تعدد معانی واژه ها و عبارت های قرآن (۱)

مقدمه یکی از پرسش های مهم درباره ی قرآن کریم این است که آیا واژگان و عبارات قرآن کریم یک معنا دارد یا معانی متعدد ؟ اهمیت این بحث بدان دلیل است که اگر واژگان و عبارات قرآن کریم دارای یک معنا باشد ، معارف قابل استفاده از قرآن بسیار محدودتر از صورتی است که معنا متعدد باشد. دانشمندان اصول و قرآن پژوهان ابعاد گوناگون این بحث را بررسی کرده اند. این مقاله ضمن بیان دیدگاه دانشمندان در این باره و روشن ساختن مقصود از « معنا» و « معانی واژگان و عبارات قرآن کریم » ، تعدد معنا را براساس معنای ظاهری و باطنی قرآن کریم بررسی می نماید.
چیستی «معنا» «معنا» عبارت است از : مفهوم و مقصود .( ۱) ریشه ی این واژه به نظر برخی « عنی» (2) و به نظر برخی دیگر « عنو» (3) است. «معنا» هرگاه به سخن اضافه شود ، دو کاربرد دارد :الف. مفهوم و مدلول سخن ، چه گوینده آن را اراده کرده باشد و چه اراده نکرده باشد. (۴)ب. مراد و مقصود از سخن . دو حقیقت ، کاربرد دوم معنای حقیقی «معنا» است ؛ زیرا ریشه ی این واژه به معنای قصد کردن است و «معنای» هر سخن مقصود از آن است . (۵) بنابراین ، معنا مفهومی است که از سخن قصد می شود. (۶)
چیستی « معنای واژگان و عبارت های قرآن » «معنا» مفهومی است که مؤلف آن را قصد کرده و مراد از « معانی واژگان و عبارت های قرآن » مفاهیمی است که خدای متعال اراده کرده است. برخی از دلایل صحیح بودن این ادعا عبارتند از :الف. توصیف قرآن کریم با اوصافی مانند هدایتگر ؛(۷) از جمله می فرماید:« قد جاء کم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم» ( مائده : ۱۵-۱۶)؛ قطعا برای شما از جانب خدا ،روشنایی و کتابی روشنگر آمده است . خداوند کسانی را که از خشنود او پیروی کنند به وسیله ی آن [ کتاب] به راه های سلامت رهنمون می کند و به توفیق خویش ، آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می برد و به راهی راست هدایتشان می کنند.این وصف نشان می دهد که خدای متعال می خواهد انسان ها را به وسیله ی قرآن هدایت کند و در صورتی قرآن هدایتگر خواهد بود که مفاهیم مورد نظر الهی به انسان ها منتقل شود.ب. روایات متعددی از تفسیر قرآن با رأی خویش نهی کرده ، نتایج ناگواری برای آن بیان می دارد . (۸) از این روایات ، به دست می آید که تفسیر قرآن با نظر خود و بدون در نظر گرفتن مقصود خدای متعال ، ناپسند است و از این ، ملاک در معنای قرآن ، مقصود الهی است.حضرت امام رضا علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از خدای متعال نقل می کنند که فرمود : کسی که سخن مرا با رای خود تفسیر کند ، به من ایمان نیاورده است . (۹)بنابراین، منظور از « معانی واژگان و عبارت های قرآن » مفاهیمی است که خدای متعال از آنها اراده کرده است . براین اساس ، دانشمندان اسلامی در تعریف « تفسیر» ، کشف و بیان مقصود الهی را لحاظ کرده اند. (۱۰)معنای واژگان و عبارت های قرآن به دو قسم تقسیم می شود: الف . معانی ظاهری؛ ب. معانی باطنی.
تعدد معانی ظاهری واژگان قرآن برخی از واژگان به خاطر وضع آنها بر معانی متعدد ، یعنی اشتراک لفظی (۱۱) یا به لحاظ حقیقت و مجاز یا حقیقت و کنایه ، معانی متعدد دارند. حال سخن در این است که آیا می توان در یک کاربرد ، معانی متعدد لفظ را اراده کرد؟ دانشمندان اصول در این باره چند نظر دارند:۱٫ مشهور بین آنها ، (۱۲) به ویژه متاخران ، این است که استعمال یک لفظ در بیش از یک معنا ، عقلاً و عرفاً امکان ندارد. (۱۳)۲٫ چنین استعمالی عقلاً ممکن ، ولی عرفاً ممتنع است. ( ۱۴)۳٫ این گونه استعمال عقلاً و عرفاً ممکن است و این مسئله در سخنان شاعران و بلیغان واقع شده است. (۱۵)۴٫ اگر استعمال لفظ در بیش از یک معنا ممکن نباشد ، درباره ی انسان های عادی است ، ولی برای خدای متعال ممکن است ؛ زیرا امتناع اراده ی چند معنا از واژگان به محدودیت گوینده یا مخاطب بر می گردد. در گوینده ی قرآن هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد. مخاطب اصیل قرآن ، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، از صلاحیت ادراک معانی متعدد در یک استعمال برخوردار است. (۱۶)در مواردی که واژگان معانی متعدد دارند ، اگر تعدد معنایی مقصود گوینده را نپذیریم و قرینه ای بر استعمال لفظ در یک معنا و ارده ی آن وجود نداشته باشد ، لفظ مجمل شده ، (۱۷) بر هیچ یک از مفاهیمش دلالت نمی کند. در صورتی که این امکان را بپذیریم ، اگر قرینه ای بر اراده ی یک معنا وجود داشته باشد ، همان مراد گوینده است. اگر قرینه بر اراده ی همه آنها وجود داشته باشد ، همه ی آنها مراد گوینده به شمار می روند. اگر قرینه ای نباشد ، لفظ مجمل شده ، بر هیچ یک از مفاهیمش دلالت نمی کند ؛ زیرا صرف امکان حمل لفظ بر بیش از یک معنا ، دلیل بر اراده ی همه ی آنها نیست و اراده کردن همه ی آنها نیازمند دلیل است. (۱۸)به همین دلیل ، بسیاری از نمونه هایی که ادعا می شود – از قبیل استعمال لفظ در بیش از یک معنا در قرآن کریم است – ناتمام است.تحقیق نشان می دهد مصداقی برای استعمال لفظ در بیش از یک معنا در قرآن کریم وجود ندارد و مواردی که ادعا می شود از باب اشتراک معنوی یا ادعای بدون دلیل است. برخی از این موارد عبارتند از :الف. « و ما ذرألکم فی الارض مختلفا الوانه إن فی ذلک لآیه لقوم یذکرون» (نحل : ۱۳) ؛ و [ همچنین ] آنچه را در زمین به رنگ های گوناگون برای شما پدید آورد [ مسخر شما ساخت] بی تردید ، در این [ امور] برای مردمی که پند می گیرند ، نشانه ای است.واژه ی « الوان » جمع « لون » است و «لون» در لغت ، به معنای رنگ و نوع است. (۱۹) برخی از مفسران آن را به معنای نوع (۲۰) و برخی به معنای رنگ (۲۱) گرفته اند.ب. « او تسقط السماء کما زعمت علینا کسفا او تاتی بالله و الملائکه قبیلا» ( اسراء : ۹۲) ؛ یا چنان که ادعا می کنی ، آسمان را پاره پاره بر [ سر] ما فرو اندازی یا خدا و فرشتگان را در برابر [ ما حاضر] آوری.به نظر برخی از مفسران ، واژه ی « قبیل» به معنای کفیل و ضامن ، چیزی که در مقابل انسان قرار می گیرد و جمع « قبیله» به معنای جماعت تفسیر شده است ، و چون مفاهیم سه گانه با هم منافاتی ندارند ، ممکن است همه در مفهوم آیه جمع شوند ؛ چرا که استعمال لفظ واحد در بیش از یک معنا ، هیچ مانعی ندارد. (۲۲)ج . « الزانی لا ینکح إلا زانیه او مشرکه و الزانیه لا ینکحها إلا زان او مشرک » ( نور : ۳) ؛ مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنی نگیرد.به نظر برخی از مفسران ، لفظ « نکاح » از الفاظ مشترک است و حقیقت در آن ، عقد و جماع است ؛ همچنان که در « لا تنکح ما نکح ابوک » رواست که نهی از عقد و جماع هر دو باشد. (۲۳)د. « وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره » (قیامه : ۲۲ و ۲۳) چهره هایی در آن روز شادابند و به پروردگارشان می نگرند. به نظر برخی « ناظره » در این آیه ی کریمه ، به هر دو معنای حقیقی و مجازی به کار رفته است. معنای مجازی این است که مؤمنان در روز قیامت ، آرزوی پاداش و کرامت از پروردگار خویش دارند و آرزومندی خود را از همه جز او قطع می کنند. و معنای حقیقی چنین است که به پروردگار خویش با بصیرت ها و بینش های خود نظر می کنند ، نه با بصرها و چشم ها. (۲۴)
تعدد معانی ظاهری عبارت های قرآن برخی از عبارت های قرآن کریم معانی ظاهری متعددی دارد که در اصطلاح دانش اصول فقه ، بدان منطوق ، مفهوم و مدلول سیاقی گفته می شود.
اقسام معانی ظاهری عبارت های قرآن
الف. منطوق مشهور بین دانشمندان اصول این است که « منطوق » ، معنایی است که لفظ در محل نطق بر آن دلالت کند. ( ۲۵) البته درباره ی منطوق ، چند دیدگاه وجود دارد :۱٫ منطوق به دو قسم « صریح » و « غیر صریح » تقسیم می شود و منطوق صریح شامل مدلول « مطابقی » ، « تضمنی» و « التزامی » و منطوق غیر صریح شامل مدلول « اقتضا» ، « تنبیه » و « اشاره » است.۲٫ منطوق صریح شامل مدلول « مطابقی » و « تضمنی» بوده و منطوق غیر صریح شامل مدلول « التزامی » است.۳٫ منطوق به صریح اختصاص دارد و آن در مدلول مطابقی و تضمنی منحصر است.۴٫ منطوق به دلالت مطابقی جمله منحصر است. ( ۲۶)
ب. مفهوم مشهور بین دانشمندان اصول این است که « مفهوم» معنایی است که لفظ بر آن دلالت می کند ، بدون آنکه در محل نطق باشد ( ۲۷) مفهوم به دو قسم تقسیم می شود:۱٫مفهوم موافق: مفهوم « موافق» معنایی است که از جمله استفاده می شود و نفی یا اثبات در آن با نفی یا اثبات در منطوق ، همانند است. (۲۸) در وجود مفهوم موافق ، تردیدی وجود ندارد و دانشمندان اصول در آن اختلافی ندارند؛ مانند آنکه می فرماید :« فلا تقل لهما اف» ( اسراء : ۲۳) منطوق آیه شریفه حرمت و لزوم ترک گفتن « اف» است و مفهوم موافق آن ، حرمت و لزوم ترک ناسزا گفتن به پدر و مادر و زدن آنهاست که اهانت و آزارشان بیش از « اف» گفتن است.۲٫مفهوم مخالف : « مفهوم مخالف» معنایی است که از جمله استفاده می شود و نفی یا اثبات در آن با نفی یا اثبات در منطوق همانند نیست . (۲۹) موارد مهم مفهوم مخالف ، که در دانش اصول مورد بحث قرار گرفته ، عبارتند از : ۱- مفهوم شرط ؛ ۲- مفهوم وصف ؛ ۳- مفهوم غایت ؛ ۴- مفهوم حصر ؛ ۵- مفهوم عدد ؛ ۶- مفهوم لقب ؛ ۷- مفهوم زمان ؛ ۸- مفهوم مکان.از میان مفاهیم یاد شده ، مفهوم شرط ، غایت و حصر به نظر مشهور دانشمندان اصول فقه ، حجت است و مفاهیم دیگر ( مفهوم وصف ، (۳۰) مفهوم لقب ، (۳۱) مفهوم عدد ، (۳۲) مفهوم زمان ، (۳۳) مفهوم مکان ، ( ۳۴) حجت نیست. از این رو ، تنها مفاهیم معتبر به نظر مشهور ذکر می شود:۱٫ مفهوم شرط : جمله ی شرطیه که به اصطلاح دانشمندان منطق ، « قضیه ی شرطیه » نامیده می شود ؛ جمله ای است که در آن ،به وجود یا عدم نسبت بین دو قضیه حکم شود ؛ مانند: « اگر خورشید طلوع کند ، پس روز موجود است »؛ « اگر انسان سخن چین باشد ، مورد اعتماد نیست» (35)مشهور بین دانشمندان اصول آن است که جمله ی شرطیه بر مفهوم و انتفای سنخ حکم جزا هنگام انتفای شرط دلالت می کند. (۳۶)قول دوم آن است که جمله ی شرطیه بر مفهوم و انتفای سنخ حکم جزا هنگام انتفای شرط دلالت نمی کند. (۳۷)قول سوم آن است که جمله ی شرطیه در شرع ، بر مفهوم دلالت نمی کند. (۳۸)قول چهارم آن است که جمله ی شرطیه در خبر ، بر مفهوم دلالت نمی کند (۳۹) قرآن کریم می فرماید :« و ابتلوا الیتامی حتی إذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم» ( نساء : ۶) ؛ و یتیمان را بیازمایید تا وقتی به [ سن] زناشویی برسند ؛ پس اگر در ایشان رشد [ فکری] یافتید ، اموالشان را به آنان رد کنید.منطوق جمله ی شرطیه این است که هرگاه در یتیمان رشد مشاهده شود ، دفع اموالشان به آنان لازم است ( بر اساس آنکه صیغه ی امر ظهور در وجوب دارد ) بر مبنای نظر مشهور ، مفهوم جمله ی شرطیه این است که در صورت عدم مشاهده ی رشد در یتیمان ، دفع اموال به آنان لازم نیست. (۴۰) نیز می فرماید:« إن تطیعوه تهتدوا » ( نور : ۵۴) ؛ اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت.منطوق جمله ی شرطیه این است که هرگاه انسان ها از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت کنند ، هدایت می یابند. مفهوم جمله ی شرطیه این است که انسان ها در صورت اطاعت نکردن از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم گم راه می شوند.۲٫ مفهوم غایت : « غایت» در لغت ، به معنای پایان و نهایت به کار می رود (۴۱) گاهی جمله های خبری یا انشایی با کلماتی مانند «الی» و « حتی» و مانند آن در عربی یا « تا» در فارسی همراه هستند که بر غایت دلالت می کنند ؛ مانند اینکه گفته می شود : « من از قم تا مشهد مسافرت کردم » مشهور بین متقدمان آن است که غایت مفهوم دارد و بر ارتفاع سنخ حکم از چیزی که پس از غایت قرار دارد ، دلالت می کند. (۴۲) به نظر برخی از متاخران ، هر گاه غایت به حسب قواعد عربی ، قید حکم باشد. مفهوم دارد و اگر قید موضوع باشد ، مفهوم ندارد . (۴۳) هر گاه غایت پس از جمله قرار گیرد ، ظاهرش آن است که قید به مفاد هیات جمله و ثبوت محمول برای موضوع بر می گردد ، و هرگاه در میان موضوع و پیش از ذکر حکم بیان شود ، ظاهرش آن است که قید موضوع است . (۴۴)قرآن کریم می فرماید:« قاتلوا الذین لا یومنون بالله و لا بالیوم الآخر و لا یحرمون ما حرم الله و رسوله و لا یدینون دین الحق من الذین أوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون» ( توبه : ۲۹) ؛ با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز باز پسین ایمان نمی آورند و آنچه را خدا و فرستاده اش حرام گردانیده اند ، حرام نمی دارند و متدین به دین حق نمی گردند ؛ کارزار کنید ، تا با [ کمال] خواری به دست خود ، جزیه دهند.منطوق آیه این است که جنگ با اهل کتاب تا هنگامی که با خواری به دست خود جزیه دهند ، واجب است. با توجه به آنکه غایت ، « حتی یعطوا الجزیه … » پس از ذکر لزوم قتال با اهل کتاب بیان شده است ، استفاده می شود که قید حکم است و بر اساس هر دو مبنا ، دلالت می کند که وقتی اهل کتاب با خواری به دست خود جزیه دهند ، کارزار با آنان واجب نیست.۳٫ مفهوم حصر: «حصر» در لغت ، به معنای حبس کردن ، (۴۵) محدود کردن ، احاطه کردن و بسنده کردن است .(۴۶) « حصر» در اصطلاح دانش اصول فقه ، همان « قصر» در اصطلاح علم بلاغت است. (۴۷)بیشتر دانشمندان اصول عقیده دارند که واژگان ذیل بر مفهوم حصر دلالت می کنند :الف . « بل» اضرابیه ؛ (۴۸) ب . « الّا» استثنائیه ؛ (۴۹) ج. « انما» . (50) قرآن کریم می فرماید:الف . « و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد مکرمون» (انبیاء :۲۶) منطوق (بل …) این است که فرشتگان ، بندگانی ارجمندند ، و مفهوم آن این است که فرشتگان جز بندگان ارجمند نیستند.ب. «فجعلهم جذاذاً الا کبیراَ لهم» (انبیاء : ۵۸) منطوق آیه این است که حضرت ابراهیم علیه السلام جز بزرگ ترشان را ریز ریز کرد و مفهوم آن این است که حضرت ابراهیم علیه السلام بت بزرگ را قطعه قطعه نکرد.ج. « انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون » ( مائده : ۵۵)منطوق آیه این است که ولی انسان ها تنها خدا و پیامبر او و مؤمنان با ویژگی های یاد شده است و مفهوم « إنما ولیکم الله … » این است که کسی جز خدا و پیامبر و مؤمنان با ویژگی های یاد شده ، ولی مؤمنان نیست.ج . مدلول سیاقی : برخی از عبارت ها افزون بر منطوق و مفهوم ، مدلول یا مدلول هایی دارند که در هیچ یک از آن دو نمی گنجد. (۵۱) به این نوع از مدلول ؛ « مدلول سیاقی» گفته می شود ؛ (۵۲) چرا که سیاق بر آن دلالت می کند . مدلول سیاقی بر سه قسم است :۱٫ مدلول اقتضائی : عبارت است از : معنایی که گوینده لفظی برای آن ذکر نکرده ، ولی از آن رو که صدق سخن یا صحت عقلی یا شرعی کلام وی در گرو آن است ، آن معنا به نظر عرف ، مقصود گوینده به شمار می رود. ( ۵۳) قرآن کریم می فرماید :« و قال الذی نجا منهما و ادّکر بعد امه انا انبئکم بتاویله فارسلون یوسف ایها الصدیق افتنا… » ( یوسف : ۴۵-۴۶) ؛ و آن کس از آن دو [ زندانی] که نجات یافته و پس از چندی [ یوسف را ] به خاطر آورده بود ؛ گفت : مرا به [ زندان ] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم. ای یوسف! ای مرد راستگوی ! درباره ی [ این خواب] اظهار نظر کن ….عبارت « یوسف ایها …. » نمی تواند بلافاصله پس از « فارسلون » قرار گیرد ، زیرا گوینده عبارت « فارسلون » را در قصر ، خطاب به پادشاه گفت و عبارت « یوسف ایها … » را در زندان و خطاب به حضرت یوسف گفت و وی خواب را تعبیر نمود ( ۵۴) بنابراین ، صحت عقلی آیه ی دوم یعنی « یوسف ایها … » اقتضا می کند که پیش از آن عبارتی مانند: « فارسل فاتی یوسف فی السجن » (55) با « فارسلوه الی یوسف فاتاه فقال» (56) در تقدیر باشد. نیز می فرماید:« فبشرناه بغلام حلیم فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ماذا تری قال یا ابت افعل ما تومر ستجدنی ان شاء الله من الصابرین » ( صافات : ۱۰۱-۱۰۲) ؛ پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و وقتی با او به جایگاه سعی رسید ، گفت : پسرکم ! در خواب [ چنین] می بینم که تو را سر می برم . پس ببین چه به نظرت می آید ؟ گفت : ای پدر ! آنچه را ماموری بکن ؛ ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت.از اینکه قرآن کریم پس از بیان بشارت غلام حلیم برای حضرت ابراهیم علیه السلام رسیدن فرزند او به جایگاه سعی و بلوغ را بیان می کند ، روشن می شود که در بین این دو سخن ، تولد یافتن و رشد یافتن او مقصود قرآن کریم بوده و صحت عقلی « فلما بلغ معه السعی… » بدان وابسته است. بنابراین ، عبارت « فلما ولد له و نشا» در تقدیر است. (۵۷)۲٫ مدلول تنبیهی : عبارت است از : معنایی که گوینده لفظی برای آن ذکر نکرده و صدق سخن یا صحت آن در گرو آن معنا نیست؛ اما سیاق سخن نشان می دهد که گوینده معنایی را که لازمه ی سخن اوست ، اراده کرده و یا بسیار بعید است آن را اراده نکرده باشد . برای مثال ، هنگامی که فقیه در پاسخ کسی که از شک در رکعات نماز دو رکعتی پرسیده ، می گوید :« نمازت را اعاده کن » ، سخن او دلالت تنبیهی دارد بر اینکه شک یاد شده موجب بطلان نماز است . (۵۸) قرآن کریم می فرماید :« و شاور هم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله » ( آل عمران : ۱۵۹) ؛ و در کار [ ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.لازمه ی تقارن « شاور هم فی الامر» با « فاذا عزمت فتوکل علی الله » آن است که متعلق « عزمت» و « فتوکل» نیز « الامر» باشد . بنابراین ، تقدیر چنین است : « فاذا عزمت علی الامر فتوکل فی الامر علی الله » از لازمه ی یاد شده ، استفاده می شود که قرآن کریم نیز همین را اراده کرده یا اراده نکردن چنین لازمه ای بعید است. و نیز می فرماید:« فان لم یکن له ولد و ورثه ابواه فلامه الثلث» ( نساء : ۱۱) ؛ ولی اگر فرزندی نداشته باشد و [ تنها] پدر و مادرش از او ارث ببرند ، برای مادرش یک سوم است.لازمه ی ذکر وجود پدر و مادر برای مرده و سپس اختصاص دادن یک سوم به مادر و نام نبردن از ارث پدر ، آن است که بقیه ی مال و دو سوم متعلق به پدر است. (۵۹) از لازمه ی یاد شده ، استفاده می شود که قرآن کریم نیز همین را اراده کرده یا آنکه اراده نکردن این لازمه بعید است.۳٫ مدلول اشاری : عبارت است از : معنایی که لازمه ی مدلول سخن است و آن لازمه به حسب عرف و با قصد استعمالی قصد نشده و لزومش از قبیل لزوم بیّن به معنای اعم یا لزوم غیر بیّن باشد. مدلول اشاری گاه از لوازم معنای یک کلام است و گاهی از لوازم معنای دو کلام. (۶۰)برخی از آیاتی که مدلول اشاری از آنها استفاده می شود ، عبارتند از :الف : « الحمدلله رب العالمین » ( حمد : ۲) ؛ ستایش خدایی را که پروردگار جهانیان است.عبارت « رب العالمین » بر آفریدگار جهانیان بودن خدای متعال دلالت می کند؛ زیرا با تصور رب (۶۱) جهانیان بودن خداوند از یک سو ، و آفریدگار بودن وی از سوی دیگر ، و اینکه تدبیر جهانیان در صورتی ممکن است که آفریده ی حق تعالی باشند، ملازمه بین رب جهانیان بودن خداوند و آفریدگار بودن وی قطعی می شود.بنابراین ، لازمه ( بیّن به معنای اعم ) رب جهانیان بودن خدای متعال این است که او ، آفریدگار جهانیان باشد.ب. « و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» ( احقاف : ۱۵) ؛ و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است . « و الوالدات یرضعن اولاد هن حولین کاملین » ( بقره : ۲۳۳) ؛ و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند.از جمع بین دو آیه ی شریفه ، کم ترین مدت بارداری استفاده می شود ؛ زیرا آیه ی نخست دلالت می کند بر اینکه بارداری و از شیر گرفتن کودک سی ماه است و آیه ی دوم دلالت می کند بر اینکه و مادران ، فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. در نتیجه ، شش ماه کمترین مدت بارداری زن است. حضرت علی علیه السلام براساس روایات متواتر ، از آیه ی مزبور چنین استفاده نموده اند. (۶۲)
پی نوشت:

۱- علی اکبر دهخدا ، لغت نامه ( تهران ، دانشگاه تهران ، بی تا) ، ماده ی « معنی»2- احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه (بیروت، مکتب الاعلام الاسلامی ، ۱۴۰۴) ، ج ۴ ،ص ۱۴۶ / فخر الدین طریحی ، مجمع البحرین ( بی جا ، مکتبه النشر الثقافه الاسلامیه ، ۱۴۰۸ ) ج ۳، ص ۲۵۴- ۲۶۵٫۳- اسماعیل بن حماد جوهری ، الصاح تاج اللغه و صحاح العربیه ( بیروت ، دارالعلم للملایین ، ۱۴۰۷) ،ط . الرابعه ، ج ۶ ، ص ۲۴۴۰ / ابن منظور ، لسان العرب ( قم ادب الحوزه ، ۱۴۰۵) ، ج ۱۵ ، ص ۱۰۱-۱۰۵٫۴- « معنی الکلام ما یدل علیه اللفظ » محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ( بیروت ، منشورات دارمکتبه الحیاه ، بیتا ) ، ج ۱۰ ، ص ۲۵۸ / سعید خوری شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیه خو الشوارد (قم ، کتاب خانه آیت الله مرعشی نجفی ، بی تا ) ، ج ۲ ، ص ۸۴۲٫۵- « معنی کل کلام و معناته و معنیته مقصده» و « عنیت بالقول کذا اردت و قصدت » و « عنیت فلانا عنیا قصدته » و « من تعنی بقولک من تقصد » ر. ک . اسماعیل بن حماد جوهری ، پیشین / ابن منظور ، پیشین ، ج ۱۵ ، ص ۱۰۵-۱۰۶٫۶- ر. ک. سعید خوری شرتونی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۸۴۲٫۷- مانند جاثیه : ۱۱ / بقره : ۸۵ / انعام : ۸۸ و ۱۵۷ / زمر : ۲۳ / جن : ۱۳٫۸- ر. ک. محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار ( بیروت ، مؤسسه الوفاء ، ۱۴۰۳) ، ط . الثانیه ، ج ۸۹ ، ص ۱۰۲-۱۰۷٫۹- محمد بن علی صدوق ، عیون اخبار الرضا علیه السلام ( بیروت ، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات ، ۱۴۰۴) ج ۲، ص ۱۰۷٫۱۰- مانند « التفسیر فی عرف العلماء کشف معانی القرآن و بیان المراد » ( جلال الدین سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن « بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۱۶» ، ج ۲ ، ص ۴۶۱) « التفسیر هو بیان معانی الآیات القرآنیه و الکشف عن مقاصد ها و مدالیلها » . ( سید محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن « قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، بی تا » ، ج ۱ ، ص ۴)۱۱- « اشتراک لفظی» دلالت لفظ بر معانی متعدد بر حسب وضع است. ر. ک . جعفر بن حسن حلی ، معارج الاصول ( بیجا ، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث ، ۱۴۰۳) ، ص ۵۰ / حسن بن یوسف حلی ، مبادیء الوصول الی علم الاصول ( طهران ، المطبعه العلمیه ، ۱۴۰۴) ، ط. الثانیه، ص ۶۹ / حسن بن زین الدین ، معالم الدین و ملاذ المجتهدین ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، بی تا ) ، ص ۳۴ / محمد رضا مظفر ، اصول الفقه ( قم ، مکتب الاعلام الاسلامی ، ۱۴۱۵) ، ط. الثانیه ، ج ۱ ، ص ۳۸ . در برابر اشتراک لفظی ، « اشتراک معنوی » قرار دادر که عبارت از آن است که لفظ برای معنای جامعی وضع شده باشد و بر همه ی افرادش دلالت کند و صدق آن بر مفاهیم متعدد از باب صدق کلی بر جزئیات و مفهوم جامع بر افراد باشد. ر. ک میرزا ابوالقاسم قمی ، قوانین الاصول ( قم ، المکتبه العلمیه الاسلامیه ، ۱۳۷۸ ق ) ، ج ۱ ، ص ۲۱۰۱۲- سید محمد مجاهد ، مفاتیح الاصول ( قم، مؤسسه آل البیت. بی تا)، ص ۲۴۱۳- محمد کاظم خراسانی، کفایه الاصول ( بیروت ، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث ، ۱۴۱۲) ، ط . الثانیه ، ص ۳۶ / محمد تقی بروجردی ، ( تقریرات درس مرحوم آقا ضیاء عراقی ) ، نهایه الافکار ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۰۵) ، ج ۱-۲ ، ص ۱۰۳-۱۰۷ / ابوالحسن مشکینی ، حواشی المشکینی ( قم ، مکتبه لقمان ، ۱۴۱۳) ، ج ۱ ، ص ۲۰۷ / سید حسین بروجردی ، الحاشیه علی الکفایه ( قم ، انصاریان ، ۱۴۱۲) ، ج ۱ ، ص ۱۰۶ / محمد حسین غروی ، نهایه الدرایه ( قم ، مکتبه سید الشهداء ، ۱۳۷۴) ، ج ۱ ، ص ۱۰۳-۱۰۴ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۲۹٫۱۴- جعفر بن حسن حلی ، پیشین ، ص ۵۳ / حبیب الله رشتی ، بدائع الافکار ( قم ، مؤسسه آل البیت ، ۱۴۱۳) ، ص ۱۶۳٫۱۵- سید مرتضی علم الهدی ، الذریعه الی اصول الشریعه ( تهران ، دانشگاه تهران ، ۱۳۴۸) ، ج ۱ ، ص ۱۷-۱۸/ عبدالکریم حائری ، درر الفوائد ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۰۸) ، ط ، الخامسه ، ج ۱-۲ ، ص ۵۵ / جعفر سبحانی ، تهذیب الاصول ( تقریرات درس مرحوم امام خمینی قدس سره ) ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۰۵) ، ج ۱ ، ص ۱۳۱-۱۳۶/ محمد اسحاق فیاضی ، محاضرات فی اصول الفقه « تقریرات درس مرحوم خوئی » ( قم ، دارالهادی ، ۱۴۱۰) ، ط ، الثالثه ، ج ۱ ، ص ۲۱۰٫۱۶- عبدالله جوادی آملی ، تسنیم ، تفسیر قرآن کریم ( قم ، اسراء ۱۳۸۱) ، ج ۱ ، ص ۱۲۹-۱۳۰٫۱۷- لجنه تالیف القواعد الفقهیه و الاصولیه التابعه لمجمع فقه اهل البیت (ع ) ، قواعد اصول الفقه علی مذهب الامامیه ( بی جا ، مرکز الطباعه و النشر لمجمع العالمی لاهل البیت ، ۱۴۲۳) ، ص ۵۳٫۱۸-ر. ک. علی اکبر بابایی و دیگران ، روش شناسی تفسیر قرآن ( قم ، پژوهشکده حوزه و دانشگاه ، ۱۳۷۹) ، ص ۸۶-۸۷٫۱۹- اسماعیل بن حماد جوهری ، پیشین ، ج ۶ ، ص ۲۱۹۷ / حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ( قم ، دفتر نشر کتاب ، ۱۴۰۴) ، ط . الثانیه ، ص ۴۵۷/ ابن منظور ، پیشین ، ج ۱۳ ، ص ۳۹۳٫۲۰- محمد بن جریر طبری ، جامع البیان عن تاویل عن آی القرآن ( بیروت ، دارالمعرفه ، ۱۴۱۲) ، ج ۱۴ ، ص ۶۰ / محمود زمخشری الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ( بیروت ، دارالکتاب العربی ، ۱۴۰۷) ، ط. الثالثه ، ج ۲ ، ص ۵۹۸/ رشید الدین میبدی ، کشف الاسرار وعده الابرار ( تهران ، امیر کبیر ، ۱۳۷۱) ، چ پنجم ، ج ۵ ، ص ۳۶۶/ محمود آلوسی ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم ( بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۳) ، ج ۷ ، ص ۳۵۳/ سید عبدالله شبر ، الحوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین ( کویت ، مکتبه الالفین ، ۱۴۰۷) ، ج ۳ ، ص ۴۰۳ / سید محمد طباطبائی ، پیشین ، ج ۱۲ ، ص ۲۱۵٫۲۱- رشید الدین میبدی ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۳۶۲/ محمود آلوسی ، پیشین ، ج ۷ ، ص ۳۵۳٫۲۲- ر. ک. ناصر مکارم شیرازی و دیگران ، تفسیر نمونه ( تهران ، اسلامیه ، ۱۳۷۴) ، ج ۱۲ ،ص ۲۸۲-۲۸۳٫۲۳- ر. ک . ابوالفتوح رازی ، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن ( مشهد ، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ، ۱۴۰۸) ، ج ۱۴ ، ص ۸۳٫۲۴- سید محمد تقی مدرسی ، من هدی القرآن ( تهران ، محبی الحسین ، ۱۴۱۹) ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۴٫۲۵- «المنطوق ما دل علیه اللفظ فی محل النطق» ر. ک . محمد حسین اصفهانی ، الفصول الغرویه ( بی جا ، دار احیاء العلوم الاسلامیه ، ۱۴۰۴) ، ص ۱۴۶/ محمد علی کاظمی ، فوائد الاصول ( تقریرات درس مرحوم محمد حسین نائینی) ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۰۹) ، ج ۱-۲ ، ص ۴۷۷-۴۸۸/ سید حسین بروجردی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۴۲۹ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۱۲٫۲۶- ر. ک. یوسف بحرانی ، حدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، بی تا ) ج ۱ ، ص ۵۵-۵۶/ محمد تقی رازی ، هدایه المسترشدین ( قم ، مؤسسه آل البیت ، بی تا ) ، ج ۲، ص ۴۱۵-۴۱۶/ سید مرتضی فیروز آبادی ، عنایه الاصول ( قم ، فیروز آبادی ، ۱۴۰۰ ) ، ج ۲ ، ص ۱۶۲-۱۶۴ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۱۲٫۲۷- « ما دل علیه اللفظ لا فی محل النطق» ر. ک. همان.۲۸- محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۱۹۴/ محمد علی کاظمی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۵۵۵ / جعفر سبحانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۵۱۲ .۲۹- محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۱۹۴٫۳۰- سید مرتضی علم الهدی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۳۹۲ / جعفر بن حسن حلی ، پیشین ، ص ۷۰ / حسین بن زین الدین ، پیشین ، ص ۷۹ / محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۲۰۶ / محمد علی کاظمی ، پیشین ، ج ۱-۲ ص ۵۰۲ / محمد تقی بروجردی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۴۹۹ / عبدالکریم حائری ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۲۰۰- ۲۰۱/ محمد اسحاق فیاض ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۱۲۹/ جعفر سبحانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۴۵۳ / محمد رضا مظفر ، پیشین ج ۱ ، ص ۱۲۳/ سید محمد باقر صدر ، دروس فی علم الاصول (قم ، مرکز الابحاث لدراسات التخصیصه للشهید الصدر ، ۱۴۲۱) ، ج ۲ ، ص ۱۳۴٫۳۱- حسن بن زین الدین ، پیشین ، ص ۷۹٫۳۲- سید محمد مجاهد ، پیشین ، ص ۲۱۷/ محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۲۱۲/ محمد تقی بروجردی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۵۰۲/ محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۲۹٫۳۳ و ۳۴ – سید محمد مجاهد ، پیشین ، ص ۲۱۷٫۳۵- ر. ک. محمد رضا مظفر ، المنطق ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، بی تا ) ، ص ۱۵۴-۱۵۶٫۳۶- جعفر بن حسن حلی ، پیشین ، ص ۶۸ / حسن بن زین الدین ، پیشین ، ص ۷۷ / محمد علی کاظمی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۴۷۹-۴۸۴/ محمد تقی بروجردی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۴۷۸-۴۸۲ / محمد اسحاق فیاض ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۷۱-۸۳/ حسینعلی منتظری ، نهایه الاصول ( تقریرات درس مرحوم بروجردی ) ( قم ، تفکر ، ۱۴۱۵) ، ص ۳۰۰ / محمد رضا مظفر ، اصول الفقه ، ج ۱، ص ۱۱۵ / سید محمد باقر صدر ، پیشین ، ج ۲، ص ۱۳۱٫۳۷- سید مرتضی علم الهدی ، پیشین ، ج ۱ ، ۴۰۶ / حسن بن زین الدین ، پیشین ، ص ۷۷ / محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۱۹۴-۱۹۸/ جعفر سبحانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۴۲۷-۴۳۱٫۳۸ و ۳۹ – سید محمد مجاهد ، پیشین ، ص ۲۰۷٫۴۰- ر. ک. احمد بن محمد اردبیلی ، زبده البیان فی احکام القرآن ( تهران ، مرتضوی ، بی تا ) ، ص ۴۸۲٫۴۱- علی اکبر دهخدا ، پیشین ، ماده ی « غایت»42- حسن بن زین الدین ، پیشین ، ص ۸۱/ مرتضی انصاری ، مطارح الانظار ( بی جا ، مؤسسه آل البیت للطباعه و النشر بی تا ) ، ص ۱۸۶٫۴۳- ر. ک. محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۲۰۸ -۲۰۹ / محمد اسحاق فیاض ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۱۴۰ / محمد رضا مظفر ، اصول الفقه ، ج ۱ ، ص ۱۲۶٫۴۴- ر. ک. علی ایروانی ، نهایه النهایه ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۳۷۰) ، ج ۱ ، ص ۲۶۹٫۴۵- احمد بن فارس ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۹۶ / اسماعیل بن حماد جوهری ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۷۴۹٫۴۶- علی اکبر دهخدا ، پیشین ، ماده ی « حصر».47- به نظر برخی از دانشمندان ، « حصر» در اصول فقه اعم از « قصر» در علم بلاغت است ؛ زیرا حصر در اصول فقه ، شامل استثنا می شود ، در صورتی که استثنا در اصطلاح اهل بلاغت ، قصر نامیده نمی شود. ر. ک. محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ص ۱۲۷٫ اما به نظر می رسد تعریف آنها یکی است و فرقشان در برخی از راه های قصر است.۴۸- محمد کاظم خراسانی ، ص ۲۱۱/ محمد تقی بروجردی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۵۰۲ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۲۸-۱۲۹٫۴۹- محمد کاظم خراسانی ، پیشین ، ص ۲۰۹ / محمد تقی بروجردی ، پیشین ، ج ۱- ۲ ، ص ۵۰۱/ جعفر سبحانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۴۵۷ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۲۷-۱۲۸٫۵۰-محمد کاظم خراسانی، پیشین ،ص ۲۱۱/ محمد علی کاظمی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۵۱۰/ محمد تقی برجردی ، پیشین ، ج ۱-۲ ، ص ۵۰۲/ محمد اسحاق فیاض ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۱۴۰ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۲۸/ سید محمد باقر صدر ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۱۳۶٫۵۱- البته برخی از دانشمندان اصول مدلول های یاد شده را در منطوق غیر صریح قرار می دهند. ر. ک. یوسف بحرانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۵۵-۵۶ / محمد تقی رازی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۴۱۵-۴۱۶/ سید مرتضی فیروز آبادی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۱۶۲-۱۶۴٫۵۲- محمد رضا مظفر ، اصول الفقه ، ج ۱ ، ص ۱۳۰-۱۳۱٫۵۳- یوسف بحرانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۵۵ / محمد تقی رازی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۴۱۵-۱۶/ سید مرتضی فیروز آبادی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۱۶۳ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۳۱-۱۳۲٫۵۴- ر. ک. یوسف : ۴۷-۴۹٫۵۵- فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان لعلوم القرآن ( تهران ، ناصر خسرو ، ۱۳۷۲) ، ط . الثالثه ، ج ۵ ، ص ۳۵۴٫۵۶- محمود زمخشری ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۴۷۶٫۵۷- سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۲٫۵۸- یوسف بحرانی ، پیشین ، ج ۱، ص ۵۶/ محمد تقی رازی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۴۱۷ / سید مرتضی فیروز آبادی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۱۶۳ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۳۳-۱۳۴٫۵۹- ابوالفتوح رازی ، پیشین ، ج ۵ ، ص ۲۷۴ / جواد بن سعید کاظمی ، مسالک الافهام الی آیات الاحکام ( تهران ، مرتضوی ، ۱۳۶۵) ، ط . الثانیه ، ج ۴ ، ص ۱۷۰٫۶۰- ر. ک. یوسف بحرانی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۵۶/ محمد تقی رازی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۴۱۸ / محمد رضا اصفهانی ، پیشین ، ص ۴۱۲-۴۱۳ / محمد رضا مظفر ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۳۴٫۶۱- واژه ی «رب» به معنای مالک و به تعبیر دقیق تر ، مالکی است که امر مملوکش را تدبیر می کند. ر. ک. اسماعیل بن حماد . پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۳۰ / سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۱، ص ۲۱٫۶۲- ر. ک محمد بن نعمان مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد ( بیروت ، دارالمفید ، للطباعه و النشر و التوزیع ، ۱۴۱۴) ، ط. الثانیه ، ج ۱ ، ص ۲۰۶ / ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ( نجف اشرف ، مکتبه الحیدریه ، ۱۳۷۶ ق ) ج ۲، ص ۱۹۲/ محمد باقر مجلسی ، پیشین ، ج ۱۶ ، ص ۳۹۷ / سید هاشم بحرانی ، البرهان فی تفسیر القرآن ( تهران ، بنیاد بعثت ، ۱۴۱۶) ، ج ۵ ، ص ۴۲-۴۳/ احمد بن حسین بیهقی ، سنن الکبری ( بی جا ، دارالفکر ، بی تا ) ج ۷ ، ص ۴۴۲ / جلال الدین سیوطی ، الدر المنثور فی تفسیر الماثور ( قم ، کتاب خانه ی آیت الله مرعشی نجفی ، ۱۴۰۴) ، ج ۱ ، ص ۲۸۸٫منبع: مجله معرفت شماره ۱۲۲
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.