صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > شیعه شناسی > عصمت > عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف )
تاریخ انتشار : ۹ خرداد ۱۳۹۸


عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف )

در این آیه می‌خوانیم که حضرت موسی(علیه السلام) از خداوند تقاضا کرد تا خدا را با چشم سر ببیند، سپس از این تقاضا توبه نمود:
{وَلَمَّا جَاء مُوسَی لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ اَرِنِی اَنظُرْ إِلَیکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَـکِنِ انظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَخَرَّ موسَی صَعِقاً فَلَمَّا اَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیکَ وَاَنَاْ اَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ}
«و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من از نخستین مؤمنانم!»
امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در پاسخ سؤال مأمون عباسی فرمود:
«إنّ کلیم الله موسی بن عمران(علیه السلام) علم أن الله تعالی أعز من أن یری بالأبصار و لکنه لما کلمه الله عزوجل و قربه نجیا رجع إلی قومه فأخبرهم أن الله عزوجل کلمه و قربه و ناجاه فقالوا لن نؤمن لک حتی نسمع کلامه کما سمعت و کان القوم سبعمائه ألف رجل فاختار منهم سبعین ألفا ثم اختار منهم سبعه آلاف ثم اختار منهم سبعمائه ثم اختار منهم سبعین رجلا لمیقات ربه فخرج بهم إلی طور سیناء فأقامهم فی سفح الجبل و صعد موسی(علیه السلام) إلی الطور و سأل الله تبارک و تعالی أن یکلمه و یسمعهم کلامه فکلمه الله تعالی ذکره و سمعوا کلامه من فوق و أسفل و یمین و شمال و وراء و أمام لأن الله عزوجل أحدثه فی الشجره و جعله منبعثا منها حتی سمعوه من جمیع الوجوه فقالوا «لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ»([۱]) بأن هذا الذی سمعناه کلام الله «حَتَّی نَرَی اللهَ جَهْرَهً»([۲]) فلما قالوا هذا القول العظیم و استکبروا و عتوا بعث الله عزوجل علیهم صاعقه فأخذتهم بظلمهم فماتوا»([۳])
«حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) می‌دانست که خداوند منزّه از آن است که با چشمان سر دیده شود، ولی چون خداوند با او به سخن پرداخته و همراز او شده بود، به قوم خود خبر داد که خداوند با او سخن گفته و او را مقرّب درگاه خویش ساخته و با او مناجات کرده است. قوم او گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، مگر مانند تو سخن خداوند را بشنویم. آن قوم، هفتصد هزار مرد بودند که حضرت موسی(علیه السلام) هفتاد هزار نفرشان را انتخاب نمود و از میان این تعداد هفت هزار نفر را انتخاب نمود و از میان اینها هفتصد نفر را و از میان آنها هفتاد نفرشان را برای میقات پروردگارش برگزید و به طور سینا آورد. حضرت موسی(علیه السلام) آنان را پایین کوه طور نگهداشت و خود برفراز کوه آمد و درخواست کرد که آنان نیز سخن خداوند را بشنوند. خداوند با حضرت موسی به سخن پرداخت و قوم او نیز سخن خدا را از بالا و پایین و راست و چپ و جلو و عقب شنیدند؛ زیرا خداوند، سخن را در درختی اِحداث کرد که از آن به گوش آنان می‌رسید. در این هنگام گفتند: ما به تو ایمان نخواهیم آورد که این سخن خدا باشد، مگر این‌که خدا را آشکارا ببینیم چون این سخن بزرگ را بر زبان راندند و استکبار و سرکشی کردند، خداوند متعال در برابر این ظلم بزرگ، صاعقه‌ای فرستاد و آنان را گرفتار ظلمشان نمود و همه مردند.»
حضرت موسی(علیه السلام) عرض کرد: خدایا! وقتی به میان بنی‌اسرائیل برگردم و آنان بگویند که مردم را بردی و به هلاکت رساندی، من در پاسخ آنان چه بگویم؟ در این حال، خداوند آنان را زنده کرد و همراه حضرت موسی قرار داد. مردم گفتند: اگر از خدایت بخواهی خودش را به تو بنماید، درخواست تو را پاسخ مثبت می‌دهد و ما را از آن با خبر می‌کنی و ما آگاه شده، و ایمان می‌آوریم. موسی(علیه السلام) گفت: ای مردم! خداوند با چشمان سر دیده نمی‌شود و از چهار چوب دیدنی‌ها خارج است؛ بلکه به وسیله نشانه‌ها و آیات شناخته می‌شود. مردم گفتند: ما به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر این که خواسته ما را بر آوری.
حضرت موسی(علیه السلام) عرض کرد: خدایا! تو گفتار بنی‌اسرائیل را شنیدی و به صلاح آنان دانایی. خداوند وحی فرستاد: ای موسی! آنچه می‌خواهند از من سؤال کن، من هرگز تو را به جهل آنان مؤاخذه نمی‌کنم. در این هنگام، حضرت موسی(علیه السلام) عرض کرد:
{رَبِّ اَرِنِی اَنظُرْ إِلَیکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَـکِنِ انظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَخَرَّ موسَی صَعِقاً فَلَمَّا اَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیکَ وَاَنَاْ اَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ}([۴]) منهم بأنک لاتری.
«پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»ـ از میان آنها به اینکه تو دیده نمی‌شوی.

[۱]) بقره / ۵۵٫
[۲]) همان.
[۳]) بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۸۱٫
[۴]) اعراف/ ۱۴۳٫
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com

عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف ). عصمت پیامبران ( عصمت حضرت موسی (ع) – آیه ۱۴۳ اعراف )


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها