وتبدیلات فصول ترغیب می نماید؛ به تفکر درآفرینش شگفت آور نبات ونظامی که در زندگی آن جریان دارد ودرآفرینش گوناگون حیوان و آثار واحوالی که درمحیط وجود از خود بروز می دهد، تشویق می فرماید، به تفکر درخلقت خود انسان واسرار و رموزی که درساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن در نفس وعوالم باطنی آن وارتباطاتی که با ملکوت اعلا دارد و به سیر در اقطار زمینی ومشاهده در آثار گذشتگان وکنجکاوی اوضاع و احوال ملل و جوامع بشری وقصص وتواریخ ایشان اصرار تمام دارد. به این ترتیب، قرآن به تعلم علوم طبیعی وریاضی وفلسفی وفنون ادبی و همه علومی که در دسترس فکر انسانی است وتعلم آنها به نفع جهان بشری و سعادت بخش جامعه انسانی می باشد دعوت می کند. قرآن به این علوم دعوت می کند به این شرط که به حق راهنما قرار گیرند و جهان بینی حقیقی را که سرلوحه آن خداشناسی است دربر داشته باشند.هرگونه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته از خداشناختنی حق وحقیقت باز دارد، در قاموس قرآن با جهل مرادف است. طباطبایی ، قرآن دراسلام،۱۳۷۹ ش ،ص۹۴) ب.درقرآن آمده که هرچیزی دراین جهان قانونمند وباهدف است وخللی درخلقت وجود ندارد درآیه ۲ سوره فرقان می فرماید: وخلق کلی شیء فقدره تقدیرا” و هرچیزی را آفریده وبدان گونه که در خور آن بوده اندازه گیری کرده است. و درآیه ۱۶ سوره انبیاء می خوانیم: و ما خلقنا السماء والارض وما بینهما لعبین؛و آسمان وزمین و آنچه را که میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم… همچنین در آیات ۳ و۴ سوره ملک می فرماید: ما تری فی خلق الرحمن من تفوت فارجع البصر هل تری من فطور. ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئا” وهو حسیر ؛ درآفرینش آن (خدای) بخشایشگر هیچگونه اختلاف (و تفاوتی) نمی بینی. باز بنگر، آیا خلل ( ونقصانی) می بینی؟ … ج. قرآن از ما می خواهد که به شناخت قوانین طبیعت وبهره برداری از آنها در جهت رفاه انسان ها بپردازیم واز حدود الهی تجاوز نکنیم .درآیه ۱۳ سوره جاثیه می خوانیم: وسخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا” منه … وآنچه را درآسمان ها وآنچه را درزمین است به سود شما رام کرد؛ همه از اوست … و درآیات ۷و۸ الرحمن آمده است: والسماء رفعها و وضع المیزان .الا تطغوا فی المیزان وآسمان را برافراشت وترازو را گذاشت تا مبادا از اندازه در گذرید. البته بهره گیری از مادیات باید در جهت رشد معنوی انسان باشد ونه تباه کردن این بعد. د. ازنظر قرآن ، علوم مختلف تجلیات گوناگون جهانی هستند که به وسیله یک خدا خلق شده و اداره می شوند. بنابراین ترکیب آنها باید به یک تصویر واحد از جهان منتهی شود. ه. یکی از مهمترین چیزهایی که ما از قرآن در مورد علم می آموزیم جهان بینی و معرفت شناسی است. بسیاری از شروری که از رشد علم ناشی شده منشأ آن جهان بینی مادی است که برعلم امروز حاکم است. قرآن به ما جهان بینی الهی و ابزار شناخت طبیعت را می آموزد وما را از موانع و آفات شناخت آگاه می سازد. پس مهمترین درس هایی که ازآیات علمی قرآن می آموزیم عبارتند از: ۱- ما باید با استفاده از حواس وعقلمان به شناخت طبیعت بپردازیم واین را برای سعادت واعتلای امت اسلامی یک اولویت بدانیم. ۲-قرآن مجید اصول جهان بینی و معرفت شناسی را به ما می آموزد. ۳-بعضی ازآیات قرآنی می تواننند الهام بخش دانشمندان در کاوش های نظری وتجربی شان باشد( گلشنی، ۱۳۸۴ش ،صص ۱۲۲-۱۱۹) اعجاز علمی قرآن مربوط به اشاراتی است که از گوشه های سخن حق تعالی نمودار گشته وهدف اصلی نبوده است؛ زیرا قرآن کتاب هدایت است وهدف اصلی آن جهت بخشیدن به زندگی انسان و آموختن راه سعادت به او است. از این رو اگر گاه درقرآن به برخی اشارات علمی برمی خوریم، از آن جهت است که این سخن ازمنبع سرشار علم وحکمت الهی نشأت گرفته واز سرچشمه علم بی پایان ، حکایت دارد. قل انزله الذی یعلم السر فی السموات والارض(فرقان ،۶) واین یک امر طبیعی است که هر دانشمندی هرچند درغیررشته تخصصی خود سخن گوید، از لابه لای گفته هایش گاه تعابیری ادا می شود که حاکی از دانش ورشته تخصصی وی می باشد(معرفت ،علوم قرآنی ،۱۳۸۷ ،ص ۴۱۴) پس بیان مطالب علمی قرآن به جهت اثبات اعجاز قرآن است که هدف جنبی قرآن است. توضیح اینکه آیاتی که همه چیز رابه قرآن نسبت می دهند، در مورد هدایت ودین است . پس هدف اصلی ،هدایت انسان وبیان معارف دین است؛ ولی یکی از اموری که مربوط به دین است، اثبات اعجاز قرآن در بعضی موارد، خود از اهداف قرآن است؛ اما از اهداف عمده واصلی نیست( رضائی اصفهانی، اعجازها وشگفتی های علمی قرآن ، ۱۳۸۶ ش،صص۲۰-۱۹) پس هدف اصلی قرآن هدایت انسان به سوی خداست اما برای مثال زدن وشاهد آوردن ، از مطالب علمی استفاده می کند. این دیدگاه، مطابق نظر بعضی از کسانی است که می گفتند: قرآن تبیان (بیان کننده) هرچیزی است که در رابطه با هدایت دینی باشد( طباطبایی، المیزان ،ج ۴ ص ۳۲۵؛ طبرسی؛ ۱۳۹۵ق ،ج۴، ص ۲۹۸ ؛ زمخشری ، بی تا، ج ۲ ، صص ۲۱-۳۱) یکی از مفسران معاصر دراین خصوص می نویسد: برطبق این دیدگاه گرچه قرآن در ظاهرش علوم ودانش های دیگری را مطرح نکرده اما آیات قرآن انگیزه کسب علم ومعرفت را ایجاد نموده است این امر به چهار طریق صورت گرفته است: ۱- تجلیل از علم ودانش. ۲-مطالعه آیات آفاقی وانفسی به عنوان مهمترین راه شناخت خدا. ۳-تکیه قرآن بر منابع شش گانه شناخت که به معنای لزوم به کارگیری این منابع است. ۴-بحث از صفات خدا وجنبه ترتیبی آن ، که وقتی سخن از صفات خداوند به میان می آید، معنایش این است که این صفات ، در انسان هم منعکس شود. (مکارم شیرازی ، مجموعه سخنرانی های سومین کنفرانیش دارالقرآن کریم ،ص ۴۰)
 
منبع:مجموعه مقالات ۲۵ دوره مسابقات قرآن مرداد ۸۷جلد چهارم (قرآن و نوآوری و شکوفائی)


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها