تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


یگانه قرائتى که داراى سندى صحیح و با پشتوانه جمهور مسلمین استحکام‏یافته، قرائت‏حفص است.این قرائت در طى قرون پى در پى تا امروز همواره میان‏مسلمانان متداول بوده و هست و تداول آن به چند سبب بر مى‏گردد: ۱- سبب اول ، همان است که قبلا به آن اشاره شد.در واقع ، قرائت‏حفص همان‏قرائت عامه مسلمانان است، زیرا حفص و استاد او عاصم شدیدا به آن چه که باقرائت عامه و روایت صحیح و متواتر میان مسلمانان موافق بود،پاى بند بودند. این‏قرائت را عاصم از شیخ خود ابو عبد الرحمان سلمى و او از امام‏«امیر المؤمنین‏» اخذکرده است و على علیه السلام به هیچ قرائتى جز آن چه با نص اصلى وحى که میان مسلمانان‏از پیامبر صلى الله علیه و آله متواتر بوده،قرائت نمى‏کرده است.این قرائت را عاصم به شاگرد خودحفص آموخته است.از این‏رو در تمامى ادوار تاریخ مورد اعتماد مسلمانان قرارگرفت و این اعتماد عمومى صرفا از این جهت‏بوده است که با نص اصلى و قرائت‏متداول توافق و تطابق داشته است.نسبت این قرائت نیز به حفص،به این معنانیست که این قرائت مبتنى بر اجتهاد حفص است،بلکه این یک نسبت رمزى است‏براى تشخیص این قرائت و قبول قرائت‏حفص،به معنا قبول قرائتى است که حفص‏اختیار کرده و پذیرفته است،زیرا این قرائت از روز نخست‏بین مسلمانان متواتر ومتداول بوده است. ۲- عاصم در بین قراء ، معروف به خصوصیات و خصلت‏هایى ممتاز بوده که‏شخصیتى قابل توجه به او بخشیده است. وى ضابطى بى‏نهایت استوار و در اخذ قرآن از دیگران بسیار محتاط بوده است ، لذا قرائت را از کسى غیر از ابو عبد الرحمان ‏سلمى که از على علیه السلام فرا گرفته بود ، اخذ نمى‏کرد و آن را بر زر بن حبیش که قرائت را ازابن مسعود آموخته بود ، عرضه مى‏کرد. ابن عیاش مى‏گوید:«عاصم به من گفت:هیچ کس جز ابو عبد الرحمان،حرفى ازقرآن را براى من قرائت نکرد و من هر وقت که از پیش وى باز مى‏گشتم ، مسموعات‏خود را درباره قرآن به زر بن حبیش عرضه مى‏کردم. ابوعبدالرحمان نیز قرائت را ازعلى علیه السلام و زربن حبیش از عبد الله بن مسعود، اخذ کرده بودند» (1) .از این جهت است که‏به تعبیر ابن خلکان:«عاصم در قرائت،یگانه مورد عنایت و توجه بوده است‏» (2) .به‏این ترتیب ، در تمام دوره‏هاى تاریخ،قرائت عاصم قرائتى بوده که بر همه قرائت‏هاترجیح داشته و بین عامه مسلمانان رواج داشته و همگان بدان توجه داشته‏اند. قاسم بن احمد خیاط(متوفاى ۲۹۲)که از افراد حاذق و مورد وثوق بود،در قرائت‏عاصم،امام به شمار مى‏آید و از این جهت مردم اتفاق بر آن داشتند تا قرائت او را بردیگر قرائت‏ها ترجیح دهند (۳) . در ابتداى قرن چهارم،در جلسه قرائت ابن مجاهد قارى بغداد،پانزده تن‏متخصص قرائت عاصم وجود داشته است و ابن مجاهد تنها قرائت عاصم را به آنان‏تعلیم مى‏داد (۴) . نفطویه ، ابراهیم بن محمد(متوفاى ۳۲۳)که پنجاه سال آموزش‏قرائت را به عهده داشت ، هر وقت که جلسه خود را آغاز مى‏کرد ، قرآن را به قرائت‏عاصم مى‏خواند و پس از آن به قرائت‏هاى دیگر مى‏پرداخت (۵) . امام احمد بن حنبل نیز قرائت عاصم را بر دیگر قرائت‏ها ترجیح مى‏داد ، زیرامردم کوفه که اهل علم و فضیلت ‏بودند، قرائت عاصم را پذیرفته بودند (۶) .همان طورکه ذهبى نقل کرده است:«احمد بن حنبل گفته است: عاصم مورد وثوق بود و من قرائت او را اختیار کرده‏ام‏» (7) . لذا تمام ائمه قرائت کوشش کرده‏اند تا اسناد قرائت‏خود را به عاصم به روایت‏حفص به خصوص متصل کنند.امام شمس الدین ذهبى مى‏گوید: « بالاترین چیزى‏که براى ما به وقوع پیوست‏به دست آوردن قرائت قرآن عظیم از طریق عاصم است‏». او سپس اسناد خود را متصلا تا حفص نقل مى‏کند که او از عاصم و عاصم ازابو عبد الرحمان سلمى و وى از على علیه السلام و از زربن حبیش و او از ابن مسعود گرفته واین دو(على و ابن مسعود)آن را از پیامبر صلى الله علیه و آله اخذ کرده و پیامبر صلى الله علیه و آله نیز به واسطه‏جبرئیل از خداوند گرفته است (۸) . از این‏رو،هم واره بزرگان و شاخص‏هاى فقهاى امامیه،قرائت عاصم به روایت‏حفص را ترجیح داده و برگزیده‏اند،زیرا آن را یگانه قرائت‏برتر و مطابق با لهجه‏فصیح قریش که قرآن بر وفق آن نازل گشته مى‏دانستند که عرب و مسلمانان بر آن‏توافق دارند. دانش‏مند بزرگ و مجاهد ابو الحسن ثابت‏بن اسلم حلبى ، از شاگردان برجسته‏تقى الدین ابو الصلاح حلبى و جانشین او در آن دیار، که حدود سال(۴۶۰)به درجه‏رفیع شهادت نائل گشت،کتابى ارزنده در ترجیح و توجیه قرائت عاصم نگاشته و روشن ساخته که قرائت او همان قرائت قریش است (۹) . نیز ابو جعفر رشید الدین محمد بن على بن شهر آشوب(متوفاى ۵۸۸)در کتاب‏پر ارج خود«المناقب‏»گوید: «عاصم قرائت را از ابو عبد الرحمان سلمى فرا گرفته،که‏او نیز قرائت تمامى قرآن را از على امیر مؤمنان علیه السلام دریافت نموده و اضافه مى‏کندفصیح‏ترین قرائات،قرائت عاصم است ، زیرا از ریشه آن فرا گرفته و هر آن چه‏دیگران کج رفته‏اند،او راه استوار را انتخاب نموده است‏» (10) . هم چنین فقیه گران مایه ابو منصور جمال الدین حسن بن یوسف،ابن مطهر علامه حلى(متوفاى ۷۶۲)در کتاب‏«المنتهى‏»گوید: «بهترین قرائت‏ها نزد من قرائت‏عاصم است‏» (11) . قارى بزرگ قدر عماد الدین استر آبادى-از علماى قرن نهم-کتابى در خصوص‏قرائت عاصم نوشته و سند خود را به او بیان داشته است.این رساله در این باب‏یگانه است و براى دختر شاه طهماسب صفوى نگاشته و در خاتمه آن،آن چه را که‏از شاطبى در قصیده شاطبیه‏اش فوت شده،یاد آور شده و استدراک نموده است (۱۲) . معلم و قارى بزرگ مصطفى فرزند محمد ابراهیم تبریزى،مقیم مشهد مقدس که‏در قرن یازده مى‏زیسته(ولادت وى به سال ۱۰۰۷ بوده)رساله‏اى ارزنده در اسنادقرائت عاصم تالیف نموده است (۱۳) .خلاصه،کتب فراوان و متعددى بر دست‏بزرگان‏علما درباره ارزش قرائت عاصم به رشته تحریر در آمده و هم‏واره دانش مندان باجمهور مسلمین در بها دادن به قرائت عاصم هم دوش و هم صدا بوده‏اند،که براهمیت‏شان این قرائت دلالت دارد.علاوه بر مزایاى دیگر که شرح آن رفت. ۳- از طرف دیگر،حفص که قرائت عاصم را در مناطق مختلف رواج داده به‏انضباط و استوارى شایسته‏اى معروف بود و از این جهت همه مسلمانان علاقه‏مندبودند تا قرائت عاصم را به خصوص از وى اخذ کنند.علاوه بر آن که حفص،اعلم‏اصحاب عاصم نسبت‏به قرائت او بوده و در حفظ و ضبط قرائت عاصم برابوبکر بن عیاش،هم ردیف خود،پیشى گرفته بود (۱۴) . ابو عمرو دانى گوید:«حفص کسى است که قرائت عاصم را براى مردم تلاوت‏مى‏کرد و در ترویج آن مى‏کوشید.او در بغداد و در مکه به آموزش قرائت عاصم‏همت گماشت‏» (15) . ابن المنادى گفته است:«پیشینیان حفص را در حفظ و ضبط قرآن برتر ازابن عیاش مى‏دانستند و او را به ضبط کامل قرائتى که از عاصم آموخته بود،توصیف کرده‏اند» (16) . شاطبى درباره وى مى‏گوید:«و حفص و بالاتقان کان مفضلا (۱۷) ،حفص به جهت‏دقت و اتقان در قرائت ، برتر از دیگران شمرده مى‏شد». ارباب نقد و تحقیق روایت‏حفص را از عاصم روایتى صحیح مى‏دانند.ابن معین‏گوید: «روایت صحیحى که از قرائت عاصم باقى است ، روایت‏حفص بن سلیمان است‏» (18) . با این کیفیت،قرائتى که بین همه مسلمانان رواج یافت،قرائت عاصم از طریق‏حفص است. ۴- علاوه بر آن اسناد حفص در نقل قرائت عاصم از على امیر المؤمنین علیه السلام ، اسنادى صحیح و عالى است که در دیگر قرائت‏ها نظیر ندارد ، زیرا: اولا عاصم قرائت را به طور کامل از احدى غیر از شیخ و استاد خودابو عبد الرحمان سلمى اخذ نکرده که شخصیتى بزرگ و موجه به شمار مى‏آمد و اگرعاصم این قرائت را بر دیگرى عرضه کرده است،صرفا براى حصول اطمینان‏بوده است. ابن عیاش مى‏گوید:«عاصم بن من گفت:احدى حرفى از قرآن را براى من قرائت‏نکرد،مگر ابو عبد الرحمان سلمى که قرآن را از على علیه السلام اخذ کرده است.من موقعى‏که از نزد ابو عبد الرحمان باز مى‏گشتم ، آن چه را که فرا گرفته بودم بر زربن حبیش که‏قرائت را از عبد الله بن مسعود اخذ کرده بود،عرضه مى‏کردم‏» (19) . ثانیا هیچ گاه عاصم با استاد و شیخ خود ابو عبد الرحمان سلمى مخالفت ‏نورزید ، زیرا یقین داشت آن چه را از او فرا گرفته،دقیقا همان است که او از على علیه السلام‏فرا گرفته است.عاصم در این باره گوید:« من در قرائت هیچ اختلافى باابو عبد الرحمان سلمى نداشتم و در هیچ مورد با قرائت او مخالفت نورزیدم ، زیرابه یقین مى‏دانستم که ابو عبد الرحمان سلمى نیز در هیچ موردى با قرائت على علیه السلام‏مخالفت نورزیده است‏» (20) . ثالثا عاصم ، اختصاصا اسناد طلایى و عالى قرائت‏خود را به ربیب خود حفص (۲۱) منتقل کرده و نه به هیچ کس دیگر!و این ضیلت‏بزرگى است که تنها حفص در بین‏دیگر قراء،بدان ممتاز است.این همان شایستگى ویژه است که براى حفص فراهم‏آمد تا مسلمانان به او روى آورند و تنها قرائت او را بپذیرند.حفص مى‏گوید: «عاصم‏به من گفت:قرائتى را که به تو آموختم،همان قرائتى است که از ابو عبد الرحمان‏سلمى اخذ کرده‏ام و او عینا از على علیه السلام فرا گرفته است و قرائتى را که به‏ابوبکر بن عیاش آموختم ، قرائتى است که بر زربن حبیش عرضه کرده‏ام و او ازابن مسعود اخذ کرده بود» (22) .
پی نوشت :

۱- ذهبى،معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۷۵٫ ۲- وفیات الاعیان،ج ۳،ص ۹،شماره ۳۱۵٫ ۳- ابن الجزرى،الطبقات،ج ۲،ص ۱۱٫ ۴- ذهبى،معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۲۱۷٫ ۵- ابن حجر،لسان المیزان،ج ۱،ص ۱۰۹٫ ۶- ابن حجر،تهذیب التهذیب،ج ۵،ص ۳۹٫ ۷- ذهبى،میزان الاعتدال،ج ۲،ص ۳۵۸٫ ۸- معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۷۷٫ ۹- به نقل از«صفدى‏».ر.ک:ذهبى،سیر اعلام النبلاء،ج ۱۸،ص ۱۷۶،شماره ۹۲ پاورقى شماره ۱ و نیز مقدمه‏کتاب‏«الکافى‏»ص ۱۸ عاملى،و اعیان الشیعه،ج ۴،ص ۷،ستون ۲٫سید عاملى نسبت کتاب یاد شده را به وى ازذهبى نقل مى‏کند. ۱۰- مناقب آل ابى طالب،ج ۲،ص ۴۳٫ ۱۱- منتهى المطلب،چاپ سنگى،ج ۱،ص ۲۷۳،فرع ششم. ۱۲- ر.ک:تهرانى،الذریعه،ج ۱۷،ص ۵۵،شماره ۳۰۴٫ ۱۳- همان،ج ۱۲،ص ۲۳۶،شماره ۱۵۴۲٫ ۱۴- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج ۱،ص ۲۵۴٫ ۱۵- همان. ۱۶- النشر فى القراءات،ج ۱،ص ۱۵۶٫ ۱۷- شرح الشاطبیه(سراج القاری‏ء)،ص ۱۴٫ ۱۸- النشر فى القراءات،ج ۱،ص ۱۵۶٫ ۱۹- معرفه القراء الکبار،از ذهبى،ج ۱،ص ۷۵٫ ۲۰- همان و الطبقات،ج ۱،ص ۳۴۸٫ ۲۱- حفص،فرزند همسر عاصم و در دامن وى پرورش یافته بود. ۲۲- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج ۱،ص ۳۴۸٫
منبع: علوم قرآنى


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها