حدیث«سبعه احرف» در محک عقل و نقل

مقدمه
از جمله مباحث در خور درنگ و پژوهش پیرامون قرآن کریم ، مسئله نزول قرآن است و یکی از زیرشاخه های این موضوع، حدیث معروف سبعه احرف (هفت حرف) است که در روایات اهل سنت ، بر آن ادعای تواتر شده است . البته باید تصریح کرد که مسئله نزول قرآن بر هفت حرف ، از دیدگاه دانشمندان شیعی ، تا اندازه ی بسیاری منتفی است؛ اما نزد علمای اهل سنت ، کمتر موضوعی است که همچون این مسئله ، معرکه آراء و اختلاف نظربوده باشد ؛ به طوری که تفاسیر بسیار زیاد وگوناگونی حول معنای آن ، ارائه شده است. پرسشهای چندی در پیوند با این حدیث ، سزاوار طرح است ؛ از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: آیا در اصل ، صدور چنین حدیثی از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قطعی و یقینی است؟اگر چنین است ،‌آیا خود پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در جای دیگر ، مقصود خویش را از هفت حرف (سبعه احرف) بیان داشته اند؟ اگر نزول قرآن بر هفت حرف ، صحیح باشد، چرا صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) قرآن را بر هفت حرف ننوشتند یا در مصاحف خود روشن نکردند که آن را بر پایه کدام حرف فراهم آوردند؟ آیا مصاحف طبق یک حرف نوشته می شده یا بیشتر؟ اصولاً قرآن کنونی بر کدام حرف است؟ آیا در روایات شیعه ، چنین حدیثی یافت می شود یا خیر ؟ و دهها پرسش دیگر از این قبیل که امید است در این پژوهش ، به بخشی از آنها پاسخ داده شود.
اهل سنت و حدیث سبعه احرف
نزدعلمای اهل سنت ، کلماتی با تعبیر سبعه احرف ، از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت شده است که اگر چه در ساختار الفاظ با یکدیگر متفاوت اند، اما از جهت محتوا ، ظاهراً متحد و متفق اند که قرآن دارای هفت حرف است. تقریباً تمامی علمای اهل سنت ، در جوامع حدیثی خود مدعی تواتر این حدیث شده اند.«زرقانی» نام بیست ویک نفر از صحابه را آورده که این حدیث از طریق آنها از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است . این عده از صحابیان عبارت اند از : عمر ، عثمان ، ابن مسعود، ابن عباس ، ابوهریره ، ابوبکر ، ابوجهم، ابوسعید خدری ، ابوطلحه انصاری ، ابی بن کعب ، زیدبن ارقم، سمره بن جندب ، سلیمان بن ضرد، عبدالرحمن بن عوف ، عمروبن ابی سلمه ، عمروبن عاص ، معاذبن جبل ، هشام بن حکیم ، انس بن مالک ، حذیفه بن یمان‌، ام یعقوب ، (همسر ابوایوب انصاری).(۹:ص۲۱۸) سیوطی نیز در نظر مشابه ، اذعان می کند که این حدیث از طریق جمعی از صحابه مثل : ابی بن کعب ، انس بن حذیفه بن یمان، زیدبن بن ارقم، سمره بن جندب و…(تا اینکه می گوید : ۲۱ صحابی اند ، وارد شده و ابوعبیده بر تواتر آن ، تصریح کرده است.(۸:ج، ص۱۶۳) برخی از مهم ترین و گویاترین روایات نبوی در مورد سبعه احرف ، به شرح ذیل است: ۱٫حدّثنا سعیدبن عفیر، قال : حدّثنی اللّیث‌، قال : حدّثنی عقیل عن ابن شهاب ، قال: حدّثنی عروه بن الزبیر، أنّ المسوّربن مخرمه و عبدالرحمن بن عبدالقاری حدّثاه أنّهما سمعا عمروبن الخطّاب یقول : سمعت هشام بن حکیم یقرأ سوره الفرقان فی حیاه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فاستمعت لقراءته فاذا هو یقرأ علی حروف کثیره لم یقرئنیها رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فکدت أساوره فی الصلاه فتصبّرت حتّی سلّم فلبیّته بردائه فقلت : من أقرأک هذه السوره التی سمعتک تقرأ؟ قال : اقرأنیها رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقلت : کذبت: فإن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قد أقرأنیها علی غیر ما قرأت فانطلقت به أقوده إلی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)فقلت :إنّی سمعت هذا یقرأ بسوره الفرقان علی حروف لم تقرئنیها . فقال : رسول الله : أرسله اقرأ یا هشام فقرأ علیه القراءده التی سمعته . یقرأ.فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) کذلک أنزلت . ثمّ قال: اقرأ یا عمر فقرأت القراءده التی أقرأنی . فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کذلک أنزلت ، إنّ هذا القرآن أنزل علی سبعه أحرف فاقرؤوا ما تیسّرمنه.(۳:ج۶ ، ص۲۲۸) سعید بن عفیر ، روایت کرده است : لیث از عقیل ، از ابن شهاب از عروه بن زبیر نقل می کند که مسور بن مخرمه و عبدالرحمن بن عبدالقاری از عمربن خطّاب چنین شنیده اند : هشام بن حکیم سوره فرقان را در زمان حیات رسول خدا در نماز ، قرائت می کرد. به قرائت وی گوش دادم . متوجه شدم که سوره فرقان را با وجوه متعددی قرائت می کند که با وجهی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به من تعلیم داده بود، تفاوت دارد.نزدیک بود که درحال نماز با وی درآمیزم؛ ولی منتظر شدم تا نمازش را به پایان رساند. عبایش را بر او پیچیدم و او را در هم فشردم و گفتم: چه کسی قرائت این سوره را به تو یاد داده است؟ گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) گفتم : دروغ می گویی . به خدا سوگند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)همین سوره ای که تو می خوانی طوری دیگری به من آموخته است . او را به نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) بردم و گفتم : یا رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) من شنیدم که این مرد سوره فرقان را با وجوه متعددی می خواند که با ترتیبی که شما به من تعلیم فرموده ای ، تفاوت دارد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هکذا أنزلت : سوره همین طوری که هشام می خواند ، از جانب خداوند نازل شده است. سپس فرمود: عمر تو بخوان. من همان طور که آن حضرت به من یاد داده بود، خواندم . باز هم رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هکذا أنزلت : سوره همین طور که تو خواندی ، نازل شده است . آن گاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)فرمود: «إنّ هذا القرآن أنزل علی سبعه احرف؛ یعنی : قرآن بر هفت حرف نازل شده؛ به هر یک از آنها که برایتان میسر است ، قرآن را قرائت کنید.» 2. حدّثنا خلّاد بن أسلم قال: حدّثنا أنس بن عیاض ، عن أبی حازم، عن أبی سلمه ، قال : لا أعلمه إلا عن أبی هریره : أنّ رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) قال : أنزل القرآن علی سبعه احرف فالمراء فی القرآن کفر. ثلاث مرّات .(۱۲:ج۱ ،ص۳۵) ابوهریره : پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده و سه مرتبه گفت : مراء در قرآن ، موجب کفر است. ۳ . عن أبّی بن کعب ، أنّ رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) لقی جبرئیل فقال له :أنّی بعثت إلی أمّه أمیّین ،منهم العجوز و الشیخ الکبیر و الغلام و الجاریه و الرجل الذی لم یقرأ کتاباً قطّ. قال : یا محمّد ، إنَ القرآن أنزل علی سبعه أحرف.(۴:ج۵، ص۱۹۴) ابی بن کعب: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) جبرئیل را ملاقات کرد و به وی گفت : من بر امّتی مبعوث شده ام که امّی اند در میان آنان ناتوان و پیر و غلام و کنیز هست و کسانی که قادر به خواندن نیستند . جبرئیل گفت : یا محمد ، قرآن بر هفت حرف نازل شده است. ۴٫ أبّی بن کعب: قال النبیّ (صلی الله علیه و آله وسلم):أرسل إلی أن اقرأ القرآن علی حرف ؛ فرددت إلیه أن هوّن علی أمّتی فردّ إلی الثانیه اقرأه علی حرفین ؛ فرددت إلیه أن هوّن علی أمّتی. فردّ إلی الثلاثه اقرأه علی سبعه أحرف.(۱۹:ج۱ ، ص۵۶۲) ابی بن کعب : پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: جبرئیل ، به سوی من فرود آمد و گفت : قرآن را به یک حرف بخوان . من پاسخش دادم که : بر امت من ، آسان گیر ، بار دوم ، به من گفت: قرآن را بر دو حرف بخوان. من در پاسخش گفتم: بر امت من ، آسان گیر . بار سوم ، مرا گفت : قرآن را بر هفت حرف بخوان.
یک حرف و معنای آن
یکی از بحثهای مهم پیرامون این حدیث ، تفسیر و معنای یک حرف است که در رابطه با آن ، جدالهای زیادی صورت گرفته و اقوال نقل شده در مورد آن بسیار زیاد است به طوری که گفته شده و در اتفان به آن اشاره شده به ۴۰ قول می رسد . بعضی از مهم ترین این نظریات به قرار زیر است: ۱٫ منظور الفاظ مختلف است که دارای یک معنا هستند؛ یعنی جایگزینی کلمات با یکدیگر ؛ البته تا آنجا که تغییری در معنا پدید نیاید و حکمی از احکام قرآن ، عوض نشود. مبنای این نظر برخی روایات حدیث سبعه احرف است . نمونه ای از آن به قرار زیر است: از ابی هریره منقول است که پیامبر فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. آن را بر هر حرفی بخوانید ، در آن حرجی نیست ؛ لیکن آیه رحمت را به عذاب و آیه عذاب را به رحمت ، ختم نکنید.(۱۲:ج۱ ، ص۴۲) ۲٫ وجوه هفتگانه لغات و لهجه های عرب : این معنایی است که اکثر علما و اهل سنت آن را پذیرفته و صاحب قاموس هم آن را تأیید کرده است. همچنین گروهی از متأخّران ،‌ از جمله : دکتر عبدالحلیم نجار و مصطفی صادق رافعی نیز آن را بر سایر معانی دیگر ، ترجیح داده اند. بیان آن این است که قرآن به هفت وجه از وجوه لغات و لهجه های عربی ، نازل شده است؛ چون قرآن از هفت لهجه لغات عرب ، بیرون نیست . زیرا لهجه هایی که در جزیره العرب تفوق و انتشار داشت ، به هفت لهجه عمده باز می گردد که عبارت اند از : لهجه قریش ، هذیل ، ثقیف ، هوازن ، کنایه ،تمیم و یمن .(۵:ص۲۵۷) ۳ . وجوهی که به کیفیت تلاوت قرآن مربوط است. مثل : ادغام ـ اظهار ـ تفخیم ـ ترقیق ـ اماله و… ۴٫ مراد از احرف سبعه هفت نوع اختلاف است که البته این هفت نوع اختلاف را به گونه های مختلف ، مشخص کرده اند؛ نمونه ای از آن مثل : الف) اختلاف اسم از نظر افراد تثبیه و جمع و تذکیر و تأنیث . ب) اختلاف صرف فعل از نظر ماضی و مضارع و امر. ج) اختلاف در اعراب . د) اختلاف در نقص و زیادت. ه) اختلاف در تقدیم و تأخیر. و) اختلاف در ابدال. ی) اختلاف در کیفیت تلاوت:
نقد نظریات پیرامون معانی سبعه احرف
سؤالات و شبهات بسیار زیادی پیرامون حدیث سبعه احرف ، وجود دارد و عدّه زیادی از دانشمندان شیعه همواره با نظر تردید به این حدیث نگریسته اند و برخی آن را کاملاً نفی کرده اند. دراین قسمت ، به بررسی اساسی ترین شبهات حول این مسئله می پردازیم : ۱٫ اختلاف در مضامین روایت مذکور : اولین اشکال پیرامون این حدیث ـ که با نگاهی کوتاه به روایات مختلف آن مطرح می شود ـ این است که این حدیث ، حتی در طبقه صحابه ـ که نخستین طبقه اند ـ با تعابیر و مضامین گوناگون نقل شده است. به عنوان مثال ، بعضی از آنها ، دلات دارد بر اینکه زیادی بر حرف واحد، به تدریج بوده و در برخی ، زیادی بر حرف واحد، در یک دفعه انجام گرفته و در برخی از روایاتِ تدریج نزول قرآن بر هفت حرف ، زیادی در دفعه سوم است. بعضی از آنها دلالت دارد بر اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) با راهنمائی میکائیل ، از جبرئیل درخواست که خواندن قرآن ، تنها به یک حرف منحصر نباشد و برای وسعت و راحتی امّت ، روشهای دیگری نیز تجویز شود؛ ولی بعضی دیگر دلالت می کند بر اینکه جبرئیل بدون راهنمایی میکائیل و بدون درخواست پیامبر ، خود به آسمان بالا رفت و رخصت آورد و این عمل را تکرار کرده تا برای خواندن قرآن با هفت حرف ، رخصت صادر شد. اختلاف دیگرـ که قابل ذکر است ـ عدم تناسب جوابهای پیامبر با سؤالات مطرح شده است ؛ چنان که در روایتی که ابن مسعود آمده است ، می خوانیم که در تعداد آیات سوره ی اختلاف و گفتگو شد، اختلاف کنندگان به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شرفیاب شدند و حقیقت را از وی پرسیدند. علی (علیه السلام) با اشاره و فرمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)فرمود: همان طور که قرائت را فراگرفته اید ، بخوانید.(۶:ص۱۷۸) مسلّماً ، بخشی از اختلاف اقوال در معنای روایات سبعه احرف ، به خاطر اختلاف مضامین آنها در سبعه احرف است والا اگر روایت سبعه احرف از متن واحدی برخوردار بود ، این همه اختلاف آراء در معنای آن حاصل نمی شد. ۲٫ روایات نافی احرف سبعه: روایاتی مبتنی بر نزول قرآن بر سه حرف ، چهار حرف ، پنج حرف و ده حرف ، وجود دارد که با روایت سبعه احرف ونزول قرآن بر هفت حرف ، متضاد است و معنای آن را نفی می کند. در نتیجه ، این سؤال مطرح می شود که اگر روایت سبعه احرف ، قطعاً از سوی پیامبر صادر شده اند ، به چه دلیل ایشان در سخنی دیگر ، نزول قرآن را بر سه حرف یا چهار حرف و… بیان می دارند. از طرف دیگر ، علمای اهل سنت ـ که بر حدیث مزبور (احرف سبعه) ادعای تواتر دارندـ برای حدیث نزول قرآن بر سه حرف نیز اعتبار خاصی قائل بوده و بر آن اعتماد کرده اند. این حدیث به قرار زیر است: عن سمره بن جندب ، عن النبی (صلی الله علیه و آله وسلم) قال: أنزل القرآن علی ثلاثه أحرف ، فلا تختلفوا فیه ؛ فإنّه مبارک کلّه ، فاقرأوه کالذی أقرأتموه .(۲۰:ج۲ ، ص۵۲ ؛ ۲۱ :ج۷۷ ، ص۱۵۲) سمره بن جندب می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: قرآن بر سه حرف ، نازل شده است؛ در آن اختلاف نکنید . قرآن تمامش (سه حرف) مبارک است آن را آن گونه بخوانید که بر شما قرائت شده است. حاکم می گوید : این حدیث صحیح است و بخاری به روایت حسن از سمره ، استناد و مسلم به احادیث حمّادبن سلمه ، اعتماد کرده است.(۱۸:ج۲ ، ص۲۳۳ ؛ ۲: ج۵ ، ص۲۲) ۳٫ کلی گویی و ابهام روایات نقل شده ، خود نشانه ای از جهل و ضعف آنهاست ؛ زیرا اگر نزول قرآن بر هفت حرف صحت داشت ، جای این سؤال باقی می ماند که چگونه ممکن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)خود حدیث سبعه احرف را با الفاظی کلی و آن را واضح و روشن نساخته و پیرامون مصادیق آن ، توضیحاتی بیان نکرده باشد ، تا جایی که برای آن ، این همه تفسیر ارائه شده است.(۹:ص۲۲۴) ۴٫ شبهه دیگر، پیرامون اصل حدیث و تواتر آن است . این حدیث آن گونه که در تعریف تواتر لفظی می خوانیم ـ که تمام راویان ، حدیثی را در تمام طبقات ، با الفاظ واحدی نقل کنند ، (۱۰:ص۱۷۰) ـ قطعاً تواتر لفظی ندارد؛ زیرا همان طور که قبلاً نیز اشاره شد، با الفاظ گوناگون نقل گردیده است . تواتر معنوی ، یعنی نقل حدیث از سوی راویان با الفاظ متفاوت اما همراه با معنا و محتوای واحد(همان) نیز در مورد این حدیث ، به دلایل اختلاف در مضامین آن ـ که قبلاً ذکر گردید ـ و همچنین روایات نافی سبعه احرف ، غیرقابل اثبات است . حتی عدم تواتر در تمامی طبقات نیز از سوی بعضی از دانشمندان اهل سنت ، اذعان شده است و این خود ، دلیل دیگری بر عدم اثبات تواتر این حدیث است. زرقانی می گوید:…باید توجه داشت که شرط فراوانی نقل کنندگان در سلسله سندـ که سبب مصونیت از توافق برکذب است‌ـ باید در تمامی طبقات راویان وجود داشته باشد . چنین شرطی اگر در طبقه صحابه باشد ، در طبقات بعدی نیست.(۷:ج۱ ، ص۱۳۹) افراد دیگری چون دکتر ضیاءالدین عتر ، حتی تواتر را در طبقه صحابه نیز قابل اثبات نمی دانند.(۱۳:ص۱۰۹) ۵٫ سؤال دیگر پیرامون سند و متن حدیث از لحاظ فقه الحدیثی است. آیت الله معرفت می گوید: اسانید این روایات از نظر وثاقت ، ثابت نشده است. (۱۵:ج۲ ، ص۹۴) آیت الله خویی نیز در مورد این مسئله ، اذعان دارد که اصل روایت سبعه احرف ، ثابت نشده و از طریق عامه نقل شده و آن روایتی مجعول است.(به نقل از ۱۶: ص۲۴۴) از طرفی ، با توجه به تعریف حدیث مضطرب ـ که حدیثی است که از لحاظ متن ، مختلف نقل شده باشد، (۱۴:ص۷۰) ـ می توان گفت که حدیث سبعه احرف مضطرب است و غرابت نیز دارد؛ زیرا یکی از معانی غریب در نزد محدثان آن است که در متن آن الفاظ مشکلی به کار رفته باشد.(۱۰:ص۱۷۶) این خود نوعی ضعف برای حدیث به شمار می رود و این حدیث با داشتن الفاظی مانند : نزول علی سبعه أحرف ، حدیثی غریب به شمار می آید ؛ چرا که بیش از ۳۵ قول در معنای آن گفته شده است. ۶٫ اشکال دیگری که پیرامون این حدیث مطرح است ، مخالفت آن با صحیحه ی زراره از امام صادق (علیه السلام) است که فرموده اند:إنّ القرآن واحد نزل من عندالواحد ولکن الاختلاف یجیء من قبل الرواه.(۶) همچنین امام صادق (علیه السلام) روایت رایج میان مردم را ـ که در آن ، مسئله هفت حرف مطرح شده تکذیب کرده و فرموده اند: کذبوا أعداء الله و لکنه نزل علی حرف واحد من عندالواحد.(۶) ۷٫ خبر واحد بودن سبعه احرف نزد شیعه : روایت سبعه احرف در منابع حدیثی شیعه ، به ندرت نقل شده و آن هم در رتبه ی خبر واحد که دارای ضعف سندی و دلالتی است .این موضوع ذهن را به این پرسش وا می دارد که اگر این روایت متواتر است ، چگونه در منابع حدیثی شیعه، از تواتر و کثرت ناقلان آن خبری نیست ؟ و چرا صحابه ی پیامبر از جمله ابوبکر یا حضرت علی (علیه السلام) که بیشترین روایات مربوط به قرآن را حتی در کتب اهل سنت از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده است ـ آن را از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) روایت نکرده اند و نامشان درسند روایت سبعه احرف ، کنار دیگر صحابه نیست؟ ۸٫ تناقض در محتوای حدیث سبعه احرف : بزرگ ترین شبهه ی وارده بر این حدیث ، از منظر این مقاله ، یک سو و یک جهت نبودن معنا و محتوای این حدیث است. در مقایسه متن هر کدام با دیگری ، می توان دریافت که متن هر کدام ، دارای تفاوتهایی است و هرکدام موضوع خاصی را بیان می دارد. مشخص نیست که آیا واقعاً حدیث سبعه احرف ، اساساً مربوط به لفظ است یا معنا ؟ واگر مربوط به معناست ؟ آیا برای هر آیه ، هفت معنا قابل ترسیم است ؟ یا برای برخی از آیات چنین خواهد بود؟ اگر مربوط به لفظ است ،‌آیا مربوط به تمامی الفاظ است ، منظور چیست؟اگر منظور لغات و لهجه هاست ـ آن طور که بیشتر دانشمندان اهل سنت آن را قبول کرده اند و از دانشمندان شیعه آیت الله معرفت ، دکتر حجتی و آیت الله خویی نیز آن را به عنوان بهترین تفسیر ، از منظر اهل سنت دانسته اند ـ این سؤال و سؤالات زیادی پیش می آید که پس مصحف عثمانی بر کدام حرف یا بهتر بگوییم بر کدام لغت و لهجه ، تنظیم شده است؟ آیا بر همه ی حروف سبعه بوده یا بر حرف واحد؟و آیا حروف دیگر نسخ شده و از بین رفته اند؟و آیا قرآن کنونی ـ که منطبق بر قرآن عثمانی است ـ بر اساس یک لهجه و یک قرائت و یک حرف است یا بیشتر؟ از روایات گذشته ، چنین بر می آید که همان اختلافاتی که عثمان را واداشت تا قرآن را به قرائت واحد منحصر کند و در واقع ، توحید مصاحف را به وجود آورد ، در حال حیات خود پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)نیز اتفاق می افتاد؛ولی رسول خدا هر فرد را در قرائت خود تثبیت و تأیید می کرد و به مسلمانان اعلام می داشت که این گونه اختلافات رحمت و نعمت است.در صورت صحت این روایات ، عثمان و پیروان وی چه مجوزی داشتند که این اختلافات را برطرف سازند و این در رحمت را بر روی مسلمانان ، ببندند؟مسلمانان نیز بر اساس چه مجوزی گفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)را کنار نهادند و گفتار عثمان را مورد عمل و اجرا گذاشتند؟(۶:ص۱۸۲) همچنین اگر منظور لغات و لهجه های هفتگانه است ، پس با روایتی که از عمر و عثمان منقول است که قرآن به لغت و لهجه ی قریش نازل گشته و نیز نهی عمر ابن مسعود را از قرائت «عتی حین» و استدلال ، اینکه قرآن بر لغت قریش نازل شده ، چه کار باید کرد؟ همچنین این تفسیر با روایت مخاصمه و منازعه ی عمر با هشام بن حکیم در مورد قرائت (با اینکه هر دو از قریش بودند) سازش ندارد و اصلاً اگر تفسیر مزبور بر لغات و لهجه های عرب تکیه دارد، بنابراین باید قرائت قرآن به هفت لغت و لهجه ، جائز و صحیح باشد؛ در حالی که این امر بر خلاف سیره تمام مسلمین است. اگر مقصود ، جواز تبدیل کلمات به مترادفشان است ، در این صورت ، اعجاز قرآن و فصاحت و بلاغت آن زیر سؤال می رود و باز این سؤال مطرح می شود که آیا بر این اساس ، قرآن از تحریف مصون خواهد ماند؟ آیت الله خویی در بحثی پیرامون همین وجه از حدیث سبعه احرف ، می فرماید: اگر مراد از این وجه ، این است که پیامبر جایز دانسته اند که کلمات قرآن موجود با کلمات هم معنای خود، جا به جا شوند ، این احتمال موجب هدم اساس قرآن می شود. قرآنی که معجزه ی جاوید و حجت بر همه مردم است ، هیچ عاقلی شک نمی کند که این کار موجب از بین رفتن قرآن و عدم اعتنا به شئون آن است و آیا هیچ عاقلی توهم می کند که پیامبر اجازه بدهد که قاری سوره «یس» را چنین بخواند: یس، الذکر الحکیم ، انلک لمن الانبیاء ،علی طریق سویّ.(همان ، ص۱۸۱) سؤال دیگر اینکه ، اگر مقصود از سبعه احرف اجازه بر تبدیل کلمات بود‌، چطور خداوند در قرآن می گوید:(قل ما یکون لی أن أبدّله من تِلقاءِ نَفسی إن أتّبعُ إلّا ما یوحی إلیّ(یونس ۱۰)/۱۵) اگر مقصود از سبعه احرف ، هفت نوع اختلاف باشد ـ که قبلاً یاد شد ـ در جواب باید گفت : این گونه تفسیر در معنای حروف هفتگانه ، هیچ گونه دلیل و گواهی ندارد؛به خصوص اینکه افراد مورد خطاب در روایات حروف هفتگانه ، اصلاً از این گونه اختلافات اطلاعی نداشتند. در ثانی ، روایات حروفی هفتگانه در این معنی صراحت دارند که قرآن در ابتدا با حرف واحد نازل شده بود؛ سپس با درخواست پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اجازه قرائت آن به هفت وجه رسید. مشخص است که یک حرف و وجه واحد، نمی تواند یکی از این اختلافات نامبرده باشد . پس چگونه می توان گفت که مراد از حروف هفتگانه همان اختلافات هفتگانه است از طرفی ، اختلافات در ادغام و اظهار و روم و اشمام… قرآن را از لفظ واحد بودن، خارج نمی کند تا بتوانیم آنها را در ردیف اختلاف در کلمه و حرف محسوس بداریم.(همان ، ص۱۸۸) اگر مراد ، ابواب سبعه یا فصول هفتگانه : امر ، زجر ، حرام ، حلال ، محکم ، متشابه و امثال باشد ، باید گفت که فصول قرآن بر این هفت مورد محدود نمی شود .ممکن است انواع دیگری مانند ناسخ و منسوخ و… نیز از آن مجموعه ، به حساب آید. همچنین این توجیه و تفسیر با روایت ابی کریب ، معارض و متضاد است؛ زیرا او از ابن مسعود چنین نقل می کند که خداوند قرآن را به پنج حرف نازل نموده است: حلال ، حرام ، محکم ، متشابه و امثال.(۱۲:ج۱ ،ص۲۴) و سرانجام اگر مقصود هفت بطن و معنا در قرآن باشد ، این سؤال مطرح می شود که چطور با درخواست پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) مبنی بر تسهیل وتوسعه بر امت خویش در الفاظ ، سازگاری خواهد داشت؟ زیرا در برخی از روایات بر تسهیل در الفاظ ، تصریح شده است.
دیدگاه علامه طباطبایی پیرامون سبعه احرف
علامه طباطبایی در نظری خاص ذیل آیه ی هفت سوره ی آل عمران ، در بحث محکم و متشابه قرآن و اینکه قرآن دارای مراتبی از معانی است ، به حدیث سبعه احرف اشاره کرده ، معتقدند که این حدیث مربوط به اقسام خطاب و انواع بیان است ایشان می فرمایند : در حدیث مروی از فریقین از پیامبر ،آمده است که حضرت فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است . گر چه در لفظ حدیث اندکی اختلاف است ، لیکن معنای آن به طور مستفیض ، در احادیث زیادی از خاصه و عامه روایت شده است. راجع به معنای حدیث ، اختلاف شدیدی به میان آمده که شماره اقوال در آن تا حدود ۴۰ می رسد؛‌ولی چیزی که کار را آسان کرده و به اختلافات خاتمه می دهد، تفسیری است که در خود این روایات راجع به آن بیان شده است… در یک روایت از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده : خداوند قرآن را به هفت قسم ، نازل کرد که هر یک از آنها در رتبه ی خود ، کافی و شافی بوده ، هیچ کوتاهی و نقصی ندارند. آن هفت قسم اینهاست: امر ، زجر ، ترغیب ، ترهیب ، جدل ، مثل و قصص.پرواضح است که از مجموع این روایات ، روشن می شود که منظور از هفت حرف ، اقسام مختلف خطاب و بیانی است که قرآن شریف روی آنها نازل شده است.(۱۱:ج۳، ص۱۷۴)
اشکال
هرچند بر نظر علامه نسبت به دیگر نظریات و تفاسیر ، خدشه ی کمتری وارد است ، اما باز جای این سؤال باقی می ماند که با توجه به اینکه روایات حروف هفتگانه در این معنی صراحت دارند که قرآن در ابتدا با حرف واحد نازل شده بود و سپس به هفت وجه رسید ، کدام یک از انواع خطاب و بیان ، حرف و وجه واحد اولیه بوده است؟
دیدگاه برخی دیگر از دانشمندان شیعه حول حدیث:
۱٫آیت الله معرفت
ایشان در بحثی پیرامون این حدیث ، پس از ذکر روایات اهل بیت (علیه السلام) در این رابطه در کتاب «علوم قرآنی» خود می فرمایند : این حدیث از جمله احادیثی است که در این زمینه ، از ائمه اهل بیت(علیه السلام) نقل شده و موثق بودن اسناد آنها ثابت نشده است؛ چنان که استاد بزرگوار آقای خویی و پیش از وی استادش ، علامه بلاغی و دیگران یادآور شده اند.(۱۵:ص۸۷) استاد معرفت پس از ذکر احادیث اهل سنت در این رابطه، ذکر می کنند که مدلول و مضمون احادیث مختلف بوده و بااصطلاح تواتر که وحدت مضمون در تمامی آنها شرط است ، سازش ندارد.(همان ، ص۹۰) ایشان در نهایت ، تفسیر حدیث مربوط را لغات و لهجه های عرب می دانند و آن را بهترین معنی در این باب بر می شمارند.
۲٫ دکتر حجتی
ایشان نیز در کتاب تاریخ قرآن ، پس از ذکر نظریات گوناگون پیرامون این حدیث در نهایت می نویسند: روایت نزول قرآن بر هفت حرف با بیش از ۴۰ تفسیری که درباره آن بیان شده است … به هیچ وجه ، از نظر شیعه قابل استناد و قبول نیست … به خصوص که با روایت صحیحه امام صادق (علیه السلام) که می فرماید:«نزل القرآن علی حرف واحد من عند الواحد» هم منافات دارد.(۵:ص۲۶۳)
۳٫ آیت الله میرمحمدی
آیت الله میرمحمدی نیز در بحث سبعه احرف در کتاب تاریخ و علوم قرآن معتقد است : مراد از هفت حرف ، معانی متعددی است که در کلمات و آیات قرآنی است؛ ولی مردم جز اندکی از آنها را درک نمی کنند.(۱۷:ص۶۶)
۴٫آیت الله خویی
ایشان اصلاً اعتقادی به حدیث سبعه احرف نداشته ، آن را حدیثی مجعول می داند و در کتاب معروف البیان می نویسد: روایت نزول قرآن بر هفت حرف ، به معنای صحیحی بر نمی گردد وباید طرد شود.(۶:ص۲۱۱)
سرانجام سخن
با توجه به شبهات ، سؤالات و اشکالات وارد شده پیرامون حدیث و معناهای مختلف ذکر شده و همچنین با توجه به روایت صحیحه امام صادق(علیه السلام) مبنی بر اینکه الفاظ قرآن دارای نزول واحد و از نزد واحد است و تکذیب ایشان پیرامون نزول قرآن بر سبعه احرف وبا نظر به این روایت نبوی که «اگر با هم اختلاف پیدا نمی کردند» و نیز با توجه به ضعف سندی و متنی روایت مذکور و تصریح بسیاری از دانشمندان شیعه بر انکار آن ، باید گفت : نزول قرآن بر سبعه احرف ، به خصوص در حوزه ی الفاظ ، سخنی نادرست و مجهول است وبر صحت آن حکمی نمی توان کرد.
منابع:

۱٫ ابن جزری ، النشر فی القراءات العشر. قاهره: مطبعه مصطفی محمد. ۲٫ ابن حنبل ، احمد . مسند . بیروت: دارالفکر… ۳٫بخاری ، ابوعبدالله محمدبن اسماعیل .صحیح البخاری . بیروت : دارالفکر. ۴٫ ترمذی ، محمدبن عیسی. سنن . بیروت : داراحیاء السنه النبویه . ۵٫ حجّتی ، سیّد محمدباقر .پژوهشی در تاریخ قرآن کریم. تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ پنجم، ۱۳۶۸٫ ۶٫ خویی ، ابوالقاسم ، البیان فی تفسیر القرآن. انوارالهدی : چاپ هشتم ،۱۴۰۱ق. ۷٫ زرقانی ، محمدعبدالعظیم . مناهل العرفان فی علوم القرآن . قاهره : داراحیاء الکتب العربیه ، ۱۳۶۲٫ ۸٫ سیوطی ، جلال الدین عبدالرحمن ، الاتقان فی علوم القرآن . منشورات شریف رضی. ۹٫ شاکر ، محمد کاظم ، تاریخ قرآن (جزوه ی کارشناسی ارشد) . قم : دانشگاه قم ، ۱۳۸۲ش. ۱۰٫ شانه چی ، کاظم . علوم وحدیث . قم : دفتر انتشارات اسلامی ، ۱۳۸۱ش. ۱۱٫ طباطبایی ، سید محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت : مؤسسه العلمی ، ۱۳۹۴ق. ۱۲٫طبری ، محمّدبن جریر.(جامع البیان عن تأویل آی القرآن (تفسیر طبری) . بیروت : دارالفکر ، ۱۴۰۸ ق. ۱۳٫ عتر ، حسن ضیاءالدین ، الاحرف السبعه و منزله القراءات منها. بیروت : دارالبشائرالاسلامیه ، ۱۴۰۹ ق. ۱۴ . مامقانی ، عبدالله .تلخیص مقباس الهدایه . تحقیق : علی اکبر غفاری ، تهران : جامعه الامام صادق ، ۱۳۶۹ش. ۱۵٫ معرفت ، محمد هادی ، التمهید فی علوم القرآن .قم : مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۱۲ق. ۱۶٫ مؤدّب ، سیدرضا .نزول قرآن و رویای هفت حرف. قم: دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش. ۱۷٫ میرمحمدی ، ابوالفضل ، تاریخ و علوم قرآن. قم : دفتر نشرفرهنگ اسلامی. ۱۸٫ نیشابوری ، ابوعبدالله ، محمدبن محمد. المستدرک علی الصحیحین . بیروت : دارالمعرفه . ۱۹٫ نیشابوری ، مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم. بیروت : داراحیاء التراث العربیه ، ۲۰٫۱۳۷۴٫ هندی ، حسام الدین . کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال . بیروت : مؤسسه الرساله ، ۱۴۰۵ ق. ۲۰٫ هیثمی ، علی بن ابی بکر . مجمع الزوائد و منبع الفوائد . بیروت : دارالکتب العلمیه ، ۱۴۰۸ق
منبع: فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه،شماره ۲۱

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.