استقلال قرآن از امور انسانی (۱)

مقدمه
یکی از مسائل نیازمند بررسی در باب شناخت قرآن ، استقلال آن از امور انسانی است. توضیح آنکه خداوند قرآن کریم را برای هدایت انسان و جبران ناتوانی وی در شناخت هدف آفرینش و نمایاندن راه رسیدن به آن هدف ، وحی نموده (۱) و در نتیجه ، برخی امور انسانی – فی الجمله – مورد عنایت خداوندی بوده است. حال این پرسش رخ می نماید که عنایت به امور انسانی چگونه بوده است؟ آیا این عنایت به صورت بهره گیری و استفاده ی بهینه خداوند از آنها در جهت اثر گذاری هر چه بیشتر بر مخاطبان برای توفیق افزون تر در هدایت مردم بوده است یا به شکل اثر پذیری یا شکل دیگر ؟ اهمیت این بحث و پاسخ به این پرسش ها بدان روست که افزون بر تاثیر در شناخت صحیح قرآن ، از جمله مبانی تفسیر در فهم قرآن است. ادعای جاودانه و جهانی بودن قرآن (۲) در میان کتاب های آسمانی ، اهمیت موضوع را دو چندان کرده است؛ زیرا ممکن است گفته شود : با اثبات تاثیر پذیری قرآن کریم از امور انسانی ، به دلیل آنکه این امور ویژه ی مردمان عصر نزول بوده، پس قرآن کریم محدود به آن افراد و آن زمان است . به رغم انجام برخی تحقیقات در این باره ، (۳) نگاه جدید به این موضوع و اثبات استقلال قرآن کریم – که از جمله مبانی تفسیر به حساب می آید- ضروری است. در سایه ی آن ، روشن خواهد شد که قرآن کریم خالی از هر سخن باطل و غیر واقعی است. برای اثبات این مدعا ، دیدگاه های دیگر در این باره نیز نقد و بررسی می شوند. پیش تر این نکته یادآوری می شود که منشاء الهی داشتن قرآن اصل مسلم و یکی از پیش فرض های بحث است و دیدگاه ها در قلمرو پذیرش این اصل طرح و بررسی می شوند. بنابراین، دیدگاه های نادرستی که قرآن را بشری و یا ساخته ی ذهن پیامبر می دانند خارج از این بحث قرار دارند. (۴)
دیدگاه ها
درباره ی مسئله ی مورد بحث ، سه دیدگاه کلی مطرح است: ۱- قرآن ، بازتاب زبان ، فرهنگ و باورهای مردمان عصر نزول است. ۲- قرآن از زبان ، فرهنگ و باورهای مردم عصر نزول اثر پذیرفته است. ۳- نزول قرآن به زبان قوم و با عنایت به فرهنگ و باورهای مردم عصر نزول و طرد عناصر منفی آن بوده است. ۱٫ قرآن ؛ بازتاب زبان ، فرهنگ و باورهای مردمان عصر نزول براساس این دیدگاه ، قرآن بازتاب تصورات و فرهنگ مردم عصر نزول آن است. همین امر دلیل آمدن مسائلی همچون جن ، چشم زخم ، و سحر در قرآن است ، با اینکه این امور واقعیت ندارند و از افکار و عقاید نادرست دوران جاهلی بوده و علم نیز آنها را تایید نمی کند. این دیدگاه با تاکید بر نزول قرآن به زبان مخاطبان ، دو دلیل متفاوت بر مدعای خود آورده است که عبارتند از :
الف: زبان ، بازتاب تصورات ذهنی انسان
قرآن به زبان و لغت بشری است و واژگان نه بازتاب مستقیم جهان خارج و واقع ، بلکه نشانه های حاکی از « تصورات» و مفاهیمی است که در ذهن خود آگاه یا ناخودآگاه جمعی افراد پایدارند . از این رو ، اگر قرآن کریم از جن ، چشم زخم و سحر سخن می گوید ، بدین سبب است که مردم صدر اسلام وجود آنها را قبول داشتند. پس این گونه الفاظ به کار رفته در قرآن ، بر مفاهیم ذهنی آنها ، دلالت دارد. از این رو ، برای اثبات واقعیت داشتن سحر ، نمی توان به روایتی استناد کرد که در آن از مسحور شدن پیامبر به دست یهودیان یاد می شود ؛ زیرا فرهنگ آن زمان ، پدیده ی سحر را باور داشت، نه اینکه واقعا چنین چیزی وجود داشته باشد. (۵)
نقد :
این دیدگاه از چند جهت قابل نقد است : اولاً ، این دیدگاه مبتنی بر نظریه ی ناصحیح نشانه ای در باب لفظ و معناست که اولین بار فردینان دی سوسور مطرح کرد (۶) و ابوزید و مترجم سخن وی آن را پذیرفته و نقل کرده اند. (۷) طبق این نظر، الفاظ نه بر جهان خارج ، بلکه بر مفاهیم ذهنی دلالت دارند و در آنها به کار می روند که ممکن است مابازای خارجی نداشته باشد. به همین دلیل اشکالات جدی بر آن وارد است ؛ (۸) از جمله : ۱- مفاهمه مشکل است؛ زیرا ممکن است دو طرف سخن نسبت به شیء مورد نظر، ذهنیت مشترکی نداشته باشند. ۲- اگر لفظ بر معنای موجود در ذهن و مراد متکلم وضع شود ، نمی توان از صحت یک کلام سخنی به میان آورد؛ مثلا ، اگر گفته شود : « آب از دو واحد هیدروژن و یک واحد اکسیژن تشکیل شده است » ، نمی توان بحث کرد که آیا واقعا چنین است ؛ چون معلوم نیست مراد گوینده و آنچه در ذهن اوست ، چیست. ۳٫ لفظی که – مثلا – برای خورشید ذهنی وضع شده است، بر خارج انطباق ندارد ؛ زیرا کلمه ی « خورشید» به ذهنی بودن مقید است و هیچ گاه مفهوم ذهنی بر خارج صدق نمی کند ، مگر اینکه جهت ذهنی ، که بخشی از آن است ، حذف شود که در این صورت ، مجاز خواهد بود. (۹) ثانیا ، چگونه الفاظ قرآن حاکی از ذهن است ، نه واقع ! آن هم حاکی از ذهن پر خطای بشر که لازمه ی آن بیان عقاید خرافی و گرفتار کردن انسان ها در نادانی است ، و حال آنکه هدف قرآن هدایت انسان است و قرآن خود را نور و کتاب هدایت معرفی می کند؟ « شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس» (بقره : ۱۸۵) ؛ ماه رمضان که در آن قرآن فرو فرستاده شده ، که راهنمای مردم است. « و انزلنا الیکم نورا مبینا» (نساء : ۱۷۴) ؛ و نوری آشکار به سوی شما فرستادیم. نیز قرآن کریم خود را به دو راز هر باطلی معرفی می نماید : « لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید » (فصلت : ۴۲) ؛ از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی آید. قرآن [ نامه] ای است از سوی حکیمی ستوده [ صفات]. ثالثا ، دلیل مقبولی بر خرافی بودن اعتقاد به وجود جن و چشم زخم اقامه نشده و عدم تایید علم دلیل بر حقیقت نداشتن آنها نیست ، زیرا اینها همانند بسیاری از امور، از حیطه ی علوم تجربی خارجند . علوم امروزی از راه تجربه نمی توانند حقیقت وحی ، معجزه ی پیامبران ، فرشتگان و بسیاری از دیگر موضوعات بیان شده در متون دینی را تبیین کنند. چشم زخم نیز نه تنها محال عقلی ندارد ، بلکه شواهد روزمره ، تاثیر چشم برخی افراد را نشان می دهد. علاوه بر آیات قرآن کریم ، (۱۰) روایات (۱۱) نیز بر وجود چشم زخم دلالت دارند ؛ (۱۲) مثلا ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر چیزی می توانست بر قضا و قدر پیشی گیرد ، چشم زدن بود. (۱۳) حضرت علی علیه السلام می فرمایند: چشم زخم حقیقت دارد. (۱۴)
ب. زبان ؛ آینه ی تجلی فرهنگ
چنان که قرآن کریم می فرماید : زبان قرآن و زبان پیامبران همان زبان قوم بوده است: « و ما ارسلنا من رسول إلا بلسان قومه لیبین لهم » (ابراهیم : ۴) و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم ، تا (حقایق را) برای آنان بیان کند. «زبان قوم» یعنی: قالب فرهنگ قوم ، زبان هر قوم آینه و تجلی فرهنگ ، معتقدات ، نظریه ها و جهان بینی آن قوم است . بنابراین، در قرآن فرهنگ و اعتقادات مخاطبان تبلور یافته است که عدم واقع نمایی را در برخی موارد به دنبال دارد. (۱۵) نقد : این ادعا که مراد از « لسان » در آیه ی بیان شده ، فرهنگ است و شامل اعتقادات و آداب و رسوم می شود ، درست نیست؛ زیرا : اولاً ، واژه ی « لسان » در لغت عرب ، به معنای زبان (وسیله ی گویش) و لغت گویش (۱۶) است ، نه فرهنگ . ابن منظور/ می نویسد: و قوله – عزوجل : « و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه » أی ، بلغه (زبان) قومه. ثانیا ، بررسی کاربردهای قرآنی این واژه خلاف این مدعا را ثابت می کند ؛ چون در تمام این موارد ، لسان به معنای نحوه ی سخن گفتن و یا وسیله ی سخن گفتن آمده است ؛ (۱۷) مانند : «لا تحرک به لسانک لتعجل به» ( قیامه :۱۶) ؛(۱۸) زبانت را به خاطر عجله برای خواندن آن [قرآن] حرکت مده. ثالثا ، مفسران با الهام از کاربردهای قرآنی ، واژه ی «لسان» را به معنای «زبان» گرفته اند. علامه طباطبائی می فرماید : «اللسان هو اللغه» (19) البته – چنان که خواهد آمد – معنای «لغت» شامل کنایات ، امثال و تشبیهات نیز می شود. براین اساس ،مراد آیه این است که پیامبران به زبان قوم خویش ، رسالت و پیام خود را ابلاغ می کردند تا بتوانند پیام الهی را برای مردم بیان کنند. به همین دلیل ، در پایان آیه ، آمده است : «لیبین لهم» در نتیجه ، مردم بدون نیاز به مترجم می توانستند سخنان پیامبر خویش را درک کنند. (۲۰) شیخ طوسی در تفسیر این آیه ی نورانی آورده است : خداوند بلند مرتبه [در این آیه] خبر داده است که در زمان های پیشین ، هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستاده است تا وقتی برایشان [وحی] بیان کرد پیام او را بفهمند و به کسی که آن را ترجمه کند نیاز نداشته باشند. (۲۱) رابعا ، اگر « لسان » به معنای فرهنگ باشد ، مراد آیه ی شریفه این خواهد بود که هر پیامبری بر اساس فرهنگ قوم خود برانگیخته شده و تمام آن را پذیرفته و هیچ مخالفتی با فرهنگ آنان در کتاب او وجود نداشته است. در نتیجه ، مردم هم هیچ مخالفتی با آنان نداشتند ، و حال آنکه هر پیامبری با فرهنگ ناردست قوم خود به صورت عملی مبارزه کرده است. قرآن کریم مبارزه با طاغوت و دعوت مردم به دوری از آنان ، در کنار دعوت به توحید و عبادت خداوند را سر لوحه ی تبلیغ تمام پیامبران الهی می داند: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت» (نحل : ۳۶) و در حقیقت، در هر امتی فرستاده ای برانگیختیم [تا بگوید] خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید. نیز پیامبران هر یک علاوه بر دعوت مردم به انقیاد در برابر اوامر و نواهی خدا ، بر مبارزه با مفاسد رایج زمان خود بیشتر تأکید داشته اند؛ مثلا ، قرآن در چند مورد به دستور حضرت شعیب علیه السلام بر درست وزن کردن در خرید و فروش و نهی از کم فروشی اشاره دارد ؛ مانند : « و إلی مدین أخاهم شعیبا قال یا قوم اعبدوالله ما لکم من إله غیره قد جاءتکم بینه من ربکم فأوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس أشیاءهم » ( اعراف : ۸۵) ؛ و به سوی [مردم] مدین برادرشان شعیب را [ فرستادیم] ؛ گفت : ای قوم من ! خدا را بپرستید که برای شما هیچ معبودی جز او نیست. در حقیقت ، شما را از سوی پروردگارتان برهانی روشن آمده است. پس پیمانه و ترازو را تمام دهید ، و اموال مردم را کم مدهید.(۲۲) به دلیل مخالفت پیامبران با فرهنگ نادرست مردم بود که تمام آنان از سوی مردم تکذیب می شدند. قرآن کریم علاوه بر اشاره به تکذیب برخی پیامبران توسط قومشان به طور مشخص ، (۲۳) در چندین آیه ، به مخالفت مردم با بسیاری از پیامبران اشاره دارد ؛ از جمله : « ألم یاتکم نبا الذین من قبلکم قوم نوح و عاد و ثمود و الذین من بعدهم لا یعلمهم إلا الله جاءتهم رسلهم بالبینات فردوا ایدیهم فی أفواههم و قالوا إنا کفرنا بما أرسلتم به و إنا لفی شک مما تدعوننا إلیه مریب» ( ابراهیم: ۹) ؛ (۲۴) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند [و] کسی جز خدا از آنان آگاهی ندارد ، به شما نرسیده است ؟ فرستادگانشان دلایل آشکاری برایشان آوردند ولی آنان دست هایشان را [ به نشانه ی اعتراض] بر دهان هایشان نهادند و گفتند : ما به آنچه شما بدان ماموریت دارید ، کافریم و از آنچه ما را بدان می خوانید ، سخت در شکیم. عبارت « من بعدهم» در این آیه ، دلالت دارد بر اینکه با تمام پیامبران پس از حضرت صالح علیه السلام مخالفت شده است. همچنین قرآن خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : « و ان یکذبوک فقد کذبت رسل من قبلک» ( فاطر : ۴) (۲۵) و اگر تو را تکذیب می کنند ، قطعا پیش از تو [هم] فرستادگانی تکذیب شده اند. نتیجه آنکه به زبان قوم بودن قرآن کریم به معنای بازتاب فرهنگ مردمان زمان نزول در آن نیست ، بلکه قرآن آمده است که ناپاکی ها را از مردم بزداید و آنچه آورده در نقطه ی مقابل فرهنگ مردم زمان جاهلیت است. (۲۶)
پی نوشت :

۱- « رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما» (نساء :۱۶۵) ؛ پیامبرانی فرستادیم که بشارتگر و هشدار دهنده بودتد تا برای مردم پس از [فرستادن] پیامبران در مقابل خدا [ بهانه و ] حجتی نباشد و خدا شکست ناپذیر و حکیم است . از این آیه استفاده می شود که دانش عادی بشر برای شناخت راه کمال انسانی ، کافی نیست ؛ زیرا بیان می کند که اگر پیامبران نیامده بودند، مردم می توانستند به حکمت الهی احتجاج کنند که خداوندا! تو ما را برای رسیدن به کمال آفریدی ؛ ولی دانش ما برای شناختن راه کمال کافی نبود ، تو نیز با فرستادن پیامبر و پیام وحیانی ما را رهنمون نگشتی ؛ پس ما در نپیمودن راه کمال و انحراف از مسیر درست کمال معذوریم ( نیز ر.ک. طه : ۱۳۴) در صورت کفایت دانش عمومی انسان ، این احتجاج درست نبود و به آنها جواب داده می شد که شما از ابزار آگاهی خود استفاده نکردید. و نیز درباره ی قرآن کریم آمده است : « الر کتاب انزلنا إلیک لتخرج الناس من الظلمات إلی النور بإذن ربهم» ( ابراهیم : ۱) ۲- خداوند درباره ی قرآن کریم می فرماید : « و ما هو الا ذکر للعالمین» (قلم : ۵۲) ؛ و آن [قرآن] جز تذکاری برای جهانیان نیست. ۳- مانند قرآن و فرهنگ زمانه اثر سید محمد علی ایازی ( رشت ، کتاب مبین ، ۱۳۷۸) / شبهات و ردود حول القرآن الکریم ( الباب الثانی) ، اثر محمد هادی معرفت ، بررسی شبهات قرآن و فرهنگ زمانه ، تالیف حسن رضا رضایی و مقالاتی که در این باره نگارش شده است. ۴- در این باره ، ر.ک. مصطفی کریمی ، وحی شناسی ( قم ، مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، ۱۳۸۶) ، ص ۹۷-۱۱۵٫ ۵- ر. ک. نصر حامد ابو زید. النص ، السلطه و الحقیقه ( بیروت ، المرکز الثقافی ، ۱۹۹۵ ) ، ص ۷۹-۸۱ / همو ، « تاریخمندی ، مفهوم پوشیده و مبهم » ، ترجمه و تحقیق محمد تقی کرمی ، نقد و نظر ۱۲ ( پاییز ۱۳۷۶) ، پی نوشت و افزوده ۲ از مترجم و محقق ، ص ۳۵۷-۳۵۸٫ ۶- این دیدگاه از فردینان دی سوسور زبان شناس سوئیسی در کتاب درس های زبان شناسی عمومی مطرح کرده است. در این باره ، ر.ک. فرانک ر. پالمر ، نگاهی تازه به معنی شناسی ، ترجمه ی کوروش صفوی ( تهران ، مرکز نشر ، ۱۳۶۶) ، ص ۵۳-۵۵٫ ۷- نصر حامد ابوزید ، النص ، السلطه و الحقیقه ، ص ۷۹ / همو ، « تاریخمندی ، مفهوم پوشیده و مبهم» ، نقد و نظر ۱۲ ، پی نوشت و افزوده ۲ از مترجم و محقق ، ص ۳۵۷٫ ۸- ر.ک. فرانک ر. پالمر ، پیشین ، ص ۵۳-۵۵٫ ۹- محمد کاظم خراسانی ، کفایه الاصول ( قم ، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث الاسلامی ، ۱۴۰۹) ، ص ۳۱٫ ۱۰- مانند آیات قلم : ۵۱ / یوسف : ۶۷ ۱۱- ر. ک. محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار ( بیروت ، الوفاء ۱۴۰۳) ، ج ۶۰ ، ص ۴۲٫ ۱۲- ر. ک. سید محمد حسین طباطبائی ، المیزان ( قم ، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه ، بی تا) ، ج ۹ ، ص ۳۸۸٫ ۱۳- فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ( بیروت ، دارالمعرفه ، ۱۴۰۸) ، ج ۹-۱۰ ، ص ۵۱۳٫ این روایت از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است. ر.ک . محمد باقر مجلسی ، پیشین ، ج ۵۶ ، ص ۳۳۵٫ ۱۴-نهج البلاغه ، ح ۴۰۰ ۱۵- ر.ک. هدایت الله جلیلی ، « قرآن در همزبانی با بشر» ، کیان ۲۳ ( بهمن و اسفند ۱۳۷۲) ، ص ۴۰-۴۳٫ ۱۶-ابن فارس ، معجم مقاییس اللغه ( بیروت ، دارالجبل، ۱۴۱۱) ، ماده ی «لسن» 17- حسن مصطفوی ، التحقیق فی کلمات القرآن ( تهران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸) ، ج ۱۰ ، ص ۱۹۱٫ ۱۸- و نیز در این معنا ، آیه ی ۹ سوره ی بلد و آیه ۲۴ سوره ی نور را نیز می توان ذکر کرد. ۱۹- سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۱۲ ، ص ۱۲٫ ۲۰- ر.ک. فضل بن حسن طبرسی ، پیشین ، ذیل آیه ی ۴ سوره ی ابراهیم / ناصر مکارم شیرازی و دیگران ، تفسیر نمونه (تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۶۶) ،ج ۱۰ ، ص ۲۶۹٫ ۲۱- محمد بن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ( بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، بی تا ) ، ج ۶ ، ص ۲۷۳٫ ۲۲- « إذا قال لهم شعیب ألا تتقون إنی لکم رسول امین فاتّقوا الله و أطیعون و ما أسالکم علیه من أجر إن أجری إلا علی رب العالمین أوفوا الکیل و لا تکونوا من المخسرین و زنوا با لفسطاس المستقیم و لا تبخسوا الناس أشیاهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین» ( شعراء : ۱۷۷-۱۸۳) ۲۳- ر. ک. سبأ: ۴۵ / شعراء : ۱۰۵ ، ۱۲۳ ، ۱۴۱ و ۱۶۰٫ ۲۴- ر.ک. حج : ۴۲-۴۴ / ق: ۱۲-۱۴٫ ۲۵- نیز ر.ک . آل عمران : ۱۸۴/ انعام : ۳۴٫ ۲۶- ر.ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۴ ، ص ۱۵۵٫
منبع: مجله معرفت شماره ۱۲۲ /س

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.