روایات فصل الخطاب نورى (۲)

 
۴۲٫ سید محمد حجّت (م۱۳۷۲ق) که از مراجع تقلید شیعه بوده است. او مى گوید: کتاب اللّه العزیز محفوظ بحفظ اللّه تعالى, لم یقع فیه تحریف و نقصان. سپس افزوده است: روایاتى که توهّم شده دلالت بر تحریف و نقصان دارند, شش گروه اند: گروه اوّل, مربوط به اختلاف قرائت است و ربطى به تحریف ندارد. گروه دوم, مربوط به شأن نزول آیات است. گروه سوم, درصدد بیان مصادیق و تطبیق آیات, بر مصادیق آنهاست. گروه چهارم, جنبه تأویل و بیان بطن و بطون آیات را مدّ نظر دارد. گروه پنجم, جنبه تفسیرى دارد. این پنج گروه, احیاناً از حیث سند هم واجد اعتبار کافى نیستند. گروه ششم, روایاتى است که به فساد و مخالف واقع و کذب بودن آن, یقین داریم. ۴۳٫ [شیخ ابوالحسن خنیزى, صاحب کتاب الدعوه الاسلامیه].۲۲ ۴۴٫ شیخ محمد حسین کاشف الغطا (م۱۳۷۳ق) در کتاب أصل الشیعه و أصولها آورده است: من ذهب من الشیعه أو غیرهم من فرق المسلمین الى وجود النقص فى القرآن و التحریف فیه, فهو مخطئ بردّه نصّ الکتاب العظیم, و الأخبار الوارده من طرقنا أو طرقهم, الظاهره فى نقصه و تحریفه, ضعیفه شاذّه… فامّا أن تأوّل بنحو من الاعتبار أو یضرب بها الجدار. ۴۵٫ سید هبه الدین شهرستانى در چند تألیف خود, مانند تنزیه التنزیل که به فارسى هم ترجمه شده و القرآن امام الکل و الدلائل و المسائل و تفسیر حجه الاسلام و تفسیر المحیط. برخى از این کتاب ها چاپ شده است. گاهى به ذهن مى آید هنگامى که کتاب فصل الخطاب در حوزه علمیه سامرّا تألیف شد, عکس العمل حوزویان, چه بوده است؟ مرحوم شهرستانى مى نویسد که در آن روزگار, به هیچ محفل و مجلسى از حوزه علمیه وارد نمى شدیم, مگر این که انتقاد شدید بر فصل الخطاب و مؤلف و ناشر آن, مطرح بود.۲۳ بنابراین, این کتاب, مورد قبول حوزویان آن زمان و آن سامان نیز نبوده است. ۴۶٫ سید مهدى شیرازى (م۱۳۸۰ق) از مراجع تقلید, رساله اى مختصر در اثبات عدم تحریف قرآن دارد که در کتاب برهان روشن, نقل شده است. وى در آن رساله مى گوید: روایاتى که ظاهر آنها وقوع تحریف در برخى آیات قرآن است, تحریف را ثابت نمى کند, به دلیل این که: الف) این روایات, شاذ و ضعیف السند هستند. ب) از حیث دلالت, بسیارى از این روایات, درصدد بیان تفسیر و ذکر مورد آیات است. ج) بخشى از این روایات, با یکدیگر معارض هستند. د) نظم و نظام آنچه در این روایات به عنوان قرآنْ ذکر شده, با نظم و نظام قرآن, اختلاف فاحش و واضح دارد. هـ) در میان خود این روایات, احیاناً روایاتى یافت مى شود که جملاتى از قبیل: «هکذا نزلت» را معنا مى کند و توضیح مى دهد که مقصود, بیان مراد و مورد است, نه این که مقصودْ این باشد که آیه آن طور نازل شده است. ۴۷٫ سید عبدالحسین شرف الدین عاملى (م۱۳۸۱ق), صاحب کتاب المراجعات, در کتاب دیگرش, أجوبه موسى جار اللّه مى نویسد: نعوذ باللّه من هذا القول (أى القول بالتحریف) و نبرأ الى اللّه تعالى من هذا الجهل, و کل من نسب هذا الرأى الینا جاهل بمذهبنا أو مفترى علینا; فانّ القرآن العظیم و الذکر الحکیم متواتر من طرقنا بجمیع آیاته و کلماته و سائر حروفه و حرکاته و سکناته تواتراً قطعیاً عن الأئمه الهداه من أهل البیت ـ علیهم السلام ـ… و ظاهر این گفتار این است که ایشان, به طور کلّى قرائات مختلف و متعدّد را قبول ندارد و فقط یک قرائت را مى پذیرد. ۴۸٫ آیه اللّه سید ابوالقاسم خویى, از مراجع تقلید بزرگ شیعه و مؤلف کتاب هاى فراوان, در کتاب البیان, که قبلاً از آن یاد شد. ۴۹٫ علاّمه حاج شیخ آقا بزرگ تهرانى, صاحب کتاب الذریعه, در مقدمه مستدرک الوسائل و نیز در مواردى از کتاب الذریعه و همچنین در رساله اى جداگانه. ۵۰٫ [آیه اللّه سید محمد هادى میلانى (م۱۳۹۵ق) که از مراجع تقلید شیعه بودند].۲۴ ایشان در این باره در پاسخ سؤالى نوشته اند: انّ الذى نقطع به هو عدم وقوع أیّ تحریف فى القرآن الکریم, لازیاده ولانقصاناً و لاتغییراً فى ألفاظه…. 51. علاّمه سید محمد حسین طباطبایى, مؤلف تفسیر گران قدر المیزان (م۱۴۰۲ق), بحثى مفصّل در تفسیر خویش مطرح کرده و عدم تحریف قرآن را اثبات کرده است. نیز رساله اى کوتاه در این باره نگاشته که در کتاب برهان روشن, درج شده است. ۵۲٫ آیه اللّه سید شهاب الدین مرعشى نجفى, مؤسس یکى از مهم ترین کتاب خانه هاى اسلامى, در سال ۱۳۷۳ق, رساله اى مختصر در پاسخ مرحوم حاج میرزا مهدى بروجردى در اثبات عدم تحریف قرآن, نگاشته است. این رساله, در کتاب برهان روشن درج شده است. در این رساله آمده است: القول الحق الذى لاریب فیه أن القرآن الشریف المنزل على رسول اللّه ـ صلى اللّه علیه و آله ـ هو هذا الموجود الذى تلقّاه الخلف من السلف, لم تزد و لم تنقص علیه و منه آیه و لا کلمه, شَدّه ولامَدّه, ضمّه ولافتحه کسره و همزه حرف و لا نقطه…. از این عبارت, معلوم مى شود که ایشان هم قرائات مختلف را قبول ندارد. ۵۳٫ [امام خمینى(ره) در کتاب کشف اسرار و نیز در تقریرات بحث اصول فقه ایشان (تهذیب الأصول) و همچنین در کتاب أنوار الهدایه فى التعلیقه على الکفایه].۲۵ حضرت امام, در کتاب اخیر, پس از اعتراض شدید به حاجى نورى, آورده است: والعجب من معاصریه من أهل الیقظه, کیف ذهلوا و غفلوا, حتى وقع ما وقع مما بکت علیه السماوات وکادت تتدکدک على الأرض…. 54. آیه اللّه حاج سید محمد رضا گلپایگانى, از مراجع تقلید بزرگ شیعه, در رساله اى کوتاه که در این باره مرقوم داشته و در کتاب برهان روشن, درج شده است. ایشان مى گوید: الأخبار التى نقلها بعض أهل الحدیث فى موضوع التحریف, امّا مؤوّل و امّا مطروح, مع أنّ جلّها غیر معتمد علیها و بعضها مقطوع الفساد و لایرفع بها الید عما هو معلوم مقطوع. ۵۵٫ [ملاّ احمد اردبیلى (م۹۹۳ق) در کتاب شرح ارشاد الأذهان].۲۶ همان طور که ملاحظه مى شود, ۴۶ نفر از ۶۲ نفرى که ذکر شدند, در کتاب برهان روشن, یاد شده اند و در اثر تلاش و پیگیرى مرحوم بروجردى, چند رساله کوتاه ارزنده نیز نگاشته شده است. نویسنده این سطور, پیشنهاد مى کند که به پاس خدمت بسیار ارزنده اى که آن مرحوم انجام داده است, کتاب وى با نظم و شکلى درخور, تجدید چاپ گردد. در این جا لازم مى دانم یادآورى کنم که عبارت برخى از این۶۲ نفرى که یاد شدند, دلالت واضحى برآنچه مقصود مؤلف کتاب برهان روشن و کتاب هاى بعد بوده, ندارد; بلکه از برخى از آنان, مانند علاّمه مجلسى و ملاّ صالح مازندرانى, قول به نقص قرآن, در جاى دیگرى نقل شده است و شاید لازم باشد با دقّت در عبارات آنان, بین این دو قول, فرق گذاشت: ۱) از زمان عثمان که قرآن به صورت فعلى گردآورى شده, هیچ تغییرى نکرده است. ۲) از روز نزول قرآن, هیچ تغییر و حتى نقصى در قرآن مجید, پیدا نشده است. نظرى که ما آن را صحیح مى دانیم, قول دوم است; زیرا قول اوّل, با این که در فاصله نزول و گردآورى, آیاتى حذف شده باشند و به اصطلاح, نقصى بر قرآن وارد شده باشد, منافات ندارد و این جانب حدس مى زنم چند نفر از ۶۲ نفرى که یاد شدند, به قول اوّلْ تصریح کرده اند, نه قول دوم ـ که مقصود ماست ـ و نیز قول به تواتر قرآن مجید که در برخى از این کتاب ها و رساله ها یاد شده, معلوم نیست که با قول به نقص قرآن مجید, منافات داشته باشد. لذا مى بینیم برخى هم قائل به تواتر قرآن مجید شده اند و هم احتمال نقص قرآن مجید را به طور جزمْ رد نکرده اند. ۵۶٫ [سید رضى, مؤلف نهج البلاغه (م۴۰۶ق)]. ۵۷٫ [ابن شهرآشوب, مؤلف کتاب المناقب (م۵۸۸ق) در کتاب متشابه القرآن و مختلفه]. ۵۸٫ [ابن ادریس حلّى, صاحب کتاب السرائر (م۵۹۸ق)]. ۵۹٫ [سید مهدى, صاحب منهاج الشریعه فى الرّد على ابن تیمیه]. ۶۰٫ [شیخ محمد على اردوبادى غروى, صاحب کتاب بحوث فى علم القرآن]. ۶۱٫ [شیخ محمد رضا مظفّر, صاحب کتاب عقائد الامامیه].۲۷ ۶۲٫ [فضل بن شادان (م۲۶۰ق) در کتاب الایضاح].۲۸ ۶۳٫ [سدیدالدین محمود حمّصى رازى, از علماى سده هفتم هجرى در کتاب المنقذ من التقلید].۲۹
چند کتاب دیگر
تا این جا روشن شد که پیش از تألیف فصل الخطاب, دو رساله, یکى از شیخ حرّ عاملى و دیگرى از محقّق کَرَکى داشته ایم که اوّلى در اثبات تواتر قرآن و دومى در اثبات عدم نقص قرآن مجید است و هیچ کدام چاپ نشده است. پس از تألیف فصل الخطاب, کتاب ها و رساله هاى زیر, در ردّ آن و یا در رد قول تحریف قرآن کریم, تألیف شد: ۱٫ کشف الارتیاب, شیخ محمود معرّب تهرانى (چاپ نشده). ۲٫ رساله اى که خود حاجى نورى پس از انتشار کشف الارتیاب نوشته است (چاپ نشده). ۳٫ بحثى که علاّمه بلاغى در مقدمه آلاء الرحمان مطرح کرده که در حکم رساله اى در این موضوع است. ۴٫ تعلیقه علاّمه شعرانى بر فصل الخطاب. ۵٫ بحثى که آیه اللّه خویى در کتاب البیان مطرح نمود که در حکم رساله اى در این موضوع است. ۶٫ برهان روشن حاج میرزا مهدى بروجردى. ۷٫ بحث بسیار مفصّلى که حاج شیخ هادى تهرانى در کتاب محجه العلماء, در حدود یکصد صفحه دارد. ۸٫ رساله فى حفظ الکتاب الشریف عن شبهه القول بالتحریف, از مرحوم سید محمدحسین شهرستانى (چاپ نشده). ۹٫ رساله از صاحب الذریعه, علاّمه شیخ آقا بزرگ تهرانى (چاپ نشده).۳۰ ۱۰٫ رساله اى که میرزا مهدى شیرازى نگاشته است. ۱۱٫ رساله اى که علاّمه سید محمد حسین طباطبایى به درخواست مرحوم میرزا مهدى بروجردى نوشته است. ۱۲٫ رساله اى که آیه اللّه مرعشى نجفى نوشته است. ۱۳٫ رساله اى که آیه اللّه گلپایگانى نوشته است.۳۱ ۱۴٫ رساله آلاء الرحیم, تألیف حاج شیخ عبدالرحیم تبریزى. این رساله, چاپ شده است. ۱۵٫ رساله اى که آیه اللّه حسن حسن زاده آملى نوشته و در هشت رساله عربى ایشان به نام فصل الخطاب فى عدم تحریف کتاب ربّ الأرباب, چاپ شده است. ۱۶٫ افسانه تحریف, تألیف جناب آقاى مهدوى فخر کرمانى به زبان فارسى. ۱۷٫ أکذوبه تحریف القرآن, تألیف آقاى رسول جعفریان. ۱۸٫ التحقیق فى نفى التحریف, تألیف آقاى سید على حسینى میلانى. ۱۹٫ صیانه القرآن من التحریف, تألیف آقاى شیخ محمد هادى معرفت. ۲۰٫ حقائق هامّه حول القرآن الکریم, تألیف آقاى سید جعفر مرتضى عاملى. بخشى از این کتاب, درباره موضوع عدم تحریف قرآن مجید است. ۲۱٫ سلامه القرآن من التحریف, تألیف آقاى دکتر محمدى.۳۲ در تمام این بیست و یک کتاب و رساله ارزنده, در پاسخ به بیش از هزار روایتى که در فصل الخطاب نقل شد, مطالبى قانع کننده, به صورت بسیار کوتاه و یا متوسط و یا مبسوط, یاد شده است; امّا در هر صورت, بیشتر با دسته بندى روایات و به صورت کلّى پاسخ داده اند. تنها کتابى که این روایات را تک تک بررسى نموده, کتاب القرآن الکریم و روایات المدرستین آیه اللّه سید مرتضى عسکرى است و این خصوصیت, باعث شده که این کتاب گران قدر, بر دیگر کتاب ها و رساله ها برترى پیدا کند. این خدمت علاّمه عسکرى, مانند سایر خدمات علمى و روشنگر ایشان, جاى تقدیر فراوان دارد. البته در این کتاب, هزار و شصت روایت باب یازدهم و دوازدهم فصل الخطاب, مورد توجّه بوده است که با استفاده از این بررسى گسترده, روایاتى هم که در آغاز فصل الخطاب یاد شده اند, پاسخ داده مى شوند.۳۳
مصادر روایات فصل الخطاب
روایات فصل الخطاب, از ححدود هفتاد کتاب, به این ترتیبْ نقل شده اند: از بیست و نه کتاب, از هر کدام, یک حدیث (ش۱ـ ۲۹). از دوازده کتاب, از هر کدام, دو حدیث (ش۳۰ـ۴۱). از هجده کتاب, از هر کدام, سه تا ده حدیث (ش۴۲ـ۶۱ به استثناى ۵۴ و ۵۵) از جوامع الجامع طبرسى, دوازده حدیث. از المناقب ابن شهرآشوب, پانزده حدیث. از بصائر الدرجات صفّار, هفده حدیث. از تأویل الآیات شرف الدین نجفى, هجده حدیث. از تفسیر فرات الکوفى, بیست و نه حدیث. از تفسیر ابن ماهیار, سى و نه حدیث. از تاریخ القرآن سعد بن عبداللّه, پنجاه و نه حدیث. از کافى شریف, هشتاد حدیث. از تفسیر القمى, هشتاد و هشت حدیث. از مجمع البیان طبرسى, یکصد و پانزده حدیث. از کتاب القرائات سیّارى, حدود سیصد و پنجاه حدیث. اینک شرح آنها: ۱ـ اربعین جدّ ابوالفتوح رازى, یک حدیث (ش۴۳۲)۳۴ که ربطى به تحریف ندارد (ر.ک: فصل الخطاب, چاپ سنگى, ص۲۹۵).۳۵ ۲ـ الاستغاثه فى بدع الثلاثه, یک حدیث (ش۲۷۱) که اختلاف قرائت است (ص۲۸۷). ۳٫ اکمال الدین صدوق, یک حدیث (ش۲۷۱) که اختلاف قرائت است و در مجمع البیان هم به عنوان قرائت, یاد شده است (ص۳۱۹). ۴٫ الأمالى سیّد مرتضى, یک حدیث (ذیل ش۹۷۱) که اختلاف قرائت است (ص۳۴۱). ۵٫ تحف العقول۳۶ یک حدیث (ذیل ش۸۲۸) که اختلاف قرائت است (به ص۳۲۹ رجوع شود). ۶٫ الثاقب فى المناقب ابن حمزه یک حدیث (ش۳۳۶) ربطى به تحریف ندارد (ص۲۸۶). ۷٫ حبل المتین سید شمس الدین رضوى که موضوعش معجزات معصومان(ع) است. در این کتاب, از تفسیر گازُر و تفسیر منهج الصادقین نقل شده که آیه شریف «انّما أنت منذر و لکلّ قوم هاد» این چنین بوده است: انّما أنت منـذر لعباد و علیّ لکل قوم هاد که گویا شاعرى با توجّه به تفسیر آیه, آن را به این صورت به شعر در آورده است, نه این که گفته شود آیه به صورت شعر, نازل شده است (ص۲۹۵). شماره حدیث, ۴۳۴ است. ۸٫ الحق المبین شیخ جعفر کاشف الغطا. ایشان در این کتاب مى نویسد: صدرت من الأخباریین أحکام غریبه و أقوال منکره عجیبه, منها قولهم بنقص القرآن, مستندین الى روایات تقضى البدیهه بتأویلها أو طرحها, و فى بعضها نقص ثلث القرآن أو ربعه و نقص أربعین اسماً فى سوره تبّت, منها أسماء جماعه من المنافقین. سپس افزوده است: و فى ذلک منافاه لبدیهه العقل لأنّه لو کان ذلک ممّا أبرزه النبیّ ـ صلى اللّه علیه و آله ـ و قرأه على المسلمین و کتبوه, لافتضح المنافقون و لم یکن النبى ـ صلى اللّه علیه و آله ـ مأموراً بالستر علیهم…37 9. الخصال شیخ صدوق, یک حدیث (ش۳۳) که لفظ تحریف در آن ذکر شده و باید گفت که مقصود, تحریف معنوى است (ص۲۴۱). ۱۰٫ دعائم الاسلام قاضى نعمان, یک حدیث (ش۲۷۴) که اختلاف قرائت است (۲۷۹). ۱۱٫ دلائل الامامهى طبرى شیعى, یک حدیث (ش۳۳۳) که جنبه تفسیرى دارد یا احتمال تفسیرى بودن آن, قوى است (ص۲۸۶). ۱۲٫ زوائد الفوائد سید ابن طاووس, یک حدیث (ش۳۱) که لفظ «تحریف کتاب» و «تغییر سنّت» در آن است و به قرینه تعبیر دوم, مقصود, تحریف معنوى است(ص۲۴۱). ۱۳٫ الأنوار النعمانیه, سید نعمه اللّه جزائرى هم همان حدیث زوائد الفوائد را نقل کرده است. ۱۴٫ صحیفه سجادیه, یک حدیث از مقدمه صحیفه (ش۱۰۳۵) که جنبه تفسیرى دارد (ص۳۴۶). ۱۵٫ علل الشرائع صدوق, یک حدیث (ش۸۵۰) که یک جمله اش اختلاف قرائت و یک جمله اش تفسیر است (ص۳۳۱). ۱۶٫ غایه المرام سید هاشم بحرانى, یک حدیث (ذیل ش۲۷۸) که جنبه تفسیرى دارد. ۱۷٫ الغیبه شیخ طوسى, یک دعا (ش۳۸): «اللّهم جدّد به (المهدى ـ ع ـ) ما امتحى من دینک و أحى به ما بدّل من کتابک» که هیچ دلالتى بر تحریف مورد بحث ندارد; بلکه مقصود, تحریف معنوى است (ص۲۴۳). ۱۸٫ الطرائف ابن طاووس, یک روایت (ش۴۶۶) که اختلاف قرائت است (ص۲۹۸). ۱۹٫ میرداماد در القبسات, در حاشیه این جمله از دیباچه کتاب: «وابتعثه بالذکر المحفوظ»38, آورده: انّ الأحادیث من طرقنا و طرقهم متظافره بأنّه کان التنزیل: انّما أنـت منـذر لعباد و علیّ لکل قوم هاد در شماره هفت, گفته شد که گویا شاعرى یا یکى از ائمه(علیهم السّلام) با توجّه به تفسیر آیه, این شعر را سروده اند و مقصود از «کان التنزیل», باید همان تفسیر باشد. به این روایت که معناى تنزیل را روشن مى کند, توجّه کنید: عن الکافى فى قوله تعالى: «و ما ظلمونا و لکن کانوا أنفسهم یظلمون», عن أبى الحسن الماضى ـ علیه السلام ـ قال: انّ اللّه أعزّ و أمنع من أن یظلم و ینسب نفسه الى الظلم, و لکنّه خلطنا بنفسه, فجعل ظلمنا ظلمه, و ولایتنا ولایته, ثم أنزل اللّه بذلک قرآناً على نبیّه, فقال: «و ما ظلمونا و لکن کانوا أنفسهم یظلمون». قال الراوى: قلت: هذا تنزیل؟ قال: «نعم». (المیزان, ج۱, ص۹۳) ۲۰٫ کتاب جعفر بن محمد بن شریح, یک روایت (ش۷۱۷) که اختلاف قرائت است (ص۳۱۹). ۲۱٫ کشف الغُمهى اِربِلى, یک حدیث (ش۲۸۵) که جنبه تفسیرى دارد (ص۲۸۰). ۲۲٫ المزار شیخ مفید, یک جمله از زیارت امام حسین (ش۴۰): «اللّهم العن الذین… حرّفوا کتابک» که مقصود,به قطع یا به احتمال قوى تحریف معنوى است (ص۲۴۳). ۲۳٫ مشارق الأنوار بُرسى, یک حدیث (ش۱۰۲۰) که جنبه تفسیرى دارد (ص۳۴۵). ۲۴٫ در أربعین اسعد اِربِلى هم همین حدیث, نقل شده است. ۲۵٫ از المصباح کفعمى, یک جمله از دعایى نقل مى کند (ش۴۴) که لفظ تحریف دارد و مقصود, به قطع یا به احتمال قوى تحریف معنوى است. ۲۶٫ در البلد الأمین کفعمى هم همین جمله نقل شده است. ۲۷٫ مصباح الزائر ابن طاووس, یک حدیث (ش۴۷) که لفظ تحریف دارد و مقصود یا محتمل قوى در مقصود آن, تحریف معنوى است (ص۲۴۴). ۲۸٫ همین مطلب در المزار ابن مشهدى هم نقل شده است. ۲۹٫ مناقب ابن شادان یک حدیث (ش۴۷۲) که اختلاف قرائت است (ص۲۹۸). ۳۰٫ اصل عاصم بن حمید حنّاط, دو روایت (۲۱۰ و ۹۰۶) که اوّلى مربوط به آیه متعه است که مانند احادیث متعدد دیگر, شامل جمله «الى أجل مسمّى» است. میرداماد, در حاشیه القبسات مى گوید: الأحادیث من طرقهم و طرقنا متظافره بأنّه کان فى آیه المتعه: «فما اسمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى» و قد کان مکتوباً فى مصحف ابن مسعود و کانا یقرءانه کذلک. به نظر محقّقان, بسیارى از عباراتى که در مصحف ابن مسعود بوده, جنبه تفسیرى و توضیحى داشته و این هم یکى از آن موارد است و مهمّ است که بدانیم همین موارد هم اختلاف قرائت دانسته شده است, نه این که به عنوان تحریف و نقص, مطرح شده باشد. و روایت شماره ۹۰۶ هم اختلاف قرائت است که در آیه چهارم سوره تحریم, «صغت» خوانده شود یا «ضاغت» (ص۲۷۱ و ۳۳۵). ۳۱٫ الأمالى شیخ صدوق, دو روایت (ش۲۸۳ و ۶۶۱) که هر دو اختلاف قرائت و یا تفسیر است (ص۲۸۰ و ۳۱۵). ۳۲٫ دو حدیث هم با شماره هاى ۷۴۴ و۷۴۵ از صدوق, بدون این که نام کتابى یاد شود, نقل شده که هر دو اختلاف قرائت است (ص۳۲۱). ادامه دارد ….
پی نوشت :

۲۲٫ از کتاب التحقیق فى نفى التحریف جناب آقاى سید على حسینى میلانى نقل شد. ۲۳٫ برهان روشن, ص۱۴۳٫ ۲۴٫ از کتاب التحقیق فى نفى التحریف جناب آقاى میلانى وصیانه القرآن جناب آقاى معرفت, نقل شد. ۲۵٫ از کتاب أکذوبه تحریف القرآن, تألیفِ آقاى رسول جعفریان و کتاب صیانه القرآن من التحریف آیه اللّه محمد هادى معرفت و کتاب القرآن الکریم و روایات المدرَسَتین علاّمه سید مرتضى عسکرى نقل شد. ۲۶٫ از کتاب صیانه القرآن من التحریف تألیف آیه اللّه معرفت نقل شد. ۲۷٫ از شماره ۵۶ تا ۶۱, از کتاب التحقیق فى نفى التحریف جناب آقاى میلانى نقل شد. ۲۸٫ از کتاب القرآن الکریم و روایات المدرستین نقل شد. ۲۹٫ از کتاب سلامه القرآن من التحریف جناب آقاى محمدى نقل شد. ۳۰٫ نسخه خطّى آن در دسترس است. ۳۱٫ این چهار رساله در کتاب برهان روشن, درج شده اند. ۳۲٫ این بیست و سه کتاب, به استثناى آنهایى که چاپ نشدن آنها یادآورى شد, چاپ شده اند و جز افسانه تحریف, همه به زبان عربى اند. ۳۳٫ در آغاز فصل الخطاب, شصت روایت و در باب یازدهم آن نیز شصت روایت و در باب دوازدهم, هزار روایتْ نقل شده است. بنابراین, در مجموع شامل ۱۱۲۰ روایت است. ۳۴٫ همه ارجاعات پس از این به فصل الخطاب, به همین نسخه از کتاب است. ۳۵٫ شماره هاى یادداشت هاى این جانب, باشماره گذارى کتاب القرآن الکریم و روایات المدرستین, گاهى اختلاف داشت. در این مقاله شماره ها مطابق این کتابْ یاد شد که مراجعه آسان باشد. ۳۶٫ تحفه العقول در فصل الخطاب, غلط چاپى است. ۳۷٫ به رساله الحق المبین, چاپ سنگى, ص۶۸ رجوع شود. مرحوم کاشف الغطا در پایان این بحث, قولى را اختیار کرده است که شاید مورد قبول دیگران نباشد.
منبع: www.hadith.net

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.